2843
﷽ مطالعات ترکیه و قفقاز تاریخ، سیاست، اندیشه و اقتصاد کانال خبری تحلیلی میز ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد www.mersadcss.com/fa
⭕️ هشدار باغچهلی: فروپاشی ایران، کاتالیزور طرح «کردستان بزرگ» خواهد بود
✍️ جان آتاکلی
🔹 اگر جنگ ایران به یک جنگ داخلی تبدیل شود، ایران ممکن است تجزیه شود و این امر تأثیر عظیمی بر ترکیه خواهد داشت. تقسیم ایران به فارسها، ترکها و کردها گام بزرگی برای تحقق رویای «کردستان بزرگ» خواهد بود و عوارض بسیاری از جمله ادعاهای ارضی علیه ترکیه به همراه خواهد داشت.
🔸 دولت باغچهلی، رهبر حزب حرکت ملی (MHP) نیز در نشست دیروز فراکسیون خود به خطر مشابهی اشاره کرد. وی تأکید کرد که در صورت تجزیه ایران، سیاست در ترکیه نیز تحت تأثیر منفی قرار خواهد گرفت. باغچهلی دقیقاً چنین گفت: «آینده جمهوری اسلامی ایران را نه تحمیلهای صهیونیستی-امپریالیستی، بلکه صرفاً و منحصراً اراده مردم این کشور میتواند تعیین و تضمین کند.»
🔹 رهبر MHP در ادامه نقلقول خود افزود: «هرگونه اعمال زور عملی، هر دسیسه و هر سناریوی تاریک خلاف این امر، به معنای نقض بنیادین حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل متحد بوده و علاوه بر آن، جنایت علیه بشریت تلقی خواهد شد. ایران متعلق به ایرانیان است. تجزیه قطعهقطعه این کشور به دستههای قومی و مذهبی، علاوه بر ترکیه و کشورهای منطقه، سیاست جهانی را نیز به شدت تحت تأثیر منفی قرار خواهد داد. ما آرامش میخواهیم، صلح میخواهیم و طغیانگری صهیونیستی-امپریالیستی را نیز تا آخر رد میکنیم.»
🔸 رژیم در ایران ممکن است تغییر کند و حکومت فعلی به پایان برسد. اما ایجاد آشوب در داخل کشور برای دستیابی به این هدف و تبدیل آن به یک درگیری داخلی، فاجعهای هم برای ایران و هم برای منطقه خواهد بود. ترکیه باید تحولات را با عقل سلیم عمیق دنبال کند و بدون درگیر شدن در نگرانیهای احساسی و سیاسی، تصمیمات سالمی بگیرد.
🔹 از سوی دیگر، باید به این واقعیت پرداخت که «ایران شگفتزده کرد و آمریکا مضطرب است». در ابتدا محاسبه شده بود که با کشته شدن نزدیک به ۴۰ مقام ارشد ایرانی از جمله رهبر مذهبی، در روز اول حمله آمریکا و اسرائیل، رژیم فرو خواهد پاشید. اما این اتفاق نیفتاد و ایران به شکلی غافلگیرکننده ضدحمله را آغاز کرد و اسرائیل و کشورهای خلیج را زیر باران موشک گرفت.
🔸 اکنون سوال این است؛ موشکها و پهپادها در اختیار ایران تا چه زمانی کافی خواهد بود؟ احتمال اینکه آمریکای مضطرب و حتی وحشتزده در برابر ایرانِ غافلگیرکننده، با قدرت بسیار بیشتری حمله کند، روز به روز بیشتر میشود. این حالت وحشت میتواند نتایج دهشتناکی در پی داشته باشد که به معنای یک بحران جدی و طولانیمدت برای جهان خواهد بود.
🔹 در این میان، کشورهای غربی در حال حاضر نگاه منفی به حمله آمریکا به ایران ندارند؛ آنها از رژیم ایران بسیار ناخشنودند و خواهان پایان آن هستند، اما سه ترس و نگرانی جدی دارند. اول: در طول این جنگ قطعاً موجی از مهاجرت شکل خواهد گرفت و غربیها میدانند که فرار از این موج، حتی با وجود اعتمادشان به ترکیه، چندان ممکن نیست.
🔸 دوم: غرب باور دارد که با پایان این جنگ، ایران به شدت زخمی خواهد شد و آنها میترسند که مبارزات بعدی به سمت تروریسم سوق پیدا کند. آنها نگرانند که سازمانهای تروریستیِ رادیکال و خفته که گمان میرفت نابود شدهاند، دوباره زنده شوند و موجی از ترور را در شهرهای غربی به راه اندازند.
🔹 سوم: غربیها به شدت وحشت دارند که پس از این جنگ، بهویژه کشورهای خلیج دچار آسیبهای سنگینی شوند که این امر به یک بحران اقتصادی بسیار وخیمتر در سطح جهانی منجر خواهد شد.
منبع: Nefes Gazetesi
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus
⭕️ خط لوله باکو-تفلیس-جهان ممکن است هدف ایران باشد
🔹 روز سهشنبه، یکی از مشاوران فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد که تهران «خطوط تأمین نفت دشمنان» را هدف قرار داده و اجازه نخواهد داد صادرات نفت از این منطقه ادامه یابد. این بیانیه که در رسانههای ایرانی بازتاب یافت، در بحبوحه تشدید تنشهای منطقهای پس از حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران مطرح شده است.
🔸 منابع ارشد عربی در گفتگو با رسانه «میدل ایست آی» (MEE) تأکید کردند که اظهارات این مقام ارشد، نگرانیهای جدی مبنی بر قصد ایران برای هدف قرار دادن خط لوله «باکو-تفلیس-جهان» را افزایش داده است. این منبع تصریح کرد: «تهدید ایران مبنی بر ضربه زدن به خطوط نفتی دشمن تنها میتواند به معنای خط لوله BTC باشد، چرا که این مسیر تأمینکننده اصلی نفت خام اسرائیل است.»
🔹 نزدیک به ۳۰ درصد از نفت مورد نیاز اسرائیل از طریق خط لوله BTC (متعلق به شرکت BP) تأمین میشود. این منبع مطلع با اشاره به این کریدور مهم انرژی شرق به غرب که نفت خام را از حوضه دریای خزر به مدیترانه میرساند، افزود: «این خط لوله از آذربایجان، از طریق گرجستان و ترکیه به اسرائیل میرسد. با توجه به مجاورت جغرافیایی آذربایجان، هدف قرار دادن آن کاملاً در تیررس و دسترس ایران قرار دارد.»
🔸 روز دوشنبه نیز، ابراهیم جباری، مشاور ارشد فرمانده کل سپاه پاسداران، به رسانههای دولتی گفت: «تنگه هرمز بسته است. اگر کسی بخواهد عبور کند، دلاوران سپاه و نیروی دریایی ارتش آن کشتیها را به آتش خواهند کشید.» این تنگه، آبراهی حیاتی است که در باریکترین نقطه خود تنها ۲۱ مایل عرض دارد و روزانه حدود ۲۰ درصد از مصرف جهانی نفت و گاز از آن عبور میکند.
🔹 در نوامبر ۲۰۲۴، کمپین «توقف سوخت رسانی نسل کشی» شواهدی منتشر کرد که نشان می داد نفتکش ها نفت خام را از بندر جیهان ترکیه به خط لوله ای نزدیک اشکلون در اسرائیل منتقل می کردند. این بندر آخرین ایستگاه خط لوله BTC است که نفت از ترمینال حیدر علی اف در جیهان ترکیه به اسرائیل ارسال می شود.
🔸 محققان، سفرهای نفتکشها میان جیهان و عسقلان را ردیابی کردهاند که بسیاری از آنها حتی پس از اعلام تحریمهای ترکیه علیه اسرائیل در ماه مه ۲۰۲۴ (به دلیل نسلکشی در غزه) صورت گرفته است. در اکتبر ۲۰۲۵ نیز، جنبش جوانان فلسطینی و کمپین «هیچ بندری برای نسلکشی» با استفاده از دادههای ردیابی تجاری تأیید کردند که نفتکشها همچنان برای بارگیری نفت در جیهان پهلو میگیرند. گزارش تحقیقاتی دیگری نیز مستند کرده است که چگونه نفت خام این خط لوله به سوخت جنگندههای اسرائیلی تبدیل میشود.
🔹 این تحولات در شرایطی رخ میدهد که حمله پهپادی ایران در روز دوشنبه باعث ایجاد «آتشسوزی محدود» در پالایشگاه نفتی آرامکوی عربستان در «راس تنوره» شد. پس از آنکه حملات ایران موجب بسته شدن بزرگترین پالایشگاه عربستان و توقف تولید گاز طبیعی مایع (LNG) قطر گردید، قیمت گاز در اروپا با جهشی تقریباً ۵۰ درصدی مواجه شد.
منبع: Middle East Eye
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus
⭕️جزئیات قابل توجه درباره ترکیه در نقشه پشت سر ترامپ
🔹 تصاویر منتشرشده از اتاق بحران «مار-ئه-لاگو» با حضور دونالد ترامپ و مارکو روبیو در جریان عملیات علیه ایران، حاوی یک سرنخ مهم نظامی است: در نقشه عملیاتی پشت سر ترامپ، در حالی که پایگاههای آمریکا در قطر، بحرین، امارات و عربستان به همراه مسیر پروازی جنگندهها دقیقاً مشخص شدهاند، نام ترکیه و پایگاههای «اینجرلیک» و «کورهجیک» کاملاً غایب است؛ غیبتی معنادار که نشان میدهد واشنگتن در این عملیات هیچ حملهای از مبدأ ترکیه طراحی نکرده و ترامپ نیز تاکنون درباره استفاده از این پایگاه ها اظهارنظری نکرده است.
منبع: Son Dakika
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus
⭕️ آذربایجان و ارمنستان برای صلح آماده میشوند. اما چگونه میتوان بر نفرت میان خلقها غلبه کرد؟
✍️ محرم زینالوف
🔹 باکو و ایروان احتمالاً در سال جاری میلادی توافق صلحی را امضا خواهند کرد که به بیش از سه دهه مناقشه پایان میدهد. با این حال، نمیتوان گفت تمام ارمنیها و آذربایجانیها برای این رویداد آمادهاند. در نوامبر ۲۰۲۵، در جریان مسابقه موسیقی «ستاره جاده ابریشم» در قزاقستان، سمیرا افندی، داور و خواننده آذربایجانی، امتیاز کامل (۱۲) را به سارو گئورگیان، خواننده ارمنی داد و او را در آغوش گرفت. با وجود حمایت پدر جانباز سمیرا، او در بازگشت به باکو با موجی از حملات مواجه شد و یک مجری تلویزیون از او خواست از خانواده شهدا عذرخواهی کند؛ درخواستی که سمیرا با این استدلال که «مردم بالاخره روزی آشتی خواهند کرد»، آن را رد کرد.
🔸 ریشههای این نفرت عمیق است. مناقشه پیش از فروپاشی شوروی با کشتار ارامنه در سومقاییت (۱۹۸۸) و اخراج متقابل شهروندان آغاز شد و در سال ۱۹۹۲ به یک جنگ تمامعیار انجامید. ارمنستان پیروز جنگ اول (۱۹۹۲-۱۹۹۴) و آذربایجان پیروز جنگ دوم (۲۰۲۰) بود. در این ۳۰ سال، نسلی کامل با نفرت و بدون دیدن مردمان همسایه بزرگ شد. آلتای گویوشوف، جامعهشناس، معتقد است دولت آذربایجان در طول سه دهه تصویر «ارمنیِ وحشی» را خلق کرده و اکنون خود به گروگان این روایت تبدیل شده است.
🔹 هر دو طرف با نادیده گرفتن حقایق تلخ، تنها قصد دارند چهرهای قربانی از خود به نمایش بگذارند. ارامنه کشتار مارس ۱۹۸۸ باکو را به یاد میآورند و آذربایجانیها کشتار سپتامبر همان سال را. باکو تلاش میکند مقصر کشتار سومقاییت را خود ارامنه جلوه دهد و ایروان نیز تئوریهایی مبنی بر نقش آذربایجانیها در قتلعام خوجالی (۱۹۹۲) مطرح میکند. بوریس ناواساردیان، روزنامهنگار، یادآور میشود که این کینهتوزی در ورزش نیز مشهود است؛ جایی که پیروزی یک ورزشکار بر رقیب همسایه برای کسب مقام هفدهم، از مدال نقره ارزش بیشتری پیدا میکند.
🔸 در سطح کلان دیپلماتیک، با میانجیگری دونالد ترامپ در آگوست ۲۰۲۵، رهبران دو کشور متن توافق صلحی را برای چشمپوشی از ادعاهای ارضی تأیید کردند. امضای نهایی در گرو تغییر قانون اساسی ارمنستان است. نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان که مسیر طولانیِ از رقصیدن در شوشا تا تشکر از باکو بابت باز کردن مسیرهای ترانزیتی را طی کرده، با نمایش نقشهای دقیق اعلام کرد ایروان هیچ ادعایی فراتر از مرزهای خود ندارد. در پی این تغییر رویکرد، در نوامبر ۲۰۲۵ باکو اجازه ترانزیت کالا به ارمنستان را صادر کرد و در دسامبر فروش بنزین به این کشور را آغاز نمود.
🔹 در مقابل، الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان، همچنان از جایگاه پیروز میدان، لفاظیهای جنگطلبانه را حفظ کرده است. وی در نوامبر گذشته با استناد به نقشههای اوایل قرن بیستم، دریاچه سوان ارمنستان را با نام ترکی «گویچه» خواند و به طرح ادعاها درباره «آذربایجان غربی» (خاک ارمنستان) ادامه داد. در ماه دسامبر، پاشینیان پیشنهاد کرد در ازای پایان دادن به کمپین «آذربایجان غربی» توسط باکو، ایروان نیز از درخواست بازگشت ارامنه قرهباغ (که در سپتامبر ۲۰۲۳ منطقه را ترک کردند) چشمپوشی کند؛ پیشنهادی که علیاف هنوز به آن پاسخی نداده است.
🔸 در عرصه مدنی، بدبینی دولتها به طرحهای صلحطلبانه معضلی جدی است. اگرچه در پاییز ۲۰۲۵ هیئتهای جامعه مدنی دو کشور در ایروان و باکو دیدار کردند، اما به گفته آلتای گویوشوف، در حالی که هیئت ارمنی شامل چهرههای مستقل بود، هیئت آذربایجانی تنها از افراد وابسته به دولت تشکیل میشد، چرا که باکو دشمن هرگونه ابتکار مستقل است.
🔹 نظرسنجی مؤسسه بینالمللی جمهوریخواه (IRI) در اکتبر ۲۰۲۴ نشان میدهد بیش از نیمی از ارامنه از ایده صلح با آذربایجان حمایت میکنند، هرچند ۳۸ درصد آن را مطلوب اما دستنیافتنی میدانند. در آذربایجان چنین نظرسنجیای برگزار نشده است.
🔸 لارنس بروئر، کارشناس چتمهاوس، روند نزدیک شدن نخبگان حاکم را «ناپیوسته اما تا همین اواخر غیرقابل تصور» میداند. او و مارک گریگوریان (روزنامهنگار) معتقدند صلح پایدار نیازمند مفهوم «صلح روزمره» است. آنها با یادآوری بازار عمدهفروشی «ساداخلو» در مرز گرجستان و ارمنستان در اوایل دهه ۲۰۰۰، تأکید میکنند که بهترین مسیر برای آشتی خلقها، باز کردن راهها و اجازه دادن به مردم عادی برای تجارت و گفتگوی مستقیم است؛ اگر دولتها مانعتراشی نکنند، مردم پراگماتیسم خاص خود را برای همزیستی پیدا خواهند کرد.
منبع: BBC Azeri
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus
✅ جروزالم پست: تشکیل ائتلاف سیاسی جدید توسط ۵ گروه کُرد علیه تهران
🔻روزنامه اسرائیلی «جروزالم پست» در گزارشی تازه خبر از یک تحول سیاسی در میان گروههای اپوزیسیون خارج از کشور داده است: پنج گروه مختلف از اپوزیسیون کُرد ایرانی با برگزاری یک نشست خبری مشترک، رسماً تشکیل یک «ائتلاف سیاسی واحد» را اعلام کردند.
🔻این گروهها که پیشتر در قالب یک مرکز گفتوگو، با یکدیگر در ارتباط بودند، اکنون با انتشار تصاویر همبستگی خود، وارد فاز جدیدی از همکاریهای ساختار یافته شدهاند. هدف اصلی این ائتلاف تازه تأسیس، مبارزه با جمهوری اسلامی با محوریت شعار «دموکراسی» و «حق تعیین سرنوشت» عنوان شده است.
🔸اهمیت زمانبندی این ائتلاف در چیست؟
🔻 این اتحاد دقیقاً در سایهی تشدید بیسابقهی تنشها میان واشنگتن و تهران شکل گرفته است. به نظر میرسد اپوزیسیون کُرد در تلاش است تا با ایجاد یک جبهه یکپارچه، از فرصت فشارهای بینالمللی بر ایران به عنوان اهرمی برای پیشبرد اهداف سیاسی و میدانی خود در غرب کشور استفاده کند.
🔹 تشکیل یک بلوک واحد توسط احزاب کُرد، قدرت چانهزنی آنها را برای جلب حمایتهای مالی و لجستیکی از بازیگران بینالمللی مخالف تهران را به شدت افزایش میدهد.
🔻پوشش این خبر توسط رسانههای اسرائیلی نشان میدهد که تحرکات گروههای قومی و مرزی ایران تا چه حد برای بازیگران منطقهای حائز اهمیت است و تقاطع فشارهای خارجی با فعال شدن گسلهای داخلی، همواره یکی از سناریوهای مورد توجه در جنگهای ترکیبی محسوب میشود.
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus
✅ نگاهِ ملتِ درگیرِ فقر به سیاستمدارِ ساده زیست
🔻عاکف بکی در یادداشت اخیر خود در کارار، به یک تناقض بسیار جالب و تلخ در روانشناسی رأیدهندگان ترکیه پرداخته است: چرا مردمی که خودشان در تأمین معاش با مشکل روبرو هستند، به سیاستمدارانی که سادهزیست هستند، رأی نمیدهند؟
🔻ماجرا از کمپین انتخاباتی حزب آینده (به رهبری احمد داووداوغلو) آغاز شد که با افتخار اعلام کردند: "ما هم در گذران زندگی مشکل داریم، چون دزدی نکردیم، پاک ماندیم و به حق یتیم دست نبردیم." بکی توضیح میدهد که هرچند مردم در ظاهر سیاستمدارانِ پاکدست را تحسین میکنند و به آنها احترام میگذارند، اما در پای صندوق رأی دچار تردید میشوند و این سؤال را از خود میپرسند که کسی که حتی نمیتواند زندگی و معیشت خودش را مدیریت کند، چطور میخواهد اقتصاد کشور را بسازد و شکم ما را سیر کند؟
🔻در بخش دیگری از این یادداشت، نویسنده به تقابل گفتمانها اشاره میکند؛ در حالی که اوزگور اوزل (رهبر حزب جمهوریخلق) رجب طیب اردوغان را متهم میکند که فقرا را دوست ندارد، عاکف بکی معتقد است مسئله اصلاً این نیست که آیا سیاستمدار، فقرا را دوست دارد یا خیر؛ بلکه واقعیت تلخ این است که فقرا چه کسی را دوست دارند. ظاهراً برای قشر ضعیف جامعه چندان مهم نیست که یک سیاستمدار پس از رسیدن به قدرت ثروتمند شود. در واقع، سیاستمداری که توانسته خودش و اطرافیانش را به نان و نوایی و رفاه برساند، ناخودآگاه این حس اعتماد را به رأیدهنده فقیر القا میکند که «او آنقدر توانمند است که میتواند من را هم از فقر نجات دهد.» در نقطه مقابل، ساده زیستی آگاهانه و انتخابی یک سیاستمدارِ صادق، به جای آنکه ارزش تلقی شود، به پای بی عرضگی و ناکارآمدی او نوشته میشود.
🔻این بیتوجهی جامعه به «پاکدستی»، احمد داووداوغلو را که زمانی نخستوزیر و وزیر خارجه بوده و اکنون به دلیل هزینههای بالای سیاسی با مشکل مالی مواجه است، به شدت آزرده خاطر کرده است. داووداوغلو با گلایه و کنایه به ترولها و منتقدانش میگوید تصویری که آنها از یک نخستوزیر در ذهن دارند، کسی است که فقط خودش و اطرافیانش را ثروتمند کند، در حالی که او هرگز چنین شخصیتی نبود و نخواهد بود. عمق این احساسِ بیعدالتی و بغض داووداوغلو از این قدرناشناسی تا جایی است که اخیراً در یک سخنرانی وصیت کرد: "وقتی تابوت این پاک دست،به مسجد آمد، هرگز اجازه ندهید آن سیاستمداران ریاکار به آن نزدیک شوند." عاکف بکی در پایان یادداشت خود با ظرافت اشاره میکند که حتی مطرح شدن بیدلیل و ناخواسته نام داووداوغلو در ایمیلهای پرونده جنجالی اپستین (صرفاً با تشبیه او به هنری کیسینجر به عنوان یک دیپلمات برجسته)، به اندازه این قدرناشناسی تلخ جامعه نسبت به صداقت مالیاش، برای او سنگین و آزاردهنده نبوده است.
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus
⭕️ تأملاتی پیرامون عادیسازی روابط ترکیه و ارمنستان
✍️ مظفر آیهان کارا
🔹 سیاست خارجی سنتی ترکیه، که بر پایه درسهای تلخ پیش از جمهوری بنا شده بود، همواره بر اصل «تامینکننده ثبات» و اجتناب از مداخله یکجانبه در مناقشات منطقهای استوار بود. اما از نیمه دوم دهه ۲۰۰۰، این رویکرد دستخوش تغییری جدی شد و آنکارا وارد ماجراجوییهایی شد که در نهایت بیش از آنکه به سود خودش باشد، به نفع دیگران تمام شد. با این حال، تحولات اخیر منطقهای و فشارهای ناشی از بحرانهای خاورمیانه و فراتر از آن، ترکیه را ناگزیر به بازگشت تدریجی (و البته چراغخاموش) به همان عقلانیت دیپلماتیک پیشین سوق میدهد.
🔸 در این راستا، سوال کلیدی این است: آیا عادیسازی روابط با ارمنستان میتواند فراتر از یک رابطه دوجانبه، دریچهای به سوی ثبات منطقهای بگشاید؟ پاسخ مثبت است. علیرغم ظاهر سرد روابط و بسته بودن مرزهای زمینی، واقعیتهای جالبی در زیر پوست این رابطه وجود دارد. برای مثال، سد «آرپاچای» بر روی رودخانه ارس، حتی در پرتنشترین دورانها، بدون مشکل و بهصورت مشترک توسط دو کشور مدیریت شده است. همچنین، پس از جنگ دوم قرهباغ، پاشینیان با اخراج نیروهای مرزبانی روسیه (FSB) و جایگزینی ارتش ارمنستان، عملاً مرز مشترک زمینی میان ترکیه و روسیه را برای اولین بار در تاریخ از بین برد.
🔹 اهمیت ژئوپلیتیک و نیازهای اقتصادی ارمنستان، این کشور را به سمت عادیسازی روابط با ترکیه سوق میدهد. برخلاف دیاسپورای ارمنی که «ضدیت با ترکیه» را به سبک زندگی تبدیل کرده، مردم داخل ارمنستان که با مشکلات معیشتی دستوپنجه نرم میکنند، واقعبینتر هستند. تجارت محدود فعلی (عمدتاً از طریق ایران) نشاندهنده نیاز بازار ارمنستان به کالاهای ترکیه است. در سمت مقابل، اگرچه افکار عمومی ترکیه تحت تاثیر حافظه تاریخی ترورهای «آسالا» و مواضع دیاسپورا قرار دارد، اما ابتکارات دیپلماتیک سالهای ۲۰۰۸-۲۰۰۹ و اجازه کار به شهروندان ارمنی در ترکیه، نشاندهنده آمادگی آنکارا برای عبور از این بنبست است.
🔸 احیای پروتکلهای امضا شده در زوریخ (۲۰۰۹) میتواند گام نخست برای خروج از این وضعیت «سورئال» باشد. فراتر از دیپلماسی، یک تهدید مشترک امنیتی نیز وجود دارد که کمتر به آن پرداخته شده است: نیروگاه هستهای «متسامور». این نیروگاه فرسوده با تکنولوژی شوروی سابق که در منطقه زلزلهخیز واقع شده، خطری جدی برای هر دو کشور است. عادیسازی روابط میتواند ارمنستان را وارد شبکه انرژی منطقهای کرده و زمینه را برای تعطیلی این نیروگاه خطرناک فراهم کند.
🔹 اما نگاه صرفاً دوجانبه کافی نیست. استراتژی صحیح، ایجاد یک پروژه منطقهای با مشارکت ترکیه، آذربایجان (نخجوان)، ارمنستان، ایران و گرجستان است. سرمایهگذاری در زیرساختهای لجستیکی برای اتصال دریای سیاه، خزر و خلیج فارس، میتواند منافع اقتصادی متقابل برد برد ایجاد کرده و ثبات سیاسی را به همراه آورد. تامین مالی این پروژه عظیم میتواند از طریق نهادهای بینالمللی یا مدل کنسرسیوم «ساخت-بهرهبرداری-واگذاری» (BOT) انجام شود.
منبع: Bizim TV
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus
⭕️ پشت پرده یک جنجال سیاسی در آنکارا؛ چرا منصور یاواش ناگهان به مظنون اصلی تبدیل شد؟
نویسنده: محسن جوادی
در انتخابات محلی ۳۱ مارس ۲۰۲۴، ورق در سیاست ترکیه برگشت؛ جایی که حزب جمهوریخواه خلق پس از ۴۷ سال در انتخابات شهرداریها پیشتاز شد و حزب عدالت و توسعه را به رتبه دوم فرستاد؛ رخدادی که بسیاری آن را نشانه پایان یک دوره طولانی قدرت میدانند. در فضای پس از انتخابات، نشانههایی از راهبرد «یا ادغام یا حذف» دیده میشود و همزمان فشارها به سمت منصور یاواش، شهردار آنکارا و یکی از چهرههای بالقوه ۲۰۲۸، متمرکز شده است؛ مسیری که از نقد مدیریتی عبور کرده و به سطح پروندههای قضایی رسیده است....
🔗 ادامه مطلب:
https://syaaq.com/36227
🏷 #ترکیه#انتخابات ترکیه#منصوریاواش
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus
⭕️ شاخص ادراک فساد: ترکیه ۱۷ پله سقوط کرد
✍️ پلین اونکر
🔹 بر اساس «شاخص ادراک فساد ۲۰۲۵» که توسط سازمان شفافیت بینالملل منتشر شد، ترکیه یکی از شدیدترین سقوطهای تاریخ خود را تجربه کرده است. این کشور با از دست دادن ۳ امتیاز نسبت به سال گذشته، به نمره ۳۱ سقوط کرد و در رتبهبندی جهانی با ۱۷ پله تنزل، در جایگاه ۱۲۴ در میان ۱۸۰ کشور قرار گرفت.
🔸 این آمار نشاندهنده تداوم روند نزولی نگرانکنندهای است که از سال ۲۰۱۳ آغاز شده است. در آن سال، ترکیه با کسب ۵۰ امتیاز در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار داشت، اما طی ۱۲ سال گذشته ۱۹ امتیاز از دست داده است. این سقوط آزاد، ترکیه را در زمره کشورهایی قرار داده که بیشترین عقبگرد را در مبارزه با فساد در سطح جهانی ثبت کردهاند.
🔹 با این رتبهبندی جدید، ترکیه اکنون در کنار کشورهایی نظیر جیبوتی، مغولستان، نیجر و ازبکستان ایستاده است. گزارش سازمان شفافیت بینالملل تصریح میکند که از سال ۲۰۱۲ تاکنون، ترکیه در کنار مجارستان و نیکاراگوئه، در صدر فهرست کشورهایی است که نهادهای عمومی و استانداردهای شفافیت در آنها با سرعت نگرانکنندهای تخریب شدهاند.
🔸 دلایل اصلی این افول چشمگیر، تضعیف سیستماتیک نهادهای دموکراتیک و از میان رفتن مکانیزمهای «نظارت و تعادل» عنوان شده است. فقدان استقلال قضایی، سیاسی شدن تصمیمات دادستانی، فشار بر جامعه مدنی و رسانههای مستقل، و ایجاد مصونیت آهنین برای مقامات دولتی، فساد را در ساختارهای سیاسی و اداری ترکیه نهادینه کرده است.
منبع: Deutsche Welle
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus
⭕️ دستاوردهای سفر معاون رئیسجمهور آمریکا به ارمنستان چه بود؟
🔹 سفر رسمی «جیدی ونس»، معاون رئیسجمهور ایالات متحده به ایروان که با همراهی همسرش «اوشا ونس» و فرزندانشان انجام شد در حالی خاتمه یافت که سفارت آمریکا از این رویداد بهعنوان «نقطه عطفی» در مشارکت راهبردی دو کشور یاد کرده است. ونس، بلندپایهترین مقام سیاسی تاریخ آمریکاست که پا به خاک ارمنستان میگذارد (جایگاهی فراتر از نانسی پلوسی که در سپتامبر ۲۰۲۲ به عنوان رئیس مجلس نمایندگان به ایروان رفته بود).
🔸 پس از دیدارهای دوجانبه و مذاکرات گسترده، نیکول پاشینیان و جیدی ونس از نهایی شدن مجموعهای از توافقات راهبردی خبر دادند. مهمترین آنها، پایان مذاکرات بر سر «توافقنامه ۱۲۳» است که چارچوب همکاریهای صلحآمیز هستهای میان دولتهای ارمنستان و ایالات متحده را تعیین میکند. ونس در این باره تصریح کرد: «این توافق فصل جدیدی را میگشاید و به معنای ورود فناوریهای آمریکایی، مشخصاً "رآکتورهای کوچک ماژولار" به این کشور است.» او تأکید کرد که ایالات متحده به ندرت احساس اطمینان میکند که چنین فناوریهای حساسی را به کشور دیگری صادر کند.
🔹 دولت ارمنستان قصد دارد از این رآکتورهای پیشرفته برای جایگزینی واحد عملیاتی نیروگاه هستهای «متسامور» استفاده کند. این توافق نه تنها امنیت انرژی ارمنستان را تضمین میکند، بلکه با ایجاد مشاغل متعدد، وابستگی این کشور به منابع انرژی سنتی را کاهش میدهد.
🔸 در عرصه دفاعی و نظامی، توافق برای خرید پهپادهای شناسایی «V-BAT» ساخت آمریکا به ارزش ۱۱ میلیون دلار نهایی شد. ونس با تایید این فروش گفت: «ما مطمئن هستیم که صلحی که باید برقرار شود، پایدار خواهد بود.» نیکول پاشینیان نیز با اشاره به اینکه این پهپادها پیش از این کارایی خود را ثابت کردهاند، این خرید را گامی اساسی در تقویت قابلیتهای دفاعی ارمنستان دانست. علاوه بر این، ونس از فروش پردازندههای گرافیکی نسل جدید شرکت «NVIDIA» به ارمنستان خبر داد و خاطرنشان کرد که برخلاف ارمنستان، اکثر کشورهای جهان نمیتوانند روی چنین دسترسی سطح بالایی به تکنولوژی حساب کنند.
🔹 یکی از پیچیدهترین و مهمترین محورهای مذاکرات، پروژه جادهای موسوم به «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بینالمللی» (TRIPP) بود. این پروژه جادهای قرار است آذربایجان را از طریق خاک ارمنستان به برونبوم خودمختار نخجوان متصل کند. طبق توافقات صورت گرفته در واشنگتن (۸ اوت)، این مسیر تحت «کنترل حاکمیتی ارمنستان» باقی میماند، اما ایالات متحده به عنوان یک شریک تجاری به فرآیند بازگشایی میپیوندد. پاشینیان این پروژه را دارای اهمیت جهانی دانست که ارتباط بدون مانع بین غرب و شرق را تسهیل میکند.
🔸 جزئیات مالی پروژه TRIPP بسیار قابل توجه است: طبق اعلام مقامات، سهم ایالات متحده در این پروژه به ۷۴ درصد خواهد رسید. ارمنستان حقوق ساختوساز را برای یک دوره ۴۹ ساله به شرکت مجری واگذار میکند. در صورت تمدید این دوره، سهم ارمنستان در ۵۰ سال بعدی از ۲۶ درصد به ۴۹ درصد افزایش خواهد یافت. این مدل مشارکت، نشاندهنده عمق نفوذ اقتصادی و سیاسی واشنگتن در زیرساختهای حیاتی قفقاز جنوبی است.
🔹 پاشینیان در نشست خبری هفتگی خود، روابط ایروان و واشنگتن را در اوج و قویتر از هر زمان دیگری توصیف کرد. او گفت: «من مفتخرم که میزبان اولین معاون رئیسجمهور آمریکا هستم. این بازدید گامی کلیدی در جهت نهادینه کردن صلح و گسترش مشارکت استراتژیک است.» او همچنین به همکاری در زمینه استخراج و تأمین «مواد معدنی حیاتی» و خاکهای کمیاب اشاره کرد؛ موضوعی که سازمان زمینشناسی آمریکا آن را برای امنیت ملی و اقتصادی ایالات متحده حیاتی میداند.
🔸 با این حال، فضای بیرون از کاخ ریاستجمهوری متفاوت بود. گروهی از ارامنه قرهباغ همزمان با دیدار ونس و پاشینیان دست به تظاهرات زدند. آنها با در دست داشتن تصاویر هموطنانی که توسط دادگاههای نظامی باکو به حبسهای طولانی و ابد محکوم شدهاند، شعار «گروگانهای مسیحی ارمنی را آزاد کنید» سر دادند. معترضان تأکید داشتند که «مسئله زندانیان نباید موضوع چانهزنی سیاسی باشد، بلکه مسئله حقوق بشر و کرامت انسانی است.»
🔹 کارشناسان سیاسی معتقدند این حجم از توافقات استراتژیک با ارمنستان، نارضایتیهایی را در باکو ایجاد کرده است. روبرت قوندیان، تحلیلگر سیاسی، میگوید: «نارضایتی در آذربایجان قابل درک است؛ زیرا آنها میبینند که ارمنستان در حال ایمنسازی توافقات استراتژیک بلندمدت (صنعت ریزتراشههای راهبردی، انرژی هستهای و...) است، در حالی که آذربایجان در ازای آن تنها کالاهای مصرفی یا نظامی دریافت میکند که محدودیت زمانی دارند.» این عدم تقارن در دستاوردها، میتواند دینامیک مذاکرات صلح را تحت تأثیر قرار دهد.
منبع: JAMnews
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus
⭕️ آنکارا در تبوتاب صحبت از یک «ائتلاف سوم» غافلگیرکننده خارج از بلوکهای اصلی قدرت
✍️ آتیلا یشیلآدا
🔹 محافل سیاسی در آنکارا مملو از گزارشهایی درباره یک ائتلاف جدید بالقوه است که میتواند چشمانداز اپوزیسیون ترکیه را تغییر دهد. طبق گفته افراد مطلع از این گفتگوها، چندین حزب راست میانه و محافظهکار در حال انجام مذاکرات با هدف ایجاد یک «راه سوم» خارج از بلوک حاکم و بلوک اصلی اپوزیسیون هستند.
🔸 تماسها میان احزاب سیاسی که به دنبال این مسیر جایگزین در سیاست ترکیه هستند، ادامه دارد. بر اساس منابع پارلمانی، احزابی که گروه «راه جدید» را در پارلمان تشکیل دادهاند _شامل «حزب سعادت» (Saadet)، «حزب آینده» (Gelecek) و «حزب جهش و دموکراسی» (DEVA)_گفته میشود که به توسعه مدل جدیدی از همکاری با «حزب رفاه نو» (Yeniden Refah Partisi) نزدیک شدهاند.
🔹 علاوه بر این، گزارشها حاکی از آن است که مذاکراتی با (İYİ Parti)،(Anahtar Parti) و (Demokrat Parti) نیز در جریان است که بهطور بالقوه دامنه این ابتکار را گسترش میدهد. هدف از این بحثها ایجاد یک پلتفرم سیاسی وسیعتر است که قادر به جذب رأیدهندگان راست میانه و محافظهکاری باشد که احساس میکنند در ائتلافهای موجود نمایندهای ندارند.
🔸 اگرچه برخی از رهبران احزاب درگیر در این گفتگوها بهطور خصوصی دیدگاههایی را درباره نامزدی احتمالی ریاستجمهوری ابراز کردهاند، منابع تأکید دارند که مذاکرات فعلی مستقیماً حول محور انتخابات ریاستجمهوری شکل نمیگیرد. در عوض، تمرکز بر «همکاری ساختاری» و جستجو برای یک چارچوب سیاسی مشترک است.
🔹 طبق گزارش روزنامه جمهوریت، هدف طرفین جذب رأیدهندگانی است که مردد ماندهاند یا از هر دو بلوک دولت و اپوزیسیون اصلی ناراضی هستند. ناظران سیاسی میگویند این چارچوب نوظهور ممکن است به ادغام رسمی احزاب محدود نشود و بسته به پیشرفت مذاکرات، میتواند در طول فرآیند انتخابات به یک مدل همکاری گستردهتر تکامل یابد.
🔸 گمانهزنیهای سیاسی پیشین حاکی از آن بود که «رفاه نو» (YRP) ممکن است از ائتلاف حاکم فاصله بگیرد و به دنبال زمینه مشترک با احزاب سعادت، آینده و دوا باشد. در آن زمان، گزارشها میگفتند که بحثها شامل گزینههایی از یک ساختار چتری واحد تا یک ائتلاف انتخاباتی سستتر، و همچنین سناریوهای دور دوم انتخابات بوده است. آن بحثهای اولیه به عنوان «اکتشافی» توصیف شده بودند و هنوز تصمیم قطعی حاصل نشده بود؛ توصیفی که به گفته منابع، هنوز هم در مورد مذاکرات فعلی صدق میکند.
🔹 در حالی که هنوز مشخص نیست آیا این تماسها منجر به یک ائتلاف رسمی خواهد شد یا خیر، تحلیلگران معتقدند هرگونه هماهنگی میان پنج حزب یا بیشتر، میتواند «محاسبات سیاسی» ترکیه را تغییر دهد؛ بهویژه اگر بتواند آرای طیف متشتت و پراکنده راست میانه و محافظهکار را تجمیع کند. فعلاً شرکتکنندگان با احتیاط پیش میروند و قبل از تعهد به یک ساختار مشخصتر، در حال سنجش سازگاری و اشتهای سیاسی هستند.
منبع: PA Turkey
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus
⭕️ روسیه و ترکیه جایگاه خود را به عنوان ضامن نخجوان آذربایجان از دست خواهند داد
✍️ پاول گوبل
🔹 پارلمان جمهوری خودمختار نخجوان در اقدامی که میتواند معماری امنیتی یک قرن اخیر در قفقاز جنوبی را دگرگون کند، رسماً از باکو درخواست کرده است تا با اصلاح قانون اساسی، هرگونه ارجاع به «معاهدات ۱۹۲۱ مسکو و قارص» را حذف کند. این دو پیمان تاریخی، سنگبنای وضعیت حقوقی نخجوان بودند که بیش از صد سال، روسیه و ترکیه را به عنوان «تضمینکنندگان» وضعیت و مرزهای این منطقه تعیین میکردند. حذف این بند، عملاً به معنای پایان حق مداخله حقوقی مسکو و آنکارا در سرنوشت این برونبوم است.
🔸نخجوان در قرن گذشته شاهد تغییرات مرزی و سیاسی پیچیدهای بوده است. در سال ۱۹۲۰، ارتش سرخ کنترل مسکو بر منطقه نخجوان را برقرار کرد و ابتدا آن را به ارمنستان واگذار نمود، اما استالین با طراحی مرزها، آن را به آذربایجان منتقل کرد. هدف وی تضمین کنترل شوروی بر قفقاز و جلوگیری از اتصال زمینی ترکیه به آذربایجان و آسیای مرکزی بود. معاهدات مسکو و قارص در ۱۹۲۱ توسط روسیه شوروی و ترکیه امضا شد و وضعیت خودمختار نخجوان تحت حاکمیت آذربایجان را تثبیت کرد. با تشکیل اتحاد جماهیر شوروی در ۱۹۲۲، این ترتیب رسمیت یافت.
🔹در اواخر دوران شوروی، نخجوان در جریان «موج استقلالطلبی» خود را جمهوری مستقل اعلام کرد، اما پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در ۱۹۹۱، به عنوان بخشی خودمختار و غیرمرتبط (برونبوم) آذربایجان باقی ماند. آرزوی تاریخی باکو برای بازیابی «کریدور زنگزور» (منطقهای در ارمنستان که آذربایجان اصلی را به نخجوان متصل میکرد) و تبادل آن با قرهباغ، هرگز محقق نشد.
🔸پس از درگیریهای قرهباغ از ۱۹۸۸، دسترسی زمینی آذربایجان به نخجوان از طریق ارمنستان قطع شد. از ۱۹۹۴ تا ۲۰۲۰، وضعیت بنبستی حاکم بود که در آن منطقه ناگورنو-قرهباغ عملاً تحت کنترل ارمنیها بود و آذربایجان از دسترسی به نخجوان از طریق ارمنستان محروم ماند. جنگ ۲۰۲۰ قرهباغ بار دیگر موضوع کریدور زنگور و اتصال نخجوان به سرزمین اصلی آذربایجان را به یک مسئله کلیدی و جاری در مناقشه تبدیل کرد.
🔸 تحلیلگران بر این باورند که این حرکت جسورانه، پیام روشنی از سوی الهام علیاف به قدرتهای منطقهای است: «جمهوری آذربایجان دیگر به قیم نیاز ندارد.» اگر چه این اقدام به صورت اسمی وضعیت ترکیه را تغییر می دهد، اما آنکارا احتمالاً با سکوت یا حتی رضایت با آن برخورد خواهد کرد. دلیل این امر روشن است؛ روابط باکو-آنکارا اکنون توسط معاهدات دوجانبه جدیدتر و مستحکمتری (نظیر بیانیه شوشا) تضمین شده است که فراتر از مفاد قدیمی ۱۹۲۱ عمل میکند. برای ترکیه، این تغییر تنها پوستاندازی از یک پیمان کهنه و جایگزینی آن با اتحادی مدرن و استراتژیک است.
🔹 اما برای مسکو، این تحول یک شکست استراتژیک و خشمآور است. روسیه که همواره از معاهدات ۱۹۲۱ به عنوان اهرم فشاری برای حفظ نفوذ خود در قفقاز جنوبی استفاده میکند، اکنون با دورانی روبروست که در آن باکو قیود دوران شوروی را پاره میکند. این اقدام دقیقاً در آستانه سفر حساس جی.دی. ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا به منطقه صورت میگیرد؛ همزمانیهایی که نشان میدهد باکو در چرخش کامل به سمت استقلال عمل و کاهش وابستگی به کرملین است. روسیه این اقدام را نه یک اصلاحیه حقوقی، بلکه خروج آذربایجان از مدار نفوذ سنتی خود تفسیر میکند.
🔸 هدف نهایی باکو از این مانور حقوقی چیست؟ حذف تضمینهای خارجی، مقدمهای برای یک تغییر ساختاری بزرگتر در داخل است: «لغو خودمختاری نخجوان». با گذر از حقوق بینالملل (معاهدات ۱۹۲۱)، باکو دستبازتری خواهد داشت تا نخجوان را از یک «جمهوری خودمختار» به یکی از استانهای عادی کشور تبدیل کند و ساختار اداری آن را کاملاً با مرکز یکپارچه سازد. این امر به تمرکز سیاسی کامل قدرت در باکو و پایان دادن به جزیرهسازی در داخل مرزهای آذربایجان منجر خواهد شد.
🔹 در کوتاهمدت، این اقدام به عنوان بیانیه استقلال باکو خوانده میشود؛ کشوری که با تکیه بر درآمدهای انرژی و پیروزیهای نظامی، اعتمادبهنفس لازم برای بازنویسی تاریخ را پیدا کرده است. اما در بلندمدت، این تغییر میتواند راه را برای تغییرات مرزی یا اجرایی دیگری باز کند که تا پیش از آن، تحت «چتر حفاظتی» پیمانهای مسکو و قارص غیرممکن بود. قفقاز جنوبی در حال ورود به دورانی است که در آن مرزها و وضعیتها نه توسط معاهدات امپراتوریهای فروپاشیده، بلکه توسط موازنههای قدرت جدید تعیین میشود.
منبع: eurasiareview
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus
⭕️ آب سردی بر پیکر روابط رو به گرمی ترکیه و چین
✍️ سونر چاپتای و الا پیترسون
🔹 افزایش تدریجی بازدیدهای سطح بالای مقامات ترکیه از چین و رشد سرمایهگذاریهای پکن در آناتولی، در نگاه نخست سیگنالی از تعمیق روابط دوجانبه به نظر میرسد. اما آیا این تحولات نشانگر یک ارتقای استراتژیک در روابط است؟ پاسخ به این پرسش نیازمند درک این واقعیت است که نگرانیها پیرامون پرونده اویغورها، ریسکهای سرمایهگذاری و همسویی ساختاری با غرب، همچنان به عنوان ترمزهای جدی عمل میکنند. برای واشنگتن، این محدودیتها فرصتی است تا با اهرم فشار هوشمندانه، موازنه را حفظ کند.
🔸 ریشه سردی تاریخی روابط آنکارا-پکن به دوران جنگ سرد و حمایت ترکیه از اویغورها بازمیگردد. سینکیانگ که در سال ۱۹۳۳ برای مدتی کوتاه تحت نام «ترکستان شرقی» اعلام استقلال کرد، پس از تاسیس جمهوری خلق چین در ۱۹۴۹ دوباره تحت کنترل حزب کمونیست درآمد. ترکیه که میزبان بزرگترین دیاسپورای اویغور خارج از آسیای مرکزی است (حدود ۵۰ هزار نفر)، تا سالها سیاست «حمایت بدون هزینه» از این اقلیت ترکتبار را پیش میبرد؛ سیاستی که برای پکن همواره تهدیدی امنیت ملی محسوب میشد.
🔹 با به قدرت رسیدن رجب طیب اردوغان، این رابطه سه فاز را تجربه کرد. فاز نخست (۲۰۱۰-۲۰۰۳) با رشد تجاری از ۱ میلیارد به ۱۵ میلیارد دلار همراه بود، اما تنش سیاسی بالا ماند؛ تا جایی که اردوغان پس از شورشهای ۲۰۰۹ ارومچی، چین را به «نسلکشی» متهم کرد. فاز دوم (۲۰۱۸-۲۰۱۰) دوران «یخزدایی» بود. آنکارا با اعزام وزیر خارجه وقت در ۲۰۱۰، متعهد به سرکوب فعالیتهای «جداییطلبانه» ضدچینی شد. ترکیه در سال ۲۰۱۷ جنبش اسلامی ترکستان شرقی (ETIM) را در لیست تروریسم قرار داد و معاهده استرداد مجرمین را امضا کرد (هرچند آنکارا هنوز آن را تصویب نکرده است). سرمایهگذاریهای چینی در این دوره شامل خرید ۶۵ درصد سهام بندر «کامپورت» به ارزش ۹۴۰ میلیون دلار و خرید ۷۵ درصد سهام پلتفرم «ترندیول» توسط علیبابا در ۲۰۱۸ بود.
🔸 فاز سوم (۲۰۱۸ تا امروز) تحت تاثیر بحران اقتصادی ترکیه و نیاز مبرم به نقدینگی شکل گرفت. برات آلبایراک در ۲۰۱۹ موفق به جذب ۱ میلیارد دلار از چین شد و آنکارا عملاً پرونده اویغورها را به حاشیه راند. هاکان فیدان، وزیر خارجه، در بازدید ژوئن ۲۰۲۴ از سینکیانگ، بدون انتقاد از سیاستهای سرکوبگرانه پکن، صرفاً به ذکر اینکه شهرهای این استان ریشه تمدن ترکی-اسلامی هستند بسنده کرد و بر حمایت کامل علیه «تروریسم مسلحانه» تاکید ورزید.
🔹 با وجود این نرمشهای سیاسی، آمارهای اقتصادی نشان میدهد که چین هنوز جایگزین غرب نشده است. در سال ۲۰۲۳، صادرات چین به ترکیه ۴۵ میلیارد دلار بود، در حالی که واردات چین از ترکیه تنها ۳.۳ میلیارد دلار ثبت شد؛ یک عدم تعادل عظیم. برای مقایسه، حجم تجارت ترکیه و آمریکا در همان سال ۳۹.۶ میلیارد دلار و تقریباً متوازن بود. اتحادیه اروپا نیز با ۱۱۸ میلیارد دلار واردات از ترکیه، همچنان شریک بی رقیب تجاری آنکارا است. در جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) در سال ۲۰۲۴، سهم اتحادیه اروپا ۵۵ درصد و آمریکا ۱۰ درصد بود، در حالی که چین حتی در بین ۱۰ کشور اول جای نگرفت.
🔸 سرمایهگذاریهای اخیر چین نیز بیشتر ناشی از اجبار است تا انتخاب استراتژیک. کنسرسیوم چینی در ۲۰۲۰ تنها ۵۱ درصد از سهام پل «یاووز سلطان سلیم» را به قیمت ۶۸۹ میلیون دلار خرید که کمتر از انتظار بود. تعهدات بزرگتر، مانند سرمایهگذاری ۱ میلیارد دلاری BYD در مانیسا (نوامبر ۲۰۲۴) و توافق ۱ میلیارد دلاری چری در سامسون (مارس ۲۰۲۵)، عمدتاً برای دور زدن تعرفههای اتحادیه اروپا و بهرهگیری از مزایای اتحادیه گمرکی ترکیه-اروپا انجام شده است، نه تغییر بنیادین در سیاست پکن.
🔹 در افق ۲۰۲۶، سند استراتژی امنیت ملی ایالات متحده با عبور از تعارفات دیپلماتیک، چین را یک شریک تجاری «درنده» تعریف کرده است. واشنگتن با تکیه بر روابط شخصیِ ترامپ و اردوغان، بستر را برای تثبیتِ «بیطرفیِ متمایل به آمریکا» در سیاست آسیاییِ ترکیه فراهم میبیند. در این معادله، مشارکت با شرکتهای ترکیهای در آفریقا و جنوب جهانی، به عنوان مکانیسمِ عملیاتیِ غرب برای مهار نفوذ چین عمل میکند؛ جایی که حضور نظامی ترکیه در لیبی و پیمانهای دفاعی با نیجر و مالی، عملاً وزنهای تعادلبخش در برابر پکن محسوب میشود. مادامی که آنکارا از تصویب معاهده استرداد ۲۰۱۷ اجتناب ورزد و افکار عمومی ترکیه حامی اویغورها باقی بماند، سقف روابط آنکارا-پکن کوتاه و محدود خواهد ماند.
منبع: انستیتو واشنگتن
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus
⭕️ معامله تاریخی انرژی میان آنکارا و ریاض؛ تزریق ۲ میلیارد دلار به رگهای شبکه برق ترکیه
🔹 سفر اخیر رجب طیب اردوغان به ریاض، تنها یک بازدید دیپلماتیک نبود؛ بلکه زمینهساز امضای یکی از استراتژیکترین توافقنامههای انرژی در تاریخ روابط دو کشور شد. آلپارسلان بایراکتار، وزیر انرژی ترکیه و شاهزاده عبدالعزیز بن سلمان، همتای سعودیاش، توافقی را امضا کردند که هدف نهایی آن ایجاد ظرفیت ۵۰۰۰ مگاواتی انرژی تجدیدپذیر در خاک ترکیه با سرمایه سعودیهاست.
🔸 فاز نخست این ابرپروژه که قرارداد اجرایی آن نهایی شده، شامل سرمایهگذاری مستقیم ۲ میلیارد دلاری برای احداث نیروگاههای خورشیدی با ظرفیت ۲۰۰۰ مگاوات است. طبق جزئیات فنی منتشر شده، این ظرفیت به طور مساوی تقسیم خواهد شد: ۱۰۰۰ مگاوات در استان «سیواس» و ۱۰۰۰ مگاوات دیگر در منطقه «کارامان» احداث میشود.
🔹 نکته کلیدی و متمایز این توافق، قیمتگذاری بیسابقه آن است. بایراکتار تأیید کرد که ترکیه برق تولیدی این نیروگاهها را با «پایینترین قیمت تاریخ» خریداری خواهد کرد. نرخ توافقی برای نیروگاه کارامان ۱.۹۹۵ یورو و برای سیواس ۲.۳۴۱۵ یورو به ازای هر کیلووات ساعت تعیین شده است؛ ارقامی که استانداردهای جدیدی را در بازار انرژی ترکیه تعریف میکنند.
🔸 از نظر زمانبندیT کلنگزنی پروژه در سال ۲۰۲۷ انجام خواهد شد و فاز نخست آن تا پایان همان سال به بهرهبرداری میرسد. تکمیل نهایی پروژه برای سالهای ۲۰۲۸ و ۲۰۲۹ برنامهریزی شده است. پس از تکمیل، این تأسیسات نیاز برق حدود ۲.۱ میلیون خانوار ترک را تأمین خواهد کرد.
🔹 این قرارداد از منظر اقتصاد کلان برای ترکیه یک برد بزرگ محسوب میشود، چرا که ۱۰۰۰٪ منابع مالی آن از طریق «تأمین مالی خارجی» توسط عربستان و نهادهای بینالمللی تأمین میشود. این مدل سرمایهگذاری بدون ایجاد فشار بر بودجه عمومی آنکارا، زیرساختهای انرژی ملی را تقویت میکند.
🔸 این توافق نمادی از همگرایی دو چشمانداز است: «افق ۲۰۳۵ ترکیه» برای استقلال انرژی و «چشمانداز ۲۰۳۰ سعودی» برای تنوعبخشی به سبد سرمایهگذاریهای فرامرزی. اتصال شبکه برق ترکیه به دلارهای نفتی سعودی، گامی بلند در جهت تثبیت محور اقتصادی آنکارا-ریاض در منطقه است.
منبع: BloombergHT
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus
✅ گزارشها از احتمال تغییر محل مذاکرات ایران و آمریکا؛ از استانبول به عمان
🔸براساس گزارش رسانههای غربی، ایران خواستار تغییر محل مذاکرات برنامهریزیشده با ایالات متحده از استانبول به عمان شده است؛ درخواستی که میتواند بر زمان و شکل برگزاری این گفتوگوهای حساس تأثیر بگذارد.
🔸 پایگاه خبری Axios به نقل از دو منبع آگاه گزارش داده است که تهران در آستانه مذاکرات پیشنهادی، خواهان انتقال محل گفتوگوها از استانبول به مسقط و همچنین تغییر فرمت مذاکرات به شکل دوجانبه (صرفاً ایران و آمریکا) شده است. این در حالی است که پیش تر قرار بود چند کشور منطقهای و مسلمان بهعنوان ناظر در مذاکرات استانبول حضور داشته باشند.
🔸به گفته این منابع، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، و استیو ویتکاف، نماینده ویژه کاخ سفید، قرار است ریاست هیأتهای مذاکرهکننده دو طرف را بر عهده داشته باشند. آکسیوس تأکید کرده است که این درخواست ایران هنوز به توافق نهایی منجر نشده و ممکن است برگزاری مذاکرات را با ابهام مواجه کند.
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus
⭕️ فیدان: استراتژی ایران این است «اگر سقوط کنم، منطقه هم با من سقوط میکند»
🔹 هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، در جریان برنامه افطار «انجمن پیمانکاران ترکیه» در آنکارا (۳ مارس ۲۰۲۶)، مدعی شد که تهران در حال پیگیری «استراتژی زمین سوخته» است. وی هشدار داد که ایران با این منطق که «اگر سقوط کند، منطقه وسیعتر را نیز به سرنگونی خواهد کشاند»، بهطور عامدانه زیرساختهای حیاتی انرژی خاورمیانه را هدف قرار میدهد.
🔸 فیدان تصریح کرد که ایران با ارزیابی حسابشده به این نتیجه رسیده است که هرگونه تهدید موجودیتی علیه خود، باید بیشترین آسیب منطقهای را به همراه داشته باشد. تهران با آگاهی از اهمیت زیرساختهای انرژی همسایگان برای اقتصاد جهانی، از این آسیبپذیری بهرهبرداری کرده و شبکههای به هم پیوسته نفت و گاز خلیج فارس را عملاً به یک سلاح بازدارنده تبدیل کرده است.
🔹 به گفته وزیر خارجه ترکیه، با شدت گرفتن حملات نظامی، ایران حملات به داراییهای انرژی منطقهای را تشدید میکند تا فشار بر نیروهای مقابل خود را افزایش دهد. این قمار بزرگ از سوی تهران، کارزار نظامی محدود را به بحرانی با پیامدهای گسترده برای بازارهای انرژی تبدیل میکند؛ بحرانی که به گفته فیدان: «مانند یک بیماری در سراسر منطقه در حال گسترش است.»
🔸 فیدان میان دو سناریو در کارزار نظامی علیه ایران تمایز قائل شد: نخست، هدف محدود «حذف سیستماتیک تواناییهای دفاعی ایران» با نقطه پایانی مشخص. دوم، هدف گستردهتر «تغییر کامل رژیم از طریق زور». وی هشدار داد که کمپین تغییر رژیم بسیار طولانیتر، غیرقابل پیشبینیتر و بیثباتکنندهتر خواهد بود و شانس موفقیت استراتژی ایران برای کشاندن منطقه به هرجومرج را افزایش میدهد.
🔹 فیدان تأیید کرد که آنکارا برای مهار این پیامدها، دیپلماسی فعالی را با چندین کشور آغاز کرده تا موضعی مشترک ایجاد کند. موقعیت ترکیه به عنوان همسایه ایران، عراق و سوریه و همچنین مسیر کلیدی ترانزیت انرژی، این کشور را در معرض خطرات جدی امنیتی و اقتصادی قرار میدهد و مداخله فیدان نشاندهنده عزم آنکارا برای ایفای نقش فعال در واکنش دیپلماتیک است.
منبع: Türkiye Today
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus
⭕️ جنگ آمریکا-اسرائیل-ایران چه تأثیری بر ترکیه خواهد داشت؟
✍️توگجه نور آجار
🔹 محفی اگیلمز، اقتصاددان برجسته ترکیه، هشدار میدهد که درگیریهای اخیر خاورمیانه و احتمال مسدود شدن تنگه هرمز (که یکپنجم تجارت جهانی نفت از آن میگذرد)، میتواند شریان انرژی جهان را قطع کند. ترکیه به عنوان یک واردکننده خالص انرژی، از نخستین کشورهایی خواهد بود که با شوک قیمت سوخت، افزایش هزینههای تولید و جهش تورم مواجه میشود.
🔸 در صورت بروز این سناریو، خروج سرمایه خارجی از ترکیه سرعت گرفته و تقاضا برای دلار و طلا به شدت بالا میرود. محاسبات اگیلمز نشان میدهد که هر ۱۰ دلار افزایش قیمت هر بشکه نفت، دستکم ۲.۵ میلیارد دلار به کسری تراز جاری و ۱ درصد به تورم میافزاید. در صورت افزایش همزمان نرخ ارز، این ارقام به ترتیب به ۵ میلیارد دلار و ۱.۲ درصد جهش خواهند کرد.
🔹 در «برنامه میانمدت» دولت ترکیه، قیمت نفت برای سال ۲۰۲۶ معادل ۶۵ دلار فرض شده است. اگیلمز هشدار میدهد که رسیدن نفت به بشکهای ۱۰۰ دلار، کسری تراز جاری را ۹ میلیارد دلار و تورم را ۳ تا ۳.۵ درصد افزایش خواهد داد. این وضعیت به معنای تعویق قطعیِ کاهش نرخ بهره، رکود اقتصادی ناشی از کاهش تقاضای اروپا و وارد آمدن ضربه سنگین به بخشهای انرژیبر، هوانوردی و توریسم خواهد بود.
🔸 وی در پایان خاطرنشان میکند که با وجود فرصتهای بلندمدت برای تقویت نقش ترانزیتی ترکیه در حوزه انرژی، در کوتاهمدت تبعات منفی و هزینههای این بحران (از جمله احتمال موج جدید پناهجویان) بسیار سنگینتر از فرصتهای آن است.
منبع: Yeniçağ Gazetesi
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus
⭕️ پیام جدید عبدالله اوجالان: «شهروندی باید بر اساس ارتباط با دولت برقرار شود، نه بر اساس تعلق به یک ملت»
🔹 عبدالله اوجالان، رهبر پکک، در اولین سالگرد فراخوان خود (۲۷ فوریه ۲۰۲۵) مبنی بر انحلال این سازمان و زمین گذاشتن سلاحها، بیانیه جدیدی منتشر کرد. وی تأکید کرد که ریشه بسیاری از مشکلات ترکیه «نبود حکومت دموکراتیک قانون» است و زبان این دوره باید مبتنی بر گوش دادن متقابل باشد؛ روندی که در پایان آن، خشونت فیزیکی و ذهنی پایان خواهد یافت.
🔸 این پیام در آنکارا توسط پروین بولدان، نماینده وان و معاون رئیس پارلمان، قرائت شد. اوجالان با مهم دانستن مشارکت اردوغان، باغچهلی و اوزگور اوزل در این فرآیند، تصریح کرد: «هیچ ترکی بدون کرد و هیچ کردی بدون ترک نمیتواند وجود داشته باشد. ملیت نباید تحمیل شود و رابطه شهروندی باید بر اساس ارتباط با دولت برقرار گردد، نه تعلق به ملت.»
🔹 تولای حاتم اوغلولاری، رئیس مشترک حزب DEM، با تأکید بر اینکه پکک با سوزاندن سلاحهایش در ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۵ در سلیمانیه، الزامات روند را برآورده کرده، گفت: «دوران پنهان شدن پشت آسیبهای گذشته به پایان رسیده و اکنون تدوین بیدرنگ سیاستها و برداشتن گامهای اطمینانبخش، مسئولیت تاریخی دولت و حکومت است.»
🔸 در پی انحلال پکک در ۱۲ مه ۲۰۲۵، «کمیسیون همبستگی ملی، برادری و دموکراسی» متشکل از ۵۱ نماینده (بدون حضور حزب İYİ) در ۵ آگوست تأسیس شد. هیئتی از این کمیسیون شامل حسین یایمان (حزب عدالت و توسعه)، فتی یلدیز (MHP) و گلستان قلیچ کوچ ییگیت (DEM) در ۲۴ نوامبر ۲۰۲۵ با اوجالان در امرالی دیدار کردند.
🔹 گزارش نهایی این کمیسیون در ۱۸ فوریه تصویب شد. این گزارش بدون استفاده از عبارت «مسئله کردها» و صرفاً با اشاره به «مسئله تروریسم»، خلع سلاح پکک را «آستانه حیاتی» فرآیند دانست. همچنین، مفهوم «حق امید» به صورت غیرمستقیم و از طریق رویه قضایی دادگاه حقوق بشر اروپا تعریف شده و خواستار اصلاح تعریف «جرم تروریستی» در قوانین ترکیه شده است.
🔸 رجب طیب اردوغان این گزارش را یک «سند تاریخی» شتابدهنده خواند و انتظار میرود ماه آینده یک «قانون مستقل» موقت به پارلمان ارائه شود. در همین راستا، دولت باغچهلی در ۲۴ فوریه خواستار تعیین تکلیف «وضعیت امرالی» شد و اردوغان مدیریت فعلی آن را بر عهده وزارت دادگستری دانست.
🔹 در نهایت، آکین گورلک، وزیر دادگستری در ۲۶ فوریه اعلام کرد که ممکن است «قانون مدونی» در پارلمان تصویب شود. وی با اشاره به احتمال اصلاح قانون مبارزه با تروریسم، تأکید کرد: «هیچ مقررات شخصیسازیشدهای وجود نخواهد داشت و باید اطمینان حاصل شود که گروههایی مانند فتو (FETÖ) و داعش از این تغییرات حقوقی بهرهمند نمیشوند.»
منبع: بیبیسی ترکی
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus
⭕️ چرا اردوغان در جلسات طرح خاورمیانه بزرگ شرکت نمیکند؟
✍️ بارچین یینانچ
🔹 اردوغان در دو جلسه اول هیئت صلح غیبت کرده است؛ اتفاقی نادر برای رهبری که حتی در جلسات سازمانهایی نظیر سازمان همکاری شانگهای و بریکس، با وجود عدم عضویت کامل ترکیه، به ندرت غایب است. با وجود اینکه ترکیه عضو بنیانگذار هیئت صلح است و رهبرانی چون اوربان و مقامات آسیای مرکزی در نشست واشنگتن حضور داشتند، اردوغان از شرکت در آن امتناع کرد. با توجه به اظهارات رسواکننده سفیر ایالات متحده در اسرائیل، او احتمالاً به این نتیجه رسیده است که «خوب شد در آن شرکت نکردم».
🔸 پروژه خاورمیانه بزرگ ایالات متحده (GMEP) که از اواسط دهه ۲۰۰۰ مطرح شد، همواره بستری برای متهم کردن اردوغان به عنوان «رئیس مشترک» این طرح بوده است. مخالفت پارلمان ترکیه در اول مارس ۲۰۰۳ با حمله آمریکا به عراق، ترک اجلاس داووس در سال ۲۰۰۹ با گفتن «یک دقیقه» به رئیسجمهور اسرائیل، و رأی منفی ترکیه و برزیل به قطعنامه تحریمهای ضدایرانی آمریکا در شورای امنیت در ۹ ژوئن ۲۰۱۰، همگی نشان از کارشکنیهای مداوم حزب عدالت و توسعه در پروژههای خاورمیانهای واشنگتن دارد.
🔹 در جریان بهار عربی نیز این شکافها عمیقتر شد. تغییر اولویت آمریکا از سرنگونی اسد به مبارزه با داعش و ائتلاف واشنگتن با شاخه سوری پ.ک.ک (YPG) که آنکارا آن را تهدیدی وجودی میداند، واگرایی دو پایتخت را تشدید کرد. دولت حزب عدالت و توسعه با نگاه ایدئولوژیک و هویت اسلامگرایانه خود با دیدگاه آمریکا همسو نبود و ضعف در حکمرانی داخلی نیز با بهرهبرداری پوپولیستی از تقابل با آمریکا، مدیریت مؤثر این واگرایی را با شکست مواجه کرد.
🔸 با روی کار آمدن مجدد ترامپ، ساختار جدیدی در قالب «شورای صلح» روی میز قرار گرفته است. واژه کلیدی در این دوره از روابط، همانطور که تام باراک، سفیر آمریکا بیان کرد، «مشروعیت» است. ترامپ با اعتبار بخشیدن به چهرههایی چون احمد الشرع و مجبور کردن YPG به عقبنشینی در برابر دمشق و آنکارا، به دنبال مشروعیتبخشی متقابل بود و در ازای آن، از آنکارا خواست تا طرح تفریحی او برای غزه را در جهان عرب و اسلام دارای مشروعیت کند.
🔹 تصاویر ثبتشده در سپتامبر ۲۰۲۵ در نیویورک و سپس نشست اواسط اکتبر در شرمالشیخ با حضور اردوغان، ترامپ و رهبران قطر و مصر، نقطه عطفی در تأیید این طرح بود. با این حال، طرح ترامپ عامدانه فاقد نقشه راهی روشن برای تضمین حقوق فلسطینیان است تا رضایت اسرائیل جلب شود. آنکارا در این معادله نه تنها از طرح حمایت کرد، بلکه با اهرم فشار قطع حمایتها، حماس را وادار به پذیرش خلع سلاح و عدم دخالت در اداره غزه نمود؛ معادلهای که در یک سوی آن مهار YPG توسط آمریکا و در سوی دیگر مهار حماس توسط ترکیه قرار دارد.
🔸 مرحله دوم طرح ترامپ پس از آتشبس، راهاندازی «شورای صلح» با حضور چهرههایی چون تونی بلر و هاکان فیدان بود. با این وجود، ترامپ در داووس تلاش کرد ساختار این شورا را بسط داده و آن را جایگزین سازمان ملل در حل مناقشات جهانی کند؛ ایدهای که حتی با مخالفت متحدان غربی نظیر ملونی، نخستوزیر ایتالیا مواجه شد. اردوغان در نشست داووس شرکت نکرد و فیدان را به نمایندگی فرستاد و هفته گذشته نیز از حضور در نشست واشنگتن امتناع ورزید.
🔹 غیبت اردوغان دو دلیل راهبردی دارد: نخست، تردید جدی درباره کارایی کمیته صلح در احقاق حقوق فلسطینیان. طرح غزه جرد کوشنر و اظهارات اخیر سفیر ترامپ مبنی بر حق بلامانع اسرائیل برای تسلط بر منطقهای از «نیل تا فرات»، آنکارا را به شدت نگران کرده است. در شرایطی که در داخل ترکیه فشارهای زیادی برای قطع کامل روابط با اسرائیل وجود دارد، حضور اردوغان در قاب عکس مشترک با اسرائیل هزینه سیاسی سنگینی دارد.
🔸 دلیل دوم، محاسبات توازنبخش آنکارا است. اردوغان نمیخواهد تمام تخممرغهای خود را در سبد غیرقابل پیشبینی ترامپ بگذارد. در دوران تشدید اختلافات دفاعی میان آمریکا و اروپا، دولت ترکیه تلاش میکند با حفظ فاصله معنادار از ساختاری که ترامپ برای آن ارزش زیادی قائل است، پیامی مبنی بر عدم دوری از اروپا مخابره کند. ترکیه همزمان بازیگر کلیدی خاورمیانه ترامپ و حامی طرح غزه اوست، اما میداند که ایستادگی بیقید و شرط در کنار ترامپ، همزمان مزایا و معایب خاص خود را به همراه دارد.
منبع: T24
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus
✅ از معمای چین تا سلاح جغرافیا، چرا ایران هدف است؟
🔻مصطفی بالبای در تحلیل اخیر خود در جمهوریت، به ابعاد پنهان تنشهای جاری پرداخته و یادآوری میکند که پس از جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل (آمریکا)، اکنون سایه جنگ مستقیم آمریکا و ایران سنگینی میکند؛ تا جایی که همزمان با تداوم دیپلماسی، احتمال آغاز حملات آمریکا نیز وجود دارد. با این حال، ریشه اصلی این تنشها نه در خاورمیانه، بلکه در شرق آسیاست. از زمان بازگشت ترامپ، تنها یک کلمه در کانون توجه او قرار دارد: چین!
🔻پکن با سرعتی خاموش در حال پیشروی است و آمریکا ناتوان از رقابت سازنده، استراتژی مهار و انزوای چین را در پیش گرفته و رفتارهای به ظاهر کاوبوی مآبانه ترامپ نیز احتمالاً ابزاری برای آزمایش همین استراتژی است. در این پازل، ایران به عنوان بزرگترین شریک ۲۰ سال اخیر چین _از فناوری هستهای تا ساخت موشک_ هدف اصلی آمریکا قرار گرفته است. انتقال مداوم نفت ایران با تغییر هویت و مسیر کشتیها در اقیانوس هند به بنادر چین، غیرقابل هضمترین مسئله برای واشنگتن است و آمریکا با ضربه به ایران، در واقع شریک کلیدی چین را هدف قرار میدهد.
🔻در بُعد داخلی، بالبای به شکاف عمیق میان حاکمیت و مردم ایران اشاره میکند و مینویسد دامنه اعتراضات از جوانان فراتر رفته و به کسبه و بازاریان (بستن کرکره مغازهها) نیز کشیده شده است. او تأکید میکند کشوری که در جمع سه دارنده برتر ذخایر نفت و گاز جهان است، و اکنون با اقتصادی ضعیف، بیش از توسعه طلبی، درگیر دغدغه بقای خود است. با این وجود، نویسنده هشدار میدهد که با سقوط دولتهای اقتدارگرا، دموکراسی با چتر نجات از آسمان نمیافتد. به باور او، سر دادن شعار در حمایت از رضا پهلوی و سلطنت نیز نشانگر خروجی دموکراتیک نیست.
🔻نکته قابل تأمل این است که آمریکا نیز به دنبال استقرار دموکراسی در ایران نیست؛ بلکه واشنگتن در شرایط تحریم، صرفاً خواهان یک «حکومت ملایانِ حرفشنو و مطیع» است. از سوی دیگر، بالبای با تغییر اصطلاح معروف «جغرافیا سرنوشت است» به «جغرافیا سلاح است»، توضیح میدهد که تأسیسات هستهای ایران در زیر صخرههای عظیم و نفوذناپذیر پنهان شدهاند و آمریکا هنوز سلاحی برای انهدام کامل آنها نساخته است. به همین دلیل، استقرار ناوهای غولپیکر آمریکایی در فواصل دور، عمدتاً با هدف دور نگه داشتن متحدان منطقهای (بهویژه اسرائیل) از تیررس موشکهای تلافیجویانه ایران صورت میگیرد.
🔻بالبای میگوید: این بحران پیامدهای مستقیمی برای آنکارا دارد. ترکیه با درس گرفتن از تجربه تلخ آوارگان سوری، به استانداران استانهای مرزی دستور داده تا هرگونه موج احتمالی پناهجویان را دقیقاً در نقطه صفر مرزی یا حتی داخل خاک ایران متوقف کنند.
🔻نویسنده مدعی است دولت ترکیه تلاش میکند همان سیاست مصلحتاندیشانه و «توازن» که در قبال جنگ اوکراین و روسیه داشت را پیاده کند؛ هرچند این احتمال وجود دارد که با فشارهایی شبیه به دوران اشغال عراق توسط آمریکا مواجه شود.
🔻بالبای یادداشت خود را با یک واقعیت تاریخی به پایان میرساند: در کشوری که مرزهایش با ترکیه از زمان عهدنامه قصر شیرین (۱۶۳۹) تغییری نکرده، مفهوم «دولت» بسیار بزرگ تر و ریشهدارتر از «رژیم» است و ایران با تکیه بر همین اصالت و عمق تاریخی، توانایی آن را دارد که راه برون رفتی از این بحران برای خود پیدا کند.
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus
⭕️ سازمان اطلاعات ملی ترکیه (MİT) چگونه و کجا ۳۶ میلیارد لیر را خرج کرد؟
✍️ مورات یتکین
🔹 سازمان اطلاعات ملی ترکیه (MİT) با انتشار «گزارش فعالیتهای سال ۲۰۲۵»، جزئیات قابلتأملی از هزینهها و اولویتهای امنیتی خود را آشکار کرده است. در حالی که بودجه اولیه این سازمان حدود ۲۸.۹ میلیارد لیر تعیین شده بود، گزارش نشان میدهد که هزینههای واقعی با افزایشی ۲۵ درصدی به ۳۶.۳ میلیارد لیر رسیده است. البته، ۱۲۷.۶ میلیون لیر از این بودجه به خزانهداری بازگردانده شده است.
🔸 ابراهیم کالین، رئیس MİT، این افزایش هزینه را در چارچوب استراتژی «توازن و استحکامبخشی» توجیه میکند. او با اشاره به اینکه تعداد «درگیریهای داغ» در جهان از ۳۵ مورد در سال ۲۰۱۰ به ۶۰ مورد در سال ۲۰۲۵ (بالاترین رقم پس از جنگ جهانی دوم) رسیده، بر لزوم تقویت «جبهه داخلی» و آمادگی در برابر سناریوهای جنگ سرد جدید تاکید دارد.
🔹 اما این ۳۶ میلیارد لیر دقیقاً کجا هزینه شده است؟ کالین اولویت اصلی را به «دیپلماسی اطلاعاتی» داده است. این شامل میانجیگری در تبادل اسرای روسیه و اوکراین، تلاش برای آتشبس در غزه و جلوگیری از سرایت جنگ اسرائیل به لبنان، سوریه و ایران میشود. علاوه بر این، حمایت از «مدیریت جدید در سوریه»، عملیاتهای ضدجاسوسی و پروژه «ترکیه بدون ترور» (مبارزه با پکک، فتحالله گولن و داعش) از سرفصلهای اصلی هزینهها بودهاند.
🔸 نکته سیاسی مهم گزارش این است که ابراهیم کالین تنها مقام دولتی است که توانسته رضایت تمامی احزاب سیاسی (حتی اپوزیسیون) را در کمیسیونهای پارلمانی جلب کند. رویکرد شفافتر او در ارائه گزارش (هرچند جزئیات عملیاتی محرمانه مانده) و ادبیات غیرتنشزای او، تحسین نمایندگان مجلس را در پی داشته است؛ امری که در فضای قطبی ترکیه نادر است.
منبع: YetkinReport
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus
✅ نماینده مجلس ترکیه: ۱۱۲ تبعه ترکیه ای در ارتش اسرائیل حضور دارند
🔸شهزاده دمیر، نماینده ی شهر غازی آنتپ از حزب هدا پار:
🔻"بر اساس اخبار منتشرشده، ۱۱۲ نفر دارای گذرنامه ی جمهوری ترکیه در ارتش رژیم صهیونیستی فعالیت دارند.
🔻مقامات باید بلافاصله وارد عمل شوند. باید هویت این افراد احراز گردد و فرآیند رسیدگی قضایی به کسانی که در جنایات نسلکشی مشارکت داشتهاند، بدون کوچکترین تأخیر آغاز شود. ترکیه باید در قبال کسانی که در این جنایت شریک بودهاند، به مسئولیت حقوقی و قانونی خود عمل کند."
🔵کانال باب عالی
@Babe_aali
⭕️ گزارش صندوق بینالمللی پول: برنامه ضدتورمی آنکارا موفقیتآمیز بوده است
🔹 صندوق بینالمللی پول (IMF) با انتشار بیانیهای اعلام کرد که برنامه کاهش تورم ترکیه موفقیتآمیز بوده است. در این بیانیه تأکید شده که ترکیب سیاستهای فعلی، همچنان تعادل میان «کاهش تورم» و «رشد باثبات» را حفظ کرده است. بر اساس ارزیابی IMF، به لطف سیاستهای مالی انقباضی، درآمدهای محتاطانه و موضع سختگیرانه پولی، نرخ تورم سالانه از ۴۹.۴ درصد در سپتامبر ۲۰۲۴ به ۳۰.۹ درصد در دسامبر ۲۰۲۵ کاهش یافته است.
🔸 این نهاد مالی بینالمللی پیشبینی کرده است که با تداوم تقاضای داخلی قدرتمند، تورم در پایان سال ۲۰۲۶ به ۲۳ درصد برسد. همچنین برآورد شده که با کاهش بیشتر نرخ بهره سیاستی و افزایش اعتماد عمومی، نرخ رشد اقتصادی در سال ۲۰۲۶ به ۴.۲ درصد خواهد رسید. IMF تصریح کرده که تقاضا برای لیر ترکیه تقویت شده، ذخایر بینالمللی افزایش یافته و کسری حساب جاری در سطح قابل قبولی تأمین مالی میشود.
🔹 با این حال، IMF نسبت به ریسکهای موجود هشدار داده است. در بیانیه آمده که ابهامات در تجارت جهانی و درگیریهای منطقهای همچنان ریسکهای خارجی را بالا نگه داشته است. هرگونه شوک منفی، مانند افزایش قیمت انرژی یا حوادث جوی، میتواند دوره تورم بالا را طولانیتر کند. همچنین رویکرد تدریجی در کاهش تورم، بر بخش مالی فشار وارد کرده و رشد بهرهوری را کند کرده است.
🔸 هیئت مدیره اجرایی IMF ضمن تقدیر از مقامات ترکیه برای موفقیتهای سیاستهای ضدتورمی، بر لزوم «اصلاحات ساختاری جاهطلبانه» تأکید کرد. آنها توصیه کردند که برای پایدار کردن روند کاهش تورم و تقویت سپرهای خارجی، باید سیاستهای سختگیرانه اقتصاد کلان ادامه یابد. این شامل گسترش پایه مالیاتی، حذف تدریجی یارانههای انرژی و همسوسازی سیاستهای دستمزد با اهداف تورمی است.
🔹 در بخش سیاست پولی، IMF خواستار تداوم سیاستهای سختگیرانه برای تضمین کاهش تورم شد، اما تأکید کرد که تنظیمات نرخ بهره باید وابسته به دادهها باشد. همچنین توصیه شده که مداخلات ارزی تنها محدود به نوسانگیری باشد و با بهبود لنگر انتظارات تورمی و بازیابی ذخایر، اجازه انعطافپذیری بیشتر به نرخ ارز داده شود.
🔸 در پایان، IMF پیشبینیهای بلندمدت خود را ارائه داد: انتظار میرود اقتصاد ترکیه در سال ۲۰۲۷ رشد ۴.۱ درصدی و در بازه ۲۰۲۸ تا ۲۰۳۱ رشد سالانه ۴ درصدی را تجربه کند. نرخ بیکاری برای سال ۲۰۲۶ حدود ۸.۳ درصد و تورم در سال آینده (۲۰۲۷) به ۱۹ درصد کاهش خواهد یافت.
منبع: Bigpara / Hürriyet
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus
⭕️ توییت ونس درباره «نسلکشی ارامنه»
✍️ نیت اوستیلر
🔹 جیدی ونس، معاون رئیسجمهور ایالات متحده و همسرش «اوشا ونس»، روز سهشنبه در جریان بازدید از بنای یادبود «تسیتسرناکابرد» در ایروان، اقدامی انجام دادند که به سرعت به یک جنجال دیپلماتیک تبدیل شد. ونس ابتدا پستی را در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) به اشتراک گذاشت که در آن کشتار ۱۹۱۵ صراحتاً به عنوان «نسلکشی» توصیف شده بود؛ اما مدت کوتاهی بعد، این پست حذف شد.
🔸 پس از حذف آن پست جنجالی، ونس توییت دیگری را بازنشر کرد که در اصل توسط دبیر مطبوعاتی او، «تیلور ون کرک»، منتشر شده بود. در این پست جدید، هیچ اشارهای به واژه «نسلکشی» نشده بود و تنها تصاویری از اهدای گل به شعله جاویدان و امضای دفتر یادبود دیده میشد. کاربران شبکههای اجتماعی به سرعت متوجه این تغییر موضع شدند و ونس را متهم کردند که برای «دلجویی از ترکیه» و جلوگیری از تنش پیش از سفر قریبالوقوعش به باکو، پست خود را پاک کرده است.
🔹 مسئله به رسمیت شناختن نسلکشی ارامنه از زمان آغاز دور دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ، موضوع بحثهای داغی بوده است. در صدو دهمین سالگرد این واقعه در سال ۲۰۲۵، نهادهای رسمی ایالات متحده از به کار بردن واژه «نسلکشی» در بیانیههای خود خودداری کردند؛ اقدامی که با محکومیت سریع رسانهها و گروههای مدافع ارمنی مواجه شد. کاخ سفید در آن زمان ترجیح داد از عبارت ارمنی «Meds Yeghern» (به معنای جنایت بزرگ) استفاده کند؛ تاکتیکی که سیاستمداران آمریکایی اغلب برای فرار از بیان کلمه حقوقی و حساس «نسلکشی» به کار میبرند.
🔸 ونس در آخرین مصاحبه خود با رسانهها پیش از ترک ایروان به مقصد آذربایجان، هنگامی که خبرنگاری از او پرسید چرا از این بنا بازدید کرده است، تنها به گفتن اینکه آنجا «یک مکان مهم» است بسنده کرد و بار دیگر از به کار بردن واژه «نسلکشی» امتناع ورزید. این چرخش ناگهانی، یادآور سیاستهای دوران اوباما و ترامپ (دور اول) است که برخلاف جو بایدن -که در سال ۲۰۲۱ رسماً نسلکشی را به رسمیت شناخت- از ایجاد تنش با آنکارا پرهیز میکردند.
🔹 این رویداد در حالی رخ داد که ونس قرار بود بلافاصله پس از ایروان، وارد باکو شود. تحلیلگران معتقدند که حذف توییت، یک محاسبه دقیق دیپلماتیک برای جلوگیری از تخریب سفر به آذربایجان بوده است. ترکیه و آذربایجان همواره استفاده از این واژه را خط قرمز خود دانستهاند و ونس، با وجود تمایلات شخصی یا فشارهای داخلی، ناچار به رعایت قواعد «رئالپلیتیک» در منطقه قفقاز شده است.
📌 انتشار این یادداشت به منظور بازتاب دیدگاه های مختلف میباشد و به منزله تایید نیست.
منبع: OC Media
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus
⭕️ سفر ملک عبدالله دوم به استانبول: جستجوی امنیت جدید با محوریت ترکیه در خاورمیانه
✍️ دکتر نجمالدین آچار
🔹 اردن در مواجهه با تهدیدات فزاینده اسرائیل و بیثباتی عمیق در منطقه، وارد فاز جستجو برای یک موازنه جدید شده است. این جستجو، دقیقاً مانند مصر و عربستان سعودی، «امان» را به سمت یک ساختار امنیتی با محوریت ترکیه سوق میدهد. سفر اخیر ملک عبدالله دوم به استانبول را نباید یک دیدار عادی دیپلماتیک تلقی کرد؛ بلکه این سفر موید همگرایی بیسابقه در درک تهدیدات میان بازیگران منطقهای است.
🔸 اگرچه در ویترین دیدارهای اخیر اردوغان با سران ریاض و قاهره، همکاریهای اقتصادی و تجاری برجسته شد، اما پشت درهای بسته، دستور کار امنیتی بسیار ریشهدارتری در حال شکلگیری است. واقعیت این است که تغییر سریع موازنه قوا، منافع و تهدیدات ترکیه، عربستان و مصر را در نقطهای تاریخی به هم رسانده است. سفر پادشاه اردن در ۷ فوریه، قطعه تکمیلکننده این پازل استراتژیک بود.
🔹 تجاوزات اسرائیل، بهویژه در کرانه باختری، و نگرانیهای وجودی اردن که پیوندهای تاریخی عمیقی با این منطقه دارد، امان را وادار به یافتن یک چتر امنیتی جدید و قدرتمند کرده است. در این میان، جهشهای صنایع دفاعی ترکیه، تجربه مبارزه با تروریسم و نقش موازنهگر آنکارا، این کشور را به عنوان یک «تامینکننده امنیت» در خاورمیانه مطرح کرده است.
🔸 معماری امنیتی خاورمیانه در حال تجربه یک دگرگونی ریشهای است. از یک سو دولتهای ناکارآمد گسترش یافتهاند و از سوی دیگر، تجاوزات مهارناپذیر اسرائیل ثبات منطقه را تهدید میکند. همزمان، کاهش تعهدات امنیتی ایالات متحده و بیمعنی شدن چتر حمایتی آن برای متحدان، ستونهای نظم قبلی را لرزانده است. در این خلاء، کشورهایی که دارای ظرفیت نظامی بالا و زیرساخت اقتصادی مولد هستند، وزن استراتژیک بیشتری پیدا میکنند.
🔹 برخلاف مصر و عربستان که نگرانیهای امنیتی متنوعی دارند، نگرانی اردن «مستقیم» و «وجودی» است. هدف استراتژیک اسرائیل برای الحاق «دره اردن»، خط قرمزی است که ملک عبدالله در سال ۲۰۲۰ صراحتاً هشدار داد میتواند منجر به «درگیری مستقیم نظامی» میان دو کشور شود. علاوه بر این، لفاظیهای مقامات راست افراطی اسرائیل که اردن را بخشی از خاک اسرائیل قلمداد میکنند، حس ناامنی را در امان به اوج رسانده است.
🔸 فشار داخلی بر اردن نیز کم نیست. بخش قابل توجهی از جمعیت اردن ریشه فلسطینی دارند و خشونتها در کرانه باختری مستقیماً بر بافت اجتماعی و ثبات داخلی این کشور تاثیر میگذارد. ممنوعیت فعالیت جبهه عمل اسلامی (وابسته به اخوانالمسلمین) در سال گذشته، تلاشی از سوی امان برای مدیریت همین فشارهای اجتماعی بود.
🔹 در نهایت، سفر ملک عبدالله بلافاصله پس از تور منطقهای اردوغان، سیگنالی قوی است مبنی بر اینکه معماری جدید امنیتی منطقه حول محور آنکارا در حال شکلگیری است. این همگرایی نشان میدهد که ارادهای جدی برای تامین امنیت منطقه توسط بازیگران درونمنطقهای و با اتکا به ظرفیتهای «موازنه ساز» ترکیه به وجود آمده است.
📌 انتشار این یادداشت به منظور بازتاب دیدگاه های مختلف میباشد و به منزله تایید نیست.
منبع: خبرگزاری آناتولی
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus
⭕️ رهبر راستگرای افراطی؛ معمار در سایهی «طرح صلح» پرمخاطره اردوغان
✍️ جان پل راثبون
🔹 تصویری که اخیراً منتشر شد، حتی با معیارهای عجیبوغریب «دولت باهچلی» _نزدیکترین متحد اردوغان و مرد شماره دو قدرت در ترکیه_ حیرتانگیز بود. باهچلی فاش کرد که عبدالله اوجالان، رهبر زندانی چریکهای کُرد، یک «گلیم قرمز نفیس» برای او فرستاده است. نکته دراماتیک ماجرا اینجاست: اوجالان این فرش را در زادگاه خودش بافته است؛ اتفاقی جالب برای دو مردی که دههها «دشمن خونی» و قسمخورده یکدیگر بودهاند.
🔸 باهچلی، رهبر حزب «حرکت ملی» (MHP) که ستون فقرات ائتلاف حاکم است، این هدیه را «گلیم صلح و دموکراسی» نامید و از «صداقت اوجالان» تشکر کرد. چنین ادبیات گرمی از سوی کسی که روزگاری خواستار اعدام اوجالان بود، صرفاً یک چرخش سیاسی نیست؛ بلکه نشان میدهد چگونه این ناسیونالیستِ دوآتشه ۷۸ ساله، اکنون به موتور محرکِ یک ابتکار صلح تاریخی برای پایان دادن به جنگ ۴۰ ساله با پکک (با ۴۰ هزار کشته) تبدیل شده است.
🔹 رابطه باهچلی و اردوغان در دنیای سیاست نظیر ندارد: این دو سیاستمدارِ هفتاد و اندی ساله، هر سال در روز تولد یکدیگر، دقیقاً به تعداد سالهای عمرشان برای هم «گل رز» میفرستند. ابرو گونای، از رهبران حزب دموکراتیک خلقها (DEM) معتقد است: «باهچلی تاکنون جلوتر از اردوغان حرکت کرده، اما او نهایتاً یک ملیگراست؛ اگر حس کند این روند به ضرر منافع ترکیه است، بلافاصله ترمز را میکشد.»
🔸 باهچلی شخصیتی مینیاتوری اما پیچیده دارد: با دکترای اقتصاد، همیشه با کتوشلواری تیره و اتوکشیده ظاهر میشود، صدایی آرام اما خشدار دارد و پوشیدن «جوراب سفید » را دونِ شأن و مبتذل میداند. او که سخنرانیهایش مملو از اصطلاحات دوران عثمانی است، آخر هفتهها با خودروهای کلاسیک و نوای موسیقی رمانتیک عربی رانندگی میکند. برخی او را «تاجبخش» مینامند که بقای اردوغان را تضمین کرده، و برخی دیگر او را صدایِ «دولت پنهان» ترکیه میدانند.
🔹 اردوغان هوشمندانه از باهچلی به عنوان «تریبونِ مواضع رادیکال» استفاده میکند. یکی از «شگفتانههای باهچلی» سال گذشته رخ داد؛ درست زمانی که اردوغان عازم واشنگتن بود، باهچلی خواستار اتحاد ترکیه با چین و روسیه شد. سلیم کورو، تحلیلگر سیاسی میگوید: «گاهی این حرفها موضع شخصی اوست، اما گاهی سیگنالهایی است که "کاخ ریاستجمهوری" میخواهد بفرستد، اما اردوغان نمیخواهد هزینه بیانِ علنی آن را بپردازد.»
🔸 اما بزرگترین قمار باهچلی، پیشبرد طرح «ترکیه بدون ترور» است. اواخر ۲۰۲۴، او با دعوت دولت به مذاکره با اوجالان، کشور را در شوک فرو برد؛ اقدامی که تحلیلگران آن را شبیه به این دانستند که «نتانیاهو ناگهان خواستار صلح با حماس شود». ریسک این ماجرا بسیار بالاست، بهویژه پس از آنکه شاخههای پکک در سوریه با دولت دمشق توافق کردند؛ توافقی که عملاً پایان خودمختاری کردها در سوریه و بسته شدن راه فرار پکک است.
🔹 اگر این طرح موفق شود، اردوغان به رهبری تبدیل میشود که بالاخره «گره کورِ کُرد» را باز کرده و کشور را از هزینههای سرسامآور (۱.۸ تریلیون دلار طبق برآوردها) نجات داده است. مهمتر اینکه، این صلح میتواند سبد رأی ۱۵ میلیون کُرد ترکیه را برای اردوغان به ارمغان بیاورد تا قانون اساسی را تغییر دهد و برای «سومین دوره» نامزد ریاستجمهوری شود.
🔸 باهچلیِ مجرد و زاهدمسلک که «خندیدن در حین بحثهای جدی» را ناشایست میداند، حزبش را با انضباطی آهنین اداره میکند. امید اوزداغ، رقیب ملیگرای او میگوید: «MHP دیگر یک حزب ملیگرا نیست، بلکه به ابزارِ دولت تبدیل شده است. باهچلی تنها به یک چیز علاقه دارد: قدرت.»
🔹 اکنون سوال اصلی این است: آیا باهچلی حاضر است برای پیشبرد این ابتکار صلح _که آن را با هر تفسیری، در راستای «منافع ملی» میپندارد_ ریسمانِ اتحاد با اردوغان را تا آستانه پاره شدن بِکِشد؟ طرحی که میتواند جادهصافکنِ پیروزی اردوغان در دور بعدی ریاستجمهوری باشد. پاسخ، مثل همیشه در مورد این سیاستمدار مرموز، یک معماست. همانطور که تحلیلگران میگویند: «نکته درباره امثال باغچلی این است که آنها همیشه میخواهند در چشم مردم، "رئیس" باقی بمانند.»
منبع: Financial Times
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus
⭕️تحلیلگران سفر اردوغان به مصر را چگونه ارزیابی میکنند؟
✍️می حسن
🔹 سفر اخیر رجب طیب اردوغان به قاهره، که چهارمین دیدار سطح عالی میان رهبران دو کشور در بازه زمانی کوتاهی محسوب میشود، از نگاه تحلیلگران فراتر از یک تشریفات دیپلماتیک یا تلاش برای «عادیسازی» صرف است. محمد ثروت، کارشناس برجسته روابط مصر و ترکیه، در گفتگو با «ترکیهتودی» استدلال میکند که این سفر، نقطه عطفی در تثبیت جایگاه مصر به عنوان «دروازه طلایی» برای اقتصاد ترکیه است. به باور ثروت، آنکارا به این نتیجه راهبردی رسیده است که برای حفظ رقابتپذیری در بازارهای آفریقا و اروپا، نیازمند ادغام زنجیره تأمین خود با ظرفیتهای صنعتی مصر است.
🔸 کانون اصلی این همگرایی نوین، بر پدیده «کوچ صنعتی» در بخش نساجی و پوشاک ترکیه استوار است. ثروت تصریح میکند که قاهره با استراتژی «تخصیص اراضی وسیع» و «تسهیلگری در صدور مجوزها»، عملاً فرش قرمزی برای صنعتگران ترک پهن کرده و قطبهای صنعتی «سادات»، «پورت سعید» و «اسماعیلیه» را به کانونهای جذب سرمایه آناتولی بدل ساخته است. جذابیت این مناطق فراتر از موقعیت لجستیکی است؛ دسترسی به منابع انرژی ارزان، وفور مواد اولیه و وجود نیروی کار ماهر با هزینهای بهمراتب پایینتر از ترکیه، پیشرانهای اصلی این انتقال سرمایه هستند. دادههای میدانی عمق این نفوذ را تایید میکنند: هماکنون نزدیک به ۳۰۰ کارخانه و شرکت کارگر-محور ترکیه در مصر فعالاند که برای ۵۲,۰۰۰ نفر اشتغالزایی کردهاند. حجم کل سرمایهگذاریهای ترکیه در مصر نیز به رقم قابلتوجه ۵.۱ میلیارد دلار رسیده است. تشکیل «کمیته ملی» ویژه برای رفع موانع سرمایهگذاران ترک، نشانگر اراده سیاسی قاهره برای تسریع این روند یکپارچگی است.
🔹 علاء عز، دبیرکل فدراسیون اتاقهای بازرگانی مصر و اروپا (FEDCOC)، دست روی متغیر کلیدیتری میگذارد: «شکاف دستمزدها و هزینه تولید». تصمیم دولت ترکیه برای افزایش حداقل دستمزد به حدود ۸۰۰ دلار (با توجه به تورم داخلی)، شوک بزرگی به صنایع کاربر مانند نساجی وارد کرده است. عز توضیح میدهد که تولید پوشاک با این سطح دستمزد در ترکیه دیگر توجیه اقتصادی ندارد و قدرت رقابت صادرکنندگان ترک را در بازارهای جهانی میکاهد. در مقابل، حداقل دستمزد در مصر حدود ۱۸۰ دلار است، اختلاف هزینهای که برخی از تولیدکنندگان ترکیهای را به نقل مکان به مصر تشویق کرده تا هزینههای سربار را کاهش داده و سهم بازار خود در اروپا را حفظ کنند.
🔸 احمد موسی ، تحلیلگر سیاسی، لنز دوربین را از اقتصاد به ژئوپلیتیک تغییر میدهد. او معتقد است که حضور اردوغان در قاهره و ریاست مشترک بر «شورای همکاری راهبردی سطح بالا»، پیامی روشن دارد: آنکارا بدون قاهره نمیتواند در پروندههای حیاتی منطقه نقشآفرینی مؤثر داشته باشد. موسی تأکید میکند که موضوع «بازسازی نوار غزه» یکی از محورهای اصلی این همکاری است؛ جایی که شرکتهای پیمانکاری ترک و لجستیک مصری میتوانند مکمل یکدیگر باشند. علاوه بر این، ترکیه برای نفوذ به عمق بازارهای آفریقا، به زیرساختهای بندری و توافقات تجاری مصر نیاز مبرم دارد.
🔹 هدفگذاری برای رسیدن به حجم تجارت ۱۵ میلیارد دلاری در سالهای آتی، که در بیانیههای رسمی تکرار میشود، تنها یک عدد نیست؛ بلکه نشاندهنده تغییر ماهیت روابط از «تجارت کالا» به «تولید مشترک» است. تحلیلگران بر این باورند که ترکیه با پذیرش واقعیتهای جدید اقتصادی خود، مدل «چین در دهه ۹۰» را در مصر پیادهسازی میکند: استفاده از نیروی کار و زمین شریک تجاری برای تولید کالاهای صادراتی خود. این استراتژی، روابط دو کشور را از نوسانات سیاسی مصون میدارد و پیوندهایی ایجاد میکند که گسستن آنها دشوار خواهد بود. سفر اردوغان، امضای نهایی بر این نقشه راه جدید است.
منبع: Türkiye Today
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus
⭕️ ترکیه به پیمان دفاعی با عربستان سعودی و پاکستان ملحق نخواهد شد
🔹 بر اساس گزارشهای جدید ترکیه به پیمان دفاعی مورد انتظار میان عربستان سعودی و پاکستان نخواهد پیوست. یک منبع نزدیک به ارتش عربستان در گفتگو با رسانههای غربی فاش کرد که برخلاف گمانهزنیهای قبلی مبنی بر شکلگیری یک اتحاد سهجانبه، این توافق صرفاً یک پیمان «دوجانبه» میان ریاض و اسلامآباد است و به همین شکل باقی خواهد ماند.
🔸 یک مقام رسمی دیگر نیز ضمن تأیید این موضوع اظهار داشت: «ما توافقات مشترکی با ترکیه داریم، اما رابطه دفاعی با پاکستان ماهیتی دوجانبه دارد.» این در حالی است که ماه گذشته، وزیر امور خارجه ترکیه از وجود گفتگوهایی پیرامون احتمال مشارکت آنکارا در این پیمان خبر داده بود، اما اکنون به نظر میرسد این ائتلاف بزرگ سهجانبه فعلاً از دستور کار خارج شده است.
منبع: the cradle
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus
⭕️ محور جدید در دریای سرخ؛ ائتلاف آنکارا، قاهره و ریاض در برابر نفوذ تلآویو و ابوظبی
🔹 دریای سرخ دیگر تنها یک مسیر حساس کشتیرانی نیست، بلکه به میدان نبرد برای توازن قدرت در خاورمیانه و آزمون نفوذ در شاخ آفریقا تبدیل شده است. اکنون پرسش اصلی دیگر بر سر وجود هماهنگی نیست، بلکه این است که آیا ائتلاف نوظهور میان ترکیه، عربستان سعودی و مصر میتواند تغییری استراتژیک برای عقب راندن نفوذ امارات و اسرائیل ایجاد کند؟
🔸 ترکیه دریای سرخ را امتداد طبیعی معادله امنیت منطقهای خود میبیند که از شرق مدیترانه و لیبی تا شاخ آفریقا گسترده شده است. طبق گزارش خبرگزاری آناتولی، هماهنگی فزاینده میان آنکارا، ریاض و قاهره سیگنالی قوی است که نشان میدهد این سه قدرت به درکی مشترک رسیدهاند: دریای سرخ و شاخ آفریقا عرصهای واحد و متصل هستند که نفوذ در آن از طریق شبکهسازی ساخته میشود.
🔹 در مسیر همکاریهای ترکیه و عربستان، نخستین نشست هماهنگی امنیت دریایی در ۸ ژانویه ۲۰۲۶ در آنکارا برگزار شد. این نشست تأکیدی بود بر اینکه دریای سرخ پیش از گسترش مشارکتها به پروندههای حساستر، به عنوان آزمونی برای سنجش اعتماد متقابل عمل خواهد کرد. مراکز پژوهشی غربی، از جمله انستیتو واشینگتن، این حرکت را تغییری در «قواعد بازی» در حوضه دریای سرخ توصیف کردهاند.
🔸 این ائتلاف سهجانبه تلاشی است برای ایجاد یک وزنه تعادلی در نزدیکی بابالمندب؛ آن هم در لحظهای بحرانی برای امنیت دریایی. ایجاد یک ائتلاف واقعی نه تنها بر این سه کشور، بلکه بر پویاییهای سیاسی و اقتصادی کل منطقه تأثیر خواهد گذاشت و با ایجاد فرصتهای ثبات، به نفع ملتهای منطقه خواهد بود.
🔹 در جبهه مقابل، امارات متحده عربی در هماهنگی با اسرائیل، شبکهای از پایگاههای نظامی را از مجمعالجزایر سقطری یمن تا بربره در سومالی ایجاد کرده است. بر اساس گزارش «میدل ایست آی»، این طرح برای تحکیم کنترل بر خلیج عدن طراحی شده و تأسیسات نظامی امارات در جزایر یمنی «عبدالکوری» و «سمحه» بخشی از این استراتژی نفوذ است.
🔸 رقیب منطقهای، یعنی اتیوپی نیز از حمایت قوی هر دو طرف (اسرائیل و امارات) برخوردار است و از این پشتیبانی برای گسترش حضور خود در دریای سرخ و فشار بر اریتره استفاده میکند. این «محور جداییطلب» که امارات آن را رهبری میکند، مبتنی بر شبکههای لجستیکی، مزدوران و بازیگران غیردولتی است که به دنبال ایجاد نظمی جدید در منطقه هستند.
🔹 اصطکاک فعلی در یمن برای عربستان سعودی موضوعی غیرقابل مذاکره است. ریاض احساس میکند توسط پروژههای اماراتی-اسرائیلی در یمن و حاشیه دریای سرخ محاصره شده است؛ پروژههایی که با منافع «اتحاد ابراهیم» گره خورده و امنیت و منافع ژئوپلیتیک سعودی را به خطر میاندازد.
🔸 دریای سرخ به صحنه تقابل دو نگاه تبدیل شده است: نگاهی که به دنبال یکپارچگی و امنیت بومی با مشارکت قدرتهای سنتی منطقه (مصر، ترکیه، عربستان) است و نگاهی که از طریق ائتلافهای نوظهور و پایگاههای نظامی فرامرزی، به دنبال بازتعریف نظم منطقهای به نفع محور اماراتی-اسرائیلی است.
منبع: Al-Estiklal
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus
⭕️ بازگشت نوری مالکی میتواند استراتژی ترکیه در قبال عراق را به هم بریزد
✍️ لونت کمال
🔹 نامزدی نوری مالکی برای نخستوزیر عراق در ۲۴ ژانویه ۲۰۲۶ توسط «چارچوب هماهنگی» ، آنکارا را با چالش پیچیدهای مواجه کرده است. در حالی که ترکیه در دوران محمد شیاع السودانی شاهد دورهای از ثبات نسبی و همکاری عملگرایانه بود، بازگشت مالکی میتواند به معنای بازگشت به سیاستهای متمرکز و فرقهای باشد که روابط دوجانبه را در گذشته تیره کرده بود.
🔸 نگرانی اصلی ترکیه متوجه «پروژه جاده توسعه» است؛ کریدوری حیاتی که برای اتصال خلیج فارس به اروپا از طریق ترکیه طراحی شده است. برخلاف سودانی که این پروژه را اولویت میداد، گرایشهای مالکی به «محور مقاومت» و ایران، این احتمال را تقویت میکند که بغداد پروژه مذکور را به نفع مسیرهای ترانزیتی ایران به حاشیه براند یا روند آن را کُند کند.
🔹 در حوزه امنیتی، پیشرفتهای اخیر در مهار پکک در معرض ریسک قرار دارد. دولت فعلی عراق در اقدامی بیسابقه پکک را به عنوان «سازمان ممنوعه» اعلام کرد، اما سابقه مالکی نشان میدهد که او به مسائل امنیتی نگاهی ابزاری دارد. نگرانی آنکارا این است که در صورت بازگشت او، همکاریهای امنیتی تضعیف شده و از کارت گروههای شبهنظامی به عنوان اهرم فشار علیه ترکیه استفاده شود.
🔸 مسئله انرژی و روابط با اقلیم کردستان نیز از دیگر نقاط اصطکاک احتمالی است. رویکرد مرکزگرای مالکی و مخالفت تاریخی او با خودمختاری کُردها، میتواند تنشها میان اربیل و بغداد را تشدید کند. این وضعیت، ازسرگیری صادرات نفت از طریق خط لوله عراق-ترکیه را دشوارتر کرده و منافع انرژی آنکارا را مستقیماً تحت تأثیر قرار میدهد.
🔹 علاوه بر این، فاکتور ایالات متحده نقش تعیینکننده دارد. دونالد ترامپ هشدار داده است که در صورت بازگشت مالکی، حمایتهای واشنگتن از بغداد کاهش خواهد یافت. برای ترکیه، انزوای احتمالی عراق یا بیثباتی اقتصادی در همسایه جنوبی، خبر خوبی نیست و میتواند بازار صادراتی ترکیه را دچار نوسان کند.
🔸 مسئله برای ترکیه فراتر از شخص مالکی است؛ مسئله نوع حکمرانی است که او نمایندگی میکند. اگرچه هنوز تشکیل دولت توسط او قطعی نیست، اما صرف مطرح شدن نام او نشاندهنده شکنندگی توافقات سیاسی در بغداد است. برای آنکارا، این به معنای احتمال توقف شتابی است که در سالهای اخیر در روابط استراتژیک با عراق ایجاد شده بود.
منبع: turkiyetoday
🔵کانال مطالعات ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد
@turkeycaucasus