1117
🔼اولین و بزرگترین کانال اختصاصی تالش زبانان ایران و جهان🔼 سوالات و پیشنهادات بخش آشپزی @yas4344
هر روز یک مطلب در مورد تالشان
امروز
نقش تالشان مرکزی و جنوبی در نهضت جنگل
قسمت چهارم
چپ های مارکسیست نه تنها هیچ اعتقادی به مذهب نداشتند با ملی گرایی که از خصوصیات برجسته میرزا بود نیز مخالف بودند و آن را کاری عبث و بر هم زننده نظم و گسترش تجارت می دانستند. طبق نوشته های مارکس در مرام نامه کمونیست اختلاف ها و تضادهای ملی
میان خلقها به علت تکامل ،بورژوازی آزادی تجارت بازار جهانی یکنواختی در شیوه تولید و شرایط زندگی مطابق با آن به تدریج در حال از میان رفتن است ، و همین مواضع میرزا و روس ها یکی از علل بروز اختلاف ها در ادامه روند همکاری جنگلی ها و بلشویک ها گردید در یکی از گزارشهای انگلیسیها هم آمده است که روسها از میرزا کوچک خان دل سرد شده اند؛ زیرا که او را یک ایرانی ناسیونالیست شناخته اند»
جان فوران هم تصویری ملی گرا از میرزا ترسیم کرده است ،چپ ها بیشتر ایرانیان مشغول کار در شرکت نفت باکو و... نفوذیان بلشویک قفقازی و روس های خارجی بوده اند.
دسته سوم جریان راست سازش کار یا به اصطلاح دیگر منفعت طلبان بوده است. «رویکرد راست سازش کار شامل زمین داران، روسای
ایل ها و بازرگانان نسبت به عدالت خواهی منفی بود آنها تا جایی با جنگل همراه بودند که نفعشان تامین میشد و از تقسیم املاک و قدرتشان با طبقه های پایین تر صحبتی به میان نمی.آمد بر این اساس است که در مرحله های پایانی انقلاب تاجران بازار رشت با توافق ایران شوروی همراهی کردند. چرا که امیدوار بودند با پایان مسئله ،جنگل نظم و آرامش در راه های تجاری گیلان به قفقاز و دیگر منطقه های جنوبی روسیه برقرار شود.
نصرت الله خان ضرغام السلطنه والى خمسه توالش بر مناطق پنجگانه این منطقه تسلط داشت سالار ،شجاع برادر امیر مقتدر تالش هم که رابطه گست - پیوست با جنگل داشته در آن منطقه صاحب نفوذ بود و از مهمترین شخصیتها و سردمداران راست های سازش کار به حساب می آمدند. از دیگر افراد این جریان که در جغرافیای تالش قدرت داشتند اشجع الدوله اسالمی و مصطفی قلی خان امیر عشایر از خانهای منطقه ی خلخال در ایالت آذربایجان بود او به خانواده حاکم ایل شاطرانلو تعلق و به غارت و آزار رعایا شهرت داشت. رشید الممالک خلخالی، برادر امیر عشایر نیز از سران ایل شاهسون بود که در پایان یافتن جنبش جنگل مهم مهمی داشته در شرق گیلان هم افرادی همچون ساعد الدوله، فرزند محمد ولی خان سپهسالار حاکم «بود».
این گروه به همراه سردار محی که در رشت بود را میتوان در طبقه راست سازش کار نهضت جنگل قرار داد و میتوان گفت که توده اصلی جریان سازشکار راست در میان خانات منطقه خمسه توالش و خلخال و بازار رشت متمرکز بوده است که بر اساس وزش باد مساعد و در نتیجه تامین منافع خویش گاهی همراه جنگل و اوقاتی بر ضد آن فعالیت مینمودند و در نهایت هم به جنبش خیانت کردند.
تقابل جریان ها و شکست جنبش جنگل در مرز آذربایجان - تالش مرکزی و جنوبی
کوچک خان متأثر از دو جریان فکری اسلامی و ناسیونالیستی ملی گرا بود. او در مبارزه ی خود ابتدا به تعالیم و آموزههای اصیل اسلام مبتنی بر تعالیم تشیع در خصوص وطن دوستی و دفاع از حقوق جان، مال و ناموس مسلمین در مقابل ظلم و ستم ظالمان اتکا کرد و بر این اساس به اندیشه ی وطن دوستانه ی خود در تقابل با مداخلات و تهاجم بیگانگان قوام بخشید.
ضمن اینکه قرابتش به اندیشه ی چپ تا آن جا بود که به درکی برابری خواهانه از نوع بشر منجر میشد نه آن چه قرائت مارکسیست لنینیستی مراد مینمود با این همه کمونیست یا دوستدار روس دانستن میرزا اشتباهی محض .است روسها نیز در تحلیلهایی که در پایان جنبش از میرزا ارائه دادند او را عنصری عدالت طلب تلقی نمودند.
مفهوم اصلی سوسیالیسم در بینش سیاسی و برنامه های میرزا در اصل پیشین مساوات و عدالت و برابری اجتماعی بوده است و به هیچ وجه با مضمون سیاسی مصطلح آن که از ویژگیهای تبلیغاتی دولت کمونیستی شوروی سابق بود مترادف نمیباشد ضمن اینکه وی بارها بر این مهم تأکید کرده است که پیاده کردن برنامه ها و مشی کمونیستی در ایران ممکن نیست. او در نامه ای به لنین بر همین موضوع اصرار می ورزد.
فیلیپ روشار هم میگوید جنگلی ها خواهان آن بودند که بهره برداری از منابع کانی کشور ملی شده و استخراج آنها به وسیله ی بیگانگان بایستی پایان یابد و سرمایه ملی در راه توسعه ی صنعت، ایجاد راه آهن کارخانه های نساجی و چرم سازی ملی به کار رود و بالاخره نظام آموزشی نو و همچنین بیمارستانها و آزمایشگاههای مناسب پدید آید»
پایان قسمت چهارم
منبع ماهنامه تالش شماره ۱۹۲ ص۷،۸
نویسنده مطلب اقای آرمین حیدریان ایران شناس و پژوهشگر تاریخ تالش
انتخاب متن گروه تالشه خله مجید نعمتی سیاهمزگی
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
باز می آید بهار با لب پرخنده اش
می درخشد روزگار با دل تابنده اش
لاله ی سرخ قشنگ جانفشانی میکند
بلبل زیبا نگار نغمه خوانی می کند
درد دل ها میکنیم بر لب جوی تمیز
زندگانی بوده است پیش چشم ما عزیز
در کنار چشمه ها با دلی غرق جنون
می کشانیم سرمه از آفتاب رنگ خون
با انار سرخ لب می دهیم گل بوسه ها
تا بخندد برگ گل از شعف در بوته ها
خاطر دیروز را تا به فردا می بریم
چون بهای عمر را با نگاهی می خریم
زندگی در چشم ما می درخشد زیر نور
روز زیبا می شود مثل ابری در عبور
ای خدا امید را بذر کن در خانه ها
تا شود رنگ بهار سرزمین جان ما
✍#شکوفه یکتا 🌸
۱۷ دی ۱۴۰۴
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
هر روز یک مطلب در مورد تالشان
امروز
نقش تالشان مرکزی و جنوبی در جنبش جنگل
قسمت دوم
فخرایی در مورد خصوصیات مذهبی میرزا می گوید : هیچگاه واجباتش ترک نمی شد و از نماز و روزه قصور نمی کرد و در بین نماز آیات و من یتوکل علی الله فهو حسب،قل الهم ملک الملائك أو الا نحسن الذين قلوا فی سبیل الله را زمزمه می کرد"" همچنین پیتر اوری اشاره دارد که «برای کل جامعه ی ایرانی بود به یک منطقه... کوچک خان تلاش می کرد تا به تجدید حیات کشور خود بپردارد»خود میرزا هم در نشریه جنگل تاکید کرده است که «حفظ این آب وخاک ایران و وطن مقدس ایرانیان در نذار ما بر تمام بلاد و ممالک اسلامی مقدم است و بعد از موفقیت به آن جا وظایف ایرانیت؛ البته برادران اسلامی مادامی که به وظایف اخوت خود عمل کنند بر دیگران مقدم خواهد بود"همچنین گفته است که،ما قبل از هر چیز طرفدار استقلال مملکت،ایرانیم.» و ایرانیان باید در خانه خود بدون تجاوز و اذیت همسایگان به راحت مشغول اصلاحات باشند»و نیز«هرکس به مملکت ما سوق قشون نموده،بیطرفی ما را نقض نماید او را متعدی و متجاوز خواهیم دانست؛ خواه روس و انگلیس باشد خواه عثمانی و «آلمان و این که برای نجات ایران از فساد و فقر که از نفوذ قدرت های خارجی سرچشمه میگیرد باید نظامی جمهوری و سوسیالیستی که با مشروطیت و دموکراسی فاصله چندانی ندارد پیاده نمود»حتی کار به جایی رسید که به علت روحیه شجاعت و ملی گرایی که آبشخور فرمان های رهبر نهضت یعنی میرزا کوچک بود، جنگلیان«با روسها جنگیدند و وقتی روسها کنار رفتند با انگلیسیها جنگیدند. زمانی که نیروی ترکیه،آلمان آنها را تهدید کرد که قصد پیشروی به منطقه تحت نظارتشان را دارد جنگلیها اعلام نمودند که با آنها نیز خواهند جنگیدپس از ورود روس های سرخ به ایران، میرزا به یکی از یارانش گفته بود که «خداوند شاهد است هرگز راضی نیستم با اجانب و خارجی ها در صدد اداره ی امور وطن و مملکت باشم. در نوشته ها و آثار جنگلیان نیز آمده است که هدف ما این بود که پس از بدست آوردن استقلال و ایجاد یک حکومت ملی در سراسر کشور اراضی مالکان بزرگ را میان زارعین قسمت کنیم سوادآموزی را برای تمام مردم ایران اجباری کنیم ریچارد کاتم با ارائه شواهدی از دیدگاههای جنبش جنگل در مناسبات خارجی چنین بیان میکند که ایشان علیه همه دشمنان از روس و انگلیس تا عثمانی و آلمان یکسان جنگیدند . به نظر میرسد درک کوچک خان از مفهوم مجرد عدالت در کنار استقلال سامان می یافته و نجات ایران از یوغ بیگانگان مهمترین هدف میرزا بوده است قشر میانه روی ملی و مذهبی بیشتر از میان مردم بومی و علمای مناطق آستارا خمسه توالش فومنات و شرق گیلان و غرب مازندران و حکام ،فومن لاهیجان و مازندران بوده انددسته دوم جریان چپ است مهاجرت کارگران ایرانی به قفقاز که عمدتاً در صنعت نفت باکو کار میکردند عامل اصلی انتقال اندیشه های چپ از روسیه ی دستخوش تحولات انقلابی ،شده به ایران مستعد بودحضور دهها هزار کارگر ایرانی مسلمان ساکن قفقاز حزب سوسیال دموکرات روسیه را به فکر تدوین برنامه ای برای جذب آنها انداخته در این راستا سازمان جدیدی برای سازمان دهی ارتباط سازمانی میان ایرانیان و حزب سوسیال دموکرات قفقاز با نام باشگاه با سازمان هست تاسیس شد.هم زمان در ایران هم کمیته ی انقلابی به رهبری ملک المتکلمین و پنجاه و هفت روشنفکر رادیکال که اغلب به ،کتابخانه ی ملی رفت و آمد داشتند، اعلام موجودیت کرد.حزب همت با شعبه های متعدد مرکز غیبی در ایران، به همراه کمیته ی انقلاب در سال ۱۲۸۴ خورشیدی حزب اجتماعیون عامیون را در قفقاز و سپس در خود ایران تشکیل دادند که حیدرخان عمو اوغلی رهبری اش را بر عهده داشت.ملک الشعرای بهار در این زمینه این طور توضیح میدهد که در سال اول فتح تهران رجب ۱۳۲۷ قمری مطابق ۱۹۰۸ میلادی در ایران دو حزب پیدا شد یکی انقلابی دیگر اعتدالی و در پیشین سال بعد از افتتاح مجلس دوم این دو حزب به اسم دموکرات عامیون و اجتماعیون اعتدالیون رسمی شد و خودشان را به مجلس معرفی کردند»ازاوایل قرن نوزدهم میلادی منطقه گیلان چه از راه دریایی و چه از مسیر زمینی،روابط گستردهی اقتصادی با قفقاز و بخشهایی از اروپا که نزدیک به آن بود داشت. مستندات حاکی از آن است که درست پیش از جنگ جهانی اول محصول هایی مانند برنج ۱۸۰ تن ابریشم ۱۸۱۴/۵ پیله توتون،چای،نیشکر ،پنبه زیتون سبزیجات حبوبات و مرکبات در گیلان تولید میشد بنابر این نمی توان همه ی کمکهای دریافتی از سمت شوروی را به حساب کمونیست ها یا بلشویک ها گذاشت، بلکه ایرانیان دهقان و کارگر مشغول در قفقاز هم نقش اساسی در این کمک داشته اند
پایان قسمت دوم
منبع ماهنامه تالش شماره ۱۹۲ ص۶ نویسنده مطلب اقای آرمین حیدریان ایران شناس و پژوهشگر تاریخ تالش
انتخاب متن گروه تالشه خله مجید نعمتی سیاهمزگی
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
هر روز یک مطلب در مورد تالشان
امروز
میرحسن خان تالش قهرمان مردم ایران
قسمت سی و دوم
واپسین کوشش قائم مقام برای بازپس گیری تالش و مغان
بر پایه نامه ای از قائم مقام به دبیره وی، ایران پس از پیمان ترکمانچای یک بار کوشش کرد تا بتواند با گفتگو خاک تالش شمالی و موغان را به ایران بازگرداند. قائم مقام این نامه را به برادرش میرزا موسی خان نوشته است.
پرسمان (موضوع) این ماه ۱۲۰۷ خورشیدی
نامه درباره دستور کار دیدار از سن پترزبورگ است که در دی ماه ۱۲۰۷ خورشیدی (رجب۱۲۴۴) نگاشته شده است ،گریبایدوف در ۱۸ بهمن ۱۲۰۷ دوم یا ششم شعبان ۱۲۴۴ در تهران کشته شد بنابراین نامه پیش از کشته شدن وی است و تا چه اندازه قائم مقام از پیامدهای پیمان ترکمانچای ناخشنود و خشمگین و سرخورده و افسرده بود.
بر پایه این نامه بنابر آن شده بود تا عباس میرزا و قائم مقام برای پاره ای گفتگوها به دربار امپراتور روسیه بروند. شوربختانه به شوندی که چندان روشن نیست، ایـن دیدار و رهسپاری هرگز به انجام نرسید زیرا دولت روس تزاری رفتن این گروه بلند پایه را به زمان دیگر انداخت و سپس امپراتور روس این دیدار را رد کرد.
نامه دوم که قائم مقام به میرزا موسی خان نوشته است درباره پرسشی بود که برادرش موسی خان از او پرسیده بود. او درباره سبب دیدارش از سن پترزبورگ می نویسد که آماج من از رهسپاری به روسیه چند چیز است:
« به میرزا موسی خان نوشته است- برادر جان نوشته بودی منظور قبله عالم سؤالی است که حاصل ایـن سفر را دانسته باشند. علیهذا اعلام میشود که باعث کلی به رفتن این سفر چند چیز
است. اول تغییر بعضی فصول و شروط این عهدنامه که هرگاه تغییر نکند زندگانی حرام است و دایم اوقاتها تلخ است... دوم امر تالش و موغان که بالفعل تا رود ارس از ایران زمین است.
در دست روس است اگر این طرف هم مداخلت داشته باشند تسلط بر این چند قطعه که از آذربایجان باقی مانده نمیتوان یافت سهل که امنیت و آرام این ولایــت امکان عقلی ندارد و هر که دیندار و دولتخواه باشد خواب راحت با این وضع اختلاط امتزاج در این مملکت نباید بکند... از غرور فرنگیها دور نیست که بالمثل من خودم بروم و خدا نخواسته هیچ کار از پیش نرود لکن کار دنیا به امید است و علی الظاهر در این سفر امید کارسازی هست والسلام ."
به گونه ای که از متن نامه برمیآید قائم مقام در سر داشت تا در این رهسپاری به دربار امپراتور و گفتگوی رو در رو با تزار روس مسائلی چند را که تا آن روز پس از پیمان ترکمانچای در روابط میان دو کشور حل نشده بود را بررسی و درخواست کند. این موارد گفتگو دارای ۴ محور بود .
یکی از این محورهای گفتگو بند چهارم است .
در بند چهارم نامه قائم مقام برای رهسپاری به روسیه چنین بود:
""امر تالش و موغان که بالفعل تا رود ارس در دست روس است، اگر این طرف مداخلت داشته باشند بر این چند زمین که از آذربایجان باقی مانده نمی توان یافت... مساله تالش و موغان نیز از مسائلی بوده که بعد از انعقاد معاهده گلستان ما به الابتلاء دولت ایران و ما به الاختلاف بین روسیه و ایران میبود زیرا به موجب فصل دوم معاهده گلستان قرار بر این بود که مرزها را در «بنای اوسطاطوسکوا پریزیندیم مستقر و معین ،ساخته هر یک از طرفین آنچه در تصرف دارد بر سر آن باقی خواهد ماند و همچنین از سرحدات مزبوره فوق اگر چیزی از خط طرفین بیرون رفته باشد معتمدان و مهندسان ماموره طرفین هر یک طرف، موافق اوسطاطسکوه اوپریزندیم رضا خواهد داد."
همین وضع موجب بروز اختلافات و کشمکشهای مرزی بین ایران و روسیه گردید و دنباله آن به جنگ دوم معاهده ترکمانچای نیز کشیده شد و بر اثر معاهده ترکمانچای مقداری هم بیشتر از اراضی هم ایران به تصرف روسیه درآمد
از نامه قائم مقام به موسی خان چنین بر میاید که خود قائم مقام هم به انجام دیدار از دربار امپراتور روس و سودمند بودن آن چندان امیدی نداشته بود. از سوی دیگر این نامه نشان میدهد که بازگرداندن تالش و موغان در متن گفتگوهای قائم
مقام با تزار گنجانده شده بود و بنابر آن بود که
بر سر آن چانه زنی شود.
پایان
منبع کتاب سرنوشت جدا شدن تالش قفقاز از ایران ص ۱۲۶،۱۲۷،۱۲۸
نوشته آقای مجید کریمی نویسنده و پژوهشگر حوزه قفقاز
انتخاب متن گروه تالشه خله مجید نعمتی سیاهمزگی
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
هر روز یک مطلب در مورد تالشان
امروز میرحسن خان تالش قهرمان مردم ایران
قسمت سی و یکم
جعفرقلی خان دنبلی در شکی یکی از آنها بود که به روس ها پیوست، دیگری احسان خان پسر کلبعلی خان کنگرلو بود که در جنگ دوم ایران و روس در عباس آباد و اردوباد را به روسها واگذارد خانهای بومی ایروان و قره باغ به سپاه ایران پشت کردند و به سپاه روس پیوستند.
راز پیشروی ها و پیروزیها و شکستهای پی در پی نیروهای ایران در قفقاز این واگرایی بود. اگرچه شرایط برای تالش ها گونه دیگری داشت. در سپاه روس نیز نیروهایی از مسلمانان و خانهای قفقازی در نبرد با ایران دیده میشدند.
در شهریور ۱۲۰۶ خورشیدی ۵ ماه پیش از بستن پیمان ترکمانچای در ۱ اسفند ۱۲۰۶) سپاه تزار در نبرد با جهانگیر میرزا و میرحسن خان در موغان نیروهای شیروانی و سالیانی را هم به کار گرفته بود که این نبرد خونین شکست خورد. جایگاه تالش مانند خان نشینهای ،شکی ،گنجه ،قبه بادکوبه، شیروان، دربند، ایروان و نخجوان و تفلیس نبود .
تالش تا دل ایران گسترده بود و پیوستگی بسیار با مرزهای پایین دست ارس داشت آنها هم مرز با استانهای اردبیل و گیلان بودند. نزدیکی و پیوند دیرینه با ایران بزرگ آنها را از رفتار همانند با مصطفی خان شیروانی و یا خان شکی و خان ایروان بازداشت تالش ها به رهبری میرحسن خان یگانه خان نشینی بودند که تا پایان کار ترکمانچای به روسها کرنش نکردند و شگفت آورتر بی کس و یاور پس از پیمان هم از نبرد با روسها دست نکشیدند دسترسی خاک ایران هم بسیار آسانتر بود و تالشان پایگاه مردمی در سراسر این داشتند. پهنه واپسین کوششها برای نگه داشتن سرزمینهای ایرانی در قفقاز با جنبش تالش ها ناکام ماند و تالش ها که خود را بی پناه دیدند ناچار در سرزمین های جدا افتاده زندگی ،نوین پر دردسر و سرکوب شده ای را آغاز کردند.
در پایان باید نوشت که در بن نوشته های جمهوری آذربایجان سوسیالیستی کارزار میرحسن خان تالش را مانند پدرش یک جنبش جدایی خواهانه از ایران برای پهنه تالش در قفقاز وانمود کرده اند و پیرامون آن ناروایی ها نادرستی ها و جفاهـا بـه مردمان ایران دوست تالش داشته اند این هنگامی است که باید دانست خان یک برنامه در سر داشت و آن این بود که جایگاه سنتی دودمان خود را در فرمانروایی و خان نشینی تالش در پهنه ایران نگه دارد.
دولت های زندیه و سپس دوره آقا محمد خان قاجار دولتهای ناپایدار و ناشایسته ای بودند و نبود سامان کشورداری شهریار پسندانه هر خانی را به شورش وامی داشت.
او در ۲۱ تیرماه ۱۲۱۱ خورشیدی در تهران در گذشت میرزا احمد لنکرانی در نبیک اخبار نامه آورده است که وی را با دارو و زهر کشتند اگرچه در جواهر نامه لنکران آمده است که او به بیماری استسقاء درگذشت. در تاریخ ذوالقرنین خاوری شیرازی نیز مانند جواهر نامه از مرگ وی سخن رفته است.
فرجام نافرجام میرحسن پس از ترکمانچای
در یادداشتهای میرزا محمد صادق وقایع نگار مروزی از دلاوریها و پایمردی میرحسن خان تالش برای بازگردادن سرزمینهای تالش در ایران شمالی و فرادست ارس و یا یک دست کردن پهنه تالش یاد میشود. شوربختانه وی دستگیر شد و به بالا ،خان حاکم کرگانرود و سپس میرزا، حاکم ،اردبیل تحویل داده شد و آنگاه به دستور عباس میرزا او را در دژ نمین به زندان انداختند.
میرحسن خان تالش پس از چند ماه زندانی بودن دوباره به تالش شمالی گریخت و چندین بار برای بیرون انداختن نیروهای روس رزمید. او سرانجام با سپاهیان ،روس سربازان شیروانی و برخی مزدوران تالشی نبرد کرد و به تالش جنوبي و سپس مازندران روانه شد و سرانجام در تهران به گوته ای روز آلود در گذشت
پایان قسمت سی و یکم
منبع کتاب سرنوشت جدا شدن تالش قفقاز از ایران ص ۱۲۴،۱۲۵،۱۲۶
نوشته آقای مجید کریمی نویسنده و پژوهشگر حوزه قفقاز
انتخاب متن گروه تالشه خله مجید نعمتی سیاهمزگی
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
هر روز یک مطلب در مورد تالشان
امروز
میر حسن خان تالش قهرمان مردم ایران
قسمت بیست و نهم
کمی پس از پیمان نامه ترکمانچای گریبایدوف فرستاده روس در سفارت تهران به گونه دهشتبار به همراه کارکنانش کشته شد. این رویداد خونین و تلخ به گونه ای شد که کشور مردان قاجاری و مردم چنین پنداشتند که پیمان نامه ننگین برهم خواهد خورد و جنگ دیگری برای بازپس گیری سرزمینهای ایران در قفقاز آغاز خواهد شد. در نامه ای که از محمد حبیب به یکی از محافظین در سال ۱۲۴۴ و پس از کشتن گریبایدوف نوشته شده است از روزگار بد ایران پس از کشته شدن گریبایدوف و به داستان خیزش دوباره میرحسن خان و لشکرکشی او به لنکران یاد می شود او بر این باور است که پیمان نامه دوستی میان ایران و روس برهم خورده است. در این نامه آمده است:
"" بعد از شنیدن میرحسن خان تالش خبر کشتن ایلچی روسیه و برهم شدن مصالحه، فرصت غنیمت دانسته في القــدر بـه سرلنکران ریخته و هر چه از روسی در میان قلعه لنکران بوده است همه را قتل و لنکران را به تالش را هم به تصرف در می آورد.» تصرف درآورده و از آنجا ،حرکت باز در تالش هر چه روسی بوده اســت قـتـل نـمــوده
سردار ایرانی در همین دوره باز نشان میدهد که از جدایی مردمش و بخشی از ایران نگذشته بود و چشم در راه آزاد شدن تالش داشت و اندیشه دیگری در سر نداشت.
او نگران آینده بخشی از خاک ایران و مردم دیار خود بود. لسان الملک سپهر در پی همین رویداد از داستان همکاری پاسکویچ با عباس میرزا در دستگیری میرحسن خان یاد کرده مینویسد چون این خبر به بسقاویچ رسید به کارداران دولت ایران نامه کرد که اگر جنبش میرحسن خان با اجازه شما نیست او گناهکار هر دو دولت است ما لشکری به دفع او برمی گماریم شما نیز از آن جانب مدد کنید لاجرم نایب السلطنه سپاهی را به سوی تالش فرستاد و بسقاویچ نیز لشکری مامور کرد .میرحسن خان در میانه بی چاره ماند ،لابد در عشر آخر شوال به انزلی گیلان گریخت و از آنجا سفر مازندران کرده و به دارالخلافه تهران آمد. بسقاویچ بیمناک بود که مبادا دیگر باره میر حسن خان از تهران بیرون شود و فتنه انگیزد ،از کاردارانایران خواستار بود که او را روانه تفلیس دارند ،از قضا میرحسن خان مریص گشت و به مرض استقسا درگذشت
پایان قسمت بیست و نهم
منبع کتاب سرنوشت جدا شدن تالش قفقاز از ایران ص ۱۲۱،۱۲۲
نوشته آقای مجید کریمی نویسنده و پژوهشگر حوزه قفقاز
انتخاب متن گروه تالشه خله مجید نعمتی سیاهمزگی
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
هر روز یک مطلب در مورد تالشان
امروز
میرحسن خان تالش قهرمان مردم ایران
قسمت بیست و هفتم
میر حسن خان فریب روس را نخورد
بر پایه گزارش های تاریخی او بیشتر دلبسته ایران بود ،سرانجام میرحسن خان مرگی پر راز در زندان تهران بود .او در آغاز به روس ها دلگرم شده بود ،اگرچه در میانه رو به نیرنگ های روس تزاری آگاه شد و پس از ترکمانچای دریافت که چه کلاهی بر سرش گذاشته اند .بر پایه گزارش ها و کارکرد خود وی ،می توان دریافت که او از پیمان نامه ترکمانچای و پیامدهای آن ناخشنود بود .به همین سبب بود که هرگز دست از گرد آوری نیرو و بازپس گیری لنکران نکشید .او و یارانش یگانه مردمانی بودند که پس از ترکمانچای درقفقاز یکه و بی یاور تا لنکران و سالیان پیش رفتند جنگیدند .هرچند که شاه ایران زانوی کرنش را در برابر تزار در قفقاز زده بود .
سعید بن کاظم بیگ بردگانی در تذکره سعیدیه خود گزارش کرده است که میرحسن خان فریب روس ها را در قفقاز نخورده به رویکرد سرپیچی میرحسن خان از روس ها دست گذاشته است
او می نویسد :"" امنای دولت امپراتوری بعد از وفات میرمصطفی خان ،زمام حکومت تالش را به کف کفایت میرحسن خان واگذار و وی را منصب سرهنگی اعطا و بیرق زرین و انعام خنجر مرصع قرین افتخار نمود ...
حاکمان روسی نظر به مصلحتی که منظور داشت در معاونت معاندین او می کوشید و باعث اختلال حکومت خانی می گردید .به همین سبب میرحسن خان متحمل این حکایات و متامل این حرکات نشده و از این روی منزجر و متنفر از امنآ دولت امپراتوری گشته متوجه به سوی دولت قاجاری گردید ""
این رویکرد میرحسن در تهران ودرگاه عباس میرزا چندان امید بخش نبود ،کار از کار گذشته بود .
واپسین یورش میرحسن خان به لنکران پس از پیمان ترکمانچای
از نگاهی دیگر بهترین گزارش درباره کارهای میرحسن خان را لسان الملک سپهر در ناسخ التواریخ در بخش قصه میرحسن خان تالش و انجام کار آورده است .او فرجام کار نافرجام میرحسن خان را با افسردگی چنین گزلرش کرده است :"" در این سال میرحسن خان پسر مصطفی خان تالش که در مقاتله با روسیه اسبق المجاهدین لقب یافته بود ،وداع زندگی یافت و این میرحسن خان چنان افتاد که بعد از مصالحه دولتین ایران و روس به نزدیک بسقاویچ شتافت ،باشد که حکومت تالش را به دست گیرد ، چون از شرایط عهدنامه بود که از شناختگان مملکت اگر کسی فرار کرده به دولت روس پناه برد و یا از روس به ایران آید او را باز فرستند .نایب السلطنه برحسب فرمان شاهنشاه کس به نزد بسقاویچ بی توان او را روانه نمود .
نایب السلطنه میرحسن خان را به دست محمد قلی خان سعدلو حاکم خلخال سپرد و فرمان کرد که چنان بدار که نتواند فرار کند .""
سپهر در پی این گزارش می آورد که میرحسن خان از خلخال به تالش گریخت و در تالش لشکری گرد آورد و به سرزمین لنکران و ارکوان تاخت .با لشکر روس در آنجا رزم مردانه داد و ایشان را بشکست . همه آن پهنه به فرمان میرحسن خان آمد .
پایان قسمت بیست و هفتم
منبع کتاب سرنوشت جدا شدن تالش قفقاز از ایران ص ۱۱۷،۱۱۸،۱۱۹
نوشته آقای مجید کریمی نویسنده و پژوهشگر حوزه قفقاز
انتخاب متن گروه تالشه خله مجید نعمتی سیاهمزگی
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
درود بر خواهر اندیشمند و شاعره محبوب تالش
بانو
معصومه اپروز
بیت ا...صفری سیدآبادی
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
هر روز یک مطلب در مورد تالشان
امروز
میرحسن خان تالش قهرمان مردم ایران
قسمت بیست و چهارم
جهانگیر میرزا داستان نافرمانی میر حسن خان را می آورد و می نویسد :
""نایب السلطنه این دعاگوی دولت شاهی را در آب گرم سراب احضار فرموده مرخص داشتند که به اردبیل رفته در تدارک امورات لازمه باشد و میرحسن خان تالش در همین منازل از اردو خارج شده بی اذن واجازه دولتی به خانه خود رفت ..."""
ایران که تا پیش از یورش تزارها تا بالا دست باکو و گنجه را در دست داشت ،در دوره قاجار ها سست و ناتوان شده بود ،میرحسن خان بی پناه در سال های ۱۸۱۴تا ۱۸۲۸ فداکاریها نمود تا نگذارد تالش شمالي از مام میهن جدا شود .او از سال ۱۸۲۶ تا ۱۸۲۸ پهنه ای از رود سالیان تا رود
دینا چال و کوه های تالش تا دریای کاسپین را در دستان خود نگه داشته بود .
پس از ترکمانچای همه کوشش وی در نگه داشتن این پهنه در خاک ایران به شوند سستی و ناتوانی و ناشایستگی شاه قاجار ناکام ماند .
در سال ۱۸۲۶ تا پس از ترکمانچای او نبردهای گوناگونی باسپاه روس در لنکران و پیرامون آن داشت.
سپاه روس از جنگجویی وی سخت سر در گمشده بود و ناچار بر پایه پیمان نامه به عباس میرزا رو کردند تا او را زیر فشار گذارند تا میر حسن خان را به خاک ایران بازگرداند
زبونی عباس میرزا در برابر امپراتور روس بر سر تالش و مغان
بر پایه چند نامه تاریخی می توان بیچارگی و زبونی عباس میرزا را در برابر روس ها و سرسپردگی به خواست آنها در پیمان ترکمانچای را درباره تالش دریافت و دید عباس میرزا نایب السلطنه در نامه خودبه محمد خان امیر انتظام در اردیبهشت ماه ۱۲۰۸ خورشیدی (دهه یکم ذی قعده۱۲۴۴) چنین می نویسد:
"" خاصه در این زمین (تالش و موغان ) که نشیمن ایلات فتنه جو می باشد و مردم بیگانه طلب هستند که خدای واحد شاهد است با وجود تشویش از اینکه مبادا امری در میانه واقع شود ،روز و شب در اضطرابیم و آنچه از محال تالش وصحرای موغان موافق عهدنامه ترکمانچای متعلق ( به سرکاراتی بهیه ) روسیه است چندان جائی نیست که قابل باشد ،...."""
در پی این نامه همچنین آمده است :
""عالیجاه میرزا مسعود آگاه و مستحضر است که در وقت گفتگوی مصالحه (دولتین چندانکه) در باب تالش و موغان از جانب غراف پاسکویج و جنرال ابرسکوف ابرام و اصرار شد ،ازجانب ما ابا و انکار بودتا متمسک به صدور حکم قطعی امپراطورشدند و گفتند چون خان تالش و ایل آنجا سرکشی کردند محال است که تا محال مزبور بار دیگر به تصرف عساکر روس نیاید حکمی ثانی در این باب شود ما هم معلوم است که تحصیل رضای خاطر امپراتور را بر مال و ملک کل عالم ترجیح می دهیم لهذا راضی شدیم که آن محال را به تصرف بدهیم تا رفع این محال بشود وما را خاطر جمعی دادند که اعلیحضرت امپراتورخواهش حقانه شما را در باب این مطلب جزئی خواهد پذیرفت ""
در این نامه عباس میرزا ناتوانی و سرشکستگی و خواری خود را در برابر امپراتور روسیه نشان می دهد و گاه از اینکه پهنه تالش را به دولت بهیه روس داده است پشیمان نیست و میگذرد و فراتراز آن موغان را صحرای بایر می خواند که برای ایران ارزشی نداشت ?؟ عباس میرزا چنان امپراتورروس را می ستاید که خواننده از این زبان بازی های او هاج و واج می ماند ،او امپراتور روس را که خاک تالش و مغان ایران را گرفته است ،،امپراتور اعظم ، ، می خواند .
پایان قسمت بیست و چهارم
منبع کتاب سرنوشت جدا شدن تالش قفقاز از ایران ص ۱۱۲،۱۱۳،۱۱۴
نوشته آقای مجید کریمی نویسنده و پژوهشگر حوزه قفقاز
انتخاب متن گروه تالشه خله مجید نعمتی
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
هر روز یک مطلب در مورد تالشان
امروز
میرحسن خان تالش قهرمان مردم ایران
قسمت بیست و یکم
میرحسن خان پیش از نیز با سپاه روس ها در کنار پدرش میرمصطفی خان در پاره ای از رویدادها جنگیده بود .اگر میرحسن خان تالش در لنکران ایستادگی نکرده بود بی گمان در سال های ۱۲۰۵و ۱۲۰۶ شاید مرز میان ایران و روس ارس نبود و پایین تر از آن کشیده می شد .
آن چنان این سردار شیردل در جنگ های روس و ایران می جنگید که عباس میرزا دوستدار او شد و به وی پاژنامه(لقب ) اسبق المجاهدین را داد و می گفت او شمشیر برآن من است .اگرچه عباس میرزا در جنگ دوم ایران و روس هیچگونه پشتیبانی از وی نکرد .او را باید در کنار نام بزرگانی چون ستارخان و باقر خان نیز جای داد .
برخی به نادرستی او را خانی دانسته اند که
می خواست تالش را مانند پدرش جدا کند.اگر چنانکه کسی گزارش احمد لنکرانی در اخبار نامه و نامه نگاری های سران و فرماندهان روس را یک بار بازخوانی کنیم در می یابیم که میرحسن خان دوشادوش سپاه ایران و در ده ها نبرد تن به تن و نزدیک و خونین جانبازی کرده بود .او در کنار ارتش قاجار و در برابر سالدات (سرباز) روس دلاورانه می جنگید .
همداستانی عباس میرزا با روس ها برای سرکوب میر حسن خان
شکست های ایران از روس ها در جنگ نخست و سپس در جنگ دوم آنچنان بود که فتحعلی شاه و عباس میرزا بیم داشتند که نیروهای تزاری از اردبیل و تبریز به سوی تهران لشکرکشی کنند .جهانگیر میرزا فرزند عباس میرزا جانشین شاه ،دستپاچگی دولت قاجاردر برابر روس تزاری کوشش آنها برای نشان دادن خودسری میرحسن خان سردار بزرگ ایرانی را بازگو می کند و به روشنی همداستانی عباس میرزا با روس ها برای سرکوب وی یک به یک آورده است .
جهانگیر میرزا فراتر از آن می رود و بازگو می کند که خود او (دعاگو) به پهنه ولکیج می رود از هواداران و تفنگداران میرحسن خان میخواهد که از او کناره بگیرند 'او می نویسد که من به آستارا رفتم و از هواداران خواستم تا با وی همراهی نکنند سرانجام میرحسن خان از بیم او گریخته و به خاک ایران بازگشته و در جایی خود را پنهان کرده بود؛ او می نویسد:
""این دعاگوی دولت یک نفراز معتمدین را از راه قزل آقاج روانه نموده به کشتی نشیند و به قلعه لنکران رود و نوشتجات به ژنرال لنکران نوشته بی خبری دولت علیه ایران را در این حکایت و خودسری میرحسن خان را در واقعه اعلام داده نوشت که صدق این گفتگو آن است که تا ده روز یا لشکریان ایران بر سر میر حسن خان می رسد یا جمعیت او بالکلیه از سر او متفرق خواهد شد و خواهش نموده بودکه همین نوشتجات را به دارلملک تفلیس فرستاه حرکت میرحسن خان را از طرف دولت ندانند و خود این دعاگوی دولت نیز به محال ولیکیج رفته به روسای تفنگچیان محال اسالم و کرگانرود و آستارا رود و اوجارود نوشتجات موکده نوشته حکم به تفرقگی آنان از کنار میرحسن خان نمود و به محالات متصرف فیه روسیه نیز نوشتجات نوشته بی خبری دولت ایران را از حرکات میرحسن خان اظهار داشت و میرحسن خان را نیز اعلام نمود که بی جهت خود را به مرارت نینداخته از سر قلعه لنکران برخاسته به خاک ایران عود نمایدو خود این دعاگوی دولت پادشاهی بلافاصله از کنار قلعه شندان گذشته به قصبه آستارا واردشده و تفرقگی در میان جمعیت میرحسن خان افتاده میرحسن خان از سرلنکران برخاسته از راه دیگری به خاک ایران داخل شده به قریه کان رود که مکانی صعب المسلک بود رفته اظهارخوف از آمدن نمود. ""
پایان قسمت بیست ویکم
منبع
کتاب سرنوشت جدا شدن تالش قفقاز از ایران ص ۱۰۵،۱۰۶،۱۰۷
نوشته آقای مجید کریمی نویسنده و پژوهشگر حوزه قفقاز
انتخاب متن گروه تالشه خله مجید نعمتی سیاهمزگی
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
با درود به پیشگاه اعضای محترم و هموندان گرامی
احتراما به آگاهی میرساند ازآنجاکه جلسه مجمع عمومی عادی به طور فوقالعاده در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۱۸ براساس آگهی منتشرشده به حد نصاب نرسید، جلسه دوم مجمع در چهارشنبه ۱۴۰۴/۱۰/۰۳ با موضوع انتخاب بازرسان و اصلاح بندهایی از مواد اساسنامه با هر تعداد از اعضا از ساعت ۱۶ در سالن آمفی تئاتر شورایاری شهران شمالی واقع در فلکه سوم شهران شمالی کوچه مهران برگزار میگردد.
همچنین با توجه به تقارن شب چله با تاريخ برگزاري مجمع ،به پاس نکوداشت این آیین باستانی، پس از پایان مجمع با اجرای موسیقی تالشی و شعرخوانی شاعران تالشی در خدمت حضار محترم خواهیم بود. لذا از همه عزیزان درخواست میگردد با خانواده در این مراسم حضور یابند.
با احترام
مدیر عامل انجمن ترویج فرهنگ تالشان
مجید نعمتی سیاهمزگی
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
هر روز یک مطلب در مورد تالشان
امروز
میرحسن خان تالش قهرمان مردم ایران
قسمت هجدم
در ابن دیدار بنا به گفته احمد لنکرانی ،عباس میرزا از میرحسن خان می خواهدتا تالش شمالي را به روس دهد در اخبار نامه آمده است:
"""به خدای لا شریک قسم ،آنچه لازمه و سعی و کوشش نمودیم ،در واگذارنکردن تالش به دولت روسیه چاره ساز نشد ،آخر الامر سردار روسیه گفت :
بلکه از هفت کورون پول دست کشیده باشم اما از تالش دست نخواهم کشید . دیگر بدون چاره راضی شده ام .حال به میر حسن خان تکلیف
می کنم اگر می تواند با دولت روسیه سازش نماید بکنند .من هیج وقت از او رنجیده خاطر نخواهم شد .امید داریم باز هم آیا می شود ولایت تالش به این دولت عاید شده باشد . والا اگر ما را می خواهد ولایت تالش را تخلیه کرده ،در وقت آنان قشون روسیه به تالش ،تالش را به تحویل روسیه بدهد و خودش از سرحد این طرف ساکن نموده باشد که ولایت شهر اردبیل را معه ولایت کرگانرودو اسالم و ولکیج در عوض تالش به او التفات نمودیم که گذران خود را با کمال آسودگی بگذراند و عهد و میثاق با او کردم که چقدرهمین دولت قزلباشیه بر قرار است ،همبن ولایت های مزبوردر تحت تصرف او ،و دست اولادی او بر سبیل خاصه بماند .
خداوردی در پاسخ به عباس میرزا می گوید :
""من عرض کردم : قربانت شوم ،میرحسن خان دست از دامن شما نخواهد کشید و تالش فرمان شما بوده باشد و خلاصه همان ساعت انعام و خلعت ما را داده و مرخصی حاصل کرده ،عازم تالش و به خدمت میرحسن خان رسیدیم وکیفیت را کما فی الواقع به حضور خان عرض و ابراز نمودیم ""
خداوردی میگوید که هنگامی که من به میرحسن خان گفتم که عباس میرزا پیام داده که تالش را به روسیه واگذا کند ،سخت خشمگین و به عباس میرزا دشنام داد و چنین گفت :
"" میرحسن خان آنچه لازمه فحش بود در حق قزلباشیه بر زبان جاری کرد،به ماها خطاب کرد که شما به خاطر دارید اوایل کار به شماگفتم که هرچند از دولت قزلباشیه کاری به ظهور نخواهد پیوست ،اما چاره نداریم ،از شماتت مسلمانان بیرون نمی توانم آمد و خانه ما را قزلباشیه ،خوب خراب کرد و تلافی عداوت های قدیمی را به جا آوردند و بعد حکم کرد خوانین جمیع تالش و مصلحت بنیان خود را احضار شود ""
در اخبار نامه همکاری قاجارها با روس ها را در دستگیری میرحسن خان چنین می نویسد :
""دستگیری میرحسن خان
خلاصه برادران ،میرحسن خان را با همین حیله ،او را به طوری به لنکران رسانیده بودند .همان ساعت همین مرحله را به نچالینگ خبر داده بودند و همان ساعت نچالینگ میرحسن خان را گرفته بود ،روانه کشتی دریاکرده بودو همین مرحله را به امتای دولت علیه روسیه نوشته اظهارکرد بود و هم از همیاران مغشوش کردن میرحسن خان و هم در اول گفتگو ،دولتین چنان شرط کرده بودند اگر میرحسن خان از طرف قزلباشیه روگردان عبور به طرف دولت روسیه نماید .
بدون گفتگو میرحسن خان را حاکم روسیه گرفته و تحویل قزلباشیه داده باشد و این حرکت شنیع میرحسن خان علاوه شد .حکم محکم صادر گشت ،میرحسن خان را به سرحد دار قزلباشیه داده شود. لهذا لنکران میرحسن خان را از دریا با کشتی آورد تحویل بالاخان دادند و در آنوقت در نزدیکی خاجه گری تحویل گشت .
حتی میرعماد بیگ و میر اسماعیل بیگ و میرحسن خان و سایر نجبای توالش در حضور بودند .
بالاخان بعد از تحویل میرحسن خان آمد به میرحسن خان گفت : بفرما پاشو برویم و میرحسن خان دهان عتاب آمیز گشاده ،آنچه دشنام وفحش می بود به روی بالاخان داد و گفت :
ای زن ... و ای سگ سیاه ،گم شو ،گوه مخور پدرسوخته ،زبان خود را ببند ،انشالله وقتی
می شود تلافی این بدی ،یکی به صد از شما خواهم کشید .
پایان قسمت هجدم .
منبع کتاب سرنوشت جدا شدن تالش قفقاز از ایران ص ۱۰۰،۱۰۱،۱۰۲
نوشته آقای مجید کریمی نویسنده و پژوهشگر حوزه قفقاز
انتخاب متن گروه تالشه خله مجید نعمتی سیاهمزگی
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
هر روز یک مطلب در مورد تالشان
امروز
میرحسن خان تالش قهرمان مردم ایران
قسمت شانزدهم
دربار قاجار پس از پیمان دست بسته بود و
می بایست مو به مو پیمان را پیاده می کرد .از این رو دربار ایران با داشتن تجربه تلخ و ننگین از پیامدهای پیمان گلستان (که آن را ندیده گرفت و به جنگی دیگر تن داد) ،زیر فشار بود که پیمان ترکمانچای را زیر پا نگذارد تا با پیامد های شوم گلستان روبرو نشود .از این رو ایران هرکس که در تالش از پیمان ترکمانچای سرپیچی می کرد را به کیفر سخت می راند.
دیگر جایی برای خان نشين ها ومردان تالش نمانده بود تا در برابر روس بایستند زیرا دیگر دربار ایران را همراه خود نمی دیدند. بدین رو بود که سرنوشت سیاه و تاریک تالش و جدایی بخش شمالی آن از ایران آغاز شد.
سند دیگری به درستی سرافکندگی ،شرمساری کرنش دربار ایران را در برابر تزار پس از بستن پیمان ترکمانچای نشان می دهد. در سند شماره ۲۴ چنین درباره غرامت و تخلیه سرحدات تالش آمده است :
" ...نظر به ماحصل فصل چهارم عهد نامه ترکمانچای عمده امروزه اعلیحضرت پادشاه مملکت ایران تعهد می کند که از تاریخ اختتام عهد نامه مزبوره در مدت دو ماه همه حصه تالش را که بالاستحقاق متعلق به دولت روسیه است و سرحد آن به صحت و درستی به موجب فصل چهارم عهد نامه عمده معین شده است و به علت افعال خصمانه صادره قبل از جنگ که این عهد نامه به سعادت به انتها می رساند ،به تصرف عساکر ایران در آمده است ،از قشون خود تخلیه کرده به مامورین روس که به همین جهت به آن مکان ها فرستاده خواهند شد تسلیم نمایند.
تا زمان تفویض ولایت مذکوره به وکلای روسیه ،دولت ایران به دقت متوجه خواهد شد که هیچ گونه تهدیدی وظلمی به اهالی آن ولایت و اموال ایشان معمول نباشد ...."".
با این پیمان نامه دیگر هیچ راهی و توانی برای ایران نماندتا بتواندخود را از این خواری و رسوایی تاریخی رهایی بخشد .
دربارایران با زبونی و سستی مردمان خود را در آن سوی تالش و ارس بی پناه گذاشت و
سرزمین های که تا هم اکنون نیز بوی میهن و ایران و ایرانی را می دهد را به بازی سرنوشت سپرد .
پایان قسمت شانزدهم
منبع
کتاب سرنوشت جدا شدن تالش قفقاز از ایران ص ۹۷،۹۸،۹۹،
نوشته آقای مجيد کريمي نویسنده و پژوهشگر حوزه قفقاز
انتخاب متن گروه تالشه خله مجید نعمتی سیاهمزگی
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
هر روز یک مطلب در مورد تالشان
امروز
میرحسن خان تالش قهرمان مردم ایران
قسمت پانزدهم
کوشش های میرحسن حسن خان پس از ترکمانچای
با شکست همه سویه و دردناک و دهشتبار و شرم آور ایران از ارتش تزاری پیمان ترکمانچای به تاریخ یکم اسفند ۱۲۰۶ (۲۱ فوریه سال۱۸۲۸ ) برابر پنجم شعبان ۱۲۴۳ هجری دستینه( امضا) شد .
پس از ترکمانچای همچنان روزگار تالش های جدا مانده و ایران دوست ،دردناک و نا آرام بود و هم میهنان ایرانی در پهنه دست به کارشکنی و یا ایستادگی پراکنده می زدند .
ایران نیز در تالش ودیگر جاها و شهرهای جدا شده بیکار ننشسته و می کوشید تا وفادران و مردمان هم تبار خود را برابر ارتش تزارسازماندهی کند .چنانکه در سندی دالغورکی جانشین گریبادوف در اجرای پیمان نامه ترکمانچای در نامه خود به قائم مقام از اتباع ایران در خان نشين ها شکایت می کند که اتباع روسیه را تحریک نموده و باعث عزیمت آنها به ایران می گردند .
در سند شماره ۷ درباره فصل یازدهم و چهاردهم پیمان نامه ترکمانچای در چهارم خرداد ماه ۱۲۰۹ ( نوامبر ۱۸۲۸ _ دوم ذی الحجه ۱۲۴۵ ) باز هم سران روس نامه ای به دربار ایران نوشتند و از اینکه شهروندان ایرانی تالش (خاک روسیه) غله را از تالش به ایران می بردند گله کرده و خواسته اند تا برابر بهای آن به کارگذاری روس بازگردانده شود.
در سند دیگری باز هم دالغوروکی به قائم مقام در باره تحریکات خوانین و ایرانی ها در سرحد تالش شکوه و گلایه دارد و با تندی هشدار می دهد که روسیه به این آشوب ها پاسخ خواهد داد .
در سند هشتم دالغوروکی میرحسن را به برانگیختن مردم تالش و همسویی با ایران متهم کرده و همو می نویسد :"
"" کارگزارانش بود بولونیک قارینانقو، به محب معلوم نموده است که اهالی من متعلقات ایران که در زمستان در مغان که متعلق خان نشين تالش است قشلا میشی می کنند ،با انواع و اقسام وسایل ،مردمان من متعلقات به دولت روسیه را تحریک نموده و به طرف ایران می برند .
زیاده باعث این فقره میرحسن خان ،میر مهدی خان با چهارنفرپسرش و صمد خان است که در سرحد توقف دارند.... این گونه حرکات ناهنجاری ناسزا در سرحد تالش ،روز به روز زیادتر شده ،راه استراحت در خان نشین تالش را کلا مسدود
می دارند .... رفتار متعلقات ایران ،در این سرحد تالش، کلابرعکس دوستی و یک جهتی دولتین علیتین اند ... حررفی ۲ شهر ذی الحجه الحرام سنه ۱۲۴۵ کنیاز دالغوروک ""
در سند ۵۷ در جای دیگر با دستنویس دالغوروکی از کارشکنی میرحسن خان تالش نامبرده شده است.
در این نامه او درباره گرفتن دارایی میرزا عبدالله لنکرکنانی بزرگ خان تالش به دست میرحسن خان در سال ۱۲۴۲ هجری شکایت می کند و درخواست بازگرداندن آن را دارد .
پایان قسمت پانزدهم
منبع کتاب سرنوشت جدا شدن تالش قفقاز از ایران ص ۹۶،۹۷،۹۸
نوشته آقای مجید کریمی نویسنده و پژوهشگر حوزه قفقاز
انتخاب متن گروه تالشه خله مجید نعمتی سیاهمزگی
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
هر روز یک مطلب در مورد تالشان
امروز
میرحسن خان تالش قهرمان مردم ایران
قسمت سیزدهم
تالش ایران شمالی را پس از پیمان نامه ترکمانچای به روس ها دادند '.
تالش در ایران شمالی را در پیمان گلستان از ایران جدا کرده بودند . اگر چه باز در جنگ دوم ایران و روس این پهنه را برای اندک زمانی سپاه ایران باز پس گرفت .
روس ها در جنگ دوم با ایران هرگز نتوانستند که تالش را یکسر در دست خود نگه دارند و سپاه میرحسن خان تا زمان بستن پیمان ترکمانچای و اندکی پس از آن، همه این پهنه را در دست نیروهای ایرانی خود نگه داشته بود .
او از واگذاری این پهنه به روس ها در پیمان نامه ترکمانچای سخت رنجیده و خشمگین شده بود ،او همه آرزوها و رزم های مردان و زنان قهرمان تالش که خون ها دادند را اکنون نقش بر آب می دید و دلاوری مردان خود را بیهوده
می انگاشت .
روس ها در جنگ دوم فقط از دو جبهه دریای کاسپین و جبهه دوم در قره باغ و نخجوان به سوی شهرهای اردبیل و تبریز لشکر کشی کردند .
در کوه های تالش از لنکران تا آستارا دلیر مردان تالشی سخت پایداری کرده و پای روس ها به آنجا به سختی رسید و اگر رسید شکسته شد.
جهانگیر میرزا در نیبک تاریخ نو می نویسد :
"چنان که مسطور آمد مملکت تالش و قصبه لنکران بایست به دولت روس واگذار شود و مدت مهلت فی مابین برای تخلیه آن ولایت منظور گفتگو شده بود . از قضای آن مدت معیت در وقتی شد که نایب السلطنه در دارالخلافه تشریف داشتند لشکر روس به سرکردگی ینرال مایوررال به ضبط مملکت تالش مامور شده و ژنرال مذکور آمدن خود را به این دعاگوی دولت (جهانگیر میرزا نویسنده مطلب ) دولت پادشاهی اعلام نموده بود که این دعا گوی دولت کس فرستاده میرزا حسن خان را به خوشی از مقالاتی که باید واگذارشده مقطوع الید ساخته به تصرف دولت روس در آید. ""
با این گزارش به روشنی می توان دید که تالش ،تا بالا دست لنکران هنوز در دست سپاه سردار ایرانی میرحسن خان تالش بود .
دردناکی پیمان نامه ترکمانچای در آن بود که لنکران و سالیان و مغان را عباس میرزا با ناتوانی و خواری بدون اینکه سپاه روس آنجا را به چنگ آورد به پاسکویچ داد.
شگفت آورتر آنکه عباس میرزا نیروهای میرحسن خان را که در نبردهای جانانه در لنکران و سالیان و مغان کرده بود را وادار کرد تا از این پهنه پس بنشیند و نیروهای تفنگدارتالشی را از سرزمین همیشگی خود و پدرانش بیرون آورد .
در اخبار نامه لنکرانی آمده است که عباس میرزا زیر فشار پاسکویچ فرمانده سپاه روس تالش ایرانشمالی را به روس ها واگذارکرد.
بر پایه اخبار نامه که سند تاریخی خانات تالش است عباس میرزا از میر حسن خان درخواست کردتالش شمالی را به روس ها بدهد و در برابر خان نشين اردبیل ،کرگانرود ،اسالم و ویژگی را دریافت کند .هرچند که میرحسن خان به بازگرداندن نیروهای خود از لنکران و تالش تن نداد و پیشنهاد او را رد کرد .
پایان قسمت سیزدهم
منبع کتاب سرنوشت جدا شدن تالش قفقاز از ایران ص ۹۵،۹۶
نویسنده مطلب اقای مجید کریمی نویسنده و پژوهشگر حوزه قفقاز
انتخاب متن گروه تالشه خله مجید نعمتی سیاهمزگی
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
انجمن ترویج فرهنگ #تالشان
پنجشنبه ۲۵ دی ماه
ساعت ۱۵/۳۰ الی ۱۸
رشت...فلکه رازی سلیمانداراب
سالن اجتماعات پژوهشکده گیلانشناسی
با سخنرانی استادان
قرائت شعر و اجرای موسیقی
و تقدیر از اسطوره آواز تالشی
استاد #سید_هادی_حمیدی گرانقدر
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
هر روز یک مطلب در مورد تالشان
امروز نقش تالشان مرکزی و جنوبی در جنبش جنگل
قسمت سوم
رواسانی نیز نهضت جنگل را جنبشی دهقانی معرفی نموده است اسناد و کتب تاریخی موجود نیز ۸۵ درصد ایرانیان مقیم روسیه آن زمان را دارای خاستگاه دهقانی دانسته اند.
بنا به برآورد خانم بلووا درسال ۱۹۰۵ تعداد ایرانیانی که از مرز روسیه عبورکردندو برای کاربدانجارفتند تقریباً ۳۰۰هزار نفر بودند.تقی زاده فقط تعداد کارگران ایرانی مستقر در باکو را بین ۵۰ تا ۸۰هزارنوشته است.سلطان زاده نیز همین طور رقم این کارگران را دراوایل ۱۹۱۸ بالغ بر ۳۰۰ هزار نفربرشمرده است،روسهامی اندیشیدند که چطور از وضعیت ایران که با ظهورجنگلیها در گیلان حالت ویژه ای یافته بودوخیل عظیم ایرانیان مشغول به کاردر قفقاز و دیگر نواحی متصرفی شوروی بهره برداری سیاسی و اقتصادی نمایندلذا برای رسیدن به این هدف باید با کوچک خان تماس برقرار میشد و به بهانه حمایت همه جانبه از او،مداخله ی مسلحانه در جنبشهای رهایی بخش ملی تحت رهبری او صورت میگرفت وسپس آن جنبش به جانب یک راه سوسیالیستی وسرانجام شوروی کردن ایران سوق می یافت»همین کار را نیزدربرنامه کار خویش قرارداده و پیاده کردند جریان چپ به معنای دقیقترشامل مارکسیست،لنینیستهایی میشدکه دردوسال پایانی جنبش چیره شدند،اسناد نشان میدهد که فعالیت سردار محی در نامه نگاری با روسیه انقلابی ادامه داشت،دولت آبادی در این باره گفته است،دست سیاست بیگانه از آستین ساختگی در گیلان درآمده،رل بزرگی بازی می کند،بهر ترتیبی که بود،پس ازرد و بدل کردن نامه ها و دیدار نمایندگان روسهاوجنگلیها.اعضای حزب عدالت پس از ورود به ایران فعالیتهایشان را درادامه سیاستهای قفقازی با تغییر نام به حزب کمونیست ایران ادامه دادند،اما شرایط اجتماعی ایران با منطقه ی قفقاز متفاوت بود،جزنی اشاره می کند که ساختار کارگری ایران با آن سوی مرزها متفاوت و طبقه ی کارگرایران در آن دوره درحال تکوین بود،لذا تشکیل حزب کمونیست پس از ورود به انزلی حرکتی شتاب زده بودونتایج ناگواری برای جنگل و هم برای مردم عدالت خواه گیلان در بر داشته انها که از سه جبهه ی بلشویکهای سرخ روسیه حزب کمونیست ایران و جریان جداشده ی چپ جنگل تشکیل شده بودند باورود ناوگان بلشویکها به انزلی در اردیبهشت ۱۲۹۹ اعلام وجودکردند.حضور چپها به سه مرحله ی زیر تقسیم شد که هر یک ساختار سیاسی جنبش را متحول کرد۱ انتلاقی یک ماهه با مذهبی های ملی گرا -۲ رویکرد تندرو چپ بر محور حزب کمونیست ایران و رهبری اسمی احسان الله خان دوستدار -۳ رویکرد میانه رو که با ورود حیدر خان عمواوغلی ظاهر شد غفاری هشجین و دیگران ۱۳۸۹ (۱۵) ولی با همه اصلاحات حیدرخان عمواوغلی تغییر چندانی در اخلاق و رفتار بلشویک های حاضر در گیلان روی نداد.احسان الله خان دوستدار که فرمانده ظاهری بلشویک ها را پس از پیاده شدن در انزلی بر عهده گرفته بود و گمان می کرد که به راحتی خواهد توانست رهبری میرزا را از بین برده و جنبش را از مسیر اصلی و اهداف اولیه اش به فتنه ی خویش منحرف کند؛ صبح ورود بلشویک ها به انزلی میرزا را از نماز خواندن منع کرده بود سخنرانی او که در روز ورود مجاهدان به رشت در سبزه میدان ایراد شد نیز حامل گرایشهای غیر اسلامی بود به طوری که او را مزدکی و بهایی نامیدند،درگزارش استاندار گیلان به دولت مرکزی چنین آمده است:«این رژیم در چند هفته اول حکومت خود نوزده مسجد را بست تعلیمات مذهبی را ممنوع اعلام کرد و رفع حجاب زنان را اجباری خواند روحانیون مسلمان که شدیدا مخالف این اقدامات بودند علنا مورد استهزا قرار گرفتند تا سرمشق دیگران در رفتار پسندیده باشند،در انزلی روحانیون از منازلشان بیرون نمی آمدند و اگر در نتیجه پاره ای پیشامدها مجبور میشدند که از منزلشان خارج شوند بدون عمامه در کوچه ها دیده میشدند ،شرایط دشواری برای دین داران و روحانیان در گزارشهای کمونیستها به چشم میخورد.میرزا کوچک خان که انقلاب خود را در معرض تحریف و نابودی میدید پس از سخنرانی برای مردم در رشت؛ طرفداران خود را به مهاجرت سوی ماسوله و جنگل خواند و بعد از ترک حکومت انقلابی به جنگل عقب نشست.در این حین حکومت جدید به ریاست احسان الله خان تشکیل شد. این انشعاب و اختلاف ضربت سختی به جنبش انقلابی گیلان زد قوای دولتی با کمک نیروهای نظامی انگلیس بر ضد نیروهای مسلح انقلابی حمله کردند. دلیری و شهامت مبارزان کمونیست و کمک انقلابیون قفقاز توانست مهاجمان را به عقب براند رشت بدست انقلابیون افتاد و حیدر عمو اوغلی برای سامان دادن آن ،خطه به آنجا رفت.»ولی این تمام ماجرا نبود.
پایان قسمت سوم
منبع ماهنامه تالش شماره ۱۹۲ ص ۷
نویسنده مطلب اقای آرمین حیدریان ایران شناس و پژوهشگر تاریخ تالش انتخاب متن گروه تالشه خله مجید نعمتی سیاهمزگی
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
هر روز یک مطلب در مورد تالشان
امروز
نقش تالش مرکزی و جنوبی در جنبش جنگل
قسمت اول
وقتی نگاهی به وجود آورندگان، رهبران ،حامیان ،احزاب فعال ،شخصیت های تاثیر گذار چه مثبت و چه منفی جنبش جنگل افکنده می شود آشکارا رد پای تالشان در آن هویدا است از دهقانان تالش میرزا را یاری کردند و به دسته جات گرسنه وی غذا و آب و پوشاک دادند و نیز از خود میرزا و فرماندهان دلیر سیاهش گرفته تا فتح الله خان ماسالی و امیر مقتدر تالشدولایی که از مخالفان وی بودند همه در منطقه تالش زیسته و از اهالی این سامان بودند .
در این میان ماسوله نقش اساسی داشته است ولی از آنجا که پیش از در مقاله ای به بررسی نقش ماسوله در جنبش جنگل پرداخت شده است از بیان مجدد آن خودداری می گردد.
میرزا کوچک و جریانهای میانه رو ،چپ و سازش کار راست
منابع موجود دو شخصیت متفاوت از میرزا کوچک خان ارائه می دهند كه همین امر سبب گشته یک عده وی را جدایی طلب ، و در مقابل عده ای دیگر تصویری ملی گرا و قانون طلب از وی ارائه می دهند که دارای صبغه های اسلامی و ایران گرا بوده است . بر اساس برخی دیدگاه ها ایدئولوژی ،کنشگران و زمینه های اجتماعی
سه عامل اساسی تشکیل یک جنبش اجتماعی محسوب میشوند . از نظر دیون، ایدئولوژی سیاسی"" نظام کم و بیش یکپارچه ای از ارزشها و هنجارهای ریشه دار در جامعه است که افراد و گروه ها به منظور ترویج آرزوها و آرمانهایی که در زندگی اجتماعی برای آنها ارزش قائل اند در سطح سیاسی منتشر میکنند .
نباید نادیده گرفت که اساساً جنبشهای اجتماعی در پاسخ به یک نارضایتی عمومی شکل گرفته اند و بدین سبب است که دست به بسیج نیروها میزنند . نارضایتی جنبشها معمولاً به سوی کسی است که عامل ایجاد نارضایتی در مردم میباشد .
جنبشهای اجتماعی بر پایه ی شکافهای اجتماعی شکل میگیرد و در نابرابری ها و تضادها ریشه دارد و ایدئولوژی در پاسخگویی به چرایی وجود «استثمار»، «خرابی» و «عقب ماندگی در یک جامعه سعی میکند و در مقابل اهمیت تغییرات را توجیه میکند و یک «ما» را در قالب یک نهضت اجتماعی ترسیم مینماید .
در میان گروه های مختلف ،جنگلی سه جریان مستقل قابل شناسایی است.
جریان میانه روی ناسیونالیستی و مذهبی گرا، جریان چپ و بلشویکی و جریان راست و سازش کار که میرزا پابند به جریان میانه رو بوده است. سه ایدئولوژی اسلامی - ایرانی اپورتونیسم( فرصت طلبی ) و مارکسیسم لنینیسم جریان هایی سیاسی با مولفه هایی خاص خود بودند که در جنبش جنگل نقش داشتند .
نخستین گروه جریان میانه رو (ایران و اسلام گرایان) بودند ملی گرایی یا ناسیونالیسم نرمال اغلب سازنده حالتی است ذهنی و آگاهی ای است که اعضای یک گروه از اینکه متعلق به ملت معینی اند » دارند. از میان گروه هایی مانند فرقه اجتماعیون نامه کمیته انقلابی انجمن مخفی مرکز غیبی و مجموع آدمیت بیشک انجمن مخفی طلیعه دار جریان ملی گرا بوده است ، آبراهامیان نیز انجمن مخفی را خواهان اصلاحات گسترده ی سیاسی اجتماعی و اقتصادی دانسته است .
این افراد به ملی گرایی صرف معتقد ،نبودند بلکه بسیاری دارای ریشه فکری و شاکله ی مذهبی بودند که بر اساس قوانین اسلامی و شیعه ناب به وطن دوستی و حفظ سرزمین اسلامی ایران از شر انگلیس و دیگر اجانب نابکار و نیز دربار فاسد قاجارها باور داشتند.
انجمن مخفی بود که زمینه شکل گیری حزب اجتماعیون اعتدالی را مهیا نمود تا روحانیون آزادی خواه در صدر آن قرار گیرند. از تاسیس حکومت صفویان تا اوایل سلطنت قاجاریان حدوداً سه قرن طول کشید تا روحانیت شیعه بتواند نظریه ی حکومت فقهی - شرعی مورد نظر خود را همچون تبدیل نظریه سلطنت تدوین و به جامعه عرضه کند .
نوشته های کسانی چون سید جمال الدین اسدآبادی و فتوای میرزای شیرازی در این گونه موارد نقش اساسی داشته .است. رهنمودهای کسانی چون آیت الله سید عبدالوهاب صالح ضیابری شاگرد مرجع تقلید بزرگ شیعیان آیت الله کاظم خراسانی نیز ـ در میرزا که استاد میرزا بوده . وی موثر افتاده است.
میرزا یک ایرانی مذهبی و میانه رو در سیاست بود. با وجودی که حس ناسیونالیستی هم در آرانی میرزا دیده میشود ولی همان طور که روشن است مرکز تصمیم گیری و کانون جنبش جنگل «هیئت اتحاد اسلام بود این کانون که الهام گرفته از تشکیلات سید جمال الدین اسدآبادی و یارانش در عثمانی بود با همان نام و هدف یعنی «مبارزه با حکام مستبد و جلوگیری از نفوذ بیگانگان برپا شد.
پایان قسمت اول
منبع ماهنامه تالش شماره ۱۹۲ ص ۵
نویسنده مطلب اقای آرمین حیدریان ایران شناس و پژوهشگر تاریخ تالش
انتخاب متن گروه تالشه خله مجید نعمتی سیاهمزگی
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
وطنم ،ایران من،جانم فدایت می کنم
روز و شب بر اقتدارت من دعایت می کنم
روز مر گم لحظه های رفتنم از این جهان
با تمام عشق و ایمان من صدایت می کنم
تیر گیها می زدایم از وجو دت ای وطن
با تمام هستی خو د من صفا یت می کنم
نام زیبای تو را با خون خو د جان می دهم
دست دشمن بشکنم از غم رها یت می کنم
با شهیدان عهد می بندم که تا ما زنده ایم
اقتدارت را شکو فا ،گل هوایت می کنم
در میان مو ج و طو فان بلا در زندگی
می شو ی کشتی نجات ونا خدایت می کنم
منتظر هستم که بینم افتخارات تو را
تا ابد می مانم و دفع بلایت می کنم
حیدر پارسا
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
هر روز یک مطلب در مورد تالشان
امروز
میرحسن خان تالش قهرمان مردم ایران
قسمت سی ام
در نبیک تاریخ ذوالقرنین نوشته میرزا فضل الله شیرازی نامی به خاوری شیرازی ،درباره سرپیچی میرحسن خان از فرمان عباس میرزا در آتش بس جنگ و گرد آوری نیرو و یورش از آستارای ایران به لنکران آمده است :
"" در اوقاتی که حضرت ولیعهد نامدار به عزیمت دارالعباده یزد روانه رکاب فیروزی مآب ،بود امیر حسن خان را به احتیاط کار به دست محمد قلی خان سعدلو حاکم محال خلخال سپرده، کمال تأکید در نگاهداری او فرمود بعد از وصول موکب ظفر شمول به دار العباده یزد خبر رسید میر حسن خان مزبور از خلخال فرار کرده و روی به ولایت تالش آورده است و به دست آویز برخی نوشته جات مجعول و اراجیف نامعقول اهالی تالش را به دور خود جمع آورده بر سر قصبات لنکران و ارکوان تاخته و صالدات روسیه را بعد از دو سه دعوا دربدر ساخته خودسر به امر حکومت آن ولایت پرداخته است.» این نبرد و
ایستادگی واپسین کوشش میرحسن خان برای نگهداشتن تالش برای ایران بود. شگفت آن است که نویسنده این گزارش تاریخی که خود وزیر همایون میرزا و محمود میرزا ،بود ایستادگی میرحسن خان را در برابر ،روس با نام «خودسر» یاد کرده است و چنان با آب و تاب از عباس میرزا یاد میکند که گویی از کارزار و نبرد
با روسها پیروزمندانه و دلاورانه سربلند بیرون آمده بود !
ترفند سرهنگ پرمولوف در بدنام کردن میرحسن خان
باید بدون بزرگنمایی ایستادگی و پایمردی میرحسن بی پناه و بی یاور را در پاسداشت مرزهای ایران در قفقاز ستود و افسوس خورد که چگونه این سرباز میهن که روسها هم از وی سخت در هراس بودند راه به جایی نبرد و از سوی عباس میرزا . نیز پشتیبانی نشد.
فرماندهان تزار بسیار کوشیدند تا با هـر نـیرنـگ و ترفندی او را بخرند هرچند که او خریدنی نبود.
سرهنگ پرمولوف در نامه خود به ایلینسکی گمارده روس در تالش می نویسد: «باید میرحسن خان را آزاد گذاشت تا هر از چند گاهی به ایران رفت و آمد کند و از این جهت بهانه ای برای بستن اتهام همکاری با ایران به او به دست بیاید. علاوه بر این ایجاد نارضایتی و اختلاف در خانواده خان لازم و ضروری است.» ایلینسکی فرمانده حاکم در لنکران با میرحسن زمانی چند در نبرد بود و او را مردی سرسخت و نستوه می دانست. او میان خانواده وی جدایی انداخت و خواهران و برادران و از آن میان فخر النساء مادر میرحسن را در برابر وی شوراند با همه اینها، میرحسن پایداری کرد او فراتر آن با اینکه دل خوشی از شاه قاجار نداشت، به آخوندهای بلند پایه ایران هم نامه نوشت تا او را در برابر سپاه روس و نامسلمان یاری دهند. گفتنی است که از دوره نادری به این سو جدایی خواهی و یا شورشها در خانات قفقاز یک به یک با دست کاری و رخنه روسها در خانات قفقاز آغاز شده بود و همه شاهان در این دوره تا پیمان نامه ترکمانچای بی درنگ و پی درپی با خان نشینها درگیری سختی داشتند آهسته آهسته از سده هجدهم ترسایی ایران با واگرایی و جنبشهای ایران گریزانه روبرو بود در این میان در آستانه پیمان گلستان و ترکمانچای برخی این خانات از تهران رویگردان شده و به سادگی و بی پرده از تزارها می خواستند فرمانروایی آنها بر پهنه خان نشینی خودشان را به رسمیت بشناسند و نیروی خود را به کمک آنها فراخوانند .
پایان قسمت سی ام
منبع کتاب سرنوشت جدا شدن تالش قفقاز از ایران ص ۱۲۲،۱۲۳
نوشته آقای مجید کریمی نویسنده و پژوهشگر حوزه قفقاز
انتخاب متن گروه تالشه خله مجید نعمتی سیاهمزگی
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
هر روز یک مطلب در مورد تالشان
امروز
میرحسن خان تالش قهرمان مردم ایران
قسمت بیست و هشتم
لسان الملک سپهر بر این باور است که میر حسن خان تا پایان جنگ با روس ها به سپاه ایران و عباس میرزا وفاداربود و فقط زمانی رو به سوی روس ها آورد که کار از کار گذشته بود و عباس میرزا تالش را به روس ها واگذار کرد ،آنگاه اوکه از دربار قاجار سرخورده شده بود رو به سوی پاسکویچ نهاد و خواست تا در واپسین کوشش ها ،تالش را بر پایه یک پهنه خودگردان در درون خاک روسیه تزاری به او واگذار کند.
پاسکویچ این پیشنهاد میرحسن خان را نپذیرفت و در برابر ،تالش را به خاک روسیه افزود .سپهر در ناسخ التواریخ پایان کار تلخ میر حسن خان تالش را چنین بازگو می کند :
""" میرحسن خان با طایفه و سواران خود در مقابل روس ها ایستادگی کرد و اسبق المجاهدین لقب یافت ،ولی چون تالش ضمیمه متصرفات دولت روسیه شد .به امید اینکه باز حکومت تالش به او واگذار شود نزد پاسکویچ نیز رفت .لکن عباس میرزا او را به دست محمد قلی خان سعدلو حاکم خلخال سپرد ... بدین ترتیب ،میر حسن خان تا سال ۱۲۴۶ تحت نظر و مراقبت حاکم خلخال بود و در این سال که نایب السلطنه برای رفع اغتشاش های یزد و کرمان مامور شد میر حسن خان از خلخال گریخته و به تالش رفت و در آنجا عده ای را گرد خود جمع کرده و به لنکران و ارکوان تاخت و آن نواحی را از تصرف روس ها بیرون آورد ولی کار او دوامی نیافت زیر در برابر سپاهیان ایران که به دستور نایب السلطنه از اردبیل به دفع او مامور شدند و سربازان روسی که پاسکویچ روانه لنکران کرد ،تاب مقاومت نیاورد و در اواخر ماه شوال به انزلی ...... و سپس مازندران گریخت و خود را به تهران رسانید و در تهران در گذشت .
در این گزارش سپهر آورده است که پس از رد پیشنهاد میرحسن خان از سوی پاسکویچ بود که بار دیگر میر حسن خان به خاک ایران گریخت . سپهر بازگو می کند که او در این زمان که پس از پیمان ترکمانچای بوده است . از فرمان عباس میرزا سر پیچید و دوباره گروهی تفنگدار را با خود همراه کرد و به سوی لنکران و ارکوان یورش برده و روس ها را از این پهنه بیرون انداخت .
پایان قسمت بیست و هشتم
منبع کتاب سرنوشت جدا شدن تالش قفقاز از ایران ص ۱۱۹،۱۲۰
نوشته آقای مجید کریمی نویسنده و پژوهشگر حوزه قفقاز
انتخاب متن گروه تالشه خله مجید نعمتی سیاهمزگی
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
هر روز یک مطلب در مورد تالشان
امروز
میرحسن خان تالش قهرمان مردم ایران
قسمت بیست و ششم
سرپیچی میرحسن خان از فرمان عباس میرزا
بنابر گزارش میرزا احمدمیرزا خداوردی نویسنده اخبارنامه ،عباس میرزا از راه خداوردی از میرحسن خواسته که تالش شمالی را به روس ها واگذار کند و به تالش جنوبي بازگردد. سرانجام در پی یورش نیروهای روسی ،نیروی میرحسن خان به تالش جنوبي آمدند ،با کشته شدن گریبادوف ،میر حسن خان دوباره به تالش شمالي نیرو برد وکوشید تا روس ها را از پهنه بیرون اندازد .
پس از بستن پیمان ترکمانچای عباس میرزا نیز از شاه خواسته بودکه گمارده و فرستاده ای به تالش بفرستد و میرحسن خان تالش را از درخواست دولت آگاه کند .
او می نویسد :"" چون باید تالش به دولت روس واگذار شود باید که آن فرزند به محلات تالش رفته میرحسن خان را احصار و او را از قرارداد دولتین مستحضر ساخته .... """
پس از پیمان ننگین ترکمانچای ،میرحسن خان بر سر دو راهی باقی مانده بود ،از یک سو می دید که سپاه روس ،تالش را به دو نیم کرده و قلمرو تاریخی و مردم تالش دو پاره شده است و از سوی دیگر می دید که هم فتحعلی شاه و عباس میرزا نیز پایداری و ایستادگی ندارد و قاجار پشت سر وی نایستاده است.
با خواندن برگه های تاریخ می توان دریافت که میر حسن خان از سال ۱۸۲۶ تا ۱۸۳۰ چه روزگار تیره و تاری را سپری کرد ،زمان اندک دو ساله ای هم دست به خودگردانی در تالش زد که ناکام بود ،او چاره ای نداشت که برای نگهداشتن یکپارچگی تالش و ماندن آن در خاک ایران و دوپاره نشدن آن هم با گماردگان شاه قاجار و هم با روس های تزاری به گفتگو بنشیند .
خاوری شیرازی به دگرگونی رویه میرحسن خان پرداخته لست و می نویسد که او پس از ترکمانچای رویه خود را دگرگون کرد .هنگامی که دید عباس میرزا به پیمان ترکمانچای تن داده و دیگر نمی خواهد جنگ سومی را آغاز کند روبه سوی پاسقویچ کرد تا شاید بتواند خان نشینی تالش شمالي را زیر دست خود نگه دارد .
میرحسن خان تا پیمان ترکمانچای هرگز تن به گفتگو با پسقاویج نداد و با روس ها کنار نیامد سرسختانه نبرد کرد و بسیاری از نیروهای روسی را در دل قفقاز و سالیان تارو مار کرد ،اگرچه پس از پیمان میرحسن خان از تن سپاری عباس میرزا بسیار ناخشنود بود .
خاوری شیرازی مینویسد:"""پس از مصالحه دولتین ایران وروس که از قرار عهدنامه مبارک ولایت تالش رسدی آن ولایت گردید ،میرحسن خان مزبور به تصور این که شاید در دولت روسیه نیز صاحب حکومت و ولایت شود ،لهذا نزد ینرال پسقاویچ سردار شتافته،به دولت روس گروید .چون موافق فصل چهارم عهدنامه مبارک که در باب فراریان نوشته شده ،قرار بر این است که فراریان با نام و نشان را که وجودایشان مایه فتنه و فسادی باشد ،تصاحب نکنند ،لهذا نایب السلطنه العلیه برحسب امر بهیه ،مشارالیه را از ینارال پسقاویچ طلبیده و ینارال مزبور نیز نقص عهد نامه جایز ندانسته و همت بر رضای خاطر امنای دولت جاوید گماشته را روانه گردانید . پاورقی
(خاوری شیرازی برگ ۷۷۸،۷۸۰ در متن در باره سرپیچی میرحسن خان از فرمان عباس میرزا در آتش بس جنگ امده است : در اوقاتی که حضرت ولیعهد نامدار به عزیمت دارالعباده یزد روانه رکاب فیروزی مآب بود ،امیر حسن خان را به احتیاط کار به دست محمد قلی خان سعدلو حاکم محال خلخال سپرده ،کمال تاکید در نگاهداری او فرمود ،بعد از وصول مرکب ظفر شمول به دارالعباده یزد ،خبر رسید که میرحسن خان مزبور از خلخال فرار کرده و روی به ولایت تالش آورده است و به دست آویز برخی نوشته جات مجعول و اراجیف نامعقول، اهالی تالش را به دورخود جمع آورده برسر قصبات لنکران و ارکوان تاخته وصالدات روسیه را بعد لز دوسه دعوا در بدر ساخته ،خود سر به امرحکومت آن ولایت پرداخته لست .
بنگرید به خاوری شیرازی تاریخ دوالقرنین ،دفتر دوم برگ ۷۸۰ )
پایان قسمت بیست وششم منبع کتاب سرنوشت جدا شدن تالش قفقاز از ایران ص ۱۱۶،۱۱۷۰۱۱۸
نوشته آقای مجید کریمی نویسنده و پژوهشگر حوزه قفقاز انتخاب متن گروه تالشه خله مجید نعمتی سیاهمزگی
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
هر روز یک مطلب در مورد تالشان
امروز
میرحسن خان تالش قهرمان مردم ایران
قسمت بیست و پنجم
در بخش دیگر این نامه همو آورده است :
""این ولایاتی که در دست است همه در معنی چنان است که امپراتور اعظم از کرم شاهانه خود به ما بخشیده باشد و ما که متصدی امارات این ولایتیم، در میانه خود و سایر گزاران سرکار امپراتور که هر یک سالاری ولایتی و حکومتی برقرارند،نگاه می داریم و واسطه اتفاق و اتحاد اعلیحضرت امپراتور با اعلیحضرت شاهنشاه ایران که تاجگذاری افخم و شهریاری اجل و اکرم است می شویم ،اگر سابقا راه آمدن آن استان را نجسته بودیم و از روی نابلدی و بی خبری بعضی اوقات بر خلاف صلاح این دولت و مملکت رفتار می شد الحمدالله حالا راه آنجا را بسیار خوب جسته ایم و بلدیت کامل از اوضاع و آثار لطف و قهر امپراتور اعظم حاصل کرده ایم ،
به حقیقت می دانیم که قهر و عنایت او چه تلخی و عذب دارد و لطف و مهر او چه شیرینی خوشگوار می بخشد .
به خدا هیچ دانا خود را از این حلاوت محروم وبه آن مرارت مسموم نخواهد ساخت . اگر بالمثال در نگاهداری این قطعه زمین تالش و آن صحرای بایر موغان اصراری از رجال دولت بهیه روسیه مشاهده می شود شاهد آن است که العیاذ بالله از ما باز یک بد گمانی داشته باشند و برای تهدید این دولت این محل ناقابل را از این طرف ارس از دست ندهند .... در این صورت چه جای شبهه و گمان در حق امثال ماست که زهر قهر آن دولت را حسب الواقع چشیده ایم و قدر لطف امپراتور اعظم را کماینبغی می دانیم . """
نامه امپراتور روس به عباس میرزا نایب السلطنه از دربار شاهی پترزبورگ باز هم نشانه آن بود که عباس میرزا تالش را در برابر زور آزمای تزار نادیده گرفت و به کناری گذارد و بر سرکوب میرحسن خان با اپراتور همداستان شد .
این نامه در۲۸ فروردین ۱۲۰۸ خورشیدی ( ۱۲ شوال ۱۲۴۴ ) پس از داستان کشتن گریبادوف نوشته و فرستاده شده و پر از ناسزا و توهین به مردم ایران است . در بخشی از این نامه آشکارا همکاری دو کشور بر سر سرکوب میرحسن خان تالش دست گذاشته شده و آمده است :
"" دوست عزیز ولیعهد ایران شاهزاده عباس میرزا... در باب تعبیرات حقیقی که برای دفع خان شورش انگیز تالش معمول داشته اید البته نفع هر دو دولت اقتضای آن را می کند ...""
پایان قسمت بیست و پنجم
منبع کتاب سرنوشت جدا شدن تالش قفقاز از ایران ص ۱۱۴،۱۱۵،۱۱۶
نوشته آقای مجید کریمی نویسنده و پژوهشگر حوزه قفقاز
انتخاب متن گروه تالشه خله مجید نعمتی سیاهمزگی
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
هر روز یک مطلب در مورد تالشان
امروز میرحسن خان تالش قهرمان مردم ایران
قسمت بیست و دوم
جهانگیر میرزا خود باز می گوید که عباس میرزا از میرحسن خواسته بود که با نیروهایش از دژ لنکران به خاک ایران بازگردد و اگر نیاید نیروهای ایران برای ادب کردن او با سپاه روس همکاری خواهند کرد تا او را به خاک ایران بازگردانند، به سخنی دیگر از میهن پرستی خواسته بود تا به کشورش پشت ( خیانت ) کند و خاک ایران را به روس واگذارد و به پایین دست آستارا بازگردد .
همه این رویدادها نشان می دهد که میرحسن خان تا چه اندازه بی پناه و بی یاور بود و دولتی که باید خود پشتوانه میرحسن می بود این چنین به او پشت کرد.
جهانگیر میرزا آن اندازه از لشکرکشی میرحسن خان پس از ترکمانچای به لنکران ترسیده بود که این چنین به درماندگی و ناتوانی و خواری به درگاه دولت روس پوزش می خواهد و به درازا باز می نماید که دولت چه کارهایی کرده است تا میرحسن خان سرکش را بازگردانده و او را ادب کنند او می نویسد :
؛؛""این دعاگوی دولت از ژنرال لنکران کیفیت نامه آن ایام را گرفته و وضوح بی خبری دولت ایران را ژنرال روس تصدیق نموده به چاپار به خدمت نایب السلطنه فرستاد که از آنجا به تفلیس فرستاده شود و خاطر نایب السلطنه را از این دغدغه و تشویق خلاصی داد و نایب السلطنه حکم به انحصار میرحسن خان صادر نموده او را حکما خواستند.
این دعاگوی دولت شاهی لابد و لاعلاج شد و نخواست که در وقتی چنین میرحسن خان را به اجبار اکراه همراهمان برد با چند نفر از خواص از قصبه آستارا به قریه کانرود(قریه ای در بخش لوندویل استارا) رفته رفته او را اطمینان تمام داده به قلعه اردبیل آورد و ضمانت وجود او را در خدمت نایب السلطنه نمود و در همین زمان میرکاظمی خان ولد او را که سابقا نیز به نوید مصاهرت این دولت امیدوارند دری از دراری اهداف سلطنت را از تبریز به اردبیل آورده و طوری بزرگ داده میر حسن خان را مستمال نموده باز روانه محال آستارا ساخت و در پیش سرحد داران روسیه عذر حرکت میر حسن خان به نحو احسن خواسته آمد..
خشم میرحسن خان از بستن پیمان ترکمانچای
پس از پیمان گلستان دژ لنکران در دستان روس ها افتاد .میرحسن خان تالش همدوش با محمد خان قاجار دولو با جانبازی این دژ را به میهن بازگرداندند.
شاه نیز به پاس این دلاوری ها و پیروزی های درخشان میرحسن خان را به فرمانروایی تالش برگمارد .بر پایه گزارش میرزااحمد میرزا خداوردی نویسنده اخبار نامه ،ایران دوباره آنها را به خاک میهن بازگرداند و روس ها از همه پهنه تالش شمالي بیرون رانده شدند .
بنابر نبیک اخبار نامه میرحسن خان در لنکران ایستادگی کرد ،اما با شکست نیروهای ایران در مرزهای ارس و تصرف تبریز و برخی از شهرهای ایران به دست روس ،روند جنگ دگرگون شد .
سران قاجار به پای میز گفتگو کشیده شدند و عباس میرزا در پی پافشاری پاسکویج ،فرمانده لشکریان روس ،با بستن پیمان ترکمانچای ،تالش شمالي را به روس ها واگذار کرد .
پایان قسمت بیست و دوم
منبع کتاب سرنوشت جدا شدن تالش قفقاز از ایران ص ۱۰۷،۱۰۸،۱۰۹،۱۱۰
نوشته آقای مجید کریمی نویسنده و پژوهشگر حوزه قفقاز
انتخاب متن گروه تالشه خله مجید نعمتی سیاهمزگی
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
هر روز یک مطلب در مورد تالشان
امروز
میرحسن خان تالش قهرمان مردم ایران
قسمت بیستم
احمد لنکرانی آورده است که پسر بزرگ فتحعلی شاه فرماندار مازندران ،او را به تهران فرستاد .او می نویسد:،""او فورا کیفیت میرحسن خان را به تهران به حضور فتحعلي شاه عرضدار کرده ،فتحعلي شاه واهمه کرده بود خواست او را روانه تهران کرده واو را در آنجا دارو دادند ،وفات یافت ،لعنت به وفای قاجار،صد لعنت """
یاد آور می شود که در نبردهای تالش با سپاه روس ،بنابر نوشته اخبار نامه گروهی از تالش و سرکردگان تالشی نیز با سپاه روس همکاری
می کردند .
این گروه بخشی از خانواده خود میر حسن خان ،تنی چند از برادرانش و همسر میر مصطفی خان بودند که در زمان میرمصطفی با سالدات روس در لنکران و مغان و سالیان همدست بودند و اینگونه نبود که همه تالش در زمان خانی میر حسن خان در دست وی بود و همگی یکپارچه بودند ،در اخبار نامه از آنها با نام مزدوران تالشی نام برده شده است .
احمد لنکرانی در نیبک خود اخبار نامه نوشته است که چگونه بولقانک نچالینگ روسی در میان برادرهای میر حسن خان با وی جدایی انداخت و نرمک نرمک میرحسین ،میر اسماعیل بیگ و محمد خان را با وی به دشمنی انداخت ،او نوشته است که اینها همگی با هم در برابر میرحسن خان همداستان شدند .
او می نویسد :"" همچنین زوجه میر مصطفی خان را که خانم می گفتند بسیارصاحب اعدا بود ،اگر از مذمت خلق اندیشه نمی کرد، خودش ادعای حکومت تالش می کرد،او هم با سایرین، یعنی با پسران متفق گشته با میر حسن خان بنای عداوت گذاشته .... آخرالامر خانم پسران خود را
معه تابعان و نوکران ،از جمله علیجاه اخلاص بیگ دریغی و آقا بیگ بدلانی،انبان فسادهای او ظاهر بود و همگی را برداشته از راه تمرد و طغیان ،رفت درقریه بلیله بو لنگر اقامت انداختند .
با این مطلوب ،رای کدخدایان و زبان فرمان تالش برگردانیده که میر حسن خان را از امر حکومت معزول و میر عباس بیگ را بر حکومت اقتدار نمایند.""""
بنابر این کار میرحسن خان در خود تالش شمالي و جنوبی چندان هموار نبود و پیمان شکنان با بیگانه هم دست به یکی کرده بودند .
داستان میر حسن خان داستان یک قهرمان ملی است که چگونه بر سر خان تالش ایران پایمردی کرد ،اما اینگونه قاجار او را به روس ها بر سر پیمان ننگین ترکمانچای فروختند .
میر حسن خان تا به پایان زندگی اش فریاد بود ،فریاد کسی که تن به پیمان ننگین نداد وبرای تالش تا به پایان ایستاد .
او به راستی قهرمان ملی ایران بود ،میر حسن خان تالش به گونه ای از میرزا کوچک خان جنگلی نیز در تاریخ ایران درخشان تر و فروزان تر است . درست است که میرحسن در پی خان نشینی فراگیر خود بر همه تالش بود ،اما هرگز خواستار دست نشاندگی مردمان خود بر روسیه تزاری یا جدا شدن نبود ،بخشی از خانواده بزرگ او پدرش به تزارها پیوسته بودند و کار ساده و آسانی بودکه او با همرزمان و مردمان تالشی به آنها بپیوندد و فرمانروای تالش شمالي زیر دست تزارها بشود اما او چنین نکرد و همواره دل در خاک سرزمین مادری خود داشت .
پایان
قسمت بیستم
منبع کتاب سرنوشت جدا شدن تالش قفقاز از ایران ص ۱۰۳،۱۰۴،۱۰۵
نوشته آقای مجید کریمی نویسنده و پژوهشگر حوزه قفقاز
انتخاب متن گروه تالشه خله مجید نعمتی سیاهمزگی
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
هر روز یک مطلب در مورد تالشان
امروز
میرحسن خان تالش قهرمان مردم ایران
قسمت نوزدهم
پس از آنکه میرحسن را دست بسته به کشور باز آوردند ،او را در خلخال زندانی کردند ،احمدلنکرانی سرنوشت بدفرجام وی را این چنین گزارش کرده است: "" میرحسن خان به قرار چند ماه در آن قلعه خلخال محبوس وار مانده و از اطراف و جوانب بعضی نوکرها پراکنده بود... میرحسن خان هم بر ایشان وعده می داد که انشالله در وقت بهار از قلعه فرار کرده و به تالش مي رویم .
میرحسن خان از این دژ گریخت وخود را به آستارا رساند ،گروه بزرگی از تالش را دوباره در همانجا گرد آوردو به کوسه لر و سفید دار رسید .
گزارش رسید که نجف قلی خان با تفنگچیان خود از ولکیچ با سپاه قزلباش و سپاه نچالینگ فرمانده روس در لنکران روانه آستارا شده اند .
نچالینگ نامه به میرحسن خان نوشت و خواست که از این آشوبگری دست بردارد .اگرچه میرحسن خان زیر بار نرفت .نچالینگ از لنکران با سپاه خود به روستای سفید دار که میرحسن خان در آنجا بود نزدیک شد .شگفت انگیز آنکه دو برادر میرحسن ،میرعماد بیک و میر اسماعیل بیگ در سپاه قزاق و روس با شمشير بر دوش آمده بودند .پس از درگیری ها پياپي میرحسن خان خود را به این سوی میانکوه انداخت و یارانش نیز همگی گریختند و او را رها کردند.
میرحسن خان از شدت ناخوشی دیگر در ولایت تالش تاب مقاومت نیاورد ،آخرالامر میرحسن خان بیوتی آمد همه جماعت را مرخص کرد ،فرمودند که هر کس به طرفی جان خود را برداشته و بروند .
گفت : من هم از تالش بیرون می شوم انشالله اگر خداوند عالم فرصت بدهد ،باز هم می آیم و میرحسن خان و جمعيت همراه او رفتند به طرف مازندران .چون که پسر بزرگ فتحعلی َشاه در آنجا حاکم بود ،خان به او پناه برد .
همه کوشش های میرحسن خان پس از گریختن از زندان خلخال و نبرد در پیرامون آستارا سودمند نبود و او به مازندران گریخت ،پسر بزرگ ، فتحعلی شاه در آنجا فرماندار بود و به او پناه داد .برپایه گزارش اخبار نامه فتحعلی شاه از
میر حسن خان بیم داشت و به همین شوند ،او را دارو دادند و کشتند .
پایان قسمت نوزدهم
منبع کتاب سرنوشت جدا شدن تالش قفقاز از ایران ص ۱۰۱،۱۰۲،۱۰۳
نوشته آقای مجید کریمی نویسنده و پژوهشگر حوزه قفقاز
انتخاب متن گروه تالشه خله مجید نعمتی سیاهمزگی
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
هر روز یک مطلب در مورد تالشان
امروز
میرحسن خان تالش قهرمان مردم ایران
قسمت هفدهم
خشم میرحسن خان از واگذاری تالش شمالي وبدبینی به قاجارها
با آغاز دوره دوم جنگ های روس و ایران ،دژلنکران به دست نیروهای ایران افتاد و روس ها از همه پهنه تالش شمالي بیرون رانده شدندو میرحسن خان در لنکران جا گرفت .
اگرچه این روند در دیگر جبهه ها به این گونه نبود و در مرزها و سرزمین های دیگر ایرانیان شکست سختی خوردند و تبریز به دست سپاه روس در آمد. سران ایران پای گفتگو نشستندو عباس میرزا با پافشاری پاسکویچ فرمانده قفقاز تن به پیمان نامه ننگین ترکمانچای داد.
عباس میرزا ناگزیر همه پهنه تالش شمالي را به روس ها واگذارکرد .
این گزارش در واگذاری تالش به روس میرحسن خان را سخت خشمگین کرد. میرحسن خان از شنیدن این خبر بهت زده شد بود و میرزا خداوردی پدر نویسنده اخبارنامه رابرای گرفتن آگاهی درست از این تبانی به دیدار عباس میرزا در تبریز فرستاد.
در باریابی میان عباس میرزا و خداوردی سخنانی ردو بدل شد که گزارش آن به درازا در اخبارنامه ،نشان می دهدکه پافشاری روس هابرای گرفتن تالش شمالي سنگین بود.
عباس میرزا از سوی میرزا خداوردی از میرحسن خان خواست که تالش شمالی را به روسها واگذارکند و در تالش جنوبي خان نشين شود .
اگرچه میرحسن خان سخت برآشفت و نپذیرفت .
بر پایه گزارش اخبار نامه گفتگوی عباس میرزا وبا میرزاخداوردی به درازا آورده شده است و نشان می دهد که عباس میرزادر چه روزگار بغرنج و دردآور سردر گریبانی بود. بر پایه اخبار نامه، دیدار خداوردی نماینده میر حسن خان با عباس میرزادو بار بود .
در بار دوم دیدار ،فقط خداوردی و عباس میرزا با هم بودندوکس دیگری در این دیدار نبود .او از ناتوانی و خواری عباس میرزا در گفتگو با پاسکویج بیشتر سخن گفته است .
خدا وردی دیدار دوم را این چنین بازگشایی است :
"" دیگر ان روزدر این باب هیچ گفتگوی نکرد
و من فکرکردم نایب السلطنه هیج امر را به من اشکارنکنند ،باوجود اینکه من جهت انجام این کاربه تبریز آمده ام .
فردا علی الصباح باز نایب السلطنه ما را احضار حضورخود نمود .
من جسارت کردم همین گزارش تالش را عرض حضورنمودیم و نایبالسلطنه وقتی که عرض ما را شنید ،ساعتی سر خود را بر زمین انداخت و بعد فرمود مجلس خلوت بشود .
دیگر سوای من احدی در مجلس نمانده سرخود را برخاست ،بر سبیل تضرع به تکلم آمد و فرموده شما دو روزاست آمده اید و من از خجالت
نمی توانستم همین کیفیت را آشکار نموده باشم .
چرا که میر حسن خان به منزله پسر بزرگ خود محسوب می داشتیم و میر شمشیر من است و سبقت المجاهدین من بود """
پایان قسمت هفدم
منبع کتاب سرنوشت جدا شدن تالش قفقاز از ایران ص ۹۹،۱۰۰
نوشته آقای مجید کریمی نویسنده و پژوهشگر حوزه قفقاز
انتخاب متن گروه تالشه خله مجید نعمتی سیاهمزگی
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
آهنگ عیدانه شهرام شایان
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
هر روز یک مطلب در مورد تالشان
امروز
میرحسن خان تالش قهرمان مردم ایران
قسمت چهاردهم
جهانگیر میرزا فرزند عباس میرزا در گزارش خود می گوید که من خواسته ژنرال مایوررال را پذیرفتم و از میر حسن خان خواستم تا لنکران و همه ی پهنه ی تالش قفقاز ایرانی را به نیروهای روس واگذارد .
جهانگیر میرزا داده هایی آورده است که هر خواننده ای را با آه و افسوس همراه می کند
او مینویسد:
"" این دعاگوی دولت شاهی نیز به خواهش ایشان (ژنرال مایوررال) عمل کرده میرحسن خان را به هر نحویکه می دانست از ولایت مزبوره بیرون آورده و در محال آستارا در قریه ای موسوم به چلوند متوقف نموده بود. ""
شکست های سنگین در تبریز و پیشروی های روس در دل ایران همگی را به بیم و ترس واداشته بود .این ترس و واخوردگی و سرشکستگی و بهم ریختگی را می توان در میان در میان گزارش جهانگیر میرزا دید و خواند ،در این گزارش جهانگیر میرزا دید و خواند .
در این گزارش جهانگیر میرزا همداستانی نیروهای عباس میرزا با سپاه روس برای رفتن به لنکران و بازگرداندن میرحسن و نیروهایش به خاک ایران در مرز آستارا را با آب و تاب باز می نماید و از امپراتوری تزاری سرافکندنه دلجویی می کند ؛؛؛؛
جهانگیر میرزا فرزند عباس میرزا در جنگ های ایران و روس همراه سپاه بود ،او یادمان های خود در نیبک تاریخ نو نوشته است .
او در سال های ۱۲۴۱ تا۱۲۴۳ در این جنگ
دلاوری ها کرده بود و سالیان در تالش و دژ اردبیل را از چنگ روس ها درآورده بود .
جهانگیر میرزا این چنین با درماندگی و خواری می نویسد:
"" در این وقت که خبر قتل ایلچی از دارالخلافه شاید شد میرحسن خان به تصور اینکه منازعه فی بین دولت روس و ایران تجدید خواهد شد فرامین سابق دولتی را که در ایام منازعه فیمابین دولتین در سابق صادر شده بود.برای و اظهار نمود و چنان شهرت داد که این احکام تازه رسیده است و تفنگچیان متصرف فیه خود را جمع آوری کرده و قریب به شش هفت هزار نفر جمعیت کرده بر سد قلعه لنکران رفته لشکر روس را محاصره نموده نشست ومیرزا ابوالقاسم قائم مقام که در آن روزها کارگزار امورات آذربایجان بود در اخبار واقعه ایلچی که به این دعاگوی دولت در اردبیل کرده بود اخبار نامه را مصدر به این بیت نموده بود :
هزار نقش برآرد زمانه و نبود یکی
چنان که در آیینه تصور ماست
در این بین که اخبار نامه رسید چگونگی حرکت میرحسن خان نیز از اردبیل واضح شده این دعاگوی دولت در جواب اخبار نامه این نقش تازه را که غریب تر از حکایات دارالخلافه بود نگاشته روانه داشت . امنای دولت تبریز و سرکار نایب السلطنه از شنیدن این حکایت تازه ،دلتنگی بی اندازه نموده این دعاگویدولت شاهی را حکما و حتما به رفع این حکایت مامور فرمودند .""
پایان قسمت چهاردم
منبع :
کتاب سرنوشت جدا شدن تالش قفقاز از ایران
ص ۹۵،۹۶
نویسنده مطلب اقای مجید کریمی نویسنده و پژوهشگر حوزه قفقاز
انتخاب متن گروه تالشه خله مجید نعمتی سیاهمزگی
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan
هر روز یک مطلب در مورد تالشان
امروز
میرحسن خان تالش قهرمان مردم ایران
قسمت دوازدهم
در همین هنگام بود که کار به گفتگو و آتش بس میان عباس میرزا و پاسکویچ کشید .
بیجن خان از سوی عباس میرزا نزد پاسکویچ رفت و گفتگو آغاز شد و پاسکویچ بنای آتش بس گذارد مگر اینکه عباس میرزا ایروان،نخجوان،اردوباد، را به روس واگذارد و تالش و مغان که در زمان گفتگو های آتش بس در دست ایران بود به روس ها داده شود .
بند دوم شرایط چهارگانه پاسکویچ آن بود که تالش و مغان که هنگام مصالحه در تصرف دولت ایران است به دولت روسیه واگذار گردد . میرزا ابولقاسم قائم مقام از سوی عباس میرزا با پاسکویچ به گفتگو نشست .او از قائم مقام خواست که ناحیه تالش را که در عهد نامه گلستان به روسیه واگذارشده بود و از آغاز جنگ ایران آن جا را تصرف کردهاند، به روسیه واگذار شود.
در جنگ دوم ایران و روس ،تالش دست به دست شد .
یکی از دانستنی های ارزنده در جنگ دوم ایران و روس آن است که تالش در ایران شمالی ، میدان نبرد بود ،این پهنه به ویژه دژ لنکران هرگز جانپناه روس ها نبود و به دست نیروهای میرحسن خان نیز افتاد تا زمان پیمان نامه ترکمانچای این پهنه میدان یورش های میرحسن خان به سپاه روس بود و او در کنار سپاه ایران و عباس میرزا
می جنگید و مردمان تالش یک صدا در رکاب سپاه ایران جانفشانی ها کردند .
در سال ۱۲۰۶ رویدادها در تبریز و اردبیل و ایروان و نخجوان وقره باغ چندان خوشایند نبود.یگانه پهنه ای که در دست روس ها نیفتاده بودتالش تا لنکران و سالیان و بخشی از مغان بود .
به گونه ای دردناک نبرد به سود روس ها پیش می رفت .
گزارش پیشروی نیروهای روس ها به قراجه داغ و اردبیل می رسید که عباس میرزا که اکنون در دهخواریان (آذر شهر فعلی ) جای گرفته بود بیم کرد و از آنجا نیز بیرون آمد و به پهنه و شهر ولکیچ که در پهنه تالش بود رفت و لشکر تالش و شاهسون بودند که از او در آنجا پاسداری کردند.
باز در این جنگ دوم ایران و روس پایگاه و ایستار( موقعیت ) تالش در نگهداری از مرزهای ایران دوره قاجار با ارزش بود ..
در همین زمان بود که عباس میرزا در دهخواریان
بنای آتش بس وپیمان ترکمانچای را با رایزنی خان ها و فرماندهان خود گذاشت. این یکی از سخت ترین پیشنها ها بود .
زیرا که در زمان بستن پیمان ترکمانچای هنوز تالش شمالي با کوشش مردانی چون میرحسن خان در دست ایران بود .
در گزارش جهانگیر میرزا به درستی آمده است که بر سر تالش شمالي و فرا دست ارس چه آمد.
پایان قسمت دوازدهم
منبع کتاب سرنوشت جدا شدن تالش قفقاز از ایران ص ۹۰،۹۱۰۹۲
نوشته آقای مجید کریمی . نویسنده و پژوهشگر حوزه قفقاز
انتخاب متن گروه تالشه خله مجید نعمتی سیاهمزگی
🌺کانال تالشستان🌺اولین کانال تلگرامی تالشان،از آبان 1394 با شما
@taaleshestan