2138
👈 کانال تخصصی شعر و موسیقی سنتی ایرانی: حاوی #اشعار و #تصانیف ارزنده و معتبر تصانیف همراه با شعر و شناسنامه👉 https://t.me/joinchat/AAAAAD7WkRP2qHn3bsitKA پل ارتباطی با مدیر: @e_ghassemi لینک کانال: @sher_o_asal
بزم خصوصی
#مخالف_سهگاه
در سال ۱۳۵۸
نوازنده ویلن:
#اسدالله ملک
صدای ملکوتی:
استاد #گلپایگانی
بهانه تو
باز این دل غمزده
آشفتهتر آمده
گرید به بهانۀ تو
این مرغ شکستهپر
این طایر خستهپر
آید سوی خانۀ تو
ای دل به فدای تو
نادیده وفای تو
بشنو تو ترانۀ من
این دل که فنا شده
پابند وفا شده
نالد به ترانۀ تو
تو زیبای منی
گرمی صهبای منی
چون عطر گلهایی
از گل تازهتری
زیبا چون سحری
شیرینتر از رویایی
شبها من دامن دامن میگریم
میخندی بر من تا من میگریم
چون مه بر شبهای من میخندی
شبها بر تبهای من میخندی
خوش بیخبر از من غمزدهای
آرام مرا تو به هم زدهای
بهشت امیدی
بهار جاویدی
حسن جاودانهای
لیلی زمانهای
زیبایی بلای دلهایی
کی آگه ز هجران مایی
میکند دلم چرا دیوانهگری
از دلم مجو دگر دیوانهتری
میکند دلم چرا دیوانهگری
از دلم مجو دگر دیوانهتری
#دلکش
آهنگساز: #پرویز_یاحقی
شاعر: #نواب_صفا
تاریخ اجرا: سال ۱۳۳۸
آهنگ در #ماهور
در زلال لاجوردین سحرگاهی
پیش از آنی که شوند از خواب خوش بیدار
مرغ یا ماهی
من در ایوان سرای خویشتن
تشنه کامی خسته را مانم درست:
جان به در برده ز صحراهای وهمآلود خواب
تن برون آورده از چنگ هیولاهای شب
دور مانده قرنها و قرنها از افتاب
پیش چشمم آسمان: دریای گوهربار
از شراب زندگیبخشندهای سرشار
دستها را میگشایم،
میگشایم بیشتر
آسمان را، چون قدح،
در دست میگیرم
وآن زلال ناب را سر میکشم،
سر میکشم،
تا قطرهی آخر...
میشوم از روشنی سیراب.
نور، اینک نور، در رگهای من جاری است
آه اگر فریادم از این خانه تا کوی و گذر میرفت
بانگ بر میداشتم:
ای خفتگان، هنگام بیداری است!
#فریدون_مشیری
ای ابر خوشباران بیا وی مستی یاران بیا
وی شاهِ طراران بیا مستان سلامت میکنند
حیران کن و بیرنج کن ویران کن و پرگنج کن
نقد ابد را سنج کن مستان سلامت میکنند
#مولانا
#سلام_صبحتون_بهشتی
مــا را که ره دهد
به سراپرده وصال
ای بــاد صبــــــحدم
خبــری ده ز ساحــتش
#سعدي
#سلام_صبحتون_دلپذیر
بی روی توأم ...
جنت فردوس نباید
#سعدي
#صبح_بخیر
نگاه کن
تو میدَمی و آفتاب میشود.
#فروغ_فرخزاد
#سلام_صبحتون_فرحبخش
دمید صبح و نیاسود
چشم راحت ما
سپیـده دم نمکی بود
بـر جـراحت ما
#صائب_تبریزی
#صبحتون زیبا
یاد باد آن که صبوحی زده در مجلس انس
جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود
#حافظ
#سلام_صبحتون_دلنشین
امروز شهر ما را صد رونقست و جانست
زیرا که شاه خوبان امروز در میانست
آن آفتاب خوبی چون بر زمین بتابد
آن دم زمین خاکی بهتر ز آسمانست
#مولانا
#سلام_صبجتون_بخیروخوشی
شب محوِ انتظارِ تو بودم، دمید صبح
گشتم به یادِ روی تو قربانِ آفتاب
#بیدل_دهلوی
#صبح_بخیر
بار دِگـر آغـاز کُن
آن پَردِههـا را سـاز کن
بَر جملـه خوبـان
نـاز کن اِی
آفتاب خـوش لِقـا ...
#مولانا
#سلام_صبح_بخیر
ای نسیم سحر
از من به دلارام بگوی
که کسی جز تو ندانم که بود محرم دوست
نی نی ای باد
مرو حال من خسته مگوی
تا غباری ننشیند به دل خرّم دوست
#سعدی
#سلام_صبح_بخیر
بزم خصوصی
#مخالف_سهگاه
در سال ۱۳۵۸
نوازنده ویلن:
#اسدالله ملک
صدای ملکوتی:
استاد #گلپایگانی
تصنیف " از خون جوانان وطن لاله دمیده "
کاری از رادیو #آواز
من همان عشقم ڪہ در فرهاد بود
او نمیدانست و خود را میستود!
"من" همے ڪنـدم نہ تیشہ! ڪوہ را
عشـق شیـرین میڪند انـــدوہ را
در رخ لیـــلے نمــــودم خویش را
سوختـم مجنـون خـام اندیش را
می گِرستـم در دلش با درد دوست
او گمان میڪرد اشڪ چشم اوست
#هوشنگ_ابتهاج
ای روز نشاط روشنی وقت تو خوش
وی عالم عیش و ایمنی وقت تو خوش
در سایهٔ زلف تو دمی میخسبم
تو نیز موافقت کنی وقت تو خوش
#مولانا
#صبح_بخیر
استادان:
#محمدرضا_شجریان
#حسن_کسایی ( نی)
#احمد_عبادی ( سه تار )
#لطفاله_مجد ( تار )
#همایون_خرم ( سرپرست گروه )
مایه: #بیات_اصفهان
آن ترک مست بین که مستانه می رود
شهری اسیر کرده سوی خانه می رود
#عبدالرحمن_جامی
سحر از زلف تو بویی بمن آورد نسیم
چه فرح بخش نسیمی...
چه مبارک سحری....!
#هلالی_جغتایی
#سلام_صبح_بخیر
برخیز
و برفروز چراغ سپیده را
تا بنگرم به روی تو صبح ندیده را
#فریدون_مشیری
#سلام_صبحتون_پرنشاط
دریچهاے ز بهشتش بہ روے بگشایی
ڪہ بامداد پگاهش تو روے بنمایی
#سعـــــدے
#صبح_بخیر
چو سحرگاه ز گلشن
مه عیار برآمد
چه بسی نعره مستان که ز گلزار برآمد
ز رخ ماه خصالش
ز لطیفی وصالش
همه را بخت فزون شد همه را کار برآمد
#مولانا
#سلام_صبح_بخیر
آفتاب از کوه سر بر میزند
ماه روی انگشت بر در میزند
آن کمان ابرو که تیر غمزه اش
هر زمانی صید دیگر میزند
در به روی دوست بستن شرط نیست
ور ببندی سر به در بر میزند
#سعـدی
#سلام_صبح_بخیر
گر پرده ز خورشید جمال تو برافتد
گل جامه قبا کرده ز پرده به در افتد
#عطار
#سلام_صبحتون_دلپذیر
بوی گل و بانگ مرغ برخاست
هنگام نشاط و روز صحراست
فراش خزان ورق بیفشاند
نقاش صبا چمن بیاراست
#سعدی
#سلام_صبحتون_بخیر
چون صبح دميد ودامن شب شد چاک
برخيز و صبوح کن ،چرایی غمناک؟
می نوش دمی،که صبح بسیار دمد
او روی به ما کرده وما روی به خاک
#عطار_نیشابوری
#سلام_صبح_همگی_عالی