461
@PedramSodagari
داری بَ
✍امید.م_ مهران
🎤آقای #فرشیدفلاحی
@TaleghaniDarji
باغانی آخرین میوه
@Taleghanidarji
🔻
📌 آیین چَمچه گُلین (چمچه گُلِینُک)
این رسم و آیین که در سراسر ایران به نام آیین "باران خواهی" یا "عروسک باران" مشهور است، در طالقان هم با آداب و مراسم خاص و ویژه برگزار می شود. البته با کاهش فعالیتهای کشاورزی در منطقه و خیل مهاجرتها و تغییر فرهنگ بومی، شاهد کمرنگ شدن و فراموشی این آیین اجدادی هستیم. اما در گذشته، به کرّارت و در روستاهای مختلف و از جمله زیدشت و کولج و حسنجون، این مراسم برگزار می شده و طبق روایت و گزارشهای به دست رسیده، برگزاری آن به این صورت بوده است:
در سالهای کم بارش، تعدادی از کودکان نابالغ، (که اعتقاد بر این است به خاطر بیگناهی، پاک و ساده بودنشان در درگاه خداوند مقرب و دعاهایشان گیراست) در روستا جمع می شدند و شمایلی (عروسکی) را با پارچه درست می کردند، به اسم چَمچه گُلینک که نام محلیِ نوزاد قورباغه است و در آبهای کم عمق و عموماَ راکد رشد می کند.
البته گاهی این عروسک را زنان و دختران، با چَمچه (ملاقه) درست می کردند و به تن آن، رخت و لباسی از پارچه های رنگی می پوشاندند و شاید، وجه تسمیه این عروسک به چَمچه گلین در این باشد. (چمچه گلین به معنای عروسک ملاقه ای که رخت گلدار به تن دارد).
پس از آماده شدن عروسک، اهالی به اتفاق کودکان، در کوچه های ده راه می افتادند و به در خانه ها می رفتند و یک صدا، آوازی به این صورت می خواندند:
چمچه گلینک در اوردیم
جان دُولینک در اوردیم
الله تو بده باران
بر خلق گنه کاران
گندم کاشتیم خشک شد
هرچی داشتیم خشک شد
گُلای سرخ لاله
از تشنگی میناله
بَذرمان به زیر خاکه
از تُشنگی هلاکه
واران بیا جَر جَر
تو نودونا شَر شَر
دسته آوازه خوان به همراه عروسک، در خانه ها را می زدنند و معمولاَ صاحب خانه، مقداری برنج، یا بلغور و عدس یا نخود و مانند آن، به آنها میداد و با ملاقه، آبی به روی عروسک می پاشید.
پس از جمع آوری حبوبات، آشی با آن پخت می کردند و مقداری از آب آن را به نشانه بارش و جاری شدن باران، از ناودانها، به پایین می ریختند. همزمان دعا خوانده و به درگاه خداوند استغاثه و طلب باران می کردند و در آخر، از آشی که به صورت نذر تهیه شده بود، به فقرا، کودکان و دیگر اهالی می دادند.
در اکثر مواقع، پس از این کار، آسمان باریدن می گرفت و قطرات باران سرازیر می شد. کودکان با این کار خود که نوعی استغاثه به درگاه خدا بود، به خداوند می گفتند: اگر باران رحمت نفرستی، ما مجبور به گدایی می شویم.
جالبی این رسم در این است که تقریباً در تمامی استانها و مناطق ایران، به همین شکل و آیین مشابه، برگزار می شود. از خراسان شمالی و مازندران و گیلان گرفته تا زنجان و شیراز و کردستان و دیگر استانهای شرقی، مرکزی و غربی.
بسیاری از مردمشناسان و مورخان، این عروسک چوبی و این آیین کهن را نمادی از آناهیتا، ایزدبانوی آبها میدانند، که از آن زمان، پابرجا مانده و برخی محققان نیز، قدمت این مراسم را به زمان زرتشت نسبت دادهاند. به هرحال، آیین باران خواهی در اسلام نیز به صورت کوچیدن به دشتها و اقامه نماز باران، وجود داشته و از قدیم الایام تاکنون، به دفعات بسیار، برگزار گردیده است.
◀️ تهیه کنندگان:
فرشید فلاحی #کولج&#حسنجون
سیده مریم قادری #اورازان
@TaleghaniDarji
☂️➖🌩➖💧➖💦➖🌧➖☔️
uupload.ir/files/5qze_چمچه_گلین.jpg
این بیصَّحَب عروسُوک لابوبو کو اَشنُکی جُنّ وامیشو
اَلَک دین میدان
ما خودمان لَبلَبو داریم یه تاغار خوشمُزُگی داره
ایسه اگه نمیدانی لَبلَبو چیه این صوتَ گوش هادین تو رَ حالی گرده
#آها_عزیزجان
@TaleghaniDarji
روز خبرنُگار بر تمام زحمتکشان عرصه خبر و آگاهی روستا
نظیر این نَناکانی که نمیَلون هیچ کیشکه خبری دسشان د در شو
و وختی تو ر راهی سر مِینُن تا جیک و پوکته درنیورون ویل کُن نیَن
گرامی 😂😂🤣
@TaleghaniDarjj
از داس تا کوپا
به همت و لطفت جناب آقای محمد سوداگری
@taleghanidarji
🍁داس
🍁سو سنگ
🍁لجه
🍁بند
🍁سرکوله
🍁لوک
🍁بندتو
🍁ریسمان
🍁کفه
🍁غیاثه
🍁چمبل
🍁کمانه
🍁کشی
🍁دست او
🍁دیمنه
🍁بار دبوستان
🍁بار انداز
🍁بکندن
🍁بشکتن
🍁بوکوشتن
🍁پیش انگتن
🍁پس کشین
🍁پی بار و پیش بار
🍁هاله کشی
🍁هالا بار
🍁میانچین یا میانبار
🍁دوشاخ ، چنگر یا چنگک
🍁کوپا
@taleghanidarji
🍁داس:
داس رو که همه میدونن چی هست بوسیله اون علف رو میچیدن
🍁سوسنگ یا سنگِسو:
نوعی سنگ که خاصیت خورندگی داشت و بوسیله کشیدن روی تیغه داس باعث تیز شدن داس میشد.
🍁لجه:
بعد از چیدن علوفه آنهارا در طول زمین پهن میکردند تا علوفه خشک و سبک و قابل حمل و نگهداری برای مدت طولانی باشد که به علوفه در این حالت لَجه گفته میشد.
و روستائیان معمولا قبل از طلوع آفتاب و با استفاده از شبنم صبحگاهی و رطوبت نسبی اقدام به تبدیل لجه به بند مینمودند.
@taleghanidarji
🍁بند:
مقدار مشخص و متعارفی از علف های چیده شده و خشک شده را میگویند که بوسیله نخ یا ریسمانی از جنس علف مهار و بسته میشدند
🍁سرکوله: انتهای بالای بند اسبس با یک گره از خود علف گره زده شده. و چون گره محکمی است تمام بند علوفه تحت فشار اون محکم نگه داشته میشند. به اون میگند سرکوله.
@taleghanidarji
🍁بندِتو:
معمولا پس از خشک شدن علوفه نیاز به بستن آن میباشد و این کار در گذشته با استفاده از مقداری گیاه بلند که آنهارا به دو دسته تقسیم نموده و از انتها بهم متصل میکردند و با تاباندن خلاف جهت هر قسمت باعث پدیدار شدن ریسمانی محکم از جنس گیاه میشدند و بندها را با آن میبستند.
🍁لوک:
همان بند علف است با این تفاوت که لوک بیشتر از گیاهان خودروی کوهی تشکیل شده است.
🍁ریسمان:
طناب بلندی که یک طرف آن به حلقهای چوبی متصل است و طرف دیگر آزاد است
@taleghanidarji
🍁کمانه:
طنابی به طول حدودا ۲متر که از هر دو سو به حلقههای چوبی متصل بود.
@taleghanidarji
🍁کشی، کفه و غیاثه:
کشی ابزاری است جهت سفت نمودن بار بر روی چهارپایان که خود از سه قسمت « تنگ، غیاثه و کفه » تشکیل میشود
تنگ به بخش پَهن کشی و غیاثه قسمت فلزی آن و کفه به قسمت تنظیم کننده میزان سفتی بار گفته میشد که عمدتا از چرم یا بصورت تسمه بوده
@taleghanidarji
🍁چمبل:
از چوبی به اندازه تقریبی ۴۰ تا ۵۰ سانتی متر درست میشد که در زمان تر بودن دو سر چوب را در آب به یکدیگر میرساندند تا حلقه ایجاد شود. سپس در محل برخورد دوسر چوب، آنرا مهار میکردند تا خشک شدن آن صبر مینمودند سپس از آن استفاده میکردند
🍁دست اوِ:
اصطلاحی که به معنی پاشیدن آب با دست میباشد و برای مرطوب کردن علوفه و جلوگیری از ریختن وُل ( برگ و گل علوفه) علوفه انجام میشد. همچنین ایجاد رطوبت باعث جلوگیری از سر خوردن ریسمان بر روی علوفه میشد.
@taleghanidarji
🍁دیمنه:
مقداری علف تازه که بر روی کمانه پهن میکردند و سپس بندهارا روی آن میچیدند و در آخرین مرحله از چیدن بندها نیز روی آنها را با علف تازه میپوشاندند تا مانع ریختن و خرد شدن علوفه در طول مسیر شود به به آن دیمنه میگفتند.
🍁بار دبوستان:
ابتدا ریسمان را که دارای یک چمبل است را روی زمین قرار میدادند،
سپس کمانه را که دارای دو چمبل بود را عمود بر ریسمان پهن میکردند و هر دو لایه طناب کمانه را به نسبت قدّ بندها باز مینمودند.
در این مرحله چهار یا پنج بند علف را در ردیف اول، و به همان تعداد روی ردیف اول میچیدند
و در آخر یک یا دو بند نیز در طرفین قرار میدادند
در این مرحله با عبور دادن ریسمان از روی بار و داخل چمبلها کاملا دور و اطراف علوفه را مهار و با رفتن بر روی بار که بصورت برعکس روی زمین قرار دارد اقدام به کشیدن ریسمان و سفت کردن آن میکردند.
@taleghanidarji
🍁بارانداز:
در مواقعی که حیوان بارکش بلند قد بود مثل اسب و قاطر با را بر روی جای بلندی میبستند و حیوان را در قسمت پائین بار مهار میکردند تا بار را راحت تر بر روی حیوان قرار دهند و این محل را بوسیله سنگ و گل درست میکردند.
🍁بَکَندن:
اصطلاحا به عملی گفته میشد که فرد با گرفتن ریسمان، یک طرف بارِ روی چهار پا را به سمت خود بلند میکرد و میکشید تا بار روی پالان جا بیافتد و برای طرف دیگر هم تکرار میشد.
🍁بوکوشتن:
پس از انجام عمل بکندن دو نفر از طرفین بار روی حیوان را به سمت پائین میکشیدند تا بین بار با پالان هیچ خلائی وجود نداشته باشد ، به این عمل اصطلاحا بوکوشتن میگفتند
@taleghanidarji
🍁پی بار و پیش بار:
بستن بار به حیوان را به گونه ای که پالان و رانکی چهارپا را در بر میگرفت را گویند که باعث ثبات بیشتر بار در هنگام حمل میشد
🍁هاله کشی:
متمایل شدن بار به یک سمت و برهم خوردن تعادل بار را اصطلاحا میگفتند هاله میکشه
🍁هاله بار یا هالا بار :
در مواقعی که فردی تنها بود یا میزان بار به حد یک بار ک
telegram.me/TaleghaniDarjiPic/1569
🏴 محَرم در طالقان
● قسمت یازدهم
بعد اینکه شب دهمی آخرین سینه زنی تمان گردی، افراد ویشتری مسجد میمانن. خیلیان، شب عاشورا دی خو ندارن. همون مسجدی میان، یه پس شام میخورن، بعضی هان تجدید وضو مینن یا خودشانی نماز قضاره میخوانن یا به نیت درگذشتگانشان، چند رکعتی نماز میخوانن.
یه تعدادی، حلا به هر نیتی، شروع مینن یه جزء از قرآن قرائت مینن. اعمال مخصوص شب عاشوارا ر همه میدانیین. یه تعدادی این اعمال انجام هامیدین.
خلاصه تا نماز صبح که به جماعت خوانده میگرده و بعدش دی زیارت عاشورای امام حسین، اکثرا بیدار میمانن و به مناجات مشغولند.
آشپزخانه و کسانی که تو این بخش مشغولن دی حسابی سرشان مشغوله.
تعزیه خوانان دی مشغول تمرین نسخه هانشان که خدای ناکرده امامی مجلس تعزیه میان اشتباه نداشته باشن.
خلاصه این شب آخر یه جور شب قدر، طالقانیانی ب به حساب میا.
صبح بعد نماز بخواندن، هرکس سر مسولیتش میشو. مردم یا مسجدی میان درن یا مسجدی دری دم و آماده حرکت دسته سینه زنی هستن و برای حرکت دسته بی تابی مینن.
@TaleghaniDarji
یکی از خجیر رسمان که طالقانی میان برگزار میبی، اینه که ذوالجناح (امام حسینی اسب) دسته ای همراه میچرخانن که غالبا یه سفید اسب کفن پوش مینن و یه تزئیناتی این اسبی سر مینگنن از قبیل شمشیر و سپر و یه جفت چکمه و ازین قبیل لوازمات. معمولا بعد از حرکت دسته، اولین نوحه ای که بخواند میبو مربوط به حضرت علی اکبره. به دلیل اینکه آقا اولین شهید از بنی هاشم تو کربلا به. با این مضمون که:
ام لیلا خانه دل را ز غم ویرانه کن
نوحه بعدی نوحه حضرت علی اصغر
و بعد آن دی نوحه حضرت عباسه.
دسته ر در مسیر از قبل مشخص شده میچرخانن و مزاری سر میبرن.
معمولا سعی مینن تا اذان ظهر دسته وگرده مسجد اما اگر دیر کردن و به مسجد دی نرسن و اذان گرده، همونجه قامت دمیوندن و نمازظهر عاشورا ر میخوانن که باز این رسم از اون خجیر رسمانه. بعد نماز ظهر عاشورا، نوحه سنگینه:
آه حسین دل غمین جانب لشگر آمده
آه به جنگ مشرکین بی کس و یاور آمده
بعد این نوحه حماسی، نماز ظهر عاشورا به جماعت خوانده میگرده و پشت بندش مرثیه:
برس فریاد یا الله
که زینب بی برادر شد
بسان مرغ بی سر شد
که زینب بی برادر شد
ز هجر شاه بی لشگر
که زینب بی برادر شد
آه حسین کشته شد
سرور ما کشته شد
@TaleghaniDarji
بعد این نوحه دی آخرین نوحه بخواند میبو. معمولا عزاداران دو دسته میگردن و این نوحه ره میخوانن:
جوانان بنی هاشم بیایید
علی را بر سر خیمه رسانید
خدا داند که ما طاقت نداریم
علی را بر سر خیمه رسانیم
یک گل کنار القمه فتاده
دست از بدن گشته جدا حسینم
یک گل او قاسم داماد او
گل دگر اکبر نا شاد او
عجب گلی روز گار
ز دست لیلا گرفت
که تا قیامت گلاب
ز دست زهرا گرفت
گلهای باغ مصطفی واویلا
پرپر شده در کربلا واویلا
بعد این نوحه و سینه زنی، عزاداران ناهار صرف مینن و تا غروب دیگه مجلسی برگزار نمیبو و غروب عاشورا مراسم شام غریبان برگزار میگرده.
تو بعضی دهات خیمه و خرگاهی تش میزنن و در دهات دیگر نیز یه شمعی روشن مینن و نوحه هان حول محور اسیری رفت حضرت زینب و امام سجاد بخواند میبو.
___________ پــــایــــان ___________
✍🏻 تهیه کننده مطلب: ابوالفضل یزدانی - خُسبان
🎤 آقای فرشید فلاحی_حسنجون و سیدآباد
به همراهی گروه تولید محتوای درجی
● کپی برداری از این متن، تنها با ذکر منبع آن (کانال تلگرامی درجی) مجاز است و در غیر اینصورت، کپی کننده در دنیا و آخرت، مدیون خواهد بود. ●
@TaleghaniDarji
telegram.me/TaleghaniDarjiPic/1551
🏴 محَرم در طالقان
● قسمت دهم
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
اِنَّ الْحُسين مِصباحُ الْهُدي وَ سَفينَهُ الْنِّجاه
حسین (علیه السلام) چراغ هدایت و کشتی نجات است...
تکان باخورد، تا سر بچرخاندیم، برسیم به ایستگاه آخر: شب دهم...
ایمسالی محرم دی بیامه و دهه دی نُه روزش بُگذشت و شب دهم گِردی.. شوِ آخر. شویی که علمدار حسین، دستشِ مُشت کُرده و دورِ خیمه ها میچرخه.
آها.. قتلی شو گردی. شویی که امام و یاران با وفایش، تصمیم مِیرَن و مرگِ با عزتِ به زندگی با ذلت، ترجیح هامیدین...
بگوتیم که طالقانی میان، روز تاسوعا، دسته دَر میبرن. معمولاً همون دهی میان دی، خرج هامیدین. تاسوعای روز که تُمان گردی و برسی ییم به قتلی شو، غالب مراسمات، مثل روزهای قبل هسته. با این تفاوت که دی هرکی هرچی در چَنته داره، رو مینه. هرکس به هر دلیلی به نظر خودش، برای دریافت انرژی از این فضای روحانیِ دهه اول محرم، کَم بُندایه، سعی مینه جبران کنه. تا قتلی شو، یعنی شب دهم، هر شو برای یه بزرگواری به طور خاص، مداحی و مرثیه سرایی مینُن اما شب دهم سعی مینُن همه ی اصحاب و انصارِ امامِ یاد کنن.
بعضی دهاتان که تعزیه دارن، شو مجلس شان زودترک تمان مینُن. چون مراسم تعزیه روز دهم، برخلاف دیگر تعزیه هان، که بعدازظهر برگزار میبو، صبح کله ی سحر، یا دیه حداکثر هفت الی هشت صبح شروع میگرده. بعضی دهات، روز دهم به طور خاص، تعزیه امام حسینِ میخوانن، بعضی دهات تعزیه هفتاد و دو تن. تفاوت تعزیه ی روز عاشورا، با دیگر تعزیه هان اینه که از همه طولانی تره و سکانسهای بسیاری داره که همه میدانین، تعداد نفرات ویشتری دی این تعزیه ای میان، نقش اجرا مینُن.
جدا از طولانی بودن، یه دلیل دیگه دی این هسته که بعدازظهرِ عاشورا دی معمولاً تعزیه برگزار مینُن. حَلا یا تعزیه بازار شام، یا تعزیه خرابه شام که هر دو، از احساسی ترین تعزیه هان هسته. به همین دلیل سعی مینُن مراسم شب دهم در مسجدانِ زودتر تُمان کنن.
در دهاتی که تعزیه ندارن، ویشتر از شب های قبل، عزاداری و مرثیه سرایی مینُن. فصل الخطاب سینه زنیها دی با سینه زنی سنگین و شلنگی و نوحه ی آشنا و محزون زیر انجام میگرده:
بگریید ای عزاداران، که امشب، شب قتل حسین است
شَوید از دیده خون باران، که امشب، شب قتل حسین است
سیَه مَعجر بُود حوا از این غم، شب قتل حسین است
گریبان چاک تا دامن، که امشب، شب قتل حسین است
خلیل الله به دور کعبه گریان، شب قتل حسین است
به آهنگ حزین هاجر خروشان، دم قتل حسین است
نحوه بخواندنش دی اینه ذاکر یه مصرع ره میخوانه و سینه زنان در جوابش واگو مینن "شب قتل حسین است"
این نوحه اگر کامل بُخواند گرده، معمولاً یک ساعتی طول میکشه و بعدِ تمام شدن این سینه زنی، تقریباً مراسم تُمانه. البته این شو دی خیلیان مسجد میمانن تا خرج (غذای) روز دهم و عاشورا که همان قیمه ی معروف امام حسین هسته، ر بَپچن.
نکته مهم قابل ذکر در مراسمات روز نهم و دهم که یکی از رسومات قشنگ طالقانینه، زیارت عاشورا بخواندن هسته که صبح زود انجام میبو.
___________ادامــــه دارد ___________
✍🏻 تهیه کننده مطلب: ابوالفضل یزدانی - خُسبان
🎤 بااجرای :سیمین مصلحی(کرکبود)
شهنازسلطانیان(دیزان)
مهدی علاالدینی (هشان)
مونتاژ:مهدی علاالدینی
مرثیه خوان:علی نیازی (نسا)
به همراهی گروه تولید محتوای درجی
● کپی برداری از این متن، تنها با ذکر منبع آن (کانال تلگرامی درجی) مجاز است و در غیر اینصورت، کپی کننده در دنیا و آخرت، مدیون خواهد بود. ●
@TaleghaniDarji
🅾 روستا و روستانشینان نباید جور زباله های شهرنشینان را بکشند!:
با فرا رسیدن فصل بهار و تابستان سیل گردشگران به ویژه در روزهای تعطیل از شهر ها به روستاها راهی می شوند تا از طبیعت و چشم اندازهای زیبای آن بهره ببرند. کنار رودها، دل جنگل ها، دامان کوهساران و دشت ها و باغستان های سرسبزِ روستاها، پذیرای انبوهی از گردشگران طبیعت هستند. شوربختانه دیده میشود که بیشتر این جمعیتِ انسانی رعایت حال و روز روستائیان را نمی کنند تا آنجا که بسیاری روستانشینان از این رفتارهای نامناسب که نه تنها آرامش زندگی آنان را برهم می زنند بلکه خسارت های زیاد و گاهاً جبران ناپذیری به طبیعت وارد می کنند به تنگ آمده و چاره را در ایجاد راه بند و مانع در ورودی روستا و گذرگاه ها می بینند . از لگد مال کردن مزرعه ها و قطع شاخه های درختان و افروختن آتش و چیدن میوه های باغات گرفته تا تخریب طبیعت پاک و زیبا با انبوه زباله هایی که از خود به جای می گذارند و چهره آن را به صورت غیر قابل تصوری کثیف و زشت می کنند.
ببینیم گردشگران و طبیعت گردان با زباله های خود چه می کنند:
١) گروهی که زبالههای خود را در طبیعت رها کرده و یا در رودها و جویبارها می ریزند.
٢) گروهی دیگر زباله ها را در کیسه های نایلونی ریخته و در همان محل به شاخه درختی آویخته یا روی سنگی می گذارند و خوشنود از اینکه زباله را در طبیعت رها نکردهاند به خانه بر می گردند!!. نتیجه این جور جمع آوری زباله همانند کار گروه اول پخش زباله در طبیعت در اثر باد و یا حیوانات پس از مدتی خواهد بود.
٣) گروهی دیگر زباله های خود را جمع کرده و در کیسه های نایلونی با خود به روستا آورده و در سطل زباله می اندازند. کار این دسته بهتر و درست تر از دو دسته اول هست. اما با کمی دقت و اندیشه به این نتیجه خواهیم رسید که این کار نیز ناکافی بوده و اشکالات خود را دارد.
و اما راه چهارمی هم وجود دارد که شوربختانه خیلی کم به آن توجه و عمل می شود. همه می دانیم که زباله تولید شده توسط روستا نشینان به هیچ وجه قابل قیاس با حجم بسیار زیاد زباله توسط انبوه مردم گردشگر نیست و از طرفی روستا و طبیعت اطراف آن به هیچوجه گنجایش پذیرش زباله حتا دراندازه تولید شده توسط خود روستائيان را هم ندارد.
جمع آوری و تفکیک و باز چرخانی و دفن پسماندها در شهر ها مکانیزه بوده و سایت های پسماند دارای تشکیلات و مدیریت مربوط به خود می باشند. اما روستاها فاقد این سامانه بوده و روستا نشینان همواره با مشکل جمع آوری زباله و دفن آن مواجه اند.
بنابراین بهترین و درست ترین راه این است که: گردشگران زباله های خود را جمع آوری و به شهر محل سکونت خود برگردانند.
باید سپاسگزار بی منتِ طبیعت و فضای دلانگیز روستا و مردم مهربان و زحمتکش روستایی باشیم همینقدر که پذیرای ما شهرنشینان هستند و اجازه می دهند که در دامان آنها روزی را به آرامش و آسایش بگذرانیم و از طبیعت و چشم انداز های دلفریب آن لذت ببریم.
باید بهترین ارمغان و پیشکش ما به طبیعت و روستا و روستانشینان در پایانِ گشت و گذارمان، ترک منطقه به صورت پاکیزه و بدون هرگونه آلودگی و آسیب و تخریب باشد.
این الفبای رفتار هر فرد آشنا با فرهنگ والای محیط زیستی و گردشگری مسئولانه است!
منبع: انجمن دیدبان زیستبوم سمنان
کارگروه محیط زیست هیئت کوهنوردی استان سمنان
@Taleghaniha
@taleghanidarji
/channel/TaleghaniDarjiPic/820
🌅⛰🏕🗻🏜🏔⛺️🌄
⛳️ کوه بشین و تَره (سبزی) چینی
قسمت اول
فصل اردیبهشت با تره بچین همراهَ. البته تره ی کوه. تره بچین یکی از کارهای مرسوم همه ی طالقان هسته که جَماعتی میشُن و انجام میدین. این کار جزو کارای زنانه به حساب میا ولی مردکان دی میشن تره ای بَ. بعضی یان از این کار پول درمیورن و کمک خرج آقا و ننه و شوَرانشان هستن. خیلیان دی از همین تره بشیَن، همسر آینده شانه انتخاب کُردین چون باعث ایجاد آشنایی و صمیمیت و شناخت افراد به هم می گرده. بعضیان دی این یه خجیره تفریح سالُم هسته که روح و جسمشان ر به طبیعت بسپارُن و از یه ورزش مفرح دورهمی، لذت بَبرن.
@TaleghaniDarji
🚩 یالان کی میا بشیم تره بچینیم؟
یکی دو روز قبل از راه کَتُن، میگن ما دریم میشیم مَثل وارکَش تره ی بَ. این اعلان کُردُن بیشتر فک و فامیل نزدیک یا رفیقانی میان دَره. اگه کس دیگه ای هم بفهمُست، بخواست اوشانی همرا بشواَ مانَع نیمیبُن. مثلاَ جواَر محلیان با هم میشن. ولی این قانون کلی نی.
@TaleghaniDarji
🚩 حلا میخیم راه کوایم چی خودمانی همرا بَبُریم؟
۱- ایزارُمان (سفره) وِمیگیریم، دُلُش چن تا بالی و پنجه کش (نان) دِمینیم. چندتا کَلو پِندیر، اگه ننومان می خاطُر خیلی بخوا و خانه دی دباشَه یه کم زیله، آنم سالُمَ روغُنی زیله، نه روغُن نباتی زیله که مُفت نمی ارزه، قند و چایی٬ توت و جوز و کیشمیش، یه کیشکه قُمقمه یا بطری اُو، قَب جوش (قهوه جوش قدیمی) یا کتری هر کدامش دبه٬ یه دانه دی استکان نشکن (استیلی یا لعابی)
خا اینه خیکه بار بَ که گسنه نُمانی، حلا بسته به وضع و اوضاع جیب این بار کم و زیاد میبو. مثلاً بعضیان خرما و شکلات و بیسکوئیت و کمی مغز آجیل دی ومیگیرُن.
سنگین بار نبرین که وگرد با تره میمانین.
۲- ایسه میشیم سرِ وقتِ خود تره. یه کول توبره٬ چادر شب٬ پیش٬ کارد٬ دس چو، چندتایی گته مُشما و گونی.
قدیمان گو این همه دنگ و فنگ نداشت، کول توبره های آن چنانی داشته باشن. یه کنفی گونی رو وِمیگیتون این گوش و آن گوشُشَ یه دانه جوز مینگیَن و یه سره طنافَ این ور دِمبستان آن سرش آن ور دمبستان تا طناف در نشواَ میانش دی گونیِی درَ دمبستان.
چادر شب یا هر پارچه چهار گوش بزرگ که هم در مواقع لازم ازش استفاده کنین و هم اینکه اگه یه وَخت اندی تره بچین که کول توبره تان جا نُداشت یا سنگین گردی، بریزین اونِی میان.
پیش، پارچه ای هسته مثل پیش بند، پیشتان دمبستین امبا عوض اینکه اوزان باشه آن دو گوشش دمبستین گردنتان. حلا پیش به چه دردی می خوره؟ وختی درین تره میچینین، بجای اینکه دم بِ دِیقه، کول توبره تان وا کنین، ترانتانه دمینین پیشتان، بعد دمینین کول توبرتانی دُل. اینجوری وختتان ویشتره و ویشتر تره میچینین.
کاردم کو معلومه چیه. 🔪
دست چو٬ وختی میخین دست چو ویگیرین، چویی انتخاب کنین که خیلی کلفت نباشه، خیلیم نازک نبو٬ جنسشم طوری باشی اگه یجا مثلا وَهمنی سر (بهمن) بخواستین خوتانه حَییل کننین روش، وزمتانه تحمل کنه. بعدم اگه جک و جانور بیومه سمتتان، بتانین راست کنین و او رِ رد کنین و فراری بدین.
اینان فقط لوازم تره بچین ب تا بعد که قوانین تره بچین شمی ب بگوام.
@TaleghaniDarji
✍🏻 متن: سیده فاطمه میرتقی، اُورازان
📝 تنظیم و ویرایش: سیده مریم قادری، اُورازان
🎤 با صدای: پوریا فرامرزی، خُسبان
📸 عکس: مینا قادری، اُورازان
تهیه شده در گروه تولید محتوای درجی
همگام با شما در کوه👇👇
https://telegram.me/joinchat/BbdN3jwBxU_GaPh4ftVOlg
درود
درآستانه فرا رسیدن روز سیزدهم فروردین ماه
برای حفظ طبیعت تلاش کنیم.
#سوگند_نامهای که برای حفظ طبیعت ایران باید بارها تا آخر بخوانیم و برای همه منتشر کنیم
من یک ایرانیام!
همانطوریکه کشور ایران را دوست دارم طبیعت آنرا هم دوست دارم.
🍀فرق طبیعت را با زباله دانی می دانم. آگاهم که اگر طبیعت زباله دانی شد
دیگر آرامش وزیبایی وسرسبزی وخرمی نخواهم داشت.
🍀می دانم که رودخانه وسیله ایاب و ذهاب زباله های من نیست.
می دانم که رودخانه شاهرگ حیات بخش کوهستان است.
می دانم تمیزی رودخانه خرمی وتمیزی طبیعت است
به قول سهراب
آب را گل نکنیم
درفرودست انگار کفتری می خورد آب
🍀من هنگام ترک طبیعت به پشت سر خود نگاه می کنم، مبادا زباله ای بر جای گذاشته باشم.
چون طبیعت سخاوتمندانه زیباییش را دراختیار من می گذارد، من هم ناسپاسی نمی کنم وزباله های طبیعت را جمع آوری می کنم.
🍀من به دوستان و هموطنانم که نسبت به پاک نگه داشتن طبیعت بی تفاوت اند، با لبخند تذکر می دهم.
☘️من یک ایرانی ام ، دوستدار طبیعتم. وقتی آن را ترک می کنم، نه چیزی به آن اضافه کرده ام و نه چیزی از آن کاسته ام.
🍀من و عزیزانم در طبیعت به ستون یک و در یک راستا حرکت می کنیم تا کمتر خاک و گیاهان را لگدکوب کرده باشیم.
🍀من سخاوت طبیعت را می فهمم، آنچه از او می خواهم به من خواهد داد: لذت، آرامش، شادی، زیبایی، سکوت …
🍀من طبیعت را میراث پدران و سهم فرزندانم می دانم.
🍀می دانم یک کیسه پلاستیکی ِ کمتر در روز یعنی چه!
☘️می دانم خرید در پاکت های کاغذی و چند بار مصرف یعنی چه.
☘️می دانم کاغذ و پلاستیک و شیشه و فلز زباله نیستند.
☘️می دانم که کاغذ ِ بیشتر یعنی درخت ِ کمتر.
☘️می دانم که درخت کمتر یعنی پرنده کمتر ، و می دانم آسمان بی پرنده یعنی چه!
☘️من درس حفاظت از طبیعت را در مدرسه زندگی آموخته ام
☘️من یک ایرانی ام ، صحنه پرتاب زباله از خودرو قلب مرا می آزارد. جاده ها و ریل های آلوده در دل جنگل، دلم را به درد می آورد.
☘️من یک ایرانی ام، من حق حیات را برای همه حیوانات و گیاهان محترم می شمارم، پس هیچگاه و به هیچ بهانه ای در طبیعت، جان جانداری را نمی گیرم.
☘️من عاشق خانه و خانواده ام هستم.
پس هرگز خانه و خانواده پرندگان و حیوانات وحشی را نابود نمی کنم.
☘️من یک ایرانی ام ، من هنگام صعود، از رقص سبکبارانه پرنده شکاری در آسمان غرق لذت می شوم و لذت عکس گرفتن از او را جایگزین شکار میکنم و همچنین زیستگاهش را تخریب نخواهم کرد.
☘️من هنگام پیمایش دره ها از آواز آن سُهره رنگین بال مسحور می شوم، پس جوجه هایش را به خانه نخواهم برد.
واز پرواز عقاب اوج گرفتن را می آموزم.
☘️من یک ایرانی آم ، یک طبیعت گرد!
نابودی نسل یوز ایرانی، گور ایرانی و رو به زوال رفتن حیات وحش سرزمینم، قلب مرا می خراشد!
☘️من یک ایرانی ام ، من از شکار و شکارچی بیزارم.
☘️من نیازی به گوشت قوچ و کبک و گراز وحشی ندارم.
☘️من یک ایرانی ام . من از تماشای جان کندن حیوانات وحشی لذت نمی برم
🍀من یک ایرانی ام . ردپای زباله راتابلندترین قله ها و پست ترین دره ها و دورترین کویرها و انبوه ترین جنگل ها دیده ام و از خود پرسیده ام: جز انسان چه کسی به اینجا دسترسی دارد؟
☘️من نمی توانم همه را اصلاح کنم. نمی توانم به همه تذکر بدهم.
اما از خودم شروع خواهم کرد.
از اصلاح خود.
محافظ طبیعت آسیب دیده ایران باشیم .
طبیعت همه زیبایی ها وثمره هایش را سخاوتمندانه دراختیار ما می گذارد
پس ماهم با طبیعت جوانمردانه رفتار کنیم.
@TALEGHANIDARJI
شادند جهانيان
به نوروز و به عيد
عيد من و نوروز من
امروز تويى …♡
┏━━ 🍃🌷🌿🌷🍃 ━━┓
#نوروز_مبارک_و_ایام_به_کام
┗━━ 🍃🌷🌿🌷🍃 ━━┛
@TaleghaniDarji
شاهنامه فردوسی - قسمت پنجم - پادشاهی منوچهر
#شاهنامه
@TALEGHANIDARJI
شاهنامه فردوسی - قسمت سوم - پادشاهی ضحاک
#شاهنامه
@Taleghanidarji
🌴☀️☁️
داری بَ
آن شو، چه شویی بَ...
خسته، ناراحت، کَرکَتال، یه داری دَم اُستام. التفات کُرد. شاخه هانشی همراه، بی ریا منه نوازش کُرد، خسته گیمِ بگیت.
روزان میشیم دار لم هامیدام. شاخه هانشی سر بُرمه میکردُم. یه مدت کارم همین بَ...
دار منی مونس و پناهگاه گردی بَ. هر وقت دلم میگیت، میشیم داری ور مینیشتُم.
دار دی بلند مغرور نفس میکشی. اویی نفسی همراه، منی وجود عطر میگیت. دار دی منی رفیق گردی بَ، منی پُشت و جان...
زمینی بیخ و ریشه ش دِ بگیر تا شاخ و برگش، آسمانی تُک و دوست داشتُم.
با اینکه دست نداشتم، لمسش کنم. ای دست بکشم تنه شی سَر و چُشمانم دی کور بَ و سو نُداشت بینمَش...
با اینحال، خیلی خوب و خُجیر میدانستُم که دار بَ و حُکماً یه قشنگه دار....
امشو وَختی بَرسیم وعدگاه، یه مردک حس کُردم که تبر دستشی میان دَبه و شیطانی جور میخندی... دلم لرزه بیگیت... دل...دلم هُرّی بریت زمینی سر... مردُکی ریسه بخندین، دلمی بندِ پاره کُرد...
نمیدانم، هرچی بو بکشیم، دار دَنبه...
منِ حالیم نگردی و نفهمستم، دار بشی بَ یا...!!!؟
دار خیلی خوش داشتم...
🍃🌲🌴 نوشته: امید.م - مهران
✍🏻 برگردان: #ابوالفضلیزدانی - خسبان
🎤 با صدای: #فرشیدفلاحی - کولج
برای درخت
آن شب چه شبی بود!
افسرده حال و لنگ لنگان، در کنار درختی ایستادم که نوازشم کرد. شاخه سار محبتش را بی دریغ به سر و رویم بارید و از خمودگی نجاتم داد.
روزها به درخت تکیه کردم و تکیه کردم، سر بر شاخه های بلندش، اشک ریختم و مویه کردم.
مدتها درخت مأوا و پناهگاهم بود و ترس از هیچ نداشتم.
درخت پر غرور گاهی نفسی میکشید و ریه هایم را عطر آگین میساخت.
درخت دوستم بود و توانم بود. ریشه ها و ساقه و شاخ و برگش را دوست داشتم هر چند دست نداشتم تا کمی لمسش کنم و چشم نداشتم تا ببینمش. فقط میدانستم درخت بود و چه زیبا بود.
امشب اما به میعادگاه که رسیدم، مردی را حس کردم تبر به دست که میخندید. خنده هایش بند بند وجودم را آزرد و مرد رفت.
هرچه بو کشیدم درخت نبود. امشب درختم نبود، ومن ندانستم درخت رفته بود یا...
درخت رو خیلی دوست داشتم...
┏━━ 🍃🌴🌳 ━━┓
@TaleghaniDarji 👈 لینک درجی 👈
┗━━ 🎼🎼🎼 ━━┛
telegram.me/TaleghaniDarjiPic/1620
آئینِ بارانخواهی در گرشاسبنامه
آدمی از دیرباز چشم و دهانش به آسمان بوده، و در خشکسالها خصوصاً سادهلوحانه و از سر بیچارگی با به جای آوردن آداب و رسومی ویژه، از آسمان باران میطلبیدهاست.
رَدّ و پی چنین آداب و آئینهایی در متون کهن ادبی هم دیده میشود. گرشاسب در گشتوگذارهایش در هند و گزارش شگفتیهای آن سامان به جزیرهٔ تاملی میرسد؛
سوی تاملی شادخوار آمدند
به نزدیک دریاکنار آمدند
پُر انبوه مردم یکی جای بود
همه بومشان باغ و کشت و درود
گرشاسپ میگوید تنها بار اندوهی که دل هندوان تاملی را مکدّر میداشت، چشم دوختن به آسمان و انتظارِ بارش باران بود؛ چرا که آب شُرب و کشتوکار آنها فقط از باران فراهم میآمد:
چو باران نبودی جگر تافته
بُدندی لب از تشنگی کافته
گرشاسب از تاملیان میپرسد اگر باران نبارد “چه سازید کار؟”
پاسخی که مردمان تاملی به گرشاسب میدهند شرح یکی از آئینهای طلب بارانِ هندیان در روزگاران کهن است. بر اساس شرحی که اسدی توسی به نظم کشیدهاست آنها لوحی و بُتی داشتهاند؛ لوحی از جنس مس که با خطی مانند خط یونانیان، چهل حرف و شش پیکره بر آن نقش کردهبودند، و بتی ساخته شده از چوب بَقَم.
زنان و مردان تاملی در موسم خشکسالی با بر سرگرفتن این دو شیء نمادین بر بام میرفتند و به شرحی که میخوانید باران طلب میکردند:
به باران چو داریم گفتند کام
برآریم این لوح و بت را به بام
پس این لوح و بت را بهسر برنهیم
نیایشکنان دست بر سر نهیم
برهنه زن و مرد هر سو بَسی
اِزاری زده بر میان هر کسی
بگرییم و آریم چندان خروش
که دریا و کُه گیرد از ناله جوش
همان گه بر آید یکی تیرهابر
کند روی گردون چو پُشتِ هُژَبر
چنان زآب دیده بشویَد زمین
کزو موج خیزد چو دریای چین
ظاهراً این ادّعا برای گرشاسپ پذیرفتنی نیست، پس برای اطمینان قلبش میخواهد که این کار را در حضور او آزمون کنند:
یَلِ نیو گفتا کنون کایدریم
کنید این، که بیآزمون نگذریم
امّا:
نگیرد چنین چاره، گفتند ساز
جز آن گه که باشد به باران نیاز
کنون کآبمان هست، دَه رَه به هم
گر آییم، نآید یکی قطره نَم
گرشاسبنامه، حکیم أبونصر علی بن احمد طوسی، به اهتمام حبیب یغمایی، کتابخانهٔ طهوری، تهران، ۱۳۵۴، صص ۱۸۸-۱۸۷
@taleghanidarji
آهنگ زیبای بختیاری *کوروش بزرگ*
*به مناسبت هفتم آبان روز جهانی کوروش بزرگ*
*با صدای حسین عباسی*
@TALEGHANIDARJI
طالُقانی باهوشَ وچان جواب هادَن
عموجانی کیسه ای میان چی دره؟
🍏 سیف
🌰 جوز
🥔 سیبزینی
🍅 گوجه
@TaleghaniDarji
📸 عکس از: علی معصومی
سرچشمه های فردوسی شناسی
نویسنده:دکتر محمد امین ریاحی
مطالعه این کتاب برای همه علاقمندان و عاشقان شاهنامه فردوسی بسیار سودمند خواهد بود.
بسیاری از اساتید شاهنامه پژوهی مطالعه این کتاب را در شناخت بهتر و درک مفاهیم ارزشمند جاری در شاهنامه فردوسی راهگشا دانسته اند.
#شاهنامه_فردوسی تاریخ و فرهنگ و گنجینه ادب و خرد و حکمت ایرانیان و چه بسا تمام جهانیان است.
@TALEGHANIDARJI
امل نبود کاربرد داشت
به گونه ای که در هر طرف تعداد ۳ بند قرار داده میشد و معمولا یک نفر قادر بود آنرا روی چهارپا قرار دهد همچنین برای حمل و نقل انواع کیسه، مالِشام و ... از این تکنیک بار بستن استفاده میشد
@taleghanidarji
🍁میانچین یا میان بار:
به باری که در بین دوطرف هاله بار قرار میگرفت میان بار یا میانچین میگویند.
🍁دوکل چنگر یا چنگک:
وسیله ای چوبی با طول حدود ۲/۵ متر که بوسیله آن بندهای علوفه را از محل تخلیه بار به پشت بام منتقل میکردند
@taleghanidarji
🍁کوپا:
به نوعی به انبار علوفهای گفته میشد که بر روی بام طویله ها قرار داشت و از چیده شدن بندهای علف بر روی هم تشکیل میشد و چیدن کوپا هم نیاز بسیاری به مهارت داشت و در صورت عدم مهارت بالا بردن ارتفاع کوپا میسر نمیشد
ارتفاع کوپا در طالقان گاهی به حدود ۶ تا ۱۰ متر نیز میرسید
محمد سوداگری
@taleghanidarji
خالُک پُسرُم مینی خاطُرِ میخواست.مُن دی او رِ دوست داشتُم
یِگ سال تابُستان،بیامیبییِیم طالقان، عروسی یکی از فامیلان. شو کو عاروسه بیاردُن زامایی خانه و شُلُغ پُلُغ گردی، بِیدییَم یه گوشه اُستایه و دَره مُنو نُگاه مینه. مُن دی یواشکی بِشیَم هامون وَر و اویی نزدیک اُستام. بعد نوبه رَخص عاروس و زاما گردی. اوشان که رخصِشانه شروع کُردُن،بیومی مینی بیخِ گوش و در حالیکه عاروس و زاما ر نُشان هامیدا بگوت: مینی آرزو اینه یه شو هامون جوری تییِی همراه بَرخصوم!
البت چون سرصدا زیاد بَ اینه رِ بلند بگوت.
همان دم یکی بِزی اویی پَس کله و بگوت: غلط مینی سره خور! پِدَسوخته هنو تُنبانِتِ جَر نَکشییِی مینی بِ خاطُرخواهی مینی؟ بَشو گُم گَرد نِینُمت!
بِیدییَم اِی امان، آقاشه.
خلاصه مُن دی اویی چُشمانی پیش دِ خودِمِ گم و گور کُردُم.
چند سالی بُگذشت. درسمانِ بُخواندیم. او بَش سربازی و مُن دی دانشگاهِ تُمام کُردُم و بالاخره خالُکُم رسماً بیامی مُنُ خواستگاری کُرد.
شوِ عاروسیمان،شوهرخالُکُم بیامی مایی وَر بگوت:خا ایسه پایستین بشین بَرُخصین که میخوام پُسرمی آرزو رِ تُماشا کُـنُم!
🍃🌺 دلهاتان شاد
@TaleghaniDarji
📸پژمان بیضایی
محرم درطالقان
قسمت10
#رادیو_طالقان
مرثیه خوان:علی نیازی
نویسنده:ابوالفضل یزدانی
اجرا:
سیمین مصلحی
شهنازسلطانیان
مهدی علاالدینی
مونتاژ:مهدی علاالدینی
باتشکر ازفرشیدفلاحی
@TaleghaniDarji
@taleghaniha
ضمن عرض تسلیت و تعزیت به مناسبت فرارسیدن ماه محرم و ایام شهادت حضرت اباعبدالله الحسین، توجه شما را به مطلب پیشِ رو جلب مینماید که در این روزها، نمودِ بیشتری در زندگی ما دارد.
#طالقانی_درجی
🏴 مُعضلی به نام «ظروف یکبار مصرف»
واقعا زیباست، این سفرهها و این همدلیها. سفره های طعام و برکتی که در ماه های محرم و صفر و ماه مبارک رمضان و سایر ایام، در اکثر روستاهای طالقان گسترده هستند.
اما آیا تا به حال از خودمان پرسیدهایم که این ظروف یکبار مصرف پس از مراسم چه میشوند؟
من به شما میگویم که این ظروف، در نود پارچه روستای طالقان، در کوه و دشت رها میشوند!!
پس از جمع آوری از مساجد به سطل زباله و سپس آخر هفته توسط خودروی حمل زباله روستا به درهای در نزدیکی روستا منتقل شده و یا بهتر بگویم که رها میشوند.
پس از مدتی، عفونت و شیرابههای این زباله، به باد و آب و خاک و حیوانات و محیط زیست تحویل داده میشوند!
آری، جمعآوری و دفع زباله، یک خودفریبی است و به عبارت دقیقتر زبالهها فقط از جلوی دیدهگان و انظار برداشته میشود، بی هیچ دفع و از بین رفتن.
مدتی است در یک یا دو روستا در طالقان، طی یک حرکت فرهنگی، مساجد از ظروف یکبار مصرف استفاده نمیکنند و برای مراسمها ظروف عادی خریداری شده است. این امر البته اندکی و فقط اندکی، به زحمت بانیان مراسمات اضافه میکند اما مادامیکه در طالقان یک سیستم جمعآوری و دفعِ صحیحِ زباله به وجود نیامده و در طی آن، تفکیک و بازیافتی هم وجود ندارد، یقیناً چنین حرکات فرهنگی، نشان از بصیرت و سطح بالایِ فرهنگ آن مردمان دارد.
امیدواریم روزی فرا برسد که این معضل وحشتناک، در دره طالقان و بلکَم در سراسرِ گیتی از بین برود و اولین قدم حصول این نتیجه خواست و اراده جمعی مردمان این دره سبز است. خواستی که مراجعِ ذی صلاحِ مسئول را به تکاپو و دغدغه بیاندازد به عقلانیت و هوشمندی و خدمتِ خردمندانه بینجامد.
فراموش نکنیم که اگر بنا را چون امروز بر سیر طبیعی تجزیه این زبالهها در طبیعت بگذاریم، حدوداً دویست یا سیصد سال دیگر نوادگان و نبیره و ندیدههای نسل بعدی میتوانند از زیر خاک، ظروف افطاری نذری اجداد و نیاکانشان را بیرون بیاورند و ظرف ماستی کثیف و تجزیه نشده را به یادگار داشته باشند!!
البته اگر تا آن زمان، خاک و زمینی برای آنها مانده باشد و چه بد اجدادی بودیم و چه بد آثاری از خود به جای گذاردیم.
من، تو، ما، همه مقصریم. باشد که به خود بیاییم.
✍🏻 به قلم: آقای حامد نجاری
(اهلِ آبادیِ گورانِ طالقان)
@TaleghaniDarji
____ 🏴🍃🖤
http://s11.picofile.com/file/8405276376/%D8%B3%DB%8C%D8%BA.jpg
امروزتان خیلی مُبارُک
میدانید چیب؟
چون امرو علاوه بر اینکه تقویمی میان بنوشتیه: روز بزرگداشت عطار نیشابوری هسته، یه جشن طالقانی دی داریم.
🌺 جشن پنجه پیتُک 🌺
ایسه شمایی بِ مختصر میگواَم این جشن چیه و دَرِش چیا مینُن.
پیتک(pitok) در گویش طالقانی دارای سه معنی مختلف می باشد.
۱- جلیقه نمدی بدون آستین که آن را روی لباس میپوشند.
۲- پنج روز آخر فروردین.
۳- تره صحرایی که در اوایل بهار می روید.
4- در زبان طالقانی به خواب کوتاه، چرت، خواب سرپایی، پیتکی خوو نیز می گویند.
طالقان که سردسیره جا هسته، در اصل بُهارش با اندکی تأخیر شروع میبو. ایرانیان باستان دی کلاً 12 ماه سی روزه داشتُن و چون سال 365 روز هسته، 12 تا سی روز میبو 360 روز و آن پنج روز آخر ساله پنجه میگوتُن و جشن میگیتُن. اما جشن پنجه در طالقانِ سردسیر، با یک ماه تأخیر شروع میبو یعنی از 25 فروردین و به آن جشن پنجه پیتک میگون. مردم طالقان این پنج روزه مثل یه هدیه خدایی میدانُن و اونه رِ نه تنها جزوِ سال حساب نمینُن بلکه حتی عمرشانی میان دی حساب نمینُن و خودشانی به میخوانُن: پنجه نه روی سال دره، نه روي ماه نه روي روز، خوشي و عيش ها كن هر شب و روز
@TaleghaniDarji
طالقانیان اعتقاد دارند هرجوری که پیتکشان بگذره، تمام سالِ در پیش رو، همانجوری میگذره، لذا سعی مینُن خجیره کارانه انجام هادیَن تا سالشان خُجیر گرده. از جمله رسوم طالقانیان در این جشن، اینان هسته:
1- پیتک گشت: گشت و گذار خارج از روستا که به قول اهالی شگون داره.
2- پوشیدن لباس نو و تیمیز
3- باخوردُنِ خجیرترین غذاها و 25 قلم از خوراکیان (شامل او، نان و نمک) که بدنشانه قوی کنه و سالم بمانُن و بقول امروزی طبیبان، سلامتشانه بیمه کُنُن.
4- بیدار بُماندن و از چُرت و بیحالی پرهیز کُردُن
5- آشتی کُردُن و رفع کدورتها و صلح و صفا
6- آزار نرساندن به حشرات و حیوانات نظیر مورچه و زنبور (عقیده شان اینه باکُوشتُن حشرات موذی در پیتک، باعث ازدیادشان میگرده)
7- تعطیل کُردن کارهای ناتمام و پرهیز از ببافتن و بدوتُن (عقیده دارُن کلاً هر کاری که درِش گره دَره مثل بدوتُن، باعث میبو کارشانی میان گره دکوئه و امورشان پیت باخوره!)
8- بپُتُن نان مخصوص (پیتک کُلاس، اگردک، گرد)
9- باخوردُن غذای مخصوص (پیتک پلو)
10- فرستادن مجمعه برای نو عروس، نُمزه و والدین پیر و اوشانی که با هم قهرُن برای آشتی.
11- کوُشتی گیری (مردان با هم کوشتی گیری و زورآزمایی مینُن).
12- تُ باخُوردُن جوانان که عقیده دارِن گره کارشانه وا مینه و به مُرادشان (که اکثراً گیرُردُنه خجیره همسر هسته) میرسن.
13- جمع آوری آب نیسان که میگوان خیلی شفا دار و خاصیت داره.
@TaleghaniDarji
تهیه متن: سیده مریم قادری، اورازان
با سپاس از آقایان سید احمد وکیلیان، احمد لهراسبی،
خانمها سیده فاطمه میرتقی و سحر سیدعلیخانی
و گروه تولید محتوای درجی
@TaleghaniDarji
/channel/TaleghaniDarjiPic/496
🕊 طالقانی بعضی پرندگان
غراب، قلاچ، کوشکوروت، زاغی
قسمت اوُل: بیان ویژگیها و مشخصات ظاهری و رفتاری
@TaleghaniDarji
عرضم به حضور انور دوستان که مایی طالقان، سه دسته از کلاغان زندگی مینن، همین سه دسته اسامی زیاد و متنوعی دارُن که در دهات و گویشها مختلف فرق مینه. غُراب، کلاغ، کوشکرود، کشکریک، کوشکوریت، سیاه غُراب، غُلاچ، زاغ، زاغچه.
اولیش غُرابه که سَرُش سیاه هسته و کله به جیر خاکستری و از همه گت تر و پیلتر. غُراب وقتی پیر میبو، رنگش دی عوُض می گرده. از سیاهی تا خاکستری، ویشتر کوهی میان زندگی مینه و دهی طرف نیمیا.
دویُمیش غُلاچه که یا یه دست سیاهه یا نوعی از آن دی سفید و سیاه هسته و از غراب کیچیکتره، نوکُش قُرمُزه و گاهی دی زرد و در بسیاری جاهان زندگی مینه.
سویُمیش از همه شان ده قشنگتر و کیچیکتره، یک نوع زاغی به نام کَشکَرَک، یا کوشکوروت یا کَشکریک، اینه مهمان همیشگی ده و مردم هسته. کَلَ چُشم و قاتل کشک، یه ضرب المثل دی دره که میگو: مثل اینکه تا به حال کوشکورتی ور کشک افتو(آفتاب) نوکردی ییه! اما به گمان اهالی خوش خبر و خواندنش شگون داره.
@TaleghaniDarji
این کوهپایه مردم ترک زبان اطراف طالقان، مثل هیو شلمزار و خور و اون وَران، به ترکی، کشکورت ره میگن ساغ ساغان. دلیلش اینه که صداش، کلاغی همراه فرق داره. کلاغ میگو: غارغار، کشکورت میگو: ساغ ساغ. ولی اینی صدا ره طالقان ده دقت کنی مینی کو صداش همون اسمشی جوره, یعنی یه جورایی "کیش کیش" میخوانه. حالا نمیدانم مایی اُسم گذاری درست تره یا طالقانی کشکورتان با لهجه تاتی میخوانُن و اینورانی کشکورتان با لهجه ترکی!
ضمناً غُلاچی صدا قچ قچ جوره و برخلاف کلاغ که گوش خراشه، غُلاچی صدا دلنشینه.
غُرابان، مخترع آپارتمان نشینی هستُن، حتی دیدن کو بالای پنجاه تا لانه، یه داری سر دَره. کلاً کلاغان علاقه عجیبی دارُن که بلندداری سَر لانه بسازن علی الخصوص گته بلند چنار.
@TaleghaniDarji
غُراب قاتل ماهر (مار) هسته. به پنیر، صابون، طلا و برق زدنی ها علاقه داره. صابون دی از این جهت دوست داره کو از جنس چربی هسته. اصلاً حکیمان میگوئن اگه میخوای بِینی صابونی سالم و خوبه، بین کلاغ میبره یا نه.
غراب متخصص جوز بخوردنه، يه جورى جوزُ دارى سر، سوراخ مينه و ميخوره كو جوز جدا نمى بو و جیر نیميكوئه.
کلاغان کلاً به دلیل اتحادشان هم عقابو حریفن هم شاهین و قرقیره. عجوبه ای هستن خودشان به. یه سبزی صحرایی دی داریم به نام غلاچ پا.
@TaleghaniDarji
کلاغانی راه رفتن دی مخصوصه و با بقیه پرندگان فرق مینه. يك ضرب المثل دى هسته كو غراب بيامه زَرُچى راه بِشيَنه ياد گيره، خودشى راه بِشيَنَم يادُش دَرش.
کلاغان غیرتی دی هستن. من تا به حال نشنوستم کسی بگو که جفت گیری کلاغُ بِدیه. ضمناً باوفا و عاشق پیشه دی هسته. با همون یک دانه جفت تا آخر عمر سَر مینه. تو کار طلاق و طلاق کشی دِنی.
کلاغان تقریباً همه چیز میخُورُن. آت و آشغال و مُردار آدم و حیوان بگیر تا ته مانده غذا و نان. از آنجا که حیوانَ مُردار خوری عمر زیاده، خیلی دی عمر مینه، بَلکَم تا سیصد سال دی بوگوت گِردیه.
الهی که کشکوروتانی که بامتانی سر میا و میخوانه شمایی به بهترین خبرها رو بیوره.
با سپاس فراوان از گروه تولید محتوای درجی
@TaleghaniDarji
🕊🕊🕊
http://uupload.ir/files/46uh_downloadfile-1.png
مادرم گندم درون آب میریزد
پنجره بر آفتاب گرمیآور میگشاید
خانه میروبد غبار چهرهٔ آیینهها را میزداید
تا شب نوروز خرمی در خانهٔ ما پا گذارد
زندگی برکت پذیرد با شگون خویش
بشکفد در ما و سرسبزی برآرد
ای بهار، ای میهمان دیرآینده!
کمکَمَک این خانه آماده است
تک درخت خانهٔ همسایهٔ ما هم
برگهای تازهای داده است
گاه گاهی هم
همره پرواز ابری در گذار باد
بوی عطر نارس گلهای کوهی را
در نفس پیچیدهام آزاد
این همه میگویدم هر شب
این همه میگویدم هر روز
باز میآید بهار رفته از خانه
باز میآید بهار زندگی افروز
#سیاوشکسرایی
@TALEGHANIDARJI
🔥 ⚡️💥 آداب چهارشنبه سوری در طالقان 💥⚡️🔥
1- در شب چهارشنبه سوری (کُل چارشمبه)، کله پاچه میخُوردُن. یه جور، سورپرایز اهل خانه بَه، چون اون زمانان، اندی تنوع غذایی دنبه کو، کله پاچه رِه چاچی کین اُوزان میکُردُن تا کُل چارشمبه ای شو برسه، هر شو باخُتنی وقت، سیاه تیرانی میان، یه چرخی میکُردُن تا بینُن اوشانی کله پاچه دَرِه یا دِنی. این کله پاچه دی اندی دود میخورد، اِچین سیاه میگردی سیاه چرمی لنگه. امبا چنان بامُزه میخوردُن و شکر خدا میکُردُن انگار طعام بهشتیه، بلی عزیزان، آن زمانی آدُمان ناشُکر نَبین.
2- قدیمان کوچانی میان نخ دمیبستُن و نیت میکُردُن تا مشکلاتشان حل گرده و حاجتشانه خدا هادیه. وچان دی وقتی میخواستن خانه دِ دَر شُن، ننه شان سفارش میکُرد مواظب باشید کسی یی نخی میان دنکویین و اونه رِه پاره نُکُنین. میگوتُن چُله درمی کوئین.
@TaleghaniDarji
3- یه کار خوب قدیمی طالقانیان این بَه کو از تشی که چارشمبه سوری یی بَه روشُن میکُردُن، از آن تَش، یه چراغ یا فانوس یا گردسوزی چیزی روشُن میکُردُن و فتیله شه جیرد میکشیَن و میداشتُن تا سیزده بدر روشُن بُمانه.
قاشق زنی و شال اندازی: وَچان جمع میگردیَن و دوتاکی یا دسته جمعی میشیَن همسادانی بومی سَر، از درجی شال جیر مینگیَن و اهالی خانه دی اوشانه خوراکی هامیدان. گاهی دی یه کاسه ومیگیتُن و سرشانه یچی میکُردُن تا دیمشان پیدا نباشه، میشیَن در خانه همسادانِ میزیَن و خوراکی میگیتُن. ﺩﺭ طالقان ﻣﺮﺳﻮﻡ به ﻛﻪ ﺷوی ﭼﻬﺎﺭﺷﺒﻪ ﺳﻮﺭﻱ، ﺑﻪ ﻳﻚ ﺭﻭﺳﺮﻱ ﮔﻠﺪﺍﺭ ﻭ ﻳﺎ ﻛﻴﺴﻪ ﻣﺘﻘﺎﻝ ﻧﺨﻲ ﻭ ﻳﺎ ﻳﻚ لنگهﺟﻮﺭﺍﺏ ﭘﺸﻤﻲ ﺭِ ﺑﻪ ﺭﻳﺴﻤﺎن دیموستن، اونه از ﺩﺭﺟﻲ میان خانان میرستان، ﺻﺎﺣﺒﺨﺎﻧﻪ دی بنا به وسعش یه چیزی اون میان به چی همینا، صابﺧﺎﻧﻪ ای بَه ﻣﻬﻢ بَه ﭼﻪ ﻛﺴﻲ ﺩﺭ پشت بامه. ﻣﻌﻤﻮﻻً ﭘﺴﺮﺍﻥ نُمزه دار، ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﺭﻳﺴﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﻣﻨﺰﻝ ﻧﺎﻣﺰﺩ ﺧﻮﺩ ﻳﻚ ﻫﺪﻳﻪ ( ﻋﻄﺮ،ﺭﻭﻏﻦ ﺻﻮﺭﺗﻲ، ﺁﻳﻨﻪ، ﺭﻭﺳﺮﻱ ....) ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﺴﺮ ﺁﻳﻨﺪﻩ ﺧﻮﺩ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﻣﻴﻜﺮﺩﻧﺪ ﻭﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻧﺞ ﺧﻮﺩ (ﺟﻮﺭﺍﺏ ﭘﺸﻤﻲ،ﺩﺳﺖ ﻛﺶ ﭘﺸﻤﻲ ،ﺷﺎﻝﭘﺸﻤﻲ ...... ) ﻛﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﺴﺮ ﺁﻳﻨﺪﻩ ﺑﺎ ﺭﻳﺴﻤﺎﻥ ﺑﺎﻻ ﻣﻲﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻧﺪ ﻭﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﻋﻬﺪ ﻭ ﭘﻴﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﺤﻜﻢ ﺗﺮ ﻣﻲ ﻛﺮﺩﻧﺪ.
4- ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺮﺍﺳﻢﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ ﺳﻮﺭﯼ طالقان ﻓﺎﻝ ﮔﻮﺵ بداین به، اون ده ویشتر ﻣﺨﺼﻮﺹ ﮐﺴﺎﻧﯽ بَه ﮐﻪ ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ. مثل ﺩترکان ﻭ ﭘﺴﺮکان دم بخت ﯾﺎ ﺯﻧﺎنکان و ﻣﺮﺩکانی ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ وچه بیَن، اونم ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺗﺤﻮﻳﻞ ﺳﺎﻝ ﺍﺩﺍﻣﻪ همیدان.
@TaleghaniDarji
5- در طالقان، زناکان، تَشی سر دِ نمی پَرُن، اوشان خانه ای میان، شیر برنج درست مینُن و میان هم ولاتیان پخش مینُن به نیت خیرات. مردکان دی گون میوردُن و بومی سرَ جمع میکُردُن و چند تش به تعداد طاق (فرد) درست میکُردُن و اندی گت بَه کو خردکان و نوجوانان به سختی میتانستن اونه ای سر دِ بپرن. عموماً شعرهایی چون "زردی من از تو، سرخی تو از من" و "غم برو شادی بیا، نکبت برو روزی بیا" تشی سر دِ میپرستن.
6- در این شو مواظب بیَن چیزی نشکنه، چون اونه خوش یمن نمی دانستُن. غذاهان مرسوم این شو کله پاچه، ماهی پلو، رشته پلو و آش رشته به، همچنین شب چرز دی داشتن مثل کیشمیش، سنجد، بادام، جوز، کُلاس، اگردک، بپته لبو، کدو، شَلُم، بلگه سیف، بلگه شیلانُک، آلوچه، آلبالو خشکه و میوه آنی چون گندوس، گهری، انگور، انار، سیف که کرسی بُن دور همی میخُردُن و شو رِ به شادی سپری میکُردُن.
با سپاس از گروه تولید محتوای درجی
کپی برداری از این متن تنها با ذکر منبع آن (کانال تلگرام درجی TaleghaniDarji) مجاز است.
@TaleghaniDarji
/channel/TaleghaniDarjiPic/184
شاهنامه فردوسی - قسمت چهارم - پادشاهی فریدون
#شاهنامه
@TALEGHANIDARJI
شاهنامه فردوسی - قسمت دوم - پادشاهی جمشید
#شاهنامه
@TALEGHANIDARJi