سِپَهْرِ داوریِ بیمرز 📰 شاعر حافظ کریمی [ لسان الحال]
فی البداهه:
درین زمانه که حاکم ز عدل بیخبر است
نسیمِ عدل سَماوی عنایتِ قَدَر است
طلب ز خلق چه پرسی؟ که پردهٔ غیبت
به یک اشارتِ پ
📝 ادامه شعر
شورش خاموش 📰 شاعر حجت اله یعقوبی
حقیقت
تنپوشِ سکوت بود؛
واژهای نیملرزان
از وسوسه گفتن
برهنه شد
و لبهای انکار
در خشکی دیرسال
ترک برداشت.
پا در رکابی
فرسوده از تکرا
📝 ادامه شعر
بانو 📰 شاعر مهرداد خردمند
به موجی از شب و دریا، ادیب افتادهای بانو
به تاریکی زدی دل را، غریب افتادهای بانو
در آن فانوس دور از دست، نوری هست و بیمی هست
چرا در س
📝 ادامه شعر
خیال 📰 شاعر رامین منصورخانی قراخانلو(دیبا)
خیال
عمری گذشت،تمنای منزل معشوق،در خیالم
پیر گشتمُ و هنوز با جفای معشوق ، گرفتارم
رامین منصورخانی قراخانلو(دیبا)
شاعر که باشی 📰 شاعر دکتر سید هادی محمدی
شاعر که باشی یک ردیف ناتمامی
هر بیت تو آبستن وهم و خیال است
مثل بَغل هایی که دختر هم ندارند
چشم انتظار گفتن بابا محال است
شاعر که با
📝 ادامه شعر
شورش خاموش 📰 شاعر حجت اله یعقوبی
حقیقت
تنپوشِ سکوت بود؛
واژهای نیملرزان
از وسوسه گفتن
برهنه شد
و لبهای انکار
در خشکی دیرسال
ترک برداشت.
پا در رکابی
فرسوده از تکرا
📝 ادامه شعر
تو فراموش کرده ای 📰 شاعر سحر غفوریان
تو فراموش کرده ای
آینه ی نگاه جوان یک شاخه را
در ذرات در هم فرورفته ی
یک درخت بیدار پیر
و نمی دانی
شاعر جوان
چگونه از رج زدن معنای شعار
شعر می
📝 ادامه شعر
هفت انار سوخته 📰 ارسال توسط علیرضا ابراهیمی آبیز
هفت انار سوخته عنوان تازه ترین مجموعه شعر از غلامحسین چهکندی نژاد است که در نشرچارکوچه منتشر شده، این مجموعه عاشقانه ها از 95 شعر کوتاه تشکیل شده که خواننده را به سفری عاشقانه می برد.
عشق
حال و هوا نمی شناسد
شب، نیمه شب
چهارنعل می تازد
نگاه نمی کند
حال اسب خوب است، یا بد
غلامحسین چهکندی نژاد اولین کتاب شعر خود را در دهه شصت منتشر کرد، و بعد از آن هم چند مجموععه شعر سپید چاپ کرده است. اما ...
📝 ادامه مطلب
بانو 📰 شاعر مهرداد خردمند
به موجی از شب و دریا، ادیب افتادهای بانو
به تاریکی زدی دل را، غریب افتادهای بانو
در آن فانوس دور از دست، نوری هست و بیمی هست
چرا در س
📝 ادامه شعر
** تا ابد و یک آن ** 📰 شاعر میترا کریمیان
در آن زمان که
هجای درود
تا نزدیکی های دور
خورشید را می جوید
و در بلندای نرسیده ها
به هم می رسند
«تو... هستی»
تا خداحافظیِ پرستو از پرو
📝 ادامه شعر
انتظار... 📰 شاعر محمد کیا حبیب زاده
روزی که
دوست داشتنت را
نیت کردم
چشمهایت
قبله گاه من شد
و عشق
به زیبایی
بالهای پروانه
می رقصید
میان دوسِت دارم های من
قسم
📝 ادامه شعر
خاکِ نفس 📰 شاعر طیبه ایرانیان
خاکِ نفس
خاکِنفسافروز،
پشت شیشههای غبارآلودِ آسمانِ خسته،
فریادی آهسته
بر شهر میوزد.
درختانِ سر به زیرِ بی پاسخ
در اندوهی آرام فرو
📝 ادامه شعر
ماه رخسارت 📰 شاعر محمدرضا گلی احمدگورابی
ماه رخسارت درخشید و درخشان یاسمن
بارش باران عشقت بر سر و جان و بدن
هر نسیمی می وزد از کوی تو آرام جان
میبرد دل را به سوی کوهسار و نسترن
جور
📝 ادامه شعر
جان شیرینم.. 📰 شاعر پیروز پورهادی
شیرین شیرینم ..
من عاشقی از این تبار مرز دیرینم
ایرانیم..
چون شب شکن
زیباتر از هر گل
من از تبار آتشم
با شاعران کینم
شیرین شیرینم
شیر
📝 ادامه شعر
سبوی باده بر منبر ... 📰 شاعر محمد علی شیردل
چشمت ضریح قدسی و قلبم کبوترش
بستی به پشت پنجره فولاد خود پَرَش
مستم نمی کند می خمخانه ها مگر
ساقی خودت شوی و لبت نیز ساغرش
هم کاسه ام بدو
📝 ادامه شعر
پاییز درون 📰 شاعر شیوا فدائی
پاییز که میرسد
جهان، آهسته از شانههایم پایین میریزد
مثل برگی که فهمیده
رها شدن هم نوعی نفس کشیدن است
باد
لای پرده ی افکارم میچرخد
و رنگ س
📝 ادامه شعر
انگشت بر ماشه … 📰 شاعر بینش پارسا
من
خشابِ قلمم را
از نقطه
پر خواهم کرد؛
برای نگارش
در میدانی
که هر واژه
در چک پوینت هراس
تفتیش می شود
سکوت را
نشان میگیرم،
نه با فر
📝 ادامه شعر
انگشت بر ماشه … 📰 شاعر بینش پارسا
من
خشابِ قلمم را
از نقطه
پر خواهم کرد؛
برای نگارش
در میدانی
که هر واژه
در چک پوینت هراس
تفتیش می شود
سکوت را
نشان میگیرم،
نه با فر
📝 ادامه شعر
انتظار... 📰 شاعر محمد کیا حبیب زاده
روزی که
دوست داشتنت را
نیت کردم
چشمهایت
قبله گاه من شد
و عشق
به زیبایی
بالهای پروانه
می رقصید
میان دوسِت دارم های من
قسم
📝 ادامه شعر
زهرمار 📰 شاعر الهام امریاس
دل به این خوش کرده بودم که کنارش نیستی
یا کنارش هستی اما یار غارش نیستی
در برت افتاده اما دلبرت من هستم و
شام هم آغوشی ات در انتظارش نیستی
می
📝 ادامه شعر
سایه های بی نام 📰 شاعر دکتر محمد گروکان
باور کن عزیزم،
قسم به قلم
که در دلِ شب تار
چون شعله ای نفس گیر
در آینه می رقصد.
اگر نبود این نور،
سکوت خسته ی بی تو
پناه می بُرد
به پیرهن کل
📝 ادامه شعر
شکستیم و شکستیم.. 📰 شاعر پیروز پورهادی
شب بود و سحر بود و ستاره
ابروی من و چشم تو و اشک بهاره
دیدم که سراپا همه آغوش کشیدی
لبخند به لب بوسه مرا نوش کشیدی
دیدم که به انگشت اشاره
📝 ادامه شعر
یگانگی در وحدت 📰 ارسال توسط بهاره حکیم نژاد
در سلوکی بیپایانم؛ در گذرگاههای «شدن» و در تکرارِ این رفتن. به چشمانت مینگرم و آیینهای مییابم؛ آیینهای که در آن، جز تصویرِ خویشتن نمیبینم. اینک، در پیِ تو، به مکاشفۀ خویش رسیدهام. میخواهم طنینِ حضورت را در سکوتِ درونم بشنوم و جهان را با حواسِ تو در خود زندگی کنم.
میخواهم «ما» را به تماشا بنشینم؛ تو حلشده در من، من جاری در تو. تا یکدیگر را در تمامیتی بینقص شهود کنیم؛ در عشق، در نور، ...
📝 ادامه مطلب
دخترم ای گل من 📰 شاعر محمدرضا گلی احمدگورابی
دخترم سینهی من سنگین است
چشمم از شبزدگی غمگین است
دشت من بیاثر از باران است
خسته از زخم دوصد طوفان است
ای چراغی که به شب تابیدی
📝 ادامه شعر
شاعر که باشی 📰 شاعر دکتر سید هادی محمدی
شاعر که باشی یک ردیف ناتمامی
هر بیت تو آبستن وهم و خیال است
مثل بَغل هایی که دختر هم ندارند
چشم انتظار گفتن بابا محال است
شاعر که با
📝 ادامه شعر
شکستیم و شکستیم.. 📰 شاعر پیروز پورهادی
شب بود و سحر بود و ستاره
ابروی من و چشم تو و اشک بهاره
دیدم که سراپا همه آغوش کشیدی
لبخند به لب بوسه مرا نوش کشیدی
دیدم که به انگشت اشاره
📝 ادامه شعر
آخرین سیاره 📰 شاعر دکتر سید هادی محمدی
در شهر یک بیمارِ در حالِ سقوط امشب
از چشمهایش بیامان دردِ جماعت ریخت
انگار دنیا هم به حالِ ما دلش میسوخت
وقتی که از تقویمِ ها رویای سا
📝 ادامه شعر
گنه کار 📰 شاعر جعفر تهرانی
من گنه کار قدیمی، خویش پنهان کرده ام
پشت هم درد آیدم با درد درمان کرده ام
آنچه دلداری ز یاران انتظارم هست، نیست
جان خود را پیش آنها گر چه قربان ک
📝 ادامه شعر
آدم های سرخالی 📰 شاعر کامران اسدی
این روزها
پرم از قشنگی هایی
که می سوزند و دل را
می سوزانند !
جامدات و کبریت ها
اما
به سوختن قشنگی
می خندند !
می دانم
می دانم ولی
که
📝 ادامه شعر
وای مادر 📰 شاعر دکتر سید هادی محمدی
ای کاش که قابِ خانه دیوار نداشت
در شهرِ شما فاجعه تکرار نداشت
پهلویِ غم و چادرِ سیلی خورده
افسوس در آن کوچه علمدار نداشت
قالب شعر
📝 ادامه شعر