vocabcoding_insta | Unsorted

Telegram-канал vocabcoding_insta - Vocab.coding

78049

بزرگترین و متفاوت‌ ترین کانال آموزش زبان انگلیسی Admin : @imanpandi اینستاگرام : https://www.instagram.com/vocab.coding

Subscribe to a channel

Vocab.coding

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡

😎 Penance

🧩 معنی: توبه، کفاره، جبران گناه 🙏

🧠 نقش: اسم (Noun)

🟢 مترادف:
atonement, repentance

💬 مثال:

She did penance for her sins. 🙏
او برای گناهانش توبه کرد.(این مثال به اشتباه تو ویدئو گفته شده و باید به جای his sins نوشته و گفته میشد her sins) 🙏

She wants to do penance. 😔
او می‌خواد توبه کنه.

He did penance for what he did. 🙏
او برای کاری که کرده بود توبه کرد.

Читать полностью…

Vocab.coding

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Betray

🧩 معنی: خیانت کردن، به اعتماد کسی خیانت کردن 💔🗡️

🧠 نقش: فعل (Verb)

🟢 مترادف:
deceive, cheat, backstab, be disloyal

🔴 متضاد:
support, defend, protect, be loyal

💬 مثال:
He betrayed his best friend. 💔
او به بهترین دوستش خیانت کرد.

She would never betray my trust. 🤝
او هیچ‌وقت به اعتماد من خیانت نمی‌کنه.

The politician betrayed the people who voted for him. 🗳️
آن سیاستمدار به مردمی که به او رأی داده بودند خیانت کرد.

Читать полностью…

Vocab.coding

یکی دیگه هم تو کپشن گفتم👇

🍸Brandy
🍹برندی
🍹مشروب حاصل از جفتگیری غلات با شکرببخشید؛ انگار اشتباهی شده
🍹برندی به نوشیدنی تقطیری حاصل از شراب یا آبمیوه تخمیرشده که معمولا انگور باشه، اطلاق می‌شه
🍹یه نوعش، کنیاکه که از تفاله و آت و آشغال به‌جا مونده از شراب گرفته می‌شه
🍹عرق میوه‌ای باکلاس
🍹یعنی میوه اول یه مدت تخمیر می‌شه، بعد تقطیر می‌شه؛ بعد تکثیر می‌شه... تک‌تیر می‌شه شلیک می‌کنه به مغزت.

Читать полностью…

Vocab.coding

داستان یک کلمه
💪Muscle💪

Читать полностью…

Vocab.coding

عن‌واع رابطه به انگلیسی ، پارت ۲

Читать полностью…

Vocab.coding

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Astute

🧩 معنی: باهوش، زیرک، تیزبین، زرنگ 🧠⚡

🧠 نقش: صفت (Adjective)

🟢 مترادف:
clever, smart, sharp, shrewd, perceptive

🔴 متضاد:
stupid, foolish, naive, dull

💬 مثال:
She’s very astute and always knows what to do. 🧠✨
او خیلی باهوش و تیزبین است و همیشه می‌داند چه کار کند.

He’s an astute businessman who knows a good opportunity when he sees one. 💼👀
او یک تاجر زیرک است که وقتی فرصت خوبی می‌بیند، آن را تشخیص می‌دهد.

Читать полностью…

Vocab.coding

🎉فروش دوره جدید و ویدئویی " مکالمه در دَدَر (پندی‌تاک) " شروع شد...

✅️ با کد تخفیف iman ، با تخفیف ویژه ثبت‌نام کن

آموزش کامل ویدئویی ۲۰ موقعیت متداول سفر📽✈️
آموزش جذاب و همراه با طنز و استند‌آپ کمدی🤡
پشتیبانی ۲۴ ساعته ☎️
دسترسی بدون محدودیت زمانی⏳️
ضمانت بازگشت وجه ۷ روزه!!💰


ثبت نام از طریق سایت زیر :

https://zabanmehr.academy/product/آموزش-مکالمه-انگلیسی-در-سفر/

Читать полностью…

Vocab.coding

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡

😎 Bias

🧩 معنی: تعصب، جانبداری، سوگیری ⚖️🧠

🧠 نقش: اسم (Noun)

🟢 مترادف:
prejudice, favoritism, partiality

🔴 متضاد:
fairness, neutrality, impartiality

💬 مثال:

Everyone has some kind of bias, even if they don’t realize it. 🧠⚖️

همه‌ی ما یه جور تعصب یا سوگیری داریم، حتی اگه خودمون متوجهش نباشیم.

His bias against women affected his decisions. 🚫👩

تعصب او علیه زنان روی تصمیماتش تأثیر گذاشت.

Читать полностью…

Vocab.coding

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡

😎 Injury

🧩 معنی: صدمه، آسیب، جراحت 🤕💥

🧠 نقش: اسم (Noun)

🟢 مترادف:
damage, wound, harm

🔴 متضاد:
health, wellness, recovery

💬 مثال:

I got a serious injury while working out. 🏋️‍♂️🤕

وقتی داشتم ورزش می‌کردم، یه آسیب جدی دیدم.

He had a knee injury and couldn’t play for a few weeks. 🦵😣

اون از ناحیه زانو آسیب دید و چند هفته نتونست بازی کنه.

Читать полностью…

Vocab.coding

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡

😎 Dilemma

🧩 معنی: دوراهی، موقعیت سختی که مجبور می‌شی بین دو انتخاب دشوار یکی رو انتخاب کنی 🤯

🧠 نقش: اسم (Noun)

🟢 مترادف:
difficult choice, tough decision, predicament

🔴 متضاد:
easy choice, certainty, solution

💬 مثال:

I’m in a dilemma. Should I stay or leave? 🤔
تو یه دوراهی گیر کردم؛ بمونم یا برم؟

She faced a dilemma between following her heart and being practical. ❤️‍🔥🤯
بین دنبال کردن دلش و منطقی رفتار کردن، سر یک دوراهی قرار گرفت.

Читать полностью…

Vocab.coding

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡

😎 Bizarre
🧩 معنی: عجیب‌وغریب، غیرعادی، نامتعارف و باورنکردنی

🧠 نقش: صفت (Adjective)

🟢 مترادف: strange, weird, unusual, odd

🔴 متضاد: normal, ordinary, usual, conventional

💬 مثال:
That was a bizarre thing to say in front of everyone.
🤨 حرف خیلی عجیب‌وغریبی بود که جلوی همه زدی!

His bizarre behavior made everyone stare at him.
😳 رفتار عجیب‌وغریبش باعث شد همه بهش خیره بشن.

Читать полностью…

Vocab.coding

بانو منو ببر تایلند🥲🥲

Читать полностью…

Vocab.coding

انواع مدل مو :

انواع مدل مو :

💇‍♀️ Bob (باب) — مدل موی باب
💇‍♀️ Pixie Cut (پیکسی کات) —
مدل موی خیلی کوتاه
💇‍♀️ Bangs (بَنگز) — چتری
💇‍♂️ Fade (فِید) — مدل سایه‌دار و محو
💇‍♀️ Ponytail (پونی‌تِیل) — دم‌اسبی
💇‍♀️ Bun (بان) — گوجه‌ای
💇‍♀️ French Braid (فِرِنچ بْرِید) —
بافت فرانسوی
💇‍♀️ Fishtail Braid (فیش‌تِیل بْرِید) —
بافت تیغ‌ماهی
💇‍♀️ Box Braids (باکس بْرِیدز) —
بافت‌های مربعی
💇‍♀️ Dreadlocks (دْرِدلُکس) — درِدلاک
💇‍♂️ Mohawk (موهاک) — مدل موهاک
💇‍♂️ Mullet (مالِت) — مدل مولت
💇‍♀️ Shag (شَگ) —
مدل شَگ، لایه‌لایه و نامرتب
💇‍♀️ Wolf Cut (وُلف کات) —
مدل وُلف‌کات
💇‍♀️ Layered Hair (لِیِرد هِر) —
موی لایه‌لایه
💇‍♀️ Curtain Hair (کِرتِن هِر) —
مدل موی پرده‌ای

Читать полностью…

Vocab.coding

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡

😎 Bedlam
🧩 معنی: غوغا، بلوا ، آشوب و بی‌نظمی شدید ، هرج و مرج

🧠 نقش: اسم (Noun)

🟢 مترادف: chaos, turmoil, mayhem, uproar

🔴 متضاد: order, peace, calm, tranquillity

💬 مثال:
The explosion caused absolute bedlam in the city.
💥 انفجار باعث غوغا و آشوب کامل در شهر شد.

When the fire broke out, the whole building descended into bedlam.
🔥 وقتی آتش‌سوزی شروع شد، کل ساختمان به آشوب و غوغا کشیده شد.

Читать полностью…

Vocab.coding

چیکار دارین می‌کنین؟🤣🤣

Читать полностью…

Vocab.coding

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Tangerine
🧩 معنی: نارنگی 🍊

🧠 نقش: اسم (Noun)

💬 مثال:
I peeled a tangerine. 🍊
من یه نارنگی پوست کندم.
This tangerine is very sweet. 😋
این نارنگی خیلی شیرینه.
She ate a tangerine after lunch. 🍊
او بعد از ناهار یه نارنگی خورد.

Читать полностью…

Vocab.coding

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Succumb

🧩 معنی: از پا درآمدن، تسلیم شدن، مغلوب شدن 😵‍💫🏳️

🧠 نقش: فعل (Verb)

🟢 مترادف:
give in, surrender, yield, submit

🔴 متضاد:
resist, withstand, fight, overcome

💬 مثال:
He finally succumbed to exhaustion. 😩
او بالاخره از خستگی از پا درآمد.

She succumbed to the pressure. 😰
او زیر فشار از پا درآمد.

He refused to succumb to fear. 🦁
او حاضر نشد تسلیم ترس شود.

Читать полностью…

Vocab.coding

عن‌واع زهرماری پارت ۱🍸🍺🥂🍷

Читать полностью…

Vocab.coding

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Narrow

🧩 معنی: باریک، تنگ، محدود 🔒📏

🧠 نقش: صفت (Adjective)

🟢 مترادف:
thin, slim, tight, restricted, limited

🔴 متضاد:
wide, broad, spacious, open

💬 مثال:
This street is too narrow for two cars. 🚗↔️🚗
این خیابون برای رد شدن دو ماشین خیلی باریکه.

The room has a narrow window. 🪟
این اتاق یک پنجره باریک دارد.

Читать полностью…

Vocab.coding

عن‌واع رابطه به انگلیسی ، پارت ۱

Читать полностью…

Vocab.coding

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Abdicate

🧩 معنی: کناره‌گیری کردن، دست کشیدن، ترک کردن

🧠 نقش: فعل (Verb)

🟢 مترادف:
resign, step down, relinquish , give up, abandon, quit, 

🔴 متضاد:
accept, assume, retain

💬 مثال:
The king decided to abdicate the throne. 👑🚪
پادشاه تصمیم گرفت از سلطنت کناره‌گیری کند.

He abdicated his responsibility and left the team. 😐🚶‍♂️
او از مسئولیتش شانه خالی کرد و تیم را ترک کرد.

Читать полностью…

Vocab.coding

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡

😎 Denounce

🧩 معنی: محکوم کردن، تقبیح کردن، به‌شدت سرزنش کردن 🚫😡

🧠 نقش: فعل (Verb)

🟢 مترادف: condemn, criticize, censure

🔴 متضاد: praise, approve, support

💬 مثال:

The government denounced the violent attack. 🚫💥

دولت این حمله‌ی خشونت‌آمیز را به‌شدت محکوم کرد.

She publicly denounced his behavior. 😡📢

او رفتار او را علناً محکوم و سرزنش کرد.

Читать полностью…

Vocab.coding

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡

😎 Perish

🧩 معنی: مُردن، هلاک شدن، تلف شدن ، از بین رفتن☠️🔥

🧠 نقش: فعل (Verb)

🟢 مترادف:
die, vanish, cease to exist

🔴 متضاد:
survive, live, endure

💬 مثال:

Thousands of people perished in the war. ⚔️💀

هزاران نفر در جنگ جان باختند.

If we don’t protect nature, many species could perish. 🌳🐾

اگه از طبیعت محافظت نکنیم، خیلی از گونه‌ها ممکنه تلف بشن.

Читать полностью…

Vocab.coding

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡

😎 Cemetery

🧩 معنی: قبرستان، گورستان ⚰️🪦

🧠 نقش: اسم (Noun)

🟢 مترادف:
graveyard, burial ground, churchyard

🔴 متضاد:
—

💬 مثال:

I walked through the cemetery at night. 🌙🪦
شب از داخل قبرستان رد شدم.

The cemetery was completely silent and empty. 😨
قبرستان کاملاً ساکت و خالی بود.

Читать полностью…

Vocab.coding

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡

😎 Turmeric
🧩 معنی: زردچوبه 🌱

🧠 نقش: اسم (Noun)

💬 مثال:
I accidentally spilled turmeric all over my clothes. 😂
🤣 اشتباهی زردچوبه رو ریختم روی کل لباسم!

She added some turmeric to the soup. 🍲
🥣 اون یه مقدار زردچوبه به سوپ اضافه کرد.

Читать полностью…

Vocab.coding

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡

😎 Bedridden
🧩 معنی: زمین‌گیر، بستری، ناتوان از ترک تخت به‌دلیل بیماری یا آسیب

🧠 نقش: صفت (Adjective)

🟢 مترادف: bedridden, confined to bed, incapacitated

🔴 متضاد: healthy, active, mobile

💬 مثال:
After the accident, he was bedridden for several weeks.
🛏️ بعد از تصادف، او چندین هفته زمین‌گیر و بستری بود.

The illness left her bedridden and unable to walk.
🤒 بیماری او را زمین‌گیر کرد و نتوانست راه برود.

Читать полностью…

Vocab.coding

💇‍♂️ Crew Cut (کْرو کات) —
مدل موی خیلی کوتاه مردانه
💇‍♂️ Buzz Cut (باز کات) —
مدل موی ماشین‌شده کوتاه
💇‍♂️ Side Part (ساید پارت) — فرق کج
💇‍♀️ Middle Part (میدِل پارت) —
فرق وسط
💇‍♂️ Slicked-Back Hair (اِسلیکت بَک هِر) —
موی کاملاً به عقب خوابانده‌شده
💇‍♂️ Spiky Hair (اِسپایکی هِر) —
موی سیخ‌سیخی
💇‍♀️ Afro (اَفرو) — مدل موی آفرو
💇‍♀️ Perm (پِرم) — موی فر دائم
💇‍♀️ Curly Hair (کِرلی هِر) — موی فر
💇‍♀️ Straight Hair (اِسترِیت هِر) —
موی صاف
💇‍♀️ Wavy Hair (وِیوی هِر) —
موی موج‌دار

Читать полностью…

Vocab.coding

چیکار داری میکنی با موهات؟🤣

Читать полностью…

Vocab.coding

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡

😎 Eradicate
🧩 معنی: نابود کردن، از بین بردن

🧠 نقش: فعل (Verb)

🟢 مترادف: destroy, eliminate, wipe out, exterminate

🔴 متضاد: create, preserve, protect, maintain

💬 مثال:
ThisThe fire eradicated the entire forest.
🔥 آتش کل جنگل را نابود کرد.

This mistake could eradicate all our hard work.
🤦‍♂️این اشتباه می‌تونه تمام زحماتمون رو نابود کنه.

Читать полностью…

Vocab.coding

انواع پارتی‌های ترند رو یاد بگیر به کارت میاد😎

Читать полностью…
Subscribe to a channel