رؤیای نجات 📰 شاعر مهرداد خردمند
آدمی افتاد در راهِ گناه و عشق و آه
از ازل آغوشِ او شد خانهی نور و پناه
هر که را از عشق محرومش کنی، مجنون شود
دست اگر از دل کشیدی، میکنی
📝 ادامه شعر
تابوتِ تابو … 📰 شاعر بینش پارسا
می کوشید
تا
خودش را
به روزی دیگر
بکشاند،
امّا
حروفش
پ
ا
ش
ی
د.
در پایان
مُهر خورد صورتش
از
رد کفشِ چشمهای کمسوی رهگذر
جهان هم
📝 ادامه شعر
آیه ی صاعد 📰 شاعر دکتر سید هادی محمدی
میان دستِ دعا هفت آسمان میریخت
به پای سجده ی خود شرحِ الامان میریخت
به یادِ حلقِ پدر، موج موج، اشکِ روان
و لای سینهی خود، رودِ بیکران
📝 ادامه شعر
آینه های لرزان 📰 شاعر شیوا فدائی(یاس)
اشک
رویِ لبخندم نشست،
اما لبخند
در اشک شناور شد،
چون هر بار که میآیی
دلِ من
در چشمانت میریزد.
دستم را گرفتی
تا نریزم،
اما
دل پیش از من ا
📝 ادامه شعر
امضای طلایی... 📰 شاعر محمد کیا حبیب زاده
من در چشمان تو
حاکم جزیره چشماتم
مُردم و زنده شدم
در فصل پاییز چشمانت
نگاه عاشقانه تو
واسم حکم امضای طلایی داره
یاد خاطره دیدار اول ما
داستانِ
📝 ادامه شعر
میم 📰 شاعر دکتر سید هادی محمدی
در اتاقِ نیمروشن
عطرِ تو پُر میکند
تمامِ هنوز را
باران در دلِ مردی که
یادِ مادر را نبوسد
بر چتر هیچ می بارد
قالب شعر :
پریسکه
19 آبا
📝 ادامه شعر
چه کنم؟ 📰 شاعر سحر غفوریان
نمی خواهم اوج بگیرم
مقصد من اینجاست.
اینجا میان خون و خاک.
لانه ی کوچکی پر خاشاک.
دلی پر پرسش.
می خواهم همینجا باشم.
سفره ای پهن کنم
به وسعت دو
📝 ادامه شعر
بازتاب پاییز 📰 ارسال توسط فتانه سنکیان
فصل پاییز همچون آیینه ایست که آدمی انعکاس درون خود را در ژرفای آن می یابد! همانگونه که زیبایی طبیعت در پاییز نیز، به هنگام منعکس شدن در آب و نور قشنگترین بازتاب را دارد!
...
📝 ادامه مطلب
در مرزِ من و او 📰 شاعر شیوا فدائی(یاس)
درونم،
کسی راه میرود...
بیپا،
بینام،
هرچه میگویم،
اوست...
اوست که میگذرد از گلو،
از تارِ نفس،
از خاموشی.
و چشمش را پنهان میگذارد.
📝 ادامه شعر
آینه های لرزان 📰 شاعر شیوا فدائی(یاس)
اشک
رویِ لبخندم نشست،
اما لبخند
در اشک شناور شد،
چون هر بار که میآیی
دلِ من
در چشمانت میریزد.
دستم را گرفتی
تا نریزم،
اما
دل پیش از من ا
📝 ادامه شعر
میم 📰 شاعر دکتر سید هادی محمدی
در اتاقِ نیمروشن
عطرِ تو پُر میکند
تمامِ هنوز را
باران در دلِ مردی که
یادِ مادر را نبوسد
بر چتر هیچ می بارد
قالب شعر :
پریسکه
19 آبا
📝 ادامه شعر
شهیدِ سکوت 📰 شاعر دکتر سید هادی محمدی
ای حُسن بیکرانه ی تو، حُسنِ داوری
از هر چه گفتهاند و نگفتند، برتری
صلح تو بود حنجره ی سرخ دیگری
در شامِ تیره روزترین حیلهپروری
ای در سک
📝 ادامه شعر
«زخم سیمهای خاردار» 📰 شاعر وحیدى شیرازى
چرا خونیست
سیم خارداری
که دانه تمشکها را
مانند ریسمانی
به هم پیوند میدهد
از قطرههای خون تمشک که بگذریم
و برقی که از نگاه رفت
آیا
📝 ادامه شعر
پوست کلفتِ قرن 📰 شاعر دکتر سید هادی محمدی
پوست کلفتِ قرنام
خطخطیِ تقویمهای کهنه با ناخنم
پشتِ هر صدا
سایهای قورت دادهام
که تشنهتر از فریاد بود
کفِ دستهایم
از بس دروغ شسته
📝 ادامه شعر
عمر در تبِ عشق 📰 شاعر امیر ابراهیم مقصودی فرد
بی تو راه اَم، به سَرِ کوچۀ مقصود نشد
اشکِ چشمم همه خشکید، ولی سود نشد
زندگی، رهگذرِ فصلِ خزان بودُ گذشت
بارش اَم، در رَهِ دریایِ دل اَت رود نشد
آ
📝 ادامه شعر
سفر واژهها 📰 شاعر صبا حاجی بابایی
مرا نفس بکش
با تمام وجودت
مرا حل کن
در ذرات تنت
مرا حک کن
در قلب و ذهنت
قصه شب های طولانی
لالایی شب های بی قراری
یار می خواهی
جانان می
📝 ادامه شعر
جرقه های خلق شعر 📰 ارسال توسط کامران اسدی
رویداد اول :شمعدانی ها را آب می دهی ،تلویزیون را روشن می کنی و مشغول مطالعه و نوشتن می شوی .دوباره برای خرید به بازار می روی در مغاره میوه فروشی خانمی رویش را کاملا پوشانده بطوریکه فقط بینی و چشم هایش معلوم است او از تو می خواهد تا کمی هم میوه برای او بخری. رویداد سوم :خرداد ماه است و در ماموریتی سوار سرویسی و راهی محل کارت می شوی به مناظر دلربا و کوه و دشت خیره می شوی امًا آسفالت های جاده آش ...
📝 ادامه مطلب
پیامِ سبز 📰 شاعر مهرداد خردمند
به نامت میتپد این دل، گمانم وقتِ دیدار است
نسیمِ مویِ تو امشب پیامِ سبزِ تکرار است
به شوقت قامتِ شب را شکستم تا سحرگاهان
که هر تارِ دعا
📝 ادامه شعر
توبه 📰 شاعر فرید کیومرثیان فریدران
ندا آمد زِ پرده، رازِ جان است
که من ستّارم و لطفم عیان است
گنه پنهان، نهان کردم زِ عالم
چرا رسوا کنم، چون توبهگان است؟
.....
فریدران
فارس، س
📝 ادامه شعر
دیالکتیکِ سانسور … 📰 شاعر بینش پارسا
من از قبیلهی شعرهای یتیمم
از تبار زبان هایی
که در سکوت
خود را می بلعند
باد…
حنجرهام را میبَرَد
به سمت خاموشی
نه صدایی میماند
نه خا
📝 ادامه شعر
** هدیه ** 📰 شاعر میترا کریمیان
زمین است دیگر
پیشهاش، چرخیدن است
هر بار...
چوب خطی زیر چشم ها...
نقشی از نقشه ی چرخ بر پوست
بهانه ای شاید ، برای هایفو...
دوباره آبانی
📝 ادامه شعر
«زخم سیمهای خاردار» 📰 شاعر وحیدى شیرازى
چرا خونیست
سیم خارداری
که دانه تمشکها را
مانند ریسمانی
به هم پیوند میدهد
از قطرههای خون تمشک که بگذریم
و برقی که از نگاه رفت
آیا
📝 ادامه شعر
هَمبُر 📰 شاعر بابک رضایی آسیابر
باشد تو که سرسختی!
از ترس و گوارایی هستی،هستی؟
با پالایش هنگام مستی
تو از گواه سرافکنده سربلندی بگو
در پس کوچه نیمه روشن خاکی دیروز آرزو
این گ
📝 ادامه شعر
چه کنم؟ 📰 شاعر سحر غفوریان
نمی خواهم اوج بگیرم
مقصد من اینجاست.
اینجا میان خون و خاک.
لانه ی کوچکی پر خاشاک.
دلی پر پرسش.
می خواهم همینجا باشم.
سفره ای پهن کنم
به وسعت دو
📝 ادامه شعر
چشمه ساری جوشان 📰 شاعر احمد رضا رهنمون
بُرنای من
بر نشسته در خود
در جستجوی چشمه جوشان خود
ناتوانی در زمان خود
چون تکیده ای در وجود خود
وجودت همچو باشد
چشمه ساری جوشان
چون جام باشد
📝 ادامه شعر
آغاز 📰 شاعر فروزان احمدی
شب معشوقه ی روز است
پنهان وفراری
و روز کهنه ترین عاشق تاریخ
که
قرن هاست قربانی وار
به دور دامنی سیاه می چرخد
شب کعبه ی مخفی است !
و م
📝 ادامه شعر
پشت تعریف 📰 شاعر سحر غفوریان
عمیق تر بگرد
دستانت را
به خون خاک آغشته کن
نگاهی هست؟
شاید!
یافتی؟
نه!
آنگاه به روبرو بنگر.
درست هم شانه ی خودت.
چه می بینی؟
هیچ.
گفته بود
📝 ادامه شعر
پشت تعریف 📰 شاعر سحر غفوریان
عمیق تر بگرد
دستانت را
به خون خاک آغشته کن
نگاهی هست؟
شاید!
یافتی؟
نه!
آنگاه به روبرو بنگر.
درست هم شانه ی خودت.
چه می بینی؟
هیچ.
گفته بود
📝 ادامه شعر
گرداب عالم 📰 شاعر مهرداد خردمند
هر نفس این چرخِ گردون شادمانَت میکند
گاهگاهی با غمش برگِ خزانَت میکند
بوسهای از بادِ فروردین دهد صبحی به تو
باز سرمایِ دیاش در استخوان
📝 ادامه شعر
ضربان سکوت 📰 شاعر مریم نقی پور خانه سر
پاهایشان هنوز ضربان زمین را میجوید
چشمهایشان
در کویر ستونهای شکسته
حافظهٔ سبز را ورق میزند
جنگل
تبدیل به یک سؤال بلند شده بود
که از سکوت ش
📝 ادامه شعر