85
قسم خوردم شاعر شب بمانم ..(س.ح بیدار )
دستی
نوازش می کند
خواب ِ آمدنـــــت را..
بهــار را خبر کن !
فصـــــل ِ بیــــداریست . . .
✍#سولماز_حاجی
تو لايق آن هستى
تنها فرد زندگى ام باشى،
كه به او مانند همه ى موفقيت هايم
نگاه مى كنم
عزيزى كه
او را
به دست آوردم ؛
ميانِ همهى شكست هايى
كه زيستم !!
🌺🌺🌺
تو عهد بستہ ای که رسانی بہ خود مرا
من دست بر دعا که بہ عهدت وفا کنی
#فروغی_بسطامی
فصلی را تجربه میکنم
که سرنوشت
به خورد ِ چشمهایم داده است..
آسمان ِ پنبهای
در تعمیر ِ ابرهای بیباران
شکست خورده
فاصله ها را امــــا
چه کسی پُر خواهد کرد ؟
قلبــم
در شرح این قصه
دلگیر است
که چرا به خواب نمی رود
انگشت های بیدارم ؟!
زمزمهای آرام
مرگ ِ مرطوب ِ بارانی ست
که شب با شعــر
به اشتراک گذاشته
و
غمــی غمگین
که از آسمان می بارد
خُرده بر تنهایی ام نگیر !
بانــوی هــــزار دردم.....
✍#سولماز_حاجی
دی ماه1404
تـــو آمدی
تا من دوست بدارمت
و دستانم
خلاء بی کسی ها
نباشد
امروز اگر می خندم
شانه هایم
ایمن از بودن های تـــوست
و بدان
این شعــــر
راه به هیـــچ جا ندارد
جز #چشمــانــت...
✍#سولماز_حاجی
ناگهان
دلم هوای تو را کرده...
راستش را بخواهی ،
ناگهان فکر کردم تو کنار منی!
چقدر تو را دوست میدارم
خدای من چقــــدر...
احمد شاملو
برای رفتــن
با خودت هیـــچ نَبـَر..
همین تنهایی کافیست
تا پنجره ها
برای همیشه بسته بمانند
نشسته ام به تاریکی میاندیشم ؛
به ناتوانی ِ واژههای مسلوخ
در فضای بحرانی ِ شعـر
ذکر ِ « یا عشق »
نجوای باد است
و دلتنگــی را
در این جمعـــه هم دوست دارم !
تـــــو چگـــــونه بیخبــر از منـــی ؟...
✍#سولماز_حاجی
او پنهانی ترین غمِ قلب من است...
#حنانه_پولادی
شاید بروم دور شوم
تا تو بفهمی
من نیستم و هیچکسی
من شدنی نیست...
💧💧💧
فقط خدا
فقط خدا میتواند
از انتهای این شعر
مرا به واژهی نخستین برگرداند
و تـــو
به تماشای سطرهای بارانزده ،
مرا از نو بخوانی....
✍#سولماز_حاجی
🎤#سولماز_حاجی
و کاش
میتوانستم
تــــو را
چون درختی
میان سینـــهام بکارم...
❤️☘
مسئله این نیست
که تعداد افراد بیشتری را
به دنیا بیاوریم.
بلکه باید کاری کنیم
که تا حد امکان
آنهایی که قبلا به دنیا آمده اند
کمتر بدبخت باشند...!
#اوریانافالاچی
مــــرا
هیــــچ از وطــن
محبـــوب تر نیســــت.
💔💧
🎵
بی پناهی بودم و
در من تـــــو لشکر داشتی...
#پویا_جمشیدی
و در هر آن زمین
که تـــــو خانه داری ،
باران میبارد نازنینم ! . . . 🌷
💧💧💧
سلام به قلب من
زمانی که
از تــــــو یاد میکند....
❤️❤️❤️
خدایا
برای همه آن روزهایی که
صبر کردیم ،
جبران کن !
طوری که بگوییم میارزید..
و شب بخیر 🌙⭐️
نانت را میدزدند
سپس تکهای به تو میدهند
آنگاه امر میکنند
که برای این سخاوتشان
از آنها تشکر کنی
امان از این وقاحتشان..
#غسان_کنفانی
خو کردهام در این شلوغستان به تنهایی
#امیر_اکبرزاده
آه اگر میتوانستم
به سرزمینی بگریزم
که در آن لباس نظامی به چشم نخورد،
که صدای طبلِ جنگ به گوش نرسد،
که سخن از کشتار به میان نیاید،
کاش میتوانستم...
#گوستاوفلوبر
کارگران میخواستند شنیده شوند
حتی اگر صدایشان
ویرانی به بار آورد....
ژرمینال
#امیل_زولا
«برای زنده ماندن و زندگی کردن
آدم باید وصل باشد ؛
به آدمی
خانهای
اتاقی
پنجرهای.
باید وصل باشد به ماندن،
دل بسته بودن،
ذوق کردن،
آرزو داشتـــن.»
ꕥ࿐🌹
سلام بر رنگِ اندوه در چشمانت....
#محمود_درویش
🌷🌷🌷
آنچه مقدر است خواهد آمد؛
آرام بمان
که اضطراب
هیچ سرنوشتی را
دگرگون نمیکند...
و شب بخیر 🌙⭐️
در قالب یک شعر
که سیاه است وُ کریه ،
واژههایی را کشف کرده ام
که به شب مربوط نیست
تو اما میتوانی
مرا مجبور به مُردن کنی ؛
شعر را محدود به رفتــن..
و از اندوهم
کتابی بنویسی
به قُطر ِ قانونهای یک سیارهی دور
همیشه از صبح بیزار بودم
از ساعت هفت ِ صبح، بیــزارتر !
که کسی
زنگ خانه را بزند
و خودش را
جای تــــو معرفی کند
سوالی
سلامت ِ ذهنم را بهم ریخته
که چرا سفر به دستهایت
انقــــدر طولانیست ؟
و چرا من
در صفحهی آخر ِ این کتاب ،
قهرمان ِ قصــهی تـــــو نیستم ؟!
فقط خدا
فقط خدا میتواند
از انتهای این شعر
مرا به واژهی نخستین برگرداند
و تـــو
به تماشای سطرهای بارانزده ،
مرا از نو بخوانی....
✍#سولماز_حاجی
دی ماه1404
خمید پیڪرم از انتظار و جان بہ لب آمد
قدح به یاد تو کج کردهام بیا که نریزد
#بیدل
عشـــق
گامهای غمگینــیست در دل ...
#محمد_الماغوط
💔💧
هر شب خیالت را کشم
ای ماه تابان در بغـــل
دارم ز جان ای مهلقا
مهر تو پنهان در بغـــل
💙💙💙