برگ های معرفت 📰 شاعر صبا حاجی بابایی
برگ های معرفت
می بارند
نم نم، بی حرف
اشک های معصومی
که قطرات سرخ گون
جگر سوز
دل های پر حرف اند
اه، که چه مظلومانه
بر قلب خاک سبز
لاله ه
📝 ادامه شعر
دلتنگیِ خاطره انگیز 📰 شاعر محمد جلائی
دلتنگ نشستن که غم انگیز نباشد
تا چشمِ تو از ماتیِ سر ریز نباشد
دل خواسته ممنوعه شود دیده ی بیتاب
ای کاش نظر بر سرِ پرهیز نباشد
دلتنگ شدن دستِ
📝 ادامه شعر
سکوت 📰 شاعر ابوالفضل مقدم
سکوت
مرزی است
که جهان در آن
آهسته می شود
جایی که ترس نامش را
جا می گذارد
و بر می گردد
سکوت
هیجان را
دست تنها
تا قله ای بی پرچم می برد
قله
📝 ادامه شعر
وطنم 📰 شاعر داودچراغعلی
ما چو گمگشته گانیم که در پی فانوسیم
افتاده به دریایم و گوش به هر ناقوسیم
گیر افتادگانیم در این ساحل بی ناجی
طاقتمان طاق شد و سالهاست که مایوسیم
📝 ادامه شعر
چشمانِ وطن 📰 شاعر مهناز نصیرپور
نزده می رقصد
اشک
به چشمان وطن
بعد از تو ...
مه ناز نصیرپور
بهمن 1404
خواب 📰 شاعر جمشید أحیا
آسمانِ خوابِ تو
دیشب
آبی بود
ستاره ها
پشتِ پنجره
و تو
با دست هایت
ستاره می چیدی
اتاقِ تو
کوچک
اما گرم
پرده بود
بین اتاقِ تو
با حیاط
پشتِ
📝 ادامه شعر
دلارام 📰 شاعر عبدالنبی اکبری
دلآرام
دل به عشق او دائما درگیر چشم از دیدن می نگردد سیر
بعد یک عمری یاس و نومیدی حرف سعدی را می کنم تفسیر
"چون دلارامت می زند شمشی
📝 ادامه شعر
آرام ناآرام 📰 شاعر فاطمه بهرام
به لب خندم، به دل طوفان، به ظاهرسخت آرام
که جانم غرق توحید است، نه دربندسرانجام
مرادرخویش بردی، زخودیکباره افتادم
فناگشتم، بقا دیدم، وویران شد بنای
📝 ادامه شعر
زخمِ انتظار 📰 شاعر مریم کاسیانی
دوباره حاکمِ تزویر بر قلم جاریست
دروغ، نسخهی درمانِ دردِ آدم شد
به نامِ عدل، فقیران اسیرِ زر ماندند
و خنده بر لبِ دزدانِ حق فراهم شد
مُریدِ
📝 ادامه شعر
وطنم 📰 شاعر سید محسن اندامی
چشم بد دور بود از تو ،کهن شهر ،الهی وطنم
ای قدمگاه دلیران و کنام شیران ، ای وطنم
سرزمین همه اجداد و دیار پدرم
ندهم یک وجب از خاک عزیزت وطنم
📝 ادامه شعر
عهد خواستگاری 📰 شاعر منصور مقدم
تا جوانی دورز افیون
بدیم عکس شُش روی سیگاری به یادم آمـدعهـد خواستگاری
به من گفتن که تو اهل سیگاری هزاران نـه بگفتــم بــا قراری
📝 ادامه شعر
واکنشِ عصبی به یک نام 📰 شاعر مریم نقی پور خانه سر
نامت
این روزها
روی میزهای بحث تکهتکه میشود،
مثل نقشهای که با خطکش تقسیمش کرده باشند
و هر کس
سهمی از آن را
به نفعِ صدای خودش مصادره کند.
ا
📝 ادامه شعر
چه شود 📰 شاعر داودچراغعلی
دردمان عیان است واز ندانستن نیست
علاج گره کوربازکردن است وبستن نیست
زخم پیداست و درمان نیز هویدا......
بهرچه میدوشند گاونری که آبستن نیست
ساله
📝 ادامه شعر
چند کاری کلم آتور 📰 شاعر رضا شاه شرقی
کاریکلماتور بود افتاد شکست .
صدا دور گردن می پیچد .
گره گریه میکرد صاف دلداری داد .
شاخ ها در صف جواز .
شالگردن خودش را خفه کرد .
گاو را ول
📝 ادامه شعر
صیاد 📰 شاعر ابوفاضل اکبری
بیا با من، بزن لبخند، بپیچان زلف، نگاهت جان جانان شد
بزن آتش به این دل، شعله شو، شبگرد، روشن شد
تو گفتی «دوستت دارم»، صدایم رفت در پرواز
هوا گل ش
📝 ادامه شعر
سفر ِ بی پایان 📰 شاعر محمد خوش بین
تو اگر نام مرا پاک کنی از لب خویش
من که در سینهی خود نام تو را کاشتهام
هرچه دیوار کشیدی به میان من و تو
باز از پنجرهی عشق تو را داشتهام
تو
📝 ادامه شعر
در شکاف نگاه 📰 شاعر شیوا فدائی
روی داربست ایستادهام
یا داربست
در من بالا رفته است؟
سکوت…
تا مچ دستهایم بالا آمده
نه از بیرون
از جایی در استخوان…
جایی که صدا
پیش از تولد
📝 ادامه شعر
دور از تو 📰 شاعر علیرضا صانعی
دور از تو هر روزم پر از گریهست
فکرت منو از زندگی انداخت
خوابم نمیگیره شبا بیتو
ای کاش دوریت با دلم میساخت
رویای آغوشِ تو رو دارم
رویایی که
📝 ادامه شعر
ایران جان 📰 شاعر صدیقه جـُر
مرحبا بر همّت و بر عزمِ والایت وطن
آفرین بر شورِ پاک و شوقِ گلهایت وطن
همچو آبِ روشنی، جاری، روان و سرمدی
سال ها پاینده بادا نام آشنایت وطن
📝 ادامه شعر
دلارام 📰 شاعر عبدالنبی اکبری
دلآرام
دل به عشق او دائما درگیر چشم از دیدن می نگردد سیر
بعد یک عمری یاس و نومیدی حرف سعدی را می کنم تفسیر
"چون دلارامت می زند شمشی
📝 ادامه شعر
پروانگی 📰 شاعر مصیب حیدری
پشتش خمید «ایرانِ» ما، «ویران» شُد و در گِل نشست
خونابههای بر تنش، شُسته نشد در دل نشست
شغادها در عصر ما، بر تهمتن، زوارهها
از پشت چون خنجر ز
📝 ادامه شعر
واکنشِ عصبی به یک نام 📰 شاعر مریم نقی پور خانه سر
نامت
این روزها
روی میزهای بحث تکهتکه میشود،
مثل نقشهای که با خطکش تقسیمش کرده باشند
و هر کس
سهمی از آن را
به نفعِ صدای خودش مصادره کند.
ا
📝 ادامه شعر
شمع ها 📰 شاعر احمد پویان فر
شمعها دیگر
در بزم شبانه
همراه گل وبلبل
روشن نماندند
.
اینبار
سوختن را
تنها
در مزار عاشقان
تجربه کردند !
پ.ن :
این شعر ناگه
📝 ادامه شعر
آرامش 📰 شاعر محمد امین روستایی
زیباست زمانی است ک ب آنچه خیر بوده برایت رسیده باشی.
و درک نرسیده ها را یافته باشی
آرامش را پذیرش ب زندگی میهمان میکند
مثل آن زمان ک باران میبارد
📝 ادامه شعر
سرایِ غم 📰 شاعر حسین خیشوند
آخر زسرای محنت و غم
دل کندم و زین قفس پریدم
با شوق رسیدن به خداوند
دست از سر زندگی کشیدم
یک عمر ازین زمانه ی پست
خون خوردم و از کمر خمیدم
📝 ادامه شعر
سرایِ غم 📰 شاعر حسین خیشوند
آخر زسرای محنت و غم
دل کندم و زین قفس پریدم
با شوق رسیدن به خداوند
دست از سر زندگی کشیدم
یک عمر ازین زمانه ی پست
خون خوردم و از کمر خمیدم
📝 ادامه شعر
اسفند 📰 شاعر عبدالنبی اکبری
اسفند
باز آمده اسفند، با خنده و لبخند،
شب رفت و دل از پی شد
از دوری مادر ،گریان شده فرزند،
بهمن ز پی دی شد
گیسوی دماوند، بیرونه ز
📝 ادامه شعر
نجاست 📰 شاعر سحرفهامی
آنکه از بی هنری پول ندارد به حساب
می شود نزد جماعت متوسل به نقاب
پول با دوز و کلک قرض بگیرد ز عوام
بعد از آن مثل نجاست به زمین میشود آب
تحت اشغال منی ... 📰 شاعر محمد علی شیردل
رود ِ تبدارم مرا همخواب دریا می کنی؟
بی خودم از نغمه ی چنگ نکیسا می کنی؟
آتش ِ افتاده ِ بر من از تنور ِ چشم ت
📝 ادامه شعر
حقیقت در گلویِ بریده 📰 شاعر مریم نقی پور خانه سر
سهمِ آینه از آفتاب
سقوفِ بلندِ نیایش
در هجمهی این بادهایِ صاعقهزاد
به لرزه افتادهاند.
ما سالهاست که پیراهنِ یوسف را
به قامتِ مترسکهایِ جالی
📝 ادامه شعر