هرچقد ببينى سير نميشى #اينتراستلار #hanszimmer #Interstellar 👌🏻👌🏻👌🏻
@SpecialSelect
روزی دانش آموزی در کلاس از معلمش پرسید
چرا در کشورهای عقب افتاده
مسئولین بخاطر گندی که میزنن استعفا نمی کنن؟
@SpecialSelect
معلم در جواب گفت:
بچه ها اگر معلمی در کلاس شما "ب.گوزد" آیا باز می تواند
در این کلاس به کارش ادامه دهد؟!
پاسخ روشن است نه تنها از این کلاس بلکه از این مدرسه هم باید برود.
بعد گفت: حالا اگر معلمی در کلاس دانش آموزان عقب مانده [ کر ها و لال ها و کور ها ] ب.گوزد چی؟
دانش آموزان گفتند: آقا اگر ب.ریند هم
آب از آب تکان نمی خورد.
معلم گفت: حالا فهمیدید چرا در کشور های عقب افتاده ای مثل کشور خودمون هیچ مقامی استعفا نمی کند؟
چون در این کشور ها عده ای لال اند عده ای کور اند
و عده ای هم کر!
بدتر از این همه فاجعه جمعی هم هستند
که با دهان گشاد شبانه روز داد می زنند
که اصلا این گ.وز یک لطف ازلی بود و پول می گیرند
تا در فضیلت این "گ.وز ها" و "گ.وزو ها" نطق کنند...
پس تعجب نکنید که در این سرزمین ها
گ.وزیدن و ری.دن نه تنها عیب نباشد
بلکه فضیلت هم محسوب می شود!
کما اینکه همه مسئولین ما از این جهت صاحب فضیلت اند.
پ.ن: با عرض پوزش از مخاطبان 🌹
@SpecialSelect
من ابن سینا هستم...
باورتون نمیشه اگر بگم این ویدیو محصول سال ۱۹۵۶ یعنی ۶۳ سال قبله که در اتحاد جماهیر شوروی ساخته شده! انگار این کلیپ رو همین الان، از روی اوضاع کنونی ما و برای کرونا در ایران ساختن!
اطلاعات و توصیه های پیشگیرانه ای که تو این فیلم میده از اطلاعات کنونی پزشکی هم بهتره!
@SpecialSelect
💢اگر یک روز کسی از شما پرسید چرا آمریکا اَبَر قدرت است، فقط همین کلیپ را برای او به نمایش بگذارید! ❗️ببینید یک نماینده واقعی مردم در آمریکا چگونه یک وزیر را با سوالاتش به صلابه می کشد و اصلا مصلحت اینکه امروز دشمن داریم و با کل دنیا درگیر هستیم را در نظر نمی گیرد چونکه مصلحت یعنی منفعت مردم کشورش... ❗️استقلال و نماینده مستقل یعنی اینکه زیر فشارهای مختلف بیرونی به مترسک تبدیل نشود
@SpecialSelect
بعد از جنگ آمریکا با کره ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد
یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان
را مورد مطالعه قرار میداد:
حدود 1000 نفر از نظامیان آمریکایی در کره
در اردوگاهی زندانی شده بودند
که از همه استانداردهای بین المللی برخوردار بود.
این زندان همه امکاناتی که باید یک زندان طبق قوانین
بین المللی برای رفاه زندانیان داشته باشد را دارا بود.
این زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود
و حتی امکان فرار نیز تا حدی وجود داشت.
آب و غذا و امکانات به وفور یافت میشد.
در آن از هیچیک از تکنیکهای متداول شکنجه استفاده نمیشد. اما...
اما بیشترین آمار مرگ زندانیان
در این اردوگاه گزارش شده بود.
عجیب اینکه زندانیان به مرگ طبیعی میمردند.
با این که حتی امکانات فرار وجود داشت
اما زندانیان فرار نمیکردند.
بسیاری از آنها شب میخوابیدند
و صبح دیگر بیدار نمیشدند.
آنهایی که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خودشان و نسبت به هموطنان خودشان که مافوق آنها بودند رعایت نمیکردند و در عوض عموماً
با زندانبانان خود طرح دوستی میریختند.
دلیل این رویداد سالها مورد مطالعه قرار گرفت و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد:
در این اردوگاه فقط نامه هایی که حاوی خبرهای بد
بود را به دست زندانیان میرساندند
و نامه های مثبت و امیدبخش تحویل نمیشد.
هر روز از زندانیان میخواستند در مقابل جمع خاطره
یکی از مواردی که به دوستان خود خیانت کرده اند
یا میتوانستند خدمتی بکنند و نکردند را تعریف کنند.
هر کس که جاسوسی سایر زندانیان را میکرد
سیگار جایزه میگرفت.
اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود
و معلوم شده بود خلافی کرده هیچ نوع تنبیهی نمیشد.
در این شرایط همه به جاسوسی برای دریافت جایزه
[که خطری هم برای دوستانشان نداشت] عادت کرده بودند.
تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم
سربازان را به نقطه مرگ رسانده است
چرا که با دریافت خبرهای منتخب [فقط منفی]
امید از بین میرفت.
با جاسوسی عزت نفس زندانیان تخریب میشد
و خود را انسانی پست می یافتند.
با تعریف خیانتها اعتبار آنها نزد همگروهی ها از بین میرفت
و این هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی و مرگ های خاموش کافی بود.
این سبک شکنجه شکنجه خاموش نامیده میشود
نتيجه :
اگر این روزها فقط خبرهای بد میشنويم
اگر هیچکدام به فکر عزت نفس مان نيستيم
و اگر همگی در فکر زدن پنبه همدیگر هستيم
به سندرم «شکنجه خاموش» مبتلا شده ايم.
این روزها همه خبرهای بد را فقط به گوشمان میرسد
و ما هم استقبال میکنیم ...
دلار گران شده ...
طلا گران شده ...
کار نیست ...
مدرسه ای آتش گرفت ...
زورگیری در ملاءعام...
هواپیما سقوط کرد...
این روزها هیچ کس به فکر عزت نفس ما نیست!
شما چطور فکر میکنید؟
این روزها همه در فکر زیرآب زدن بقیه هستند
شما چطور؟
این روزها همه احساس می کنند در زندانی بدون دیوار دوران بی پایان محکومیت خود را می گذرانند
شما چطور؟
این روزها همه شبیه زندانیان جنگ آمریکا و کره
منتظر مرگ خاموش هستند. شما چطور؟
@SpecialSelect
بلند شدن مدول سرنشین دار فضاپیمای آپولو ۱۷ از روی سطح ماه!
فضانوردان نشسته در این اتاقک هرگز تصور نمیکردند، این آخرین باری باشد که انسان پا بر این کره میگذارد!
@SpecialSelect
این ویدئو که با عنوان "آهنگ انگلیسی یه سبک جواد یساری" تو مجازى پخش شده بود در واقع اثر یک گروه لبنانی در دهه 70 میلادی به اسم "خانواده بندلی" هست که این ترانه انگلیسی رو روی یک ملودی معروفی عربی خوندن
@SpecialSelect
شعری که باعث شد اسم بانو سیمین بهبهانی از لیست شاعران معاصر ایران حذف شود
شدم گمراه و سرگردان،
میان این همه ادیان
میان این تعصب ها،
میان جنگ مذهب ها!
یکی افکار زرتشتی،
یکی افکار بودایی
یکی پیغمبرش مانی،
یکی دینش مسلمانی
یکی در فکر تورات است،
یکی هم هست نصرانی!
هزاران دین و مذهب هست،
در این دنیای انسانی... خدا،
یکی... ولی... اما... هزاران فکر روحانی
رها کردیم خالق را
گرفتاران ادیانیم!
تعصب چیست در مذهب؟!
مگر نه این که انسانیم؟!
اگر روح خدا در ماست...
خدا گر مفرد و تنهاست ....
ستیز پس برای چیست؟!
برای خود پرستی هاست...
من از عقرب نمی ترسم
ولی از نیش می ترسم
از آن گرگی که می پوشد
لباس میش می ترسم
از آن جشنی
که اعضای تنم دارند،
خوشحالم ولی،
از اختلافِ
مغز و دل با ریش می ترسم
هراسم ، جنگ بینِ
شعله و کبریت و هیزم نیست
من از سوزاندنِ
اندیشه در آتیش می ترسم
تنم آزاد؛ اما،
اعتقادم سست بنیاد است
من از شلاقِ
افکار تهی بر خویش می ترسم..!!
کلام آخر این شعر
یک جمله و دیگر هیچ
که هم از نیش و میش و ریش
وهم از خویش میترسم...
@SpecialSelect
سنگینی غیر قابل تحملِ تنهایی از نبود و غیابِ دیگری نیست،سنگینی تنهایی بهخاطر جدایی و دور ماندن از خود است.
آن که دلتنگش شده ای، خودت هستی.
ما در کنارِ کسانی که دوستشان داریم حسِ بهتری به خودمان داریم . در جوارِ این عزیزان بخش هایی از خود را #ملاقات میکنیم که برایِ خودمان هم تازگی دارند.
در حقیقت فرصتِ عشق ورزی به دیگری شبیه به یک ماجراجویی ژرف در وجود خودمان است .من شیفته تصویر خوشایند و شیرینی میشوم که از دیگری در ذهنم ساخته ام ، در حالیکه این تصویر همان گمشده درونی خودم است که مدت هاست دست نخورده و پنهان در نهانخانه وجودم در انتظار بارقه های طلایی رنگِ نورِ #آگاهی و شناخته شدن است ...
@SpecialSelect
🎼 موزیک #قلعه_تنهایی از #فرامرز_اصلانی عزیز
ظهور دریاچه در دل کویر لوت!
تصاویرش را که دیدم باورم نشد اینجا کویر لوت و حوالی گندم بریان است. حوالی گرمترین نقطه زمین دریاچهای میان کویر سر برآورده که آدم را متحیر میکند.باور کنید تا نرفتم و از نزدیک ندیدم، باورم نشد.
حتما بارشهای هشت ماه پیش را یادتان هست و حتما به یاد دارید که سیل چگونه
جاده شهداد- نهبندان را ویران کرد.
آن بارانها و آن سیل ویرانگر حالا کویر شهدادمان را دیدنیتر از همیشه کرده است.
کلوتها زیبا بودند، زیباتر شدند.
عبور پرندگان مهاجر هم این زیبایی را صد چندان کرده است.
به قول یکی از دوستان این منظره حتی برای اهالی کرمان و شهداد هم بدیع است.
@SpecialSelect
من بهارم تو زمین
من زمینم تو درخت
من درختم تو بهار
#کیمیا_قربانی
@SpecialSelect
🍃
"خاک مهر آیین" نام ترانه ای بسیار زیبا با صدای وحید تاج با همخوانی "گروه آوازی تهران" است که بر اساس سرودهای از اسماعیل فرزانه ، ﺁﻫﻨﮕﺴــﺎﺯی ﻋلی اﻛﺒﺮ قﺮﺑﺎنی و سرپرستی میلاد عمرانلو اجرا شده است.
این ترانه بدون استفاده از هرگونه ساز اجرا شده است.
این سبک اجرا در موسیقی "اَکاپلا" (A cappella) نام دارد و به نوعی موسیقی آوازی بدون همراهی ساز گفته میشود که تنها با صدای خروجی از حنجره انسان و دهان اجرا میشود.
متن ترانه:
ای سرزمین من ، شورآفرین میهن
دور از تو باد ای مرز باور ، دست اهریمن
ای خاک مهر آئین ، آئینه ی ایمان
ای در پناه لطف یزدان ، جاویدان ایران
تو که در دامانت لاله می جوشد
سحر از چشمانت ژاله می نوشد
وطنم ای دل ها جمله مجنونت
مست و شیدا کوه و صحرا ، دشت و هامونت
ای سرزمین من ، شورآفرین میهن
دور از تو باد ای مرز باور ، دست اهریمن
ای خاک مهر آئین ، آئینه ی ایمان
ای در پناه لطف یزدان ، جاویدان ایران
تا جان به تن دارم ، مهر وطن دارم
آئینه ی دریاست ، این شوری که من دارم
در جان تو جاری ، آواز بیداری
با آسمان عهد و پیوندی دیرینه داری
ای سرزمین من ، شورآفرین میهن
دور از تو باد ای مرز باور ، دست اهریمن
ای خاک مهر آئین ، آئینه ی ایمان
ای در پناه لطف یزدان ، جاویدان ایران
@SpecialSelect
🍃
نسل کشی ایرانیان به دست اعراب
از زبان آقای محمدرضا عالیپيام [ هالو ]
کتاب #دوقرن_سکوت را بخوانید...
@SpecialSelect
چند سال پیش یک مطلب از "هوسرل" بنیانگذار پدیدارشناسی دیدم که گفته بود "بسیاری از مشکلات بشر از نوع سوال پرسیدن او شروع میشود".
این مطلب خیلی ذهنم را درگیر کرد و اصلا نمیفهمیدم منظور هوسرل چیه تا اینکه یک ویدئو از استیو جابز دیدم و یاد جمله هوسرل افتادم.
@SpecialSelect
سوالاتی که استیو جابز در اون ویدئو پرسید هیچکدام با "چرا" شروع نشد(؟!) خیلی برام جالب شد و چند کلیپ و مطلب دیگه از استیو جابز دیدم و جالب بود که هیچکدام از سوالهای جابز با "چرا" شروع نمیشد همه با "چگونه و چطور" شروع میشد
شروع به مطالعه کردم و آثار دیوید برنز و کیوساکی و رابینز و دارن هاردی و چند نفر دیگه که در زمینه رفتار درمانی فعال هستند را مطالعه کردم و نتیجه برام شگفتانگیز بود که در ادامه توضیح میدهم.
بشر موجودی تجربهگراست و هنگامی که پدیدهای جدید را تجربه میکند در مغز او نتایج ثبت میشوند و از اون نتایج در برخورد با پدیدههای جدید استفاده میکند.
در واقع وقتی ما یک سوال را با "چرا" شروع میکنیم مغز دنبال جواب در تجربیات گذشته میگردد.
@SpecialSelect@SpecialSelect
به عنوان نمونه:
"چرا فلان اتفاق افتاد؟
چرا فلان حکومت سقوط کرد؟
چرا در فلان آزمون قبول نشدم؟
چرا من آدم موفقی نیستم؟
چرا اینقدر فقیرم؟
چرا مردم اینقدر بیتفاوت و ظلمپذیر هستند؟ و..." جواب تمام این سوالات در گذشته است.
واقعا حرف هوسرل خیلی درست و جالبه. نکتهای که متوجه شدم اینه که آدمهای تاثیرگذار و موفق تاریخ مثل "ولتر، نلسون ماندلا، گاندی، لوترکینگ، جابز، ایلان ماسک و ..." سوالهایشان را با "چرا" نپرسیدن که توانستند دنیای ما را تغییر بدهند.
آنها سوالهایشان را با "چگونه یا چطور" پرسیدند.
_چگونه میتوانم کمپین حقوق بشری موفقی تشکیل بدهیم؟
_چگونه میتوانیم امپراطوری استعماری انگلیس را شکست دهیم؟
_چگونه سیاهپوستان به حق و حقوق برابر خواهند رسید؟
_چگونه دنیای بهتری خواهیم داشت؟ و....
حالا سوالی که مطرح میشود این است که "تفاوت سوالهایی که با چرا شروع میشوند با سوالهایی که با چگونه شروع میشوند در چیست؟"
در ادامه به این سوال پاسخ میدهم:
همانگونه که در بالا اشاره کردم جواب سوالهایی که با "چرا" شروع میشوند در گذشته هستند و دلیل و چرایی یک اتفاق و پدیده را بیان میکنند
به عنوان مثال جواب سوال
"چرا من اینقدر آدم فقیر و بدبختی هستم؟"
از این دست دلایل است:
چون "پدر و مادر من فقیر بودند، خانواده ما پر جمعیت بود، هیچوقت سرمایه کافی برای شروع کار خوبی نداشتم، از بچگی آدم بدشانسی بودم و ....".
این جوابها در بهترین حالت دلایل درستی برای این فقر ارائه میکنند و در نتیجه من میپذیرم که تا ابد فقیر باشم و به این سرنوشت گردن نهم.
ولی جواب سوالهایی که با "چگونه یا چطور" شروع میشوند
علاوه بر پاسخ چرایی مساله، راهکار عملی برای برونرفت یا حقیقتبخشی به چیزی را بیان میکنند
و تمام جواب هم در گذشته نیست
مثلا:
"چگونه میتوانم فقیر نباشم؟
چگونه میتوانم فلان کار را با موفقیت انجام دهم؟ و ..."
پاسخ دادن به این سوالها راحت نیست و نیاز به تحقیق و تفکر دارند و هر نتیجه هرچه باشد یک راهکار عملی است که ممکن است درست یا غلط باشد ولی به هر حال یک راهکار است.
متاسفانه ما هرگز یاد نگرفتیم که درست سوال بپرسیم و تقریبا تمام سوالات خودمون را با "چرا" شروع میکنیم.
چند وقت پیش معلم برادرزادهم یه سوال ازشون پرسیده بود و گفته بود دربارهش تحقیق کنید:
"چرا محیط پارکهای ما پر از آشغال است؟"
برادرزادهم کلی جواب در مورد بیفرهنگی مردم نوشته بود و از من خواست که جوابها را ببینم درسته یا نه؟
مسلما اون معلم قصدش فرهنگسازی بوده ولی آیا اگر سوال را اینجوری میپرسید بهتر نبود
"چگونه محیط پارکهای ما میتواند همیشه تمیز باشد؟"
تا طرز درست فکر کردن را از همان کودکی به بچهها یاد دهیم.
خوشبختانه اون معلم از پیشنهاد من استقبال کرد و خیلی هم خوشحال شد
_مسلما پاسخی که به سوال "چرا نمیتوانیم.....؟" داده میشه با سوال "چگونه میتوانیم...؟" خیلی متفاوت است.
پاسخ اولی در بهترین حالت دلایل ناتوانی و دومی راههای توانستن است.
پاسخ اولی باعث نا امیدی و یاس و دومی پر از انرژی مثبت است.
به بچه هایتان نگویید چرا اینجارو کثیف کردی؟ بگویید چطور میتونی خودت الان اینجارو تمیز کنی؟
پدیدارشناسی_ ادموند هوسرل
اخبار تلویزیون ایران خانمی آمریکایی را نشان داد که میگوید مردم آمریکا نمیتوانند هزینه کنند و تست کرونا بدهند زیرا گران است. کلیپ اینجا تمام میشود البته در اخبار ما
ولی کلیپ کامل رو ببینین
عجب!🤔 ~این رفتارهاست که مردم را نسبت به صدا و سیمای ملی بی اعتماد می کند!!! ببینید چطور یه نماینده ،وزیر رو تحت فشار میذاره تا عین کلماتی رو که مد نظرشِ، بگه و با الفاظ بازی نکنه و اطمینان بده که برای تست و آزمایش و درمان همه ی آمریکاییها، دولت وظیفش رو درست انجام میده.
اونوقت صدا وسیما مکالمات رو بریده و میگه در آمریکا بدلیل ضعف مالی بحران درست شده. کاش ملت اونجا هم کمپین خرید ماسک راه بندازن تا به هلال احمرشون کمک بشه.
@SpecialSelect
زندگی نامه عمر خیام در ۴ دقیقه. ارزش دیدن داره عالیه👍
اگر به فرهنگ و تاریخ ایران علاقه دارید حتما ببینید و به اشتراک بگذارید.
@SpecialSelect
#خیام
⏳🔺روزگار🔻
☑️شعر،آهنگ و اجرا:امید طوطیان
📖غزل از:حافظ شیراز
@SpecialSelect
🎥 رفتار جالب یک زن در برابر قاتل فرزند دبیرستانیش
کاش ما هم یاد بگیریم ریشه ای به قضایا نگاه کنیم و دست از تنبیه های سطحی و مخرب برداریم تا جامعه سالمتری داشته باشیم.
#حس_خوب
@SpecialSelect
A Thousand Kisses Deep
"به ژرفای هزاران بوسه "
لئونارد کوهن
@SpecialSelect
فیه مافیه میخوندم چقدر این قسمتش برام جالب بود:
هر چند که زن را امر کنی که پنهان شو، ورا دغدغه ی خود را نمودن بیشتر شود و خلق را از نهان شدن او، رغبت به آن زن بیش گردد. پس تو نشسته ای و رغبت از دو طرف زیادت می کنی و می پنداری که اصلاح می کنی و آن خود عین فساد است ...
@SpecialSelect
FAUN - Federkleid
آرامش و #حس_ناب_موسیقی
@SpecialSelect
خونه های قدیمی واقعا ساخته شده بودند تا گوشه دنجی فارغ از قیل و قال بیرون باشند
آن صفا و صميمت خونه و محله قديم كجا و آپارتمان و همسايه هاى غريبه الان كجا 😑
@SpecialSelect
تصویری نایاب از دکتر مصدق ، سیاستمدار،نخست وزیر ایران در دوره دانشجویی در سوئیس
@SpecialSelect
" خاک مهرآئین "
آهنگ : علی اکبرقربانی
شعر : اسماعیل فرزانه
خواننده : وحید تاج
@SpecialSelect
فرشته ای در لباس انسان
شامپانزه 59 ساله به نام ماما، سالخورده ترین شامپانزه در میان گروه خود در باغ وحش برگرز هلند بود.
همه می دانستند که مرگ او بسیار نزدیک بود.
مامای پیر بسیار خسته بود و دیگر دوست نداشت که هیچ چیزی بنوشد و یا بخورد.
پروفسور جان ون هووف، در گذشته از ماما نگهداری می کرد و بعد از شنیدن حال وخیم ماما، به محل نگهداری او آمده بود تا دوباره او را ملاقات نماید.
در ابتدا، ماما، پروفسور جان را نشناخت. اما زمانی که او را بیاد آورد، واکنش او بسیار فوق العاده و تکان دهنده بود.
صورت ماما بیدرنگ شکفت!
ماما به آرامی پروفسور جان را لمس می کرد گویی که بسیار دلتنگ او شده بود.
این دو یکدیگر را از سال 1972 می شناختند و از آن زمان رابطه بسیار ویژه ای با یکدیگر برقرار کرده بودند.
بعد از دیدار مجدد پروفسور جان، او انرژی تازه ای پیدا کرد و شروع به خوردن غذا از دستان پروفسور نمود.
«عشق می تواند وجودت را شعلهور سازد و زیستن بی نور
و زیستن بی عشق
ابدا زندگی نیست، ادعا است
خزیدن است
خودکشی آهسته است
اما به هیچ عنوان زندگی نیست»
@SpecialSelect