42489
📌 ترجمۀ متون برگزیدۀ علومانسانی 📕 با تخفیف، مشترک فصلنامه شوید: https://tarjomaan.com/shop/product/sub4041/ 🔗 اینستاگرام: goo.gl/Dfcpf6 🔗 توئیتر: goo.gl/8uecQd 🔗 بله: goo.gl/ZciVZ6 📮 ارتباط با ما: @Tarjomaaan
🎯 هگست نوعی کیشِ نیهیلیستیِ مرگ را ترویج میکند
🔴 پیش از این هیچ دولتی کشتارِ عریان را اینچنین بیپرده ستایش نکرده بود؛ کاری که امروز ماشین تبلیغاتی کاخ سفید با ویدیوهای مشمئزکنندهاش از جنگ ایران انجام میدهد. برخلاف فاشیسم قرن بیستم، هیچ تلاشی برای ترویج فداکاری در کار نیست؛ بلکه صرفاً با کشتاری از راه دور، شبیه بازیهای ویدیویی، روبهروایم که توجیهش نه اهداف راهبردی، بلکه احساساتی ظاهراً مهارنشدنی، یعنی «خشم» و عطش انتقام، است. همۀ اینها نیز با این اعتراف آشکار همراه است که قواعد بنیادین جنگ زیر پا گذاشته خواهد شد.
🔴 پس از ماجرای ونزوئلا، و با این تصور که میتوان آدمها را در قایقهای کوچک کشت و هیچ هزینهای هم نداد، به نظر میرسد هگست و شاید حتی روبیو از اینایده سرمست شدهاند که عملیاتهای ویژۀ نظامی میتواند هم سریع باشد، هم برای آمریکاییها هیچ هزینۀ جانی نداشته باشد، و هم در عین حال خوراکی فوقالعاده برای تلویزیون فراهم کند. وسواس ترامپ به تصویرسازی و صحنهپردازی، حالا به خصلتی مشترک در سراسر دولت او بدل شده است.
🔴 از نظر تاریخی، ایدئولوژیای وجود دارد که ستایش خشونت را به محور اصلی تبلیغات خود بدل کرده بود. «زنده باد مرگ» شعاری فاشیستی بود که جنبش موسولینی بر آن بنا شده بود. نازیها هم شعارهایی مشابه میدادند. به نظر میرسد هگست و دوستانش نیز نوعی کیشِ نیهیلیستیِ مرگ را ترویج میکنند. اما این کیش، کشتن را با فشردن دکمهای از هزاران مایل دورتر جشن میگیرد و حتی به مردگان آمریکایی هم حرمت نمیگذارد، چون ترامپ از بازگرداندن اجساد آنان برای نمایش کالاهای ماگا استفاده کرده است.
🔴 هگست که مطیع میل اربابش به سلطۀ کامل و ویرانی است، در برنامۀ زندۀ تلویزیونی قساوتی بیدلیل را دامن میزند و پیشاپیش از جنایات جنگی پیشرو پرده برمیدارد: «امان ندهید». این تأکید وقیحانه بر «مرگباربودن» بخشی از چرخشی بزرگتر در فهم جنگ است: جنگ بهعنوان راهی برای واردکردن حداکثر ویرانی و درد، نه وسیلهای برای رسیدن به اهداف راهبردی؛ اهدافی که این دولت، البته، مطلقاً از بیانشان ناتوان بوده است.
🔴 واقعیت جنگ به حاشیه رانده میشود، چون فضای رسانهای را سیلی بیپایان از تصاویر سرگرمکننده و حرفهای توخالی پُر کرده است. هگست، با آن شیوۀ بیان متکلف و مضحکش و علاقهاش به بازیهای لفظی، ظاهراً چیزی جز مشتی کلیشه برای عرضه ندارد. مقصود این نیست که هگست و آیشمن را یکی بدانیم، اما توصیفی که هانا آرنت از آیشمن به دست داده بود، ناخواسته به یاد میآید: کسی که مطلقاً ازاندیشیدن ناتوان است و بهجای فکر کردن، فقط سیلابی بیپایان از عبارتهای توخالی به راه میاندازد.
🔴 آیا همۀ اینها میتواند به مشروعیتبخشیدن به یک جنگ غیرقانونی کمک کند؟ هگست در خود پنتاگون هم جهانی خیالی ساخته است. بهجای نشستهای خبری واقعی، آنچه میبینیم گفتوگویی بیدردسر است با چهرههایی از رسانههای همسو. حتی با وجود این فضای گلخانهای، هگست باز هم اصرار دارد که مطبوعات به اندازۀ کافی به حملات آمریکا روی خوش نشان نمیدهند. همچون بسیاری از مردان ماگا، به نظر میرسد ایگوی شکنندۀ او از روبهروشدن با واقعیتِ چیزی که اینچنین با بیفکری به راه افتاده ناتوان است.
@tarjomaanweb
🎯 میکرو-میلیتاریسم: آخرین تیر امپراتوریهای رو به افول
🔴 آلفرد مککوی، استاد تاریخ دانشگاه ویسکانسین مدیسن، نیشن — مارک تواین در فصل نخست رمان سالهای طلایی دربارۀ نسبت گذشته و اکنون مینویسد: «تاریخ هرگز تکرار نمیشود، اما اکنون اغلب چنان به نظر میرسد که از خردهپارههای افسانههای کهن ساخته شده است». یکی از آن «افسانههای کهن» که بیش از همه به فهم سرانجام محتمل مداخلۀ کنونی آمریکا در ایران کمک میکند، بحران سوئز در سال ۱۹۵۶ است.
🔴 پس از ملیشدن کانال سوئز به دست عبدالناصر، بریتانیا و فرانسه با پشتیبانی اسرائیل ضربۀ سنگینی به مصر زدند و در چند روز نیروی هوایی و توان راهبردی آن را از کار انداختند. اما ناصر پیش از رسیدن نیروهای مهاجم به شمال کانال سوئز، با غرقکردن دهها کشتی فرسوده در دهانۀ کانال، ابتکاری ژئوپولیتیکی به خرج داد و با بستن ورودی آن، شریان نفتی اروپا را قطع کرد. نتیجۀ جنگ برای بریتانیا شکست در سوئز، فشار بینالمللی، بحران مالی و آغاز فروپاشی هیبت امپراتوریاش بود.
🔴 مورخان به پدیدۀ مداخلۀ نظامی یک امپراتوری در حال احتضار برای بازیابی شکوه رو به زوالش، «میکرو-میلیتاریسم» میگویند. حملۀ نظامی اخیر آمریکا به ایران نیز شبیه نسخۀ آمریکایی همین میکرو-میلیتاریسم به نظر میرسد. و حتی اگر تاریخ هرگز واقعاً تکرار نشود، مداخلۀ فعلی آمریکا در ایران بیش از پیش شبیه نسخۀ آمریکاییِ بحران سوئز به نظر میرسد. همانطور که امروز در بریتانیا از آنتونی ایدن بهعنوان نخستوزیر نالایقی یاد میشود که امپراتوری بریتانیا را در سوئز به نابودی کشاند، مورخان آینده نیز ممکن است دونالد ترامپ را رئیسجمهوری ببینند که، در کنار عوامل دیگر، با نوعی ماجراجویی میکرو-میلیتاریستی در خاورمیانه نفوذ بینالمللی آمریکا را فرسوده کرد.
@tarjomaanweb
🎯 ترامپ دارد محدودیتهای قدرت آمریکا را میآموزد، اما دیرآموز است
🔴 رافائل بهر، تحلیلگر گاردین — ترامپ گمان میکرد حمله به ایران نمایشی قاطع از قدرت آمریکا خواهد بود، اما این جنگ بیش از هر چیز محدودیتهای همین قدرت را آشکار کرده است. ماجرا فقط یک خطای نظامی نیست. این جنگ مَسترکلاس کوتهبینی راهبردی در واشنگتن است: هر روزی که جمهوری اسلامی بتواند جریان نفت و گاز را در اقتصاد جهانی محدود کند، آمریکا نیز هم پول از دست میدهد و هم اعتبار. این خطر از پیش روشن بود و دولتهای پیشین آمریکا نیز به همین دلیل در برابر وسوسۀ حمله به ایران مقاومت میکردند. ریشۀ این ناکامی ناتوانی ترامپ در فهم منطق جهانیشدن است. او ظاهراً به وابستگی متقابل اقتصادی باور ندارد و جهان را صرفاً با منطق زور، تهدید و بازیِ برد-باخت میفهمد؛ منطقی که در آن موفقیت در تحقیر طرف مقابل معنا پیدا میکند.
🔴 همین ذهنیت را میتوان هم در دکترین ماگا دید و هم در شیفتگی او به تعرفهها. قرار بود تعرفهها هم از خارجیها پول بگیرند، هم واردات را محدود کنند و هم به احیای صنعت داخلی کمک کنند، اما در عمل هزینۀ آن به مصرفکنندۀ آمریکایی منتقل شد و تناقض درونی این سیاست خیلی زود آشکار شد. وقتی این سیاست در «روز رهایی» به شکلی آشفته اجرا شد، بازارها به هم ریختند، ترامپ ناچار به عقبنشینی شد و چین هم با محدود کردن صادرات مواد معدنی کمیاب، که در برخی صنایع غیرنظامی و نظامی آمریکا ضروریاند، نشان داد در رقابت اقتصادی دست خالی نیست. در رویارویی تعرفهای، پکن زودتر از ترامپ فهمیده بود که حتی نیرومندترین ابرقدرت هم از منطق جهانیشدن و وابستگی متقابل اقتصادی درامان نیست اما ترامپ دیرآموز است و هنوز همان دکترین شکستخورده را این بار در میدان جنگ میآزماید.
@tarjomaanweb
.
🔴 اما اگر کسانی که مسئول جنگاند، این نتایج را «پیامدهای ناخواسته» ندانند چه؟ اگر این نتایج فقط عوارض جانبیِ نامطلوبِ موفقیت در دستیابی به «پیامدهای خواستهشده»ای دیگر باشند چه؟ برای مثال، یکی از موفقیتهای جنگ عراق، قراردادهای پرسودی بود که به متحدان سیاسی و تجاری دولت بوش واگذار شد. جنگ ایران نیز همین حالا از این جهت موفق است که توجهها را از رسوایی اپستین منحرف کرده است.
🔴 اما این موفقیتها موفقیتی بهمراتب بزرگتر را پنهان میکنند: موفقیت در دگرگونکردن خودِ ماهیت قدرت و حکمرانی. در عراق، پیشبرد جنگ بدون برنامهریزی برای «پیامدهای ناخواسته»ی احتمالی، شکست سیاستگذاری نبود، بلکه خودِ سیاست بود. از همین منظر، جی کاسپین کانگ در ستونی تازه در نیویورکر، جنگ ایران را «جنگ بیتوضیح» نامید؛ یعنی نبودِ اهداف جنگیِ منسجم فقط به این معنا نیست که دیگر هیچگاه نمیتوان در رسیدن به آنها شکست خورد، بلکه جنگ را به نمایش نابِ قدرت هم تبدیل میکند.
🔴 منطق جامعهشناختیای که بخش بزرگی از جهاناندیشکدهها، مطالعات سیاستی و حتی روزنامهنگاری بر آن استوار است، برای فهم جنگی که از منطق درونی خود پیروی میکند و بهخاطر خودش پیش برده میشود، آمادگی چندانی ندارد. به همین دلیل، سنت کلاسیک جامعهشناسی، با آنکه هنوز هم بهطور گسترده مطالعه میشود، در نهایت جای خود را به الگوهایی داد که بر مطالعۀ خودِ فرایند تأکید میکردند: اینکه حکمرانی چگونه انجام میشود، نه اینکه مدعی است چه میخواهد انجام دهد. متأسفانه این سنت جامعهشناختی بیرون از دانشگاه تأثیر محدودی داشته است.
🔴 شاید باید جنگ علیه ایران را دستکم سه جنگ ببینیم. جنگ اول، یورش اسرائیل با اهدافی تعریفپذیر است. این جنگ بهشدت پرخطر است و چهبسا برای خود اسرائیل هم پیامدهای هولناکی داشته باشد، اما هنوز میتوان آن را با منطق پیامدهای خواسته و ناخواسته سنجید. جنگ دوم، جنگی با محرکهای کوتاهمدت است. زندگی سیاسی ترامپ و نتانیاهو در عمل چیزی جز سلسلهای از بداههپردازیها برای مقابله با بحرانهای حقوقی و عقبانداختن حسابکشی نبوده است؛ از همین رو، این جنگ از هماکنون موفق بوده است.
🔴 این دو جنگ اول شناختهشدهاند، اما کمتر به جنگ دیگری توجه میشود که ترامپ همزمان پیش میبرد؛ جنگی که بخشی از پروژهای بزرگتر است. هدف این جنگ، واژگونکردن پیوند میان «کنش و پیامد» است. دشمن واقعی در اصل ایران نیست. این جنگی است علیه جامعهشناسی و به سود قدرتِ مهارنشده و شهوتِ سلطه.
@tarjomaanweb
🎯 جنگ با ایران مرگ جامعهشناسی هم هست
🔴 کیت کان هریس، جامعهشناس بریتانیایی، پراسپکت — کم نیستند پیشبینیهایی که میگویند حملۀ آمریکا و اسرائیل به ایران به فاجعه خواهد انجامید. بعضیها حتی میگویند این فاجعه همین حالا هم رخ داده است. مسأله اما این است که این پیشبینیها دگرگونی ریشهای در فهمِ سیاستگذاری و اجرای آن را نمیبینند؛ دگرگونیای که در بخشهای گستردهای از راست، نه فقط در آمریکا بلکه در سراسر جهان، رخ داده است.
🔴 جامعهشناسی مدرن بر حساسیت نسبت به آنچه رابرت مرتون «پیامدهای پیشبینینشدهٔ کنش اجتماعی هدفمند» مینامید بنا شده است. این رشته از دلِ تلاش برای فهم دگرگونیهای ناشی از ظهور سرمایهداری سر برآورد و راهی برای تشخیص آسیبشناسیهای جهان تازهای پیش گذاشت که در حال شکلگیری بود. از وبر و دورکیم تا مارکس، جامعهشناسان این آسیبها را نه لزوماً حاصل خواست و ارادۀ افراد، بلکه محصول جانبی نیروهای ساختاریای میدانستند که چنان نیرومند بودند که از کنترل هر فردی بیرون میماندند.
🔴 علوم اجتماعی، دستکم چنانکه در قرن نوزدهم و بخش بزرگی از قرن بیستم رشد کردند، با گسترش برنامهریزی و سیاستگذاری بهمثابۀ دغدغههای دولت و جامعۀ مدنی گره خورده بودند. بشر میتوانست با سنجیدن نتایج احتمالی کنش و آموختن از نتایج سیاستهای پیشین، قدرت ساختار را مهار و «پیامدهای ناخواسته» را به حداقل برساند. آنتونی گیدنز نیز جامعهشناسی را نوعی «بازاندیشیِ مدرنیته» میدانست؛ عرصهای که در آن انسان از اعمال خود میآموزد تا بتواند آینده را بسازد.
🔴 در این چارچوب، میتوان پیامدهای فاجعهبار جنگ عراق را نمونهای روشن از «پیامدهای ناخواسته» کنش انسانی دانست؛ پیامدهایی برخاسته از غرور انسانی. آنچه قرار بود نمایش خیرهکنندۀ قدرت آمریکا باشد، در عمل نتیجهای معکوس داشت. نومحافظهکارانی که برای جنگ عراق فشار میآوردند، درسهای علوم اجتماعی را دربارهٔ محدودیتهای قدرت در شکلدادن جهان بر وفق میل صاحبان قدرت نادیده گرفتند. ترامپ هم امروز همان درسها را نادیده میگیرد.
🔴 اما این جمعبندی نکتهٔ اصلی را نادیده میگیرد. این نگاه بر این فرض بنا شده است که جنگ، به تعبیر کلاوزویتس، نظریهپرداز نظامی، «ادامۀ سیاست با ابزارهایی دیگر» است؛ یعنی ابزاری برای رسیدن به هدفی روشن. اگر این حکم را بپذیریم، جنگ عراق فاجعه بود، چون هرچند تهدید از جانب صدام حسین را از میان برد، تهدیدهای تازهای از سوی گروههایی چون داعش به همراه آورد و نفوذ ایران را در منطقه افزایش داد. به همین ترتیب، جنگ علیه ایران هم فاجعه خواهد بود.
@tarjomaanweb 👇
🎯 حتی جنگ هم از منطقِ نمایش و برندسازی بیرون نمیماند
🔴 کایل چایکا، ژورنالیست، نیویورکر — در شبکههای اجتماعی جنگ علیه ایران با موجی از ویدئوهای اینفلوئنسرها آغاز شد: کسانی که در دبی، دوحه و دیگر شهرهای خاورمیانه، از تراس هتلها یا کنار استخر، دوربین گوشی را به آسمان میگرفتند تا عبور موشکها و نور انفجارها را ثبت کنند. بعد از این تصاویر، ویدئوهای مسافرانی از راه رسید که در فرودگاههای شلوغ و پروازهای لغوشده گرفتار مانده بودند؛ و سپس کسانی که توانسته بودند خاورمیانه را ترک کنند، از داخل هواپیما با لحنی آسوده خبر دادند که نجات یافتهاند.
🔴 کایل چایکا مینویسد جنگ اکنون به شکلی از «محتوای حرفهای شبکههای اجتماعی» بدل شده است: ویدئوهای خوشساخت و حسابشدهای که حتی در میانهٔ حملهٔ هوایی هم با همان منطق نمایش و برندسازی شخصی ساخته میشوند. به نوشتۀ او، وجه کمسابقۀ این جنگ در سیل تصویرها و روایتهایی است که همزمان از همهسو میرسند: تصاویر شخصی، تبلیغات رسمی دولتها، میمها و اطلاعات دروغ. حاصل این درهمآمیختگی آن است که دیگر هیچ سلسلهمراتب روشنی باقی نمیماند و بهآسانی نمیتوان تشخیص داد چه چیز قابل اعتماد است.
🔴 کایل چایکا با استناد به ایدۀ «بمب اطلاعاتی» پل ویریلیو مینویسد هجوم بیوقفۀ تصویرها به جای آنکه فهم ما را از واقعیت روشنتر کند، آن را آشفتهتر میکند. ویریلیو هشدار میداد که وقتی هر رویدادی از هزار زاویه پیش چشم ما ظاهر میشود، دیگر این وفور اطلاعات لزوماً به شناخت بیشتر نمیانجامد؛ برعکس، ممکن است واقعیت را تکهتکه کند. در چنین وضعی، فرد نه با یک روایت روشن، بلکه با انبوهی از دادههای پراکنده روبهروست که مجال تشخیص و داوری را از او میگیرند.
@tarjomaanweb
🎯 کاخ سفید از کشتار ایرانیان میم میسازد
🔴 درو هاروِل، خبرنگار فناوری، واشنگتنپست — کاخ سفید در جنگ علیه ایران به راهبردی دیجیتالی و کمسابقه روی آورده است که جنگ را به میم و سرگرمی بدل میکند. در این عملیات رسانهای، تصاویر حملات موشکی با ارجاعهایی به فیلمهای اکشن و بازیهای ویدئویی درهم میآمیزد و خشونت جنگ را در قالبی سرگرمکننده عرضه میکند. کمتر از یک هفته پس از کشتهشدن دهها کودک در یک مدرسۀ ابتدایی در ایران، کاخ سفید ویدئوی «عدالت به شیوۀ آمریکایی» را منتشر کرد و مقامهای دولت نیز آن را بازنشر کردند.
🔴 بسیاری این کار را نوعی شوخی بیمارگون با جنگ دانستند. بن استیلر، که از فیلمش در یکی از این ویدئوها استفاده شده بود، خواستار حذف آن شد و نوشت: «جنگ فیلم نیست» و او حاضر نیست بخشی از «ماشین تبلیغاتی» کاخ سفید باشد. با این حال، مقامهای کاخ سفید و حامیان ترامپ از این رویکرد دفاع کردهاند و آن را راهی برای جلب توجه و تقویت حمایت از عملیات نظامی آمریکا دانستهاند.
🔴 در برابر، منتقدان و برخی کهنهسربازان هشدار دادهاند که این شیوۀ تبلیغ، جنگ را به سرگرمی تقلیل میدهد، آن را از واقعیت مرگ و ویرانی جدا میکند، هزینۀ انسانی آن را میپوشاند و خشونت را به نسخهای هالیوودی و بازیوار تبدیل میکند؛ نسخهای که میتواند بهای مرگبار یک جنگ واقعی را سبک و بیاهمیت جلوه دهد.
@tarjomaanweb
🎯 ابزارهای مهار قدرت در آمریکا عملاً فرسوده و تزئینی شدهاند
🔴 جمیل اسمیت؛ ژورنالیست آمریکایی، گاردین — بمبها پیش از آنکه مردم آمریکا از چیزی خبر داشته باشند، به نام آنها فرود آمدند و بعد رئیسجمهور تصمیم گرفت خبر را اعلام کند. در یک نظام مبتنی بر «موازنه و نظارت»، قرار است استفاده از نیروی نظامی پیش از وقوع مهار شود، نه اینکه حمله انجام شود و بعد کنگره، حقوقدانان و افکار عمومی تازه درباره قانونیبودن یا نبودنش بحث کنند.
🔴 اسمیت یادآوری میکند که در جلسات محرمانه، مقامهای پنتاگون ظاهراً به اعضای کنگره گفتهاند هیچ اطلاعاتی در دست نبوده که نشان دهد ایران در آستانۀ حمله به نیروهای آمریکایی بوده است؛ موضوعی که با توجیههای ترامپ برای شروع جنگ تناقض دارد. مسأله، فقط جنگ با ایران نیست، بلکه این است که ابزارهای مهار قدرت ریاستجمهوری در آمریکا دیگر کارکرد واقعی ندارند و عملاً به سازوکارهایی تزئینی بدل شدهاند. کنگره و دیگر ابزارهای دموکراتیک مهارِ قدرت در عمل چنان فرسوده شدهاند که رئیسجمهور میتواند ابتدا عمل کند و بعد نظارهگر بحث و اعتراض دیگران بماند.
@tarjomaanweb
🎯 پنجاه سال پس از جنگ؛ محیطزیست ویتنام هنوز زخمی است
🔴 پَملا مکاِلوی، استاد بومشناسی انسانی دانشگاه راتگرز، کانورسیشن — با پایان جنگ ویتنام، چشماندازی به جا ماند که آثار ویرانی زیستمحیطی در آن آشکار بود. جنگلهای حرایی که زمانی زیستگاههای پرمایهای به شمار میرفتند بهکلی از بین رفته بودند و جای پوشش گیاهی متنوع آنها را گیاهان مهاجم گرفته بود. اصطلاح «بومکشی» نخستین بار برای توصیف اقداماتی به کار رفت که ارتش ایالاتمتحده در ویتنام انجام داد، اقداماتی مانند بهکارگیری علفکُشهایی مانند عامل نارنجی و سلاحهای آتشزایی مثل ناپالم برای مقابله با نیروهای چریکیای که در پناهگاههای طبیعی پنهان میشدند.
🔴 علاوه بر علفکشها و ناپالم، ارتش آمریکا از آتشسوزی عمدی جنگلها و بولدوزرهای زرهی «رُمپلاو» استفاده کرد که روزانه حدود ۴۰۰ هکتار از پوشش گیاهی را نابود میکردند. بمبهای سنگین «دِیزیکاتر» جنگلها را در شعاع ۹۰۰متری صاف و هر شکلی از حیات را نابود میکردند. پروژۀ محرمانهای با نام پاپای نیز برای دستکاری آبوهوا و طولانیکردن فصل بارندگی انجام شد تا مسیرهای تدارکاتی ویتنامیها مسدود شود.
🔴 پنجاه سال پس از پایان جنگ، اکوسیستمهای ویرانشده و خاکها و منابع آبی آلوده به دیوکسین در ویتنام همچنان نشانگر پیامدهای ماندگار آن دوراناند. بهعنوان انسانشناس و بومشناسی که از دههٔ ۱۹۹۰ در ویتنام کار کردهام، این غفلت را نگرانکننده میدانم. هرچند آن جنگ به تدوین معاهدات بینالمللی برای حفاظت از محیطزیست در زمان درگیریهای نظامی انجامید، این قوانین فاقد ضمانت اجرایی بودند و دولتهای عاملِ تخریب را به ترمیم خسارات وادار نکردند. همان ضعف ساختاری را امروز نیز در جنگهای اوکراین و خاورمیانه میتوان دید.
@tarjomaanweb
🎯 این جنگ یا برای تضعیف دموکراسی راه افتاده یا برای منافع شخصی ترامپ
🔴 تیموتی اسنایدر، مورخ و استاد دانشگاه، پروجکت سیندیکیت — توجیه رسمی دولت ترامپ برای حمله به ایران قانعکننده نیست: نه ادعای ساخت سلاح هستهای از سوی ایران ثابت شده و نه این ادعا با حرفهای قبلی دولت که میگفت برنامۀ هستهای ایران را قبلاً نابود کرده، سازگار است. دو توضیح محتملتر برای این جنگ وجود دارد و هیچکدام مشروع نیست: یا این جنگ برای تضعیف دموکراسی آمریکا به راه افتاده، یا برای سودرساندن به شخص ترامپ.
🔴 اسنایدر استدلال میکند جنگ خارجی میتواند دموکراسی را از دو مسیر فرسوده کند: یا مردم را وادار کند صرفاً از تصمیمات پیروی کنند و مخالفان را خائن جلوه دهد، یا شرایطی بسازد که به سود حزب حاکم در آستانۀ انتخابات باشد. در کنار این، او به شبکۀ آشکار منافع مالی هم اشاره میکند: ترامپ اکنون علیه دشمن مشترک کشورهایی دست به نیروی نظامیزده که با معاملههای کلان به او و خانوادهاش سود رساندهاند.
@tarjomaanweb
🎯 اگر استارمر «شباهتی به چرچیل ندارد»، ترامپ هم روزولت نیست
🔴 سایمون جنکینز، نویسندۀ بریتانیایی، گاردین — در روزهای گذشته فضای سیاسی بریتانیا تحت تأثیر فشارهای فزاینده حزب محافظهکار و رسانههای راستگرا قرار گرفته که دولت کیر استارمر را به دلیل اتخاذ رویکرد محتاطانه در قبال تنشهای اخیر، به بزدلی متهم میکنند. جنکینز با اشاره به کنایۀ تحقیرآمیز ترامپ که گفته بود استارمر «شباهتی به چرچیل ندارد»، خاطرنشان کرد که هدف این فشارها صرفاً کشاندن لندن به جنگی است که استراتژی خروج مشخصی ندارد و با منافع ملی بریتانیا در تضاد است. جنکینز معتقد است استارمر باید در واکنشی تند به ترامپ یادآوری میکرد که او هم «فرانکلین روزولت نیست و بیشتر به جرج بوش شباهت دارد».
🔴 از نظر جنکینز محرک اصلی این درگیریها، بیش از آنکه ضرورتهای امنیتی باشد، نیازهای سیاسی نتانیاهو و تمایل شخص ترامپ برای کسب اعتبار نظامی است. او با استناد به آمارهای رسمی تأکید میکند که ماجراجویی نظامی علیه ایران در میان افکار عمومی بریتانیاییها و حتی آمریکاییها با مخالفت گستردهای روبروست و تنها اقلیتی کوچک از بمبارانها حمایت میکنند. تحلیلگر گاردین در پایان هشدار میدهد که دنبالهروی کورکورانه از واشینگتن، بریتانیا را بار دیگر در ورطۀ سناریوهای شکستخوردهای همچون عراق و افغانستان گرفتار خواهد کرد. وی از دولت استارمر خواست تا با حفظ استقلال سیاسی، اجازه ندهد منابع و اعتبار بریتانیا صرف جنگی شود که از دیدگاه ناظران بینالمللی، فاقد وجاهت قانونی و چشمانداز پیروزی است.
@tarjomaanweb
🎯 این یکی را دیگر از کجا درآوردی: سربریدن نوزادان؟!
🔴 مهدی حسن، ژورنالیست آمریکایی، زیتئو — حساب رسمی «واکنش سریع» کاخ سفید در ایکس من را «احمقی منحرف و همدل با تروریسم» خواند. جرمم چه بود؟ اینکه جرئت کردم یادآوری کنم ادعای ترامپ مبنی بر اینکه ایرانیها نه فقط «از شرورترین مردم روی زمیناند» بلکه «سر نوزادان را هم میبُرند»، آشکارا دروغ و ساختگی است. حسن مینویسد نه هیچ ایرانیای در حملات ۷ اکتبر به اسرائیل شرکت داشت و نه هیچ مدرک معتبری وجود دارد که نشان دهد ایران در آن حملات نقش داشته است؛ حتی آنتونی بلینکن هم در ۲۰۲۳ چنین چیزی را نپذیرفته بود و جامعۀ اطلاعاتی آمریکا گفته بود رهبران ایران از حملۀ حماس غافلگیر شده بودند.
🔴 او تأکید میکند که اساساً هیچ نوزادی در ۷ اکتبر، نه به دست ایرانیها، نه فلسطینیها و نه هیچکس دیگر، سربریده نشده بود و این ادعا پیشتر از سوی رسانههایی چون لوموند، هاآرتص و سیانان بررسی و رد شده است. مهدی حسن مینویسد این «تبلیغات هولناک» ابتدا برای توجیه کشتار در غزه به کار رفت و حالا برای دفاع از کشتار مشابه در ایران به کار گرفته میشود.
@tarjomaanweb
🎯 آمریکا و اسرائیل با دستورکارهایی ناسازگار میجنگند
🔴 فرید زکریا، ژورنالیست و کارشناس سیاست خارجۀ آمریکا، واشنگتنپُست — خطرناکترین وجه جنگ ترامپ با ایران آشفتگی و تغییر مداوم هدفهای واشینگتن نیست، بلکه این است که آمریکا و اسرائیل ظاهراً با دو دستور کار متفاوت و حتی ناسازگار پیش میروند. ترامپ این جنگ را با تشویق مخالفان به سرنگونی حکومت آغاز کرد، بعد که چنین اتفاقی رخ نداد، از مذاکره با نیروهای درون نظام گفت، سپس وزیر دفاع و مقامهای ارشدش تأکید کردند هدف فقط تضعیف توان نظامی ایران است، نه تغییر رژیم، اما بعد دوباره سخن از «تسلیم بیقیدوشرط» و حتی حمایت از نیروهای قومی برای سرنگونی حکومت و تغییر مرزهای ایران به میان آمد.
🔴 در مقابل، راهبرد اسرائیل روشنتر است: نابودی ایران، جنگ داخلی و فروپاشی ساختار قدرت. زکریا هشدار میدهد که ایران کشوری متکثر با گروههای قومی گوناگون و نیروهای مسلح گسترده است و اگر نظم سیاسی آن فروبپاشد، چشمانداز محتمل نهگذار آرام، بلکه جنگی شبیه سوریه یا لیبی خواهد بود. از نظر او، برای اسرائیل شاید چنین هرجومرجی مطلوب باشد، اما برای آمریکا و متحدانش که به ثبات منطقه برای جریان آزاد نفت، کالا، پول و سرمایه نیاز دارند، جنگ داخلی در ایران به هیچوجه بهصرفه نیست.
@tarjomaan
🎯 جنگ فقط به بازار نفت محدود نمیماند، بهزودی به امنیت غذایی جهان هم میرسد
🔴 آدام توز؛ استاد تاریخ دانشگا کلمبیا، چارتبوک — یکی از پیامدهای کمتر دیدهشدۀ جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تهدید مستقیم چرخۀ جهانی کشاورزی است. این جنگ در بدترین زمان ممکن رخ داده است: درست هنگامی که باید محمولههای کود شیمیایی از خلیج فارس به سوی مناطق اصلی کشاورزی جهان حرکت کنند. توز توضیح میدهد که خلیج فارس حدود یکسوم تجارت جهانی مواد مغذی معدنی را در اختیار دارد و با جهش قیمت اوره، توقف تولید گاز مایع در قطر، اختلال در عبور کشتیها از تنگۀ هرمز و تهدید تولید کود در کشورهایی مثل مصر، هند و پاکستان، فشار شدیدی بر بازار جهانی وارد شده است. او مینویسد اگر این اختلال چند هفته ادامه پیدا کند، کشاورزان در نیمکرۀ شمالی در اوج فصل مصرف کود با کمبود و گرانی روبهرو میشوند؛ وضعیتی که میتواند آنها را به تغییر الگوی کشت، مصرف کمتر کود و در نهایت پذیرش افت محصول وادار کند.
@tarjomaanweb
🎯 این جنگ ممکن است همان فشار نهایی باشد که کمر اقتصاد را میشکند
🔴 پل کروگمن، نوبلیست اقتصاد، ساباستک — واقعیت جنگ تازه دارد خود را نشان میدهد: جنگ در قلب مهمترین منطقۀ نفتی جهان بیهزینه نمیماند. امید به کوتاهبودن جنگ رو به افول است، چون دولت ترامپ ظاهراً تصور میکرد با بمباران ایران و از میان برداشتن رهبرانش، تغییر حکومت بهسرعت رخ میدهد، اما از همان ابتدا هم روشن بود که جمهوری اسلامی بهسادگی فرونمیپاشد. این جنگ ناگزیر بر قیمت انرژی اثر میگذارد، چون ایران هم توان حمله به زیرساختها را دارد و هم عملاً تردد نفتکشها از تنگۀ هرمز را مختل کرده است.
🔴 بااین حال، کروگمن تأکید میکند که حتی جهش بیشتر قیمت نفت هم لزوماً به بحران اقتصادی شبیه دهۀ ۱۹۷۰ منجر نمیشود،چون آمریکا و دیگر اقتصادهای پیشرفته امروز کمتر از گذشته به نفت وابستهاند. اما مشکل اینجاست که این شوک تازه در خلأ رخ نمیدهد: اقتصاد آمریکا از پیش زیر فشار تعرفهها، نااطمینانی، سیاستهای سختگیرانۀ ضد مهاجرتی، نگرانی از هوش مصنوعی و ریسکهای مالی بوده و این جنگ بیبرنامه ممکن است همان فشار نهایی باشد که کمر اقتصاد را میشکند.
@tarjomaanweb
🎯 اینفلوئنسرها دوبی را همچون رؤیایی فریبنده به جهان فروختند، حالا آن رؤیابر باد رفته است
🔴 گبی هینزلیف، ژورنالیست، گاردین — برای فریبخوردن از سراب، لازم نیست در بیابان گمشده باشید. گاهی وهم درست زمانی از همیشه نیرومندتر است که گمان میکنید آسوده به خانه رسیدهاید؛ وقتی کنار استخر پست میگذارید و از زندگی پرزرقوبرقتان در شهری میگویید که «امکاناتش بیپایان است». افسانۀ دوبی سالها بهعنوان شهری آرمانی فروخته شد: جایی امن، جذاب و خواستنی برای کسانی که میخواستند ثروتمند شوند یا ثروتشان را از ناامنیهای جهان دور نگه دارند. اما حالا این خیال با دود موشکها از هم پاشیده و ساکنانش درمییابندکه مهاجرت اقتصادی، حتی در مجللترین صورتش، از بیثباتی و ناامنی برکنار نیست.
🔴 دوبی برای بسیاری، نوعی «نمایش ترومن» واقعی بود: بهشتی درخشان و استریلشده که با تنبیه سختِ هرکس که افسانهاش را مخدوش کند سر پا مانده بود. هینزلیف میگوید حالا که اینفلوئنسرهای دوبی فهمیدهاند جمعکردن وسایل و فرار از زیر بمباران چه حسی دارد، بهتر است لحظهای محتوای اسپانسری را کنار بگذارند و از درسهای این «نسخۀ لوکسِ تجربۀ پناهندگی» بگویند؛ از ناامنی مسیر مهاجرت و از این واقعیت که رفتن به کشوری دیگر برای زندگی بهتر، آنقدرها هم بیدردسر نیست که وانمود میشود.
@tarjomaanweb