1464
سایت ادبی شعرناب گنجینه ی اشعارشاعران معاصرپارسی زبان بهترین ومطمئن ترین مکان برای نشر وحفظ آثارواشعارشما،چاپ کتاب گروهی و فردی ، فروش ترانه ،آموزش و نقد تخصصی و.. Sherenab.com ارتباط با مدیر @fekri45 کانال اشعار @sherenabcom
نیست ممکن که دل ما ز وفا برگردد
ما همانیم اگر یار همان است که بود
#صائب_تبريزی
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
بیتو نه رنگم و نه بو،
ای قدمت بهارِ من
#بیدل
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
یا دیدن دوست ، یا هوایش
#مولانا
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
نشسته باز خـیالت کنار من امّا
دلم برای خودت تنگ میشود، چه کنم..!
#آرش_شریعتی
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
با اردیبهشت بیا
تا به همه ثابت کنی
از میانه بهار،
عید می شود ...
#علیرضا_اسفندیاری
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
#عکس_نوشته
بهمن به تن دارم؛
تو با آغوشِ مردادیت؛
اردیبهشتم کن
که اوضاع معتدل باشد...
#ساحل_صالحی
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
هنوز اگر تــو بیایی ،
دوباره می شوم آغاز
اگـر چه خسته تـر از
آفتاب، بـر لب بامم...
#حسین_منزوی
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
#عکس_نوشته
#جعفر_لاهوتی_آذر
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
میبخشی و نمیبخشم
میخوانی و نمیخوانم!
معبودا ...
امشب
آنگونه برایم رقم بزن
که در شٱن خدایی توست
نه در حد بندگی من ...
#فرشته_رضایی
#شب_قدر
@sherenabcom
جز خيالت هيچ شمعى در شبستانم نسوخت
#حسین_منزوی
🌸🍃
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
سوگند =ترانه سرا: سوده دماوندی
سبک: عاشقانه
تعداد ابیات: 16
قیمت: ۵۰۰,۰۰۰ تومان
ابیات پیش نمایش
به چشمای تو سوگند
که من عاشق نبودم
برای باتو بودن
اخه لایق نبودم
منم مردی که تا صبح
به یادت غصه خورده
بهت میگم که از عشق
واست هرشب میمرده
https://sherenab.com/Songs-View-272.html
درگیر افسونم درون جنگل گیسو
حتی میان این هَیا..(من دوستت دا...)هو...
راندی مرا از قصر عشقت سرزمین ماه
تا غایب از چشمت شوم ، من را بگویی او...
می خواستی تا جوهر یادم شود مسموم
دیگر نباشد در خیالم از تو تاری مو
چشم تو را شبتاب کردم در رخ شبنم
عطر تو را تزریق کردم بر گل شب بو
آن روز ای شهزاد بعد از تیر قهارت
عجز مرا دیدی درون چشم آن آهو؟
در بستر این عشق آزادی و پابندم
نیلوفر دریاچه ام با من بمان ای قو
تو دوستم داری و من هم دوستت دارم
اکسیر عشق ما قوی تر هست از جادو؟!
محمد جواد عطاالهی#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
💚❤️ کنارم که هستی
کنارم که هستی هوا عالیه
حتی تو زمستونم آفتابیه
کنارم که هستی دلم روشنه
شب تیره هم صاف ومهتابیه
کنارم صدات مثل بارون عشق
یه بارونِ نم نم که رویاییه
کنارم که هستی دلم غرق گل
یه باغ قشنگ و تماشاییه
کنارم که هستی، زمان ثابته
تو چشمای تو زندگی جاریه
کنارم که هستی ، بهاره همش
همون قصّه ی خوبِ تکراریه
کنارم که هستی ، نه ابر ونه باد
تنِ آسمون آبیِ آبیه
کنارم که هستی ،کَم و غم چیه
همه چی تو دنیا با تو کافیه
کنارم که هستی ، روزا بی نظیر
شبا رو نگو که چه غوغاییه!
کنارم نباشی، نفس کم میاد
تنفّس بدون تو قلّابیه
کنارم نباشی ، کویره دلم!
کویری که محتاج آبیاریه
کنارم نباشی، هوا هم بده
بدون تو کوران تنهاییه
فروغ نگاهم ، کنارم بمون
کنارم نباشی ، جهان خالیه
فروغ فرشیدفر
بهار ۱۴۰۰
https://sherenab.com/poem/97525/%F0%9F%92%9A%E2%9D%A4-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C
هر چند که با سنگدلی رفت و جفا کرد
ای کـاش نگـویـم که دلـم بــاز خطا کرد
.
تـاریـخ قضــاوت کـنـد این بـار بجـایم...
در حـقِ چنین سـاده دلـی ظلم چرا کرد؟!
.
یوسف به چه علت پس از آن خاطره ی بد
بـر آمــدنِ طایـفه ی خــویـش دعـا کرد؟!
.
در جنـگِ دل و عقـل اگـر عقـل ببــازد
سخت است که بعدش بشود دفعِ بلا کرد
.
یک لحـظه مــرا دیــد و گــذر کـرد ولیکن
عمریـست کــه طــوفانِ بلاخـیز بپـا کرد
.
با او کـه مــرا کـشــت بگوییـد: فـلانـی
دنیـا به کـدام آدمِ قـبل از تو وفا کرد!
.
می خواستم از عشق برایش بنویسم
هر چند که با سنگدلی رفت و جفا کرد...
.
علیرضا آرین مهرhttps://sherenab.com/poem/93365/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%82%D8%B6%D8%A7%D9%88%D8%AA-%DA%A9%D9%86%D8%AF
بی نجوای انگشتانت
جهان از هر سلامی خالیست...
#احمد_شاملو
درود روزتون نیکو☘
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
آرام و روان و نرم و سنجیده رَوَد
ما ناله کنان و یار نشنیده رود!
یک عمر گذشت و عاقبت فهمیدیم
از دل نرود هر آنکه از دیده رود!
#شهریار
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
چه ساده ام! به خیالم که آبِ زمزم بود
نه! آنچه را که تو دادی به خوردِ من سم بود...
چه خوش خیالیِ محضی که "باتو بودن را"
"بهشت" ترجمه کردم ولی "جهنم" بود...
شبیه زلزله ها آمدی و بعد تو من
شدم مشابه شهری که "بم" تر از "بم" بود
شبیه خطّه ی گیلان و چشم های ترش
و بارشی که منظّم، مدام و نم نم بود
و خاطرات تو مثل نمک به زخمِ دلم
و خاطراتِ تو مثل "تو" ضد مرهم بود
همیشه حق به تو دادم، درست میگویی؛
برای چون تو بزرگی، چنین کسی کم بود!
#منوره_سادات_نمائی_مرتضائی
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
بیعشق هیچ فلسفهای در جهان نبود
احساس در “الههی ناز بنان” نبـود
بیشک اگرکه خلق نمیشد “گناهِ عشق”
دیگر خدا به فکر “شب امتحان” نبود
بنشین رفیق! تاکه کمی درد دل کنیم
اندازهی تو هیــــچ کسی مهربان نبود
اینجا تمــــام حنـــجرها لاف میزنند
هرگز کسی هرآنچهکه میگفت، آن نبود!
لیلا فقط بهخاطر مجنون ستاره شد
زیرا شنیدهایم چنین و چنان نبود
حتی پرنده ازبغل ما نمیگذشت
اغراق شاعرانه اگر بارِمان نبود
گشتم، نبود، نیست… تو هم بیشتر نگرد!
غیر از خودت که با غزلـــــم همزبان نبود
دیشب دوباره -از تو چه پنهان- دلم گرفت
بااینکه پای هیـچ زنی در میان نبود
#امید_صباغ_نو
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
چند روزی هر چه باداباد بايد زيستن...
#بیدل_دهلوی
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
از شروع این جهان،
مَرد از پی زَن میدوید..
از پی مردان دویدن را زُلیخا باب کرد..
✍ #شروین_سلیمانی
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
آغاز و ختمِ ماجرا لمسِ تماشایِ تو بود
دیگر فقط تصویرِ من در مردمکهایِ تو بود...
زنده یاد دکتر #افشین_یداللهی
#سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب
🌐 sherenab.com
#کانال_سایت_تخصصی_شعرناب
@sherenabcom
سایت ادبی شعرناب وگروههای تلگرامی اش باهفت سال سابقه مقدم هنرمندان عزیزرا گرامی می دارد 🌹
#سایت_ادبی_تخصصی #شعرناب
🌐 sherenab.com
#کانال_اشعار
@sherenabCom
#کانال_داستان_کوتاه_نابک
@naabak_nab
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
Sherenab.com
@sherenabcom
@sherenabcom
سایت ادبی شعرناب مکانی مطمان وزیبا برای ثبت آثارواشعارشماست.
ترانه سرا: حوریا صفایی نسب
سبک: پاپ
تعداد ابیات: 8
قیمت: ۷۰۰,۰۰۰ تومان
ابیات پیش نمایش
*******
دستات به دستای کی محکومه؟
موهات رو بالشتِ کی آرومه ؟!
کاش موجِ تو افکارِ تو باشم!
من حاضرم اجبارِ تو باشم
https://sherenab.com/Songs-View-258.html
• عشق و شب و دستِ یار
• عشق و شب و دستِ یار title= ترانه سرا: رضا محمدصالحی
سبک: چهارپاره
تعداد ابیات: 12
قیمت: ۱,۰۰۰,۰۰۰ تومان
ابیات پیش نمایش
صدای تو پژواک آرامشه
نگاه تو فانوس همواره ام
به اسم تو می شناسه دنیا منو
نباشی تو این شهر آواره ام
https://sherenab.com/Songs-View-287.html
یک طایفه از فتنه ی چشمت نگران است
من بی حذر از کوچه ی معشوقه گذشتم
گر ظرف ِدلم می شکند، عشقْ همان است
گفتند چه می خواهی از این قلعه ی مرموز
گفتم بت افسون شده ام در خفقان است
بوسیدن سیبِ لب او قسمت من نیست !
ممنوعه ی فردوس ِعدن یا رمضان است ؟
پیراهن تو دشت ِپر از زنبق وحشی است
در گونه ی خندان تو ارکیده نهان است
یاقوت تراشیده شبیه دهن توست -
یا خاتم ِچشمان تو فیروزه نشان است؟
سر بردن ِاین قصه نه کار دل ِتنگ است
سر، بی غم ِعشق تو به تن بار ِگران است
ای عشق چرا من هنرت را بشمارم ...
"چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است" ؟
( رضا محمدصالحی)https://sherenab.com/poem/97562/%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D9%87%D9%86%D8%B1%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%85
مسعود میناآباد مسعود م از دفتر شعر و شعور نوع شعر دوبیتی
ارسال شده در تاریخ دیروز شماره ثبت ۹۷۵۰۴ بازدید : ۸۶ | نظرات : ۸
عکس شاعر مسعود میناآباد
سر نوشت
گاهی اوقات دلم تنگ میشود برای واژه هایی که این روزها مهجور مانده اند و اکثر شعرا یا بر آن آگاه نیستند یا از استفاده آنها واهمه دارند که مبادا به کهنه سرایی مجازات شوند .
خیلی دلم می خواست وقت مطالعه بیشتر داشتم و مثل منوچهری از " پرویزن اشجار و .... "
می نوشتم ((( پسر کاو ندارد نشان از پدر .......
زنهار
خاشاک نیم تا که بیفتم به درت
زنهار و نیندااااز مرا ... از نظرت
ترسم که ازاین زلزله بازی هایت
چون کوه به یکباره بریزم به سرت
صلا
چرا صلایی از دعای نگار ما نرسد
شفای غیب به تن بیمار ما نرسد
عبور باید از این فصل یخ بندان
ترسم که عمر، به بهار ما نرسد
#مسعود_م https://sherenab.com/poem/97504/%D8%B2%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%B1
در کعبه های چشمهایت نامسلمانها
صف بسته اند انگار تا تکرار بارانها
ای کثرت مهتابی خونین شور انگیز
ای باور تنگ کبود قلب انسانها
دربار آغوش تو امشب بار خواهد داد
بر تنفروشان سپید این خیابانها!؟
پر کرده ای از فصلهایت جام لیلارا
بر شعرهایم شعله میپاشند هذیانها
دریاکنار عطرهایت آبی و مواج
در سینه ام آواز میخوانند طوفانها
آتش بزن عریانی این بید زیبا را
حالا تماشا کن شکوه این زمستانها!
ای معبد دور قیام انگیز بیتاریخ
ای آخرین بزم قعود تلخ شیطانها
هم میزنی یکشب تناسخهای چشممرا
تنهاترم چون یوسفی در قعر فنجانها
بودای من لبریز شو در دستهای من
از این تسلسل بازکن موگیر و روبانها...https://sherenab.com/poem/78016/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7-1
ارسال شده توسط سلمان مولایی در تاریخ : ۱ ساعت پیش
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳ | نظرات : ۰
سلام
و
چند وقتی ست که نیمایی های با اسلوب و زیبایی را هر از چند روزی در سایت می بینم و هر بار می خوانم و به ادراک لذتی بی وصف می رسم ، اما این بار دل ام نیامد این لذت را به تنهایی ادراک کنم پس بر طبق قرار پیشین برای روشن شدن چراغ دومین مطلب «شکار آهو» این شعر را با دوستان به اشتراک می گذارم هر چند باید اعتراف کنم که حداقل امروز برای انتخاب با چندین مورد خوب و خوش طعم برای شکار مواجه بودم که در آخرین دقایق تیر تیزبینی بر این آهوی خرامان فرود آمد.
اگر چه زحمت فراوان هم داشت چرا که شاعر عزیز چندان وسواسی در رعایت فواصل کلمات با حروف اضافه و علایم نگارشی نداشتند و افعال مرکب و دارای پیشوند را هم یکی در میان متصل یا منفصل نوشته بودند که ناچار و البته با اجازه مجبور به اصلاح شدم .
اما باز هم بگویم تان که برگزیدن این اشعار بدون هیچ گونه کارشناسی می باشد و تنها ذوق و سلیقه ی نگارنده در آن دخیل است ولی دوستان اجازه دارند با حفظ حرمت شاعر و دیگر خوانندگان هر نقدی را که وارد دانستند بیان کنند چرا که علاوه بر دیده شدن غرض اصلی بحث و جدل است و در ادامه ی آن اشتراک فهم و آگاهی ...
شاعر : سید محمد اقبالیان ...
نام شعر :
پس از تو
در آن صحرا
در آن بی برگ و بر صحرا
در آن ایام تلخ و تیره و دلگیر
که با فرزند انسان آسمان هم کینه می ورزید،
رسید آن شب که تو رفتی .
که تو خندیدی و رفتی ،
و من آهسته در خود می سرودم فصلی از دیوان بغضم را .
* * *
تو رفتی بی من اما با دلی سرشار از امید فرداها
و من در کلبه ی تنهایی خود ،
بر سر زانو نهادم این سر سودایی ام را
در وداعی تلخ .
تو رفتی و
نمیگویم که بعد از تو همه دریاچه ها خشکید
نمیگویم که بعد از تو همه پروانه ها مردند،
نمیگویم که رفتی و نهادم سر به صحراها،
نمیگویم که ﻣﺄوا در دل ویرانه ها کردم،
نمی گویم زمین لرزید
نمیگویم که طوفان شد
نمیگویم که سیل اشک من بنیان عمرم را فرو پیچید و با خود برد
نمیگویم که چون فرهاد نقش عشق سوزان را
به ضرب تیشه ای بر سنگ سخت کوه ها کندم
نمیگویم که چون مجنون ز داغ دوری لیلا
شدم آواره ای تنها
دل از بیگانه و از آشنا کندم.
نمیگویم که جای اشک ،خون بارید چشمانم.
ولی بعد از تو دیگر
آسمان زندگی را ابرهای تیره ی تردید پوشاندند
و دیگر زندگی جز انعکاس سرد فریادی به درد آلوده در من نیست.
از آن روزی که شهر آشوب چشمانت
برآشفتند شهر خلوت دل را
پرستیدم ترا مانند بودایی ، که بودا را
نه ،
چون بودا ،
که از اعماق جان جوید کمال نیروانا را.
همانند زمین تشنه ای در حسرت باران
که ناگه حجم سیال حضور چشمه ای را بر تن تبدار خود بیند
و با حرصی جنون آسا
وجود چشمه را در خود فرو بلعد
سراب چشمه ی عشق دروغین ترا دیدم
و نوشیدم .
ولی افسوس
چه حاصل تشنه کامان را
ز دیدار سراب و وعده ی آب دروغینش ؟
* * *
در آن صحرا
در آن بی برگ و بر صحرای نومیدان
زلال چشمه ی عشقت سرابی بود
و نقش دلفریب خنده هایت
نقش زیبای بر آبی بود.
و اینک
بی تو
در این فصل پایانی
در این یلدا شب سرد زمستانی
صدای دلفریب مرگ از آفاق عالم میرسد در گوش
و من آهسته در خود می سرایم آخرین ابیات بغضم را .
بیستم اسفند نود و نه
تهرانhttps://sherenab.com/blog/11149/%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%87%D9%88-%DB%B2