اختیار زیر نقاب 📰 شاعر شیوا فدائی
از اجبار نمیآیم
شریعت اختیار است
در مشت
تازیانه نمیشود
هر دهان
با میل خودش آواز میگیرد
نه با دستورِ هیچکس
آواز من؟
در گلوی تو؟
بلبلِ
📝 ادامه شعر
آخرین پاره : برای ... 📰 شاعر چی ماه بخشنده
بی هراس از دل جاده های شب گذشتم
تا به صبحگاه بوسیدن ات برسم
به سر آغاز زیستن ام
به غایت برهنگی و گم شدگی ام
چرا که وطن
در سمت جغرافیای تن
📝 ادامه شعر
این ابتذال نیست... 📰 شاعر چی ماه بخشنده
بی تو بیگمان بهار اندوهی ست
اندوهی آبستن از دردهای بی شمار
و کسی نمیداند
نمیداند راز هولناکی آن را
جز پیچک آفت زدهی بوسه های من
و خمره ه
📝 ادامه شعر
اسطوره ی ریواس ... 📰 شاعر سلمان مولایی
تنهایی من در زمستان تازه تر می شد
در قتل گاه برف و ابریشم
اندوه باران در گلو ی آسمان می سوخت
دریا دهان اش را برای صخره کج می کرد
ساحل دچار جمع
📝 ادامه شعر
وصیت 📰 شاعر رضا شاه شرقی
روز محشر آبم زنید
تر بسوزم ،دود من گیرد مشام بانیان
از جهان خشک سوزان
گرم ویران آمدم
من پاییزم 📰 شاعر صبا حاجی بابایی
من پاییزم
من
از جنس رنگ های
دل انگیز
با پرتو های سبز و قرمز
هستم
من
از جنس قطره های پاکی و نور
زمین افسرده ی دل مرده را
روشن میکنم
من
پ
📝 ادامه شعر
به لطف یک نگاهت 📰 شاعر معصومه یزدی
اگر باران ببارد ریشه ی اَفرا نمیمیرد
صدای آبشار و خنده ی دریا نمیمیرید
دگر در دشتِ بی باران نشانی از شقایق نیست
بزَن باران که با تو این
📝 ادامه شعر
یک فهم به ما میخندید 📰 شاعر آرش خزاعی فریمانی، میرزا
در پس آینه یک فهم
به ما میخندید
به طفولیت ادراک بشر
به نفس گیرترین
پنجرههای بشری میخندید...
به تمام ایده ها،
به اصالت به نژاد،
به سیا
📝 ادامه شعر
چه میکشم 📰 شاعر داودچراغعلی
درخیالم تصویر تو رادر زیر باران میکشم
دست هایت را در دستم درخیابان میکشم
میکشم تورا در میان گلها درگلخانه ای
تو را بسان گل وخود را هم گلدان میکشم
📝 ادامه شعر
پارهی مغرور 📰 شاعر چی ماه بخشنده
عجب دلتنگ سرای ست این پاییز
دلم اما
از اردی بهشت پر است
تنم تیر میکشد
دستانم اما
در دست برف دی ماهی ست
چشم هایم تب زده از سیاهی انجیره
📝 ادامه شعر
حائلِ حریر و آهن 📰 شاعر مریم نقی پور خانه سر
حائلِ حریر و آهن
درونم،
زنیست عارف،
که بر بساطِ سادهٔ خویشتنِ خویش نشسته است؛
او از تمامِ این رنگها و بازیهایِ جهان،
تنها یک چشمهٔ آرامش
📝 ادامه شعر
چند رباعی 📰 شاعر عظیمه ایرانپور
شب رفته و خورشید نیامد این بار
بیدار نمی شوند مردم انگار
خورشید به جرم جنگ با ابر سیاه
هنگام سحر کشیده شد بر سر دار
............................
📝 ادامه شعر
هندسه ی غیاب 📰 شاعر دکتر سید هادی محمدی
از ارتفاعِ دهانت
سقوط میکنم
بر ادامهی حرف
آنجا که هوا
شکلِ تنفسِ تو را میگیرد
ما در زاویهی تندِ یک نگاه
به هم میرسیم
و فاصله
جسمی
📝 ادامه شعر
ناگفته 📰 شاعر فرید کیومرثیان فریدران
در سینه هزار حرفِ، بیجرم و بیصداست
تنهاییِ اتاقِ تاریکِ دلم، ز شب و دعاست
بغضی که نمیچکد، اما مرا لرزان میفهمد
آه، که همهی سکوتِ خویش از آشناس
📝 ادامه شعر
وحی نگاه 📰 شاعر مهرداد خردمند
سخن از رازِ دلم، چون غمِ پنهان باشد
چه نیازیست که این قصهی پایان باشد!
چه غزلها که نگاهت به دلم وحی کند
این همه حُسنِ تو کی گفته که پنهان
📝 ادامه شعر
اسطوره ی ریواس ... 📰 شاعر سلمان مولایی
تنهایی من در زمستان تازه تر می شد
در قتل گاه برف و ابریشم
اندوه باران در گلو ی آسمان می سوخت
دریا دهان اش را برای صخره کج می کرد
ساحل دچار جمع
📝 ادامه شعر
نَفَس 📰 شاعر دکتر محمد گروکان
آسمان
به رنگِ نَفَسِ آرام درآمده بود،
و جهان،
بیشتاب،
کنارِ ما
نَفَس می کشید.
زمین
دریائی بود بی نام
که زیرِ قدمِ ماهیانِ تشنه سکوت،
از ت
📝 ادامه شعر
پرنده مُردنی نیست 📰 شاعر دکتر سید هادی محمدی
از این طرف که نگاه میکنی
دریا همان دریاست
که غرقشدگانش را
به ساحل نمیآورد
از آن طرف اما
کسی دارد با «آزادی»
اسم و فامیل بازی میکند
📝 ادامه شعر
بیگ بنگ... 📰 شاعر محمد کیا حبیب زاده
شاید
قبل از حادثه بیگ بنگ
حادثه عشق ما
اولین حادثه جهان باشد... شاید...
و من
از جاده دوست داشتن
به چشمانت رسیدم
و آغاز شد
شعره
📝 ادامه شعر
یک فهم به ما میخندید 📰 شاعر آرش خزاعی فریمانی، میرزا
در پس آینه یک فهم
به ما میخندید
به طفولیت ادراک بشر
به نفس گیرترین
پنجرههای بشری میخندید...
به تمام ایده ها،
به اصالت به نژاد،
به سیا
📝 ادامه شعر
آخرین پاره : برای ... 📰 شاعر چی ماه بخشنده
بی هراس از دل جاده های شب گذشتم
تا به صبحگاه بوسیدن ات برسم
به سر آغاز زیستن ام
به غایت برهنگی و گم شدگی ام
چرا که وطن
در سمت جغرافیای تن
📝 ادامه شعر
شعر رهایی از خواب غفلت 📰 شاعر ابوفاضل اکبری
بیدارم از این مستی، خوابم ز جهان سیر است
زان روی که جانم را، هر لحظه دمی دیر است
ای خفته، مکن خوابی، این وقتِ طرب آمد
کز نغمهی جانانم، آتش به دل
📝 ادامه شعر
به لطف یک نگاهت 📰 شاعر معصومه یزدی
اگر باران ببارد ریشه ی اَفرا نمیمیرد
صدای آبشار و خنده ی دریا نمیمیرید
دگر در دشتِ بی باران نشانی از شقایق نیست
بزَن باران که با تو این
📝 ادامه شعر
نـغـمـههـای عــاشــقــی 📰 شاعر سیمین پورشمسی
ماه امــشب در نـگاهـم باز غـوغا میکند
عـشق را در قلب من همواره اهدا میکند
مینـوازد نـغمههای عـاشـقی با شعر من
بـاغ قـلبـم را بـرایـم
📝 ادامه شعر
سوسکِ هرکول 📰 شاعر شیوا فدائی
قرن، چاله میدانی ست در جهان
که صدا در آن فرو میریزد
سنگها میبارند
واژهها میرقصند
آب روی آتش
باید سوسک هرکول باشی
نه برای زنده ماند
📝 ادامه شعر
کابوس دوزاری 📰 شاعر دکتر سید هادی محمدی
دنیای من ته مانده ی اعداد اعشاری ست
اینجا ادا ها همردیفِ سرفه ی هاری ست
مانندِ نعشی در پتو پیچیده و متروک
سهمم فقط از زندگی، تمرینِ بیداری
📝 ادامه شعر
شب کن بروز. 📰 شاعر محمد باقر انصاری
شب کن بروز.
زندگی رنج است، پس پرزورباش
رنج بیرون کن برو پرشور باش
کن گذر از راه سختِ زندگی
خویش بر پا کن پیِ بالندگی
خستهای، جانا امیدی ساز کن
📝 ادامه شعر
بازآ 📰 شاعر فرید کیومرثیان فریدران
تنهایی اگر رود، مرا از منِ سرگشته رَهاند
بازآ، که حضور تو مرا در دلِ خود بازنشاند
تنهایی بینورِ راهِ، دلم از شبِ گم شده بود
بازآ، که نگاه تو مرا ت
📝 ادامه شعر
شب کن بروز. 📰 شاعر محمد باقر انصاری
شب کن بروز.
زندگی رنج است، پس پرزورباش
رنج بیرون کن برو پرشور باش
کن گذر از راه سختِ زندگی
خویش بر پا کن پیِ بالندگی
خستهای، جانا امیدی ساز کن
📝 ادامه شعر
"دوریِ آرام" 📰 شاعر طیبه ایرانیان
"دوریِ آرام"
حواست باشد
دوریِ آرام
در نبود تو
سایهای بر در مینشاند
و بی تو بودن را یاد میگیرد
طیبه ایرانیان
قالب شعر : پر
📝 ادامه شعر