1640
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود" https://telegram.me/tarbd
✅شاه ایران چاق نیست...
شاه [ایران] نسبتاً قدبلند است و چاقْ نیست. چهرهٔ خوبی دارد و بسیار سرزنده و شاداب است. او کتِ سادهٔ بلندِ تونیک پوشیده بود، که به جواهراتِ بسیار ظریف آراسته بود. دکمههایش از یاقوتهای قرمزِ بزرگ بود و کُت، تزئینات الماس داشت. حمایل و سردوشیهای او کاملاً به الماسْ مزین بود و بر روی هر کدام از آنها، زمردی وجود داشت. قبضه و غلافِ شمشیر نیز با جواهرات، تزئین شده بود و کلاهِ بلند مشکی، با جقهٔ الماس بر سر داشت. من از طریق صدراعظم سوالات زیادی پرسیدم؛ شاه کاملاً فرانسه را متوجه میشد و چند جملهٔ کوتاه و مقطع نیز صحبت میکرد.
📚از خاطرات ملکه ویکتوریا در دیدار با ناصرالدینشاه، ۱۸۷۳
#ناصرالدین_شاه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
/channel/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
/channel/tarbd
🌲🌲🌲
✅لزوم رهایی از اندوخته های غلط
انسانهاى بیسواد قرن ٢١، كسانى نيستند كه نمیتوانند بخوانند و بنويسند. بلكه كسانى هستند كه نمیتوانند ياد بگيرند که آنچه ياد گرفتهاند را رها كنند و دوباره ياد بگيرند.
✍الوین تافلر
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
/channel/tarbd
🔴 دفترچه راهنمای انتخاب رشته کنکور 1404
گروه انسانی
📚 http://t.me/moshaveranirandrrahmani📚📚 📚
🔴 دفترچه راهنمای انتخاب رشته کنکور 1404
گروه تحربی
📚 http://t.me/moshaveranirandrrahmani📚📚 📚
✅مذاکره و دیپلماسی هیچوقت تعطیل نمی شود...
💢ویتنام شمالی سالها با امریکا میجنگید ولی حتی در زمانی که شهرهایش زیر بمباران شدید امریکا بودند، مذاکرات پاریس را ترک نکرد و سرانجام هم پیروز شد.
🔹مذاکره، معاشقه نیست که در وقت دوستی و محبت انجام شود. مذاکره همان جنگ است ولی با ابزار و شیوه دیگر.
🔹در طول تاریخ، قبل، بعد و حتی هنگامِ جنگِ سپاهیان دو طرف تخاصم، مذاکره با اهداف مختلف در جریان بوده و دیپلماسی هیچگاه تعطیل نشده.
🔹نتانیاهو و یاران مستقیم و غیرمستقیم او همواره با مذاکره ایران مخالف بودهاند…
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
/channel/tarbd
✅تابلوی #عصر_عاشورا
🔹استاد #فرشچیان و ماجرای تابلوی عصر عاشورا
سه سال پیش از انقلاب، روز عاشورا بود، مادرم گفت: برو روضه گوش کن تا چند کلام حرف حساب بشنوی. گفتم: من حالا کاری دارم بعد خواهم رفت.
رفتم اتاق، اما خودم ناراحت شدم. حال عجیبی به من دست داد، قلم را برداشتم و تابلو" عصر عاشورا" را شروع کردم. قلم را که برداشتم همین تابلو شد که الان هست، بدون هیچ تغییری.
الان که بعد از سی سال به این تابلو نگاه می کنم، می بینم اگر می خواستم این کار را امروز بکشم، باز هم همین تابلو به وجود می آمد، بدون هیچ تغییری. یک چیزی دارد این تابلو که خود من هم گریه می کنم، و آن مرکز تصویر است که نیست و آن خود امام حسین (ع) است...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
/channel/tarbd
✅۱۴تیر؛ روز قلم📝
*درود بر قلم،*
این نرمترین، سرسخت ترین، امن ترین و خطرناکترین ابزار ساختهی آدمی!!!!
گمان نمی کنم هیچکدام از ساخته های بشر چنین نقش جورواجوری در تمدن و توحش،
جنگ و صلح،
و عشق و نفرت، داشته و یا دارد.
با قلم همزمان که می توان شعر و داستان نوشت،
نقش نگاشت،
منشور حقوق بشر امضا کرد،
نسخه و دارو پیچید،
و از تاریخ یادداشت برداشت.
می توان، فرمان مرگ صادر کرد،
سیاهی را نقش زد،
و تباهی را رقم.
درود خدایان کلمه و کلام بر،
قلم های زندانی
قلم های پنهانی،
قلم های شکسته،
قلم های مستقل،
قلم های متعهد.
و لعن و نفرین و ننگ ابدی بر ،
آنان که با قلم از مرگ نوشتند،
و از نفرت نوشتند،
و دروغ نوشتند،
و خرافه ترویج کردند،
و فریب دادند،
و جنگ آوردند.
قلم ها، مقدساتی هستند که هیچ گنبد و بارگاهی ندارند.
خواهشا،
قلم را از نااهلان بگیرید،
و به کودکان بسپارید.
تا با آن،
الفبا را ناخوانا بنویسند،
نقاشی ها را نامفهوم بکشند،
و خطوط را کج و معوج.
چرا که از لابلای خطوطشان،
عشق و مهر، و صلح، و زیبایی می جوشد.....
✍🏻 *۱۴ تیر ماه،*
روز قلم، بر آنان که در مسیر نیک می اندیشند و می نویسند و می خوانند *مباااااارک*
📚📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
/channel/tarbd
🌲🌲🌲
پند دانای توس....
🔹بنیاد فردوسی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
/channel/tarbd
✅الموت؛ روایتگر تاریخ و افسانه و شکوه ایران
قلعهٔ اَلَموت (الموت: به معنای آشیانهٔ عقاب) یکی از قلعههای تاریخی ایران است که بخشهای زیادی از آن ویران شده و آثاری از آن برجا مانده است. دژ الموت در منطقهٔ الموت قزوین، شمال شرقی روستای گازرخان و در فاصلهٔ حدود ۱۰۵ کیلومتری از قزوین قرار دارد.[۲] موقعیت قلعه بر فراز صخرهای به بلندای ۲٬۱۶۳ متر از سطح دریا که بلندی صخره از زمینهای پیرامون خود ۲۰۰ متر و گسترهٔ دژ ۲۰٬۰۰۰ متر مربع میباشد که بنا به قول عطاملک جوینی به شکل شتر خوابیده است. این صخره با شیب تند و پرتگاههای عمیق و خطرناک و غیرقابل دسترسی است که بخشی از معماری استحکامات دژ را تشکیل میدهد.
#ایران_الموت زیبا
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
/channel/tarbd
✅سنگ و سر فروغی...
✍️ مهدی تدینی
محمدعلی فروغی، دولتمرد بزرگ ایران جدید، مرد دوران گذار بود. وقتی همهچیز ویران و آشوبزده بود، چونان معماری زبردست پلی میساخت برای گذار از فروپاشی به پایداری. او در زمان ثبات هم ریاست دولت را در دست داشت، اما شهرت و نقش بیهمتایش در سیاست ایران مهندسی و معماری دورانهای گذار است.
البته این گذار دشواریهای خود را داشت؛ اصلاً گذار سخت است، وگرنه در عهد ثبات هر میانمایهای میتواند امور را بر سبیل عادت و با سکان خودکار پیش برد. از تیرهترین روزهای ایران شهریور ۱۳۲۰ بود. در پی زیادهخواهی متفقین که انتظار داشتند ایران بیطرفیاش را در جنگ جهانی کنار بگذارد و به آغوش متفقین بغلتد، کشور از شمال و جنوب آماج تاخت مدرنترین ارتشهای جهان قرار گرفت. ساعت دوباره صفر شد؛ کیان ملی و شیرازۀ کشور دستخوش چپاول بیگانه و چنگال روزگار شد. رضاشاه در یکی از واپسین اقدامات، پیش از کنارهگیری از قدرت، فروغی را مأمور تشکیل کابینه کرد. فروغی شش سالی بود که در پی واقعۀ مسجد گوهرشاد مغضوب و خانهنشین بود. اگر بخواهیم یک نفر را بیابیم که معنای «مصلحت کشور» را عمیقاً درک کرده باشد و هیچگاه نفع ملی را فدای مطامع شخصی نکرده باشد، محمدعلی فروغی است.
رضاشاه دو هفته بعد به نفع ولیعهد جوان کنارهگیری کرد و گام در مسیر تبعید نهاد. فروغی باید شیرازهدار کشور میشد: در رأس کارهای مهم جلوس ولیعهد بر تخت بود. زیر پای فروغی نشسته بودند تا قاجار را برگردانند یا اعلام جمهوری کنند. اما فروغی، به عنوان یکی از مجریان اصلی گذار از قاجار به پهلوی و نویسندۀ متن سوگندنامۀ رضاشاه، کارکرد پادشاهی را از اعماقِ اسطوره تا سیاستِ روزمره میدانست و محال بود زیر بار جمهوری رود.
این دورۀ رئیسالوزرایی، آخرین فروغ فروغی در آسمان سرزمین شاهان بود؛ دورهای که شش ماه بیشتر طول نکشید، اما برای معمار چیرهدست همین نیمسال کافی بود تا ستونها را قوام بخشد و تَرکها را ترمیم کند. برای اینکه بدانید ادارۀ این دوره چقدر سخت بود، شرح مفصلی، فراتر از این مجال، لازم است: فوران و انفجاری در کشور رخ داده بود. کشور زیر اشغال بود؛ عصای پولادین رضاشاه شکسته بود و آزادی سیاسی فورانی از کنش سیاسی پدید آورده بود. هجوم برای تأسیس روزنامه به حدی بود که بررسی درخواستها یک سال طول میکشید! سکوتِ پیشاشهریوری به همهمهای سرسامآور بدل شده بود. روزنامهها بیهراس شکمِ هر فرد و مسئله را میدریدند. وقتی از تریبون مجلس به رضاشاه هر چه میخواستند میگفتند، تکلیف بقیه روشن بود.
فروغی باید زیر این فشار خردکننده، کِشتیِ نیمهغرق کشور را نجات میداد و در هر کار هم با مجلس درگیر بود؛ واپسین روزهای مجلس دوازدهم و مجلس سیزدهمی که در عدم آزادی سیاسی در دوران رضاشاه انتخاب شده بود. اما همین نمایندگان رام و دستچینشده اینک به شیران شرزه بدل شده بودند و ممکن بود سر هر چیز از سنگر مجلس با فروغی بجنگند. اینک مهمترین کار ساماندهی رابطه با اشغالگران بود؛ مسئلهای که بیشترین تأثیر را بر آیندۀ ایران داشت. او کوشید معاهدهای سهجانبه میان ایران و شوروی و بریتانیا ببندد. نجات تمامیت خاک ایران در سالهای بعد و رهاندن کشور از آروارۀ استالین نتیجۀ درایت فروغی در عقد این پیمان بود.
فروغی در سیام آذر این معاهده را تقدیم مجلس کرد. شدیدترین بحث در مجلس و فضای عمومی درگرفت. این پیمان نُه اصل داشت؛ اولینش این بود که شوروی و بریتانیا تمامیت ارضی و استقلال ایران را محترم شمردند. طبق اصل سوم در صورت تجاوز به ایران باید از ایران دفاع میکردند. اصل چهارم به آنها اجازه میداد قوای نظامی خود را در آب و خاک و آسمان ایران هر قدر لازم است نگه دارند، اما اصل پنجم حکم میکرد که متفقین ظرف شش ماه پس از پایان جنگ ایران را ترک کنند. پنج سال بعد، وقتی شوروی نیروی خود را از ایران بیرون نبرد و به طمع تجزیۀ ایران از طرق نیرویی دستنشانده افتاد، همین اصل به چماقی حقوقی برای بیرون راندن استالین و حفظ ایران بدل شد.
سرانجام مجلس در ششم بهمن با جنجال فراوان با ۸۰ رأی موافق از ۹۲ رأی این پیمان را تصویب کرد. اما یک روز قبل، وقتی فروغی برای بحث سر پیمان در مجلس بود، مردی از میان تماشاچیان به او حمله کرد، سنگی به سمتش پرتاب کرد و او را به باد کتک گرفت. فروغی را از دست ضارب رهاندند. فروغی پس از دقایقی دوباره پشت تریبون برگشت و گفت «جملۀ معترضهای کلام مرا قطع کرد» (تعبیرِ سنگ و کتک به «جملۀ معترضه» مجاز غمانگیزی است). سپس حق داد که برای برخی شبهاتی ایجاد شود و گفت: «ولی اینها نباید باعث شود عقلا حقیقت را در نظر نگیرند و مطابق مصلحت کشور رفتار نکنند.»
این بود متانت مردی که مصلحتدان ایران بود. فروغی یک ماه بعد از نخستوزیری کنارهگیری کرد و چند ماه بعد چشم از جهان فروبست.
✅شجاع ترین کار، شروع صلح است نه شلیک گلوله...
آنچه از جنگ باقی میماند، ویرانی است و زخمهایی که سالها بعد از خاموش شدن صدای گلوله هم ادامه دارد.
برندهی جنگ فقط قصهگویان تاریخاند.
بازنده، مردم بینامی هستند که خانه و زندگیشان در آتش میسوزد.
وقتی صدای بمب میآید، صدای خندهی کودکان برای همیشه گم میشود. و هیچ چیز جای آن خندهها را نمیگیرد.
دنیا هنوز نفهمیده که شجاع ترین کار، شروع صلح است، نه شلیک گلوله…
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
/channel/tarbd
✅کهن ترین سازه موسیقی جهان...
موزه ملی ایران فلوتی حیرتانگیز از استخوان پرنده را به نمایش گذاشته است که قدمتی ۸ هزار ساله دارد و احتمالا یکی از کهنترین سازهای موسیقی شناختهشده در جهان به شمار میرود.
#تاریخ_ایران
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
/channel/tarbd
🌲🌲🌲
همه عالم تن است و ایران دل
نیست گوینده زین قیاس خجل
چونکه ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد
#نظامی_گنجوی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
/channel/tarbd
✅آرش کمانگیر، نماد جانفشانی و مرزداری ایرانزمین
آرش کمانگیر یکی از چهرههای اسطورهای و ماندگار فرهنگ ایران است؛ پهلوانی که در اوج درگیری میان ایران و توران، نقشی تعیینکننده در حفظ سرزمین ایفا کرد.
پس از سالها نبرد، دو کشور تصمیم به صلح گرفتند، اما پادشاه توران شرطی دشوار گذاشت: مرز میان دو کشور با پرتاب یک تیر تعیین شود؛ تیری که از کوه دماوند رها شود و هرجا فرود آید، همانجا مرز باشد.
در این زمان، آرش داوطلب شد تا تیر را پرتاب کند. اما این تیر، تنها تیرِ یک کمان نبود؛ تیری بود که باید با همهی توان و نیروی جان فرستاده میشد. آرش جان خود را در تیر نهاد، آن را پرتاب کرد، و پس از پرواز بلند و طولانی، تیر بر تنهی درختی در کنارهی رود جیحون نشست — کیلومترها دورتر از نقطهی آغاز.
آرش پس از این پرتاب، جان باخت، اما یاد و نام او جاودانه شد. او نماد فداکاری در راه میهن، و الگویی از گذشت و عشق به خاک و مردم است.
امروز، یاد او در جشن تیرگان زنده میشود؛ جشنی که نهتنها برای باران و تیشتر است، بلکه برای گرامیداشت روح آرش، و پیام ایستادگی، وفاداری و ازخودگذشتگی است.
🕊 گاهنامک روایت روزهای ایران
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
/channel/tarbd
🎉 به مناسبت روز پزشک و داروساز
📢 شما را به یک وبینار رایگان دعوت میکنیم
🔹 زمان: چهارشنبه مورخ ۱۲ شهریور ۱۴۰۴ ساعت ۸:۳۰ صبح
🔹 شرکت برای همه علاقهمندان آزاد و رایگان است
📲 برای حضور در وبینار کافی است از ساعت ۸ صبح روز چهارشنبه روی لینک کلیک کنید و بدون نیاز به نام کاربری و رمز عبور به صورت میهمان وارد شوید
https://vc.areeo.ac.ir/ch/unmpich
لطفا به دوستان و علاقه مندان نیز ارسال کنید. منتظر حضور گرم شما هستیم.
اتحادیه انجمن های علمی گیاهان دارویی ایران
✅"خوزستان ایالت ایران است و خزعل یک نفر رعیت ایران، اگر او خود را تحت الحمایه معرفی کرده خائن است....""
رضاشاه در دوران سردارسپهیاش در زمان قاجار در مورد پسگیری خوزستان مینویسد:
«ژنرال قونسول انگلیس از من وقت ملاقات خواست. پذیرفتم. وارد شد. از طرز دخول او به اتاق دریافتم که دیگر کار را از رویه های معمولی خارج دیده و عصبانی شدهاند.
چون این حالت را مشاهده کردم، بر دقت افزودم، زیرا که معلوم بود در چنین
حالتی اعماق قلب و نیات خفیه خود را مکشوف خواهد داشت. بعد از نشستن، بلافاصله مراسلهای به دست من داد و گفت: «وزیر مختار انگلیس از بغداد مخابره کرده و مأموریت داده است که در شیراز تبلیغ کنم.» در ضمن مطالعه اظهار نمود که علاوه بر رسانیدن این مراسله مأموریت دیگری نیز به من دادهاند به این قرار که اگر مدلول این مراسله را پذیرفتید رسمیتی نخواهد داشت و الا چون خزعل رسماً تحت الحمایة دولت انگلیس است و ما مجبوریم از تحت الحمایه خود قوياً مواظبت و محارست کنیم، ناچاریم که با شما نیز به طور رسمی وارد مذاکره شده و از ورود شما جلوگیری و از ورود قوای نظامی شما به خاک خوزستان ممانعت کنیم.
انگلیس در خوزستان علاوه بر موقعیت سیاسی، وضعیت خاصی دارد. لولههای کمپانی نفت که در طول کارون کشیده شده ممکن است در این لشگر کشی و منازعات صدمه ببیند. بنابراین هر پیشامدی که رخ بدهد، مسؤولیت مستقیم آن متوجه دولت ایران و شخص شما خواهد گردید و ما مجبور به مدافعه و مداخله خواهیم شد.»
تلگراف نیز تقریباً حاکی از همین مطالب بود. فقط مطالب قدری نرمتر نوشته گشته و سعی شده بود که با نصیحت و اندرز قضیه خاتمه بیاید. تلگراف را خواستم نگاه بدارم، قونسول اصرار کرد که من مأمورم فقط ارائه بدهم و شفاهاً مطالب را بگویم. مجاز نیستم تلگراف را بگذارم.
چون گوش من نظیر این صحبت را نشنیده است و عادت ندارم از هیچ کس این قبیل مداخلات را ببینم، حالتم تغییر کرد، آن نشاط و فرحی که در اول مجلس از دیدن احوال دیگرگون و عصبانیت قونسول به من دست داده بود، یکباره مبدل شد به یک تلخ کامی و غضب فوق العاده، که دنیا را در نظرم تاریک کرد. گویی از صدای این نماینده اجنبی تمام دستورها و اوامری که در ظرف ۱۰۰ سال از طرف بیگانگان به زمامداران این ملکت داده شده، در گوشم طنین انداخت و سیاهکاریهای اولیای امور گذشته، یکی پس از دیگری، در برابر چشمم گسترده شد، و پرده ضخیم کثیفی تشکیل داد.
این بار نوبت عصبانی شدن به من رسید.
بدواً به قونسول گفتم:
اما در خصوص لولههای نفت که بهانه این قبیل مداخلات عجیبه کودکانه قرار داده اند، من شخصاً ملتزم و متعهد میشوم، هرگاه از حرکت قشون و جنگ، بدان صفحات صدمه وارد شود، شخصاً غرامت بدهم.
راجع به مذاکراتی که کردید من جداً اعتراض میکنم و تذکر میدهم که اگر من بعد به این لهجه و به این طرز با من طرف گفت و گو بشوید، ترجیح خواهم داد که رشته مناسبات خود را با تمام مأمورین دولت انگلیس پاره کنم.
خوزستان یکی از ایالات ایران است و خزعل یک نفر رعیت ایران. اگر او خود را تحت الحمایه معرفی کرده خائن است و من نمیتوانم در این قبیل موارد لاقيد باشم. لهذا اجازه نمیدهم که در حضور من این طور صحبت بشود. و این کلمات را با تسخر و استهزا گفتم.
قونسول بیشتر از جا در رفت تمام متانتی که در نژاد این قوم ضرب المثل است، از دستش رفته کاملاً عصبانی گردید.
من برای این که به او حالی کرده باشم که تندی و عصبانیت و تمام مأموریتها و یادداشتهایی که او حامل است به قدر بال مگسی مرا واپس نمینشاند، در حضور خود قونسول امیر لشگر را احضار کردم و با این که خیال داشتم سه روز دیگر در شیراز مانده و استراحتی بکنم امر به حرکت دادم و گفتم تمام همراهان را مسبوق نمایند که فردا صبح به طرف خوزستان خواهیم رفت.
نمیخواهم بگویم که این امر و تصمیم من در این موقع در قونسول عصبانی انگلیس چه تأثیری کرد ابداً انتظار نداشت که از یک رئیس الوزرای ایرانی این طور مکالمه و این قسم تمرد بشنود و ببیند. در مدت ۱۵۰ سال عمال انگلیس عادت کرده بودند که هر سری را در مقابل خود خم شده بیابند، بلکه نقشههایی را که اصلاً جرأت تعقیب آن نمیرفت از طرف اولیای امور ایران فراهم شده و استقبال شده ببینند، تا چه رسد به یک حکم قطعی و امر صریح.
قونسول انگلیس گمان میکرد با یکی از ضعیف القلبهای دربار قاجاریه سر و کار دارد که هر وقت یکی از نایبهای سفارت، ملازمش را بفرستد و تهدیدی بکند، آن شب به خواب نرود و فردا هر امری را به موقع اجرا گذارد.
با این که رئیس کابینه سخت مریض بود و ۴۰ درجه تب داشت، کسالت او را اهمیت نداده و به حرکت مصمم شدم. او نیز شائقانه با مرض سخت به راه افتاد، زیرا که حفظ وطن برای من اهمیتش بیش از کسالت اطرافیان من است».
سفرنامه رضاشاه به خوزستان،...""
[صفحه ۷۷-۷۹، به کوشش دکتر هارون وهومن،]
🔴 سهمیه های ظالمانه !!!
⚠️ رتبه بدون سهمیه ۱۲۳ هزار
رتبه با سهمیه ۱۷
⁉️ اینها قراره پزشکای آینده بشن؟!
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🔴 دفترچه راهنمای انتخاب رشته کنکور 1404
گروه ریاضی
📚 http://t.me/moshaveranirandrrahmani📚📚 📚
✅انتظام و نظم جهان را که به ۵۰۰ گوسفند نمی فروشند...
🔹بازی عجیب روزگار...
فرمانفرما بر تخت که نشست کارهای زیادی کرد از آن جمله مخالفانش را گرفت و به زندان انداخت. حسین خان بلوچ که از بزرگان شهر بود را هم دستگیر ﻭ به همراه ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺧﺮﺩﺳﺎﻟﺶ روانه ی زندان کرد. ﻓﺮﺯﻧﺪ حسین خان در زندان ﺩﯾﻔﺘﺮﯼ گرفت. حسین خان ﺑﻪ ﺍﻓﻀﻞ ﺍﻟﻤﻠﮏ وزیر فرمانفرما ﮔﻔﺖ : ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ ﺑﮕﻮ ۵۰۰ ﺗﻮﻣﺎﻥ می دهم و به جای آن فقط ﭘﺴﺮ خردسالم ﺭﺍ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺁﺯﺍﺩ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺷﻮﺩ و نمیرد. بسیار هم التماس کرد تا هر طور شده دل سنگِ فرمانفرما نرم شود و نگذارد پدر داغ فرزند ببیند. حاکم مغرور و باد کرده وقتی پیشنهاد حسین خان را شنید پاسخ داد : ما فرمانرواییم و فرمانفرمای کرمان. بزرگ این مملکتیم. نظم و ﺍﻧﺘﻈﺎﻡ کشور ﺧﻮﺩمان ﺭﺍ ﺑﻪ ۵۰۰ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺭﺷﻮﻩ ﻧﻤﯽ ﻓﺮﻭشیم. این حرف و امتناع از درمان فرزند خردسال حسین خان باعث شد کودک معصوم ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ در مقابل چشمان پدر بمیرد.
این گذشت تا سال بعد که ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ هم دیفتری گرفت. ﺑﺮﺍﯼ شفای پسر ۵۰۰ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻧﺬﺭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻓﻘﺮﺍ ﺩﺍﺩ. ﻭﻟﯽ افاقه نکرد ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ او ﻫﻢ جلوی چشمان پدر جان داد. ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ به وزیرش ﮔﻔﺖ : ﻋﺠﺐ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﺳﺖ. ﺍﮔﺮ بنا این است که ﺧﺪﺍ ﻭ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮﯼ در کار ﻧﯿﺴﺖ ؛ ﻻﺍﻗﻞ ﺑﻪ ﺩﻋﺎﻫﺎﯼ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﻓﻘﯿﺮ و گرسنه ای ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﻥ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻫﺎ ﺍﻃﻌﺎﻡ ﮐﺮﺩﻡ ؛ باید که ﺑﭽﻪ ﺍﻡ ﺧﻮﺏ میﺷﺪ ﻭ زنده ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ. اما در تعجبم که چرا نماند و مُرد. ﺍﻓﻀﻞ ﺍﻟﻤﻠﮏ وزیر خردمند فرمانفرما پاسخ داد : ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﺭﺍ ﻧﺰﻧﯿﺪ ﻗﺮﺑﺎن. فرمانفرمای ﮐﻞ ﻋﺎﻟﻢ که اﻧﺘﻈﺎﻡ و نظم ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ۵۰۰ گوﺳﻔﻨﺪ ﺭﺷﻮﻩ که ﻧﻤﯽ ﻓﺮﻭشند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
/channel/tarbd
✅ماجرای بستنی خوردن میرزا رضای کرمانی در مغازه ممد ریش(قبل از ترور ناصرالدین شاه )...
🔹شکنجه و استنطاق ممد ریش در این باره که چه چیزی در بستنی هایش می ریزد که مردم پررو می شوند؟!!!
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
/channel/tarbd
✅کتابشناسی «نهضت امام حسین و قیام کربلا » اثر غلامحسین زرگرینژاد
«رسالت شهادت برای افشای بیداد و بیدادگری»(زرگرینژاد، 1391 : 186 ) جانمایهی اصلی «نهضت امام حسین و قیام کربلا» از دیدگاه غلامحسین زرگری نژاد است. قیامی که شهادت امام حسین در آن «پایان یک تراژدی و آغاز خروش یک خشم بود، خشمی که با الهام از خون امام حسین(ع)، در بستر تاریخ تشیع قوت گرفت و همواره بر کنگرهی بیدادگران تاریخ فروبارید. امام در کربلا به معراج عشق رفت و در تاریخ تشیع خود الگوی عاشقانه راه وحدانیت و عدالت شد.»(همان : 1391)
کتاب «نهضت امام حسین و قیام کربلا»در سال 1383 توسط انتشارات سمت به چاپ رسید و در همان سال عنوان «کتاب برگزیدهی سال» را از آن خود کرد. این اثر در قالب یک درآمد، «نقد و بررسی منابع و مآخذ تاریخ کربلا» و پس از آن هفت بخش اصلی تنظیم شده است. دکتر غلامحسین زرگرینژاد، استاد تاریخ دانشگاه تهران(متولد 1329)، صاحب آثار و پژوهشها و مقالات فراوانی در حوزههای مختلف تاریخ است. در این میان اما اهمیت «نهضت امام حسین و قیام کربلا» و نظریهی اصلی آن از آن رو است که در آن مورخی صاحب نام تلاش کرده با استناد به منابع مختلف تاریخ تشیع، موضعی معیّن در میان نظریات مختلف در باب هدف امام حسین از قیام کربلا اتخاذ کند. نزاعی که آغاز آن را میتوان به دههی 50 شمسی و نگارش «شهید جاوید»(1349) توسط نعمتالله صالحی نجف آبادی و انبوه نقدها و تقریظهای نوشته شده بر آن،طرح نظریهی «شهادت»(1350) امام حسین(ع)توسط علی شریعتی ، و دست آخر «حماسهی حسینی»(1347-1356) مرتضی مطهری و مجادلهی مکتوب او با صالحی نجفآبادی دانست. کسانی چون آیتالله مشکینی و آیتالله منتظری در تایید کتاب مرحوم صالحی نجف آبادی تقریظ نوشتند و آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی با نگارش «شهید آگاه»(1350) به نقد آن پرداخت. هدف اصلی همهی این آثار پاسخ به یک پرسش محوری بوده است : «چرا امام حسین قیام کرد؟ »
انتخاب آگاهانهی شهادت(نظریهی شریعتی) یا حرکت به قصد تشکیل حکومت (نظریه صالحی نجفآبادی)، دو نظریهای بود که در برابر نظریهی سنتی و تقدیرگرایانهی «علم لدنی امام بر همهی حوادث»، به تحلیل اجتماعی-سیاسی قیام امام حسین میپرداخت و دکتر زرگرینژاد از پی انجام یک پژوهش تاریخی برگزیدن «استراتژی شهادت»(همان : 172) توسط امام، را مطابق واقع دانستهاند.
این اثر در ابتدابه «نقد و بررسی منابع و مآخذ تاریخ کربلا» پرداخته و جایگاه «مقتل ابومخنف» به عنوان مهمترین راوی حادثهی کربلا را ارزیابی نموده است. به طور کلی ارجاعات و استنادات دستهاول این اثر افقهای فراوانی را برای پژوهشهای تاریخی-اجتماعی در باب قیام امام حسین میگشاید.
زرگرینژاد در واکاوی «ریشههای تاریخی قیام» به «جنگهای ردّه و صعود پسران ابوسفیان بر مسند ولایت شام» و «ظهور اشرافیت زراندور و صحابه ثروت اندوز» اشاره کرده و «خلافت عثمان» را سبب ساز «تثبیت قدرت و ثروت قاتلان شهدای کربلا» دانسته است. عصر معاویه، با «اوج گیری انفعال سیاسی، جبرگرایی و رعب و خشونت» همراه شده و سبب سازرفتارهای دوگانه و مذبذب عراقیان و کوفیان می گردد.
در ادامه شرح مفصلی از دوران به حکومت رسیدن یزید و اقدامات امام حسین(ع) و سخنان آن حضرت و رفتارهای اطرافیان و جناح های مختلف سیاسی آن زمان به دست داده شده و واقعه عاشورا از زمان خروج امام حسین(ع) از مدینه تا ورود ایشان به دشت نینوا و شهادت و پس از آن حوادث مربوط به اسرا نقل و تحلیل شده است.
استدلالات متعددی در توضیح نظریهی اصلی کتاب یعنی برگزیدن «استراتژی شهادت» توسط امام آورده شده که از جمله مهمترین آنها میتوان به سخنان متعدد ناصحان و اطرافیان امام در باب فضای کوفه و تلاش فراوان آنها برای منصرف کردن حضرت از این سفر اشاره کرد. پارهای سخنان و سخنرانیهای امام در منازل مختلف سفر و به خصوص عدم تغییر مسیر پس از دریافت خبر شهادت پیکهای ارسالی به کوفه، -مسلم بن عقیل و قیس بن مُسَهَّر- از جمله دیگر استدلالات زرگرینژاد در این زمینه هستند. در نهایت در تبیین «اهداف و بنیادهای نظری و اعتقادی قیام حسینی» چهار عامل عمده شرح و بسط داده شده اند که عبارتند از «استبداد سیاسی و سلطنت اسلامی»، «تثبیت و مشروعیت اشرافیت و نظام طبقاتی»، «امحای عدالت و برابری» و «ارتقای اراذل و انزوای افاضل».
دو فصل پایانی کتاب به توضیحی در باب دو قیام مهم پس از شهادت امام حسین یعنی «قیام توابین» و «قیام مختار» اختصاص یافته و در نهایت فهرستی از «شخصیت و نام و نشان شهدای کربلا» نیز آورده شده است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
/channel/tarbd
✅امروز « روز قلم » است
چهاردهم تیرماه به عنوان «روز قلم» فرصتی است برای یادآوری منزلت و حرمت قلم و صاحبان آن که عمر خود را برای ارتقای فرهنگ و هنر این مرز و بوم در طبق اخلاص گذاشتهاند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
/channel/tarbd
🔴صحبت های شجاعانه کاوه عباسی دانشجوی ستاره دار و اخراجی دهه ۸۰ که در ایام جنگ ۱۲ روزه اینچنین در استودیو BBC علیه تجاوز رژیم صهیونیستی موضع گیری کرد
✍شاید بد نباشد دستگاه های ضدجاسوسی عملکرد افراد پرونده ساز برای دانشجویان و فعالان سیاسی را بررسی کنند.افرادی که با پرونده سازی برای دانشجویان و فعالان مدنی منتقد آسیب های زیادی را به کشور وارد کردند/بامدادنو
#فریاد_مردم
@pezeshkian.ir
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
/channel/tarbd
📸 عکسی که شب گذشته ثبت شد
🔺کوه صفه اصفهان + یک زوج
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
/channel/tarbd
✅در راه تو کِی ارزشی دارد جان ما
پاینده باد خاک ایران ما
🔹مداحی حماسی مصطفی راغب در یزد
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
/channel/tarbd
🌲🌲🌲
نام اثر: زیباییهای جاده چالوس
#ایران_زیبا
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
/channel/tarbd
‼️غزه، جنگ و سعید جلیلی
🔹️هولوکاست غزه با ۵۷ هزار قتل عام مستقیم و ۳۷۷ هزار قتل عام غیر مستقیم هنوز ادامه دارد.
🔹️هاآرتص: ارتش اسرائیل به سربازان دستور داد که مردم در صف غذا را به گلوله ببندند و بدین ترتیب صدها نفر کشته شدند.
⬅️فریادمردم
@pezeshkian.ir
تیرگان بر ایرانیان فرخنده باد.
در چنین روزی، آرش کمانگیر -بزرگترین تیرانداز در اسطورههای ایرانی- از بالای کوه «اَیریوخْشَئوثه»، تیری را بهسوی کوه «خْوَنْوَنْت» پرتاب کرد و مرز میان ایران و توران تعیین شد.
#تیرگان
#ایران
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
/channel/tarbd