1492
👈 کانال تخصصی شعر و موسیقی سنتی ایرانی: حاوی #اشعار و #تصانیف ارزنده و معتبر تصانیف همراه با شعر و شناسنامه👉 https://t.me/joinchat/AAAAAD7WkRP2qHn3bsitKA پل ارتباطی با مدیر: @eghassemi لینک کانال: @sher_o_asal
«روزهای روشن»
روزای رُوشن خداحافظ
سرزمین من خداحافِظ
روزای خوبِت بگو کجا رفت
تو قصه ها رَفت یا از اینجا رَفت
انگار کِه اینجا هیچکی زنده نیست
گریه فَراوون وقت خنده نیست
گونه ها خیسِه دلا پاییزه
بارون قَحطی از ابر می ریزه
هَمه عزادار سر به گریبون
مردا سَر دار زنا تو زندون
انگار که شَبه هر روز هفته
از هَر خونه ای عزیزی رفته
همه با هَم قهر همه از هم دور
روزا مثل شَب شبا سوت و کور
نه تو آسِمون نه رو زمینیم
انگار کِه خوابیم کابوس می بینیم
از زَمین دوریم از زمان جدا
حَتی نمیایم به یاد خدا
روزای روشَن خداحافظ
سَرزمین من خداحافظ...
صدا #بانوهایده
ترانه #اردلان_سرفراز
آهنگ #فرید_زولاند
تنظیم #آندرانیک
به ایرانم، ایران جاودانهام.
معنای زنده بودن من، با تو بودن است.
نزدیک، دور
سیر، گرسنه
رها، اسیر
دلتنگ، شاد
آن لحظهای که بی تو سرآید مرا، مباد!
مفهوم مرگ من
در راه سرفرازی تو، در کنار تو
مفهوم زندگی است.
معنای عشق نیز
در سرنوشت من
با تو، همیشه با تو، با تو، زیستن...
#فریدون_مشیری
ساز و آواز #سارنگ_سیفیزاده
شعر #حسین_منزوی
کمانچه #نازنین_غنیزاده
سنتور #پگاه_زهدی
تنبک #نیلوفر_محسنی
آهنگ و تنظیم #ارژنگ_سیفیزاده
«عشق آفرین»
کنسرت هندوستان ،شهر گوالیر
دی ۱۳۹۷
با همکاری #ارژنگ_سیفیزاده
ترانه #استادتورج_نگهبان
آهنگ #حبیبالله_بدیعی
«خوشا شیراز»
صدا و آهنگ #ارژنگ_سیفی_زاده
شعر #حضرت_حافظ
۲۵ تیر زادروز #ارژنگ_سیفیزاده
خواننده، آهنگساز، تنظیمکننده و نوازنده
فرزند هنرمندان: بانو معصومه مهرعلی خواننده و مدرس آواز و محمدحسین سیفیزاده، آوازخوان است و خواهرش سارنگ سیفیزاده خواننده است.
او در پنج سالگی تنبک را نزد ناصر فرهنگفر آموخت و در هفت سالگی تار را نزد داوود آزاد، مشق کرد. در سال ۱۳۷۳ زمانی که حسین علیزاده مدیر هنرستان موسیقی بود، در آنجا به تحصیل مشغول شد و فراگیری موسیقی و تار را نزد محمدرضا ابراهیمی و فریبرز عزیزی ادامه داد و در دوره دانشگاه ردیف عالی را نزد محسن نفر فراگرفت و طی آن سالها آواز و تلفیق شعر و موسیقی را نزد پدرش آموخت.
او گروه وصال را در سال ۱۳۷۹ تأسیس کرد و چند پروژه موسیقی را به همراهی دوستانش در ایران و خارج از ایران به انجام رسانید. با گروههای مختلف موسیقی همکاری داشته و در کنسرتهایشان درخشیدهاست.
اولین آلبوم بدون کلام ارژنگ سیفیزاده با نام نغمه ساز، ضربه آغاز که طرحی است بر اساس موسیقی ردیفی و اصیل ایرانی که ساختار قطعاتش بر مبنای دامنه امکانات دو ساز (تنبک و تار) فراهم آمدهاست، در فروردین ۱۳۸۶منتشر شد.
اولین آلبوم او به عنوان خواننده، برگ،بازیچه باد، با آهنگسازی وی در سال ۱۳۸۹ منتشر شد که شامل ۱۱ قطعه براساس اشعاری از مولانا، بیدل دهلوی، کلیم کاشانی و محمدحسین شهریار است.
وی همچنین در آلبوم کونه هه وار با همخوانی و بهعنوان سرپرست و آهنگساز حضور داشت. این آلبوم شامل ۸ قطعه است که تماماً به زبان کردی اجرا شدهاست.
آخرین آلبوم منتشر شده از وی اثر مشترک او و نوید افقه، از دور تا دیر نام دارد که بعد از «نغمه ساز ضربه آغاز» دوباره شاهد همکاری «ارژنگ سیفی زاده» و «نوید افقه» بودیم. از این دو هنرمند پیشتر آثار بسیاری از جمله «آفرینش»، «شبی در قونیه» و «برگ بازیچه باد» شنیدهایم.
فعالیت های هنری ارژنگ سیفیزاده:
آلبومها:
ناله شکینه
نغمه ساز ضربه آغاز
برگ بازیچه باد
از دور تا دیر
کونه هه وار
ذوق پرواز
ویر
در پس پرده شب
سوار مانده
فستیوالها:
حضور ارژنگ سیفیزاده در بزرگترین فستیوال بینالمللی سوئد
کنسرت ها:
کنسرت ارژنگ سیفیزاده، گروه وصال و علیرضا قربانی در باغ عفیف آباد شیراز
اجرای کنسرت موسیقی ایرانی”در پس پرده شب” با هنرمندی گروه راستان..
وطن، وطن
نظر فکن به من که من
به هر کجا، غریبوار٬
که زیر آسمان دیگری غنوده ام
همیشه با تو بوده ام
همیشه با تو بوده ام
اگر که حال پرسی ام
تو نیک میشناسی ام
من از درون قصهها و غصهها برآمدم
حکایت هزار شاه با گدا
حدیث عشق ناتمام آن شبان
به دختر سیاهچشم کدخدا
ز پشت دود کشتهای سوخته
درون کومۀ سیاه
ز پیش شعلههای کورهها و کارگاه
تنم ز رنج، عطر و بو گرفته است
رخم به سیلی زمانه خو گرفته است
اگر چه در نگاه اعتنای کس نبوده ام
یکی ز چهرههای بیشمار توده ام
چه غمگنانه سالها
که بالها
زدم به روی بحر بیکنارهات
که در خروش آمدی
به جنبوجوش آمدی
به اوج رفت موجهای تو
که یاد باد اوجهای تو!
در آن میان که جز خطر نبود
مرا به تخته پارهها نظر نبود
نبودم از کسان که رنگ و آب دل ربودشان
به گودهای هول
بسی صدف گشوده ام
گهر ز کام مرگ در ربوده ام
بدان امید تا که تو
دهان و دست را رها کنی
دری ز عشق بر بهشت این زمین دلفسرده وا کنی
به بند مانده ام
شکنجه دیده ام
سپیده، هر سپیده جان سپرده ام
هزار تهمت و دروغ و ناروا شنوده ام
اگر تو پوششی پلید یافتی
ستایش من از پلید پیرهن نبود
نه جامه، جان پاک انقلاب را ستوده ام
کنون اگر که خنجری میان کتف خسته ام
اگر که ایستاده ام
و یا ز پا فتاده ام
برای تو٬ به راه تو شکسته ام
اگر میان سنگهای آسیا
چو دانههای سوده ام
ولی هنوز گندمم
غذا و قوت مردمم
همانم آن یگانهای که بوده ام
سپاه عشق در پی است
شرار و شور کارساز با وی است
دریچههای قلب باز کن
سرود شبشکاف آن ز چار سوی این جهان
کنون به گوش میرسد
من این سرود ناشنیده را
به خون خود سروده ام
نبود و بود برزگر چه باک
اگر بر آید از زمین
هر آنچ او به سالیان
فشانده یا نشانده است
وطن! وطن!
تو سبز جاودان بمان که من
پرندهای مهاجرم که از فراز باغ با صفای تو
به دور دست مه گرفته پر گشوده ام
#سیاوش_کسرایی
هر لحظه مزن در، که در این خانه کسی نیست
بیهوده مکن ناله، که فریادرسی نیست
شهری که شه و شحنه و شیخش همه مستند
شاهد شکند شیشه که بیم عسسی نیست
آزادی اگر میطلبی غرقه به خون باش
کاین گلبن نوخاسته بیخار و خسی نیست
دهقان رهد از زحمت ما یک نفس اما
آن روز که دیگر ز حیاتش نفسی نیست
با بودن مجلس بود آزادی ما محو
چون مرغ که پابسته ولی در قفسی نیست
گر موجد گندم بود از چیست که زارع
از نان جوین سیر به قدر عدسی نیست
هر سر به هوای سر و سامانی و ما را
در دل به جز آزادی ایران هوسی نیست
تازند و برند اهل جهان گوی تمدن
ای فارْس مگر فارِسِ ما را فرسی نیست
در راه طلب فرخی ار خسته نگردید
دانست که تا منزل مقصود بسی نیست
#فرخی_یزدی
بگذارید این وطن دوباره وطن شود
بگذارید دوباره همان رویایی شود که بود.
بگذارید پیشاهنگ دشت شود
و در آن جا که آزاد است منزلگاهی بجوید.
این وطن هرگز برای من وطن نبود.
بگذارید این وطن رویایی باشد که رویاپروران در رویای خویش داشته اند.
بگذارید سرزمین بزرگ و پرتوان عشق شود
سرزمینی که در آن، نه شاهان بتوانند بی اعتنایی نشان دهند نه ستمگران اسبابچینی کنند
تا هر انسانی را، آن که برتر از اوست از پا درآورد.
این وطن هرگز برای من وطن نبود.
آه، بگذارید سرزمین من سرزمینی شود که در آن، آزادی را با تاج گل ساخته گی وطن پرستی نمی آرایند.
اما فرصت و امکان واقعی برای همه کس هست، زنده گی آزاد است
و برابری در هوایی است که استنشاق می کنیم.
در این «سرزمین آزاده گان» برای من هرگز نه برابری در کار بوده است نه آزادی
بگو، تو کیستی که زیر لب در تاریکی زمزمه می کنی؟
کیستی تو که حجابت تا ستاره گان فراگستر می شود؟...
#احمد_شاملو
#داریوش برای سالگرد #عبدی_یمینی ترانه «شب شکن» را خواند.
وقتی تو شب گم میشدم ستاره شبشکن نبود
میون این شبزدهها کسی به فکر من نبود
وقتی تو شب گم میشدم همخونه خواب گل میدید
همسایه از خوشه خواب سبد سبد خنده میچیــــــد
آواز خون کوچهها شعرهاش رو از یاد برده بود
چراغها خوابیده بودن شعلهشون رو باد برده بود
آخ اگه شب شیشهای بود پل به ستاره میزدم
شکست آیینه شب رو نیزه خورشیــد میشدم
آخ اگه مرگ امون میداد دوباره باغ میشدم
تو رگ یخ بسته شب نبض چــــراغ میشدم
آخ که تو اقیانوس شب سوختنم رو کسی ندید...
ترانه #ایرج_جنتیعطایی
«دلبر»
تو اي بال و پر من
رفيق سفر من
ميميرم اگه سايت نباشه رو سر من
تو اي خود خود عشق
که بي تو نفسم نيست
کجا تو خونه داري که هرجا ميرسم نيست
اهل کدوم دياري
کجا تو خونه داري
که قبله گاهم اونجاست
هر جا که پا ميزاري
اهل کدوم دياري
گل کدوم بهاري
که حتي فصل پائيز باغ ترانه داري
آي دلبرم آي دلبر...
صدا #ابی
ترانه #اردلان_سرفراز
آهنگ #فرید_زلاند
تنظیم #عبدی_یمینی
«به بچه هامون چی بگیم؟»
به بچه های تو و من وقتی یه روز بزرگ شدن
فردا که می خوان بدونن کجا به دنیا اومدن
بگو جوابمون چیه حرف حسابامون چیه
تکلیف اون خونه ای که شده خرابمون چیه
گناه هر چی که گذشت به گردن ما بود و هست
از ما اگر بتی شکست، بت های تازه جاشون نشست
هیچکس به غیر از خوده ما از خود ما فریب نخورد
هیچکس به غیر از خود ما ما رو به بی راهه نبرد...
صدا #داریوش
ترانه #اردلان_سرفراز
آهنگ و تنظیم #عبدی_یمینی
«سهم من»
توی این دنیای بی حاصل بودن
با همه شکستگی های دل من
با همه تلخیه قصه ی تو و من
من که حیفم میاد از گلایه کردن
ارزش گلایه ی من بیش از اینهاست
نه برای اون کسی که اهل سوداست
کسی که لحظه به لحظه رنگ دنیاست
من ساده به خیالم از خود ماست
سهم من از تو چی بوده غیر آزار
تویی که دنیا برات شده یه بازار
من تورو به چشم یاری دیده بودم
تو منو اما به چشم یه خریدار
ارزش گلایه ی من بیش از اینهاست
نه برای اون کسی که اهل سوداست
تورو باید می شناختم که هزارتا چهره داشتی...
صدا #داریوش
ترانه #اردلان_سرفراز
آهنگ #فرید_زلاند
تنظیم #عبدی_یمینی
زندگی ذره کاهیست ، که کوهش کردیم
زندگی نام نکویی ست که خارش کردیم
زندگی نیست بجز نم نم باران بهار
زندگی نیست بجز دیدن یار
زندگی نیست بجز عشق
بجز حرف محبت به کسی
ورنه هر خار و خسی
زندگی کرده بسی
زندگی تجربهی تلخ فراوان دارد
دو سه تا کوچه و پس کوچه
و اندازهی یک عمر بیابان دارد
ما چه کردیم و چه خواهیم کرد
در این فرصت کم!؟
#سهراب_سپهری
ستاره دیده فرو بست و آرمید بیا
شراب نور به رگهای شب دوید بیا
ز بس به دامن شب اشک انتظارم ریخت
گل سپیده شکفت و سحر دمید بیا
شهاب ِ یاد تو در آسمان خاطر من
پیاپی از همهسو خطّ زر کشید بیا
ز بس نشستم و با شب حدیث غم گفتم
ز غصّه زنگ من و رنگ شب پرید بیا
به وقت مرگم اگر تازه میکنی دیدار
بههوش باش که هنگام آن رسید بیا
به گامهای کسان میبرم گمان که تویی
دلم ز سینه برون شد ز بس تپید بیا
نیامدی که فلک خوشهخوشه پروین داشت
کنون که دست سحر دانهدانه چید بیا
امیدِ خاطر ِ سیمین ِ دل شکستهی تویی
مرا مخواه از این بیش ناامید بیا
#سیمین_بهبهانی
«وطن»
ای وطن ای خاک خوبم کی دل از تو بر می گیرم
من می خوام در تو بمونم من می خوام در تو بمیرمسر روی خاکت می ذارم عمریه که سجده گاهی
بی تو در هرجا غریبم عمریه برام پناهی
جاودانه در تو خفته غصه خانه
به در من عاشقانه در تو مانده تاروپود مادر من
هر کجا در هر دیاری مهر تو در دفتر من
نام تو ایران خوبم تا ابد تاج سر من
ای وطن ای خاک پاکت تربت عشاق نامی
خاک فردوسی و حافظ خاک سعدی خاک جامی
صدا #بانومهستی
ترانه #هما_میرافشار
آهنگ #حسن_شماعیزاده
«ساغرم شکست ای ساقی»
(طاقتم ده)
#سارنگ و #ارژنگ_سیفیزاده
ترانه #معینی_کرمانشاهی
آهنگ #استادهمایون_خرم
نوازندگان #گروه_سروان
کمانچه #امیر_نظری
عود #امین_حیدری
سنتور #وحید_حاجحسینی
تنبک #محسن_کثیرالسفر
تنظیم #ارژنگ_سیفیزاده
بداهه نوازی در «آواز افشاری»
تار #ارژنگ_سیفیزاده
تنبک #امید_مصطفوی
گالری والی ، آذر ۱۳۸۸
#ارژنگ_سیفیزاده و #گروه_وصال
فستیوال نوروز ۲۰۲۲
سیاوش منم نه از پریزادگان
از ایرانم از شهر آزادگان
که ایران بهشت است یا بوستان
همی بوی مشک آید از بوستان
سپندار پاسبان ایران تو باد
ز خرداد روشن روان تو باد
ندانی که ایران نشست من است
جهان سر به زیر دو دست من است
هنر نزد ایرانیان است و بس
ندادند شیر ژیان را به کس
همه یکدلانند و یزدان شناس
به نیکی ندارند از بد هراس
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
همه جای جنگی سواران بدی
نشستن گه شهریاران بدی
چو ایران نباشد تن من مباد
بر این بوم و بر زنده یک تن مباد
#حکیمابوالقاسم_فردوسی
«وطن»
خاکم به سر، ز غصه به سر، خاک اگر کنم
خاک وطن که رفت، چه خاکی به سر کنم؟
آوخ کلاه نیست وطن تا که از سرم
برداشتند، فکر کلاهی دگر کنم
مرد آن بود که این کلهش بر سر است و، من:
نامردم ار که بی کله، آنی بسر کنم
من آن نیم که یکسره تدبیر مملکت
تسلیم هرزه گرد قضا و قدر کنم
زیر و زبر اگر نکنی خاک خصم ما
ای چرخ! زیر و روی تو، زیر و زبر کنم
جائیست آرزوی من، ار من به آن رسم
از روی نعش لشکر دشمن گذر کنم
هر آنچه می کنی؟ بکن ای دشمن قوی!
من نیز اگر قوی شدم از تو بتر کنم!!
من آن نیَم به مرگ طبیعی شوم هلاک
وین کاسه خون به بستر راحت هدر کنم
معشوق «عشقی » ای وطن، ای مهد عشق پاک!
ای آن که ذکر عشق تو شام و سحر کنم:
«عشقت نه سرسری است که از سر به در شود»
«مهرت نه عارضیست که جای دگر کنم »
«عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم »
«با شیر اندرون شد و با جان به در کنم
شعر #میرزاده_عشقی
دکلمه #فریدون_فرحاندوز
آهنگ و تنظیم و صدا #کورش_یغمایی
#جنوب_ایران
#تسلیت
«به ياد وطنم »
اي همه هيچ، اِي فَراكشِ من!
دور ماندن ز روي تو، سخت است
دوري ات كاسته است ز آتشِ من
چيست اين بخت، مرگ يا بخت است؟
مي رسد چون نسيم هاي بهار
دامنت مي شود سراسر گل
مي كِشي سوي خود ز راهگذر
هر پرنده: چه زيك و چه بلبل.
كوهِ خرّم، فَراكش محبوب!
ملجأِ فكرهاي تنهايي
كه همي ايستد بسي محجوب
بر سَرت آسمانِ مينايي.
من كه با فكرِ نازك و باريك
خلق را هر زمان بپيچانم
پس چرا كمترم ز بلبل و زيك،
غم فشرده است روي خندانم؟
كوه! با آن همه نعايم و جود
با چنان ميهمانيِ عامي
نبَرَد پس چرا ز روي تو سود
شاعرِ بينواي ناكامي؟
سهمِ من، دور ماندن از آنجاست
بي نصيبي ز هر چه جانبخش است
وطنم را ببين كه از چپ و راست
چه نهان پَرور و نهان بخش است.
باشد آنگونه اي كه مي خواهد
از صداي من و ز شكلم دور
گر چه هر دَم ز جانِ من كاهد
گنهش نيست، خود شدم مهجور.
وطنم را هميشه دارم دوست
با وجودِ تمامِ بي صبري.
نرسد سوش تا جهان بَدجوست
دستِ يك فتنه، پاي يك شهري.
۲۳ فروردين ۱۳۰۵
#نیما_یوشیج
ترانه «مرا به خانه ام ببر»
ازتمرین قبل ازکنسرت #داریوش
بهمراه #عبدی_یمینی
سال ۱۹۹۲
مرابه خانه ام ببر ستاره دلنواز نیست سکوت نعره میزند که شب ترانه ساز نیست مرابه خانه ام ببر که عشق در میانه نیست مرابه خانه ام ببر اگرچه خانه خانه نیست...
«سراب»
من از سحر می اومدم تا به سپیده برسم
به جاده ای که لحظه ها به اون رسیده برسم
وسوسه یار من نبود خستگی کار من نبود
به جز صدای عاشقم تو کوله بار من نبود
مثل چراغی از عطش از ته شب می اومدم
تا برسم به ذات نور همیشه سوسو میزدم
مثل هوای مزرعه مثل حقیقت مثل خاک
پر از صفای لحظه ها یه چشمه بوده ام پاک پاک...
صدا #نوش_آفرین
ترانه #اردلان_سرفراز
آهنگ #حسن_شماعیزاده
تنظیم #عبدی_یمینی
«معما»
گمترین گمشدهام تو مرا پیدا کن زندگی چیست بگو؟عشق را معنا کن تا مرا دریاب یبا عذابم سر کن زخمیِ زندگیام زخم را باور کن گمشدهی تو تنهاست اسیرِ یک معماست جواب این معماتو چشمای تو پیداست گمترین گمشدهام تو مرا پیدا کن زندگی چیست بگو؟عشق را معنا کن
صدا #شهره
ترانه #اردلان_سرفراز
آهنگ #فرید_زلاند
تنظیم #عبدی_یمینی
«آهای مردم دنیا»
آهای مردم دنیا!
آهای مردم دنیا!
من از عالم و آدم
گله دارم، گله دارم
آهای مردم دنیا
آهای مردم دنیا
گله دارم، گله دارم
من از دست خدا هم
گله دارم، گله دارم.....
صدا #داریوش
ترانه #اردلان_سرفراز
آهنگ #فرید_زلاند
تنظیم #عبدی_یمینی
مناسبت امروز ۲۴ تیر ماه:
زادروز #استاداردلان_سرفراز
شاعر و ترانه سرا
سالروز درگذشت #عبدالرضا_یمینی
معروف به #عبدی_یمینی
آهنگساز، تنظیمکننده، رهبرارکستر و نوازنده ایرانی
ایام چو آتشکده از سینهٔ ماست
عالم کهن از وجود دیرینهٔ ماست
اینک به مثل چو کوزهای آب خوریم
از خاک برادران پیشینهٔ ماست
#مهستی_گنجوی
قاعده سی و هشتم:
برای عوض کردن زندگیمان، برای تغییر دادن خودمان هیچگاه دیر نیست. هر چند سال که داشته باشیم، هرگونه که زندگی کرده باشیم، هر اتفاقی که از سر گذرانده باشیم، باز هم نو شدن ممکن است. حتی اگر یک روزمان درست مثل روز قبلش باشد، باید افسوس بخوریم. باید در هر لحظه و در هر نفسی نو شد. برای رسیدن به زندگی نو باید پیش از مرگ مُرد.
#ملت_عشق
#الیف_شافاک