دانههای مهربانی 📰 شاعر مریم نقی پور خانه سر
انسانِ امروز،
ماهیست در تورِ نورها
که نفسهایش را به صفحهها میفروشد.
چشمانش دو پنجرهست رو به دنیاهای بیشمار،
اما دلش کلبهای تنهاست.
اما
📝 ادامه شعر
زمان تردید 📰 شاعر سحر غفوریان
لرزش کوه و
گریه ی ماهی ها.
زمان تردید.
این غبار فتنه که نامش دَم نهی
چه بیرحمانه به سخره می گیرد
اراده ی آهنین یک
مورچه ی از پا افتاده را.
چه د
📝 ادامه شعر
زندگی.علمی فلسفی 📰 شاعر محمد باقر انصاری
زندگی.علمی فلسفی
زندگی، میدانِ جنگ است طفل ما
لیک جانا سخت باشد در خفا
آمدن دنیا چه سخت است این بدان
در نبردِ زندگی ایستاد مان
زندگی، سخت است
📝 ادامه شعر
شیراز 📰 شاعر جعفر تهرانی
وصف اگر خواهم بگویم من ز شهری بهترین
گویم از شیراز شهرم از همه زیباترین
شهره با شعر و شراب و بلبل و گل هست چون
برترین، رنگین ترین، عاشق ترین، بویا
📝 ادامه شعر
حیاط خلوتِ سوژه 📰 شاعر دکتر سید هادی محمدی
دوباره نیمه شب
صدایِ مخملِ سگان
در آستانه ی جنون استخوان
و باور همیشه خیس رفتگانِ تکّه نان
برای مُشتی از نگاه حمد و سوره ها
چه میشود مرا؟
📝 ادامه شعر
گلگون.. 📰 شاعر پیروز پورهادی
سالهاست..
قلبم را با دوست داشتن هایت مهر و موم کرده ام
و لبانم را
با بوسه هایت..
گلگون
بینگاه 📰 شاعر فرید کیومرثیان فریدران
دلِ ما اگر به رویِ چهره آشکار بود
نه عشقی بینگاهِ فهم، تنها و بیقرار بود
ندانستم چرا شکست دل آن روزگار
دل بیدیدنِ دل، سراسر معنا و بسیار بود
📝 ادامه شعر
زندگی.علمی فلسفی 📰 شاعر محمد باقر انصاری
زندگی.علمی فلسفی
زندگی، میدانِ جنگ است طفل ما
لیک جانا سخت باشد در خفا
آمدن دنیا چه سخت است این بدان
در نبردِ زندگی ایستاد مان
زندگی، سخت است
📝 ادامه شعر
قسمت سوم کتاب «دردهای پنهان سالمندی در آینهٔ زبان و ادبیات فارسی» 📰 ارسال توسط منیره کاوری
از گذشته تا امروز، زبان و ادبیات فارسی پدیدۀ سالمندی را همزمان با ارزشهای والای خرد، تجربه، عشق و معنویت درآمیخته است و در کنار این جلوههای والا، واقعیتهای جسمانی و دردهای روانی و اجتماعی آن را نیز بازتاب داده است.
بر پایهٔ سالها تجربهٔ شخصی و حرفهای در کار و زندگی با پیشکسوتان و سالمندان، باور دارم که زبان و ادبیات فارسی توان آن را دارد الهامبخش سیاستهای فرهنگی و اجتماعی نوینی در جهت درم ...
📝 ادامه مطلب
سوی خدا 📰 شاعر محمدرضا گلی احمدگورابی
«شوریده شبم روز به من میخندد
داغیست جگرسوز به من میخندد
تاریکی دنیا که همه گمشده است
آن شمع دل افروز به من میخندد»
هر خندهی تقدیر
📝 ادامه شعر
عشق امده 📰 شاعر داودچراغعلی
عشق آمد ودر زدو من جوابش کردم
آنگونه که روایش بود خطابش کردم
مار گزیده بودم وترسیدم ازحیبت عشق
چنان که هر چه خواست عطایش کردم
معشوقه ی ما که
📝 ادامه شعر
دچار 📰 شاعر آرش خزاعی فریمانی، میرزا
در مصاف چشم تو
و قلب من
من به خودم باخته ام
دچارِ خودم
در عشق تو
به خودم،
به تنهایی ام
دچار شدم
لابه لای سکوت،
تصاویر
محیط
و دان
📝 ادامه شعر
گناه و قحطیِ آب 📰 شاعر امیر ابراهیم مقصودی فرد
زاهدی گفتا که این روزانه گرد و دود و دم
جمله از جوشِ گنه است ای بسا، ایمانِ کم
مردم از دَم، چون تَبَه کارند و مشغولِ گناه
روز و شب میبارد از هفت آس
📝 ادامه شعر
دانشقاه 📰 شاعر دکتر سید هادی محمدی
ساقه های کلاس
دیوارهایش را
تعارف
ساعت
درسِ سقوط را
دوره
دانشجویان
با تسبیحِ سیگار
در دهانِ پنجرهها
سرفصلهای لذت را
ورق میزنند
📝 ادامه شعر
قسمت دوم کتاب «دردهای پنهان سالمندی در آینهٔ زبان و ادبیات فارسی» 📰 ارسال توسط منیره کاوری
سالهاست در آینهٔ زمان، ردّ چینهای صورت خود و همسالانم را دنبال میکنم و هر کدام را چون دفتری نانوشته میبینم. در مقام زنی پنجاه و یکساله که سالها با افراد مختلف کار و زندگی کرده و با هزاران داستانِ شنیده، گفته و ناگفته زیستهام، آموختهام که «سالمندی» تنها گذر زمان نیست؛ روایتی است از ایستادگی، گذشت، گاه اشتباه و فرصتطلبی و گاه ناامیدی همراه با دردهایی که برخی از ما ترجیح میدهیم با سکوت پنه ...
📝 ادامه مطلب
یکی از این غزلها 📰 شاعر معصومه یزدی
یکی از این غزلها، شعرِ آخر میشود روزی
که با هر بیت بیتش، عمر ما سَر میشود روزی
در این باور نمی گنُجد، زمانِ دل بریدنها
خیالِ دل بُریدن، عی
📝 ادامه شعر
بغضِ انتظار 📰 شاعر دکتر سید هادی محمدی
هوای خونه سنگینه، سکوته
یه بغضی توو گلوی انتظاره
همه فکر و خیالم پیش چشمات
که بارون پشت دلتنگی میباره
یه تقویمم که گم کرده زمانو
فقط ر
📝 ادامه شعر
«زخم سیمهای خاردار» 📰 شاعر وحیدى شیرازى
چرا خونیست
سیم خارداری
که دانه تمشکها را
مانند ریسمانی
به هم پیوند میدهد
از قطرههای خون تمشک که بگذریم
و برقی که از نگاه رفت
آیا
📝 ادامه شعر
تاجر حُسنی ... 📰 شاعر محمد علی شیردل
در خیالم می درخشی در وجودم بیشتر
می شود با خنده ات کشف شهودم بیشتر
تو شبیه بازی و من آبشاری زخمی ام
تو عروجت در فراز و من فرودم بیشتر
📝 ادامه شعر
بغضِ انتظار 📰 شاعر دکتر سید هادی محمدی
هوای خونه سنگینه، سکوته
یه بغضی توو گلوی انتظاره
همه فکر و خیالم پیش چشمات
که بارون پشت دلتنگی میباره
یه تقویمم که گم کرده زمانو
فقط ر
📝 ادامه شعر
قفل... 📰 شاعر محمد کیا حبیب زاده
قفل
نماد سنگ دلی تو بود
دَر
عطش رسیدن من به تو
نه قفلی باز شد و نه دَری
و چه بی رحمانه
در زیر ناودان چشمام
چترت باز شد
و عشق
📝 ادامه شعر
در کوچه ی نام تو 📰 شاعر مریم نقی پور خانه سر
در کوچه ی نام تو
بارانِ قطرههای ابریشمِ خاطرات میبارد
و قلب من درخت کهنسالی ست
که ریشههایش
تا ژرفای سایهسار نگاهت رفته است...
شب، غنچه ی
📝 ادامه شعر
امید 📰 شاعر آرزو حاجی طاهروردی
مَن هَمـان دِرخـتَم کِه سـایِه داشـتَم
ثَنـاگـو بُودَم و صـد میـوهی نـوبرانِه داشـتَم
یِک شَب عـاشِق مـاه شُدَم
از بَد روزگـار گِرفتـار تَبَر شُ
📝 ادامه شعر
چند خطی خودمانی 📰 ارسال توسط مهرداد فرزامی فر
چند خطی خودمانی
نقش استعاره، ایجاز، ایماژ و خیال در شعر سپید با نمونهها
شعر سپید در ادبیات معاصر فارسی، بیش از هر قالب دیگر بر آزادی زبان و تصویر تکیه دارد. در این نوع شعر، شاعر با بهرهگیری از ابزارهای بلاغی، جهانی تازه میآفریند که مخاطب را به تجربهای متفاوت از زبان و معنا دعوت میکند.
استعاره: احمد شاملو در شعر «در آستانه» میگوید:
«و عشق رازی است بزرگ / که در دلِ آدمی می ...
📝 ادامه مطلب
دیروز نمی دانستم 📰 شاعر سحر غفوریان
به خاطر چیزی
که دیروز نمی دانستم.
دیروز نمی دانستم
"پروانه ای که امروز متولد شد
همان پروانه ی مرده ی دیروز است"
بال های رنگین
شاخک های
📝 ادامه شعر
کاوه ی خسته 📰 شاعر رضا حقی
میرم و کاشانه ای جای دگر می سازم
عشق را بار دگر من در سفر می سازم
خواستم کاوه شوم اما فریدونی نبود
در سرای ما دیوان بود و قانونی نبود
اتحادِ ه
📝 ادامه شعر
لبخند زهر دارد 📰 شاعر شیوا فدائی(یاس)
چَشم پدر
آینهها را
خودم میشکنم.
تو گفتی نخند!
خندیدم بی نقاب
سوزن بیاور…
این لبها را
دوختنِ من آسان است.
لبخند
زهر دارد،
سکوت
زی
📝 ادامه شعر
خاک تشنه 📰 شاعر مریم نقی پور خانه سر
خاک تشنه
از دورترین نقطۀ خاک،
از زیرِ آوارِ برگهای خشکیدۀ انار،
که دیگر جز نقشِ غم بر زمین نیستند،
این دست برآمده.
تنها،
سیاه،
و کِز کرده
📝 ادامه شعر
تابوتِ تابو … 📰 شاعر بینش پارسا
می کوشید
تا
خودش را
به روزی دیگر
بکشاند،
امّا
حروفش
پ
ا
ش
ی
د.
در پایان
مُهر خورد صورتش
از
رد کفشِ چشمهای کمسوی رهگذر
جهان هم
📝 ادامه شعر
ن وَالْقَلَمِ 📰 ارسال توسط قاسم الماسی
شعر آخرین پناه من است، ماوای دل تنگی هایم
با فروغ خو می کنم با مشیری جان می یابم
با شعر به جهانی موازی سفر می کنم، به جایی که خودم باشم و عاشقانه هایی دل ربا
شعر مقصد نهایی زندگی من است
در ضمیر ناخود آگاهم شاعری پریشان حالم، با هزار ترانه بر لب دریق از یک حال خوش
در چشم من جهان یک مثنوی عرفانیست با گذشته ای پُر بار آینده ای روشن
چون جنگ فلاسفه وعرفا، در من جنگی به این زیباییست
یکی عقل ویکی ...
📝 ادامه مطلب