نخستین موسسه تخصصی توسعه و آموزش مهارتهای اندیشیدن 🌐 www.tizfekri.com دورههای سازمانی https://t.me/TizFekri/2854 ارتباط با ما: @Tizfekri_info ☎️ 03136631001 📱 09217716474
#تجربهنگاری_آموزشی
اصفهان؛ دبیرستان دخترانه فرزانگان؛ 1395
نویسنده: حامد صفاییپور
از بچههای کلاس سوم ادبیات، امتحان پایانی فلسفه و منطق گرفتم. در سوال سوم، دانشآموز فیلسوف ما میبایست با خودش شطرنج بازی کند! یعنی یکبار نقش دوست بذلهگویش را بازی کند و یکبار نقش خودش را! کلیدی ترین جملات در طول امتحان دربارۀ این سوال اینها بود:
👀 آقا! ما قانعش کردیم ولی این حرف تو گوشش نمیره! 😍
👀 آقا! من از زبان این بذلهگو یک چیزی گفتم که خودم نمیتونم جوابشو بدم! 😊
👀 آقا! من تا حالا اینقدر حس بیاعتمادی به چیزهایی که میدانم را نداشته ام! ... میدانم که نمی دانم (و خندهای از ته دل) 😶
👀 آقا! این بذلهگو سریع قانع شد! اشکالی نداره؟ و جواب من: به شرطی که در پاسخ دادن مغالطه پهلوانپنبه نکرده باشی! و دوستت به اندازه خودت عاقل باشد! 💡
در پایان امتحان، خستگی ام در شد وقتی یکی از بچهها گفت: خیلی لذتبخش بود!
اما سوال سوم چه بود؟
🌨یکی از همشاگردیهای بذلهگوی شما یک آجر ساده را به صورت مورب روی میز گذاشته است و ادعا میکند این یک اثر هنری است. شما میدانید که او واقعا چیزی از زیباییشناسی و سبکهای هنری و غیره نمیداند اما وانمود میکند که میداند و هماکنون با یکسری دلیلتراشیها در صدد است که این اثر قلابی را به اسم اثر هنری غالب کند. پرسش ما از شما این است که با طرح چند سوال فلسفی درباره هنر از او، و نوشتن جوابهای احتمالی دوستتان، او را با جنبههای زیرین و ماهیت یک اثر هنری آشنا سازید و با این «#پرسشگری_سقراطی» نقشههای شوم او را برملا نمایید. البته ممکن است در خلال این گفتوگو از استدلالهای همشاگردی قانع شوید و حتی به دایره طرفداران او بپیوندید. در این حال نمره این سوال را میگیرید ولی واقعا برای شما و هنر این مرز و بوم متاسفیم! هرچند ممکن است ما نیز در این تاسف خوردن، برحق نباشیم!
آغاز گفتوگو چنین است:
🔵 شما: چرا فکر میکنی این یک اثر هنری است؟ چه ویژگی ای آن را از دیگر چیزها جدا میکند؟
🔴همکلاسی: من در اینجا یک آجر ساده را که میتواند نمادی از سرشت خاکی آدمی باشد بر روی میز گذاشتهام. آن هم با زاویه خمیده. فکر نمیکنید این مفهوم عمیقی در بردارد؟
🔵شما: آری، هر چیزی ممکن است از زاویهای نگاه عمیقی در برداشته باشد، اما فکر نمیکنی این برای بیان این ادعا که یک چیز اثر هنری است کافی نیست؟
🔴نه! زیبایی در چشم ماست! اگر چیزی را زیبا و هنرمندانه میبینیم آن چیز زیبا و هنرمندانه است.
🔵 شما: ....
این گفتوگو را تا چندین مکالمه دیگر ادامه بدهید.
#حامد_صفاییپور
#فلسفه_برای_کودکان_و_نوجوانان
#فلسفه_عمومی
#آموزش_فلسفه
☀️ برای ارزیابی آموزشهای خود از چه روشهایی استفاده کنیم؟ (ارزیابی در روشهای تدریس سازندهگرا -Constructivist teaching methods)
▫️بحث شفاهی
به دانش آموزان یک پرسش مشخص بدهید؛ پرسشی که کلی نباشد و تمرکز در مساله ایجاد کند؛ و اجازه دهید درباره آن پرسش به صورت آزاد در کلاس بحث کنند.
▫️پرسشهای شناختشناسانه
پرسشهایی از قبیل پرسشهای زیر، پرسشهای معرفتشناسانه اند:
- چه میدانیم؟
- چه میخواهیم بدانیم؟
- چه آموختیم؟
- چگونه میخواهیم بدانیم؟
چرا؟ برای اینکه فرد را به نگاهی مرتبه-دوم نسبت به دانش و دانستنیهای خود دعوت میکنند. این پرسشها را میتوانید در قالب یک کوئیز کلاسی هم مطرح کنید. این پرسشها میتوانند با سرعت، مرحله باز-آفرینی مفاهیم جلسات گذشته را به انجام رسانند.
▫️کارهای دستی
ساختن ابزارهای آموزشی نتیجه همین رویکرد است. وقتی دانشآموزان به کارکردن با دستهایشان ترغیب میکنیم یادگیری مفهومی را با برخی فعالیتهای بدنی پیوند دادهایم.
▫️پیش-آزمون
هدف اصلی پیش آزمون این است که ببینم دانشآموزان پیش از آموزش چه تجارب و آموختههایی را درباره موضوع بحث با خود آورده اند. دانستن این مطلب در #هدایت_یادگیری دانشآموزان بسیار موثر است.
▫️ترسیم نقشه مفهومی
در این فعالیت دانشآموزان مفاهیم و ایدههای مرتبط با موضوع را مقولهبندی میکنند تا به تصویری کلی از رابطه مفاهیم با یکدیگر دست یابند. توجه کنید که رابطهیابی و شبکهسازی مفاهیم یکی از مراحل سطح بالا در یادگیری است.
منبع:
https://en.wikipedia.org/wiki/Constructivist_teaching_methods
@TizFekri
#یادداشت_هفته
اسباببازی بزرگترها
نویسنده: حامد صفاییپور
دانشگاه، اسباببازی کودکانهای است وقتی استاد علوم تربیتی و فلسفه تربیتاش، تعامل اثربخشی با آنچه به نام تربیت در جامعهاش رقم میخورد ندارد. برای مثال، وقتی در طول دهها سال فعالیت دانشکده علوم تربیتی و دانشکده روانشناسی، حتی یک جلسه با موضوع بررسی نظریه و عمل مدارس شهر برگزار نمیشود تا #عقلانیت_انتقادی را نسبت به عملکرد این مدارس در محیط شهر و خانوادهها تقویت کند. دانشگاه به خود، با خود، در خود و به تدریج به چیزهای بیخود مشغول میشود.
این در حالی است که تفکر اصیل در جایی -و بهتر است بگویم در جانی- ظهور میکند که اندیشیدن-به-متن (thinking-about-text) جای اندیشیدن-به-چیزی (thinking about thing) را نگرفته است. دانشگاهیان به فراخور کارهای پژوهشی و متن-محور ممکن است به این امر عادت کنند که از مقالهای به مقاله دیگر رفت و آمد کنند و سرچشمه اندیشه را در نه در موضوع تجربهها، بلکه در لابهلای متون بیابند در حالیکه سرچشمه دانش، نه در متنها که در خود "چیزها" وجود دارد.
کودک کنجکاو با مشاهده رنگینکمان به لحظههایی تکرارنشدنی و با شکوه دیدن و فهمیدن وارد میشود اما مهد و مدرسه، این رویارویی ناب را به توضیحی ساده از کتابهای درسی فرو میکاهند. چرا؟ چون معلم مدرسه نمیداند ناب بودن و ژرفای این تجربه، از درستی و نادرستی باورهای کودک با اهمیتتر است و از اینرو سکوت دلهرهآوری را که همراه با پرسش کودک ایجاد شده است، به سرعت با پاسخهای حفظی خود میشکند.
و حالا قرار است این عبور شتابزده از تجربههای ادراک چیزها، خویشتن و دیگری، در همه دورانهای تحصیل ادامه یابد تا به تدریج کودک پرسشگر دیروز به کارگزار مطیع بایدها و نبایدها و هستها و نیستهای بتکده فرهنگ عمومی تبدیل شود.
ناامید کننده است، نه؟ بر همین مبناست که آموزش و پرورش سیاسیترین وزارتخانه هر کشور است که معین میکند اندیشیدن به چه "متنی" از چه "چیزی" ارزشمندتر، و اهمیت دادن به چه "کاری" از چه "افکاری" شایسته تر است. دانشگاهی که نقد و ژرفاندیشی از آن بخت بربسته است، اسباببازی بچههای بزرگ است.
#آسیب_شناسی_دانشگاه
#آسیب_شناسی_آموزش
#آسیب_شناسی_آموزش_و_پرورش
#حامد_صفایی_پور
#معرفی_کتاب
در ستایش دیوانگی
نویسنده: دسیدریوس اراسموس
ترجمه: حسن صفاری
شر: فروزان روز، 1398
به قلم: حامد صفاییپور
جنبه دیگری از نقد آراسموس، نقدی است که امروزه، بسیار بر ما شناخته شده است و از این جهت تصریح آراسموس به آن، در قرن شانزده میلادی، واقعا اعجابانگیز است. « ... همه میدانند که حکما ... حق دارند که در صورت لزوم آسمان را هم مانند پوست کش بیاورند، یعنی متون مقدس را تغییر دهند (۱۴۳) این جنبه، توجه آراسموس به استدلالهای زبان-بنیاد کشیشان است.
در این استدلالها کشیش، با بازی مفهومی با الفاظ متن مقدس، آنها را بر واقعیت امروز تطبیق میدهد و هر آنچه که میخواهد، بدون در نظر گرفتن کاربردهای واقعی کلمات به خورد عوام میدهد.
برای نمونه میگوید: «چند روز قبل، چنانکه عادت من است، در جلسه دفاع از رسالهای در حکمت الهی حضور یافتم. یکی از حضار مجلس سوال کرد که بر اساس چه حکم و آیهای از کتاب مقدس، مردم مُلحد را به جای اینکه با بحث و مشاجره مُجاب سازند در آتش میسوزانند. پیرمردی که قیافهای بسیار جدی داشت و تفرعُن و تبحر او نشان میداد که عالم حکمت الهی است، با حدّت و حرارت جواب داد که حواری بزرگ سن پل چنین دستور داده است آنجا که می فرماید: «بعد از یک یا دو بار اخطار، از شخص مُلحد احتراز کنید.» وی چندین بار این گفته را با صدای رعد آسا تکرار کرد، تا آنجا که حضّار تصور کردند اختلالی در مشاعر او پدید آمده است؛ اما وی بالاخره در صدد توضیح برآمد و گفت Devita، یعنی احتراز کنید در واقع، «De Vita» است، یعنی مُلحد را از شمار زندگان حذف کنید. عدهای به خنده درآمدند و جمعی دیگر این توضیح را کاملا مطابق با حکمت مسیحی دانستند؛ ولی چون صدای اعتراض بلند بود یکی که اصطلاحا وکیل تندوس نامیده میشود و فرمودههای او در حکمت مسیحی انکار ناپذیر بود، چنین توضیحی داد: «در کتاب مقدس نوشته شده است: مگذارید که شخص بدکار زنده بماند- و چون هر ملحدی طبعا بدکار است، بنابراین ... .» همه حضّار مجلس از نبوغ این مرد به حیرت درآمدند و قول او، مورد قبول همه آن گروه عامی قرار گرفت. اصلا به فکر هیچ کس نیامد که این حکم کتاب مقدس در مورد جادوگران و طلسم دهندگان و افسونگران آمده است که در زبان عبری اصطلاحا همه ایشان را Mehascefim ، یعنی بدکاران، مینامند زیرا در غیر این صورت، میبایست تمام بدکاران و بدمستان و ... را نیز محکوم به اعدام کرد. ۱۴۶-۱۴۷
#حامد_صفایی_پور
#هرمنوتیک
#روش_شناسی
#فهم_متن
آموزش سطحی در علوم انسانی
حامد صفاییپور
یک بیتوجهی دردآور در برگزاری دورهها و کارگاهها در علوم انسانی تقلید از روش برگزاری workshop ها در رشتههای فنی است. در «کارگاه جوشکاری» میتوان در یک صبح تا به عصر به هنرجو آموخت که چگونه یک ترفند اولیه را به بهترین نحو انجام دهد؛ هر جلسه یک مهارت، تا به تدریج هنرجو جسارت و مهارت کار را بیابد. اما در کارگاههای علوم انسانی امکان ندارد «مهارتی» بدون وجود امادگی ذهنی و درک چارچوبهی نظری -آنچه معانی را در فعالیتها ایجاد میکنند- شکل یابد. این واقعیت که بیشتر افراد در کسب «مهارتها» و نه خواندن کتابها ناتوانند دلیل کافی نیست که اموزشها صرفا عملی (و نه نظری) باشد.
از نظر من، در نهایت ابتذال است که یک مربی تربیتی، بدون خواندن و مباحثه، تاکید میکنم مباحثه، چند صد صفحه بحث نظری در پیرامون موضوع فعالیت خود به دنیای مربیگری وارد شود.
کارگاه و دوره مربیپروری ایدهآل علوم انسانی، از نظر من، جایی است که در فاصله هر دو جلسه آن، هنرجو صدها صفحه از منابع اصلی را خوانده و اکنون برای درک مشکلات خود و پیادهسازی این دانشها و مهارتها تلاش میکند. غیر این هر چه باشد بیپروایی در ورود به ساحت دانش و علوم انسانی است.
مسئولیت اصلی در این زمینه به عهده نهادهای علمی کشور است. آنان وظیفه دارند با ایجاد نسخههای اصیل و ارزشمند، از شکلگیری نسخههای سطحی و فیک جلوگیری کنند. این موسسات وظیفه دارند خود را از منطق بازار به دور بدارند.
تربیت مربی، «مشتریداری» نیست. باید با شجاعت استانداردها و ارزش مدارک و مدارج علمی در علوم انسانی را حفظ کرد.
#آسیب_شناسی_آموزش
#تربیت_مربی
#علوم_انسانی
#حامد_صفایی_پور
@TizFekri
🔹نگاهی به نتایج آزمون تیمز ۲۰۱۹
اخیراً گزارش آزمون تیمز (ریاضی و علوم) سال ۲۰۱۹ منتشر شده است. این آزمون مربوط به ارزشیابی پیشرفت تحصیلی است که در پایههای چهارم و هشتم تحصیلی برگزار میشود. از ایران حدود ۱۲۵۰۰ دانشآموز پایههای چهارم و هشتم از ۴۴۴ مدرسه در آزمون حضور داشتهاند. در ادامه برخی از نتایج این گزارش را میخوانید.
🔸در این دوره نیز کشورهای شرق آسیا جایگاههای برتر را به خود اختصاص دادهاند و برای چندمین دورۀ متوالی دانشآموزان سنگاپوری در صدر جدول قرار دارند. در ریاضیات پایۀ چهارم ایران با نمره ۴۴۳ در بین ۵۸ کشور در جایگاه ۵۰ام قرار دارد. در علوم پایۀ چهارم نیز ایران با نمرۀ ۴۴۱ در جایگاه ۴۸ام قرار دارد.
🔸در آزمون ریاضی حدود ۳۲ درصد دانشآموزان پایۀ چهارم نمرۀ کمتر از ۴۰۰ گرفتهاند؛ یعنی در وضعیت بسیار ضعیفی قرار دارند. این نسبت برای دانشآموزان سنگاپوری ۱ درصد و میانگین آزمون ۱۹ درصد بوده است. در درس علوم پایۀ چهارم، تنها ۱۱ درصد دانشآموزان ایرانی موفق به کسب نمرۀ بالای ۵۵۰ شدهاند، درحالیکه میانگین آزمون ۳۲ درصد بوده است. همچنین ۹۲ درصد دانشآموزان شرکتکننده در آزمون علوم نمرۀ بالای ۴۰۰ را کسب کردهاند، اما از دانشآموزان ایرانی تنها ۶۸ درصد موفق به کسب این نمره شدهاند.
🔸در آزمون پایۀ هشتم نیز ۳۹ کشور حضور داشتهاند که ایران در جایگاه ۲۹ام قرار دارد. در آزمون ریاضی این پایه حدود ۳۲ درصد دانشآموزان ایرانی موفق به کسب نمرۀ حداقلی آزمون (۴۰۰) نشدهاند؛ درحالیکه این میانگین در سطح بینالمللی حدود ۱۳ درصد بوده است.
🔸در علوم پایۀ هشتم نیز در بین ۳۹ کشور، ایران جایگاه ۳۲ام را دارد. در این آزمون نیز تنها ۱۳ درصد دانشآموزان ایرانی موفق به کسب نمرۀ بالا ۵۵۰ شدهاند، درحالیکه میانگین بینالمللی ۲۹ درصد بوده است. ۲۸ درصد دانشآموزان ایرانی نیز موفق به کسب نمرۀ حداقلی (۴۰۰) نشدهاند، که این میانگین در سطح بینالمللی ۱۵ درصد بوده است.
🔸بهلحاظ جنسیتی، در درس ریاضی پایۀ چهارم در مقایسه با دورۀ قبل آزمون، پسران نمرۀ بالاتری را کسب کردهاند و در درس علوم نیز پسران رشد بیشتری داشتهاند و تقریباً با دختران همنمره شدهاند. اما در پایۀ هشتم، در درس ریاضی فاصلۀ دختران (۴۵۳) از پسران (۴۴۰) بیشتر از دورۀ قبل شده است، و در درس علوم نمرۀ دختران نسبت به دورۀ قبل ثابت مانده (۴۵۹)، اما پسران با افت ۱۳ نمرهای نسبت به دورۀ قبل، نمرۀ ۴۴۱ را کسب کردهاند.
🔸براساس این گزارش در برنامۀ آموزش رسمی ایران برای درس ریاضی و علوم پایۀ چهارم بهترتیب ۱۰۹ و ۷۸ ساعت اختصاص مییابد که میانگین بینالمللی بهترتیب ۱۵۴ و ۷۳ ساعت است. در پایۀ هشتم نیز برای ریاضی و علوم بهترتیب ۱۰۳ و ۸۲ ساعت اختصاص مییابد که میانگین بینالمللی ۱۳۷ است.
🔸میزان رضایت دانشآموزان ایرانی از آموزگاران در مقایسه با میانگین بینالمللی بالاتر است (بعضاً تا ۲۰ درصد) و سطح تحصیلات آموزگاران ایرانی نیز در مقایسه با میانگین بینالمللی از وضعیت نسبتاً مناسبی برخوردار است. در شاخصهایی نظیر احساس تعلق دانشآموزان به مدرسه نیز وضعیت ایران تقریباً در سطح میانگین بینالمللی است.
🔸یکی دیگر از دادههای جالب گزارش تیمز، ارزیابی دانشآموزان از تأکید مدرسه بر موفقیت تحصیلی [برای ورود به دانشگاه] است. در این زمینه هم ایران در وضعیت میانگین بینالمللی قرار دارد و در سطح کشورهایی نظیر دانمارک، هنگکنگ، فرانسه، و اتریش است.
🔸برخلاف دورههای قبلی آزمون، نتایج براساس پایگاه طبقاتی دانشآموزان ارائه نشده است. اما گزارش حاوی دادههایی دربارۀ ترکیب جمعیتی مدارس بهلحاظ پیشزمینههای اقتصادی-اجتماعی دانشآموزان، امکانات آموزشی مدارس، و امکانات آموزشی خانواده است. برای مثال ۳۱ درصد دانشآموزان ایرانی پایۀ هشتم اظهار کردهاند در خانه امکانات (اینترنت، کتاب، سطح سواد والدین) کمی برای آموزش دارند و تنها دو کشور مراکش و آفریقای جنوبی وضعیت ضعیفتری را اظهار کردهاند.
پینوشت: نتایج این آزمون برای کشورهایی که نسبت به کیفیت نظام آموزشی خود حساساند، بسیار جدی است. برای مثال، طی سالهای اخیر کشورهایی نظیر امارات و عمان برای ارتقای وضعیت خود حتی مشاوران بینالمللی را بهکار گرفتهاند. در همین آزمون اخیر نیز امارات بیشترین تعداد مدارس (۱۳۰۰) و دانشآموز (حدود ۵۰ هزار) خود را در این آزمون شرکت داده است. در ایران، «مرکز ملی مطالعات بینالمللی تیمز و پرلز» وابسته به وزارت آموزش و پرورش طی سالهای اخیر ضمن برگزاری این آزمونها، گزارشهای تحلیلی مختصری از این آزمون را منتشر کرده است.
@omidi_reza
▫️وبینار معرفی دوره تصمیمگیری نقادانه
- با ارائه: دکتر حامد صفاییپور
- 45 دقیقه
- دی ماه 1399
#تصمیم_گیری_نقادانه
@TizFekri
▫️معرفی دوره فبک با فاصله توسط دکتر حامد صفاییپور (مدیر موسسه تیزفکری)
#قبک
#فبک_با_فاصله
@TizFekri
▫️معرفی درس دکتر روح الله کریمی در دوره «فبک با فاصله» از زبان ایشان
عنوان درس: پیشرفت در گفتوگوی فلسفی با کودک
#قبک
#فبک_با_فاصله
@TizFekri
آغاز ثبتنام دوره سوم
#تصمیم_گیری_نقادانه
#تیزفکری_در_چهار_فصل
سال 99
☀️ما رویای جامعهای را در سر داریم که توانایی حل ریشهای مسائل در ان تبلور یافته است . ☀️
#تیزفکری هر سال #فقط_یکبار برگزار میشود.
@TizFekri
#برداشت_کلاسی
خانم فاطمه بهمنی | کارشناسی معماری
اسم کلاس این هفته «دوره نگارش دانشگاهی» را «تیزفکری در پژوهش» میگذارم. زیرا کمک کرد تا عمیق تر و دقیق تر بیندیشیم که اساسا پژوهش چیست و مخاطبت در پژوهش کیست؟ آموختمان که حتی اگر سالها کتابها و افکار بزرگترین متفکران جهان را زیر و رو کنیم، به این معنا نیست که خودمان پژوهش کردهایم. برعکس حالا که عمیقتر فکر میکنم، می بینم سرگرم شدن صرف به اندیشههای بزرگان، خصوصا برای فلسفهدوستانی چون من، گاهی رهزن است. این هفته «آقا معلم» همه داشتههای ذهنیام درباره پژوهش را «کن فیکون»کرد و به من آموخت که پژوهش چیزی است که «تولید معرفت» کند. معرفتی که اقناع کننده باشد، نیازمند مخاطب یا مخاطبانی است که در مقابلشان نه میتوانی تکرار مکررات کنی و نه حرفهای نامستدل بزنی. آنها منتظر شنیدن نقدی نو و نظریهای جدید هستند. چرا که مخاطب تو در پژوهش، نظریهپردازان و اندیشمندان عالی رتبه در همان حیطهاند.
این نگرش هرچند مسیر نوشتن و پژوهش را سخت و باریک میکند اما مشعل آگاهی را روشن میکند.
برای این آموزه ناب، سپاسگزارم
@TizFekri
🌷#هدیه_تیزفکری
▫️صدای کلاس
▫️عنوان: نگاه اصولی به پژوهش و مقاله پژوهشی
▫️77 دقیقه
▫️دکتر #حامد_صفایی_پور
@Tizfekri
#تجربهنگاری
انرژی پرسشی حق مسلم ماست!
به قلم: حامد صفاییپور
تا امروز، کارگاه «رویش»، هیجانانگیزترین تجربه آموزشی من بوده است. «رویش» یک دوره آموزشی و کارگاهی هفت جلسهای بود که در تابستان ۸۵ برای حدود ۱۰۰ نفر از دانش آموزان ۱۴ تا ۱۶ سال برگزار کردم. بستۀ متنوعی از تمرینها و سوالهای فکری و غالبا طنزآمیز که روحیه جستجوگری، کنجکاوی و سنجشگری بچهها را تقویت میکرد. قدری درباره این نماهنگ، تجربه و خاطرات رویش برایتان بگویم.
نماهنگ رویش -که در صفحه دوم به بعد، بارگذاری شده است- گزارش تصویری کوتاهی است که «نازنین چیتساز» (از بچههای رویش) ۹ سال پس از برگزاری دوره– با ترکیبی از اسلایدها و صدای بچهها، و در واقع با کمترین امکانات تصویری، با هنرمندی ساخت و به من هدیه کرد.
اسلایدهایی که در این نماهنگ میبنید، اسلایدهای ارائه بحث نیستند؛ آنها تصاویری انتخابی ما، برای یادآوری داستانها و رویدادهای دورهاند. مثلا، اسلاید «انرژی پرسشی، حق مسلم ماست» یادآور نکتهها و فعالیتهایی بود که ما درباره اهمیت احترام به پرسشهایمان انجام دادیم و البته دربردارندۀ نیمنگاهی نقادانه به فضای غبارگرفته آن روزها. صدای آهنگین این بچهها، کنش دلگیر آن روزهای من بود.
شعر معروف شاعر عرب را، بدون ترجمه، به عمد در اسلایدهای این دوره گذاشته بودم تا به معلمان دینی بگویم عبارتهای عربی را هم با میتوان با عشق و شورمندی از بر "شد" (و نه از بر "کرد")، به شرطی که آموزش ما یک آموزش خلاق و اکتشافی باشد. همخوانی این شعر توسط این نوجوانان، هر بیننده و شنوندهای را مبهوت میکرد: اتزعمُ انّکَ جِرمُ صغیر؛ و فیکَ انطوی العالم الاکبر؛ و اَنت الکتاب المبینِ الدی، به آیانه یظهرُ المضر». شعری که معنی آن را هرگز روی تخته ننوشتم و هیچگاه نگفتم تا همه در دفتر خود یادداشت کنند!
رویش فراموشی دانستهها و خوشامدگویی به ندانستهها بود! ارزشدادن به «پرسشهایی که در گنجینه جان خویش پنهان کردهایم». «تفکر کن، نترس!»، مهمترین شعار ما و «در اینجا مهم نیست چه عقیده ای دارم، مهم این است که عقایدم نتیجه تفکراتم باشد» مهمترین قانون ما بود.
رویش، در قریب به هزارصفحه از دستنوشتهها و برداشتهای کلاسی بچههای «یاران» (نام طرح) بازتاب شده است. نوشتههایی که همه را خواندهام و هنوز نیز با من سخن میگویند؛ سخنانی لبریز از درک بیکرانگی نادانستهها و شوق یادگیری، شکفتن و حرکت.
#تجربه_نگاری_آموزشی
#گزارش_دوره
#حامد_صفاییپور
#Tizfekri
#صدای_کلاس
#هدیه_تیزفکری
▫️#تصمیمگیری_نقادانه؛ ترفندهای شفافسازی مساله
▫️زمان: ۹۰ دقیقه (تدوین شده)
▫️دکتر #حامد_صفایی_پور
@TizFekri
#بازخورد_کلاسی
🟡 خانم صابره عبدیزدان
دانشجوی پزشکی دانشگاه اصفهان
(نهمین دوره نگارش دانشگاهی)
سلام به همه ی دوستان و فرهیختگان
علیرغم قرار دادن فرم نظرخواهی، تمایل داشتم بازخوردی شخصی هم از این دوره #نگارش_دانشگاهی در گروه ارائه دهم.
آشنایی با #تفکر_نقادانه، برای من حکم یافتن قایقی را داشت در حالی که در پیمایش اقیانوس حقیقت، در تلاش هایی نافرجام به تخته چوبها چنگ میانداختم.
این مهارت، استفاده از ابزارها و آشنایی با #مغالطات من را به نوعی استقلال فکری رسانده و از وابستگی به مراجع و مکاتب گنگ، رها کرده است.
همهی اینها بود اما، تا پیش از ورود به دوره ی نگارش، نمود تفکر نقاد را در سایر حیطه های زندگیم ندیده بودم.
به راستی که نوشتن ریلی برای اندیشیدن است. من حالا، میتوانم مهارت تفکر نقادانه را در مقیاس واژههای انتخابیم هم به کار بگیرم و فرآیند اندیشیدنم را، هرچه بیشتر دقیق سازم.
این دقیق سازی در نحوه درس خواندنم هم اثر کرده است.
حالا می توانم ببینم پزشکان و اساتیدی را که تشخیصهای غیردقیقشان، نه بخاطر ساعات کم مطالعه، که به دلیل نا آشنایی با ابزارهای #شفافاندیشی است.
بسیار خرسندم که با این دورهها و تیم دکتر صفاییپور آشنا شدم.
واقعا ممنونم.
@Tizfekri
تفاوت نقش معلم با تسهیلگر چیست؟
معلم میگوید؛ تسهیلگر میپرسد،
معلم در مقابل میایستد و سخنرانی میکند؛ تسهیگر از پست سر حمایت میکند،
معلم پاسخها را بر اساس برنامه درسی ارائه میکند؛ تسهیلگر خطوط راهنمایی را فراهم میکند و محیطی را خلق میکند که فراگیر بتواند خود به نتایج برسد؛
معلم غالبا تک-گویی (منولوگ) میکند؛ تسهیلگر گفتگو (دیالوگ) پیوستهای با فراگیران دارد.
A teacher tells, a facilitator asks; a teacher lectures from the front, a facilitator supports from the back; a teacher gives answers according to a set curriculum, a facilitator provides guidelines and creates the environment for the learner to arrive at his or her own conclusions; a teacher mostly gives a monologue, a facilitator is in continuous dialogue with the learners.
منبع:
Rhodes, Lynn K.; Bellamy, G. Thomas (1 January 1999). "Choices and Consequences in the Renewal of Teacher Education". Journal of Teacher Education. 50 (1): 17–26.
لینک: https://journals.sagepub.com/doi/10.1177/002248719905000103
💡تیزفکری:
نکته:
یک خطای رایج این است که واژهها و توصیفهای جذاب در توصیف تسهیلگر، اهالی آموزش را به خطا اندازد که در همه مراحل آموزش لازم است نقش تسهیلگر داشته باشند یا به زبان ساده، معلمی، دیگری کاری منسوخ شده است. اینطور نیست. تسهیلگری یکی از روشهای تفهیم و یادگیری است و معلمی نیز یکی دیگر. هر کدام ظرفیتها و محدودیتهایی دارند.
برای مثال در آموزش بزرگسالان روش آموزش مفهومی و محتوا محور همچنان یکی از بهترین روشهاست و روشهای #سخنرانی و "تکرار مطالب" در مواردی (و البته با ظرافتهایی) همچنان کاربرد دارند. مثلا سرودهای کلاسی روشهایی تلقینی اند اما اثربخش اند و شادابی آموزشی به همراه میآورند.
#جهان_آموزش
#حامد_صفایی_پور
@Tizfekri
#معرفی_کتاب
آشنایی با روش مسئلهگشایی
نویسنده: کن واتانابه
ترجمه: منیژه مدبر
نشر: اختران، 1397
قلم: دکتر حامد صفاییپور
این کتاب درباره روش شفافسازی و حل مساله ست. مخاطب کتاب دانشآموزان، -به گمان من دانشآموزان ۱۰ تا ۱۶ سال- هستند. کتاب با طراحی موقعیتی داستانی آغاز میشود. نوجوان مسالهگشا در میان «خانم آه»، با آرزوهایی که به افسوس تبدیل میشوند؛ «آقای خردهگیر» که فقط روی نقاط منفی انگشت میگذارد؛ «خانم رویایی»، که مثبتاندیشی ناواقعبینانهای دارد؛ و «آقای اهلعمل» که قبل از اینکه خوب به چم و خم کارها فکر کند، دست به اقدام میزند، قرار میگیرد تا به حل واقعی مسئله بیاندیشد. نویسنده با ایجاد این تعارض، قهرمان داستان خود را معرفی میکند: «بچۀ مسالهگشا». و حالا قرار است این کتاب دستمایههای اولیه را برای روش مسالهگشایی در اختیار او قرار دهد.
کتاب چندین راهبرد شفافسازی مساله را در بردارد و با تصاویر و نمودارهای فانتزی و ساده، روشهای تصمیمگیری نقادانه را آموزش میدهد. از این جهت این کتاب، از کتابهایی که پیش از آموزش شفافسازی مساله به آموزش ایدهآفرینی و خلاقیت میپردازند برتری دارد. کتاب، نقش عادتهای فکری در ارائه راه حلهای مزخرف برای مسائل را به خوبی ایفا میکند(!) مثلا در یکی از موقعیتهای کتاب، گروه موسیقی «عشاق قارچ» برای اینکه دوباره گاوشان نزاید(!) و سالن کنسرت خالی خالی نباشد، باید همه علل این «افتضاح» را شناسایی و دستهبندی کنند، تا مبادا راهکارشان برای حل این مساله، از خود مساله «افتضاحتر» نباشد. نشاندادن این پدیده که وقتی با مسالهای روبرو میشویم و برای آن راه حل ارائه میکنیم و ممکن است وضعیت را بغرنجتر کنیم، از درسهای مهم در تصمیمگیری نقادانه است. از اینروست که نویسنده در پیشگفتار، هدف خود را نه صرف آموزش چندی از ترفندهای حل مساله، بلکه تلاش برای تغییر عادتهای فکری نوجوان معرفی کرده است.
مطالعه این کتاب را به مربیان اندیشیدن، مدیران مدارس، اهالی کسبوکار و توسعه مهارتهای تصمیمگیری از کودکی به کودک و نوجوان توصیه میکنم. پدر و مادرها هم میتوانند با الهام از این کتاب تلاش کنند که در زندگی روزمره موقعیتهای ساده را به تمرینهایی برای سنجشگرانهاندیشی کودکان و شکلگیری عادتهای درست فکری در آنان تبدیل نمایند.
#تصمیم_گیری_نقادانه
#کتاب_نوجوانان
#مهارت_حل_مساله
#تفکر_خلاق
#تفکر_نقاد
#تفکر_نقادانه_برای_کودکان
#حامد_صفایی_پور
#معرفی_کتاب
در ستایش دیوانگی
نویسنده: دسیدریوس اراسموس
ترجمه: حسن صفاری
نشر: فروزان روز، 1398
به قلم: حامد صفاییپور
در یادداشت پیشین به معرفی ایده کلی اثر آراسموس پرداختیم، اکنون به نقد آراسموس به آزاددستی کشیشان در فهم متن مقدس میپردازیم.
دیگر جنبه آشکار کتاب، سرزنشهای کنایهآمیز آراسموس به رفتارها و استدلالهای مندرآوردی کشیشهای مذهبی است. آراسموس نشان می دهد که چگونه پیامِ روحانی مسیح، در آماج دستاندازیهای کشیشها به آموزههای خشک و خشمگین تبدیل شده است تا جایی که دیگر هیچ مسیحیای را با واقعیت مسیحیت روبرو نمیکند. او پس از اشاره به برخی از مهملات کشیشان که به نام غمز و رمزگویی گفته شدهاست، میگوید: « ... اگر حواریون مسیحی ناچار بودند که با این حکمای الهی بر سر این مسائل به بحث پردازند، حتما به روح القدس تازهای احتیاج داشتند». یا میگوید: «حواریون مزبور، مادر عیسی را بخوبی میشناختند اما کدام یک از ایشان توانسته است مانند علمای حکمت الهی با چنین استدلال فیلسوفانهای ثابت کند که وی یگانه بشری است که از لکه ننگ گناه کبیره آدم و حوا مصون مانده است» (108). آرسموس میگوید: «این پیشوایان مذهبی –(حواریون) – از گناه پرهیز داشتند اما من به جان خودم شرط میبندم که آنان قادر نبودند آنچه را که در دوران ما گناه می نامند به صورت علمی تعریف نمایند...» (109).
نقد دیگر او، دوری کشیشان از تجربه روحانی دین و دلمشغولی به قیل و قال مدرسه است: « ... برخی دیگر از ایشان چنان از خود راضی هستند که به کار خود مفتخرند و چون شب و روز با این مهملات دلانگیز مشغولاند، اصلا فرصت آن را ندارند که گاهی به کتاب مقدس انجیل و رسائل سن پل نظری بیندازند. و چون رسالات ایشان نیز جز به این مباحث کودکانه نمیپردازد، تصور ایشان این است که مبنا و متکّای کلیسای مسیحی هستند، و بیوجود احکام منطقی ایشان بنای مذهب فرو خواهد ریخت...» (111).
آرسموس، آزاددستی کشیشان در بازی با متن مقدس را نیز به طعنه میگیرد: «خودتان می توانید تصور کنید که اینان تا چه اندازه شادمانند که مرتبا متن مقدس را مانند موم تغییر بدهند و به صورتی نو در آورند ... اینان غالبا با لحنی که گویی ابلاغکننده مشیت الهی است، اظهار میدارند که این حکم شرم آور و مفتضح است، بیان آن حکم از احترام مذهبی عاری است؛ ... و آن دیگری به گوش خوش نمی آید» (112).
ادامه دارد ....
#حامد_صفایی_پور
#هرمنوتیک
#آسیبشناسی_دین
#فهم_متن
#روش_شناسی
#روحانیت_مسیحی
مجله پژوهشی مهارتهای اندیشیدن و خلاقیت
https://www.sciencedirect.com/journal/thinking-skills-and-creativity
#یادداشت_هفته
انعطافپذیری شناختی در کودک
آموزگار ریاضی در انتهای کلاس، صورتمسئله جدیدی را روی تابلو نوشت و گفت: «هر کسی که این مساله را حل کند، یک نمره به او اضافه خواهم کرد». پیشنهاد او هیجان کلاس را برانگیخت؛ «حتما مساله، راهحل پیچیدهای دارد». فرنوش، دانشآموز ممتاز کلاس در ریاضی، با عجله اطلاعات سوال را روی یک کاغذ نوشت و تمام زنگ تفریح درگیر آن بود. با اینحال حتی پس از چندین کوشش، پاسخاش با دادههای مسئله تناقض داشت. سرانجام فرنوش، با کلافگی تلاش خود را متوقف کرد. دو روز بعد، آموزگار پاسخ مسئله را از آنها خواست، زهرا، با استفاده از یک راهبرد بسیار ساده، تنها دانشآموز موفق در حل مسئله بود. این موضوع دیگران را شگفتزده کرد؛ تنها تفاوت، در درک متفاوت او از صورتمسئله بود.
«انعطافپذیری شناختی (ا.ش)، توانایی جابهجایی توجه، میان جنبههای گوناگون مساله است و به واسطۀ آن، فرد میتواند چشمانداز و راهبرد خود را نسبت به یک مسئله تغییر دهد» (پرون، آلمی، زلازو؛ ۲۰۱۸). ذهن انسان شبیه به یک نمایش بزرگ است که در آن کارگردان به صورت لحظهای نور را روی بازیگران جابهجا میکند. در این مثال، نور، همان «توجه» و کارگردان همان، ا.ش است.
نمودهای گوناگونی از ا.ش در زندگی روزمره وجود دارد. اغلب، کودکان در بازیهای خود استفادهی خلاف عادتی از اشیا دارند. برای مثال آنها از ملاقه به عنوان چوب جادو، از قابلمه به عنوان کلاه استفاده میکنند. در همۀ این موارد آنها توجه خود را از یکی از آشناترین جنبههای شیء به یک جنبۀ کمتر آشنای آن جابهجا میکنند. در موقعیت کلاس ریاضی، بیشتر دانشآموزان نتوانستند توجه خود را از راهبردهای پیشرفتۀ حل مسئله به نفع درک آن به شیوهای متفاوت، جابهجا کنند، در نتیجه علیرغم استفاده از راهبردهای پیشرفتهتر نتوانستند مسئله را با موفقیت حل کنند.
محیط نیز میتواند ا.ش شناختی را تقویت کند. خانوادهای را تصور کنید که برنامۀ گردش آخر هفتهاش، به علت بارش باران بههم خورده است. در چنین موقعیتی پدر و مادرها میتوانند به کودکان در «جابهجایی توجه» خود از برجستهترین جنبۀ ناکامی موقعیت، به سایر جنبهها کمک کنند، . برای مثال میتوانند به کودک نشان دهند "بههم خوردن برنامۀ گردش بسیار ناراحت کنندهاست، اما در عوض موقعیت جدیدی وجود دارد که در آن میتوانیم از بارش باران لذت ببریم" اهمیت این تمرینهای ساده در این است که پس از مدتی، کودکان صدای والدین خود را درونی میکنند و در موقعیتهای چالش برانگیز مشابه به صورت خودکار از ا.ش استفاده میکنند.
#کارکردهای_اجرایی
#executive_functions
@tizfekri
#اطلاعیه
برنامه آموزشی دورههای نگارش «موسسه تیزفکری» از سال آتی، با تغییراتی، به شرح زیر خواهد بود:
▫️یک
دوره پُرمایهنویسی: شامل آموزش چگونگی رفع موانع نگارش، نگارش یک بند(پاراگراف) و توسعه آن، تا نخستین گامهای نگارش یادداشت پنج-بندی.
▫️دو
دوره جستار نویسی: شامل آشنایی با انواع یادداشت و جستارهای روایی، استدلالی، مقایسهای، گفتوگویی و ...
▫️سه
دوره پژوهشنویسی: شامل نکاتی در زمینه روشهای پژوهش و به طور خاص، روش پژوهش کتابخانهای، آشنایی با برخی از نرم افزارهای پژوهش و ارائه پژوهش است.
☀️ملاحظات اجرایی:
الف: شرکت در هر یک از این دورهها پیشنیاز شرکت در دوره آتی است.
ب: دوره پیشین این موسسه با عنوان دوره «نگارش دانشگاهی» معادل دوره نخست این مجموعه (دوره پُرمایهنویسی) است.
ج: کلیه این دورهها بر بستر آموزش مجازی طراحی شده است. لیکن، در شرایطی، امکان برگزاری حضوری آنها وجود دارد.
د: هر یک از این دورهها در یک دوره آموزشی شش-هفتهای برنامهریزی شده است.
ه: در همه دورهها آموزش با تمرینهای گام به گام و تصحیح فرد به فرد تمرین فراگیران همراه است.
ی: بر اساس برنامه ریزی فعلی، دوره نخست در هر فصل (چهار بار در سال)، دوره دوم در فصل تابستان و زمستان (دو بار در سال)، دوره سوم یکبار در سال برگزار میشود.
#نگارش_دانشگاهی
#تفکر_پژوهشی
@TizFekri
▫️وبینار معرفی دوره تصمیمگیری نقادانه
- با ارائه: دکتر حامد صفاییپور
- 45 دقیقه
- دی ماه 1399
#تصمیم_گیری_نقادانه
@TizFekri
▫️معرفی درس دکتر پرستو علیخانی در دوره «فبک با فاصله» از زبان ایشان
عنوان درس: ابزارهای یادگیری و ارزیابی الکترونیکی با تاکید بر تعامل و مشارکت
#قبک
#فبک_با_فاصله
@TizFekri
💡اطلاعات دوره:
🔗 جلسه معرفی دوره (رایگان): شنبه ٢٧ دی ماه، ساعت ۱۸
دریافت لینک ثبت نام: اینجا
• 💯 مجازی، در سامانه SkyRoom
• بدون پیشنیاز
• تلاش لازم: ۳ ساعت در هفته
🎁 همراه با بسته آموزشی دوره شامل منبع اصلی دوره و اینفوگرافی اختصاصی الکوی تصمیمگیری مایکل کلت.
• شروع دوره: شنبه ۴ بهمن ماه
• طول دوره: ۷ هفته، ۲۴ ساعت
- شنبهها، ۱۶ تا ۱۸
- چهارشنبهها، ۱۶ تا ۱۸ (دو هفته یکبار)
• ظرفیت: ۳۶ نفر
• هزینه: ۰۰۰'۳۸۰'۱ تومان
- با تخفیف ویژه شرکتکنندگان دوره سالانه.
📌لطفا جهت کسب اطلاعات بیشتر درباره محتوا و روش اجرای دوره دفترچه معرفی دوره را مطالعه فرمایید: اینجا.
🔅 این دوره #تنها_یکبار_در_سال برگزار میشود.
▫️ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:
☎️ 03136414841| 09217716474
@Tizfekri_info
#تفکر_نقادانه
#تصمیم_گیری
#حل_مساله
#تیزفکری
#برداشت_کلاسی
محمد فاضلی| کارشناسی ارشد زیست بوم انسانی
دو و نیم ساعت قرار کلاسی صبح سه شنبه 16 دی 99، برای من دو یادگیری ارزشمند داشت. اول، هنگام بررسی تمرینهای همکلاسیهایم دوباره با این حقیقت مواجه شدم که نوشتن میتواند همراه فکر کردن باشد و لازم نیست فقط منتظر افکار رتوش شده و شیک ماند، تا آنها را بر روی کاغذ بیاوریم. چقدر با این روش سریعتر محصول نهایی که میتواند جُستار، مقاله یا حتی کتابی باشد، حاضر میشود. دوم، پنج مرحلهی پژوهش بود که البته با آنها آشنایی داشتم ولی به صورت منسجمتر آنها را درک کردم. اولین مرحله، جستجو کردن در ادبیات پژوهش است، وارد شدن در محفل گفتوگوی متخصصان آن رشته و موضوع، تا پیش از سخن گفتن با دقت ببینیم و بشنویم. دومین مرحله مسالهی ماست که مشخص میکند ما به چه مبحثی که در این محفل شنیدیم بیشتر علاقمند شدیم و آن را کاملا توضیح دهیم. سومین مرحله اهمیت موضوع است، معنای آن این است که چه طور این مسالهی انتخاب شده میتواند این دیالوگ بین متخصصان را یک قدم دیگر جلو برد. مرحله چهارم در مورد روش پژوهش است که باید طبق نیاز مساله و هدف تحقیق انتخاب شود و نه برعکس. پنجمین مرحله نیز فرضیه است که میتواند اثبات یا رد شود، در صورتی که بسیاری از پژوهشها به دنبال اثبات فرضیه به هر طریقی هستند که مخالف ذات پژوهش است.
میدانید مهمترین برداشت شخصیام چه بود؟ معمولا ما ادبیات پژوهش را پس از مساله و اهمیت آن مطرح میکنیم که این مرا از حقیقتی دلپذیر تا حدودی غافل ساخته بود. در پژوهش ما ادبیات تخصصی را مقدم بر هر کاری آغاز میکنیم! ما دانشجویان کارشناسی ارشد و حتی دکترا پیش از ساختن و پرداختن ایدههای خود مانند جوانی به مهمانی بزرگترها میرویم و فقط میشنویم و میبینیم و بازی میکنیم. بعد با کمک یکی از همان بزرگترها فرآیند پژوهش را آغاز میکنیم تا در نهایت به این لحظه برسیم که راهنمای ما همه را به سکوت دعوت کند و بگوید: «خانمها و آقایان گوش کنید این جوان هم چند ساعت هست که با دقت در محفل نشسته و داشت به صحبتهای ما فکر میکرد، ایشان هم سخنی برای گفتن دارد. بفرما محمد! میشنویم.»
#تفکر_پژوهشی
@TizFekri
به زودی ...
این دوره قرار بود در پاییز سال جاری برگزار شود که به علت کرونا برگزاری آن به زمستان موکول شد.
شروع دوره: یکشنبه 5 بهمن ماه
• طول دوره: 7 هفته، ۲۴ ساعت آموزشی
• وبینار رایگان معرفی دوره: شنبه 30 دی ماه، ساعت 18
به زودی لینک وبینار و اطلاعات کامل دوره را منتشر خواهیم نمود.
#تصمیم_گیری_نقادانه
@TizFekri
▫️ نگاه اصولی به پژوهش و مقاله پژوهشی
(بخشی از یک درسگفتار)
آشنایی دقیقتر با پژوهش و روش رسیدن به طرح پژوهشی
▫️صدای کلاس (77 دقیقه)، اینجا
▫️صدا و سیمای کلاس در IGTV اینستاگرام تیزفکری، اینجا
دکتر #حامد_صفایی_پور
#نگارش_دانشگاهی
#تفکر_پژوهشی
#مقاله_نویسی
@TizFekri
نماهنگ از کارگاه رویش، ویژه #نوجوانان
تابستان ۱۳۸۵
تدوین و تقدیم: نازنین چیت ساز
📌توضیح ویدئو در متن زیر آمده است.
#شور_علمی
#خلاقیت
#حامد_صفایی_پور
@Tizfekri
#یادداشت_هفته
در ستایش غیبت و بدگویی اندیشمندان!
نویسنده: دکتر حامد صفاییپور
ایدهای دارم. شما اهل غیبت هستید یا نه؟ اگر بله، لطفا به خواندن این نوشته ادامه دهید و اگر نه، لطفا کمی بیشتر فکر کنید! غیبت کردن نکات مثبت فراوانی دارد. از چه جهت؟ ببینید، وقتی شما غیبت میکنید، در واقع در تلاشید تصویر فردِ غایب را بر صفحه خیال خود ترسیم کنید. این بازی خیالانگیز نوعی ورزش فکری است؛ کار سادهای نیست کسی را با تاکید بر نقاط منفیاش، در ذهن بیاورید. به علاوه، غیبت کردن، نوعی «تنظیم هیجانی» است. اگر ما نتوانیم درباره کسی غیبت کنیم، گام بعدی این است که برویم او را «داغون» فرماییم، پس غیبت، مانع خشونت است. بحث درباره «حکمت عبادات» را در همینجا تمام میکنم تا ایده ام را برایتان بگویم.
ایده من این است که حالاکه علیرغم همه پیامدهای مثبت «غیبت»، بدبختانه، فرهنگ عمومی ما روی خوشی به آن نشان نمیدهد، باید غیبتی کنیم که هم مورد «نهی از منکر» قرار نگیریم و هم مزایای مثبتُ غیبت را به دست آوریم. به نظر من راهش این است که دربارۀ اندیشمندان غیبت کنیم؛ آنها را در ذهن تجسم کنیم، رفتار و گفتارشان را زیر تیغ نقد ببریم و بدین وسیله تنظیم هیجانی جانانهای نماییم به شرطی که، به «قانون غیبت» وفادار باشیم. این قانون چیست؟ عرض میکنم.
پیش از آن تصور کنید که چه لطفی دارد «شبی در جوانی و ناز و نِعَم»، بنشینند چند فیلسوف بههم، و چند ساعتی درباره بزرگان فلسفه غیبت کنند. مثلا بگویند ارسطویِ خیانتکار چطور دلش آمد از اندیشههای استاد بزرگش جدا شود؟ یا چرا کانت، اینقدر خودش را تحویل میگرفت که میتواند نظریهای بدهد که تکلیف همه ندانستههای فلسفی پیش از خود را با اعلام «ناممکن بودن شناخت حقیقی»، مشخص کند! یکی نیست بگوید: بابا تو رساله دکتریات درباره «آتش» است! تو را به سنجش خرد ناب، چه؟! این غیبتکردنها علاوه بر حس روشنفکری و همهچیزدانی مسحورکنندهای که به انسان میدهد، یک دستاورد بسیار مهم دارد و آن اینکه دستگرمی خوبی برای آشنایی با افکار اندیشمندان است. اما همانطور که گفتم به شرطی که به «قانون غیبت» وفادار باشیم!
«قانونِ غیبت» چیست؟اینکه همراه با غیبت، تهمت نزنیم! یعنی به اندیشمندان نسبتی ندهیم که نبودهاند یا دستکم تلاشکنیم از مسیر غیبت به مسیر تهمت نلغزیم. تئوری ترویج «غیبتِ بدون تهمت» بهترین نظریه سال من است(!). به نظرم با این روش ما در مسیری خوش و خرم به فهم بهتری از افکار اندیشمندان میرسیم.
#حامد_صفایی_پور
#اخلاق_نقد
#گفتگو