65
کتاب خواندن یک تفریح نیست، یک نیازه... 📚📚📚 کتاب میخوانم چراکه زندگی مرابس نیست #فرناندو_پسوآ اینجا آرشیو شخصی بنده است ،و علاقهمندان میتوانند از مطالب استفاده نمایند.
اسلام به ذات خود ندارد عیبی
هر عیب که هست از مسلمانیِ ماست...؛
در دهههای اخیر، چندین پاپ بابت بدرفتاری با یهودیان، زنان، مسیحیان غیرکاتولیک و فرهنگهای بومی، و همچنین رویدادهای خاصتری مانند غارت قسطنطنیه در سال ۱۲۰۴ و سوءاستفاده از کودکان در مدارس کاتولیک عذرخواهی کردهاند. قابل تحسین است که کلیسای کاتولیک اساساً چنین عذرخواهیهایی کرده است؛ نهادهای مذهبی بهندرت چنین کاری میکنند. بااینحال، در تمام این موارد، پاپها مراقب بودند که مسئولیت را از کتاب مقدس و کلیسا بهعنوان یک نهاد دور کنند. در عوض، تقصیر بر دوش افراد کلیسایی گذاشته شد که گویا کتاب مقدس را اشتباه تفسیر کرده و از تعالیم واقعی کلیسا منحرف شده بودند.
- برای مثال، در مارس ۲۰۰۰، پاپ ژان پل دوم مراسم ویژهای برگزار کرد که در آن بابت فهرست بلندی از جنایات تاریخی علیه یهودیان، بدعتگذاران، زنان و مردم بومی طلب بخشش کرد.
- بهطور مشابه، وقتی پاپ فرانسیس در سال ۲۰۲۲ بابت سوءاستفادهها علیه مردم بومی در مدارس شبانهروزی تحت اداره کلیسا در کانادا عذرخواهی کرد.
کلیسای کاتولیک امروز بسیار کمتر از دوران قرون وسطی و اوایل دوران مدرن، یهودستیز و زنستیز است. بااینحال، شما هرگز نخواهید شنید که پاپی به جهان اعلام کند: «کارشناسان ما بهتازگی یک اشتباه بسیار بزرگ در کتاب مقدس کشف کردهاند؛ بهزودی نسخه بهروزشدهای منتشر خواهیم کرد!»
ص۹۸ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
شکار جادوگران بهندرت با اعدام یک نفر پایان مییافت. چون فرض بر وجود یک توطئهٔ جهانی شیطانی بود، متهمان را شکنجه میکردند تا نام همدستانشان را فاش کنند؛ سپس همان اعترافات اجباری، بهانهای برای دستگیری و اعدام افراد بیشتر میشد. حتی مخالفت با این باورها میتوانست نشانهٔ جادوگری تلقی شود! برای مثال، در سال ۱۴۵۳، الهیدان فرانسوی گیوم ادلین تلاش کرد با تکرار آموزههای قدیمی کلیسا، جادوگری را توهم معرفی کند؛ اما خودش به جادوگری متهم شد. زیر شکنجه اعتراف کرد که با جارو پرواز کرده و با شیطان پیمان بسته است! سرانجام بهجای اعدام، به حبس ابد محکوم شد.
در شهر ویرتسبورگ آلمان نیز وحشت به جایی رسیده بود که صدراعظم شاهزادهـاسقف در نامهای از دستگیری و اعدام صدها نفر، از روحانیون و دانشجویان گرفته تا دختران جوان و حتی کودکان سهساله، خبر میداد. بااینحال، خودش همچنان به وجود توطئهٔ شیطانی جادوگران باور داشت؛ هرچند شخصاً هیچ جادوگری ندیده بود!
در اوایل قرن هفدهم، محقق اسپانیایی آلونسو دِ سالازار فریاس نیز پس از بررسی گستردهٔ محاکمات جادوگری به نتیجهای حیرتانگیز رسید: هیچ مدرک معتبری برای وقوع حتی یک مورد جادوگری پیدا نکرده بود؛ به باور او، تا زمانی که دربارهٔ جادوگران صحبت و نوشته نشده بود، نه جادوگری وجود داشت و نه کسی به آن متهم میشد.
ص۹۱-۹۲ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
«همه مسیحیان موعظهٔ کوه را در انجیل متی میخواندند و یاد میگرفتند که باید دشمنان خود را دوست بداریم، گونهٔ دیگر را بگردانیم و اینکه فروتنان وارث زمین خواهند شد.» اما این واقعاً به چه معنا بود؟ مسیحیان میتوانستند این را بهعنوان فراخوانی برای رد هرگونه استفاده از نیروی نظامی و رد تمام سلسلهمراتب اجتماعی تفسیر کنند.
بااینحال، کلیسای کاتولیک چنین خوانشهای صلحطلبانه و برابریخواهانه را بدعت میدانست. کلمات عیسی را بهگونهای تفسیر میکرد که به کلیسا اجازه میداد به ثروتمندترین مالک زمین در اروپا تبدیل شود، جنگهای صلیبی خشونتآمیز راه بیندازد و تفتیش عقاید مرگبار برقرار کند.
تناقض تکاندهندهتر اینکه کلیسا حتی سوزاندن بدعتگذاران را هم نوعی «عشق» توجیه میکرد؛ چون مدعی بود با این کار، دیگران را از گمراهی و عذاب جهنم نجات میدهد!
از سوی دیگر، پیش از اختراع چاپ در قرن پانزدهم، کلیسا با کنترل تکثیر کتابها، متون مورد تأیید خود را گسترش میداد و انتشار عقاید مخالف را سرکوب میکرد؛ هرچند نمیتوانست جلوی شکلگیری اندیشههای آزاداندیشان و منتقدان را بگیرد.
ص۸۴-۸۵ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
وقتی مسیحیان درباره کتاب مقدس صحبت میکنند، منظورشان عهد عتیق همراه با عهد جدید است. در مقابل، یهودیت هرگز عهد جدید را نپذیرفت و وقتی یهودیان درباره کتاب مقدس صحبت میکنند، منظورشان فقط عهد عتیق است که با میشنا و تلمود تکمیل میشود. جالب اینجاست که زبان عبری تا به امروز واژهای برای توصیف کتاب مقدس مسیحیان، که شامل هر دو عهد عتیق و عهد جدید است، ندارد. تفکر یهودی آنها را دو کتاب کاملاً بیارتباط میبیند.
ص۸۲ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
ربیهایی که کتاب مقدس را رسمی کردند، مقررات دقیقی برای کپی کردن آن تدوین کردند. بهعنوان مثال، به یک کاتب اجازه داده نمیشد در لحظات حساس خاصی از فرآیند نسخهبرداری مکث کند. هنگام نوشتن نام خدا، کاتب حتی اگر پادشاه به او سلام میکرد، نباید پاسخ میداد.
ربی یشمعال، در قرن دوم میلادی، به یک کاتب گفت: «شما کار آسمان را انجام میدهید و اگر یک حرف را حذف کنید یا یک حرف اضافه کنید، کل جهان را نابود میکنید.»
کلام یهوه قرار بود اختیارات نهاد کهن کاهنان را محدود کند؛ اما به ظهور اقتدار نهاد جدید خاخامی منجر شد. خاخامها به نخبگان تکنوکرات یهودی تبدیل شدند و مهارتهای منطقی و بلاغی خود را از طریق سالها مباحثات فلسفی و مناظرات حقوقی توسعه دادند، فرصت دیگری برای رهایی از نهاد انسانی خطاپذیر دیدند. آنها تصور کردند که اگر تفسیر مورد توافق را در یک کتاب مقدس جدید بنویسند و نسخههای متعددی از آن تهیه کنند، نیاز به هرگونه واسطه انسانی بین خود و قانون الهی را از بین خواهند برد، سپس در قرن سوم میلادی، یک کتاب مقدس جدید به نام «میشنا» به رسمیت شناخته شد.
ص۷۷ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
اگر پیامبران و کاهنان ممکن است دروغ بگویند، اشتباه کنند یا سخنان خدا را تغییر دهند، چرا پیام الهی را در کتابی ثبت نکنیم تا برای همیشه محفوظ بماند؟ ادیان کتابمحور مانند یهودیت، مسیحیت و اسلام بر همین ایده تکیه دارند: کتاب مقدس مانند یک پایگاه داده ثابت عمل میکند که نسلهای مختلف میتوانند به محتوای یکسانی از قوانین و آموزهها دسترسی داشته باشند؛ بدون آنکه روایتها با نقل شفاهی تغییر کنند.
اما این فناوری یک نقص بزرگ داشت: چه کسی تصمیم میگرفت کدام نوشتهها واقعاً کلام خدا هستند؟ کتاب از آسمان آماده نازل نشده بود؛ انسانها باید آن را گردآوری میکردند. حتی اگر خردمندترین افراد بر سر محتوای آن توافق میکردند، چه کسی تضمین میکرد که انتخابشان خطاناپذیر باشد؟
ص۷۲-۷۳ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
«خطا کردن انسانی است؛ اما پافشاری بر خطا، شیطانی است.»
- سنت آگوستین
ص۷۰ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
«کشتن اسناد، بدهیها را پاک میکرد.»
در جریان شورش بزرگ دهقانان در سال ۱۳۸۱، در یک حادثه، شورشیان از اسناد بایگانی دانشگاه کمبریج آتشی بزرگ ساختند. زن پیری به نام مارجری استار، خاکسترها را در باد پراکنده کرد و فریاد زد: «دور باد دانش منشیان، دور باد!»
توماس والسینگهام، راهبی در صومعهٔ سنت آلبانز که از نزدیک شاهد تخریب بایگانی صومعه بود، توصیف کرد که چگونه شورشیان تمام طومارهای دادگاه و اسناد را به آتش کشیدند تا پس از نابودی این سوابقِ خدمت قدیمیشان، اربابانشان نتوانند در آینده هیچ حقی علیه آنها ادعا کنند.
ص۶۶ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
حیوانات میان نیاز به امتحانکردن غذاهای جدید و ترس از مسمومشدن در کشمکش هستند. بنابراین، تکامل آنها را هم با کنجکاوی و هم با ظرفیت احساس انزجار هنگام تماس با چیزی سمی یا خطرناک مجهز کرده است.
سیاستمداران و پیامبران یاد گرفتهاند چگونه این مکانیسمهای انزجار را دستکاری کنند. در اسطورههای ملیگرایانه و مذهبی، کشورها یا کلیساها بهعنوان یک بدن زیستی در معرض خطر آلودهشدن توسط مهاجمان ناپاک تصویر میشوند. برای قرنها، متعصبان اغلب گفتهاند که اقلیتهای قومی و مذهبی بیماریها را گسترش میدهند، افراد LGBTQ منبع آلودگی هستند یا زنان ناپاکاند.
در جریان نسلکشی رواندا در سال ۱۹۹۴، تبلیغات هوتوها به توتسیها بهعنوان «سوسک» اشاره میکرد. نازیها نیز یهودیان را با موشها مقایسه میکردند. آزمایشها نشان دادهاند که شامپانزهها نیز با انزجار به تصاویر شامپانزههای ناآشنا از گروهی دیگر واکنش نشان میدهند.
ص۶۳ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
در حالی که اسطورهشناسی معمولاً شیفتگی ایجاد میکند، بوروکراسی تمایل به ایجاد سوءظن دارد. علیرغم خدماتی که ارائه میدهند، حتی بوروکراسیهای مفید اغلب در جلب اعتماد عمومی ناکام میمانند. برای بسیاری از مردم، خود واژهٔ «بوروکراسی» دارای مفاهیم منفی است.
حتی زمانی که بوروکراسی نیرویی خیرخواه بود و سیستمهای فاضلاب، آموزش و امنیت را برای مردم فراهم میکرد، باز هم تمایل داشت شکاف بین حاکمان و محکومان را افزایش دهد. این سیستم به مرکز امکان میداد تا اطلاعات بسیار بیشتری دربارهٔ مردمی که بر آنها حکومت میکرد، جمعآوری و ثبت کند؛ درحالیکه مردم، درک نحوهٔ کارکرد خودِ سیستم را بسیار دشوارتر مییافتند.
ص۶۰-۶۱ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
برخلاف باکتریها، ویروسها موجودات تکسلولی نیستند؛ آنها اصلاً سلول نیستند و هیچ ماشین سلولی خاص خود را ندارند. ویروسها غذا نمیخورند، متابولیسم ندارند و نمیتوانند بهخودیخود تکثیر شوند. آنها بستههای کوچکی از کد ژنتیکی هستند که قادرند به سلولها نفوذ کنند، ماشین سلولی آنها را تصاحب کنند و به آنها دستور دهند نسخههای بیشتری از آن کد ژنتیکی بیگانه تولید کنند. نسخههای جدید از سلول خارج میشوند تا سلولهای بیشتری را آلوده و تصاحب کنند؛ این همان نحوهٔ ویروسیشدن کد بیگانه است.
دانشمندان بیوقفه بحث میکنند که آیا ویروسها باید بهعنوان اشکال زندگی محسوب شوند یا خارج از مرز زندگی قرار میگیرند. اما این مرز یک واقعیت عینی نیست؛ یک قرارداد بیناذهنی است.
ص۵۸ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
برخی از اولین نمونههای سند مکتوب از بینالنهرین باستان به دست آمدهاند. لوحی گِلی به خط میخی، مربوط به حدود ۲۰۵۳ پیش از میلاد، تحویل ماهانهٔ گوسفندان و بزها را ثبت کرده است. این لوح دریافت ۸۹۶ رأس حیوان را گزارش میکرد، اما جمع واقعی اعداد ثبتشده ۸۹۸ رأس را نشان میدهد؛
قدرت اسناد در خلق واقعیت در آشور باستان آشکار بود؛ جایی که قراردادهای وام را پس از بازپرداخت بدهی، با از بین بردن لوح، افزودن علامتی به آن یا شکستن مهرش، بهاصطلاح «میکشتند». قرارداد وام صرفاً واقعیت را نمایندگی نمیکرد، بلکه خودِ واقعیت بود: اگر بدهی پرداخت میشد اما سند از بین نمیرفت، بدهی همچنان باقی میماند؛ اما اگر سند نابود میشد، حتی بدون بازپرداخت وام، ممکن بود بدهی دیگر وجود نداشته باشد.
در اورِ شولگی، آشور باستان و حکومتهای بعدی، روابط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بر اسنادی متکی بودند که واقعیت را ایجاد میکردند، نه اینکه صرفاً آن را نمایندگی کنند. به همین دلیل، وکلا، سیاستمداران و بازرگانان هنگام نگارش قانون اساسی، معاهدات صلح و قراردادهای تجاری، هفتهها و حتی ماهها بر سر تکتک واژهها بحث میکنند؛ زیرا میدانند این اسناد میتوانند قدرت عظیمی اعمال کنند.
ص۵۲-۵۳ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
گاهی کشف حقیقت، باورهایی را زیر سؤال میبرد که انسجام جامعه بر آنها استوار است، ازاینرو، برخی جوامع ترجیح میدهند مردم از منشأ واقعی باورهایشان آگاه نشوند؛ زیرا گاهی جهل به حفظ قدرت و انسجام اجتماعی کمک میکند.
نظریهٔ تکامل داروین نمونهای از این تعارض است. این نظریه درک علمی ما از منشأ و زیستشناسی گونهها، از جمله انسان، را گسترش داد؛ اما همزمان باورهای بنیادین برخی جوامع را به چالش کشید. به همین دلیل، بعضی دولتها و نهادهای مذهبی آموزش تکامل را محدود یا ممنوع کردند تا از باورهای تثبیتشده و نظم اجتماعی محافظت کنند.
ص۴۵-۴۶ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
افلاطون در کتاب جمهور خود، مفهوم «دروغ نجیبانه» را مطرح میکند: داستانی ساختگی دربارهٔ منشأ نظم اجتماعی که وفاداری مردم را تضمین میکند و مانع از زیر سؤال بردن نظام سیاسی میشود. افلاطون نوشت که به شهروندان باید گفته شود همهٔ آنها از زمین متولد شدهاند؛ زمین مادر آنهاست و بنابراین، به سرزمین مادری خود وفاداریِ فرزندی بدهکارند. همچنین باید به آنها گفته شود که خدایان هنگام تولدشان، فلزات مختلفی از جمله طلا، نقره، برنز و آهن را در وجودشان ترکیب کردهاند؛ باوری که سلسلهمراتب طبیعی میان حاکمان طلایی و خدمتکاران برنزی را توجیه میکند. هرچند آرمانشهر افلاطون هرگز محقق نشد، نظامهای سیاسی بسیاری در طول تاریخ از روایتهایی مشابه برای توجیه نظم اجتماعی استفاده کردهاند.
ص۴۳ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
پیش از پیدایش داستانسرایی، جهان دو سطح از واقعیت داشت: واقعیت عینی و واقعیت ذهنی.
واقعیت عینی شامل چیزهایی مانند سنگ، کوه و سیارک است که مستقل از آگاهی ما وجود دارند؛ حتی اگر هیچکس از وجود سیارکی در مسیر برخورد با زمین خبر نداشته باشد، آن سیارک همچنان وجود دارد. در مقابل، واقعیت ذهنی به تجربههای درونی ما، مانند درد، لذت و عشق مربوط است؛ تجربههایی که بدون احساس و آگاهی فرد معنا ندارند......اما انسان با داستانسرایی، سطح سومی از واقعیت را پدید آورد: واقعیت بینذهنی؛ جهانی از چیزهایی مانند قوانین، خدایان، ملتها، شرکتها و پول که نه صرفاً در جهان بیرونی وجود دارند و نه فقط در ذهن یک فرد، بلکه به باور مشترک تعداد زیادی از انسانها وابستهاند. با انتقال و پذیرش داستانهای مشترک، واقعیتهای اجتماعی شکل میگیرند.
کشورها نمونهٔ روشنی از واقعیت بینذهنیاند. وجود یک کشور را نمیتوان مانند وجود یک حیوان با آزمایش DNA اثبات کرد. اگر تعداد کافی از مردم بپذیرند که کشوری وجود دارد، آن کشور بهعنوان یک واقعیت بینذهنی وجود پیدا میکند و میتواند با کشورهای دیگر توافقنامههای الزامآور امضا کند و روابط رسمی برقرار سازد. بااینحال، همهٔ مردم و دولتها لزوماً بر سر وجود یک کشور توافق ندارند؛ اختلاف بر سر بهرسمیتشناختن اسرائیل و فلسطین نمونهای از همین مسئله است.
ص۳۶-۳۷ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
انقلاب علمی با کشف نادانی آغاز شد. صحبتهای زیادی درباره نبوغ کوپرنیک، داروین و اینشتین وجود دارد؛ اما هیچکدام از آنها بیخطا در نظر گرفته نمیشوند. همه آنها اشتباهاتی داشتهاند و حتی مشهورترین آثار علمی نیز مطمئناً شامل خطاها و کاستیهایی هستند. حتی نوابغ نیز از سوگیری تأییدی رنج میبرند.
ص۹۴ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
انقلاب چاپ؛ از گسترش علم تا جنون شکار جادوگران
انقلاب چاپ در اروپا معمولاً بهعنوان ضربهای به سلطهٔ کلیسای کاتولیک و عاملی برای تولد انقلاب علمی ستایش میشود. چاپ به دانشمندانی مانند کوپرنیک و گالیله و... کمک کرد تا نظریههای خود را گسترش دهند؛ اما یک واقعیت مهم وجود داشت: چاپخانه فقط اطلاعات را تکثیر میکرد، نه حقیقت را! همانقدر که حقایق علمی را منتشر میکرد، خرافات مذهبی، اخبار جعلی و نظریههای توطئه را نیز گسترش میداد.
یکی از تاریکترین نمونهها، شکلگیری باور به یک توطئهٔ جهانی جادوگران به رهبری شیطان بود؛ باوری که به جنون شکار جادوگران در اروپا انجامید، جالب اینکه در بیشتر دوران قرون وسطی، کلیسای کاتولیک جادوگری را تهدیدی جدی نمیدانست.
اما در دهههای ۱۴۲۰ و ۱۴۳۰، برخی روحانیون و دانشمندان در منطقهٔ آلپ، باورهای محلی، عناصر مسیحیت و میراث یونانی ـ رومی را ترکیب کردند و نظریهای تازه ساختند: جادوگران دیگر مجرمانی پراکنده نبودند، بلکه اعضای یک تشکیلات مخفی و جهانی به رهبری شیطان بودند که هدفش نابودی بشریت بود! ادعا میشد آنها در گردهماییهای شیطانی کودکان را میکشند، گوشت انسان میخورند، در عیاشی شرکت میکنند و با طلسمهایشان طوفان و بیماری به راه میاندازند.
نخستین موج گستردهٔ شکار جادوگران بین سالهای ۱۴۲۸ تا ۱۴۳۶ در منطقهٔ والایس آلپ آغاز شد و بیش از ۲۰۰ مرد و زن به اتهام جادوگری اعدام شدند. اما چهرهٔ تأثیرگذار این جنون، راهبی دومینیکنی به نام هاینریش کرامر بود. او در سال ۱۴۸۵ تلاش کرد در تیرول اتریش جادوگران را شکار کند، اما مقامات کلیسا اتهاماتش را نپذیرفتند، فعالیتش را متوقف کردند و او را از منطقه بیرون راندند. کرامر در واکنش، کتاب مشهور «چکش جادوگران» (Malleus Maleficarum) را منتشر کرد؛ کتابی که به راهنمای شناسایی، شکنجه و اعدام جادوگران تبدیل شد. او با تکیه بر زنستیزی مذهبی ادعا میکرد زنان به دلیل شهوت بیشتر، مستعد جادوگری هستند و حتی فصلی از کتابش را به این ادعای عجیب اختصاص داده بود که جادوگران میتوانند آلت تناسلی مردان را بدزدند و در لانهٔ پرندگان نگهداری کنند!
خلاصهص۸۶-۸۹ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
برخی از رهبران اولیه مسیحی، زنان را از نظر فکری و اخلاقی پایینتر از مردان میدانستند و معتقد بودند باید به نقشهای تابع در جامعه و مسیحیت محدود شوند. این دیدگاه در رساله اول به تیموتائوس منعکس شده است؛ جایی که زنان از تعلیم دادن و داشتن اقتدار بر مردان منع میشوند و حتی فریب خوردن حوا و گناهکار شدن او مبنایی برای این محدودیت قرار میگیرد.
بااینحال، متون مسیحی دیگری مانند «انجیل مریم» و «اعمال پولس و تکلا» دیدگاهی متفاوت داشتند. در روایت تکلا، شاگرد زن پولس نهتنها معجزات متعددی انجام میدهد، بلکه خود را تعمید میدهد و موعظه میکند. او برای قرنها یکی از مقدسترین قدیسان مسیحی بود و نمونهای از این باور به شمار میرفت که زنان نیز میتوانند تعمید دهند، موعظه کنند و جوامع مسیحی را رهبری کنند.
جالب اینکه برخی دانشمندان مدرن معتقدند رساله اول ، برخلاف انتساب آن به پولس، در واقع اثری متعلق به قرن دوم میلادی و نوشته شخص دیگری است.
ص۸۳ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
اکثر متون کتاب مقدس بر زندگی چوپانان و کشاورزان یهودی در مناطق کوهستانی فلسطین و شهر مقدس اورشلیم متمرکز بودند، یک تاجر کشتیرانی یهودی که در اسکندریه زندگی میکرد، متوجه میشد که بسیاری از قوانین کتاب مقدس برای زندگی او بیربط هستند؛ درحالیکه بسیاری از سؤالات مهم او پاسخ روشنی در متن مقدس نداشتند. او نمیتوانست فرامین مربوط به عبادت در معبد اورشلیم را رعایت کند؛ زیرا نهتنها نزدیک اورشلیم زندگی نمیکرد، بلکه معبد دیگر اصلاً وجود نداشت.
با توسعه لوازم برقی در قرن بیستم، یهودیان با سؤالات بیسابقه متعددی مواجه شدند؛ مانند اینکه آیا فشردن دکمههای برقی آسانسور در روز شنبه (سبت) مجاز است یا خیر؟
پاسخ ارتدوکس منفی است. همانطور که قبلاً ذکر شد، کتاب مقدس کار کردن در روز شنبه را منع میکند و خاخامها استدلال کردند که فشردن یک دکمه برقی، کار محسوب میشود؛ زیرا الکتریسیته شبیه آتش است و مدتهاست که مشخص شده روشن کردن آتش کار محسوب میشود.
آیا این بدان معناست که یهودیان مسن ساکن آپارتمانهای مرتفع بروکلین باید برای اجتناب از کار کردن در روز شنبه، صد پله را بالا بروند؟ خب، یهودیان ارتدوکس «آسانسور شنبه» را اختراع کردند؛ آسانسوری که بهطور مداوم در ساختمان بالا و پایین میرود و در هر طبقه توقف میکند، بدون اینکه شما مجبور باشید با فشردن دکمه برقی، کاری انجام دهید.
اختراع هوش مصنوعی پیچش جدیدی به این داستان قدیمی میدهد. با استفاده از تشخیص چهره، یک هوش مصنوعی میتواند بهسرعت آسانسور را به طبقه موردنظر شما هدایت کند، بدون اینکه مجبور به نقض حرمت روز شنبه شوید.
ص۷۸-۷۹ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
داوود و اشعیا هرگز کتاب مقدس را به شکلی که امروز میشناسیم، ندیدند. این مجموعه از ابتدا یک کتاب واحد نبود؛ نوشتههای گوناگونی بود که طی قرنها گردآوری شدند و سرانجام به متنی مقدس تبدیل شدند.
طومارهای دریای مرده؛ ردپایی از گذشته:
طومارهای دریای مرده، مجموعهای از حدود ۹۰۰ سند باستانیاند که بیشترشان در دو قرن پایانی پیش از میلاد نوشته شدهاند. این نوشتهها در غارهای اطراف قُمران، نزدیک دریای مرده، کشف شدند. بسیاری از پژوهشگران آنها را متعلق به فرقهای یهودی میدانند که در همان منطقه زندگی میکرده است. این طومارها یک نسخهٔ کامل از کتاب مقدس نبودند؛ بلکه مجموعهای از نوشتههای گوناگون بودند که برخی از آنها هرگز به کتاب مقدس رسمی راه نیافتند.
بلاکچین، هزاران سال پیش؟
پس از تثبیت متون مقدس، یهودیان نسخههای متعددی از آنها تهیه کردند و در جوامع مختلف نگه داشتند؛ راهکاری هوشمندانه با دو هدف:
- محدود کردن قدرت حاکمان: مردم میتوانستند رفتار رهبران را با قوانین منسوب به خدا مقایسه کنند.
- جلوگیری از دستکاری متن: وجود نسخههای متعدد در مکانهای مختلف، تغییر مخفیانهٔ نوشتهها را دشوارتر میکرد؛ زیرا نسخهها امکان مقایسه با یکدیگر را داشتند.
اما زمان، تناقضی شگفتانگیز را رقم زد: هرچه کتاب مقدس مقدستر و تثبیتشدهتر شد، نقش انسانها در انتخاب و تدوین آن بیشتر به فراموشی سپرده شد. بسیاری از یهودیان ارتدوکس باور داشتند خدا تورات را مستقیماً به موسی داده است؛ برخی ربیها حتی معتقد بودند تورات پیش از آفرینش جهان وجود داشته است.
خلاصهص۷۳-۷۶ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
اگر خدا خطا نمیکند، پس چرا پیامهایش اینهمه با هم تناقض دارند؟
در قلب هر مذهب، رؤیای ارتباط با هوشی فراانسانی و خطاناپذیر نهفته است؛ اما یک تناقض اساسی وجود دارد: چطور میتوان مطمئن شد آنچه به خدا نسبت میدهیم، حقیقتاً از او سرچشمه گرفته، نه از ذهن و منافع انسانها؟ این مسئله شباهت عجیبی به چالش هوش مصنوعی دارد: چگونه میتوان به منبعی اعتماد کرد که ادعا میشود از انسان قابلاعتمادتر است، اما دسترسی ما به آن همچنان از واسطههایی خطاپذیر میگذرد؟
برای حل این مشکل، جوامع به نهادهای مذهبی، کاهنان و متخصصان دینی روی آوردند تا پیامهای الهی را ارزیابی کنند؛ در میان مردم باینینگ، مردی به نام بانینگه، هذیانهای برادر بیمارش را پیامهایی از روحی به نام ووتکا تفسیر کرد. او مدعی شد برادرش برای نجات جامعه انتخاب شده و آخرالزمان نزدیک است. مردم به او قدرت دادند، اما او منابع جامعه را صرف ضیافتها و مراسم پرهزینه کرد. وقتی آخرالزمان نیامد و جامعه تا مرز قحطی پیش رفت، اعتبارش فروپاشید. حتی یک نهاد معتبر مذهبی هم میتوانست ابزار فریب و قدرتطلبی شود.
ص۷۱-۷۲ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
در سال ۱۹۳۷، دولت فاشیستی رومانی به رهبری اکتاویان گوکا برای ایجاد ترس از تسلط یهودیان، آماری جعلی منتشر کرد و مدعی شد ۱.۵ میلیون یهودی در کشور زندگی میکنند؛ درحالیکه آمار رسمی تعداد آنها را فقط ۷۵۸ هزار نفر اعلام میکرد!
تبلیغات حکومتی خیلی زود به قانونی ظالمانه تبدیل شد: از ژانویهٔ ۱۹۳۸، یهودیان باید با اسناد رسمی ثابت میکردند که شهروند رومانی هستند. اما بسیاری از مدارک در جنگهای گذشته نابود شده بود یا در بایگانیهای کشورهای دیگر قرار داشت. یک اشتباه کوچک در املای نام یا ناتوانی در یافتن یک سند کافی بود تا کسی شهروندی، شغل و حقوقش را از دست بدهد.
در نتیجه ۳۶۷ هزار یهودی رومانیایی تابعیت خود را از دست دادند. بسیاری از آنها طی سالهای بعد به دست فاشیستهای رومانیایی و متحدان نازیشان کشته شدند. از آن پس، نگهداری اسناد رسمی در خانوادهٔ به وظیفهای مقدس تبدیل شد؛ زیرا هیچکس نمیدانست کدام کاغذ ممکن است روزی جانش را نجات دهد.
ص۶۷-۶۸ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
در هندوئیسم سنتی، مفهوم پاکی و ناپاکی به شکل نظام کاستی گسترش یافت؛ نظامی که افراد را بر اساس پاکیِ فرضی رتبهبندی میکرد. برهمنها در بالاترین جایگاه و دالیتها، که پیشتر «نجسها» نامیده میشدند، در پایینترین جایگاه قرار داشتند. این طبقهبندی نهتنها مشاغل، بلکه روابط اجتماعی را نیز تعیین میکرد و ازدواج، تماس فیزیکی، تهیهٔ غذا و حتی نزدیکشدن افراد به یکدیگر را محدود میساخت.
هند مدرن همچنان با پیامدهای این نظام روبهروست. ترس از ناپاکی حتی برنامههای بهداشتی را نیز مختل کرده است؛ زیرا برخی افراد از انجام کارهایی مانند ساخت، نگهداری و تمیزکردن توالتهای عمومی یا استفادهٔ مشترک از آنها با افراد دالیت خودداری میکنند.
نمونهای تکاندهنده از این تبعیض، قتل دو کودک دالیت در هند در سال ۲۰۱۹ است. آنها به دلیل قضای حاجت در فضای باز، در نزدیکی خانهٔ خانوادهای از کاست بالاتر، مورد حمله قرار گرفتند و کشته شدند؛ زیرا خانههایشان توالت مناسب نداشت. این کودکان پیشتر نیز در مدرسه با تبعیض مواجه بودند و مجبور میشدند ظروف و زیراندازهای جداگانه بیاورند و دور از سایر دانشآموزان بنشینند تا بهاصطلاح آنها را «آلوده» نکنند.
ص۶۳-۶۴ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
زیستشناسان و ژنتیکدانان، رقابت بین خواهر و برادرها را بهعنوان یکی از فرایندهای کلیدی تکامل شناسایی کردهاند. خواهر و برادرها معمولاً برای غذا و توجه والدین رقابت میکنند و در برخی گونهها، کشتن یک خواهر یا برادر توسط دیگری امری رایج است. حدود یکچهارم از تولههای کفتار خالدار توسط خواهر و برادرهایشان کشته میشوند که معمولاً در نتیجهٔ آن، از مراقبت بیشتر والدین بهرهمند میشوند.
در میان کوسههای ببری شنی، مادهها جنینهای متعددی را در رحم خود نگه میدارند. نخستین جنینی که به طول حدود ده سانتیمتر میرسد، سپس همهٔ جنینهای دیگر را میخورد.
ص۶۲ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
بوروکراسی برای ایجاد نظم، جهان را به دستهبندیهای مشخص تقسیم میکند؛ اما مشکل از جایی آغاز میشود که نقشه را با خودِ سرزمین اشتباه میگیریم! بوروکراتها بهجای آنکه دستهبندیهایشان را با واقعیت تطبیق دهند، گاهی تلاش میکنند واقعیت را به زور در چارچوبهای خود جای دهند؛ حتی اگر نتیجه، نادیدهگرفتن حقیقت باشد. احتمالاً این تجربه را داشتهاید که فرمی اداری را پر میکنید، اما هیچکدام از گزینههایش با شرایط شما مطابقت ندارد؛ در چنین موقعیتی، این شما هستید که باید خودتان را با فرم تطبیق دهید، نه فرم با شما!
بااینحال، همین بوروکراسی گاهی جان میلیونها انسان را نجات میدهد. پیش از شکلگیری سیستمهای مدرن فاضلاب، بیماریهایی مانند وبا از طریق آب آلوده جان انسانهای بسیاری را میگرفتند. در سال ۱۸۵۴، وقتی شیوع وبا در لندن آغاز شد، نظریهٔ رایج پزشکان این بود که هوای آلوده عامل بیماری است؛ اما پزشک انگلیسی، جان اسنو، فرضیهٔ دیگری داشت: شاید آب آلوده عامل اصلی باشد. او بهجای پذیرفتن باور رایج، محل زندگی بیماران و منابع آب آنها را یکییکی بررسی کرد و اطلاعات را روی نقشه ثبت کرد. سرانجام، توجهش به پمپ آب خیابان براد در منطقهٔ سوهو جلب شد. او مقامات را متقاعد کرد دستهٔ پمپ را بردارند و استفاده از آن را متوقف کنند. تحقیقات بعدی نشان داد که چاه تأمینکنندهٔ آب این پمپ، کمتر از یک متر با چاهی آلوده به فاضلاب و وبا فاصله داشته است.
اما همین منطق دستهبندی، اگر انعطافناپذیر شود، میتواند حقیقت را تحریف کند، زیرا بوروکراسی بدون دستهبندی نمیتواند نظم ایجاد کند؛ در سازمانها، هر بخش ممکن است فقط به هدف خودش توجه کند؛ مسئول افزایش تولید صنعتی، آلودگی محیط زیست را نادیده بگیرد و مسئول مقابله با آلودگی نیز بدون توجه به پیامدهای اقتصادی، محدودیتهای سختگیرانه وضع کند. در دانشگاهها هم تاریخ، زیستشناسی و ریاضیات در رشتههای جداگانه قرار گرفتهاند، درحالیکه برای درک همهگیری کووید ۱۹ باید هر سه را کنار هم گذاشت. حتی مرزبندی گونههای زیستی نیز همیشه روشن نیست؛ وجود DNA نئاندرتال در انسانهای امروزی نشان میدهد که طبیعت الزاماً از دستهبندیهای مرتب و ثابتی که ما ساختهایم پیروی نمیکند.
ص۵۶-۶۰ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
هر فناوری اطلاعاتی جدید، گلوگاههای غیرمنتظرهٔ خود را دارد. برخی مشکلات قدیمی را حل میکند، اما مشکلات جدیدی ایجاد میکند.
در اوایل دههٔ ۱۷۳۰ قبل از میلاد، نارامتانی، کاهنهای در شهر سیپار بینالنهرین، نامهای روی یک لوح گِلی به یکی از بستگانش نوشت و از او خواست چند لوح گِلی را که در خانهاش نگه داشته بود، برایش بفرستد. او توضیح داد که ادعای او برای ارثیه مورد مناقشه قرار گرفته و بدون آن اسناد، نمیتواند در دادگاه از خود دفاع کند. او پیامش را با این التماس به پایان رساند: «حالا، مرا نادیده نگیر!»
نمیدانیم بعد از آن چه اتفاقی افتاد، اما تصور کنید اگر آن خویشاوند خانهاش را جستوجو میکرد، اما نمیتوانست لوحهای گمشده را پیدا کند، چه وضعیتی پیش میآمد. همانطور که مردم اسناد بیشتر و بیشتری تولید میکردند، یافتن آنها بههیچوجه آسان نبود. این چالشی خاص برای پادشاهان، کاهنان، بازرگانان و هر کس دیگری بود که هزاران سند را در بایگانیهای خود جمع میکرد.
ص۵۴ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
هیچ کشوری تنها با اسطوره و آرمان اداره نمیشود. داستانهای ملی قدرت بسیج انسانها را دارند؛ اما ادارهٔ جوامع به اطلاعات دقیق نیاز دارد. ساخت ارتش، تأمین بودجه و ادارهٔ مدارس و بیمارستانها بدون ثبت مالیاتها، هزینهها و منابع ممکن نیست.
چرا انسانها داستانها را بهتر از فهرستهای خشک به خاطر میسپارند؟ زیرا ذهن ما اطلاعات روایی را معمولاً آسانتر پردازش و ذخیره میکند؛ درحالیکه حفظ انبوه دادههای مالی و اداری دشوار است. ازاینرو، جوامع پیچیده به فناوریای نیاز پیدا کردند که محدودیت حافظهٔ انسان را جبران کند: سند مکتوب؛ ابزاری برای ثبت، نگهداری و پردازش اطلاعات در مقیاسی فراتر از توان ذهن انسان.
ص۵۰-۵۱ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
اگر شما بمبی بسازید و حقایق فیزیک را نادیده بگیرید، بمب منفجر نخواهد شد؛ اما اگر ایدئولوژی بسازید و حقایق را نادیده بگیرید، ایدئولوژی شما همچنان میتواند انفجاری باشد!
قدرت تنها از شناخت حقیقت سرچشمه نمیگیرد؛ توانایی ایجاد نظم و همکاری میان میلیونها انسان نیز منبع قدرت است. ساخت بمب اتم به دانش فیزیک نیاز دارد، اما برای تحقق آن، همکاری هزاران معدنچی، کشاورز، مهندس و دانشمند ضروری است. و در نهایت خرد یعنی استفاده از قدرت و دانش در کنار یکدیگر...؛
«آنچه انسانها را متحد میکند، اغلب داستانهای مشترک درباره خدا، پول و ملت است.»
داستانها دو مزیت مهم نسبت به حقیقت دارند: نخست، میتوان آنها را بهاندازه دلخواه ساده کرد، درحالیکه حقیقت پیچیده است؛ دوم، حقیقت گاهی دردناک و ناراحتکننده است، اما داستان را میتوان متناسب با خواستههای مردم تغییر داد. به همین دلیل، سیاستمداری که اسطورهای ملی میسازد و حقایق ناخوشایند را نادیده میگیرد، ممکن است آسانتر به قدرت برسد.
«آیا چیزی که مقدس میدانیم، لزوما درست است؟! آیا هر نظمی که انسانها را متحد میکند، عادلانه است؟!»
برای نمونه: قانون اساسی ایالات متحده، برخلاف ده فرمان، منشأ انسانی خود را پنهان نمیکرد؛ نویسندگانش آن را ساخته انسانهای خطاپذیر میدانستند و با وجود تأیید بردهداری در شکل اولیه، سازوکاری برای اصلاح پیشبینی کردند که کمتر از یک قرن بعد، با تصویب متمم سیزدهم، به لغو بردهداری انجامید. در مقابل ده فرمان با ادعای منشأ الهی بردهداری را تأیید کرده و تنها طمع ورزیدن به بردههای دیگران را منع میکند؛ بااینحال، هیچ سازوکاری برای اصلاح این فرمانها وجود ندارد.
ص۴۱-۴۴ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
چرا زمینداران و بازرگانان فرانسه، آلمان و ایتالیا در قرن دوازدهم برای تصرف سرزمینها و مسیرهای تجاری لوانت متحد شدند؟ چرا ایالات متحده و بریتانیا در سال ۲۰۱۰ بهدنبال میادین نفتی عراق بودند، نه میادین گازی نروژ؟ آیا واقعاً میتوان انتخابهای انسانها را فقط با سود و زیان مادی توضیح داد، بیآنکه به باورهای مذهبی و ایدئولوژیک آنها توجه کنیم؟
واقعیت این است که انسانها تنها بر سر منابع و منافع با یکدیگر متحد نمیشوند؛ آنها ابتدا از طریق داستانها تعیین میکنند که «ما» چه کسانی هستیم و «دیگران» چه کسانیاند. شامپانزهها نیز مانند انسانها به غذا، امنیت، رابطهٔ جنسی و قدرت اجتماعی نیاز دارند؛ اما نمیتوانند میلیونها فرد ناآشنا را با داستانی مشترک به یک ملت، قبیله یا دین تبدیل کنند. آنچه انسان را قادر میسازد در مقیاسی عظیم همکاری کند، فقط نیازهای مشترک او نیست، بلکه معنایی است که از طریق داستانها به این نیازها و به هویت جمعی خود میبخشد.
تعلق داشتن به یک قبیلهٔ بزرگ، در دنیای پرخطر انسانهای باستان، چیزی فراتر از احساس تعلق بود؛ نوعی بیمهنامه برای بقا. اگر خشکسالی سرزمینی را فرا میگرفت و گروهی با خطر گرسنگی روبهرو میشد، اعضای آن میتوانستند به همقبیلهایهای خود پناه ببرند و در سرزمینی ناآشنا از کمک و تجربهٔ آنها بهرهمند شوند. این شبکهها فقط جان انسانها را نجات نمیدادند، بلکه دانش را نیز گسترش میدادند: اگر گروهی روش بهتری برای ساخت نوک نیزه، درمان زخم با گیاهان دارویی یا دوخت لباس کشف میکرد، دیگران هم میتوانستند از آن بهره ببرند. به این ترتیب، حتی اگر یک انسان خردمند بهتنهایی از یک نئاندرتال باهوشتر نبود، پانصد انسان خردمندِ بههمپیوسته میتوانستند بسیار قدرتمندتر و کارآمدتر از پنجاه نئاندرتال باشند.
بااینحال، همین قدرتی که میتواند غریبهها را به متحدانی وفادار تبدیل کند، ممکن است آنها را به دشمن یکدیگر نیز بدل سازد. داستانها گاهی جوامع را از بحران نجات میدهند و گاهی انسانها را به سوی جنگ و نابودی سوق میدهند؛ تا آنجا که تاریخ نهفقط از کشمکش بر سر قدرت و منابع، بلکه از اشتباهات تراژیکی شکل میگیرد که ریشه در باور به داستانهای مسحورکننده اما زیانبار دارند.
ص۳۹-۴۱ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖
چطور میلیاردها انسان میتوانند با یکدیگر همکاری کنند، درحالیکه ما حتی فرصت و توانایی شناخت عمیق چند صد نفر را هم نداریم؟ پاسخ در باورها و خاطرات مشترک نهفته است؛ چیزهایی که باعث میشوند انسانها، حتی اگر هرگز یکدیگر را ندیده باشند، احساس کنند به یک گروه تعلق دارند.
برای مثال، هر سال در عید پسح، یهودیان داستان خروج بنیاسرائیل از مصر را بازگو میکنند. در این آیین، از آنها خواسته میشود خود را چنان تصور کنند که گویی شخصاً از بردگی در مصر رهایی یافتهاند، دریا را شکافتهشده دیدهاند و در کوه سینا حضور داشتهاند. درحالیکه این افراد هزاران سال پس از روایت این رویدادها زندگی میکنند، سنت مذهبی از آنها میخواهد این گذشته را بخشی از تجربهٔ شخصی خود بدانند.
تکرار یک روایت مشترک میتواند گذشتهای را که شخص هرگز تجربه نکرده، به بخشی از هویت و خاطرات او تبدیل کند. در نتیجه، وقتی دو یهودی در دو نقطهٔ متفاوت جهان با یکدیگر روبهرو میشوند، ممکن است احساس کنند به خانوادهای تعلق دارند که تاریخ مشترکی دارد؛ خانوادهای که اعضایش، با وجود فاصلهٔ زمانی و مکانی، خود را شریک رنجها و رویدادهای یکسانی میدانند. به این ترتیب، انسانها میتوانند نهفقط با کسانی که میشناسند، بلکه با میلیونها غریبه نیز همکاری کنند؛ زیرا آنچه آنها را به هم پیوند میدهد، لزوماً شناخت یکدیگر نیست، بلکه باور به داستانی مشترک است.
ص۳۴-۳۵ 𖠚
📖 #نکسوس
🖊 #یووال_نوح_هراری
❝ #مترجممهدینجفیخواه❞
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ𖥧 ִֶָ ࣪˖