کجاست؟ 📰 شاعر علی معصومی
کجاست
حس و حالیکه خبر از تو شنیدیم کجاست؟
فارغ از ابر بهاری که چکیدیم کجاست
به هوای تو و نوشیدن صهبای وصال
لحظه هاییکه به تن جامه دریدیم کجاست
📝 ادامه شعر
مهتاب به کاشانه کشاندم ... 📰 شاعر محمد علی شیردل
در حسرت دیدار تو ماندم نرسیدی
خون ِجگر از دیده فشاندم نرسیدی
دیوان ِ تن ِ مست ِ تو در دست گرفتم
با حوصله هی
📝 ادامه شعر
میراثِ درد 📰 شاعر مریم کاسیانی
قلم را پیر کرده دردهایت
عزا تکثیر کرده دردهایت
وطنجان! نبضِ رویایِ غزل را
به غم زنجیر کرده دردهایت
خیالِ واژههای آرزو را
پُرِ تکفیر کرده در
📝 ادامه شعر
زمستان (2) 📰 شاعر احمد پویان فر
زمستان است
هوا سرد
وزمین
یخبندان است
اما
در اینجا
سرما
شرمنده ی حضور گرم
آزادیخواهان است
از خون جوانان وطن
جویها
📝 ادامه شعر
وداعِ بیصدا 📰 شاعر طیبه ایرانیان
وداعِ بیصدا
از نگاهت
خواندم؛
در سکوتِ روشنِ عصر
این،
آخرین دیدار ماست.
پس از آن
شب،
گریههایم را
تا صبح نگه داشت
و روز
بی قراریام ر
📝 ادامه شعر
من به تو می اندیشم 📰 شاعر حسین دهقان
تو از قبیله زنانی میآیی
که غروب دردست هایشان فشرده میشود
قبیله زنانی
که جهان
با نام کوچکشان آغاز میشود
باران
دریا
ساحل
و با نبودنشان
فرو
📝 ادامه شعر
همه از اوست 📰 شاعر داودچراغعلی
چرا همه عالم محو در تجلای اوست؟
از بهر چه این خلق در تقلای اوست؟
چرا آخرین پناه دردمندان شده او.؟
و هرقلب شکسته محتاج تسلای اوست
او کیست ندیده
📝 ادامه شعر
رقص سوگ 📰 شاعر پروانه دلداده
.
زمین را زیر پا میکوبند
شاخه های شکسته ای
که هنوز
باد را به خاطر میآورند
رقص
پتکی است که بر سکوت
فرود میآید
جوانی های ناتمام، پلک
📝 ادامه شعر
سهمِ من از تماشا 📰 شاعر مریم نقی پور خانه سر
من
زنی هستم که
جغرافیای پیراهنش
بوی باروت و بهارنارنج را
یکجا به ارث برده است.
ایمان آوردهام
به تپشهای
نامنظمِ خاکی
که زیرِ ناخنهایم
📝 ادامه شعر
پیش از پرانتز 📰 شاعر دکتر محمد گروکان
صدا
هنوز
به خودش ایمان دارد
کلمه
گمان می کند
می تواند
وزنِ جهان را
تحمل کند
دهان
باز می شود
نه از جسارت
از عادت
ما
حقیقت را
تمرین
📝 ادامه شعر
دروغِ سفیدِ مرگ 📰 شاعر شبنم ولیدی(شَمی)
از پشت پنجره
به بیرون نگاه کردم
جهان
نَفَسش را حبس کرده بود
یخ
تا مغزِ زمان دویده بود
و من
گمان کردم
زندگی
بیصدا مُرد
پنجره را گشودم
سرما
📝 ادامه شعر
گلایه از خدا 📰 شاعر امیر ابراهیم مقصودی فرد
( غزل مثنوی )
چرا سَرَک نمی کشی به این وَرا خدایِ ما
چرا نمی رسد به تو، صدایِ ضَجّه هایِ ما
چرا به اسم و رسمِ تو به تیغِ تیز می کُشند
ولی تو چون غ
📝 ادامه شعر
قبل از بیداری 📰 شاعر محمد ترکمان(پژواره)
دنیا خوابیست، آشفته،
وَ ما،
دو پلکِ خسته
بر چشم های
یک فاجعه
دعوی من وسیب 📰 شاعر رضا شاه شرقی
پوست سیب کندم
چرا؟
از روی هوس، نه !
انتقام سیب اول گیرم ز او
داد می زد
سُر میخورد زدست :
بی گناهم
نیستم من او
با غیظی تمام
کند
📝 ادامه شعر
«عشق در ابهامِ گیجِ خیابان» 📰 شاعر وحیدى شیرازى
سپیدهای بود… عصر
اندوهی، سرِ پیچِ خیابانی / مبهوت، گذر میکرد / به جستوجوی گلِ یخ، در کویر
ناگهان،
نوای نوری / در رگهای هوا چرخید
دستی کهکش
📝 ادامه شعر
بیدلی شیدا 📰 شاعر شیدا جوادیان
بید لی دیدم پریشان حال
در میان مردمان
عشق را فریاد می زد
خنده بر لب داشت
اما همچو مجنون با حال زار
نام لیلی یش را صدا می زد
با همه شوریدگی
📝 ادامه شعر
من به تو می اندیشم 📰 شاعر حسین دهقان
تو از قبیله زنانی میآیی
که غروب دردست هایشان فشرده میشود
قبیله زنانی
که جهان
با نام کوچکشان آغاز میشود
باران
دریا
ساحل
و با نبودنشان
فرو
📝 ادامه شعر
** تاراج قاه ** 📰 شاعر میترا کریمیان
پرچین ها شکسته...
تنها یادگارِ حریمِ سبز
کلاغ ها آمدند
نشستند
ردیف بر ردیف،
... سکوتی نبود که بشکنند؛
ماتم بود،
ماتمی به وسعتِ یک داغ.
ن
📝 ادامه شعر
مجوس ... 📰 شاعر سلمان مولایی
در جان من جنون تو آغاز ماجرا ست
آغاز فتنه ای که در عطر تو ریشه داشت
عطر ی که خالق هیجان فرشته ها ست
وقتی خدا نهال غزل در پیاله کاشت
در حیر
📝 ادامه شعر
انار خندان.. 📰 شاعر پیروز پورهادی
چه خوشست بوسه به لبهای تو زیبا بزنم
چو لبت قرمز و شیرین و به دریا بزنم
تو اناری چو شرابی که لبش خورده ترک
بوسه بر چشم تو و کوی تو رعنا بزنم
عقب نشینی قفل ها 📰 شاعر شیوا فدائی
شعر من
از دهانِ گیاهِ وحشی
بیرون میآید
تلخ
ترش
وقتی دست
دیگر
زورِ دعا را
به یاد نمیآورد
نه کودک است
نه مشقِ دفتر
نَفَسیست
که از شکاف
📝 ادامه شعر
"صحرایِ بیمیم" 📰 شاعر طیبه ایرانیان
"صحرایِ بیمیم"
میمم را بردار
صحرا میماند
بیآب
زمین
دهانِ باران است
طیبه ایرانیان
قالب شعر : پریسکه
شعر بی جان 📰 شاعر فروغ فرشیدفر
هم قافیه گریان شد
هم وزن پریشان شد
چَشمم پُرِ باران شد
زین ماتمِ بی پایان
از درد ردیفَم مُرد
از غُصّه غزل آزرد
دیوانِ دلم پژمرد
هر واژه ش
📝 ادامه شعر
قبیله سکوت 📰 شاعر محمدرضا جعفری
0
.
.
ما هر دو باختهایم و راه بسته است
کسی که اعتراف کند ، برنده است !
باور بکن سکوت مرا ، که دلم هنوز
درگیرِ یک سؤالِ قدیمی و کهنه است
ن
📝 ادامه شعر
«عشق در ابهامِ گیجِ خیابان» 📰 شاعر وحیدى شیرازى
سپیدهای بود… عصر
اندوهی، سرِ پیچِ خیابانی / مبهوت، گذر میکرد / به جستوجوی گلِ یخ، در کویر
ناگهان،
نوای نوری / در رگهای هوا چرخید
دستی کهکش
📝 ادامه شعر
سهمِ دل 📰 شاعر مریم کاسیانی
قلم با جوهرِ غم سهمِ دل شد
که واژه واژه سم هم سهمِ دل شد
از انفاقِ دقایق در رگِ عمر
شبِ تاریکِ ماتم سهمِ دل شد
از احساسِ طلوعِ فصلِ ماندن
خزا
📝 ادامه شعر
آسانسورِ افکار 📰 شاعر طیبه ایرانیان
آسانسورِ افکار
حواسم
دیگر یاری نمیکند.
برای چندمین بار
پله ها را
از بالا
به پایین
و از پایین
به بالا
میروم
آسانسورِ افکارم
متشنج
📝 ادامه شعر
کالبدشکافیِ یک مرز 📰 شاعر مریم نقی پور خانه سر
من این نقشه را
نه برای رفتن
که برای گمشدن پوشیدهام.
زنجیر
کاری به نامم ندارد
او فقط
انحنای گردن را بلد است.
خورشید
قاچاقی از مرز گذشت
📝 ادامه شعر
برای خدایی دیر است 📰 شاعر حجت اله یعقوبی
شهر به شهر
خیابان به خیابان
کوچه به کوچه
در و دیوار
از رنگ و بوی خون سیر است
و هزار سال باران
خاکستر یادها را نخواهد شست
تنها خاطرم آسو
📝 ادامه شعر
«جنگِ درون» 📰 شاعر بهاره حکیم نژاد
جنگ هرگز میان ملتها نبوده
همیشه نبردی ست
بین فریادِ نفس
و نجوای قلب.
اگر بشریت نیاز به رفتن دارد،
باید از خویشتن بگذرد:
از
📝 ادامه شعر