1492
👈 کانال تخصصی شعر و موسیقی سنتی ایرانی: حاوی #اشعار و #تصانیف ارزنده و معتبر تصانیف همراه با شعر و شناسنامه👉 https://t.me/joinchat/AAAAAD7WkRP2qHn3bsitKA پل ارتباطی با مدیر: @eghassemi لینک کانال: @sher_o_asal
برنامه: زنده یاد #نیمایوشیج
دکلمه: #مهتاب
به کوشش: #رشید_کاکاوند
دیشب که بکوی یار میگردیدم
دانی که پی چه کار میگردیدم ؟
قربان خلاف وعدهاش میگشتم
گـرد سـر انتظـار مـیگـردیـدم
#ابوسعید_ابوالخیر
«گفتم غم تو دارم»
اجرای خصوصی
#بنان
شعر: #حافظ
با همکاری:
#ابوالحسن_صبا
#مرتضی_محجوبی
#حسین_تهرانی
«گفتم غم تو دارم»
#گلپا
برگرفته از برنامه گلهای رنگارنگ ۴۴۱
غزل آواز: #حافظ
«گفتم غم تو دارم»
#محمد_منتشری
دکلمه: #بهروز_رضوی
شعر: #حافظ
.
گر آن ناخوانده مهمانى كه ما را مى برد با خويش
ناگهان از در درآيد زود،
پس چه خواهد بود -مى پرسم-
سرنوشت آن عزيزانى كه نام ِ آرزوشان بود؟
آرزوها ،
اين به ما نزديكتر ،
اين خويش تر خويشان
پس چه بايد كرد با ايشان ...؟!
#مهدی_اخوانثالث
#عارف_عارفکیا
ای بهار آخر کجایی ...
شعر: #هما_میرافشار
آهنگ: #حسن_شماعیزاده
تنظیم: #منوچهر_چشمآذر
این دوتا چشم پر از غم نمیشه غمش دمی کم اشک اون مثل یه دریا غم اون قد یه عالم
پرنده مهاجر ( پرندگان مهاجر ) ...
ای پرنده مهاجر، ای پر از شهوت رفتن
فاصله قد یه دنیاست بین دنیای تو با من
#عارف_عارفکیا
شعر: #ایرج_جنتیعطایی
آهنگ و تنظیم: #بابک_بیات
⫸ خواننده : #عارف_عارف_کیا
عشق ...
بی خبر یه روز اومد، سر زد و رفت
خواب بودم وقتی اومد، در زد و رفت
شعر: #منصور_تهرانی
آهنگ: #سیاوش_قمیشی
ساکسیفون: #صادق_مدنی
تنظیم: #آندرانیک_آساطوریان
اجرا: ۱۳۵۴
بزم خصوصی
اصفهان ۱۳۶۷
نوازنده تنبک:
#جهانگیر_ملک
تار دلنشین:
#جلیل_شهناز
آواز جانسوز:
#تقی_سعیدی
#ابوعطا
دستگاه #شور
آواز استاد #ایرج
تار #وحید_طالبیگلپایگانی
#صبح_قیامت
اجرای خصوصی در #افشاری
بزرگان و اساتیدی همچون:
خوانندگان: #ادیب_خوانساری و #منوچهر_همایونپور
سهتار: #ابوالحسن_صبا
نی: #حسن_کسایی
تنبک: #حسین'تهرانی
سال ۱۳۳۴ منزل استاد #ابوالحسن_صبا
#دشتی
آواز: #ادیب_خوانساری
نی: #حسن_کسایی
ویولن: #علی_تجویدی
تنبک: #حسین_تهرانی
اجرا دهه ۱۳۳۰
چو بشنوی سخنِ اهلِ دل، مگو که خطاست
سخنشناس نهای، دلبرا ! خطا اینجاست
سرم به دنیی و عقبی فرو نمیآید
تبارک الله ازین فتنهها که در سرِ ماست
در اندرونِ منِ خستهدل ندانم کیست!
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
دلم ز پرده برون شد، کجایی ای مطرب؟
بنال، هان که از این پرده، کارِ ما به نواست
مرا به کارِ جهان هرگز التفات نبود
رخِ تو در نظرِ من چنین خوشش آراست
نخفتهام ز خیالی که میپزد دلِ من
خمارِ صد شبه دارم شرابخانه کجاست؟
چنین که صومعه آلوده شد ز خونِ دلم
گَرَم به باده بشویید، حق به دستِ شماست
از آن به دیرِ مغانم عزیز میدارند
که آتشی که نمیرد، همیشه در دلِ ماست
چه ساز بود که در پرده میزد آن مطرب
که رفت عمر و هنوزم دماغ پُر ز هواست
ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند
فضایِ سینهٔ #حافظ هنوز پر ز صداست
#زمستان_است...
بخشهایی از تمرینات استاد #شهرام_ناظری و ارکستر #ماداکتو
بزم خصوصی
#مخالف_سهگاه
در سال ۱۳۵۸
نوازنده ویلن:
#اسدالله ملک
صدای ملکوتی:
استاد #گلپایگانی
اجرای زنده و زیبای آهنگ: #نرگس_شیراز
باصدای بینظیر بانوی آواز: #هایده
فستیوال هنر؛لاپالایز لندن
«گفتم غم تو دارم»
آواز #ایرج
قانون #مصطفی_مرادبختی
«گفتم غم تو دارم»
#داریوش_رفیعی
آهنگ #مجید_وفادار
غزل آواز: #حافظ
«گفتم غم تو دارم»
#محمودی_خوانساری
برگرفته از برنامه گلهای تازه ۱۳۲
غزل آواز: #حافظ
با همکاری:
#اسدالله_ملک
#فرهنگ_شریف
#جهانگیر_ملک
«گفتم غم تو دارم»
#شهرام_ناظری
شعر: #حافظ
اجرا در #حافظیه_شیراز
سودای زلف و خالت در هر خیال ناید
اندیشهٔ وصالت جز در گمان نگنجد
در دل چو عشقت آمد سودای جان نماند
در جان چو مهرت افتد عشق روان نگنجد
#عطار_نیشابوری
#عارف_عارفکیا
بغض بارون زده ...
آهنگ: #سیاوش_قمیشی
شعر: #اردلان_سرفراز
من از صدای گریه تو به غربت بارون رسیدم
یکی را دوست میدارم ...
هر چه تبر زدی مرا
زخم نشد، جوانه شد
ضجه مغرور تنم، ترنم ترانه شد...
من به خاکستر نشینی عادت دیرینه دارم
سینه مالامال درد اما دلی بی کینه دارم
#عارف_عارفکیا
شعر: #مسعود_امینی
آهنگ: #نصرالله_معین
تنظیم: #کاظم_رزازان
قطعه به یاد گذشته در مایه #دشتی
با همکاریِ سه تن از شاگردان استاد صبا:
#رحمت_الله_بدیعی
#فرامرز_پایور
#حسین_تهرانی
در من کسی پیوسته میگرید
این من که از گهواره با من بود
این من که با من
تا گور همراه است
دردیست چون خنجر
یا خنجری چون درد
همزاد خون در دل
ابریست بارانی
ابری که گویی گریههای قرنها را در گلو دارد
ابری که در من
یکریز میبارد
شبهای بارانی
او با صدای گریهاش غمناک میخواند
رودیست بی آغاز و بی انجام
با های های گریهاش در بیکران دشت میراند
پیری حکایتگوست
کز کودکی با خود مرا میبرُد
در باغهای مردمی گریان
اما چه باغی ؟ دوزخی کانجا
هر دم گلی نشکفته میپژمرد
مرغیست خونین بال
کز زیر ِ پر چشمش
اندوهناک ِ سنگبارانهاست
او در هوای مهربانی بال میآراست
کی مهربانی باز خواهد گشت ؟
نه، مهربانی
آغاز خواهد گشت
از عهد ِ آدم
تا من که هر دم
غم بر سر ِ غم میگذارم
آن غمگسار ِ غمگساران را به جان خواندیم
وز راه و بیراه
عاشقوش از قرنی به قرنی سوی او راندیم
وان آرزوانگیز عیار
هر روز صبری بیش میخواهد ز عاشق
دیدار را جان پیش میخواهد ز عاشق
وانگه که رویی مینماید
یا چشم و ابرویی پریوار
بازش نمیدانند
نقشش نمیخوانند
دل میگریزانند ازو چون وحشتی افتاده در آیینهی تار!
هرگز نیامد بر زبانم حرف نادلخواه
اما چه گفتم؟ هر چه گفتم، آه
پای سخن لنگ است و دست واژه کوتاه است
از من به من فرسنگ ها راه است
خاموشم اما
دارم به آواز ِ غم خود میدهم گوش
وقتی کسی آواز میخواند
خاموش باید بود
غم داستانی تازه سر کردهست
اینجا سراپا گوش باید بود :
- درد از نهاد آدمیزاد است !
آن پیر شیرین کار تلخ اندیش
حق گفت، آری آدمی در عالم خاکی نمیآید به دست
اما
این بندی آز و نیاز خویش
هرگز تواند ساخت آیا عالمی دیگر؟
یا آدمی دیگر؟ ...
- ای غم ! رها کن قصهی خون بار !
چون دشنه در دل مینشیند این سخن اما
من دیدهام بسیار مردانی که خود میزان شأن آدمی بودند
وز کبریای روح برمیزان ِشأن ِآدمی بسیار افزودند
- آری چنین بودند
آن زنده اندیشان که دست مرگ را بر گردن خود شاخ گل کردند
و مرگ را از پرتگاه نیستی تا هستی جاوید پُل کردند
- ای غم ! تو با این کاروان سوگواران تا کجا همراه میآیی؟
دیگر به یادِ کس نمی آید
آغاز این راه هراس انگیز
چونان که خواهد رفت از یاد کسان افسانهی ما نیز !
- با ما و بی ما آن دلاویز کهن زیباست
در راه بودن سرنوشت ماست
روز همایون رسیدن را
پیوسته باید خواست
- ای غم ! نمیدانم
روز رسیدن روزی گام که خواهد بود
اما درین کابوس خون آلود
در پیچ و تاب این شب بن بست
بنگر چه جان های گرامی رفته اند از دست !
دردی ست چون خنجر
یا خنجری چون درد
این من که در من
پیوسته می گرید
در من کسی آهسته میگرید
#امیرهوشنگ_ابتهاج
دستگاه #شور
یادی از استاد #لطفالله_مجد
با گفتاری از استاد بزرگوار #حسن_کسایی
تار: استاد #منوچهر_امیرحشمتی
۰صبح_قیامت
اجرای خصوصی در #افشاری
بزرگان و اساتیدی همچون:
خوانندگان: #ادیب_خوانساری و #منوچهر_همایونپور
سهتار: #ابوالحسن_صبا
نی: #حسن_کسایی
تنبک: #حسین'تهرانی
سال ۱۳۳۴ منزل استاد #ابوالحسن_صبا
عاشقِ رویِ جوانی خوشِ نوخاستهام
وز خدا دولتِ این غم به دعا خواستهام
عاشق و رِند و نظربازم و میگویم فاش
تا بدانی که به چندین هنر آراستهام
شَرمَم از خرقهٔ آلودهٔ خود میآید
که بر او وصله به صد شُعبده پیراستهام
خوش بسوز از غَمَش ای شمع که اینک من نیز
هم بدین کار کمربسته و برخاستهام
با چُنین حیرتم از دست بِشُد صرفهٔ کار
در غم افزودهام آنچ از دل و جان کاستهام
همچو حافظ به خرابات رَوَم جامه قبا
بو که در بَر کَشَد آن دلبرِ نوخاستهام
#حافظ
بزم خصوصی
#مخالف_سهگاه
در سال ۱۳۵۸
نوازنده ویلن:
#اسدالله ملک
صدای ملکوتی:
استاد #گلپایگانی
بهانه تو
باز این دل غمزده
آشفتهتر آمده
گرید به بهانۀ تو
این مرغ شکستهپر
این طایر خستهپر
آید سوی خانۀ تو
ای دل به فدای تو
نادیده وفای تو
بشنو تو ترانۀ من
این دل که فنا شده
پابند وفا شده
نالد به ترانۀ تو
تو زیبای منی
گرمی صهبای منی
چون عطر گلهایی
از گل تازهتری
زیبا چون سحری
شیرینتر از رویایی
شبها من دامن دامن میگریم
میخندی بر من تا من میگریم
چون مه بر شبهای من میخندی
شبها بر تبهای من میخندی
خوش بیخبر از من غمزدهای
آرام مرا تو به هم زدهای
بهشت امیدی
بهار جاویدی
حسن جاودانهای
لیلی زمانهای
زیبایی بلای دلهایی
کی آگه ز هجران مایی
میکند دلم چرا دیوانهگری
از دلم مجو دگر دیوانهتری
میکند دلم چرا دیوانهگری
از دلم مجو دگر دیوانهتری
#دلکش
آهنگساز: #پرویز_یاحقی
شاعر: #نواب_صفا
تاریخ اجرا: سال ۱۳۳۸
آهنگ در #ماهور