85
قسم خوردم شاعر شب بمانم ..(س.ح بیدار )
هر پارهٔ دلم به کفِ اشک رفته است
شاید رسد به کویِ تو این پارهها به هم...
{ #آقا_عبدالمولی }
🖤🖤🖤
درود بر آنهایی که
در سنگینی این روزها،
انسان ماندن را بلد بودند....
🖤🦋🖤
و اما
آسان ساخته نشدی
که به راحتی ویران شوی…
و شب بخیر ⭐️🌙🖤
سرم درون خیالم ،
به روی شانه ی تـــــوست...
#شفیعی_کدکنی
🖤❤️
آیینه گاهی
به تنهایی تازه اش
می نازد !
نمی داند که من
میانِ عطشی عیان
چهره ای فراموش شده ام ...
✍#سولماز_حاجی
🖤🖤🖤
وفاداری
طریق عشق مردان است
و جانبازان...
چه نامردم اگر زین
راه خون آلود ، برگردم...
#هوشنگ_ابتهاج
6 اسفند
زاد روز شاعر و ترانهسرای بزرگ ایران
#امیرهوشنگ_ابتهاج
متخلص به ه. الف. سایه
یادش ماندگار 🦋💕
🖤🖤🖤
همه آدمها باهم برابرند،
اما پولدارها محترمتر و دخترها پرطرفدارترند؛
بچهها واجبتر و خانمها مقدمترند؛
سفیدها برتر و سیاهها بدبخت ترند.
البته که تبعیضی در کار نیست؛
در کل همه آدمها برابرند
اما بعضی ها برابرترند..
#جورج_اورول
🖤🖤🖤
گاهى نشدنش
از شدنش بهتر و
پربركت تر است ،
ما نمى دانيم اما خدا مى داند...
🌺🦋🌺
بی تـــــو شب تنهایی
زین ذوق که میآیی
تا کی منِ سودایی،
برخیــزم و بنشینم ؟
#ذوقی_سمرقندی
🖤🖤
کمی شعــر می خوانم
تا همچنان بیدار بمانم
و
ندانم دستان تـــو
وسعت ِ پرواز ِ کدام پرنده است ؟!
من بریده ام
کاغذی را
که قصد ِ نجات ِ یک واژه را داشت
می شود به اندوهم برگردی ؟
می شود خیالم را
نسترن ها پُر کنند ؟
و تـــو نیلوفرانه
در خواب هایم بنشینی ؟
به اجبار توانسته ام
با باد بروم
به هرجا که پاییــــز بود
و حتی نتوانستم
لب به گلایه باز کنم
از این پس
هر بار که باران بارید ،
هر وقت که شب شد ،
مــرا در خاطرت
زیبـا بنویس
قرار بود یکی از ما برود
و یکی
تا ابــــد دلتنــگ بماند !
کمی شعــر می خوانم
و تـــو را
فرامـــوش می کنم....
✍#سولماز_حاجی
اسفندماه 1404
🖤🖤🖤
سرمست و شاد رفت و خدا باد همرهش
رحمى نكرد بر غـــــم ِ ما بر خمار ما
#مهدی_اخوان_ثالث
🖤🖤🖤
امروز ۵ اسفند
روز سپندارمذگان است
که بعنوان روز عشق در نظر گرفته شده است
روز عشق به زن، زمین و زایندگی..❤️🦋
🖤🖤🖤
دستی
نوازش می کند
خواب ِ آمدنـــــت را..
بهــار را خبر کن !
فصـــــل ِ بیــــداریست . . .
✍#سولماز_حاجی
تو لايق آن هستى
تنها فرد زندگى ام باشى،
كه به او مانند همه ى موفقيت هايم
نگاه مى كنم
عزيزى كه
او را
به دست آوردم ؛
ميانِ همهى شكست هايى
كه زيستم !!
🌺🌺🌺
باران به چه زبان
بر شهرهای غمگین میبارد؟..
#پابلو_نرودا
🖤💧
تــــــو آن شعری
که واژه هایش را
من نوشته ام..
نقطه چین هایش را
من گریه کرده ام
سطرهایش را
من سکوت کرده ام
با پاییــز می سازم
و
ارتباطم با برگ ها را
حفظ می کنم
اما در اتاقـم
سایه ها می دوند !
اشیاء ، پرده را تکان می دهد !
ادامهی این دلهــــره
می شود خوابی
که آرام ندارد
اکنون خیابان
جادهی بی برگشتی ست
که مسافری در آن
بی پناه است
و تــــو
این شعــر را
از نـو می ســرایی....
✍#سولماز_حاجی
اسفندماه 1404
🖤🖤🖤
بهشت را باور کردهام ؛
همینجا در رگهای اندوهم..
#شهرام_شیدایی
🖤🖤🖤
محبوب من
شما که نیستید
زمستان
درآغوش من است..
#محمد_صالح_علا
🖤🖤🖤
چهطور كسی میتواند
ناگهان وسط خيابان بايستد
و از خود بپرسد:
اين آيا سرنوشت من است ؟
#جورجو_آگامبن
🖤🖤🖤
«او گذرا و کوتاه بود ،
و با این همه بیپایان...»
#مارگارت_اتوود
بر پوست چروکیدهی زمستان
دلهره ای بی پایان
نِشَسته..
از ترس ِ بهـار
" در " به هیــچ بارانی
باز نمی کند
انگار می خواهند
آرامش ِ خواب را
به یغما ببرند
که اینگونه
در جدال با پنجره هاست
نترس !
بهار
کاری به شاخه های هَــرَس
ندارد !
این تـــویی
که بی نهایت
دل ْ سنگی ...
✍#سولماز_حاجی
🖤🖤🖤
سلام بر کسانیکه
دلهای بیدار دارند
و زمین به برکت نفسشان آرام است..
🖤🦋🖤
زنـدگی و جـهان را
به خاطر افکار و اعمال دیگران
بـر خـود سخـت نگیـریـد...
و شب بخیر ⭐️🌙🖤
غـــم را به کلام درآورید ؛
زیرا اندوهی که ناگفته بماند
در سکوت
در قلب پر از درد نجوا میکند
و سرانجام آن را میشکند...
#ویلیام_شکسپیر
🖤🖤🖤
بیفاصله با مرگ
تن می دهم
به گــورهای بی گــریه..
آنجا که
هیـــچ نگاهی
مکث نمی کند
در تنهایی ام !
فاتحه ی مرا
برگ ها خوانده اند
و
دست هایی که
دیـــده نمی شــوند ...
✍#سولماز_حاجی
🖤🖤🖤
گفت : دنیا پوچ و بیارزش است
هیچ ارزشی ندارد.
گفتم : حرفهای خوب بزن
دنیا بیارزش نیست ،
فقط انسانی زندگی کردن
خیلی سخت است.
#عباس_معروفی
🖤🖤🖤
🎵
بی پناهی بودم و
در من تـــــو لشکر داشتی...
#پویا_جمشیدی
و در هر آن زمین
که تـــــو خانه داری ،
باران میبارد نازنینم ! . . . 🌷
💧💧💧