taherehdavarii | Unsorted

Telegram-канал taherehdavarii - نغمه هاى شيدايى

162

taaherehdaavari

Subscribe to a channel

نغمه هاى شيدايى

هم‌ کوه پر از گدازه شد ایرانم
هم زخمی زخمِ تازه شد ایرانم

یک‌ شب وسطِ معرکه‌ی آتش و آه
کهریزکی از جنازه شد ایرانم

#طاهره_داوری

@taherehdavarii

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

بر باد بده لحظه‌ی ویرانی را
دریاب همیشه لذت آنی را

بنویس برای حس دیوانگی‌ات
هی نسخه به نسخه خنده درمانی را

#طاهره_داوری

@taherehdavarii

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

بعد از تو جدا شده‌است بند از بندم
از هرچه به جز هوای تو‌ دل کندم

مرگ آمده تا حوالی لبهایم
دیری‌ست نفس نمی‌کشد لبخندم

#طاهره_داوری

@taherehdavarii

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

‍** یلدا از ذهن و زبان شاعران شعر فارسى؛

#سعدی
گفتمت که به یغما رود دلت سعدی
چو دل به عشق دهی دلبران یغما را

هنوز با همه دردم امید درمانست
که آخری بود آخر شبان یلدا را


#حافظ
صحبت حکام ظلمت شب یلداست
نور ز خورشید جوی بو که برآید
بر در ارباب بی‌مروت دنیا
چند نشینی که خواجه کی به درآید


#وحشی‌بافقی
هر جا روم ز کوی تو سر بر زمین زنم
نفرین کنم ارادهٔ بیجای خویش را
عمر ابد ز عهده نمی‌آیدش برون
نازم عقوبت شب یلدای خویش را

#ناصرخسرو
قندیل فروزی به شب قدر به مسجد
مسجد شده چون روز و دلت چون شب یلدا

#منوچهری
نور رایش تیره شب را روز نورانی کند
دود خشمش روز روشن را شب یلدا کند

#خاقانی
هست چون صبح آشکارا کاین صباحی چند را
بیم صبح رستخیز است از شب یلدای من

#انوری
ز آمیزش عالم و طبع عالم
دلم نفرت و طبع عنقا گرفته
شب محنت من ز امداد فکرت
درازی شبهای یلدا گرفته

#اوحدی‌مراغه‌ای
شب هجرانت، ای دلبر، شب یلداست پنداری
رخت نوروز و دیدار تو عید ماست پنداری


#خواجوی‌کرمانی
هست در سالی شبی ایام را یلدا ولیک
کس نشان ندهد که ماهی را دو شب یلدا بود
تنگ چشمانرا نیاید روی زیبا در نظر
قیمت گوهر چه داند هر که نابینا بود


#باباطاهر
شوم از شام یلدا تیره‌تر بی
درد دلم ز بودردا بتر بی
همه دردا رسن آخر بدرمون
درمان درد ما خود بی اثر بی


#محتشم‌کاشانی
من بی‌نام و نشان را به سر کوی وفا
هرکه می‌داد نشان تو غلط بود غلط
با خود از بهر تسلی شب یلدای فراق
هرچه گفتم ز زبان تو غلط بود غلط


#فروغی‌بسطامی
من از روز جزا واقف نبودم
شب یلدای هجران آفریدند

#عبیدزاکانی
ای لعل لبت به دلنوازی مشهور
وی روی خوشت به ترکتازی مشهور
با زلف تو قصه‌ایست ما را مشکل
همچون شب یلدا به درازی مشهور



#فیض‌کاشانی
چه عجب گر دل من روز ندید
زلف تو صد شب یلدا دارد


#سلمان‌ساوجی
شب یلدا است هر تاری ز مویت، وین عجب کاری
که من روزی نمی‌بینم، خود این شب‌های یلدا را


#صائب‌تبریزی
بیدار شو که در شب یلدای نیستی
در پرده است چشم ترا طرفه خوابها

🍁🍂

@taherehdavarii

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

ای کوه غرور…!بشکن این من‌ها را
آرام و صبور بشکن این من‌ها را

یک مرتبه سخت است دل از خود کندن
کم‌کم به مرور ... بشکن این من‌ها را

#طاهره_داوری

@taherehdavarii

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

هرگز دل بی‌قرار را درک نکرد
عمقِ شبِ انتظار را درک نکرد

در حال و هوای نشئگی ‌هایش بود
یک لحظه من خمار را درک نکرد

#طاهره_داوری

@taherehdavarii

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

با باور مرگ زندگی کرد و نمرد
در حسرت نان دوندگی کرد و نمرد

با این همه آسمان، پر از آزادی
در کنج قفس پرندگی کرد و نمرد

#طاهره_داوری

@taherehdavarii

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

عمری‌ست که داغِ تازه در دل داریم
کوهیم و فقط گدازه در دل داریم

از مرگ‌ِ هزار آرزو در سینه...
یک دشتِ پر از جنازه در دل داریم

#طاهره_داورى

@taherehdavarii

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

علی‌رضا قربانی
--------------------------------

چرا هنوز ادامه داری؟!
چرا هنوز ادامه داری؟!

@taherehdavarii

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

✅ چارانه‌هايی‌از‌اين‌حوالی

در شماره ۱۹۳۹ روزنامه #نقدحال

افتاده به جان‌مان فقط درد شما
خونِ دل و‌‌ غصه شد ره‌آورد شما

بدبختي و تاريکي و مرگ و‌… تنها
اين بود نتيجه‌ي عملکرد شما

#طاهره_داوری

@naghdehall

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

با سپاس از استاد بانو‌ملکشاهی عزیز و مدیران محترم روزنامه نقد حال.🙏🙏

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

آزرده و زار و خسته تحویلم داد
در خلوتِ خود نشسته تحویلم داد

یک دختر شاد وقف دنیا کردم…
یک زن، زنِ دل‌شکسته تحویلم داد

#طاهره_داوری

@taherehdavarii

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

بر شانه ى ناصبور بايد ببرد
افسرده و سوت و كور بايد ببرد

اين عشقِ محال آرزويست كه...آه
بيچاره دلم به گور بايد ببرد

#طاهره_داورى

@taherehdavarii

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

حال خوش من در گرو چشم تو بود
خورشید، شعا‌عِ پرتو چشم تو بود

هر چند که ویران شده اما، روزی
آبادی دل قلمرو چشم تو بود

#طاهره_داورى

@taherehdavarii

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

هر روز به یک بهانه غم می بارد
در باورمان گل عزا می کارد

ای کاش که این سایه ی سنگین بلا
دست از سر روزگار ما بردارد


#طاهره_داورى
@taherehdavarii

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

دیدی که نشد پر بگیریم عزیز
از آزادی خبر بگیریم عزیز

با داغ هزار ساله‌ی مانده به دل
باید چه گِلی به سر بگیریم عزیز

#طاهره_داوری

@taherehdavarii

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

بردار تو از میان‌ کم بودن را
این مایه‌ی غصه‌ها و غم‌‌ بودن را

یک‌ لحظه غنیمت است با هم بودن
دریاب فقط کنار هم‌ بودن را

#طاهره_داوری

@taherehdavarii

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

توضیح: متن از من نیست.


تصادفی داستانِ ضحاک را می‌خواندم…
نه برای سیاست، نه برای امروز، نه حتی با نیتِ مقایسه. فقط یک ورق از شاهنامه، برای دل خودم.
اما هرچه جلوتر رفتم، حس عجیبی افتاد به جانم؛
انگار این قصه را نه هزار سال پیش، که همین دیروز نوشته‌اند.
ضحاک، پادشاهی است بیگانه؛
نه از تبار این خاک، نه از جنس این فرهنگ.
می‌گویند عرب است و پایتختش بیت‌المقدس؛
شهری که خودش در طول تاریخ، همیشه بوی نزاع و سلطه و خون داده.
او با شمشیر نمی‌آید، با فریب می‌آید.
با «ترفند».
و عجبا که ایرانِ اسطوره‌ای، دقیقاً از همین‌جا زمین می‌خورد.
ضحاک در آغاز، پرهیزگار است.
نمازخوان است.
زاهد است.
اما درست همان‌جا که باید، شیطان وارد می‌شود؛
نه با شاخ و دم،
بلکه در هیأت یک آشپز خوش‌ذوق.
برای اولین بار، گوشت را وارد سفره‌ی شاه می‌کند.
پرندگان بریان، خوش‌بو و وسوسه‌انگیز.
و ضحاک، طعم را که می‌چشد، دیگر همان آدم سابق نیست.
قدرت هم همین‌طور است؛
اول فقط «طعمش» را می‌چشانی،
بعد دیگر نمی‌شود نگهش داشت.
ضحاک ذوق‌زده، آشپز را صدا می‌زند:
«چه می‌خواهی در برابر این هنر؟ زر؟ مقام؟»
و آشپز—که حالا می‌دانیم شیطان است—لبخند می‌زند و می‌گوید:
«فقط اجازه بده شانه‌هایت را ببوسم.»
چه پاداش ارزانی…
و چه بهای گرانی.
فردای آن روز، شانه‌ها زخم می‌شوند.
زخم‌ها دهان باز می‌کنند
و از دلِ بدنِ شاه،
دو مار سیاه بیرون می‌خزند.
تاریک، گرسنه، بی‌رحم.
نماد ارتجاع، ظلم، و سیری‌ناپذیری.
مارها آرام نمی‌گیرند.
میل دارند به مغز.
نه هر گوشتی؛
مغز.
جای فکر.
جای فهم.
جای اعتراض.
باز هم شیطان می‌آید، این‌بار در لباس «حکیم»:
«نگران نباش شاه!
راهش ساده است.
هر روز، دو جوان ایرانی.
مغزشان را بده به مارها،
تا مغز خودت سالم بماند.»
و از همان روز، عدالتِ ضحاک برقرار می‌شود:
قرعه می‌کشند.
بی‌طرفانه.
منصفانه.
امروز نوبتِ کیست؟
هر خانواده خوشحال است که «فعلاً» نوبتِ ما نشد.
همه می‌گویند:
«از این ستون به آن ستون فرج است…»
اما ستون‌ها زیاد نیستند.
و زمان، بی‌رحمانه سریع می‌گذرد.
سالانه بیش از هفتصد مغز جوان
خرجِ حفظِ مغز شاه می‌شود.
در آشپزخانه‌ی دربار،
دو نفر به نام ارمایل و گرمایل
وجدان‌شان قلقلک می‌گیرد.
نه آن‌قدر که همه‌چیز را به‌هم بزنند،
نه آن‌قدر که ساکت بمانند.
تصمیمی «میان‌دارانه» می‌گیرند:
هر روز، فقط یک جوان قربانی شود.
مغزش را با مغز گوسفند قاطی کنند.
مارها متوجه نشوند.
و سالی ۳۶۵ جوان نجات پیدا کنند.
اصلاحات موفق است!
مارها راضی‌اند.
آشپزها خوشحال‌اند.
و کسی نمی‌پرسد آن ۳۶۵ نفر دیگر چه شدند…
جوان‌های نجات‌یافته را شبانه روانه‌ی بیابان می‌کنند:
«فرار کن.
برنگرد.
آفتابی نشو.»
و این‌گونه است که
فرارِ مغزها
در شاهنامه ثبت می‌شود.
تا اینکه نوبت می‌رسد به کاوه.
کاوه آهنگر.
مردی که هفده پسرش
خوراکِ همان مارها شده‌اند.
دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد.
ضحاک تصمیم می‌گیرد
از مردم امضا بگیرد
که «من پادشاهی دادگرم».
صف‌ها تشکیل می‌شود.
امضا پشت امضا.
سال‌ها تکرار.
اما کاوه
نه صف می‌ایستد
نه امضا می‌کند.
طومار را پاره می‌کند.
فریاد می‌زند:
«تو بیدادگری!»
و همین فریاد،
حکومت را می‌لرزاند.
کاوه پیشبند چرمی‌اش را
بر سر نیزه می‌کند.
درفشی از دل کار و رنج.
درفش کاویانی.
جوان‌ها یکی‌یکی می‌پیوندند.
قیام آغاز می‌شود.
و من،
کتاب را می‌بندم
و با خودم می‌گویم:
فردوسی فقط شاعر نبود.
او حافظه‌ی تاریخی ما بود.
و اسطوره،
وقتی زنده است
که هنوز «جواب بدهد».

نداریم چاره مگر کاوگی
نخواهیم جان جز به آزادگی

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

از داغ‌ترین جنوب بر‌می‌گردد
دلتنگ‌تر از غروب برمی‌گردد

با یک بغل از هوای با هم بودن
آسیمه‌سر و بکوب برمی‌گردد

#طاهره_داوری

@taherehdavarii

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

یک گوشه‌ء دنج کافه‌ام این شب‌ها
بی حوصله و کلافه‌ام این شب‌ها

از جمع گریزانم و …تاجایی که
حتی خود من اضافه‌ام این شب‌ها

#طاهره_داوری

@taherehdavarii

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

@an_anjomansher 🌹

انجمن ادبی «آن»
شعرخوانی، سرکارخانم: #طاهره_داوری
دوشنبه، ۱۴ مهرماه ۱۴۰۴

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

دلتنگ تر از هميشه ام آقا جان
غم تيشه زده به ريشه ام آقا جان


محتاج ضمانت نگاهت هستم
آهوى غريب بيشه ام آقا جان


#طاهره_داورى
@taherehdavarii

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

هر چند دلم غزال آن بیشه نشد
در صحنه‌ی عشق تو هنرپیشه نشد

با این همه عاشقانه ماند و …هرگز

سنگ دل تو حریف این شیشه نشد

#طاهره_داوری

@taherehdavarii

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

با سپاس از بانو ملکشاهی عزیز و مدیران روزنامه وزین نقد حال.

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

۱۴مرداد‌ سال‌روز درگذشت حسین پناهی

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

✅ چارانه‌هايی‌از‌اين‌حوالی

در شماره ۱۹۳۷ روزنامه #نقدحال

در سينه‌ي خسته آه سردي دارم
از زخم عميق عشق، دردي دارم

در قلب شکسته از نبودن‌هايش
دلتنگي منحصر به‌فردي دارم

#طاهره_داوری

@naghdehall

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

✅ چارانه‌هايی‌از‌اين‌حوالی

در شماره ۱۹۲۶ روزنامه #نقدحال

اين عشق هويدا شدنش با من و توست
در سينه‌ى ما جا شدنش با من و توست

بغضِ غم دورى و عذاب و تب آن
بمبى است كه خنثى شدنش با من و توست
#طاهره_داوری

@naghdehall


با سپاس از خانم ملکشاهی عزیز و مدیران محترم روزنامه وزین نقد حال🙏🙏

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

ای هدیه‌ی زیبای خدا، تنهایی!
آرامش بی چون و چرا، تنهایی!

خوشبخت‌ترین زنِ جهانم وقتی…
با تو منِ تنها شده ما، تنهایی!

#طاهره_داورى

@taherehdavarii

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

چه حس خوبیه وقتی بچه‌های خوش قلب مدرسه شعرتو برای خوندن انتخاب می کنن


پلکی زد و با شیوه ی نو دلبری کرد
حال دلم را با غزل نیلوفری کرد

آمد کنار من نشست و با کلامش
دل را گرفتار تب خوش باوری کرد

با لحن آرامش دلم را برد وقتى
دلتنگی‌اش را زیر لب یادآوری کرد

احساسِ گرم دستهاى مهربانش
دى ماه دستان مرا شهريورى كرد

يك عمر كافر بودم و با باور عشق
مومن شدم وقتى كه او پيغمبرى كرد

اما نفهمیدم در این نقش کذایی
مثل هنرپیشه فقط بازیگری کرد

پايان سرد حرفهايش قلب من را
درگير درد آن سكانس آخرى كرد

يك روز بارانى گذشت از خاطرم، حيف
رنگين كمان عشق را خاكسترى كرد

#طاهره_داورى
98/7/1

Читать полностью…

نغمه هاى شيدايى

می‌گویی چرا غمگینی ؟
من آینهٔ توأم
ای وطن
!

#شمس‌لنگرودی ‎‌‌‌ ‎‌‎‌‌‎‌‌‎

Читать полностью…
Subscribe to a channel