1758
🍃کانال رسمی شهید مدافع حرم "محمدرضادهقانامیری🕊 • زیر نظر خانوادۀ بزرگوار شهید🌷 ️غالباً آن گذری که خطرش بیشتر است میشود قسمتِ آنکه جگرش بیشتر است.. اینستاگرام: 🆔Inastagram.com/hoseinvesali روابط عمومی مجموعه شهید دهقان : 🆔 @Ghoghnooos_7494
🌱|#آرام_جان
یا سَریعَ الرِّضٰا
اِغْفِرْلِمَنْ لٰا یَمْلِکُ اِلَّا الدٌّعَٰٓإِ،فَاِنَّکَ فَعّٰالٌ لِمٰا تَشٰٓاءُ
ای خدایی که زود راضی میشوی،بیامرز کسی راکه جز دعاچیزی ندارد،زیرا توهرچه رابخواهی،انجام دهی
#دعای_کمیل
✨️|@shahid_dehghan
🌱|#صحیفه_دل
لا تَجْعَل لِشئٍ مِن جوارِحِنا نفوذاً فی مَعصِیَتک
خدایا، هیچیک از اندامهای ما را در
راه معصیتت قرار نده ...
✨صحيفه سجادیه✨
✨️|@shahid_dehghan
از تو گفتن...
از تو شنیدن.....🕊
《ازدواج》
مدتی پیگیر این بود که زن می خواهد
و نیت ازدواج دارد، به او گفتم اول کارش
را جور کند. بعداز آن در همکارانم تا اطرافیان
دختر های خوب هستند. به خواهرش
چند دختر از خانواده های مذهبی و نظامی
معرفی کرده بود، روی آن را نداشت که
مستقیم به خودم بگوید. حتی در تماس هایش
از سوریه هم پیگیر این بود که از طریق خواهرش مرا راضی کند تا به خواستگاری برویم.
📝|به نقل از مادر بزرگوار شهید
🌿|@shahid_dehghan
🎥|#نشان_راه
👈 سری وصیتنامه محمدرضا - قسمت ۱
✍🏻 وفدیناه بذبح عظیم"
و او را به قربانی بزرگی بازخریدیم.
✨🌱سوره مبارکه صافات آیه ۱۰۷
🍂|@shahid_dehghan
🍂|#سیدالشهدای_مقاومت
کشتند تورا ولی نمی دانستند
با لفظ شهید زندهتر خواهی شد❤️🩹
『🌼|@shahid_dehghan』
🍂|#صبحتون_شهدایی
📌 رسول خدا(ص) مي فرمايد :
بالاتر از هر كار خيری، خير و نيكی ديگری است تا آنكه فردی در راه خدا كشته شود، و بالاتر از كشته شدن در راه خدا خير و نيكی نيست.
وسائل الشيعه، ج۱۱، ص۱۰، حديث ۲۱
🗓| سهشنبه ۱۴۰۴/۱۰/۱۶
📿| ذکر روز: یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ
🍂|@shahid_dehghan
🎙|#پادکست
اِیپنآهِروزهایِسختُسَردِزِندِگی..؛
بازکُنآغوشِگرمَتراکهلَرزآنآمَدم(:🤍
#اینَصاحِبنا؟
🕊|@shahid_dehghan
🌱|#صحیفه_دل
[ مْداً نُعَمَّرُ بِهِ فِيمَنْ حَمِدَهُ مِنْ خَلْقِهِ،
وَ نَسْبِقُ بِهِ مَنْ سَبَقَ إِلَى رِضَاهُ وَ عَفْوِهِ. ]
__________________
خدا را ستایش میکنم، ستایشی که با آن،
در گروه ستایشگران از بندگانش زندگی کنم
و با آن ستایش بر هر که به خشنودی و گناه
بخشیاش پیشی جسته، سبقت گیرم (=
+ صحیفهی سجادیه، دعای اول.
✨️|@shahid_dehghan
از تو گفتن...
از تو شنیدن.....🕊
《نماد مقدس》
دوره ابتدایی وقتی در مدرسه دنبالش میرفتم،
باحجاب چادر بودم.باشادمانی و حیرت کودکانه
اش می گفت:مامان وقتی میای دنبالم همه من و
تو را یک جور دیگر نگاه میکنند! کمی که بزرگتر
شد تازه متوجه شد که آن نگاههای خاص،شکوه
و ابهتی بود که در حفظ حجاب وجود داشت.از
آن موقع چادر برایش یک نماد مقدس شد.
🌿|@shahid_dehghan
زینب خدای عشق و جان عالمین است
ذکر تپش های دل زینب حسین است
چون طینت او از ازل شد نینوایی
روحش حسینی است و قلبش کربلایی
#مناسبتی📅
#شهادت_حضرت_زینب🥀
🍂|@shahid_dehghan
☘️|#رعنای_لیلا
برادر جان...
محتاج دعای توام!💛
✨️|@shahid_dehghan
🍂|#صبحتون_شهدایی
🌾 حضرت پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود : به شهيد هفت امتياز از طرف خداوند عطا مي شود، اولين آنها بخشيدن تمام گناهان اوست بواسطه اولين قطره خونش.
وسائل الشيعه، ج۱۱، ص۹، حديث۲۰
🗓| یکشنبه:۱۴۰۴/۱۰/۱۴
📿| ذکر روز: یَا ذَا الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ
🍂|@shahid_dehghan
🌿|#رعنای_لیلا
ما هم با شهیدان یک خانواده ایم...♥️
🌻|@shahid_dehghan
🎥|#نشان_راه
👈 سری وصیتنامه محمدرضا - قسمت ۲
✍🏻 شهادت میدهم به یگانگی حضرت حق و شهادت میدهم به دین مبین اسلام و قرآن و نبوت خاتم الانبیاء حضرت محمد(ص) و ...
✨🌱اللهم عجل لولیک الفرج
🍂|@shahid_dehghan
🌿|#چهارشنبههایامامرضایی
آمده ام تو به داد دلم برسی... 🧡🌱
✨🤲🏻 السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)
🌹|@shahid_dehghan
🍂|#صبحتون_شهدایی
📌 از امام صادق علیه السّلام نقل شده است که از پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم پرسیدند: چرا شهید در قبرش، مورد امتحان و ابتلا قرار نمی گیرد؟ فرمود: شمشیرِ بالای سرش (در هنگام شهادت)، برای امتحان و ابتلای او کافی است.
وسايل الشيعه، ج ۱۱، ص ۶، روايت ۶
🗓| چهارشنبه ۱۴۰۴/۱۰/۱۷
📿| ذکر روز: یَا حَیُّ یَا قَیُّومُ
🍂|@shahid_dehghan
🎙|#پادکست
خدایا 💔؛
درشهادتچهلذتیاستکهمخلصانِتو،
بهدنبالآن؛اشکشوقمیریزند ..!🥲
چیزیکمترازبهشتنداردهوایتو!🌿
🕊|@shahid_dehghan
🌱|#صحیفه_دل
✨خدایا! سختی و دشواری ما را به برکت تقوا و اعمال شایسته، بر کرام کاتبین که فرشتگان نویسندهی اعمالند، آسان ساز، و صفحات پروندهی ما را از خوبیها انباشته و تکمیل کن و ما را نزد فرشتگان نویسندهی اعمال، به کردارهای زشتمان رسوا مساز.
✨صحيفه سجادیه✨
✨️|@shahid_dehghan
از تو گفتن...
از تو شنیدن.....🕊
《اولین خواب》
شام سوم شهادتش به خوابم آمد. تا آن لحظه هنوز کسی خوابش را ندیده بود.
جایی میان آسمان ایستاده بود و با صورت خندان سلام کرد.
هم دیگر را بغل کردیم. در خواب می دانستم شهید شده و سوال هایی پرسیدم.
گفت جایش خیلی خوب است و از من و همه دوستانش تشکر کرد. خیلی حرف نزد و از من خواست گزارش کارهای مراسمش را بدهم . از جزئی ترین اتفاقات و لحظه به لحظه معراج تا تدفین و مراسم سوم را برایش تعریف کردم،راضی و خوشحال بود.
📝|نقل شده از دوست بزرگوار شهید
🌿|@shahid_dehghan
☘️|#رعنای_لیلا
دنیا بماند برای عاقلها!
ما مجنونیم و دلمان هوایِ پر کشیدن دارد..❤️🥀
✨️|@shahid_dehghan
🌼|#دوشنبههای_امام_حسنی
هرکه میگوید حسن، زهرا دعایش میکند
خیر دنیا و قیامت در دعای مادر است💚
🍁|@shahid_dehghan
🍂|#صبحتون_شهدایی
📌 پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود :
شهيد درد كشته شدن را احساس نمي كند، مگر در حدّی كه يكي از شما پوست دست خود را بين دو انگشت فشار دهد.
كنز المعال، ج۴، ص۳۹۸، حديث۱۱۱۰۳
🗓| دوشنبه ۱۴۰۴/۱۰/۱۵
📿| ذکر روز: یَا قَاضِيَ الْحَاجَاتِ
🍂|@shahid_dehghan
🎙|#پادکست
گاهی تقدیر، پلاک یک تاکسی در آمریکا را با سرنوشت جوانی در کردستان گره میزند! 🚕⛓️
«تاکسی دایموند ۵۳» فقط یک کتاب خاطرات نیست؛ آیینهای از تقاطع هویت، تاریخ و معجزه است. داستانِ دکتر غلامرضا شیران؛ مردی که تحصیل در آمریکا و رانندگی در واشینگتن، او را برای روزهای سخت اسارت در کوههای کردستان آماده کرد.
✍️ نویسنده: محمدمجید عمیدیمظاهری
📚 ناشر: ستارگان درخشان
🎊|@shahid_dehghan
✍🏻|#نجوای_دل
دعای آن حضرت به پیشگاه خدای تعالی در زمینهی درخواست حوائج
اللَّهُمَّ يَا مُنْتَهَى مَطْلَبِ الْحَاجَاتِ
خدایا! ای نهایت درخواست و تقاضای نیازها
وَ يَا مَنْ عِنْدَهُ نَيْلُ الطَّلِبَاتِ
و اى آنكه رسيدن به خواستهها نزد اوست
وَ يَا مَنْ لَا يَبِيعُ نِعَمَهُ بِالْأَثْمَانِ
و ای آنکه نعمتهایش را به بها و قیمت نمیفروشد
وَ يَا مَنْ لَا يُكَدِّرُ عَطَايَاهُ بِالِامْتِنَانِ
و ای آنکه بخششهایش را به منت گذاشتن، تیره و ناصاف نمیکند
وَ يَا مَنْ يُسْتَغْنَى بِهِ وَ لَا يُسْتَغْنَى عَنْهُ
و ای آنکه به سبب او بینیاز میشوند و از او بینیاز نمیشوند
فراز هایی از دعای سیزدهم صحیفه سجادیه✨
⭐|@shahid_dehghan
از تو گفتن...
از تو شنیدن.....🕊
《شیرینی رفاقت》
حدودا اواخر شهریور بود یا اوایل مهر ماه ۹۴
روی تخت اتاقم دراز کشیده بودم که صدای گوشی 📱همراهم به صدا در اومد
نوشته بود Mamadreza
تلفن رو برداشتم گفت: «داریم میایم دنبالت بریم بیرون»
رسیدن خونهٔ ما با موتور 🏍سه ترکه رفتیم تا شهرک شهید محلاتی و طبق معمول گلزار شهدای شهرک
بعد از خوندن فاتحه یه دوری توی شهرک زدیم.
برحسب عادت محمد بدون دست موتور سواری میکرد😅😯
خلاصه رسیدیم تجریش گشنمون بود
ساعت⏰ طرفای ۲۲ بود
محمد گفت: «بریم یه سر هیئت پویانفر بعد بریم یه چیزی بخوریم.»
ما گفتیم گشنمونه نمیایم😔
محمد گفت: «باشه شما بیرون وایسید
روضه ی اولشو گوش بدم میام حیفه از دستم میره»
گفتیم باشه برو بیا سریع
حدودا بیست دقیقه طول کشید تا بیاد
وقتی اومد گفت: «دمتون گرم خیلی بهم چسبید.»☺️
اصلا شارژ شده بود یهویی...
ما گفتیم حالا که شارژی شام مهمون توایم 😅😁
خلاصه از جایی که خیلی به رستوران چمن علاقه داشت رفتیم اونجا.
ساندویچ🍔 رو گرفتیم محمد گفت: «بریم توی اون چمن های اون رو به رو بشینیم بخوریم»
تا نشستیم روی چمنا
بارون🌧 شروع شد 😐
گفتم این نظر بود تو دادی😄
گفت: «خوبه که! بارون خیلی هم خوبه»
شانس ما بارون بودا
بندم نمیومد⛈
حالا اینا یه طرف، چه جوری با موتور🏍 برگشتیم طرف دیگه...
وقتی رسیدیم منزل حالتی شبیه به موش آب کشیده داشتیم.😅
منو رسوند خونه و تیکه کلامی هم داشت که «مشتی هستی وصفا دادی»😊
📝|به نقل از دوست بزرگوار شهید
🌿|@shahid_dehghan
🎙|#پادکست
از تو گفتن، از تو شنیدن… 🕊
روایتی از دلهایی که بیقرارند برای یقین...🌱
🎊|@shahid_dehghan
🥀|#حاج_قاسم
نمی دانم در شهادتت چه نکته ای نهفته بود
فقط همین را می دانم که
با رفتنت هزاران هزار حاج قاسم متولد شدند.
✨|@shahid_dehghan