14808
بنام آفریدگار دانا با هشت سال تولید محتوی وزین بهترین کانال تلگرام از لحاظ تولید محتوی کانال منتخب تلگرام بر اساس نظرسنجی 2020 بهترین کانال علمی تلگرام 🕊 تبلیغات 👈 @aghahi51 ☯️کانال دوم 👈 @wikispace2 📺اخبار کانال 👈 @wikispacenews
سلام دوستان عزیز برای بحث و تبادل نظر علمی شما می توانید در گروه هایی که ما براتون در نظر گرفتیم وارد شده و هر سوالی دارید اونجا مطرح کنید. ماشاا... تا دلتون بخواد آدمای بسیار بسیار باسوادی در کانال ما عضو هستند و مایه افتخاره برای ما می تونن جواب سوالات را بدن و بحث علمی شکل بگیره
در زیر لینک دو گروه را می گذارم
/channel/quoraps
/channel/+76KkdfhBZgo0MGE0
کمتر جانوری مانند آلباتروس برای سفر ساخته شده است.
آلباتروس سرگردان بزرگترین طول بال را در میان تمام پرندگان زنده دارد که فاصلهٔ دو سر بال آن به حدود ۳.۵ متر میرسد.
@wikispace 💫👇
اگر مقیاس کیهان را با مقیاس زندگی انسان مقایسه کنیم، واقعاً عجیب است که موجودی به کوچکی ما توانسته دربارهی آغاز خودِ کیهان سؤال بپرسد؛ و حتی از آن فراتر، با کمک علم و شواهد، تخمینی بسیار دقیق از زمان آغاز آن به دست آورد.
@wikispace 💫👇
پیکان زمان شاید در یکی از افراطیترین محیطهای جهان آنطور که انتظار داریم رفتار نکند.
پژوهشگرانی از دانشگاه فناوری دوربان و دانشگاه کوازولو-ناتال با بررسی مدلهای ریاضیِ فروپاشی گرانشی به نتیجهای قابلتوجه رسیدهاند: هنگامی که یک ستاره نوترونی تحت گرانش خودش دچار فروپاشی میشود، برخی کمیتهای مرتبط با آنتروپی گرانشی ممکن است بهجای افزایش، کاهش پیدا کنند. این رفتار از نظر ریاضی شباهتی به معکوس شدن پیکان معمول زمان در ترمودینامیک دارد.
@wikispace 💫👇
آیا لغزش زمان واقعیت دارد؟ موارد عجیب از انسان هایی که وارد مکان هایی شده اند که هرگز وجود ندارند.... مورد عجیب سوزان اسمیت .....آیا او به دنیایی دیگری لغزید؟
@wikispace 💫👇
گزارشی که می خوانید صرفا ادعاهای فردی است که خود را مامور سیا معرفی می کند....... و اما ماجرا از این قرار است که در سال گذشته سازمان سیا هزاران سند دیگر از اسناد محرمانه اش را منتشر و در وبسایتش آپلود نمود. همزمان با این اتفاق، فردی بنام الکساندر اسمیت که خودش را مامور سابق سیا در کشورهای بلوک شرق خصوصا لهستان و چکسلواکی سابق معرفی کرده مدعی شده که سیا او را در دهه 90 با ماشين زمان به سال 4780 چیزی حدود 2800 سال بعد فرستاده تا اطلاعاتی راجع به یکی از روسای جمهور آمریکا بدست آورد. او می گوید از آنها سوال کردم کدام رئیس جمهور، آنها به من نام یکی از روسای جمهور 30 سال اخیر را گفتند و من به آنها گفتم مگر او در آن سال زنده است، آنها گفتند وقتی به آنجا رفتی متوجه خواهی شد. برای رفتن به سال 4780 ابتدا باید به ماه می رفتم زیرا بدلایلی که بر من ناشناخته بود امکان کارکرد ماشین زمان در زمین نبود و حتما باید ابتدا به ماه می رفتم. لازم بذکر است سیا با همکاری ارتش آمریکا در دهه هفتاد به ماه فضاپیما فرستاد و اینکار بطور کاملا محرمانه و با فضانوردانی ناشناخته انجام شد. در روز 16 اکتبر 1993 با یک موشک از پایگاهی در گرنادا همراه با سه فضانورد به ماه فرستاده شدم و بعد از 3 روز در ماه فرود آمدیم و بلافاصله به پایگاهی سری در بخش تاریک ماه رفتیم. آن پایگاه در زیر سطح ماه ایجاد شده بود و در آنجا بود که متوجه شدم،موجوداتی دیگر نیز در ماه وجود دارند و در واقع آنها تکنولوژی سفر در زمان را به ما انتقال داده اند،گرچه من بشخصه آن موجودات را ندیدم. ماشین زمان را اینطور توصیف کنم که یک تونل بزرگ بود و دورتادور آن سیم پیچی های انبوهی در نوعی مایع آبی رنگ دیده می شد. روز سفر فرا رسید و من بهمراه یکی از فضانوردان بنام زک داخل یک جعبه فلزی قرار گرفتیم و روی ریلی گذاشته و بطرف تونل بردنو و به ما گفتند هر وقت احساس کردید جعبه از حرکت ایستاد با دستتان درب جعبه را به بالا فشار داده و باز کنید شما در آینده هستید. یک دقیقه بعد جعبه متوقف شد و ما درب آنرا باز کردیم و خودمان را در دنیایی دیگر یافتیم. آنجا زمین نبود.سیاره ای بود در 75 سال نوری دور از زمین اما بسیار شبیه زمین و البته بسیار بزرگتر از آن، آسمان آنجا نه آبی بلکه به رنگ ارغوانی بود، تمام ساختمان ها به رنگ سفید بود، ما درست در وسط یک شهر بزرگ ظاهر شدیم، انسان ها از لحاظ ظاهری تفاوتی با ما نداشتند اما بعدا فهمیدیم که در واقع نیمه بیولوژیک نیمه ربات هستند......
ادامه دارد......
〰〰〰〰〰〰〰
📚نویسنده : کانال ویکی اسپیس
@wikispace 💫
سلام دوستان عزیز، با تشکر فراوان از همراهی و حمایت های تان از پيج ویکی اسپیس
لطف بفرمایید این زیر داخل کامنت ها بنویسید از کجای ایران و جهان ما را دنبال می فرمایید و چنانچه پیشنهادی یا انتقادی هم دارید بنویسید.
دوستدار شما
مدیر کانال
برای لحظهای به نظر میرسید چیزی بالای سطح مریخ شناور است. 👽🔴
یک شکل تاریک و عجیب، شبیه به عروس دریایی، در تصویری که مریخنورد کنجکاوی (Curiosity) ناسا ثبت کرده، ظاهر شد. چیزی که با «شاخکهای» آویزانش دیده میشود، دقیقاً از آن تصاویری است که میتواند گمانهزنی درباره وجود چیزی عجیب و ناشناخته روی مریخ را برانگیزد. اما محتملترین توضیح، در واقع منشأیی کیهانی دارد.
@wikispace 💫👇
ژوان گینتر بین سالهای ۱۹۹۳ تا ۲۰۱۰، چهار بار در لاتاری تگزاس برنده شد و مجموع جوایزی که به دست آورد به ۲۰٫۴ میلیون دلار رسید.
اولین برد او یک جایزه ۵٫۴ میلیون دلاری از قرعهکشی Lotto Texas بود. پس از آن نیز با بلیتهای خراشیدنی (Scratch-off) به ترتیب ۲ میلیون دلار، ۳ میلیون دلار و ۱۰ میلیون دلار برنده شد.
@wikispace 💫👇
آیا واقعیت ما یک برنامه است؟
دانشمندان و فیلسوفانی مانند نیک باستروم، فیلسوف دانشگاه آکسفورد، فرضیهای را مطرح کردهاند که بر اساس آن، از نظر آماری ممکن است احتمال اینکه ما در یک شبیهسازی کامپیوتری زندگی کنیم، بیشتر از احتمال زندگی در «واقعیت پایه» باشد.
@wikispace 💫👇
مدل جدیدی در فیزیک کوانتوم پیشنهاد میکند که ما در واقعیتی زندگی میکنیم که تا ابد به معنای واقعی کلمه تکرار میشود.
برای دههها، کیهانشناسان با مفهومی عمیقا نگرانکننده دستوپنجه نرم کردهاند: پارادوکس مغز بولتزمان. این نظریه ترجیح میدهد اینگونه استدلال کند که در یک جهان بینهایت و در حال مرگ، نوسانات تصادفی ذرات بسیار محتملتر است که به شکلی خودبهخودی یک مغز آگاهِ تنها با خاطراتی ساختگی را شکل دهند، تا اینکه کل یک جهان واقعی از ناظران تکاملیافته را به وجود آورند.
@wikispace 💫👇
انفجار هستهای یک سیارک اصلاً آنطور که در فیلمها میبینیم کار نمیکند. نیازی نیست روی آن جرم آسمانی فرود بیایید، آن را سوراخ کنید یا حتی کلاً به آن دست بزنید.
تیمی به سرپرستی ایزایا سانتیستوان، اخترفیزیکدان آزمایشگاه ملی لارنس لیورمور، انفجار یک ابزار هستهای ۱ مگاتنی را در برابر یک سیارک ۱۶۰ متری (تقریباً به اندازهای که میتواند یک شهر را با خاک یکسان کند) شبیهسازی کردند. بمب هرگز با سطح سیارک تماس پیدا نمیکند، بلکه در فاصله چند متری آن منفجر میشود.
@wikispace 💫👇
یک پاسخ محتمل این است که تمدنهای تکنولوژیک ممکن است مرحلهای خطرناک داشته باشند؛ مرحلهای که در آن تواناییشان در تغییر یا نابودی محیط زیست، سریعتر از تواناییشان در همکاری و برنامهریزی رشد میکند. سلاحهای هستهای یک مثال واضح هستند؛ سایر خطرات در مقیاس تمدنی شامل همهگیریهای مهندسیشده، تخریب محیط زیست، برخورد سیارکها و فناوریهای نوظهور بدون کنترلِ مناسب میشوند.
منظور کاکس این نیست که انقراض بشر اجتنابناپذیر است؛ بلکه این است که داشتن هوشِ کافی برای ساخت فناوریهای قدرتمند، به طور خودکار منجر به تولید خرد یا هماهنگی سیاسیِ لازم برای مدیریت آن فناوری نمیشود.
در اینجا یک چشمانداز کیهانیِ بسیار جذاب وجود دارد: یک تمدن میتواند برای هزاران سال بقا داشته باشد و با این حال در مقیاس زمانِ اخترشناختی تقریباً نامرئی باشد. کهکشان راه شیری بیش از ۱۳ میلیارد سال قدمت دارد. اگر تمدنهای تکنولوژیک معمولاً پدیدار شوند و سپس نسبتاً سریع از بین بروند، دو تمدن که توانایی ارتباط با یکدیگر را داشته باشند بهندرت ممکن است همزمان وجود داشته باشند.
این احتمال با مفهومی مرتبط است که غالباً «فیلتر بزرگ» نامیده میشود: جایی میان مادهی بیجان و یک تمدنِ دیرپا و مسافرِ فضا، ممکن است یک یا چند موانعِ فوقالعاده دشوارِ تکاملی یا جوامعی وجود داشته باشد.
و یک تاریکتر هم زیر آن مطرح میشود:
آیا بشریت در حال نزدیک شدن به یک فیلتر بزرگ است — یا ما پیش از این از سختترینِ آنها عبور کردهایم؟
کاکس در جای دیگری روی رویِ دیگرِ این استدلال تأکید میکند: وجودِ موقت و غیرمحتملِ ما دقیقاً همان دلیلی است که چرا تمدن و حیات باید فوقالعاده ارزشمند و گرانبها تلقی شوند.
@wikispace 💫
بخش کوتاهی از مستند تهاجم خاموش :یوفوها در استرالیا
این داستان ها صددرصد واقعی است. اظهارات پلیس نیوسالت ولز و اینکه آنها تمام ماجرا را تایید کرده اند.
چیزهایی در این مستند می بینید که مطمئنا باورش برایتان سخت خواهد بود.
این مستند برای گروههای سنی بالای 16 سال است.
اگر به این مدل مستندها علاقمند هستید همین الان می تونید سفارش بدید دو دقیقه بعد 60 مستند با زيرنويس و دوبله فارسی دریافت کنید.
برای سفارش به آیدی زیر پیام دهید.
👇
@editor_51
در سال ۱۹۶۱، یوری گاگارین بهعنوان نخستین انسان به فضا سفر کرد. او پس از یک بار گردش به دور زمین، وارد جو شد و با چتر نجات در نزدیکی منطقهای روستایی در حوالی رودخانه ولگا شوروی فرود آمد. از آنجا که فضاپیما و خود گاگارین بهصورت جداگانه فرود آمدند، او بهجای یک محل رسمی فرود، در یک مزرعه روی زمین نشست.
گفته میشود یک کشاورز و زن و نوهاش او را در حالی دیدند که لباس پروازی نارنجیرنگ و کلاه فضانوردی بر سر داشت و در ابتدا از دیدنش شوکه شدند و نمی فهمیدند این اتفاقات یعنی چه؟ گاگارین تا از جایش حرکت کرد آنها همه پا به فرار گذاشتند هرچه او فریاد می زد بایستید کسی جرات نداشت بایستد. او به ناچار باید موقعیتش را به مرکز فضایی گزارش میداد. گاگارین به ناچار بدنبال آنها دوید روستاییان وارد خانه هایشان شده و درها را بستند. او درب یکی از خانه ها را زد و به آنها ماجرا را توضیح داد اما آنها که هیچ ایده ای از فضانوردی نداشتند باور نمی کردند. او سپس شروع کرد برای آنها از مسکو و رئیس جمهور گفت و اسم چند نفر که روستاییان می شناختند تا سرانجام آنها بیرون آمده و او را با اسب به نزدیک ترین مرکز ارتش رساندند.
@wikispace 💫
این بالهای عظیم به او اجازه میدهند تا با کمترین بالزدن، هزاران کیلومتر را در عرض اقیانوسهای پهناور طی کند.
راز او پدیدهای به نام «اوجگیری پویا» است. این پرنده به جای مصرف مداوم نیروی عضلانی، پیاپی به سمت جریانهای هوایی سریعتر اوج میگیرد، میچرخد و دوباره به سمت سطح اقیانوس سر میخورد. او با بهرهبرداری از اختلاف سرعت باد، در واقع از جو زمین انرژی میگیرد تا به حرکت خود ادامه دهد.
مطالعات ردیابی نشان دادهاند که آلباتروسها در یک سفر جستوجوی غذا بیش از ۱۶,۰۰۰ کیلومتر را پیمودهاند. حتی یک آلباتروس خاکستریسر ثبت شده است که توانسته تنها در ۴۶ روز یک دور کامل به دور قارهٔ قطب جنوب بگردد.
آلباتروسهای جوان میتوانند سالها پیش از بازگشت به کلونیهای زادآوری، در اقیانوس سرگردان باشند؛ اما آنها به معنای واقعی کلمه بهطور مداوم معلق در هوا نیستند. آنها بهطور مرتب روی دریا مینشینند تا استراحت کنند و از ماهیهای مرکب، ماهیها و دیگر آبزیان تغذیه نمایند.
پرواز آنها چنان کارآمد است که اوجگیری و اوجگرفتن به انرژی اضافی بسیار کمی نیاز دارد. برای این پرندگان غولپیکر، برخاستن از سطح اقیانوس بسیار طاقتفرساتر از اوجگیری بر فراز آن است.
یک آلباتروس برای عبور از اقیانوس صرفاً با باد نمیجنگد.
او از باد به عنوان موتور پیشران خود استفاده میکند.
@wikispace 💫
تصور کنید باکتریهایی در بدن یک مورچه زندگی میکنند؛ موجوداتی که حتی نمیتوانند محیط بسیار کوچک اطراف خودشان را بهطور کامل درک کنند. حالا فرض کنید یکی از آنها بتواند بفهمد شهری مثل نیویورک چه زمانی ساخته شده است!
ماجرای انسان و کیهان شاید از این هم عجیبتر باشد.
ما روی سیارهای کوچک در گوشهای از یک کهکشان زندگی میکنیم؛ کهکشان ما فقط یکی از میلیاردها کهکشان موجود در جهان قابل مشاهده است. با این حال، انسان توانسته با مشاهدهی نور ستارگان و کهکشانهای بسیار دور، بررسی تابش زمینهی کیهانی و استفاده از قوانین فیزیک، به گذشتهی کیهان نگاه کند.
امروز میدانیم که جهان حدود ۱۳٫۸ میلیارد سال پیش از حالتی بسیار داغ و چگال شروع به انبساط کرده است.
اما نکتهی شگفتانگیز اینجاست:
دانستن اینکه کیهان چگونه تکامل پیدا کرده، لزوماً به این معنی نیست که میدانیم چرا به وجود آمده است.
علم میتواند دربارهی «چه اتفاقی افتاد؟»، «چه زمانی؟» و «چطور؟» پاسخهای بسیار قدرتمندی ارائه کند؛ اما پرسشهایی مثل «چرا اصلاً چیزی وجود دارد؟» یا «آیا پیش از آغاز کیهان چیزی وجود داشته؟» هنوز در مرزهای ناشناختهی دانش قرار دارند.
و شاید همین، یکی از زیباترین ویژگیهای انسان باشد.
ما موجوداتی فانی و بسیار کوچک در مقیاس کیهانی هستیم، اما توانستهایم با مغز محدود خود، دربارهی میلیاردها سال تاریخ کیهان فکر کنیم؛ نورهایی را ببینیم که میلیاردها سال در راه بودهاند و از روی آنها گذشتهی جهان را بازسازی کنیم.
شاید عجیبترین بخش ماجرا این نباشد که انسان توانسته سن کیهان را تخمین بزند؛ بلکه این باشد که کیهان موجودی را درون خودش به وجود آورده که حالا میتواند دربارهی خودِ کیهان سؤال بپرسد.
اما یک سؤال همچنان باقی میماند:
اگر روزی بتوانیم بفهمیم کیهان چگونه آغاز شد، آیا میتوانیم بفهمیم چرا آغاز شد؟
شاید پاسخ این سؤال، بزرگتر از چیزی باشد که امروز حتی تصورش را میکنیم. 🌌
#Sci7ech #علم #کیهان #宇宙 #نجوم #فیزیک #بیگ_بنگ #جهان #کهکشان #ستارگان #علمی #دانستنی #فکت #فضا #Cosmos #Science #Astronomy #Physics
@wikispace 💫
در زندگی روزمره، آنتروپی معمولاً افزایش مییابد. یک لیوان ممکن است بشکند، اما قطعات آن بهطور خودبهخودی دوباره کنار هم قرار نمیگیرند. گرما نیز از نواحی گرمتر به سمت نواحی سردتر منتقل میشود. این افزایش برگشتناپذیر آنتروپی یکی از دلایلی است که باعث میشود ما تفاوت روشنی میان گذشته و آینده احساس کنیم.
اما گرانش شدید این تصویر را پیچیدهتر میکند. در جریان فروپاشی گرانشی، ماده بهجای پراکنده شدن، بیشازپیش در یک ناحیه متمرکز میشود و پژوهشگران همچنان در حال بررسی این موضوع هستند که وقتی خودِ فضا-زمان بهصورت پویا در حال تغییر است، آنتروپی دقیقاً چگونه باید تعریف شود. در برخی توصیفهای ریاضی، این وضعیت میتواند رفتاری ایجاد کند که بهطور چشمگیری شبیه معکوس شدن پیکان زمان به نظر برسد.
اما این به آن معنا نیست که فردی درون یک ستاره نوترونی واقعاً شاهد بازسازی اشیای شکسته باشد یا «دیروز» را پس از «فردا» تجربه کند. تاکنون هیچ مشاهدهای نشان نداده است که زمان درون یک ستاره نوترونی واقعاً به عقب حرکت میکند. این نتیجه حاصل مدلهای نظری درباره آنتروپی و فروپاشی گرانشی است، نه مشاهده مستقیم معکوس شدن زمان.
جالب اینکه فیزیکدانان پیشتر نیز در پژوهشهای مربوط به ستارههای نوترونی از اصطلاح «معکوس شدن زمان» برای پدیدهای متفاوت استفاده کردهاند: انرژیای که پیش از فروپاشی یک ستاره نوترونی تولید شده، میتواند برای مدتی در آن به دام بیفتد و بعدها به شکل پرتوهای ایکس آزاد شود؛ در نتیجه، ترتیب مشاهدهشده رویدادها ممکن است ظاهراً معکوس به نظر برسد. پژوهشگران تأکید میکنند که این پدیده در واقع تابشِ بهتأخیر افتاده است، نه سفر واقعی در زمان.
بااینحال، پرسش اصلی همچنان عمیق و شگفتانگیز است:
جهت زمان که برای ما کاملاً بنیادی و بدیهی به نظر میرسد، شاید در واقع پدیدهای برآمده از قوانین عمیقتری باشد که به آنتروپی، گرانش و ساختار فضا-زمان مربوط میشوند.
منبع: European Physical Journal C / دانشگاه فناوری دوربان / دانشگاه کوازولو-ناتال
@wikispace 💫
دنيايي كه در آن زندگي مي كنيم دنيايي مملو از اتفاقات عجيب و غير قابل توضيح مي باشد. موارد بسيار زيادي وجود دارد كه در طي ان افراد زيادي از تجربياتي سخن گفته اند كه هيچ توضيح منطقي و علمي نمي توان براي ان ارائه داد و بطور كلي مي توان چنين حوادثي را پارانورمال ناميد. يكي از اين اتفاقات پارانورمال كه برخي آنرا تجربه نموده اند مربوط مي شود به چيزي كه انرا برخي لغزش زمان ناميده اند. لغزش زمان در دنيايي ديگر يا دنيايي موازي. در مورد جهان هاي موازي قبلا در همين كانال در پست هاي متعددي به آن پرداخته ام كه دوستان مي توانند عبارت "موازي" را جستجو كرده و از مطالب جالب مربوط به جهان هاي موازي لذت ببرند. در اين گونه موارد فرد وارد دنيايي مي شود كه كاملا براي او غريبه است. يكي از موارد اتفاق افتاده در ساليان اخير(2005) مربوط مي شود به دختر جواني بنام سوزان اسميت كه در شهر كوچكي در نزديكي لندن با والدينش زندگي مي كرد. اين دختر جوان مانند تمام جوان هاي ديگر كه وقتي به سن بلوغ مي رسند و يا از تحصيل فارغ مي شوند دنبال كار و درامد هستند ،در روزنامه ها بدنبال شغلي مي گشت و يك روز بالاخره در يك پيتزا فروشي بعنوان تحويل دهنده پيتزا به مشتريان مشغول به كار شد. او از همان روز مشغول به كار شد و با ماشينش براي مشتريان پيتزا مي برد. چند روز از كارش گذشت و يكشب كه هوا مه آلود و همراه با بارندگي بود يك سفارش را قرار شد به يك مشتري در يك خيابان در حومه شهر برساند. او بلافاصله به آدرس تعيين شده رفت .او گرچه زياد به آن منطقه از شهر رفت و آمد نداشت اما آنجا را مي شناخت. هوا تاريك و باران بشدت مي باريد و او مجبور بود آهسته رانندگي كند. او تقريبا به آن خيابان رسيد اما بمحض رسيدن كمي تعجب كرد زيرا آن خيابان را كم و بيش مي شناخت و مي دانست كه آنجا يك مكان مسكوني نيست. اما در هر حال وارد خيابان شد و متوجه نوري در انتهاي خيابان شد و بطرف ان رفت. او مشاهده كرد كه يك ساختمان 3 طبقه است كه نور طبقه ددوم فقط روشن است. در جلوي آن ساختمان پياده شد و زنگ در را بصدا در آورد اما كسي جوابي نداد.چند بار ديگر زنگ زد و همچنان كسي در را باز نكرد. كمي عقب تر امد و ديد در طبقه دوم لامپ روشن است و از پشت پرده ديد 3 نفر حركت مي كنند. او دوباره زنگ زد وقتي نتيجه نداد از روي برگه سفارش غذا تلفن مشتري را با موبايلش گرفت اما عجيب اينكه مي شنيد اين شماره در شبكه وجود ندارد. او كه از اين ماجرا ناميد شده بود سرش را برگرداند و در كمال تعجب نوري را در پايين خيابان ديد. او كه از اين موضوع جا خورده بود حدس زد احتمالا صاحبان ان ساختمان پيتزا سفارش داده اند و او اشتباه آمده است. اما موضوع عجيب اين بود كه جاييكه ايستاده بود انتهاي خيابان بود اما اكنون ساختماني در 150 متري با لامپ هاي روشن مي ديد چيزي كه در ابتدا نديده بود. لاجرم به طرف آن ساختمان رانندگي كرد و در روبروي درب آن ساختمان پياده شد و اما وقتي مي خواست در بزند وحشت تمام وجودش را فرا گرفت آنجا نه يك ساختمان كه يك كشتارگاه بود و او مي توانست داخلش را ببيند. يك كشتارگاه كه از داخل ان سروصدا به گوش مي رسيد در حال نگاه كردن بود كه يك مرد قوي هيكل با سبيل هايي درشت و ساطوري در دست در حالي كه مي خنديد بطرف در مي امد تا در را باز كند انگار منتظر او بود. سوزان از ترس فريادي كشيد و با سرعت خودش را داخل ماشينش انداخت و با حداكثر سرعت از انجا فرار كرد و با هر بدبختي بود بعد از چند بار اشتباه رفتن بالاخره به خيابان اصلي وارد شد و بدون اينكه به رفتن به پيتزافروشي فكر كند يكراست به خانه اش رفت و سارسيمه و هراسان تمام ماجرا را براي پدر و مادرش تعريف كرد. پدرش كه از گفته هاي دخترش بشدت متعجب شده بود با خودش فكر كرد اما نتوانست به نتيجه اي برسد زيرا او انجا را كاملا مي شناخت. صبح روز بعد كه هوا كاملا آفتابي شده بود او بهمراه دخترش به انجا رفتند و وارد همان خيابان شدند و دقيقا همانطور كه پدر فكر مي كرد ساختماني در انجا وجود نداشت فقط يك ساختمان ويرانه وجود داشت كه قبلا كشتارگاه بود و حتي ادوات و دستكاههاي قديمي آن در انجا ديده مي شد. دختر اما قسم مي خورد كه ديشب چنين اتفاقي براي او افتاده است. سوزان به پيتزافروشي برگشت و از كسي كه آن سفارش را ثبت كرده بود سوال كرد كه چه كسي آنشب پيتزا سفارش داده بود؟ او گفت صداي يك مرد را بخاطر مي اورد كه تن صدايش بسيار كلفت بود. آنها هر چه تلاش كردند نتوانستند صاحب تلفن را پيدا كنند و حتي به اداره مخابرات رفتند اما مخابرات مي گفت كه اين شماره سال هاست غير فعال است و كسي از ان استفاده نكرده است. برخي معتقدند تنها توضيحي كه مي توان براي اين ماجرا ارائه كرد اينست كه سوزان وارد يك دنياي موازي شده يا اصطلاحا لغزش زماني داشته است.
〰〰〰〰〰〰〰
📚مترجم : ادمین کانال ویکی اسپیس
@wikispace 💫
اما ماموریتی که برای آن فرستاده شده بودیم این بود که فردی را ببینیم که ظاهرا می بایست 2700 سال پیش مرده باشد. آن فرد یکی از روسای جمهوری بود که اکنون زنده است اما من نمی توانم نامش را بگویم. اینرا به شما بگویم که کلا زاد و ولد متوقف شده بود و جمعیت انسان ها در حدود 500 میلیون نفر بود. آن رئیس جمهور چون اطلاعات مغزش را قبلا در زمان ما آپلود نموده بود توانسته بودند او را در یک بدن نیمه بیولوژیک نیمه اندرویدی احیا کنند و مرگ هم دیگر بشکل معمول وجود نداشت. کلا بیشتر افراد ثروتمند و مشهور، شامل سیاستمداران، هنرمندان، تاجران و...... که مغز شان را آپلود کرده و دی ان ای شان نگهداری شده بود در آنزمان زندگی می کردند. غذاها کاملا متفاوت بود و دیگر میوه، گوشت، سبزی و غیره وجود نداشت بلکه نوعی شارژ دیجیتالی و الکترونیکی بجای غذا استفاده می شد. کلا خصوصیات انسانی که امروزه می شناسیم وجود خارجی نداشت. برای آن ها کاملا عادی بود که افرادی را از گذشته ببینند و بنابراین رفتار کاملا عادی با ما داشتند. آنها می توانستند به گذشته سفر کنند اما قادر به تغییر و دخل و تصرف در آن نبودند فقط قادر به مشاهده گذشته مانند یک فیلم بودند. اما ما هم محدودیت هایی در دخل و تصرف در آینده داشتیم به این صورت که فقط می توانستیم از آینده باخبر شویم اما قدرت این را نداشتیم که وقتی به گذشته برگشتیم ترتیباتی داده و از اتفاقات در آینده جلوگیری کنیم. تقریبا بشر تمام مشکلاتی که امروزه با آن دست و پنجه نرم می کنیم را کاملا حل کرده اما مشکلات جدیدی بوجود آمده اند که من نمی توانم آنها را بگویم زیرا خودم هم نتوانستم آنها را درک کنم. در آنجا صدها نوع مختلف از موجودات بیگانه را دیدیم که برخی از آنها هوشمند بودند و کاملا با انسان های دورگه همکاری داشتند و برخی موجوداتی غیر هوشمند بودند که از سیارات دیگر به آنجا آورده شده بودند و بر روی شان تحقیقات انجام می شد. اما باورتان نمی شود که چگونه به زمان خودمان برگشتیم، آنها خیلی ساده ما را سوار بر فضاپیمایی کرده و دوباره ما را به ماه برگرداندند. از آنها وقتی سوال کردیم چگونه این کار ممکن است، آنها به ما گفتند چون فضا-زمان دو چيز متقاوت اما در هم تنیده هستند و فضا دارای لایه های نامحدودی می باشد و هر زمان یک لایه از فضا را با خود دارد و ما می توانیم لایه فضای 2700 سال پیش را بیابیم و فضاپیما را در آن لایه قرار دهیم و شما را به همان فضای زمان تان بفرستیم. اگر شما با ماشين زمان به 200 سال بعد می رفتید نمی توانستید برگردید زیرا این تکنولوژی وجود نداشت، اما در سال 3500 ما توانستیم به آن دست یابیم. ما به ماه برگشتیم و سپس به زمین فرستاده شدیم. الکساندر اسمیت همچنین ادعا کرده که با خودش تصاویری از آینده آورده است. اما آیا واقعا سفر در زمان ممکن است؟ در سالیان اخیر افراد زیادی ادعا کرده اند که مسافر زمان هستند و هر کدام هم سرگذشتی عجیب و غریب از خود گفته اند، در سال 2000 نیز سروکله فردی عجیب بنام جان تیتور در یک سایت اینترنتی ظاهر شد و ادعا می کرد از سال 2030 امده است او حتی راهنمای کاملی از ماشین زمانش را با جزییات به کاربران ارائه کرد و به سوالات شان جواب می داد و بعد از چند ماه ناپدید شد. بسیاری معتقدند چنین افرادی یا خیال پردازند و یا شیاد و می خواهند از این رهگذر شهرتی بهم زنند و چنین داستان هایی شاید در ژانر علمی تخیلی مورد قبول باشد اما در واقعیت امکان ندارد و علم سفر در زمان آنهم به گذشته را غیرممکن می داند گرچه امکان سفر به آینده بر اساس نظریه نسبیت وجود دارد و استیون هاوکینگ هم قویا به آن اعتقاد داشت و حتی یک مهمانی برای مسافران زمان ترتیب داد. برای یافتن موارد دیگر از سفر در زمان و هزاران مطلب علمی تخیلی جذاب دیگر کلمات کلیدی مورد علاقه تان را در این کانال جستجو نمایید.
📚نویسنده : کانال ویکی اسپیس
@wikispace 💫
افشاگری بی سابقه مامور سازمان سیا : با ماشين زمان به سال 4780 فرستاده شدم .امکان ندارد باور کنید چه بر سر انسان و زمین آمده بود. دورگه انسان و ربات دیدم،آنجا شباهتی با زمین نداشت. آینده ما بد نیست اما باورنکردنی است.
@wikispace 💫👇
این عکس جدید نیست. کنجکاوی آن را در ۲۰ اوت ۲۰۲۳ ثبت کرده و این تصویر اخیراً دوباره در فضای مجازی مورد توجه قرار گرفته است. نکته مهم اینجاست که مریخنورد دقیقاً از همان منظره، ۱۳ و ۲۵ ثانیه زودتر نیز عکس گرفته بود، اما این جسم مرموز در هیچکدام از آن تصاویر دیده نمیشود.
همین موضوع باعث میشود احتمال اینکه یک جسم واقعی در بالای سطح مریخ شناور بوده باشد، بسیار کم شود. در عوض، دانشمندان احتمال میدهند که یک پرتوی کیهانی پرانرژی به حسگر سیلیکونی داخل دوربین ناوبری کنجکاوی برخورد کرده و برای یک فریم، چنین شکل عجیبوغریبی ایجاد کرده باشد. البته احتمال وجود خطای دوربین یا پردازش تصویر نیز کاملاً رد نشده و علت دقیق هنوز تأیید نشده است.
پرتوهای کیهانی، ذرات بسیار پرانرژی هستند که در فضا حرکت میکنند. جو ضخیم زمین و میدان مغناطیسی سراسری آن، بخش زیادی از این تابش را از ما دور میکند؛ اما مریخ میدان مغناطیسی سراسری ندارد و جرم جو آن تنها حدود ۰٫۵ درصد جرم جو زمین است. بنابراین دوربینهایی که روی سطح مریخ قرار دارند، بسیار بیشتر در معرض این ذرات قرار میگیرند.
در واقع، کنجکاوی بارها پیش از این نیز آثار ناشی از پرتوهای کیهانی را ثبت کرده است. دانشمندان ناسا نمونههایی از نقاط درخشان، خطوط نورانی و حتی لکههای کوچک تیره را گزارش کردهاند که هنگام برخورد ذرات پرانرژی با حسگر دوربین ایجاد شدهاند.
پس نه، احتمالاً ناسا از یک عروس دریایی شناور روی مریخ عکس نگرفته است! 🪼👽
اما توضیح واقعی شاید به همان اندازه شگفتانگیز باشد:
ممکن است ذرهای که در پهنه فضا با سرعت و انرژی بسیار بالا حرکت میکرده، درست در همان لحظهای که یک ربات روی سیارهای دیگر عکس میگرفته، به دوربین آن برخورد کرده باشد. 🚀🔴
@wikispace 💫
نکته عجیبتر این بود که سه بلیت برنده او از یک فروشگاه زنجیرهای در شهر بیشاپ (Bishop) در تگزاس خریداری شده بود؛ همان شهری که گینتر در آن متولد شده بود و جمعیتش کمتر از ۴۰۰۰ نفر است.
خبرگزاری آسوشیتدپرس در آن زمان احتمال چنین اتفاقی را یک در ۱۸ سپتیلیون اعلام کرد؛ هرچند بعدها مشخص شد این عدد بر اساس یک محاسبه اشتباه بوده و مورد مناقشه قرار گرفت.
اما چیزی که بیش از همه توجه رسانهها را به خود جلب کرد، سوابق علمی گینتر بود.
او در سال ۱۹۷۶ از دانشگاه استنفورد مدرک دکترا گرفت و حدود یک دهه در کالیفرنیا به تدریس ریاضیات در دانشگاه پرداخت. در بسیاری از گزارشهای رسانهای، مدرک او «آمار» عنوان شده است، اما در واقع دکترای او در رشته آموزش ریاضی (Mathematics Education) بود.
ناتانیل ریچ در سال ۲۰۱۱ در مجله هارپرز نظریهای مطرح کرد مبنی بر اینکه گینتر شاید توانسته بود نحوه توزیع بلیتهای برنده بختآزماییهای خراشیدنی را مهندسی معکوس کند؛ زیرا این بلیتها نمیتوانند کاملاً بهصورت تصادفی در میان بلیتهای بازنده توزیع شده باشند. البته خود ریچ نیز تأکید کرده بود که این فرضیه هیچگاه اثبات نشده است.
کمیسیون لاتاری تگزاس نیز این موضوع را بررسی کرد، اما هیچ مدرکی دال بر تقلب یا تخلف پیدا نکرد.
گینتر هر چهار بار گزینه عدم انتشار عمومی اطلاعات برنده را انتخاب کرد، سپس به لاسوگاس نقل مکان کرد و هرگز توضیحی درباره راز بردهایش ارائه نداد.
او در سال ۲۰۲۳ درگذشت.
منابع: آسوشیتدپرس (AP)، مجله هارپرز و NBC
News.
@wikispace 💫
اگر واقعاً در یک جهان برنامهریزیشده زندگی کنیم، شاید آگاهی ما همان رابط کاربری این سیستم باشد. در این صورت، افکار، باورها و حالات عاطفی ما میتوانند مانند فرمانهایی باشند که به سیستم وارد میکنیم.
از این دیدگاه، بسیاری از مردم با چیزی شبیه به «برنامهریزی پیشفرض» زندگی میکنند؛ باورهای محدودکننده، الگوهای آسیبزای بهارثرسیده و شرطیشدنهای اجتماعی که مانند نرمافزاری از پیش نصبشده، رفتار و انتخابهایشان را محدود میکند.
اما وقتی ذهن ناخودآگاه خود را بازبرنامهریزی میکنیم، گویی در حال تغییر مجوزهای کاربری خود هستیم؛ بهجای اینکه تنها در چارچوب تنظیمات پیشفرض عمل کنیم، امکان دسترسی به قابلیتهای جدید و سطوح بالاتری از عملکرد را پیدا میکنیم.
در این نگاه، حتی چیزهایی مانند همزمانیهای معنادار، شهود و لحظاتی که همهچیز به شکلی عجیب و کامل با یکدیگر هماهنگ میشود، میتوانند مانند «باگ» یا اختلالهایی در واقعیت به نظر برسند؛ گویی برای لحظاتی از محدودیتهای برنامهریزیشده فراتر رفتهایم.
تجسم ذهنی نیز در همین چارچوب معنای متفاوتی پیدا میکند. شما صرفاً چیزی را در ذهن خود تصور نمیکنید؛ بلکه انگار در حال وارد کردن پارامترهای جدید به برنامه واقعیت خود هستید.
در نهایت، چیزی که در واقعیت عادی «جادویی» یا «غیرممکن» به نظر میرسد، در منطق یک شبیهسازی میتواند صرفاً یک اصل ساده باشد:
ورودی را تغییر بده، خروجی را تغییر بده.
شاید مسئله این نباشد که واقعیت را از بیرون تغییر دهیم؛ شاید نخستین قدم، بازنویسی برنامهای باشد که درون ذهن خود اجرا میکنیم.
جهان شبیهسازیشده به وضعیت درونی شما پاسخ میدهد، زیرا این دقیقاً همان سطح دسترسی شماست. برنامهنویسی آگاهی خود را تغییر دهید تا واقعیت بیرونی مطابق با دسترسیها و مجوزهای جدید شما بهروزرسانی شود.
بزرگترین تفاوت بین کسانی که میتوانند «واقعیت را هک کنند» و کسانی که گیر کردهاند، درک این نکته است که کدام دستورات واقعاً در این سیستم کار میکنند. اکثر مردم بدون اینکه متوجه باشند، در حال تایپ کردن به زبان برنامهنویسی اشتباهی هستند.
آیا برای یادگیری قواعد (سنتکس) دقیقی که مجوزهای واقعیت شما را ارتقا میدهد آمادهاید؟ همه آنچه نیاز دارید در بیو موجود است.
@wikispace 💫
این بدان معناست که هر آنچه به یاد میآورید ممکن است همین یک کسر از ثانیه پیش بر اثر شانس مطلق خلق شده باشد.
با این حال، شان کارول، کیهانشناس کوانتومی و تیمش، جایگزین جالبتوجهی را پیشنهاد کردهاند. به جای اینکه ذهن ما حبابهایی زودگذر و تصادفی در کیهانی مرده باشد، ممکن است ما در واقع در یک جهان کوانتومیِ دورهای (تناوبی) و کاملاً دقیق زندگی کنیم که تا ابد تکرار میشود.
طبق مقاله آنها در اواسط سال ۲۰۲۶، کارول، نادیا دیاچنکو و ساکشی دولانی، خلأ یا روزنهای ریاضیاتی را در مکانیک کوانتوم کشف کردند که امکان وجود یک جهان چرخهای و پایدار را فراهم میکند.
مدل آنها با تنظیم دقیق حالتهای انرژی کوانتومی، تصادفی بودنِ آشفتهی مغزهای بولتزمان را دور میزند و به شکلی تمیز از مهبانگهای (بیگبنگهای) با آنتروپی پایین به رمبشهای بزرگ (بیگکرانچها) و دوباره به حالت اول منتقل میشود. اگر این فرضیه درست باشد، هر گفتگویی که داشتهاید، هر تصمیمی که گرفتهاید و هر خاطرهای که عزیز میدارید، پیش از این بینهایت بار رخ داده است—و دوباره تا ابد رخ خواهد داد.
اگرچه ممکن است برخی فکربهرشدِ بازگشت ابدی را دلهرهآور بدانند، اما این ساختار بنیادینِ اطمینانبخشی را برای واقعیت ما فراهم میکند و ثابت میکند که آگاهی ما یک ویژگی پایدار و همیشگی از کیهان است.
منبع: Carroll, S. M., Diachenko, N., & Dulani, S. (2026). Toward a Phenomenologically Acceptable Quantum Cyclic Universe. arXiv preprint arXiv:2605.30405.
@wikispace 💫
آسیب اصلی ناشی از موج شوک نیست—چراکه فضا خالیتر از آن است که بتواند موج شوک را منتقل کند—بلکه ناشی از پرتوهای ایکس است. حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد از انرژی یک انفجار هستهای به صورت پرتو ایکس آزاد میشود و لایه باریکی از سطح سیارک را تقریباً در یک لحظه میسوزاند و تبخیر میکند. این سنگِ تبخیرشده با شدت به سمت بیرون شلیک میشود و سیارک را در جهت مخالف هل میدهد؛ شبیه به نحوی که خروج گاز از یک دنبالهدار میتواند هسته آن را به چرخش درآورد.
این شبیهسازیها با استفاده از شکل واقعی سیارک «بنو» به نتیجهای برخلاف انتظار دست یافتند. منفجر کردن بمب در فاصله دورتر (۲۵ متری به جای ۱۰ متری) باعث شکستگیهای گستردهتری شد؛ زیرا پخش شدن نازکتر پرتوهای ایکس روی سطح بیشتر، نسبت به تمرکز آنها در یک نقطه داغ، سنگهای بیشتری را ترک داد. در دقیقترین اجرای این شبیهسازی، بیش از ۹۸ درصد از مواد دچار آسیب شدند و سرعت حرکت بیشتر آنها آنقدر بالا بود که به کلی از جاذبه خودِ سیارک گریختند.
پرتو یک چراغقوه را تصور کنید: وقتی آن را نزدیکتر میبرید، کوچک و پرنور است؛ وقتی آن را عقب میکشید، کمنورتر اما پهنتر میشود—و در این سناریو، پرتوی پهنتر برنده شد.
هنوز یک چالش باقی مانده است. طولانیترین شبیهسازی تنها ۱۴۵ میلیثانیه از این رویداد را پوشش داد و اجرای همین مقدار هم ۵۹ روز طول کشید؛ بنابراین هنوز هیچکس نمیداند که آیا این قطعات به صورت ایمن پراکنده باقی میمانند یا دوباره کنار هم جمع میشوند و جسم خطرساز دیگری را میسازند.
آیا دانستن اینکه بمب هستهای هرگز با سیارک برخورد نمیکند، نظرتان را درباره باورپذیر بودن این روش دفاعی تغییر میدهد؟
@wikispace 💫
آنها از هزاران و شاید میلیون سال پیش چراغ خاموش می آیند و می روند و در برهه هایی به انسان ها کمک کرده اند. من با اطمینان می گویم که برخی از سازه های باستانی بدون کمک شان ممکن نبود. آنها دوستدار ما هستند و هیچ دشمنی با ما ندارند و بنای دخالت هم در کار ما ندارند فقط در زمان های خیلی بحرانی ممکن است دخالت های کوچکی بنفع ما بکنند.
این مستند جذاب یک و نیم ساعتی را می توانید همین حالا سفارش دهید.
با زيرنويس فارسی اختصاصی کانال داکس فوریو زیرمجموعه ویکی اسپیس
دوستانی که مایل به جوین کردن در کانال داکس فوریو هستند لینک زیر را بزنید و تقاضای جوین دهید.
https://t.me/joinchat/AAAAAENIf05CPaPlseSEww
برای سفارش به آیدی زیر پیام دهید
@editor_51 👈
این متن منتسب به برایان کاکس، فیزیکدان، است و در کتاب او با نام «جهان انسان» (Human Universe) محصول سال ۲۰۱۴ آمده است. این تصویر بخشی از متن ابتدایی را حذف کرده است؛ جایی که کاکس میگوید در حال تأمل روی بحثهای کنفرانس گرین بنک دربارهی این موضوع است که چرا تمدنهای پیشرفتهی تکنولوژیک ممکن است از بین بروند.
این ایده بزرگتر مستقیماً به پارادوکس فرمی وصل میشود: اگر تمدنهای هوشمند باید بارها در کهکشان راه شیری به وجود آمده باشند، چرا ما هیچ مدرک متقاعدکنندهای از وجود آنها نمیبینیم؟
@wikispace 💫👇
اینجا یکی از پلکان های داخل هرم گیزه در مصر است. فقط تصور کنید از چهلر طرف با سنگ ساخته شده است بین سنگ ها هم مشخص نیست از چه ملاتی استفاده کردن. جالب اینکه چندین سال پیش دانشمندان با زحمت توانستند ترکیب ملات را کشف کنند اما وقتی آن مواد را با هم ترکیب می کردن نتیجه کار سریع خشک و پودر می شد.
کلا در اسرار خفته اند این اهرام و سوال اساسی که کسی نتونسته جواب بده اینه که حالا چرا اهرام باید بسازن؟ چرا مکعب یا شش ضلعی و... نمی ساختن؟ گرچه دلايلی آورده شده اما قانع کننده نیستند.
شما در این زمینه چه نظری دارید؟
@wikispace 💫
جان کیریاکو این اظهارات را در ماه ژانویه در برنامه صوتیتصویری «خاطرات یک مدیرعامل» استیون بارتلت مطرح کرد. او گفت: «آنها میتوانند کنترل تلویزیون هوشمند شما را به دست بگیرند و بلندگو را به صَداعکِس (مـ.ـیکروفون) تبدیل کنند تا بتوانند به آنچه در اتاق گفته میشود گوش دهند، حتی زمانی که تلویزیون خاموش است. دستگاه همچنان میتواند هر آنچه در اتاق گفته میشود را بشنود و آن را به سازمان اطلاعاتی مخابره کند.» او افزود که هیچکدام از اینها برای او جدید نبوده است: «زمانی که تازه استخدام شده بودم هم آنها قادر به انجام این کار بودند، این فناوری قدیمی است»، که اشارهای به اواخر دهه ۱۹۸۰ داشت.
کیریاکو یک شخص نامعتبر یا حاشیهای نیست. او از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۴ در این سازمان خدمت کرد، در سال ۲۰۰۷ به اولین افسری تبدیل شد که استفاده این نهاد از روش شـ.ـکنجه «غرقمصنوعی» را علناً تأیید کرد، و پس از متهم شدن طبق قانون جـ.ـاسـ.ـوسی، ۲۳ ماه را در زِ.نـ.ـدان گذراند.
مبنای استنادی و اسنادی این ادعا، مجموعه «گاوصندوق ۷» است؛ بیش از ۸٬۰۰۰ فایل محرمانه که افشاگر دادهها (ویکیلیکس) در مارس ۲۰۱۷ منتشر کرد. در میان آنها ابزاری با نام رمز «فرشته گریان» وجود داشت که با همکاری سازمان اطلاعات داخلی بریتانیا توسعه یافته و تلویزیونهای سری اف سامسونگ را هدف قرار میداد. این ابزار دستگاهها را در حالت «خاموشی صوری» قرار میداد که به نظر میرسید دستگاه خاموش است، اما ضبط صدا همچنان ادامه داشت.
یک شفافسازی فنی: ابزار فرشته گریان به جای تبدیل بلندگوها به حسگر صوتی، از حسگر صوتی موجود خود دستگاه استفاده میکرد؛ که این خود یک ادعای مجزا و مورد مناقشهتر است.
@wikispace 💫