65
کتاب خواندن یک تفریح نیست، یک نیازه... 📚📚📚 کتاب میخوانم چراکه زندگی مرابس نیست #فرناندو_پسوآ اینجا آرشیو شخصی بنده است ،و علاقهمندان میتوانند از مطالب استفاده نمایند.
آنچه مردان را بیشتر میفریبد و جذب میکند، زیبایی است.
ص۹۲
📚#کیمیاگر
✍#پائولو_کوئیلو
#حسین_نعیمی
#نشر_ثالث
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭
مردم خیالاتیاند و بر این تصورند که دقیقاً میدانند دیگران چگونه باید زندگی کنند؛ اما هیچکس هرگز در طول عمرش یاد نگرفته است که چگونه خودش زندگی کند.
ص۳۳
📚#کیمیاگر
✍#پائولو_کوئیلو
#حسین_نعیمی
#نشر_ثالث
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭
«کیمیاگر» را خواندم، اما صادقانه بگویم، خواندنش را پیشنهاد نمیکنم؛ برای من بیشتر هدر رفتن وقت بود تا کشف چیزی تازه.
تنها به این دلیل که خوانده بودمش، خواستم نامش در فهرست معرفیها باشد؛ وگرنه آنقدر با کتاب ارتباط نگرفتم که حتی در پیِ PDF آن هم باشم ؛ لااقل دیگر میدانم هرگز سراغ این نویسنده نخواهم رفت...!
اگر کنجکاوید، فایل صوتیاش را بشنوید؛ شاید شنیدنش دلنشینتر از خواندنش باشد.
...🪶
□ صدای پای تو که میروی،
و صدای پای مرگ که میآید...
.
.
.
دیگر چیزی را نمیشنوم!
ص۱۴۰ 𖠚
📖#سالهاستکهمردهام
🖊#حسین_پناهی
📚📚📚پایانِکتاب📚📚📚
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭
...🪶
□ ظاهراً گاهی اوقات،
قبرها از خانهها
خوشنشینترند!
ص۱۳۶ 𖠚
📖#سالهاستکهمردهام
🖊#حسین_پناهی
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭
...🪶
□ بیانصافیست،
پشت بر من ُجهان خوابیدن!
یک روز،
دو روز،
سه روز...
□ ماشه را میچکانم،
زمان را بر مچِ دستم
تکهتکه میکنم،
تا فراموشم شود
که پشتم را با مرگ
تعویض خواهم کرد.
مرگِ تو،
یا مرگِ خودم...
ص۱۳۴ 𖠚
📖#سالهاستکهمردهام
🖊#حسین_پناهی
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭
...🪶
■ هر جنایتی از آدمی ساخته است!
باور کنید!
داروی جاودانگی را کشف خواهد کرد!
میگویید نه؟
...این خط،
این نشان...!
👌👌
ص۱۲۶ 𖠚
📖#سالهاستکهمردهام
🖊#حسین_پناهی
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭
...🪶
□ هفت تا هشت سال،
برای زندگی کافیست!
هفت یا هشت سال...
خلاص!
بقیهاش نقدی مزوّرانه است!
□ زنبورِ زهرآگینِ خیانت،
متورم میکند هیکلها را،
و ما با خونِ فاسدِ خود
به سفرهای بزرگ میرویم!
پیراهنهای بزرگ میپوشیم!
خانههای بزرگ میسازیم!
حرفهای بزرگ میزنیم!
و خردمندانه،
طنینِ گریههای بزرگِ خود را
به هقهقِ آرام تخفیف میدهیم
در مناسباتِ بزرگ!
میگویند:
«پادزهر را از زهر میگیرند.»
میشنویم از گلوی گشادِ خود،
و پاهای بزرگِ خود را
به زمین میکوبیم؛
تا تنها صدایِ موجود،
عبورِ حجمِ بزرگِ ما
در کوچهها بزرگ باشد...
کوچههایی
که در کودکی،
بارها در آنها
گم شده بودیم...
ص۱۲۴ 𖠚
📖#سالهاستکهمردهام
🖊#حسین_پناهی
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭
...🪶
□ دیگر نه پایِ نشستن برایم مانده است،
و نه حوصلهی دیگر بار،
دیگر بار که دامی بازگسترم.
معجزهای کن!
قبل از آنکه
با درافکندنِ خود به عمقِ دره،
به شناختِ خویش توفیق یابم!
منتظرِ معجزهتان هستم...
■ در میزنند!
من صدایِ در زدنِ مرگ را میشناسم!
به او چه بگویم
تا دست از سرم بردارد؟
گاهی به صورتِ دوستی،
به بهانهی وصولِ طلب،
میآمد...
■ اروپایِ شما
به شکلِ سرسامآوری جیغ میکشد!
ما در حیرتِ خویش
به شب تبدیل شدهایم!
□ بورداهایی با مدلهای گوناگون
خود را میلرزانند!
ساکنینِ جزیرهها
باید محتاطتر عمل کنند!
ما بر گسل خانه ساختهایم!
ما و شما!
ص۱۱۵ 𖠚
📖#سالهاستکهمردهام
🖊#حسین_پناهی
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭
...🪶
□ بیهوده نیست
که درشتترین مرواریدها را
از قمرِ دریاها صید میکنند...
چون روحِ سترگِ تو
در صدفِ پیکرهی آدمی
مدفون است،
در لایتناهیِ آبیِ ژرفِ محیطات.
✍به آلبر کامو
ص۱۰۴ 𖠚
📖#سالهاستکهمردهام
🖊#حسین_پناهی
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭
...🪶
□ بلیتِ ما،
باطلِ وجودِ عاطلِ شماست!
ص۹۹ 𖠚
📖#سالهاستکهمردهام
🖊#حسین_پناهی
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭
...🪶
□ نه چیزها شبیهِ هماند،
و نه هیچها!
■ سرخِ هیچ شقایقی،
سرخِ شقایقِ دیگر
نمیشود!
ص۹۴ 𖠚
📖#سالهاستکهمردهام
🖊#حسین_پناهی
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭
...🪶
□ تنها که شدی،
فِیالفور دارِ قالیِ خیال رُ عَلَم کن!
یه رگ،
دو رگ،
سه رگ...
از رگِ چهارم به بعد،
دیگه کمکم باید سایهی کفشِ تو سیاه ببافی،
تا برسی به پاها،
زانو،
و سرِ صورتی
که زیرِ کلاه،
غیرقابلِ تشخیصه!
از قوزِ کمر
تا گوشهی قالی
باید مثلثی به چشم بیاد.
گودیِ سطحِ کلاه را که سایه زدی،
شروع کن به شمارش:
یه رگ،
دو رگ،
سه رگ...
□ فقط اضافه اگه آوردی،
دارتُ عَلَم کن!
این بار با طرحِ جاده...
جادهای
که کسی از اون نمیاد.
ص۹۲ 𖠚
📖#سالهاستکهمردهام
🖊#حسین_پناهی
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭
...🪶
اوژنی: اما اگر همهٔ خطاهایی که شما از آنها صحبت میکنید، نشأتگرفته از طبیعت هستند، پس چرا قوانینی که انسانها ساختهاند با طبیعت در تضاد است؟
دولمانسی: این قوانین، که برای ادارهٔ جهان جعل شدهاند، در تضادِ همیشگی با منافعِ شخصی هستند؛ همانطور که منافعِ شخصی همیشه با منافعِ عمومی در تضاد است.
این قوانین برای خودِ جامعه خوب است، ولی برای افرادی که جامعه را تشکیل دادهاند، ابداً خوب نیست؛ چرا که این قوانین، اگر یکبار برای یک انسان سودمند واقع شوند، در عوض سهچهارمِ عمرِ او را به بند میکشند. بنابراین، یک انسانِ عاقل، انسانی که از آن قوانین بیزار است، نسبت به آنها محتاط خواهد بود و با آنها مدارا میکند.
👌👌
ص۲۰۱ 𖠚
📖 #فلسفه_در_اتاق_خواب
🖊 #مارکی_دو_ساد
❝ #علی_طباخیان ❞
🇫🇷 #ادبیات_فرانسه
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭
مردم چیزهای عجیبی میگویند. بهتر است گاهی وقتها آدم با میشها زندگی کند؛ چون هم ساکتاند و هم از پیدا کردن آب و خوراک راضیاند.
ص۳۵
📚#کیمیاگر
✍#پائولو_کوئیلو
#حسین_نعیمی
#نشر_ثالث
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭
چیزهای ساده، با وجود سادگیشان، رویدادهای شگفتانگیزی هستند. فقط متفکران و عالماناند که آنها را میبینند و به بررسی میگذارند.
ص۲۸
📚#کیمیاگر
✍#پائولو_کوئیلو
#حسین_نعیمی
#نشر_ثالث
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭
🎙 #حسین_پناهی
همپالهگیها از سرودههای کتابِ گزیده شده🌹
...🪶
□ و حالا درست شدهام؛
قهرمانِ کتابی
که فقط صفحهی آخرش مانده!
با همان احساسِ والا!
بندِ کفشها را محکم بستهام
و با همهی هوش و حواسم میروم
تا یاد بگیرم ُ یاد بدهم!
بیهیچ چشمداشتی از کسی!
□ مردان همه برادرانم،
زنها همه خواهرانم،
و پیرترها،
مادرانِ نیاکانِ بااعتمادم،
و کوچکترها،
بزرگانِ فرداهای روشنِ وطنم!
□ ایران!
ایرانی که از همه
به خدا نزدیکتر است!
ایرانِ تهمینه و اوستا
و وفادارترین یارانِ همیشگیِ عدالت ُ
ایثار...
در هر هیئت،
ساکن در هر جغرافیایی!
□ دعا میکنم
این کورهراه
مرا به آرمانشهر برساند!
شهرِ سلام ُسادگی ُفقر!
جزیرهی گمشدهای
که در آن،
عزیزترین انگیزههای زندگی جا ماندهاند!
□ چیزی عزیزتر از نان،
چیزی عزیزتر از کفش و کلاه!
چیزی فراتر از این همه قیلوقال
و ریاضیاتِ نافرجامِ داشتنها وُ نداشتنها...
■ کفش میشوم
به پای هر پابرهنهای!
فانوس میشوم
در شبِ هر رهگذری!
□ وجودم را در سه رنگ تجزیه میکنم:
تا هر رنگم را
به رنگی از پرچمِ وطنم آمیخته کنم:
سبزِ نشاطم برای اولی؛
سفیدِ آرامشم برای دومی؛
و سرخیِ جانم برای سومی.
ص۱۳۸-۱۳۹ 𖠚
📖#سالهاستکهمردهام
🖊#حسین_پناهی
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭
...🪶
□ واژهها آلودهی واقعیتاند،
و بین رؤیاها و کابوسها
غلت فاصلهای بیش نمانده است.
ص۱۳۵ 𖠚
📖#سالهاستکهمردهام
🖊#حسین_پناهی
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭
...🪶
□ گفتی:
بیا، ...
زندگی خیلی زیباست.
دویدم...💔
ص۱۳۲ 𖠚
📖#سالهاستکهمردهام
🖊#حسین_پناهی
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭
...🪶
□ خیال میکنی کیستی؟
جز حجمی کوچک
که حمالِ اندکی کودنی؟
از برایِ من
اینچنین میگوید نارون،
□ و من در دل میاندیشم:
تو را به توپ خواهم بست
تا سوختِ یک شبِ شومینهام باشی!
به چشمانش نگاه میکنم،
و کلاهم
از پشت
به زمین میافتد.
ص۱۲۵ 𖠚
📖#سالهاستکهمردهام
🖊#حسین_پناهی
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭
...🪶
■ درکِ مرگ از مرگ،
کاری ساده نیست!
ص۱۱۸ 𖠚
📖#سالهاستکهمردهام
🖊#حسین_پناهی
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭
...🪶
□ یارم که تاریخِ باستان باشد،
میدانم از دلبستگیِ یک عشق
نجات پیدا کردهام.
■ در انتهای تاریخ،
به روی شکم میخوابم
و تماشاچیِ نابترین لحظاتِ زندگیِ نیاکانم میشوم!
□ هیچ چیز دور انداختنی نیست!
هر چیزی
روزی به درد خواهد خورد!
ص۱۰۶ 𖠚
📖#سالهاستکهمردهام
🖊#حسین_پناهی
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭
...🪶
□ در قصرِ خاک،
در سیاهیِ مطلق،
ریشههای انجیر چگونه از خاک
همانی را میگیرند
که فقط انجیر شود؟
چگونه است
که هیچ درختِ توتی
انجیر نمیدهد؟
□ انسان در کجا ریشه دارد؟
در اندیشه؟
ظلماتِ جستوجوی ما کجاست؟
ما مأمورِ ساختِ چه محصولی هستیم؟
□ نیمهشب،
در تاریکیِ اتاق
به این موضوع فکر میکنم...
و در چند متریِ خانه...
👌👌
ص۱۰۰ 𖠚
📖#سالهاستکهمردهام
🖊#حسین_پناهی
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭
...🪶
□ کاجهای کهن،
پیامبرانی ـ نه در اعصارِ قومِ یهود ـ
که در صورتِ سیرت،
از ما بزرگترند!
از ما...
مایی که عطرِ کارخانجاتِ فرانسه،
کفافِ زدودنِ هفت روز تعفنِ تجریدِ اتمها را نمیدهد!
□ به تضادها چشم دوختن،
جز سردرد عایدی نخواهد داشت!
کودکیمان را باختیم...
کافیست!
👌
ص۹۷ 𖠚
📖#سالهاستکهمردهام
🖊#حسین_پناهی
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭
...🪶
□ به موازاتِ هم،
چون بندِ داربست!
ص۹۴ 𖠚
📖#سالهاستکهمردهام
🖊#حسین_پناهی
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭
...🪶
□ دلخون شد از انتظار!
دل را کول میکنم ُ به اتاق میبرم.
ص۹۱ 𖠚
📖#سالهاستکهمردهام
🖊#حسین_پناهی
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭
🔥 فولدر طلایی انگلیسی – همه کانالها یکجا!
📚 گرامر، لغت، مکالمه، فیلم و داستان
🎯 آیلتس، تافل و تمرینهای واقعی
💪 چالش، رقابت و انگیزه برای حرفهای شدن
/channel/addlist/p1oatvXtCXc4MTNh
✨ فقط یک فولدر، کوتاهترین مسیر برای تسلط کامل به انگلیسی!
🏆 آیا آمادهای که دیگران را پشت سر بگذاری و در یادگیری انگلیسی پیشتاز باشی؟
⏱ همین الان شروع کن و تفاوت را حس کن!
انتخابی هوشمندانه برای ذهنهای جستوجوگر🗽
...🪶
سنگینترین باری که میتوان بر دوشِ یک انسان گذاشت، باری است که از محبت و کمکِ دیگران وزن گرفته است. هیچ راهی برای رهایی از آن وجود ندارد؛ شما یا باید آن را جبران کنید، یا آمادهٔ بیآبرو شدن شوید. جانهای مغرور، وزنِ کارِ نیک را بهسختی تحمل میکنند؛ آنقدر بر آنها سنگینی میکند که تنها احساسی که از خود بروز میدهند، نفرت از نیکوکار است.
👌
ص۲۰۰ 𖠚
📖 #فلسفه_در_اتاق_خواب
🖊 #مارکی_دو_ساد
❝ #علی_طباخیان ❞
🇫🇷 #ادبیات_فرانسه
❏ʋɛռʊֆɮօօᏦ🎭