112
انجمن فرهنگی ادبی پرواز کانال فرهنگی اجتماعی هنری ادبی تاریخی تلنگر
صبور، مثل درختی كه در آتش میسوزد
و توان گريختن ندارد
حيرت زده چون گوزنی؛ كه شاخهای بلند در شاخه گرفتارش کردهاند.
همه اين روزها چنینیم...
#شمس_لنگرودی
📚 @talang0rr
■چیزی شده؟
○نه
■اخه یه جوری هستی!
○ مهم نیست
■خب بگو ببینم چی شده
○گفتم که، چیزی نیست
■باشه. پس من میرم سرکار ...
○اوکی_تو برو برا خودت خوش باش!!
👈این قسمتی از یک مکالمه کارکتر شخصیت منفعل_پرخاشگر(passive_agresive) در رابطه ست.
@talang0rr
#روانشناسی
آشنایی با #تیپهای_شخصیتی
در کلاس درس
دکتر بهنام اوحدی
جلسه ششم
Cتیپهای شخصیتی
۷/۶
دکتر بهنام اوحدی
@talang0rr
رشد واقعی
از لحظهای آغاز میشود
که فرد ،
مسئولیت زندگی خود را میپذیرد!
تنها کسی
که نمیشود به او کمک کرد ،
فردی است
که دیگران را مقصر میداند!
#کارل_راجرز
@talang0rr
قطعه《لالایی》
به مناسبت زادروز
زنده یاد #ویگن دِردِریان
" لالایی" با شعر زیبای کارو دردریان(برادر ویگن)جزو اولین ترانه هایی بود که با ممیزی مواجه شد و تیغ سانسور تن شعر کارو را زخمی کرد...
در شعر اصلی آمده بود:
لالایی کن کودک من
دنیا بهانه ست
هر نالهی شبگیر این
گیتار محزون
اشک هزاران کودک
بی آشیانه ست...
همان اول جلوی کار را گرفتند و "کودک" به "مرغک" تغییر یافت و بدین ترتیب اجازه خواندن ترانه داده شد.
نقل است که سانسورچیان به ویگن گفته بودند که چرا مملکت را بد توصیف کردی؟ اعلیحضرت این همه موجب رفاه و آسایش شدند، در حالیکه شما سیاه نمایی میکنید و فقر و آوارگی مردم را در ترانه نشان میدهید!؟
و ویگن در جواب گفته بود:
منظورم همه جهان است و نه فقط ایران!
ترانه لالایی سمبلیک و نمادین است و به بیان فقر، اسارت، آوارهگی، گرسنهگی ناشی از جنگ اشاره دارد
@talang0rr
@CafeAvaa
بخش مهمی از یک زندگی خوب بیشتر از اینکه در گرو تلاش برای رسیدن به سعادت مطلق باشد، به دوری جستن از حماقت، بیفکری و گرایشهای عامهپسند است.
آنچه زندگی شما را غنیتر میکند، چیزهایی نیستند که به آن اضافه میکنید، بلکه آن چیزهایی هستند که از آن حذف میکنید.
📕 #هنر_خوب_زیستن
✍🏻 #رولف_دوبلی
📚 @talang0rr
#روانشناسی
آشنایی با #تیپهای_شخصیتی
در کلاس درس
دکتر بهنام اوحدی
جلسه اول
تا پنجم
@talang0rr
جلسه اول
/channel/talang0rr/7226
جلسه دوم
/channel/talang0rr/7231
جلسه سوم
/channel/talang0rr/7246
جلسه چهارم
/channel/talang0rr/7259
جلسه پنجم
/channel/talang0rr/7292
#روانشناسی
آشنایی با #تیپهای_شخصیتی
در کلاس درس
دکتر بهنام اوحدی
جلسه پنجم
🅱 تیپهای شخصیتی
۵/۷
دکتر بهنام اوحدی
❇️کلاسترB
۱-شخصیت هیسترونیک(نمایشی)
۲-نارسیستیک(خودشیفته)
✅فروغ فرخزاد
جلسه قبلی👇
/channel/talang0rr/7259
@talang0rr
اینجا
ابر
خیلی راحت به باران دروغ میگوید،
باران میداند ابر دارد دروغ میگوید،
اما باور میکند.
اینجا
باران
خیلی راحت به درخت دروغ میگوید،
و درخت به خاک
و خاک به آدمی
و آدمی به آدمی.
هی آدمی...آدمی!
سید_علی_صالحی
✅@talang0rr
#موسیقی_روز
#چشم_به_راه
#شهرام_ناظری
شاعر: نیما یوشیج
🆔 @talang0rr
قسمتی از نامه نیما یوشج به #صادق_هدایت
دوست عزیزم!
در مورد آثار شما، مخصوصا موضوع افکار آثار شما گفتنی زیاد است. اما من آن را میگذارم برای بعد. کاری که تو در نثر انجام دادی، من در نظم کلمات خشن و سقط انجام دادهام که به نتیجهی زحمت آنها را رام کردهام. اما در این کار من مخالف زیاد است، زیرا دیوار پوسیده هنوز جلوی راه هست و سوسکها بالا میروند و ضجه میکشند، مثل "واشریعتا" و "وا وزنا" میزنند ... بالاخره کار من هنوز نمودی نخواهد داشت و تا مرگ من هم نمودی نخواهد داشت. این کاریست که من برای آن تمام عمرم را گذاشتهام، بیخبر که دیگران چند ساعت را به مصرف رسانیده دیواری که من در تمام عمرم ساختهام، در یک ساعت به هم زده و معلوم نیست چه جور باید ساخت و روزی ساخته نحس آنها خراب شده ، به همین دیوار برگردند ... من مطلب را در همینجا تمام میکنم و آرزوی موفقیت آن دوست عزیز را دارم.
دوستدار شما
نیما یوشیج
این نامه ی تاریخی یکی از اسناد مهم ادبیات و فرهنگ ایران است بین دو قطب ادبی و فرهنگی ٬ «نیما» پدر شعر نو ایران و «هدایت» پیشرو داستان نویسی مدرن ایرانی ٬ آنچه خواندید مربوط به قسمت انتهایی نامه نیما به هدایت می باشد و شامل نکات قابل تاملی از آن دوران است - تاریخ نگارش توسط نیما یوشیج: زمستان ۱۳۱۵ / این نامه در کتابهای: نامههای نیما (شراگیم یوشیج) و نامههای نیما (سیروس طاهباز) آمده است.
@talang0rr
#کتابخانه_کوچک_من
✍ علی یزدانی
نیما در عمر شصت و اندی ساله ی خود که با ذات الریه در تهران به پایان رسید ساختارهای کهن شعر فارسی را که به غلط وحی منزل دانسته میشد تغییرات اساسی بخشید. شعر فارسی علی الخصوص در اواخر قاجار رو به قهقرا میرفت و تکان کوچک مشروطه نیز زیاد نمیتوانست کور سوی امیدی باشد. نیما را باید نعمتی برای ادبیات فارسی دانست. او در ابتدا ناملایمات و استهزای بسیار دید اما در مسیر خود ثابت قدم بود. حتی سرکوفتهای زنش و عصیان فرزندش شراگیم نیز او را از ادامه ی این راه باز نداشت.
امروز بیست و یکم آبان است و روز میلاد مردی از تبار اسپهبدان مازندران که شعر فارسی را جانی دوباره بخشید.
کتاب ناقوس
اثر نیما یوشیج
#نیمایوشیج
👉 @talang0rr
یاد بعضی نفرات، روشنم میدارد
اعتصام، یوسف
حسن رشدیه
قوتم میبخشد
راه میاندازد، و اجاق کهن سرد سرایم
گرم میآید از گرمی عالی دمشان
یاد بعضی نفرات
رزق روحم شدهاست. وقت هر دلتنگی
سویشان دارم دست
جراتم میبخشد. روشنم میدارد…
نیما یوشیج
‼️ سکانسی ماندگار و تکان دهنده از فیلم طعم گیلاس با نقش آفرینی «همایون ارشادی»
🟣طعم گیلاس با کارگردانی عباس کیارستمی،برنده جایزه نخل طلا جشنواره فیلم کن ۱۹۹۷ شد.
@talang0rr
اگر لازم است کسی را متقاعد کنید که دوستتان داشته باشد، هرگز شما را دوست نخواهد داشت. اگر لازم است به کسی باج بدهید تا به شما احترام بگذارد، هرگز به شما احترام نخواهد گذاشت. اگر لازم است کسی را متقاعد کنید تا به شما اعتماد کند، در حقیقت هرگز به شما اعتماد نخواهد کرد.
باارزشترین و مهمترین چیزها در زندگی، ذاتاً ماهیتی غیرمعاملاتی دارند و تلاش برای مذاکره سرِ آنها بلافاصله نابودشان میکند.
نمیتوانید برای رسیدن به خوشبختی توطئهچینی کنید؛ غیرممکن است.
📙 #اوضاع_خیلی_خراب_است
✍🏻 #مارک_منسن
📚 @talang0rr
#خوشبختی همین اطراف است
گفتگو با #ژان_ژیونو درباره خوشیهای کوچک زندگی، ۱۹۶۵
🆔 @talang0rr
تیپهای شخصیتی ۶/۷
دکتر بهنام اوحدی
کلاسترB:
ادامه بحث بوردرلاین
2- شخصیت ضد اجتماعی(نمایش یا احترام بیش از عرف و نرم جامعه -زبان بازی کلاهبرداری)
کلاسترC:
شخصیت اجتنابی(بی تحمل به نقد-مردم گریز-اویدنت)
۲-شخصیت وابسته (ترسو)
۳-وسواسی جبری
(کاری-منتقد-خشک-مقرراتی و…)
۴-شخصیت افسرده
(منفی نگر-بی تربیت - منتقد-سرزنشگر مستعد اعتیاد)
صادق هدایت:
۱-افسرده۲-اسکیزوئید
۳-وسواسی۴-نارسیسیستیک
واقعه تولد آنچنان غیر ضروری است که اگر کمی بیش از حد معمول به آن فکر کنیم، آخرش لبخندی احمقانه خواهیم زد و بس.
#قطعات_تفکر
#امیل_سیوران
@talang0rr
روی کرانه آسمان را ابرهای زرد غلیظ مرگآلود گرفته بود بطوریکه روی همه شهر سنگینی میکرد.
#بوف_کور
#صادق_هدایت
@talang0rr
از #ویگن بنیانگذار موسیقی پاپ
در ایران بیشتر بدانیم.
امروز زادروزش است
🌺🌺یادش همواره جاودان🌺🌺
@talang0rr
ویگن دردریان
ویگن در دریان در خانواده ای از ارامنه رانده شده از امپراتوری عثمانی به سال ۱۳۰۷ در همدان به دنیا آمد. پدر وی با از دست دادن خانواده اش در ترکیه به ایران گریخته و در باغ پدربزرگ مادری و یکن به عنوان باغدار مشغول به کار شده در گوشه ای از باغ اقامت گزید. پس از مدتی پدر و مادر ویگن به هم علاقه مند شده و پس از وصلت صاحب هشت فرزند شدند که ویگن دومین فرزند خانواده به شمار بھی آمد. ویگن پدرش را در حالی که ۲۹ سال داشت در اثر بیماری ذات الریه از دست داد و خانواده ی وی با چالشی جدی مواجه شدند. قر و تنگدستی آنها را به مهاجرتی اجباری به جانب مراغه وادار نمود زاون - پسر بزرگ خانواده - که در مرالله اقامت داشت پس از مرگ پدر به نوعی نان آور خانواده بود زندگی سخت خانواده، هم زمان یا آغاز جنگ جهانی دوم و اشغال ایران ادامه داشت تا این که دست سرنوشت ویگن و خانواده اش را با جوانی ارمنی به نام پاریس آشنا کرد که توانسته بود از تسویه حسابهای خونین سالهای ۱۹۳۶ - ۱۹۳۸م، شوروی جان سالم به در برد و به ایران فرار کند ،پاریس همراه خود موهبتی به نام گیتار را به
ایران آورده بود.
در آن دوران ویگن حنجره نداشت. در واقع حنجره داشت اما حنجره اش پنجره نداشت کارو - برادر ویگن در مورد آشنایی خانواده شان با باریس میگوید: «گیتار را استالین به خانه ی ما فرستاد. در مراغه بودیم که گیتار اهدایی استالین به خانه ی ما راه یافت. گیتار را جوان برازنده ای به نام باریس با خود به آشیانه ی تهی از دانه و بیگانه به ترانه ی ما آورد و تصادف
ویگن دردریان ؛ جرقه ی اولیه ی موسیقیایی وی در دوران زندگی ایشان در مراغه حادث شد
روزگار باریس را به تب عشق خواهر بزرگم - هلن - دچار ساخت و این گیتار بود که با نغمه های شب زنده دار پنجره های بسته ی حنجره ی ویگن را به سوی آفتاب باز کرد. در مراغه بود که ویگن نخستین بار ویگن شدن را آغاز کرد.»
علاقه ی ویگن به موسیقی از همان زمان و از بدوی ورود باریس به خانواده نمایان شد؛ به طوری که خواهرش - ژولیت در مورد کودکی ویگن میگوید: و آن زمان که ویگن در خانه آواز می خواند، همه با او دعوا می کردیم که چرا می خوانی ۱۲ او هم به گوشه ای می رفت و در تنهایی خودش آواز می خواند. علاقه ی ویگن به موسیقی و وجود باریس، سبب شد تا ویگن نواختن گیتار را از او بیاموزد و روزنه ای از امید بر خانواده بتابد زیرا اکنون ویگن می توانست با نواختن گیتار، تا اندازه ای صدای ناهنجار فقر و گرسنگی را در نتهای گیتارش موزون سازد و لحظاتی کوتاه خانواده را خشنود سازد.
کار و برادر ویگن و از شعرای نام آشنا می گوید:
وقتی ویگن هنوز نمی توانست کلمه ی گرسنگی را، نه از لحاظ املایی که از لحاظ مفهوم درست بنویسد وقتی که نخستین نت گرسنه ی یک حنجره ی گرسنه را با
گیتاری گرسنه در شی گرسنه خواند
جواني أن... افسوس
افسوس که به سرگذشت انسانی مربوط است
و انسان ... افسوس ... در برابر آنچه سرنوشتش می نامند.
تا پایان زندگی ... مبهوت است.
بارقه امید بر ما چشمک زد».
زیکن در ۱۵ سالگی عازم تبریز شد و پس از فراغت از کار با تشویقهای اطرافیان سر کلاس لتون گریگوریان حاضر شده و شروع به خواندن آثار آهنگسازان بزرگ ارمنی نمود نخستین اجرایش را در عروسی خواهرش هلن در سن شانزده سالگی اجرا نمود با بهبود وضع مالی ،ویگن آنها راهی تهران شدند و خوانندگی را در کافه شمیران آغاز نمود و کم کم به چهره ای هنری مبدل شد. او توانست با شعرهایی با مضمونهای تازه و ملودیهای جدید کا و با بهره گیری از تنظیم های اساتیدی چون عطاء الله خزم و استفاده از شعرهای برادرش کارو - سبکی نو ایجاد کند. در دهه های ۱۳۳۰ تا ۱۳۴۰ با اجرای آهنگ «مهتاب در رادیو به اوج هنر آفرینی خود رسید و به نوعی بنیان گذار موسیقی پاپ در ایران شد ویگن سال ۱۳۵۷ به آمریکا رفت و در همان جا ماندگار
.
شد و در سال ۱۳۸۲ ش در لس آنجلس بر اثر بیماری سرطان درگذشت.
@talang0rr
روز مرد رو به سخت كوشهاى روزگار
به با معرفتهایی كه
براى خودشون هميشه كم گذاشتن
ولى برای خونوادشون و رفیقاشون زیاد…
به همونايی كه
زندگى براشون سختی خواست
ولى هیچوقت برا کسى سختى نخواستن؛
یا اونا که زیاد به گلای فرش خونشون زل زدند ولی دم نزدند و شونه خالی نکردند
به همونایی که کودک بازیگوش درونشون رو بارها
ساکت کردند، رهاش کردند و رنجوندنش تا یکوقت زن و بچه شون رنج نکشن
به اوناییکه همه حرفای نگفته شون شد چروک رو صورتشون
و اونایی که با کم گفتنا و جلب توجه نکردنها و گذشتهای بی شمارشون
یادت میارن که
هنوز مردونگى نمرده تبريک ميگم...!
۲۸ آبان روز جهانی مرد گرامی باد
💐💕
@talang0rr
🌺رباعی شماره6️⃣
ماییم و می و مُطْرِب و این کنجِ خراب
جان و دل و جام و جامه پُر دُردِ شراب
فارغ ز امیدِ رحمت و بیمِ عذاب
آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب
#خیام
@talang0rr
#روانشناسی
آشنایی با #تیپهای_شخصیتی
در کلاس درس
دکتر بهنام اوحدی
جلسه پنجم
🅱 تیپهای شخصیتی
۵/۷
دکتر بهنام اوحدی
۱-شخصیت هیسترونیک
۲-نارسیستیک
@talang0rr
نیما یوشیج؛ صدای بیداری در شعر پیشامدنی ایران
✔️ بابک شاکر
زادروز نیما یوشیج نه فقط یاد شاعرِ «افسانه» و «داروگ» است، بلکه یاد لحظهای است که شعر فارسی از خواب هزارساله برخاست و برای نخستینبار «جامعه» را دید. نیما در دورهای سر برآورد که انسان ایرانی هنوز در آستانهی مدرنیته ایستاده بود: میان سنتی که دیگر کارکرد نداشت و جهانی که هنوز به او خوشامد نمیگفت. شعر او حاصل این شکاف است؛ شعری که از دلِ بحران هویت و زبان زاده شد.
ادامه در :
/channel/babakshakernotes/360
@talang0rr
بیستویکم آبانماه
زادروز نیما یوشیج
پدر شعر نو
بر ایرانی و فرهنگ ایرانزمین فرخنده و گرامی باد
@SevenArtsCafe
⁉️ این همان #داروگ است
که #نیما_یوشیج به آن اشاره کرده!!
✅ قورباغه درختی سبز، قورباغهای است که در طبرستان و شمال ایران یافت میشود.
در باورهای محلی این حیوان هرگاه کشته شود یا آواز بخواند، باران میبارد. این باور بومی به زیبا ترین شکل در شعر مشهور فارسی با نام «داروگ» از نیما یوشیج به تصویر کشیده شده است.
🆔 @tabiatema
🆔 @talang0rr
🌹٢١ آبان زادروز نیما یوشیج گرامی🌹
ری را
ری را... صدا می آید امشب
از پشت کاچ که بندآب
برق سیاه تابش تصویری از خراب
در چشم می کشاند
گویا کسی ست که می خواند...
اما صدای آدمی این نیست
با نظم هوش ربایی من
آوازهای آدمیان را شنیده ام
در گردش شبانی سنگین
ز اندوههای من سنگین تر
و
آوازهای آدمیان را یکسر
من دارم از بر.
یک شب درون قایق دلتنگ
خواندند آن چنان
که من هنوز هیبت دریا را
در خواب می بینم.
ری را... ری را...
دارد هوای آنکه بخواند
در این شب سیا
-او نیست با خودش
او رفته با صدایش- اما
خواندن نمی تواند.
🆔 @talang0rr
🌺🌺
یک گناه وجود داره و اون دزدیه...
سکانس و دیالوگی ماندگار از فیلم «بادبادکباز» به کارگردانی مارک فورستر که در سال ۲۰۰۷ نامزد دریافت جایزه اسکار شد. در این فیلم #همایون_ارشادی و خالد عبدالله نقشآفرینی داشتند.
#دروغ #دزدی
@talang0rr
همایون ارشادی درگذشت
🔸«همایون ارشادی» بازیگر سینمای ایران بعد از یک دوره بیماری صبح امروز دار فانی را وداع گفت.
📸 عباس کیارستمی، همایون ارشادی و داریوش مهرجویی در پشتصحنهی فیلم درخت گلابی
@talang0rr
"آغاز استعفای بهرام مشیری از خدمت در شهربانی"
#بهرام_مشیری
🍀 @bahrammoshri
@talang0rr