5100
«لبخند اصل را فقط از ما بخواهید» ✍️«طنزیمات ادبی» کانال مرجع است بهروز و بهلحظه حتّی! کپی ممنوع⛔️، فوروارد آزاد✅❤️ تماس با ما: @shirdel_1358
#طنزیمات_ادبی
صد شکر که بدبختم و خان نیستم امشب!
من باعث این آه و فغان نیستم امشب!
هرچند که از مال جهان هیچ ندارم
از شورش رعیت نگران نیستم امشب!
#حسین_جنتی
@tanz20 👈
#طنزیمات_ادبی
از نفت و گازی که پیاپی میکِشی بیرون
چیزی نمیماسد به ما هِی میکشی بیرون!
بر فرض نفتِ مملکت هم تَه کشد روزی
تهماندهٔ آن را تو با نِی میکشی بیرون
داری خراجِ چارده قرنِ اخیرت را
از نسلِ ما با دستهٔ تِی میکشی بیرون!
خونی نمانده در رگِ خشکیدهٔ این خاک
کِی نیشِ خود را از تنِ وِی میکشی بیرون؟
از مستیات باید بیاید بوی خون ای شیخ
وقتی مُدام از خونِ ما مِی میکشی بیرون
جز میّتی از این وطن نگذاشتی باقی
از میّتِ مغفورِ ما کِی میکشی بیرون؟!
#شروین_سلیمانی
@ShervinSoleimani
@tanz20 👈
#طنزیمات_ادبی
هم شِکرخواری نمونه، هم نمکنشناس بود
خادم ِ دانهدُرُشتان بود، اَلکنشناس بود
آخرش یارانهی بابای من را قطع کرد
آن وزیر ِ ریزهخواری که دَهکنشناس بود
فکر کردم مثل پطروس درزگیری میکند
از قضا انگشتش اَنگُل شد، تَرکنشناس بود
ما از ایشان گرچه "چیتُوزحلقهای" میخواستیم
لولهای شد سهم ِمان، خیلی پُفکنشناس بود
دولتی تا روی کارآمد، به زیر ِ کار بُرد..
ملت ِ چون نردبان را که کلکنشناس بود
شاعری که آسمانش را "فَلک" نامیده است
توی زندان تازه میفهمد "فَلکنشناس" بود
شاه با سربازهایش آن طرف، من این طرف...
گر چه تک افتاده بودم، شاه "تَک"نشناس بود
ظاهرا، فرقی میان ِ لایک با بیلاخ نیست
وای بر آن ملتی که اَنگُلَکنشناس بود
#محمود_برزین
@barziiiiiin
@tanz20 👈
#طنزیمات_ادبی
با اینهمه سنگ، بالمان پابرجاست
آن رابطهٔ زلالمان پابرجاست
کرده است حماس، صلح با اسرائیل
اما من و تو جدالمان پابرجاست
#کرامت_نعمتزاده
@tanz20 👈
#طنزیمات_ادبی
زاینپیش فلک چنین دلآزار نبود
هر مفعولی،فاعلِ مختار نبود!
امروز به پشم و پنبه کار افتادهست
مردی اول به ریش و دستار نبود!
#حرین _لاهیجی
@tanz20 👈
#طنزیمات_ادبی
هی دعوی رشد اقتصادی نکنید
بیهوده در این مقوله شادی نکنید
از کنترل دلار عاجز هستید
پس اینهمه زِر زرِ زیادی نکنید
#مصطفی_علوی
@moalavi
@tanz20 👈
#طنزیمات_ادبی
با وجود اینکه نوک قله را حس میکنیم
عدهای خائن گمان کردند مِسمِس میکنیم
شیخ با این اسب زینکرده زکیهان هم گذشت
سرعت این توسعه را ثبت گینس میکنیم
پول ملی گر نشد همسطح دینارکویت
لا اقل هم سطح با دینار تونس میکنیم
دیگران مس را طلا کردند ؟ کار ساده ایست
ما طلا را با همان فن آوری مس میکنیم
علت سوتی ما خنداندن این ملت است
ما علاج ملت غمگین ودپرس میکنیم
نیست بی حکمت یقینا این گرانی های گوشت
ما شما را چون خلاص از شر نقرس میکنیم
کرده بیجا مفلسی که مطرب ومی خواسته
چوب توی پاچه ی آن شخص مفلس میکنیم
«رشته ی تسبیح اگر بگسست معذورم بدار»
چون بجای ذکر هی داریم پِس پِس میکنیم
مدرکت حتی اگر باشد اکابر غم مخور
با دوتا حرکت تورا دکتر مهندس میکنیم
نخبه صادر میکنیم وپخمه وارد میکنیم
این وسط ما نیز کلی سود خالص میکنیم
اهل مجلس سخت روی صندلی خوابیدهاند
چند تخت خواب هم تقدیم مجلس میکنیم
چاره این اقتصاد ما فقط جراحی است
ما وطن را عینهو یونان وقبرس میکنیم
تیغ جراحی کمی تیز است« عباسی» نترس
پیش از آن آنجایتان را خوب بیحس میکنیم
#عباسیفهندری
@tanz20 👈
#طنزیمات_ادبی
ظهر است ساقیا قدحی پر ز دوغ کن
با دوغ تازه بزم مرا پر فروغ کن!
در کار عاشقی همه نارس چو غنچهایم
فکری برای عالم بعد از بلوغ کن
این شهر سالهاست که از ریشه سوخته ست
خالو فرار، زود از این دود و بوق کن!
حرفی بزن که مردم سرگشته کف کنند
یعنی حمایت از همه گونه نبوغ کن
جایی که آب هست گل آلود، بی هوا
ماهی بگیر و دور و برت را شلوغ کن
دستت اگر به زاهد و مفتی نمی رسد
برگردن جماعت بی چاره یوغ کن
با حرف راست راه به جایی نبرده ام
لطفی کن و وجود مرا پُردروغ کن
#راشد_انصاری
@rashedansari
@tanz20 👈
#طنزیمات_ادبی
افتادن سقف خانه بر خانه ببین
ویرانه ببین دوباره ویرانه ببین
پرسید اگر کسی که دق چیست بگو
در خاک وطن جنگ دو بیگانه ببین
#رحیم_رسولی
@khertenagh
@tanz20 👈
#طنزیمات_ادبی
شیخ پیری به روز عاشورا
در محل کرد مجلسی برپا
نوحه ای خواند و ضجه ای سر داد
از خیانات کوفه و بغداد
با دل داغدار و حال پریش
کوفت بر فرق و کند موی از ریش
ناگهان گفت حضرت زینب
در دل نینوای در آن شب
آتشین لاله شد به گلگون باغ
کرد هی با برادر آلو.... داغ!
وسط قیل و قال و گفت و شنید
مرد رندی پرید از او پرسید
که در آن دشت پر غم و غصه
بود آلو کجای این قصه ؟!
شیخ فرمود کِای خر بی غم
از کتاب ست انچه من خواندم
دوستان زین سخن عجب کردند
آن کتابت از او طلب کردند
شیخ خطی به زیر واژه کشید
گفت با طعنه که بفرمایید!
همه دیدند خوانده خنگِ الاغ
عوضِ "اَلوِداع"، "آلوداغ"
مثل اینکه مگس در این مابین
نقطه ای را چکانده روی عین!
همه گفتند شیخنا! هشدار
کن کمی فکر قبل هر گفتار
خط زیبا به خواندنت شد زشت
متن دین را خدا که بد ننوشت!
آنچه دیدیم از شما این بار
بود مشتی نمونه ی خروار
#احسان_ناصر
@ehsaniatt
@tanz20 👈
ایّام عزاداری مظلوم شهید است
لعن است که در پشت سر شمر و یزید است
در عهد حسینبنعلی شمر یکی بود
امروز به هر گوشه دو صد شمر پلید است
بر هر که زنی دست یزیدیست ولیکن
خونخواری او طبق ره و رسم جدید است
شمر مد امروز سلاحش عوض تیغ
دونبازی و دوز و کلک و وعد و وعید است
جان تو گرفتهست و بوَد باز طلبکار
فحشت دهد و منتظر قبض رسید است!
در دست رئیسی قلمی دیدم و گفتم
این نیست قلم، بهر درِ فتنه کلید است
آنمرد که لعنت ز پی شمر فرستد
خود میکند آن ظلم که از شمر بعید است
زین قوم دغاپیشه عجب نیست که بینی
گر آب به حلق تو بریزند، اسید است
ای حرمله آنکو به بدی از تو برَد نام
امثال تو را از سر اخلاص مرید است
در پرده کند فخر به شاگردی ابلیس
در ظاهر اگر پیرو قرآن مجید است
القصّه ز بیداد گروهی بتر از شمر
هرجا نگری خسته و مظلوم و شهید است
زندهیاد #ابوالقاسم_حالت
۱۳۴۴/۲/۱۴
@tanz20 👈
#طنزیمات_ادبی
باید در این هوای مکدر چه کار کرد
با این غروب دلهره آور چه کار کرد
باید نشست ، مثل مترسک میان باغ
عمری به پای یونجه و شبدر چه کار کرد
گیرم که نسل سرو و صنوبر، عقیم بود
نسل هویج و برگ چغندر چه کار کرد
کم زخم خورده ایم و کنایه شنیده ایم؟!
باید برای باغچه ، دیگر چه کار کرد
گاهی نشسته ای و به این فکر کرده ای
مزد آن گرفت جان برادر چه کار کرد
وقتی که حکم تخلیه دارد ، به دزد چه؟
قاضی چه کار کرد و کلانتر چه کار کرد
عمری نشست ، گوشه ی دیوار و فکر کرد
باید برای رد شدن از در چه کار کرد
عیسی پیاده آمد و با خر به عرش رفت
خواجه که با خر آمده با خر چه کار کرد
آخر چه قدر؟! یعنی از این هم درازتر؟
منظور ما شب است ، قلندر چه کار کرد
حالا که آب نیست ، شنایش گرفته است
وقتی که آب بود ، شناگر چه کار کرد
هی فکر می کنیم که وقتش اگر رسید
باید که در زمان مقرر چه کار کرد
هی فکر می کنیم و به جایی نمی رسیم
باید که با جماعت بی سر چه کار کرد
هی عقده عقده ریخت به خودکار و دم نزد
هی واژه واژه ریخت به دفتر چه کار کرد
اصلن بقای عمر شما هر چه خاک ماست
با خاک مرده می شود آخر چه کار کرد
"مرغ سحر" که این همه می خوان "شدخزان"
با جوجه های آخر آذر چه کار کرد
آهش گرفت هر چه پدر داشتیم سوخت
الله واکبر از دل مادر چه کار کرد
نه اهل باوریم و نه انکار می کنیم
باید میان این بد و بدتر چه کار کرد
گفتی برابری و نگفتی که می توان
با این همه حقوق برابر چه کار کرد
تیراست این نه شاخه ی زیتون ، نگاه کن
صلح تو با دهان کبوتر چه کار کرد
با ما برادران مسلمانِ کینه توز
معلوم نیست دشمن کافر چه کار کرد
هی می خوریم خون هم و تشنه ایم باز
قربان آب زمزم و کوثر چه کار کرد
ما حرف داشتیم و تریبون نداشتیم
واعظ که داشت این همه منبرچه کار کرد
حتی به قدر نوک قلم هم فضا نداد
با او مگر دو قطره ی جوهر چه کار کرد
دیشب دوباره گفت که آن ور قیامت است
معلوم نیست باز از این ور چه کار کرد
#رحیم_رسولی
@khertenagh
@tanz20 👈
#طنزیمات_ادبی
بس که جان را از کفِ سلّاخ در میآوریم
روز و شب دائم صدایِ آخ در میآوریم
آن قدَر اینجا دروغ و بیحیایی دیده ایم
کمکم از کارِ شماها شاخ در میآوریم
می رسد روزیکه خود را باز پیدا میکنیم
گنج ها را از درون کاخ در میآوریم
پرده می افتد زمانیکه شما را تک به تک
مثل کرم از داخلِ سوراخ در میآوریم
درجواب ریشخند عدّه ای ما هم شبی
شستِ خود را بابت بیلاخ در میآوریم!
#فرامرز_ریحان_صفت
@tanz20
#طنزیمات_ادبی
دور ما طی شد، به ما دادند میزِ دیگری
میز قبلی مرحمت شد بر عزیزِ دیگری
نذر کردم از خدا توفیق خدمت خواستم
تا که بردارم به سمت میز خیزِ دیگری
میز چون خط مقدم، پست همچون جبهه ایست
فتح شد با لطف یزدان خاکریزِ دیگری
هرکه اینجا شد مقرب تر، به جز جام بلا
میدهندش از قضا میز عریضِ دیگری
شد مدیر قبلی ما، متهم بر اختلاس
متهم کردند ما را هم به چیزِ دیگری
میم چ، بعد از فرارش خانه در لندن گرفت
عین نون هم گشت ساکن در ونیزِ دیگری
داد سر، تا مُهر آمریکا به پاسپورتش نشست
پشت میزش نعرهی دشمن ستیزِ دیگری
حاجی ما هم گرفتار پرستویی شد و
شد اضافه بر عیال او کنیزِ دیگری
دولتا، لطفی کن و از بخت ما بیرون بِکش
ناترازی را فرو کن در پریزِ دیگری
#عباس_احمدی
@abbasahmadi57
@tanz20 👈
#طنزیمات_ادبی
گلزار وطن شد از شما خارستان
ایران عزیز گشت تاتارستان
صد مرتبه بر شما شرف دارد سگ
سگ حمله نمیکند به بیمارستان
#سیدحامد_احمدی
@sokhanshahi
@tanz20 👈
#طنزیمات_ادبی
سرویم که در هجوم طوفان و تگرگ
آزاد نشسته ایم، بی شاخه و برگ
راضی شده ایم، عشق ما را بکشد
ای مرگ تو دیگر سر جایت بتمرگ
#رحیم_رسولی
@khertenagh
@tanz20 👈
#طنزیمات_ادبی
نه از بازارها آمار داریم
نه سیری در دل اسرار داریم
نه اهل خشکهلاس و چسکلاسیم
نه شوآف و ادااطوار داریم
نه یک سنگ صبور باتحفظ
نه یک منظور خوشرفتار داریم
نه استیجی، نه فنپیجی، نه چیزی
از این کمبودها بسیار داریم
نه خام آرزوی پول مفتیم
نه وضعی آنقدر دشوار داریم
به تعبیر رئیسان اندکی کرم
به زعم کاسهلیسان مار داریم
▫️
یکی از دوستان من رئیس است
به من میگفت «خیلی کار داریم
به نرمافزارها دیگر سواریم
ولی بحران سختافزار داریم»
به من میگفت «این خشم قشنگیست
که از دنیای استکبار داریم»
سپس غرید «باید پای داریم
ولی از پایداری عار داریم
طمع دارند روباهان دیوث
به این چیزی که در منقار داریم
نگو کاری به آنصورت نکردیم
که ما در کارها معیار داریم
اگر تخصیصها انجام گیرد
وفور نیروی پاکار داریم»
▫️
پس از او دستیارش کرد اظهار
که «بر ایرادها اشعار داریم
صلات ظهر اما در اداره
نماز جعفر طیار داریم
در این ایام کاری دستمان نیست
ولی هفتاد سر همکار داریم
محل ارتزاق ما همینجاست
در این پروندهها ادرار داریم
به رغم فقر استعداد، هستیم
از این بابت که استمرار داریم»
▫️
پریشب شاعری ژولیده مویید
که «اوضاعی تأسفبار داریم
کبد داغان و داغانتر پروستات
نه میل می، نه شوق یار داریم
سلامی و علیکی با بزرگان
که آن را نیز بالاجبار داریم
نه رانتی قسمت ما شد، نه ملکی
بلانسبت مگر ما خار داریم
نه یک میتو، نه یک جرم سیاسی
نه یک رفتار ناهنجار داریم
بلی، اقبال هم بودهست در کار
ولی این روزها ادبار داریم
دریدیم و خریدیم و دریدیم
ویار پرده پندار داریم»
▫️
ظریفی گفت «اینجا جای خوبیست
که رنجش را به خود هموار داریم
که هرچیزش به هرچیزش میآید
که هم برجام و هم سردار داریم
که هم امکان و هم ابزار داریم
که هم ناهار و هم افطار داریم
که هم قشر ضعیف آبرومند
که هم اقشار برخوردار داریم
خداناباوران کربلارو
مسلمانان ودکاخوار داریم
نباید ویترین را ریخت، وقتی
دو وانت جنس در انبار داریم
مخالفخوانی و چسناله و زر
چرا آخر، مگر آزار داریم»
▫️
شنیدی گفتههای دوستان را
که بر تکرارشان اصرار داریم
چه باید کرد، ما هم مثل اشتر
همین نشخوار این افکار داریم
عمل یک جو، اراده نیم مثقال
ولی توجیه صد خروار داریم
الا ای مالهکش، ماله فرو نه
نیا تکذیب کن، آمار داریم
▫️
اگر از حال ما پرسیده باشی
دلی ناخوش تنی ناکار داریم
خطاکار و گرفتاریم، اما
خدایی غالباً غفار داریم
تمام روز گر فکر گناهیم
شبش تا صبح استغفار داریم
اگر پیراهنی در عشق جر خورد
خیالی نیست تا شلوار داریم
میان مسجد و میخانه راهیست
در این باریکه استقرار داریم
▫️
شنیدم اسکلی میگفت و میرفت
که «ما اخلاق بوتیمار داریم
نباید نوع ما را گفت اسکل
که ما شخصیتی تودار داریم
تحملدانمان خیلی گشاد است
ولی خشمی خشونتبار داریم
سران دائم به فکر ما تهانند
خبر داریم، استحضار داریم
اگر رفتند بالا موردی نیست
که ما پایینشان را کار داریم»
▫️
پر از مضمون نابیم و قوافی
خدا شاهد همین مقدار داریم
اگر بیحال و بیجانیم، غم نیست
که شعری محکم و جاندار داریم
▫️
#امید_مهدی_نژاد
@OmidMahdinejaD
@tanz20 👈
#طنزیمات_ادبی
مبهوت شدم که از وطن میگویید
مبهوتتر آنکه، مدح زن میگویید!
عمریستکه یاحسینتان ماراکُشت
امروز چگونه یاحسن میگویید..!
#آرش_آریایی
@tanz20 👈
#طنزیمات_ادبی
امید من همه آنست که شود تشکیل
میان دشت ستم کشور «فلسطائیل»
صفا و صلح بیاید به کُل منطقه، شاد
شود تمامی زرادخانه ها تعطیل
نه حمله جانب کنسرت از جناح حماس
نه قتل عام عربها به دست اسرائیل
خوشا که وابرهد مردم فلسطینی
از آنچه سال پس از سال شد بر او تحمیل
امید ما همه آنکه دو ملت آنجا
شوند همدل و همخانه، مثل یک فامیل
چنان یهود و مسلمان کنار هم باشند
که توی گور بلرزد جنازه چرچیل!
#هادی_خرسندی
@tanz20 👈
#طنزیمات_ادبی
هزار دشمنم ار میزنند تیر خلاص
تو گر فرند بمانی، چه حاجتی به قصاص
در انفرادی تفهیم اتهامم کن
اگر به حکم تو باشد، خدو به استخلاص
اگر تو فحش دهی بهْ که دیگری هدیه
اگر تو غرق کنی خاک بر سر غواص
به جیغ و جفتک و هورا نباید از جا رفت
هزار لایک فدای دوتا مخاطب خاص
پس از قرائت شعر فخیم من باید
عوام نعره برآرند و کف کنند خواص
به پاچهخاری و اینها نیاز نیست، بس است
همینکه عرض ارادت کنند با اخلاص
نصیحتی کنمت، بشنو و قیافه مگیر
تو نیز منتقلش کن به سایر اشخاص:
پسر رود به پدر، چون تره به تخم تره
عبید زاد زیاد است و عمرو تخمهٔ عاص
بخواه جام می و اختلاس کن تا ته
که حاکمان ز حبیبان نمیکشند تقاص
من و بقیّه که هل میدهیم و خرسندیم
شما برای خدا دنده را کنید خلاص
#امید_مهدی_نژاد
@OmidMahdinejad
@tanz20 👈
#طنزیمات_ادبی
رد می شوم از دکّه ی سیگار فروشی
از بین شلوغیدگیِ بار فروشی
ول ماندگی جامعه و اینهمه مسئول
مشغولِ سخنرانی و اطوار فروشی
این دولت در کسری هر بودجه مانده
باید بزند دست به بیکار فروشی
فرداست که در مرکز درمانی بی پول
اقدام نمایند به بیمار فروشی
باید چه کنند اینهمه در زلزله مانده؟
لابد بنشینند به آوار فروشی
در مملکت ساخته ی کوروش و بابک
شد تلویزیون مرکز مختار فروشی
هشدار!؛ به بازار نرو، بسکه کساد است
رایج شده در کسب، خریدار فروشی
بسیار کسان یک شبه ترفیع گرفتند
البتّه پس از زحمت همکار فروشی
از دین چه بجا مانده که شیخان بفروشند؟!
می بینی شان بعد، به دستار فروشی
پیراهن خود را بفروشم به غذایی
تا کی برسد نوبت شلوار فروشی.
#رادین_گلچین
@hosseingolchin
@tanz20 👈
#طنزیمات_ادبی
کشور لاف و گزاف است، خدا رحم کند
حرف از جنگ و مصاف است، خدا رحم کند
بعد چل سال که ارشاد شدیم از همه سو
شهر اکنون پر داف است، خدا رحم کند
قله نزدیک و خطر در پس و بحران در پیش
ظاهرأ قلهی قاف است، خدا رحم کند
آب نایاب و انرژی کم و ملت بیتاب
دولت اسطورهی لاف است، خدا رحم کند
شد هوا دودی و آلوده، فرو رفت زمین
شهر ما روی شکاف است، خدا رحم کند
قسمت اهل قلم چون کفن و زندان است
این قلم نیز غلاف است، خدا رحم کتد
#الهام_تمدن
@tanz20 👈
#طنزیمات_ادبی
ساقی به زور باده فلان کن فلانِ ما
آنگونه شد از اینهمه مشکل، دهان ما
کِی از رسانهها خبری خوب میرسد؟
گوریده شد به جان «حیاتی» روان ما
از شیخ و شاه هیچ نصیبی نبردهایم
تنها شدند واسطۀ زایمان ما
ما را چنان به بندگی خویش میکشند
کز کشکشانشان شده کشسان میان ما
از عقل و عشق هرچه بگوییم روضه است
والله زندگی شده حلواپزان ما
معشوق خلق، بکر و جوان است و عین حور
مادربزرگ و مادرِ وی شد از آن ما
ما در پیاله عکس کسی را ندیدهایم
ما بیپیالهایم... مگر استکان ما
در استکان چایی ما جز تفاله نیست
آن هم نمیدهد احدی را نشان ما
جز گور از زمین خدا سهم ما نشد
غیر از بلا چه آمده از آسمان ما
نان میخورند پاچهخور و کاسهلیس هم
آزادگی ولی نشدهست آب و نان ما
دنیای ما که آخرت ابنملجم است
بیفایدهست فاتحۀ بستگان ما
حقا به کام کور و کران است این جهان
حقا که خاک بر سر و اف بر جهان ما
«چون دوست دشمن است شکایت» نمیکنیم!
بر باد میدهد سر ما را زبان ما
یا رب! بیا و حداقل بدترش نکن
چون نیست قیر و قیف شما در توان ما!
#رضا_احسان_پور
@rezaehsanpour
@tanz20 👈
پن:
ساقی بهنور باده برافروز جام ما
مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما
(حافظ)
#طنزیمات_ادبی
مداح جوان سینه زنان رفت به شام
همراه صدای کاروان رفت به شام
گفتند که شام از دهن می افتد
از روضه کوفه ناگهان رفت به شام
#عباس_صادقی
@tanz20 👈
در مورد نقشه های شیطانی شمر
بیرحمی و خوی غیر انسانی شمر
امسال دوباره روضهخوانی داریم
در مسجد شهر با سخنرانی شمر
#محمد_باباصفری
@chatrenejat
@tanz20 👈
#طنزیمات_ادبی
واقعا این همه ایثار، تَفاخُر هم داشت
جای تقدیر ِ اساسی و تشکر هم داشت
فارغ از بحث ِ سیاسی و جناحی، این جنگ...
چند تا زنگ ِ خطر، نقد و تذکر هم داشت
فیالمثل کشورمان داشت اُورانیوُم اگر
چند جاسوس و "از این دست عَناصُر" هم داشت
پدرم خاک ِ خودش را به دو گندم نَفُروخت
از شما گرچه دِلی خون و دِلی پُر هم داشت
پشت ِ این کِشور و پُشت ِ وطنش دَرآمد
نسل ِ زِد که به شما حس ِ تَنَفُر هم داشت
آنکه "بیحُجب و حیا" نیز خطابش کردید
غیرتی بیشتر از اهل ِ تظاهر هم داشت
عِرق ِ مِلّی که فقط مال ِ شما تنها نیست
شاید این "عِرق" یک انسان ِ عَرَقخُور هم داشت
دوش فهرست ِ شهیدان وطن را دیدم
مُطرب و شاعر و خواننده و دکتر هم داشت
این همه ساز ِ مُخالف زدهاید و نزدید..
ساز ِ کوکی که "عَلیزاده و کَلهُر" هم داشت
#محمود_برزین
@barziiiiiin
@tanz20 👈
#طنزیمات_ادبی
خستهست ولی دوندگی را بلداست
بستهست..ولی پرندگی را بلد است
این کفتر تیرخورده! ایران بزرگ
با اینهمه مرگ! زندگی را بلد است
#حمید_رستمی
@tanz20 👈
#طنزیمات_ادبی
دلربایی میکند با پاچه و ران گوسفند
قیمتش بالاتر است از جان انسان گوسفند
چون که حالا خون او از خون ما رنگینتر است
چشم غره میرود گاهی به چوپان گوسفند
کره خر پرسید از قاطر که در این چند وقت
راه میآید چرا مست و خرامان گوسفند؟!
میتواند با فروش پشمهای زائدش
چند صد ویلا بسازد در لواسان گوسفند
گرچه در اطراف ما قانون جنگل حاکم است
توی این جنگل ولیکن هست سلطان گوسفند
بعد از این هی طبع شعر شاعران گل میکند
میزند تا زیر بع بع زیر باران گوسفند
خواب میدیدم پریشب که به جای توله سگ
بود دست بچه قرطیهای تهران گوسفند
میچرد هرجا بخواهد میخورد یک عالمه
چون که مثل ما ندارد غصه نان گوسفند
تا که چاقو را نشان دادیم، با یک پوزخند
گفت کی ترسیده از چاقوی زنجان گوسفند؟
از مریدان توییم و پاچهخواران توییم
لطف کن با قیمتت ما را نترسان گوسفند
شیخ اگر که با همین فرمان براند عنقریب
مینشیند توی نیسان پشت فرمان گوسفند
ای مدیر محترم، ما مردم خوب و نجیب
ساده هستیم البته اما نه چندان گوسفند
آه میترسم در این اوضاع مالی عاقبت
گیرمان حتی نیاید عید قربان گوسفند
#محمدحسین_مهدویان
@tanz20 👈