venus_boook | Unsorted

Telegram-канал venus_boook - گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

65

کتاب خواندن یک تفریح نیست، یک نیازه... 📚📚📚 کتاب میخوانم چراکه زندگی مرابس نیست #فرناندو_پسوآ اینجا آرشیو شخصی بنده است ،و علاقه‌مندان می‌توانند از مطالب استفاده نمایند.

Subscribe to a channel

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

۰۰۰🪶





اوژنی: یعنی می‌خواهید بگویید خدا توهمی بیش نیست؟

مادام دو سن‌آنژ: آری، و بی‌شک یکی از رقت‌انگیزترین توهماتِ انسانی است.

دولمانسی: برای باور داشتن به چنین چیزی باید دیوانه بود. اوژنی، ثمرهٔ وحشتِ برخی و سستیِ برخی دیگر، آن شبحِ منفور را ایجاد کرده است؛ شبحی که هیچ فایده‌ای برای این جهان ندارد و مسلماً برای آن زیان‌آور خواهد بود. چراکه خداوندِ عادل باید عادلانه اراده کند و ما می‌بینیم که ارادهٔ او با اصولِ طبیعت، که بر بی‌عدالتی استوار است، هیچ پیوندی ندارد. او باید دائماً خیر را اراده کند، در حالی که طبیعت آن را فقط برای جبران و به تعادل رساندنِ شرارت‌هایی که در قوانینش وجود دارد به کار می‌گیرد. خدا لازم است که هر لحظه در عالم دخالت کند، ولی طبیعت تنها به خاطر دگرگون‌پذیر بودنِ ذاتی و بی‌وقفهٔ خود، مدام با او در حال نزاع است.

آیا درست است کسی در جواب بگوید خدا و طبیعت یکی هستند؟ این سخن پوچی است؛ معلول نمی‌تواند برابر با علتِ خودش باشد. آیا ممکن است یک ساعتِ جیبی خالقِ سازندهٔ خود باشد؟

بسیار خب، آن‌ها خواهند گفت طبیعت شأنی ندارد؛ این خداست که همه‌چیز است، همه‌چیز خداست. یک حماقتِ دیگر!

ضرورتاً بیش از دو چیز نمی‌تواند در جهان وجود داشته باشد: خالق و مخلوق. حال، شناساییِ این عاملِ خالق تنها وظیفهٔ پیشِ روی ماست؛ تنها سؤالی که انسان باید به آن پاسخ دهد.

اگر ماده کنش دارد، اگر با ترکیباتی که برای ما ناشناخته است حرکت می‌کند، اگر ماده ذاتاً متحرک است، اگر، به‌طور خلاصه، ماده به‌تنهایی، به‌واسطهٔ نیرویی که دارد، قادر باشد تمام کره‌هایی را که در دشت‌های بیکرانِ فضا در برابرِ نگاهِ ما ایستاده‌اند و حرکتِ یکنواختِ آن‌ها ما را با شگفتی و تحسین مواجه می‌کند، ایجاد کند، تولید کند، حفظ کند و در تعادل نگه دارد، پس چه نیازی است که در جست‌وجوی یک عاملِ خارجی باشیم؟ چرا؟ زیرا خودِ طبیعت ذاتاً چنین است و نیازی به ناظم و دخالت‌گر ندارد.

آیا گمان می‌کنید که خدای موهومِ شما روشنگرِ چیزی است؟ من همه را به مبارزه می‌طلبم تا او را برای من اثبات کنند. حتی اگر من در مورد ذاتِ ماده و طبیعت اشتباه کنم، یک مشکل بیشتر پیشِ روی من نیست؛ ولی آن خدا هزاران مشکلِ عقلی به همراهِ خود دارد.

زمانی که چنین خدایی را به من پیشنهاد می‌کنید، فایده‌اش چیست؟ آیا می‌خواهید پاسخِ ندانم‌گرایی و نادانسته‌های ما را با خدا بدهید؟ این‌گونه فقط به تعدادِ مشکلات، خدا ایجاد کرده‌اید. و شما چگونه از انسان انتظار دارید که چیزی را به‌عنوان علت قبول کند که از خودِ مشکلِ پیش‌آمده مبهم‌تر و غیرقابل‌درک‌تر است؟ این‌گونه می‌خواهید من خدای وحشت‌آورِ شما را قبول کنم؟





ص۶۶-۶۷ 𖠚
📖 #فلسفه_در_اتاق_خواب
🖊 #مارکی_دو_ساد
  ❝ #علی_طباخیان ❞
🇫🇷 #ادبیات_فرانسه
ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

...🪶





فضیلت، چیزِ مجعولی است که پرستشِ آن تنها شعله‌های توهم را برمی‌افروزد و پایه‌های الهاماتِ ذاتی و طبیعیِ انسان را می‌سوزاند. آیا چنین توهماتی می‌تواند طبیعی باشد؟ آیا طبیعت، چیزی را که او را برنجاند، به ما توصیه می‌کند؟

اوژنی، فریبِ آن زنانی را که می‌شنوی فضیلت دارند نخور.
امیال و نفوسِ آن‌ها مانندِ ما نیست؛ آن‌ها بندهٔ امیالی چون امیالِ ما نیستند، بلکه بندهٔ چیزهایی بسیار وحشتناک‌تر هستند. آن‌ها به دیگران اهانت می‌کنند و اغلب دیگران را پست‌تر از خودشان می‌دانند. این جاه‌طلبی است، غرور است، خودخواهی است و منافعِ شخصی است که آن‌ها را چنین کرده است. آن‌ها موجوداتی هستند که هیچ میل و اراده‌ای ندارند، جز خودخواهی‌شان.
و من می‌پرسم: آیا ما دِینی به آن‌ها داریم؟ خیر... زنِ باتقوا تنها به خاطرِ خودخواهیِ محض است که عملی را انجام می‌دهد؛ حتی اگر کاری را هم انجام ندهد، باز هم ناشی از خودخواهیِ محض است. حال، آیا بهتر، عاقلانه‌تر و مناسب‌تر است که به‌جای شهوت، فدای خودپرستی شویم؟

تا جایی که به من مربوط می‌شود، معتقد هستم که یکی از این دو، بسیار ارزشمندتر از دیگری است و کسی که از شهواتِ خود تبعیت می‌کند، بسیار عاقلانه‌تر رفتار می‌کند؛ چراکه این، چیزی از اصولِ مطلقِ طبیعت است، در حالی که خودپرستیِ آنان صرفاً حماقت و تعصب است...





ص۶۳-۶۴ 𖠚
📖 #فلسفه_در_اتاق_خواب
🖊 #مارکی_دو_ساد
  ❝ #علی_طباخیان ❞
🇫🇷 #ادبیات_فرانسه
ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

...🪶





ما از خونِ پدرمان تشکیل شده‌ایم و مطلقاً هیچ چیز را به مادرانِ خود مدیون نیستیم. علاوه بر این، مادرانِ ما جز همکاری کردن در عملی که پدرانِ ما خواستارِ آن بوده‌اند، چه کرده‌اند؟
بنابراین، این پدر بود که می‌خواست ما را به دنیا بیاورد، ولی مادر تنها کاری که انجام داده است، رضایت دادن به این عمل بوده است. چه تفاوتی دارند در احساسات...!
🧐




ص۶۰-۶۱ 𖠚
📖 #فلسفه_در_اتاق_خواب
🖊 #مارکی_دو_ساد
  ❝ #علی_طباخیان ❞
🇫🇷 #ادبیات_فرانسه
ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

تصویر از درون کتاب



می‌توانم با انگشتم ک..س[معبد ونوس] او را بمالم...
اوژنی، خودت را رها کن. تمام حواسِ خود را به لذت بسپار. بگذار لذت تنها چیزی باشد که حس می‌کنی. بگذار خدای وحدتِ وجودت لذت باشد؛ برای این خدا، یک دختر باید همه‌چیزش را فدا کند و در نظر او، هیچ چیز نباید به اندازهٔ لذت مقدس باشد.


ص۵۵ 𖠚
📖 #فلسفه_در_اتاق_خواب
🖊 #مارکی_دو_ساد
  ❝ #علی_طباخیان ❞
🇫🇷 #ادبیات_فرانسه
ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

...🪶





یک دختر زیبا باید صرفاً به فکر گایـ...یده‌شدن باشد و هرگز به تولیدمثل و بچه‌آوردن فکر نکند. ما همه‌ی چیزهایی را که به مکانیسم بیهوده‌ی تولیدمثل مربوط می‌شود، نادیده می‌گیریم تا عمدتاً و فقط بر روی شهوترانیِ آزادانه تمرکز کنیم که روحیه‌اش اصلاً زاینده و قابل تولیدمثل نیست.





ص۵۰ 𖠚
📖 #فلسفه_در_اتاق_خواب
🖊 #مارکی_دو_ساد
  ❝ #علی_طباخیان ❞
🇫🇷 #ادبیات_فرانسه
ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

...🪶





من هیچ‌کدام از آن نخوت‌های مضحکانه را که باعث می‌شود جوانان نوکارِ ما باور کنند که بعضی از چنین پیشنهادهای جنسی را باید با ضربهٔ عصا پاسخ داد، ندارم. آیا امیالِ انسان تحتِ انقیادِ اوست؟ می‌توان برای آن‌هایی که سلایق و امیالِ عجیب‌وغریب دارند، متأسف بود؛ ولی توهین کردن به آن‌ها هرگز پسندیده نیست. انحرافِ آن‌ها نیز جزوی از طبیعت است؛ این‌که با چنین سلایق و تمایلاتی، مخالفِ سلایق و تمایلاتِ ما به دنیا آمده‌اند، هرگز تقصیرِ خودشان نیست؛ همان‌طور که ما در معلول بودنِ پا یا خوش‌اندام بودنِ خود دخل و تصرفی نداریم.

با این حال، آیا وقتی مردی تمایلِ خود را برای لذت بردن از شما نشان می‌دهد، به شما توهین کرده است؟ نه، مسلماً نه. در واقع، با این کارش تو را مدح و ستایش می‌کند؛ پس چرا پاسخِ او را با اهانت و سرزنش بدهیم؟ فقط احمق‌ها می‌توانند چنین رفتار کنند. هرگز نخواهید شنید که یک انسانِ باهوش، پاسخی غیر از پاسخِ من به این پرسش بدهد؛ اما مشکل اینجاست که دنیا مملو از احمق‌های بیچاره‌ای است که گمان می‌کنند کسی که آن‌ها را مناسبِ حظ بردن یافته است، دارد به آن‌ها توهین می‌کند؛ و زنانِ نازپرورده‌ای وجود دارند که خیال می‌کنند دن‌کیشوتِ حقوقِ معمولِ خود هستند و هر کس را که تمامیتِ حدودشان را رعایت نکند، وحشی می‌دانند. و آن‌ها تا ابد در حسرتِ انجامِ آنچه که در نظرشان تعدی به حقوقشان است، می‌مانند.





ص۳۰ 𖠚
📖 #فلسفه_در_اتاق_خواب
🖊 #مارکی_دو_ساد
  ❝ #علی_طباخیان ❞
🇫🇷 #ادبیات_فرانسه
ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

...🪶





هرچه بیشتر به لذت‌هایی که می‌خواهم خودم را از آن‌ها محروم کنم فکر می‌کنم، تخیلاتم بیشتر تحریک می‌شوند؛ اما متوجه شده‌ام که صحبت از قید و بند، برای نفْسِ کسی چون من که برای هرزگی و فسق و فجور به دنیا آمده، مضحک است. امیالِ شدید و بی‌پروا، فوراً آن‌ها را از میان می‌برند.





ص۲۷ 𖠚
📖 #فلسفه_در_اتاق_خواب
🖊 #مارکی_دو_ساد
  ❝ #علی_طباخیان ❞
🇫🇷 #ادبیات_فرانسه
ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

...🪶





ساد در ۲ دسامبر ۱۸۱۴، در سن هفتاد و چهار سالگی، درگذشت. آخرین وصیت او دستور داده بود که جسدش بدون مراسم مذهبی یا سنگ قبر، در زمینی که در مالمزون، نزدیک اپرون، خریداری کرده بود، دفن شود. او نوشته بود:
«باید در اطراف آن نقطه بلوط کاشته شود تا اثر قبر من از روی زمین محو شود؛ همان‌طور که اطمینان دارم حافظهٔ مردم از یاد و خاطرهٔ من پاک خواهد شد؛ به‌جز افراد کمی که تا آخرین لحظه به من محبت کردند و خاطرات خوشی از آن‌ها دارم.»
با این حال، پسر کوچک‌تر ساد، آرماند، با نادیده گرفتن کامل این وصیت‌نامه و به‌عنوان آخرین چرخش طعنه‌آمیز در زندگی رنگارنگ بدنام‌ترین بت‌شکن قرن هجدهم، پدرش را در گورستان شرانتون با مراسمی کاملاً مسیحی به خاک سپرد.
پایان‌مقدمه




ص۲۱-۲۲ 𖠚
📖 #فلسفه_در_اتاق_خواب
🖊 #مارکی_دو_ساد
  ❝ #علی_طباخیان ❞
🇫🇷 #ادبیات_فرانسه
ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

...🪶





تقریباً در همان زمان، بدهی‌های هنگفتی که ساد برای لذت‌های جنسی و همچنین فعالیت‌های تئاتری خود در لاکوست بالا آورده بود، موجب شد رابطهٔ او با مادرزنش تغییر کند؛ تغییری که در نهایت به خصومت انجامید.

اما مهم‌ترین دلیل این خصومت، رابطهٔ عاشقانهٔ ساد با خواهر کوچک‌تر همسرش، یعنی آنه پروسپیر دو لونه ، بود. این دختر جوان بیست‌ساله که تازه از صومعه بازگشته بود و هنوز لباس راهبه‌ها را بر تن داشت، تمامی عناصر مورد علاقهٔ ساد در داستان‌هایش را یکجا در خود داشت: باکرگی، رابطه با محارم، مذهب و یک رسوایی بزرگ؛ رسوایی‌ای که به‌زودی هر دو نفر را به رمانتیک‌ترین شهر ایتالیا خواهد فرستاد.
مقدمه





ص۱۲ 𖠚
📖 #فلسفه_در_اتاق_خواب
🖊 #مارکی_دو_ساد
  ❝ #علی_طباخیان ❞
🇫🇷 #ادبیات_فرانسه
ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

...🪶





پنج ماه پس از ازدواج، ساد به جرم فسق دستگیر شد و در وینسنس زندانی گردید. ساد که به یک روسپی بیست‌سالهٔ پاریسی به نام ژان تستارد پول داده بود تا شب را با او بگذراند، با صحبت دربارهٔ خودارضایی در جام مقدس و پیشنهاد فرو کردن نان مقدس در واژن او، احساسات مذهبی این دختر را جریحه‌دار کرده بود. سپس دختر را با شلاق و سلاح‌های دیگر ترسانده بود. در ۱۳ نوامبر ۱۷۶۳، پادشاه دستور آزادی او را، تنها پس از سه هفته، صادر کرد؛ به شرط آن‌که در قلعهٔ نورمنِ مونتروی اقامت کند و مشکلی ایجاد نکند.
مقدمه





ص۱۰ 𖠚
📖 #فلسفه_در_اتاق_خواب
🖊 #مارکی_دو_ساد
  ❝ #علی_طباخیان ❞
🇫🇷 #ادبیات_فرانسه
ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

...🪶





دوناتین آلفونس فرانسوا دو ساد، مشهور به مارکی دو ساد، در سال ۱۷۴۰ در فرانسه متولد شد. او فرزند کنت دو ساد، افسر سواره‌نظام و دیپلمات، و ماری الئونور دِ مایه بود.

در شکل‌گیری شخصیت ساد، دو نفر بیشترین تأثیر را داشتند: پدرش و عمویش، آبه ژاک فرانسوا دو ساد. هر دو با وجود جایگاه فرهنگی، به زندگی عیاشانه شهرت داشتند. پدرش با ولتر ارتباط نزدیکی داشت و شعر می‌سرود؛ عمویش نیز کتابخانه‌ای غنی داشت که آثار کلاسیک، نوشته‌های فلسفی عصر روشنگری و آثار اروتیک را در خود جای داده بود.

ساد که دوران کودکی‌اش را در قلعه خانوادگی در پرووانس و زیر نظر عمویش گذراند، فرصت یافت با این کتاب‌ها و اندیشه‌های آزاداندیشانه آشنا شود؛ آشنایی‌ای که بعدها بر جهان‌بینی و آثار او تأثیر گذاشت.
مقدمه





ص۸ 𖠚
📖 #فلسفه_در_اتاق_خواب
🖊 #مارکی_دو_ساد
  ❝ #علی_طباخیان ❞
🇫🇷 #ادبیات_فرانسه
ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

...🪶





باید، قبل از هر چیز، اخلاقِ ولگردا رو اصلاح کرد. اساساً من عقیده دارم که آسایشگاه‌ها مؤسساتِ بسیار مضری هستن... آدما رو به بیکاری و مفت‌خوری عادت می‌دن. خیلی‌ها هم چون فکر می‌کنن که وقتی پیر شدن، می‌ذارنشون توی آسایشگاه، از همون جوونی ولگردی رو شروع می‌کنن. اطمینان از تأمینِ زندگی در ایامِ پیری، جوونا رو به تنبلی وادار می‌کنه.






ص۹۷
📚#جمجمه
🇹🇷#ناظم_حکمت
🖊#بلوهر_آصفی
♻️#انتشارات_امیرکبیر

📚📚📚پایانِ‌کتاب📚📚📚
ʋɛռʊֆɮօօᏦ

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

...🪶





درس خوندی که چی بشه؟ تازه نمیخوندی چی می‌شد؟ آدم باید شانس داشته باشه...!





ص۹۲
📚#جمجمه
🇹🇷#ناظم_حکمت
🖊#بلوهر_آصفی
♻️#انتشارات_امیرکبیر
ʋɛռʊֆɮօօᏦ

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

...🪶





«فروتنی از غروره... اونایی که مغرورن، معمولاً متواضعند. من فروتنی رو دوست ندارم.»





ص۷۴
📚#جمجمه
🇹🇷#ناظم_حکمت
🖊#بلوهر_آصفی
♻️#انتشارات_امیرکبیر
ʋɛռʊֆɮօօᏦ

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

...🪶





«بابا، نه که تو رمان نمی‌خوونی، نمی‌دونی که بعضی‌ها برای اطمینان از وفاداریِ معشوقه، به چه کارهایی دست می‌زنند.»





ص۴۲
📚#جمجمه
🇹🇷#ناظم_حکمت
🖊#بلوهر_آصفی
♻️#انتشارات_امیرکبیر
ʋɛռʊֆɮօօᏦ

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

...🪶





اوژنی: در مورد تقوا چه فکر می‌کنید؟

دولمانسی: برای کسی که به هیچ دینی اعتقاد ندارد، چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ و اصلاً چه کسی می‌تواند به دین اعتقاد داشته باشد؟ اوژنی، بیا با نظم و دقت استدلال کنیم.
آیا دین را پیمانی نمی‌دانید که انسان را به خالقش پیوند می‌دهد و او را ملزم می‌کند که به‌وسیلهٔ عبادت، خالقِ خود را، آن نویسندهٔ بزرگی که وجودش را مدیون اوست، قدردانی کند؟

اوژنی: از این بهتر تعریفی نمی‌توان کرد.

دولمانسی: عالی است. اگر نشان داده شود که انسان وجودِ خود را مدیون چیزی جز طرح‌های نیرومندِ طبیعت نیست؛ اگر نشان داده شود که انسان به اندازهٔ خودِ کرهٔ زمین کهن است و همانند درخت‌ها، میوه‌ها و مواد معدنیِ موجود در اعماقِ زمین، که فقط به تولیدمثل ملزم هستند، او هم باید تولیدمثل کند و این الزام را از طبیعت گرفته، نه از موجودی برتر؛ اگر نشان داده شود که جهان وجودش را به هیچ چیز مدیون نیست؛ اگر نشان داده شود خدایی که احمق‌ها او را به‌عنوان شاعر و سازندهٔ همهٔ آنچه ما می‌دانیم وجود دارد، می‌بینند، صرفاً ساخته‌وپرداختهٔ ذهنی است که فقط برای پیش بردن کنش‌های خود از آن استفاده می‌کند و برای پر کردن حفره‌های جهالتِ خود خلق کرده است؛ اگر نشان داده شود که وجودِ چنین خدایی غیرممکن است و طبیعت، که همیشه در حال عمل و حرکت است، آنچه را که احمق‌ها به خدا نسبت می‌دهند، همه را در ذاتِ خود دارد؛ دیگر دین چه معنایی می‌دهد؟

با فرضِ وجودِ چنین موجودِ خنثایی که فقط یک لحظه از خوابِ ابدیِ خویش بیدار شد و در یک آن عالم را خلق کرد و سپس دوباره در بی‌عملی و سکونِ نفرت‌انگیزِ میلیون‌ها قرنِ خود فرو رفت، باید پذیرفت که با مسخره‌ترین و مضحک‌ترین موجود سروکار داریم.


اگر فرض کنیم که او وجود دارد و همان‌طور باشد که ادیان او را برای ما ترسیم می‌کنند، این خدا منفورترینِ موجودات خواهد بود؛ زیرا این خداست که اجازه می‌دهد شر در این جهان وجود داشته باشد، در حالی که طبق گفتهٔ ادیان، او قدرتِ مطلق دارد و می‌تواند از شر جلوگیری کند.

اوژنی، اگر همهٔ چیزهایی که گفتم درست باشد، که مسلماً درست است، آیا می‌توانی باور کنی که تقوا فضیلتی ضروری است؟ آیا انسان باید خود را در برابر چنین خدایی حفظ کند؟ آیا تقوا، یعنی ترس از خدا و اطاعت از امرِ او، آن هم از چنین خالقِ احمق، ناکافی، ظالم و حقیری، عقلانی است؟





ص۶۵-۶۶ 𖠚
📖 #فلسفه_در_اتاق_خواب
🖊 #مارکی_دو_ساد
  ❝ #علی_طباخیان ❞
🇫🇷 #ادبیات_فرانسه
ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

...🪶





ـ معنیِ کلمهٔ «فاحشه» چیست؟

ـ دوست‌داشتنی‌ترین موجود. خردمندان، قربانیانِ آشکارِ فسقِ مردان را این‌گونه می‌نامند؛ موجوداتی که در همه حال آماده‌اند تا شخصیت و عزتِ نفسِ خود را تسلیمِ هوس‌های دیگران کنند، چه برای پاداش و چه برای هوسِ خودشان.
موجوداتِ سعادتمند و سزاواری که در افکارِ عمومی موردِ هجمه قرار می‌گیرند، ولی برای جامعه‌ای که در آن خدمت می‌کنند، بسیار ضروری‌تر از آن متکبران هستند.
جامعهٔ ناعادل، احترامی را که سزاوارِ آن‌هاست از ایشان دریغ می‌کند؛ ولی آن‌ها کسانی هستند که بیشترین خدمت را به جامعه می‌کنند. درود بر کسانی که این عنوان، در نظرشان، افتخار است. چنین زنانی واقعاً دوست‌داشتنی هستند؛ آن‌ها تنها فیلسوفانِ واقعیِ جامعه‌اند.





ص۶۲-۶۳ 𖠚
📖 #فلسفه_در_اتاق_خواب
🖊 #مارکی_دو_ساد
  ❝ #علی_طباخیان ❞
🇫🇷 #ادبیات_فرانسه
ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

...🪶





اگرچه ثابت شده است که جنین، وجودِ خود را تنها مدیون اسپرم‌های مردانه است، اما این اسپرم‌ها به‌خودیِ‌خود، بدون آمیختگی با یاختهٔ زن، به هیچ‌وجه نمی‌توانند چیزی تولید کنند و پس از مدتی از بین می‌روند.
در واقع، کارِ ما زنان تنها فراهم کردن بسترِ مورد نیاز است؛ ما زنان چیزی خلق نمی‌کنیم، تنها بسترِ آفرینش را فراهم می‌کنیم، بدون آنکه علتِ آن باشیم.

بسیاری از طبیعت‌شناسانِ مدرن حتی ادعا می‌کنند که وجودِ یاخته‌های زن بی‌فایده است؛ به همین دلیل، فیلسوفانِ اخلاق، که همواره تحت تأثیر اکتشافاتِ علمی بوده‌اند، به این نتیجه رسیده‌اند که این نتیجه‌گیری تا حدی قابل قبول است، چراکه فرزندان بسیار بیشتر به پدرانِ خود تمایل دارند.





ص۶۰ 𖠚
📖 #فلسفه_در_اتاق_خواب
🖊 #مارکی_دو_ساد
  ❝ #علی_طباخیان ❞
🇫🇷 #ادبیات_فرانسه
ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

...🪶





- اما، دوست عزیز، وقتی این عضو عظیم را به‌سختی می‌توانم در دست بگیرم، اگر بخواهد وارد آن سوراخ کوچکی که شما هم پشتِ خودتان دارید بشود، مطمئناً باید باعث درد زیادی برای زن شود.

- چه این کار از جلو انجام شود، چه از پشت، اگر زن هنوز به آن عادت نکرده باشد، همیشه برایش دردناک خواهد بود. طبیعت چنین خشنود می‌شود و ما را وادار می‌کند تنها از راه درد به سعادت برسیم؛ اما هنگامی که بر این درد غلبه کنیم...
هیچ چیز نمی‌تواند با لذت فرو شدن این عضو در ک...ونِ ما برابری کند؛





ص۵۰-۵۱ 𖠚
📖 #فلسفه_در_اتاق_خواب
🖊 #مارکی_دو_ساد
  ❝ #علی_طباخیان ❞
🇫🇷 #ادبیات_فرانسه
ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

«تصاویر از نسخه‌ چاپی اثر مارکی دو ساد؛ بازتابی از فضای فکری و ادبی قرن هجدهم»



عفت، یک فضیلتِ منسوخ است که شما، که آن‌همه از زیبایی برخوردارید، باید به‌خوبی بدانید چگونه از شرِ آن خلاص شوید.


ص۴۳ 𖠚
📖 #فلسفه_در_اتاق_خواب
🖊 #مارکی_دو_ساد
  ❝ #علی_طباخیان ❞
🇫🇷 #ادبیات_فرانسه
ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

...🪶





خود را آلوده می‌کند...! پیشگیرانه...!

ما زنان نیز بین خودمان کلماتی انحصاری داریم که، مانند این‌هایی که گفته شد، برای نمایان ساختن عمقِ دهشتناکِ تمایلاتِ فسادانگیزی است که آن‌ها در ذهن می‌پرورانند...





ص۲۹ 𖠚
📖 #فلسفه_در_اتاق_خواب
🖊 #مارکی_دو_ساد
  ❝ #علی_طباخیان ❞
🇫🇷 #ادبیات_فرانسه
ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

...🪶





تنها با فدا کردن همه‌چیز به خاطر لذت‌هاست که این مخلوق مفلوک و منفرد، که انسان نام دارد و هیچ‌گاه نخواسته است در این جهان پر از درد و رنج حضور پیدا کند، می‌تواند در این جادهٔ خاکیِ پر از درد و خارِ زندگی، دانه‌های امید و دانشی دست‌وپا شکسته بکارد.





ص۲۴ 𖠚
📖 #فلسفه_در_اتاق_خواب
🖊 #مارکی_دو_ساد
  ❝ #علی_طباخیان ❞
🇫🇷 #ادبیات_فرانسه
ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

...🪶





ساد در ۶ مارس ۱۸۰۱، در دفتر انتشارات خود، به دلیل نوشتن کتاب «ژوستین» دستگیر شد. او برای نخستین‌بار در زندگی‌اش، نه به دلیل رفتارهای شخصی، بلکه به خاطر نوشته‌هایش به زندان افتاد.
مقدمه





ص۲۰ 𖠚
📖 #فلسفه_در_اتاق_خواب
🖊 #مارکی_دو_ساد
  ❝ #علی_طباخیان ❞
🇫🇷 #ادبیات_فرانسه
ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

...🪶





ساد، در حالی که بیش از یک سال بعد را نیز در پاریس گذرانده بود، در یکشنبهٔ عید پاک سال ۱۷۶۸، گدای سی‌وشش‌ساله‌ای به نام رز کلر را برداشت و به بهانهٔ نیاز به نظافتچی، او را به خانه‌ای کوچک روستایی که در آرکویی اجاره کرده بود، برد.

هنگامی که به آنجا رسیدند، زن را بست و به او دستور داد تا برهنه شود. سپس او را با شلاق زد و روی زخم‌هایش چیزی شبیه موم مذاب ریخت. کلر بعداً موفق شد از خانه فرار کند و بلافاصله این ماجرا را به پلیس گزارش داد.

ساد دستگیر و به زندان سلطنتی سومور منتقل شد؛ جایی که دو هفته در آنجا زندانی بود. سپس او را به پیر-انسیز یکی دیگر از زندان‌های سلطنتی در نزدیکی لیون، انتقال دادند.
پس از جلسه‌ای که در آن ساد به‌طور قاطع هرگونه قصد آسیب جدی به کلر را رد کرد، شواهد پزشکی نیز تا حدی از دفاع او حمایت می‌کرد. او ادعا کرد که این زن روسپی بوده و برای مقاصد جنسی پول دریافت کرده است. در نهایت، ساد جریمه شد و پس از چند ماه حبس، آزادی مشروط گرفت.
مقدمه





ص۱۱ 𖠚
📖 #فلسفه_در_اتاق_خواب
🖊 #مارکی_دو_ساد
  ❝ #علی_طباخیان ❞
🇫🇷 #ادبیات_فرانسه
ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

۰۰۰🪶





ساد از یسوعی‌ها، ذوقِ تحقیق دقیق و روشنفکرانه، مهارت‌های بحث و جدل و، بالاتر از همه، اشتیاق مادام‌العمر به تئاتر را به دست آورد. اشتیاق یسوعیان در این زمان برای لواط و تنبیه بدنی نیز ممکن است به شکل‌گیری تمایلات جنسی نوپای ساد جوان کمک کرده باشد.

در مورد مادرش، به نظر می‌رسد که او علاقهٔ بسیار کمی به تنها فرزندش داشته است. غیبت نسبی او از دوران کودکی ساد، برای اغلب منتقدان، نفرت ساد نسبت به مادران را در داستان‌های بزرگسالانه‌اش توجیه می‌کند.
مقدمه





ص۹ 𖠚
📖 #فلسفه_در_اتاق_خواب
🖊 #مارکی_دو_ساد
  ❝ #علی_طباخیان ❞
🇫🇷 #ادبیات_فرانسه
ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

این کتاب برای افراد زیر ۱۸سال مناسب نیست.

📚 #فلسفه_در_اتاق_خواب
🖊 #مارکی_دوساد
🔖 #علی_طباخیان
🇫🇷 #ادبیات_فرانسه
ʋɛռʊֆɮօօᏦ

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

...🪶





- اصلاً در دنیا کسی پیدا نمیشه که به هیچ دردی نخوره... مهم اینجاست که باید بدونی با چه کلکی از آدم‌ها کار بکشی. وقتی ولگردی ریشه‌کن میشه که کلیهٔ ولگردها رو به زور به یک کاری وادارشون کنن.

- که این‌طور؟! درسته، ولی من فکر می‌کنم این ولگردها رو که ما از کوچه‌ها جمع می‌کنیم، فقط اعمال شاقه می‌تونه آدمشون بکنه.

- البته در مورد بعضی‌ها، نظر شما کاملاً درسته و حتماً هم باید عملی بشه. در کارهای سنگین به نیروی انسانی خیلی احتیاج هست؛ ولی بعضی‌هاشونو باید دستشونو به کارهای سبک‌تری بند کنیم.





ص۹۵-۹۶
📚#جمجمه
🇹🇷#ناظم_حکمت
🖊#بلوهر_آصفی
♻️#انتشارات_امیرکبیر
ʋɛռʊֆɮօօᏦ

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

...🪶





- یه هفته‌ای هست که با یک مریض عجیب در آسایشگاه سروکله می‌زنیم...

- لابد مهاراجهٔ هندیه، آره؟

- ای یه همچو چیزی! شکم‌پرستِ وحشتناکیه... مخصوصاً عاشق گوشته.

- آخه شرقی‌ها خیلی گوشت دوست دارن! این مسئله از نظر روانی هم جالبه.

بله... این یکی از همون قماشِ گوشت‌خورهای قهاره. فقط فشار خونش کمی بالاست و می‌دونی که اصلاً نباید لب به گوشت بزنه. دکترهای کشور خودش هم خوردن گوشت رو براش اکیداً ممنوع کرده‌ن، ولی یارو هر دکتری رو که گفته نباید گوشت بخوره، با یه اردنگی بیرون انداخته... و حالا اومده پیش ما!

- خب، شما چکارش کردین؟

- چکارش می‌خواستین بکنیم؟ معلومه، قبل از هر چیز باید مشتری رو راضی کرد. هر روز نصف شقه گوشت بریان به نافش می‌بندیم... اون هم گوشت گوساله. گوشت خوک نمی‌خوره.

- آخه... فشار خونش؟

- اونم یه جوری ترتیبش رو دادیم. از یه طرف، هر روز گوشت مفصلی بهش می‌دیم و از طرف دیگه، روزی یه دفعه ازش خون می‌گیریم. حالا حالاها تعادل برقرار می‌مونه.

- مسئلهٔ روانی جالبیه.

- بله... مخصوصاً اگه یه ماه دیگه هم بتونیم زنده و راضی نگهش داریم، مسئله جالب‌تر می‌شه. پیرمرده از اون ثروتمندهای وحشتناکه. هزینهٔ خون‌گیری هم که می‌دونین این روزها خیلی خرج برمی‌داره... ما هم...






ص۷۴-۷۵
📚#جمجمه
🇹🇷#ناظم_حکمت
🖊#بلوهر_آصفی
♻️#انتشارات_امیرکبیر
ʋɛռʊֆɮօօᏦ

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

...🪶






- شاعر:
واسهٔ کتابِ جدیدم به یک منبعِ الهامِ دیگه احتیاج دارم.

- ناشر:
عقلِ من به این‌جاها قد نمی‌ده، ولی اگه گرد بخواهین، اون ممکنه... البته مورفین هم گیر میاد. منتها یه‌خرده ضعیفه. به نظرم همون گرد خیلی بهتره.

- شاعر:
نه، نه! من فقط فرشتهٔ الهام می‌خوام، می‌فهمی؟
فرشته!... آهان، صبر کن... پیداش کردم.

- روسپی:‌ کیه؟

ـ باز کن!... منم! من!
در را باز می‌کند.

ـ آه، تویی برادر؟

ـ خفه!... برادر و مرادر دیگه نداریم! پنجاه دلار بهت می‌دم، یاالله، زود برو تو...
روسپی را به داخل اتاق هل می‌دهد.

ـ یاالله، زود باش. هرچه هنر تو چنته داری بریز بیرون؛ می‌خوام شعر بگم!
وارد اتاق می‌شوند.

- ناشر: ظهور یک ستارهٔ شعرِ دیگر!





ص۵۳
📚#جمجمه
🇹🇷#ناظم_حکمت
🖊#بلوهر_آصفی
♻️#انتشارات_امیرکبیر
ʋɛռʊֆɮօօᏦ

Читать полностью…

گزیده کتاب...(آرشیو شخصی)

...🪶





دکارت گفته: «چون فکر می‌کنم پس هستم!»





ص۴۱
📚#جمجمه
🇹🇷#ناظم_حکمت
🖊#بلوهر_آصفی
♻️#انتشارات_امیرکبیر
ʋɛռʊֆɮօօᏦ

Читать полностью…
Subscribe to a channel