shamssaghi | Unsorted

Telegram-канал shamssaghi - شمس (ساقی)

149

‌ سروده‌های آیینی : سید محمدرضا شمس (ساقی) قم @shams400 کانال آموزش عروض و قافیه https://t.me/arozghfie کانال ساغر خیال https://t.me/sagharkhial http://sagharekhial.blogfa.com وبلاگ

Subscribe to a channel

شمس (ساقی)

(اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلٖیِّكَ الْفَرَج)

#مدح
#امام_زمان
#شعر_انتظار
#مهدی_موعود

(سؤال بی‌جواب)

بیا که خانهٔ جهان، خراب شد نیامدی!
جهان بدون روی تو عذاب شد نیامدی

نشسته‌ ام به انتظار روی دل نواز تو
که جادهٔ نگاهِ ما سراب شد نیامدی

چه گرگ و میش گشته آسِمان زندگی ما
ستاره خفت و ماه، در نقاب شد نیامدی

نقابِ چهره را فکن که طاق شد توان ما
اگرچه کرده ‌های ما حجاب شد نیامدی

به ماهِ آسمان نظر نهاده‌ام به یاد تو
که کاسهٔ نگاه ، غرق آب شد نیامدی

چه می‌شود اگر دمی نظر کنی به سائلی؟
سؤالِ ما، سؤالِ بی جواب شد نیامدی

چه جمعه‌ ها ورق ورق به سر رسید و عاقبت
در انتظار روی تو کتاب شد نیامدی

شرار بی‌قراری ‌ام زبانه می‌کشد ز جان
که دل در آتش غمت کباب شد نیامدی

خمارِ باده‌ ام ولی ز ساغر نگاهِ تو...
خمارِ ما خمارِ بی حساب شد نیامدی

بیا که (ساقی) از شرارِ انتظارِ روی تو
بسان شمع سوخته، مذاب شد نیامدی

سید محمدرضا شمس (ساقی)
/channel/shamssaghi

Читать полностью…

شمس (ساقی)

#مدح
#امام_زمان
#شعر_انتظار
#مهدی_موعود

خورشید، از جمال منیر تو رو گرفت

ماهِ فلک ، ز ماه رخت ، آبرو گرفت

از عِطر جانفزای وجودت به باغ دهر

گل شد معطّر و ز شمیم تو بو گرفت

سید محمدرضا شمس (ساقی)
@shamssaghi

Читать полностью…

شمس (ساقی)

@shamssaghi

Читать полностью…

شمس (ساقی)

@shamssaghi

Читать полностью…

شمس (ساقی)

(روز جانبازان عزتمند و غیور مبارک)

روز جــانبــاز است، میلاد اباالفضل علی

آنکه مـاهِ عــالـم آرا شد ز رویـش منجلی

بر شما بادا مبارک ای سلحشوران عشق!

روز جـانبـازان و میـلاد ِ ابـاالفضـل علی.

سید محمدرضا شمس (ساقی)
@shamssaghi

Читать полностью…

شمس (ساقی)

(اَلسّلامُ عَلَیكَ یٰا بٰابُ‌الحَوائج)
ا࿐❈❁࿐✿࿐❈❁࿐ا

#مدح
#میلاد
#قمر_بنی_هاشم
#حضرت_عباس
#اباالفضل_العباس
#اعیاد_شعبانیه

(علمدار حسین)

مـاه شعبــان آمد و قرص قمــر
بر فـراز آسمــان شد جــلوه‌گــر

اين قمـر ، باشد اباالفضــل علی
کز فروغش شد جهــانی منجلی

زاده‌ی ام البـنــین و مـــرتـضـــا
سـبط پیغمبــــر ـ امیــــر انبـــیا

یــاور و يــار و علمــــدار حسين
دلبـر و دلـدار و غمخـوار حسين

سـاقـی لـب‌تشــنه‌ی دشـت بـــلا
یکـــه‌تــاز بــی بــدیـــل نـیـــنـوا

گــوهـــر دریـــای ایثــار و شرف
ثـانـی حیــــدر ـ شهنـشـاه نجـف

بـاب حـاجـات و امیــد شیعیــان
نـام زیبایش دهد بر مــرده جــان

از وفــا هــرگــاه می‌گويی سخن
نـام عبــاس است شمــع انجمــن

هرچه ميخواهم ز غم دوری کنم
تا که از شادی بگويم بيش و کم

بـاز آيـد کــربــلا ، در ذهــن مــن
می‌کنم يادی ز هفتــاد و دو تــن

بـاغـی از احساس را ‌بيـنم عيان
گلـــرخ عبـــاس ، را در آن ميـان

نـام عبـاس ِ علی ، با کـربـلاست
زآنکه (ساقی) رشـيد نيــنواست

سید محمدرضا شمس (ساقی)
1378
@shamssaghi

Читать полностью…

شمس (ساقی)

بسم الله الرحمن الرحیم

بعثت رسول اکرم صلی الله علیه و آله

شعرخوانی :
#سید_محمدرضا_شمس #ساقی

مورخ 1402/11/18 مشهد مقدس


/channel/shamssaghi

Читать полностью…

شمس (ساقی)

(شکر نعمت)

شکر نعمت کن که نعمت را فراوان می‌کند
خاک را حاصل ، فراوان ، آبِ باران می‌کند

نور اگر تابد درون آینه ، آیینه هم ـ
بازتابش ، کار خورشید درخشان می‌کند

رشته‌ی الفت شود محکم چو دانی لطف یار
قدردانی ، مهربانی را ، دوچندان می‌کند

پاس باید داشت نعمت را و باید شکر گفت
ناسپاسی ، اهل احسان را ، پشیمان می‌کند

می‌دهد رونق خدا بر روزی آن بنده‌ای
که نماز شکر ، بر درگاه ِ یزدان می‌کند

بنده‌ای که کفر نعمت می‌کند ؛ پروردگار
عاقبت او را دچار رنج و حرمان می‌کند

حق شناسی ، خصلت نیکوی انسانی بوَد ـ
که محبت را ، به هر تقدیر ، جبران می‌کند

(ساقیا) کن سجده بر درگاه رحمانی که او
مشکلات زندگی را ، بر تو آسان می‌کند .

سید محمدرضا شمس (ساقی)
1402/02/03
@shamssaghi

Читать полностью…

شمس (ساقی)

((اَلسَّلامُ عَلَیـْكَ یَـا اَمِیرِالْمـُؤمِنـِین))
ا࿐❁❈❁࿐✿࿐❁❈❁࿐ا

#مدح
#میلاد
#ماه_رجب
#میلاد_امیرالمؤمنین

(حدیث عشق)

حـدیـث عشـق تـو در هر سخــن نمی‌گنجد
بـیـــان معــــرفـتـت ـ در دهـــــن نمی‌گنجد

چگونه تـاب سخــن هست ، در بـــرابـــر تو
به نــزد بلبــل خوشخـوان زغـــن نمی‌گنجد

ز حُسن صورت و سیرت، قرین تو به جهان
هــــزار یــوسـف گـــل پیــرهـــن نمی‌گنجد

چنــانکـه نیست مُیسّر، نگـــاه بر خـورشـید
فـــروغ مِهــــر تـــو ـ در انجمـــن نمی‌گنجد

ز نفس پــاک تو ایـن بس کــه در اراده‌ی تو
تبــــاه_وســوســه ی اهــــرمــــن نمی‌گنجد

دلــی به وسعـت عــالَـم طـلب نمـاید عشـق
چنــانکــه در دل هـــر کــوهکـــن نمی‌گنجد

مقــام امر "ولایـت" تویی ز بعــد نبی (ص)
به مــور ِ مــانــده بـه قعــر لگـــن نمی‌گنجد

ولایــت تــو ، امــــان می‌دهــد محبــّــان را
چو قلعـــه‌ای کــه در او راهــــزن نمی‌گنجد

محبـت تو طـلب می‌کنــد دلــی چون مــوم
که عشـق ، در دل سـنگ و چــدن نمی‌گنجد

"ولایـت" تـو نــدارد قــریــن که در بـــر ِ آن
هـــزار مَسلــک و رســم و سـنــن نمی‌گنجد

نـوای "فـُـزتُ وَ رَبّ" ، این نـوای جــان‌فرسا
درون ِ واژه‌ ی درد و مِـحــَــــــــن نمی‌گنجد

دلــی کـه شـوق "نجــف" دارد و زیــارت تو
بـــدون تــــاب شــود ، در وطـــن نمی‌گنجد

بگفت (ساقی) شـوریـده_‌دل به طبـع کلیـل
که وصـف حُسن تو در شعــر مـن نمی‌گنجد.

سید محمدرضا شمس (ساقی)
/channel/shamssaghi

Читать полностью…

شمس (ساقی)

#میلاد_حضرت_علی_ع

در "سیزده رجب" ، "علی" می آید

بر حضرت حق ، بحق ولی می آید

چون نور خـدا به کعبـه تابید بر او

نـــوری بــه سپهـــر ازلـی ، می آید

سید محمدرضا شمس (ساقی)
@shamssaghi

Читать полностью…

شمس (ساقی)

(لولاک لما خلقت الافلاک)

#مقصد_خلقت

خدا ز خلق جهان، جز تو انتظار نداشت
جهان ـ بدون وجود تو اعتبار نداشت

تو کیستی که خدا گفت آیه ی لولاک...؟
تو کیستی که خدا جز تو انتظار نداشت

ز خلق ارض و سما نیست مقصدی جز تو
بدون خلقت تو ـ آسمان قرار نداشت

هوا بدون هوای تو ـ بود بی جریان...
زمین بدون تو بر گرد خود مدار نداشت

برای آن که خدا تا تو را به بار آرد ــ
بهانه ای به جز از خلق بی‌شمار نداشت

تویی تو ، باعث ایجاد خلقت عالم
وگرنه از عدم اینجا کسی گذار نداشت

بغیر ذات تو در "کعبه" کس نشد "مولود"
کسی بجز تو مقامی درین دیار نداشت

اگرچه هست طلا ، شئ پر بها ، اما
به نزد گوهریان، بی علی عیار نداشت

به جز علی چه کسی بود لایق مردی؟
خدا جز او بخدا مَردِ ذوالفقار نداشت

تویی نتیجه ی خلقت، که خامهٔ تقدیر
به پردهٔ ازلی، چون تو شاهکار نداشت

بدون پرده بگویم، ز خلقت دو جهان ــ
برای حضرت حق، بی‌تو افتخار نداشت

علی نبود اگر ، باغ ها خزان می‌شد
علی نبود اگر ، فصل ‌ها بهار نداشت

‌زنی که کفو تو باشد خدا به جز زهرا
برای همسری تو ـ به روزگار نداشت

رسول(ص) دست تو را در غدیر بالا برد
که جز ولایت تو ـ قصد آن دیار نداشت

گرفت باغ ولا ـ از تو میوه ی توحید...
وگرنه باغ ولا ـ بی‌تو برگ و بار نداشت

دریغ و درد ، که با تیغ دشمنی مزدور
که تاب تیغ تو در وقت کارزار نداشت

بریخت خون تو در خانه ی خداوندی
که بهتر از تو در این عالم ابتکار نداشت

جهان ز داغ تو ـ مانند لاله می‌سوزد
که باغی از گلی و شاخی از تو خار نداشت

اگر که (ساقی) کوثر! جهان تو را می‌داشت
ز مهد تا به لحد ، در جهان خمار نداشت

به لوح سینه نوشتم خطی به خامهٔ عشق
جهان ـ بدون علی، قدر و اعتبار نداشت.

سید محمدرضا شمس (ساقی)
https://t.me/shamssaghi

Читать полностью…

شمس (ساقی)

(میلاد امام جواد مبارک باد)

ماه فلک ، روشن از وجود جواد است

جود و سخا شمّه‌ ای ز جود جواد است

حاتم طایی که هست شهره ی عالم

یک نخ ابروی تار و پود جواد است

سيد محمدرضا شمس (ساقی)
@shamssaghi

Читать полностью…

شمس (ساقی)

(شهادت امام هادی "ع" تسلیت باد)

#شهادت
#امام_هادی
#شهادت_امام_هادی

گُلی از گلشن باغ ِ نبوی (ص) ، پَرپَر شد
شیعیان را ـ ز غمش خاک عزا بر سر شد

بلبل غمزده، خاموش شد از غصه چو دید
گلی از حاصل بستان ولا ، پرپر شد

حضرت هادی امام دهمین گشت شهید
"معتمد" ، قاتل ِ آن "هادی" ِ نام آور شد

بود هم عابد و هم عالِم و هم عارفِ راز
شهره در عِلم و عمل ، آن مَهِ دانشور شد

قدرِ گل ، بلبل شوریده بداند امّا...
قدر او نیز برای همگان ، باور شد

دستگیر فقرا بود در آن عصر فجیع
غمگسار دل هر مرد و زنِ مضطر شد

مُلک شیعه ز غمش رَخت عزا بر تن کرد
در غم سبط رضا ، زاده‌‌ای از حیدر شد

"معتمد" سوخت چو با زهر جفا سینه‌ی او
زار و شرمنده ازین ظلم و ستم ، ساغر شد

قتل، یک لکّه‌ی ننگ است به دامانِ بشر
مرگ ، در راه خداوند ، ولی زیور شد

این ستم با که توان گفت که از جهل و عناد
مرتکب ، دست ستمکار ِ ستم پَرور شد

کرد طوفانِ اجل ، شمعِ رخش را خاموش
ای دریغا که جدا ، روح وی از پیکر شد

گرچه ماه رجب است و همه در عیش و سرور
گویی امشب که "محرّم ـ صفری" دیگر شد

نه فقط سوخت دل اهل زمین از غم او :
عرشیان را ـ ز غمش ، دیده و دامن تر شد

نه ازین داغ فقط ارض و سما نوحه گرند
که غمین در غم او ، حضرت پیغمبر شد

لرزه افتاد نه تنها به جهان از این غم
بلکه لرزان ، حرم و بارگه داور شد

جام لبّیک ، چو بگرفت ز (ساقی) اجل
آخرین جرعه‌ی مستانگی‌اش کوثر شد.

سید محمدرضا شمس (ساقی)
1383
/channel/shamssaghi

Читать полностью…

شمس (ساقی)

@shamssaghi

Читать полностью…

شمس (ساقی)

(پاشو سردار...)

حـاج قـاسـم! چهـــار سـال گذشت
از عــروجــت بـه آسمــان ، امــروز
بـر مـــزارت ، شکــوفــه‌هـا روییــد
فصل سرمــا ، ولی چو مـاه تمـــوز

دست گلچین که دست بیداد است
آمــد از آستــین ، بــه بیــرون بـــاز
کــرد پــرپــر ، دوبـــاره گـــل‌هــا را
نه یکی! بلکه صــد شقـــایــق نـــاز

پــاشـو از جـا بــه احتـــرام تمـــام
در بغــــل گیـــر ، عـــاشقـــانـت را
لالــــه‌ هــا را بگیـــــر در آغــــوش
بــاز کــن چتـــــر سـایــه‌بــانـت را

پـاشـو سردار سینه‌ها خـون است
غــم گرفته‌ست شهــر کــرمــان را
لالــه‌هــا را ببــین بــه روی زمیــن
ســرخ کـــردند : قلــب ایــــران را

پـاشـو ســردار وقـت بیــداری‌ست
پـاشـو از جــا و نغمـــه‌ای سـر کـن!
گــوش‌هــا تشـنه‌ی شنـیدن توست
پـاشـو فکـری به حـال کشــور کـن!

سید محمدرضا شمس (ساقی)
/channel/shamssaghi

Читать полностью…

شمس (ساقی)

(اَللّٰهْمَّ عَجّلْ لِوَلٖيِكَ الْفَرَج)

#مدح
#امام_زمان
#شعر_انتظار
#مهدی_موعود

(سلاله‌ی طاها)

بر من بتاب ، ای مَهِ زیبا ببینمت!
تا از ثریٰ ، به عرش ثریا ببینمت

در انتظار ماه رخت روز و هفته ‌ها
هر شب نشسته‌ام به تماشا ببینمت

چشمم سپید شد همه شب در غیاب تو 
ای ماه شب ‌فروز...! بیا تا ببینمت

صد سلسله بشوق تو در خواب رفته است
برخیز ، ای سلاله ی طاها ببینمت

هی جمعه بی‌تو آمد و بی‌تو غروب کرد
آیا شود به جمعه ی فردا ببینمت ؟

جانم به لب رسید و نفس در گلو شکست
بر من بِدم ، نگارِ مسیحا...! ببینمت

بس بیت‌ها به شوق غزال نگاه تو
گفتم که تا میان غزل‌ ها ببینمت

دلخسته‌ام ز خویش و ز خویشان رمیده‌ام
مشتاقِ دیدنم به تمنّا ببینمت

در این کویر تب‌زده عمرم به سر رسید
شاید به بی‌کرانه ی دریا ببینمت

لب ‌تشنه ی وصالم و در ساغر خیال
خواهم که ای شراب گوارا ببینمت

تا چشم بد نظر نکند بر جمال تو
تن‌ها رها نموده که تنها ببینمت

اصلاً بگو که یوسف زهرا چه‌سان کجا؟
قسمت شود مرا چو زلیخا ببینمت

لیلای من! بیا که درین دشت پرملال
مجنون صفت به دامن صحرا ببینمت

گر نیستی موافق کیش و مرام ما
گو تا به دِیر ، یا به کِلیسا ببینمت؟

هرچند شد خزان گل عمرم درین فراق
خواهم که تا همیشه شکوفا ببینمت

در انتظار روی تو مویم سپید شد
امّا نشد به دیده ی بینا ببینمت

چشمی نمانده است ببینم اگر تو را
لَختی بیا به دیده ی معنا ببینمت

شاید که نیست دیدن رویت نصیب من
پس لااقل بیا که به عقبا ببینمت

(ساقی) بریز باده‌ای از ساغر وصال
تا مِی کشان و مست ، به دنیا ببینمت.

سید محمدرضا شمس (ساقی)
http://sagharekhial.blogfa.com/post/139/

Читать полностью…

شمس (ساقی)

(میعادگاه عاشقان)

#مدح
#میلاد
#میلاد_امام_زمان
#شعر_انتظار
#مهدی_موعود

امشب که "قم" ، میعادگاه عاشقان است
شور و شعف بر پا به ملک جمکران است

این مسجد عظما که در قم گشته بنیان
رشک کلیسا و کنشت و بوستان است

چون شد شکوفا نوگل نرگس به بستان
در حسرت دیدار او ، سرو ِ روان است

از تابش ماه جمالش در سماوات
خورشید چون شمعی میان آسمان است

بر شیعیان تبریک می‌گویم که امشب
میلاد مهدی حضرت صاحب زمان است

اکنون که عصر غیبت و چشم انتظاری‌ست
دل‌ها ز سوز فرقتش آتشفشان است

از پرده ی غیبت ، اگر بیرون بیاید
احیاگر فصل بهاران در خزان است

برخیز و بشتاب و بزن از پرده بیرون
هرچند عصر غیبت است و امتحان است

از ظلم و بیداد و چپاول ، خلق عالم
بیچاره‌ی حکام و ظالم پیشگان است

از بار سنگین ریا و جهل و حرمان
دل‌ها پر از خون‌است و قامت‌ها کمان است

هر کس که خورد از مال ملت ، گشت آباد
وآنکس که خورد از رنج خود بی آشیان است

ظالم همیشه سفره‌اش خوشرنگ و خوشبو
مظلوم ، دستش از فلاکت ، بر دهان است

حق ضعیفان می‌شود پامال ، هر دم
رونق‌فزا سرمایه‌ی مستکبران است

یارب! رسان آن مظهر عدل و کرم را
دنیای بی او از عدالت بی نشان است

گرد فراقش گرچه بر عالم نشسته
خاک قدومش توتیای دیدگان است

شد شایگان گر قافیه غم نیست زیرا
آزادگی ، امروزه امری شایگان است

(ساقی) بده ما را درین فرخنده میلاد
آن ساغری که راح روح افزای جان است.

سید محمدرضا شمس (ساقی)
http://sagharekhial.blogfa.com/post/323/

Читать полностью…

شمس (ساقی)

(میلاد امام زمان مبارک باد)

#میلاد
#امام_زمان
#شعر_انتظار
#مهدی_موعود

(شهسوار معدلت)


در سماوات ولایت ، اختری شد جلوه گر
کز فروغش شد مشعشع، جلوۀ شمس و قمر

عرشيان ، مات رخ خورشید آن فرخنده روی
فرشیان ، در حسرت دیدار آن نیکو سیَر

عامل حکم الهی ، مصدر احکام حق
کز عدالت نیست مانندش به عالم سر به سر

کیست این مولود کز فرّ جمالش کائنات
در تب و تابند تا ـ بینند او را یک نظر ؟

نوگل نرجس بُوَد ، کز گلسِتان حیدری
حاکم مطلق شود بر جمله اَبنای بشر

وارثِ دیهیم احمد ، شهسوار معدلت
خاتم انگشتری عدل ـ امامِ دادگر

مَهدی آل محمّد ، حجة بن العسکری
منجی خلق جهان ـ آن پادشاه منتظَر

شد تولّد نیمه‌ی شعبان که تا کامل شود
آسمان شیعه با ـ منظومه‌ی ثانی عشَر

(ساقی) میخانه‌ی هستی بُود کز جامِ عشق
می‌کند سرمست اگر بر ما بفرماید نظر

سید محمدرضا شمس (ساقی)
@shamssaghi

Читать полностью…

شمس (ساقی)

(میلاد امام سجاد مبارک باد)

#میلاد
#امام_سجاد
#اعیاد_شعبانیه
#میلاد_امام_سجاد_ع

شب میلاد زين العابدين است
ز لطف حضرت جان آفرين است

گلی روييده در بستان احمد (ص)
كه رشکِ گل‌عِذاران زمين است

ز ماهِ طلعتش، بنگر که امشب...
زمين روشن‌تر از عرش برين است

مَهی رخشان‌ تر از ماه سماوات
كه ماه از ماهِ رويش شرمگين است

بخوان بلبل! بهاری ديگر آمد
زمستان گرچه ما را در كمين است

بزن مطرب! به آهنگِ حجازت
كه غم عمری‌ست با ما همنشين است

بزن بر دف، نما اعجاز امشب
که نای و نغمه‌ات سِحرآفرین است

بزن پا بر زمين امشب كه گیتی
مصفا از يسار و از يمین است

چه خوش تابیده‌ای ماه چهارم!
که انوار سجودت بر جبین است

ولایت ، پایدار از هستی توست
ولایت برترین حصن حصین است

الا (ساقی) قدح ‌نوشم کن امشب
كه میلاد امام الساجدين است

مبارک باشد این مولود فرّخ...
که شادی‌بخش دل‌های حزین است.

سيد محمدرضا شمس (ساقی)
1378
@shamssaghi

Читать полностью…

شمس (ساقی)

"روز جانباز گرامی باد"

( دلاور )

شرمنده‌ام دلاور ، گر دست و پا نداری
اما در اين زمانه ، معناى اقتداری

رفتی به جنگ دشمن از بهر حفظ میهن
من هرچه دارم از توست از من بگو چه داری؟

جز یک دل شکسته، بی دست و پا و خسته
گرچه شدی فراموش ، اما تو ماندگاری

خاک وطن به همت، از دشمنان گرفتی
نگذاشتی که حتیٰ دشمن بَرد غباری

کردی حماسه در خون ، در جنگ دشمن دون
در کوه و دشت و هامون، الحق که افتخاری

تو يادگار جنگی ، جنگیِ بی تفنگی
رزم‌آوری زرنگی ، هر چند پا نداری

پایت اگرچه روزی در راه دین شد از کف
هستی نماد عشق و معنای پایداری

دشمن قرار و آرام از ما گرفت اگر که
آرامشی که داریم ، از توست یادگاری

از دل نرفته‌ای تو گر دل‌شکسته‌ای تو
با آنکه خسته‌ای تو چون کوه استواری

گویم من از زبانت از نای نیمه جانت
بر مردم زمانت ، بی هیچ انتظاری :

ماییم و قلب پرخون افسانه‌ایم و افسون
لیلای گشته مجنون ما را مبین به خواری

من (ساقی) غمین‌ام ، با عشق همنشین‌ام
با جام آتشین‌ام ، از سر برم خماری

سید محمدرضا شمس (ساقی)
1383
@shamssaghi

Читать полностью…

شمس (ساقی)

حلولی دلنشین

سرم خاک سر کوی حسـین است
دلم در بنـد گیسوی حسـین است

امام سومین بعد از محمــد (ص)
که جان را فـدیه کرد از بهر ایـزد

چو فــانـی در وجود کبــریــا شد
بــزرگ آییـــنه ی ایـــزد نمـــا شد

گــل گلــزار بـــاغ عشـق و مستی
نشــاط شیعـــه در گلـــزار هستی

بـــزرگ آمـــوزگــار اسـتقـــامــت
مــرادِ شـیعـــه تـا روز قیـــامــت

عــزیــز مصطفـــا و پــور حیـــدر
گــــل بســتان زهـــــرای مطهــــر

بـــوَد کشــتی دریـــای هـــدایــت
چــــراغ روشـنی تا بــی‌نهـــایــت

پر قنداقه اش سِحـر حـلال است
شفـای فطـرس بشکسته‌بال است

مرامش در طــریقـت عــاشقـانه
قیــامـش تــا همیـشـه جــاودانه

ز آدم تا به خــاتــم ، ریزه‌خوارش
به جز احمـــد که باشد افتخارش

ز رتبـت بـرتـر از عیسی بن مـریـم
گـــدای کــویـش ابـراهیــم ادهــم

به صورت یا به سـیرت یا کلامش
بود صد یـوسف مصری غـــلامش

مبـارک باشد این فرخنــده میــلاد
که شعبـان را حلــولی دلنشین داد

الا ای شـیعـــه ی نــــاب حسـیـنی
ز جـــان بگـــذر در آداب حسـیـنی

که بر شـیعـــه شفیـــع روز محشر
حسین است و بوَد (ساقی) کـوثـر

سید محمدرضا شمس (ساقی)
1378
@shamssaghi

Читать полностью…

شمس (ساقی)

"بعثث خاتم الانبیا، حضرت محمد مصطفیٰ (ص) مبارک باد."

#مبعث

در زمانی که بشر با چشم بینا ، کور بود
روزهای آفتابی ، چون شبی دیجور بود
سرنوشت دختران محکوم خاک گور بود
هر کسی بر کشتن نوزاد خود مجبور بود

آفتابی سر زد از مشرق چو اسلام مبین
کرد روشن از شعاعش ظلمت روی زمین



شد پیام آور کسی که بود اهل آسمان
آنکه از مَدّ نگاهش نقش بسته کهکشان
تا کند ابلاغ ، فرمان خداوند جهان...
گفت: من هستم محمد ، خاتم پیغمبران

دین من اسلام و قرآن مبین ، آیین من
هست قرآن برترین و هست کامل دین من



در "حِرا" قرآن حق گردید بر من آشکار
جبرئیل آورد پیغام خدا ، در آن دیار
گفت: "اقرأ یا محمد"! آیه‌ی پروردگار
گفتمش خواندن نمی‌دانم ؛ بگفتا ای نگار :

"اقرأ باسم ربکَ..." ؛ خواندم به آوای بلند
گشت روشن آیه‌ها بر من بدون چون و چند



"قم فأنذر" گفت بر من آن خدای بی‌قرین
تا کنم آگاه ، انسان را ، ز قرآن مبین
گرچه گرگِ شرک و کینه از یسار و از یمین
کرده از بغض و عناد و حیله در راهم کمین

از خدا خواهم مرا تا از گزند مشرکان
در مسیر اعتلای دین حق ، دارد امان



کفر و بیداد و تجاوز بود در هر جا عیان
بود ابوسفیان ، بزرگ مکه و بازارگان
برده داری بود عادی در عیان و در نهان
غارت و عصیانگری و ظلم و نخوت توامان

بت پرستی بود مَشی و شیوه‌ی اهل حجاز
کز جهالت ، با بتان بودند در راز و نیاز



تا محمد ، آمد و بت‌های سنگی را ، شکست
گفت دست حضرت حق، از همه بالاتر است
رشته‌ی جهل و خرافات عرب از هم گسست
گفت از حق تا شود مخلوق حق، یکتاپرست

نیست شایان پرستش ، دست ساز آدمی
کِی توان خوانَد بشر، بت را خدای عالمی؟



گرچه قوم مشرکین با کینه و خشم و غضب
دشمنی کردند از آغاز ، با او بی سبب
بود راسخ آن رسول الله اعظم روز و شب
تا دهد پایان به جهل و خودسری‌های عرب

پرچم اسلام شد در اهتزاز و پایدار
چون که اسلام است دین کامل پروردگار



برترین مردی که او را مَحرم اسرار بود
هم مرید و همنشین و مونس و غمخوار بود
همچنین در غزوه‌ها بعد از نبی، سالار بود
او علی شیر خدا ، آن حیدر کرار بود

چون علی را دید در معراج با خود مصطفی
گفت غیر از من نداند کیست شاه لا فتی



(ساقی) کوثر علی اَست و شفیع محشر است
همسر زهرا و آرام دل پیغمبر است
بعد احمد ، از تمام انبیا والاتر است
شیعیان را بعد پیغمبر امیر و رهبر است

آنکه در وصفش بگفتا جبرئیل از افتخار
" لا فتی الا علی ، لا سیف الا ذوالفقار "


سید محمدرضا شمس (ساقی)
/channel/shamssaghi

Читать полностью…

شمس (ساقی)

(رفیق شفیق)

نه هر که دم ز صداقت زند ، بوَد صادق
نه هر که دم زند از عاشقی ، بوَد عاشق

نه هر که با تو نشیند شود برایت دوست
که گه حکایت این دوستی چو سنگ و سبوست

نیازموده مده دست خود به هر دستی
وگرنه در همه ـ عمرت ، دچار بن‌بستی

اگر که طالب فیضی ، ره سعادت پوی
کن اجتناب ، ز یاران جاهل و بدخوی

که: "همنشین تو باید که از تو بهْ باشد"
وگرنه منزلت و عزتت ز هم پاشد

بجو "رفیق شفیق و درست پیمان باش"
ز یکدلی شود او پیکر و تواش جان باش

که آدمی به جهان ، باید آبرو یابد
رفیق یکدل و یکرنگ و نکته‌گو یابد

کسی که صحبت او عزت و وقار آرد
برای دوست ، در این عالم اعتبار آرد

که گر به کوی امیران رَوَد شهش خوانند
میان ظلمت شب ، پرتو ِ مَهش دانند

ولی کسی که شود با سیه‌ دلان همراه
به‌دست خویش کند گوهر وجود، تباه

نه عزتی به جهان بیند و نه عافیتی
نه ابتدایی دارد ، نه نیز عاقبتی

شود مَلول ، ز عمر گران ، ز ناکامی
به شعله پخته نگردد سرشت ، از خامی

زمانه زرگر ایام و... آدمی زر ِ ناب!
به شرط آنکه بپوید همیشه راه صواب

به‌گوشِ جان شنو از (ساقی) این سخن ای دوست!
که حُسن عاقبت آدمی ، به خوی نکوست.

سید محمدرضا شمس (ساقی)
@shamssaghi

Читать полностью…

شمس (ساقی)

#امیر_اتقیا

از کعبه، ندای هل أتیٰ می‌آید
بر خلق؛ امير و مقتدا می‌آید

بلبل بزند چهچهِ مستانه ز شوق
زیرا گل گلزار ولا می‌آید

در شام سیاهِ جهل، از مشرق عشق
خورشید سپهر اولیا می‌آید

اسطورۀ مردانگی و مِهر و وفا
شاهنشهِ مُلک لافتیٰ می‌آید

چون هست جمال ازلی ناپیدا
مرآت ِ تجلّی ِ خدا می‌آید

از شوق ولادتش جهانی بی‌تاب
دیواره ی کعبه هم جدا می‌آید

آنگه که درون بیت حق شد مولود
شد شاد خدا که حق نما می‌آید

در بُهت؛ خلایق این‌که می‌آید کیست
مردی که ز کعبه ی خدا می‌آید ؟

دیدند که در زمان روبَه صفتان
شیری چو علیّ مرتضیٰ می‌آید

آنكس که بُوَد یاور اطفال یتیم
غمخوار و معین ضعفا می‌آید

از سوی خدای قادر ِ لم یزلی
بر خلق جهان گره گشا می‌آید

تا درس دهد به ناامیدان جهان
سرلوحه ی امّید و رجا می‌آید

سائل بکند فخر و مباهات به خود
آنجا که شهی پیش گدا می‌آید

مردی که کند فخر بر او پیغمبر
چون هست امیرِ اتقیا می‌آید

هم کفوِ رسول و دخترش فاطمه اَست
داماد و وصی مصطفیٰ (ص) می‌آید

تا پاک شود جهانِ آلوده به کفر
مجموعه‌ ی شرح «انّما» می‌آید

در مِهر و فتوّت چو بوَد اسوهٔ خلق
بر (روز پدر) قدر و بها می‌آید

تا آنکه کند خلق جهان را سرمست
(ساقیِ) خُم هر دو سرا می‌آید

سید محمدرضا شمس (ساقی)
1389
http://sagharekhial.blogfa.com/post/303/

Читать полностью…

شمس (ساقی)

#مولود_کعبه

آنـان که با خــدا همـه شـب گفت و گو کنند
دانــی چــــه را ـ ز درگـــه حـــق آرزو کنند؟

از خــود گذشــته ‌انــد و نــدارنــد حــاجتی
گـــویــا کــه راز هـــای مگـــو را بگــــو کنند

فرمودہ حق به مصحف از آن راز سر به مهر
(لــولاك) را که خلــق به نـامش وضـــو کنند

جـز خلــقِ مرتضـــا ، که بُـــوَد در مقـــام آن
تـــا کعبـــه را مکـــانِ تـــولّـــد بـــر او کنند

آری علـــی‌ست بــاعــث ایجـــاد عـــالمیـــن
تــا کســب ، عـــالمـــی ز علــی آبــــرو کنند

باشد علـــی ، ولـــیّ خـــداونــد و در نمـــاز
زین منـــزلــت به مــولــد او جمــله رو کنند

در سجده شد شهید به محـــراب کــوفـه تـا
نفـرین و لعــن، خــرد و کلان بر عـــدو کنند

دردی کشــان عشـق ز میخـــانــه ی وجــود
از بـــــاده ی ولای عـلــــی ، در ســــبـو کنند

(ساقی) کوثر است و جهانی ز خلـق اوست
خوش آن جمـاعتی که مِـی اش در گلو کنند

گردی که بر دل از غــم گردون نشسته است
با جــرعـه ای ز جـــام ولا شست و شو کنند

سید محمدرضا شمس (ساقی)
@shamssaghi

Читать полностью…

شمس (ساقی)

در منقبت حضرت جوادالائمه (علیه‌السلام)

#مظهر_جود

نشسته‌ام که به نظم سخن ، زنم قلمی
چکامه‌ای که بوَد وصفِ شاه ِ محتشمی

محمّدی که تقی هست و مَظهر جود است
چنان که : گنج دهد ؛ گر طلب کنی دِرمی

ز صُلب شاه خراسان "رضا" بوَد که عیان
بوَد به "مُلکِ عجم" از قداستش "حرمی"

طلوع حضرت خورشید ، از سرِ تکریم
به کاظمین ، چه زیبا بوَد به صبحدمی

ستاره‌ای که منورتر است از خورشید
که کهکشان ز فروغش فروست در عدمی

جواد ازآن شده نامش که قدوه‌ی جود است
که هست قطره‌ای از جود او فزون ز یَمی

بخواه! حاجت خود را ز بحر مرحمتش
که بحرها همه در نزد اوست مثلِ نَمی

چنانکه مظهر مِهر است ، آن امام رئوف
کند نظر به دلی که در او غم است همی

به دست عاطفه و بذل و جود ، بردارد ـ
غمِ نشسته چو کوهی، ز روی پشتِ خمی

رسد به مقصدِ عالی کسی‌که در همه‌_عمر
زند به راه ِ ولایش ، به معرفت ـ قدمی

کسی که جرعه‌ای از جام مِهر او نوشد
نه جام غیر طلب می‌کند نه جامِ جمی

مُحبّ ِ اهل ولایت کسی بوَد که به عمر
نه خود ستم بپذیرد ، نه می‌کند ستمی

شفا دهد به نگاهی ، دلی که بیمار است
جواد (ع) آنکه به عالم بوَد مسیح_دمی

چو هست بنده ی درگاه حضرت معبود
"که نیست در حرم دل ، به غیر او صنمی" ۱

سزد که از سرِ تکریمِ روز میلادش...
در اهتزاز شود روی خانه‌ها ـ عَلمی

نبود معرفتی بیش ازین که تا بزنم :
کنون به خامه‌ی طبعم به مدح او رقمی

سرود (ساقی) شوریده‌دل به مِدحت او
چکامه‌ای که : بَرد نام او ـ ز سینه غمی

سید محمدرضا شمس (ساقی)
1400/11/22
/channel/shamssaghi

۱ـ محیط قمی

Читать полностью…

شمس (ساقی)

(میلاد امام جواد مبارک باد)

ماه رخسار مشعشع پرتوِ برج ولا...

آشکارا شد به عالم مظهر جود و سخا

هشتمین حجت پس از مولای درویشان علی

شد عطا بر حجت هشتم علی موسی الرّضا

سید محمدرضا شمس (ساقی)
@shamssaghi

Читать полностью…

شمس (ساقی)

(میلاد حضرت باقرالعلوم مبارک)

#میلاد
#باقرالعلوم
#میلاد_امام_باقر

(مفخر شرع نبی)

در مدینه آسمان امشب درخشان می‌شود
کهکشان تا کهکشان ، آیینه بندان می‌شود

غنچه‌ای گل می‌کند، از بوستان مصطفیٰ
کز شمیمش رَشکِ گل‌های بهاران می‌شود

چارمین ماه ِ سماوات ولا بعد از علی (ع)
زیب عرش اعظم و آیینه‌ی جان می‌شود

باقر آل محمد (ص) ، مفخر شرع نبی ـ
بر امام ساجدین اِعطا ز یزدان می‌شود

مالک المُلک علوم دهر و سرّ کائنات
موشکافِ جمله‌ی احکام قرآن می‌شود

می‌شکافد پرده‌های عِلم را با تیغ عقل
تا که اسرار نهان بر او نمایان می‌شود

برترین دانشور عالَم که باشد بی بدیل
نزد او درمانده چون طفل دبستان می‌شود

هر سؤالی را دهد پاسخ از اسرار جهان
کز فصاحت، مثنوی‌های فراوان می‌شود

کاخ جهل و برج عِصیان و بنای ارتداد
از نسیم دانشش از پایه، ویران می‌شود

هر که دارد شبهه‌ای در راز هستی بی‌درنگ
از کلامش مورد ایمان و ایقان می‌شود

آنکه باشد دردمند دانش و جویای علم
در کلاس درس او بی پرده درمان می‌شود

آنکه سر ساید به خاک مکتب جانپرورش
ذرّه‌ای باشد اگر ، خورشیدِ تابان می‌شود

آنکه نوشد قطره‌ای از بحر علم و دانشش
ناخدای کشتی دریای عرفان می‌شود

گرچه او بی بارگاه است و ندارد قبّه‌ای
خاک کویش توتیای اهل ایمان می‌شود

چون شدی نادم ز کردارت بخواه از او که چون
یک نگاهش موجب عفو گناهان می‌شود

بار می‌گیرد ز دوشی که شده خم از گناه
شافع درماندگان ، در روز میزان می‌شود

(ساقیِ) میخانه ی علم است و عرفان و حِکم
جرعه‌نوش مکتبش مست و غزلخوان می‌شود

شایگان آورده‌ام گر قافیه ـ در این غزل...
در مضامین سخن گهگاه ، شایان می‌شود.

سید محمدرضا شمس (ساقی)
1391
/channel/shamssaghi

Читать полностью…

شمس (ساقی)

#ریحانه_سلطانی_نژاد

این غنچــه‌ی نورُسـته که می‌خندیده

گلچیـن فلک ، ز شـاخـه ، او را چیـده

با کاپشن صـورتـی‌ این غنچــه‌ی نــاز

چون لاله به خون سرخ خود غلتـیده.

سید محمدرضا شمس (ساقی)
@shamssaghi

Читать полностью…

شمس (ساقی)

(اَلسَّلامُ علَیكِ یٰا فاطِمَةَ الزّهراء)

#زهرای_اطهر

آیا تو ای سلاله‌ی رحمت! چه آیتی
کِه... دختر رسولی و ، مام امامتی ؟

از فرش تا به عرش تورا گفتگو کنند
ای کوثری که ، همسر شاه ولایتی!...

ای ماهِ شب‌فروزِ دل و دیده‌ی نبی
کِه... مِهر آسمانی و ، برج سعادتی ـ

ای اسوه‌ی عِفاف و شرافت که در جهان
اسطوره‌ی وفا و حیا و نجابتی ـ

مام جهان ز زادن تو غَرّه بر خود است
ای قامتت بلند ز عفت... ، قیامتی!!!

بر مادران، تو مرجع و بر بانوان، دلیل
چون مظهر شکوهی و ، مهد هدایتی

داری مقام "ام ابیها"یی از رسول (ص)
ای دختر پدر ! که تو او را حمایتی

ای غمگسار و یار علی (ع) که به روزگار
آیینه‌ی تمام نمای صلابتی

میلاد توست زینت "روز زن" از شرف
چون مظهر مَحبت و مِهر و کرامتی

شد "روز مادر" از تو پرآوازه تا ابد
ای مادری ، که نادره‌ی استقامتی!

ای نوبهار حُسن و ملاحت! که در جهان
" زیباترین شکوفه‌ی باغ رسالتی " ۱

گویم هرآنچه را به مدیحت چو قطره‌ای ست
از بحر بیکران ، که فزون از عبارتی!

(ساقی) چگونه وصف تو گوید درین غزل
ای راز سر به مهر خدا ، بی نهایتی!!!...

این بس مقام تو که ز دادار لایزال
بر شیعیان ، شفیعه‌ی روز قیامتی .

سید محمدرضا شمس (ساقی)
1402/10/06
/channel/shamssaghi

۱ ـ استاد مجاهدی

Читать полностью…
Subscribe to a channel