10796
⊹⊱گاهی گمان نمی کنی ولی خوب میشود.⊰⊹ シ پاییزِ ❾❾🍁 ☄تبلیغات ستاره باران☄ @supernovaaaas تکستای مورد علاقتونو بفرستید برامون😍🌱👇🏻 https://t.me/BChatBot?start=sc-176972-6RIMKlC
سبزه ها را گره زدم به غَمَت
غمِ از صبر، بیشتر شده ام
سالِ تحویلِ زندگیت به هیچ
سیزده هایِ در به در شده ام
سفره ای از سکوت می چینم
خسته از انتظار و دوری ها
سال هایی که آتشم زده اند
وسطِ چارشنبه سوری ها
بچه بودم... وَ غیر عیدی و عشق
بچه ها از جهان چه داشته اند؟!
دَرِ گوشم فرشته ها گفتند
لای قرآن «تو» را گذاشته اند!
خواستی مثلِ اَبرها باشی
خواستم مثلِ رود برگردی
سیزده روز تا تو برگشتم
سیزده روز، گریه اَم کردی
ماهِ من بود و عشقِ دیوانه!
تا که یک دفعه آفتاب آمد
ماهیِ قرمزی که قلبم بود
مُرد و آرام، روی آب آمد
پشتِ اشک و چراغ قرمزها
ایستادم! دوباره مَرد شدم
سبزه ای توی جوی آب افتاد
سبز ماندم اگرچه زرد شدم
«و انْ یکاد»ی که خواندم و خواندی
وسط قصه ی درازی ها!!
باختم مثل بچه ای مغرور
توی جدی ترینِ بازی ها!
سبزه ها را گره زدم اما
با کدام آرزو؟ کدام دلیل؟
مثل من ذره ذره می میرند
همه سال های بی تحویل...
|سیدمهدی موسوی|
💫 @supernovaas
به تمامِ نحسیهایی که
در سیزده به جا ماندهاند،
سلامِ بختهای باز نشده را برسان و
از هفت سینی برای شان بگو که
سال تا سال، جایِ خالیات در آن
به لطفِ قابِ عکسِ کنارِ قرآن، پُر میشود....
👤 حمیدرضا هندی
💫 @supernovaas
صدای موسیقی تكنو تاكسی را پر كرده بود. پسر جوانی كه جلو نشسته بود موبایلش را روی پایش گذاشته بود و سرش را با صدای موسیقیای كه از موبایلش پخش میشد تكان میداد. زن مسنی كه عقب نشسته بود، گفت: «صدای اینو كم كن.» پسر جوان جوابی نداد. زن دوباره و این بار بلندتر از قبل گفت: «میگم صداشو كم كن» پسر گفت: «چرا؟» زن گفت: «برای اینكه اعصاب خرد كنه... برای اینكه اینجا محیط عمومیه.» پسر گفت: «باحاله كه... فازشو بگیری حال میكنی.» زن گفت: «من اعصاب ندارم، میگم كمش كن.» پسر جوان گفت: «شماها چرا حال كردن بلد نیستین؟ یه كمی شل كن خودتو.» خانم مسن گفت: «خیلی بیشعوری...» بعد به راننده گفت: «اینا چی ان؟ چرا جوونها این طوری شدن؟»
همان موقع موتورسواری كه از كنار ما رد میشد موبایل یك زن عابر را كه داشت از عرض خیابان میگذشت از دستش كشید و رفت. زن عابر وحشت زده شروع به فریاد كشیدن كرد ولی كسی توجهی نداشت و موتورسوار با خیال راحت داشت دور و دورتر میشد.
زن مسن ناباورانه پرسید: «چی شد؟»
پسر جوان مثل قرقی از تاكسی پایین پرید و با چنان سرعتی به دنبال موتورسوار میدوید كه انگار قهرمان دوی سرعت است. موتورسوار لابهلای ترافیك ماشینها نمیتوانست خیلی تند براند و فاصله پسر با موتورسوار كم و كمتر میشد. حدود 700، 800 متر جلوتر پسر جوان به موتورسوار رسید و آنچنان ضربه محكمی به سر موتورسوار زد كه موتورسوار همان جا نقش زمین شد. پسر دو تا لگد هم توی سر و شكم موتورسوار زد و بعد موبایل را برداشت و دوان دوان برگشت و موبایل را به زن عابر كه هنوز گیج و منگ بود داد و دوباره سوار تاكسی شد. زن مسن گفت: «پیر شی.» راننده با تحسین به پسر جوان نگاه كرد. پسر جوان چیزی نگفت. زن مسن گفت: «مادرجون میخوای آهنگ گوش كنی روشن كن گوش كن.» پسر جوان گفت: «شما هم گیر دادیا. ما هر كار میكنیم میگی یه كار دیگه بكن.» زن مسن لبخند زد و گفت: «الهی قربونت برم.»
| سروش صحت |
از بدی، بدی به وجود میاد و بزرگ میشه و تغییر ماهیت میده.
برای همین گاهی نمیتونی ببینی که بدیِ توی دنیا از بدی توی خونهی خودت شروع شده...
📙خانه روان
آدمی به اندازه دلتنگی هایش
بداخلاق و کلافه است...
✨@supernovaas
شادی هایت را
بر صورت من بریز فروردین من!
و اضافههایش را
پُست کن
برای کسی که بهاری ندارد.....🌷
✍ شمس لنگرودی
💫 @supernovaas
فروردین را
کوچه به کوچه میگردم به دنبالت
تا تو را از این بهار عاشقانه عیدی بگیرم ♥️
✍ محمد خسروآبادی
💫 @supernovaas
یه دیواره که پشتش هیچی نداره.....
خداحافظ آقای اصلانی💔
🎙✍فرامرز اصلانی
💫 @supernovaas
"سنَحیا بعد کُرباتنا ربیعا،
کاننا لم نذق بالأمس مُراً"
پس از اندوههایمان
همچون بهار زنده خواهیم شد،
انگار که هرگز مزهی تلخی را نچشیدیم... 🌱
آمدهام تو به داد دلم برسی
تو سکوت مرا بشنو
که صدای غمم نرسد به کسی🥹
از میونِ سین های هفتسین امسال
تنها آرزوم برات سلامتی و سعادتِ
♥️
پیشاپیش عیدت مبارک رفیق😊
Wait for the one who is constantly reminding you how he cares about you
&
how much lucky he is to have you ❤️
دیگه چند سالی میشه که اسفند و منتظر عید بودن قشنگ نیست.
اسفند که میشه از اواسطش دلشورهها شروع میشه.
به سالی که گذشت فکر میکنی و اتفاقی که دوست داشتی نیفتاد، به سالی که میخواد بیاد و بازم...نمیخواد اتفاق بیفته؟
شوق و ذوق مردم واسه خرید عید و شروع سال جدید بیشتر آدمو یاد نداشتههاش میاندازه...
خدا رو چه دیدی شاید عید یه سال به کوچه ما هم سر زد...
✍مهری نیکرو
💫 @supernovaas
و تو
هر جا و هر کجای جهان که باشی
باز به رویاهای من بازخواهی گشت
تو
مرا ربوده
مرا کشته
مرا به خاکستر خوابها نشاندهای
هم از این روست که هر شب
تا سپیده دم بیدارم
عشق همین است در سرزمین من
من کشندهی خواب های خویش را
دوست میدارم
✍ سيدعلی صالحی
💫 @supernovaas
بیا با چشمهایت از بهارم رونمایی کن...🌿🌸
💫 @supernovaas
سنتیترین زنِ شهر
میشوم
سبزه ها را گره میزنم
آرزو میکنم
به خیال خودم
نحسی را بدر کردهام
دم غروب هم
به همه خواهم گفت
تو عاشقم هستی
که دروغ سیزده را هم
گفته باشم....
✍ شرایع تکلیف
💫 @supernovaas
مرا به باغ و بهاران چه کار دور از تو؟
مرا چه کار به باغ و بهار دور از تو؟
بهار آمده اما نه سوی من که نسیم
زند به خرمن عمرم، شرار دور از تو
به سرو و گل نگراید دل شکستهی من
که سر به سینه زند سوگوار دور از تو
هم از بهار مگر عشق، عذر من خواهد
اگر ز گل شدهام شرمسار دور از تو
به غنچه ماند و لاله، بهار خاطر من
شکفته تنگدل و داغدار دور از تو
نسیمی از نفست سوی من فرست که باز
گرفته آینهام را غبار دور از تو
گلم خزانزده آید به دیدگان که بهار
خزانی آمده در این دیار، دور از تو
دلم گرفت، اگر نیستی برم باری،
کجاست جام می خوشگوار دور از تو؟
چه جای صحبت سال و مه و بهار و خزان؟
که دلگرفتهام از روزگار دور از تو
#حسین_منزوی
احبّك جداََ
و أعرف منذ البداية
بانّى سافشل.
دوستت می دارم بسیـار
و از ابتدا می دانم،
که من این بازی را خواهم باخت
آدمها به اندازهی دل بزرگی که دارند،
محکوم به درد و رنجاند!🫀🤍
بیانصاف
به این مرگِ بیمروّت بگو
از این جهان
چه مانده بود جز این پیراهنِ سیاه،
مارا همین پردهٔ دریده از دریا
بس نبود؟
فروردینِ درخت
باردارِ هزار و یکی اَرهٔ راهْ بُران است هنوز!
چه میزند این آبِ ظلمتْزا
تازیانه بر مویهْخوانیِ مردهگانِ ما...!؟
✍ سیدعلی صالحی
💫 @supernovaas
گاهی هم تلاش تو برای تحقق آرزوهایت بی فایده است!Читать полностью…
گاه فقط باید بنشینی،
نگاه کنی،
و بپذیری آنچه را که خلاف خواستهات در حال وقوع است ...
🌱
نمیدانم اگر موسیقی و چای و قهوه را نداشتم، اگر با نور و با گیاه و با کتاب، حالم خوب نمیشد، اگر پاییز و بهار و باران و برف را دوست نداشتم؛ برای دلخوشی -در خالیترین حالات ممکن جهانم- به کدامین اتفاق چنگ میزدم و کدامین طعم و تصویر را بهانه میکردم و کدامین دلخوشیِ کوچک را در آغوش میکشیدم تا به خودم بقبولانم که زندگی هنوز هم زیباست!
#نرگس_صرافیان_طوفان
💫 @supernovaas
اما بهار من تویی من ننگرم در دیگری
ستاره بارونیای عزیز
این عید مبارکتون باشه♥️
نشسته ام برود سال و خاطراتش هم
میان آینه لبخند می زنم به خودم...
که روز عید نفهمد چقدر دلتنگم...
که سال کهنه نفهمد چقدر پیر شدم.
#فاطمه_اختصاری
تو، اولین روزهای بهاران
من، آخرین روزم از اسفند
من با توام نزدیک نزدیک
تو اندازهی یک سال از من دور....
👤 یدالله گودرزی
💫 @supernovaas
من، به تو مربوطم!
طوریکه اندوه به شب،
طوریکه صدای بنان به حاشیه غروب،
طوریکه آن قناری زرد غمگین به شاملو،
بیآنکه هیچکدام دلیل قانعکنندهای داشته باشیم♥️
💫 @supernovaas
قلب سالم این آهنگ و گوش بده ترک میخوره،
وای به حال اونی که دلش... 💔
نگاه به حالایمان نکن! ماهم خوب میشویم، باران میبارد و با حالی خوش، زیر باران قدم میزنیم و میرقصیم. اسفند است و بارانهایش و بیخیالی، اسفند است و یک قلپ چای و آرامش... هرچند که کمی خستهایم و حالمان خوب نیست، ولی هنوز هم میشود لابهلای تمام دلهرهها به صدای باران و قل قل سماور گوش داد و آرام شد. میشود به صلابت ساقههای گیاه نگاه کرد و استحکام گرفت.
نگاه به حالایمان نکن عزیز! قرار نیست همیشه از پشت شیشه باران را تماشا کنیم و در نهایت اندوه، به خیابانهای تاریک و مه گرفته زل بزنیم. قرار است خوشی زیر پوست ما هم بلغزد و صدای لبخندهامان گوشهای خیسِ خیابان را پر کند.
نگاه به حالایمان نکن عزیز، قرار است رد شویم از این درد، قرار است رو به راه شویم...
#نرگس_صرافیان_طوفان
💫 @supernovaas
اسفند :)
لبخندِ زمستان است
از ذوقِ بهار....
✍ لیلا مقربی
💫 @supernovaas