ای نیمی از زن
و نیمی از ماهی
ای که فلسهای تنات
لطیفتر از آوازِ زنبقهاست
وقتی که آبشارِ نقرهییِ گیسوانِ تو
بر عریانیِ پیکرت
ف
ر
و
میریزد
و چشمانِ مرطوبِ تو
یادِ علفهای بارانخوردهی ماهِ اردیبهشت را
در خاطرم زنده میکند
با تو
خواهم گفت
عشق چیزیست به عظمتِ ستاره
در سالهای پیش از نجوم!
کیومرث منشیزاده (۱ بهمن ۱۳۱۷ - ۲۶ فروردین ۱۳۹۶)
@WomanHood
سرگذشت دوازده تن از زنان مؤثر در تاریخ ایران
محمدجواد بهروزی
@RastarLib
ایران درودی چشمانش را بست
تا در جهانی زیباتر دیدگان باز کند
@WomanHood
نظافتچی ساختمان یک زن جوان است که هر هفته همراه دخترک ۴-۵ سالهش میآید. امروز درست جلوی واحد ما صدای تی کشیدنش قاطی شده بود با گپ زدنش با بچه..
مادر
پاورچین، بیصدا، کاملا فضول! رفتم پشت چشمیِ در.
بچه را نشانده بود روی یک تکه موکت روی اولین پله.
بچه گفت: بعد از اینجا کجا میریم...
مامان: امروز دیگه هیچجا. شنبهها روز خالهبازیه...
کمی بعد بچه میپرسد: فردا کجا میریم؟
مامان با ذوق جواب میدهد: فردا صبح میریم اونجا که یه بار من رو پلههاش سُر خوردم...
بچه از خنده ریسه میرود.
مامان میگوید: دیدی یهو ولو شدم؟
بچه: دستتو نگرفته بودی به نرده میفتادیا...
مامان همانطور که تی میکشد و نفسنفس میزند میگوید: خب من قویام.
بچه: اوهوم... یه روز بریم ساختمون بستنی...
مامان میگوید که این هفته نوبت ساختمون بستنی نیست.
نمیدانم ساختمان بستنی چیست. ولی در ادامه از ساختمان پاستیل و چوبشور هم حرف میزنند.
بعد بچه یک مورچه پیدا میکند ... دوتایی مورچه را هدایت میکنند روی یک تکه کاغذ و توی یک گلدان توی راهپله پیادهاش میکنند که "بره پیش بچههاش... بگه منو یه دختر مهربون نجات داد تا زیر پا نمونم"
نظافت طبقه ما تمام میشود ...
دست هم راه میگیرند و همینطور که میروند طبقه پایین درباره آندفعه حرف میزنند که توی آسانسور ساختمان بادامزمینی گیر افتاده بودند.
مزهی این مادرانگی کامم را شیرین میکند.
مادرانگیای که به زاییدن و سیر کردن و پوشاندن خلاصه نشده. مادر بودنی که مهدکودک دو زبانه، لباس مارک، کتاب ضدآب و برشتوکِ عسل و بادام نیست.
ساختن دنیای زیبا وسط زشتیها از مادر، مادر میسازد.
@WomanHood
جالب است بدانید کتاب «شدن» میشل اوباما که مدت زیادی از چاپ زبان اصلی آن ( سال ۲۰۱۸) نمیگذرد، توسط علی اسلامی، طیبه شیخی، سعید دوج، کابک خبیری، محمدرضا فیروزی، علیرضا بهنام، حمیدرضا بلوچ و چندین مترجم دیگر ترجمه شده است.
کتاب حاضر، دریچهای است به زندگی شخصی خانم اوباما پیش و پس از ورود به کاخ سفید. او اولین بانوی اول آمریکایی آفریقاییتبار بود. باراک اوباما، شوهرش هم اولین رئیسجمهوری سیاهپوست آمریکا به شمار میرفت. خانم اوباما در این کتاب به مشکلات ازدواجش ازجمله سقطجنین اشاره کرده است. او گفته است چطور پس از دو بار حاملگی بیسرانجام، با لقاح مصنوعی بچهدار شده است. خانم اوباما در این کتاب همچنین از دونالد ترامپ، رئیسجمهوری سابق آمریکا انتقاد کرده است.
@RastarLib
آدم سالم کیست؟
روان شناسی در جواب اين سوال میگوید:
آدم سالم ، آدميه كه با خودش و با آدمهاى اطرافش در حال جنگ و ستيز نيست، نتيجتاً حضورش به آدم انرژى ميده!
بيشتر از اينكه انتقادگر باشه، مشوقه!
بيشتر از اينكه منفى باشه، مثبته!
بيشتر از اينكه متكبر باشه، متواضعه!
بيشتر از اينكه بخواد خودنمايى كنه، دوست داره در يك فضاى اشتراكى، ديگرانو ببينه و همينطور خودش ديده بشه!
با آدم سالم، شما بهترين بخش وجودتون دیده میشه
آدم سالم زيبايیهارو ميبينه و به زبون مياره!
آدم سالم خوش خلق هست، مزاح و طنز خوبى داره!
آدم سالم همونى هست كه ميبينى، فیالبداهه است!
خلاقيت داره، برخوردش محترمانه است، ميتونيد به او اعتماد كنيد، احساس امنيت كنيد!
آدم سالم كنترل نياز نداره، تحسین نیاز نداره، هر روز به یک رنگ در نمیاد.
آدم سالم با مجموعه رفتارهاش به شما احساسى رو ميده كه در حقيقت شما خودت رو مثبت تر و بهتر از انچه که هستی ببینی و وقتی که این آدم سالم کنارت نباشه دیگران حقیقت واقعی شما رو درک میکنند که پشت توانایی های آدم سالم شما هم بزرگ دیده شده بودی!
این آدمها را در گوشه ای از زندگی حفظ کنید.
@WomanHood
🌺
گر به یغما ببرد ساقی مَهرو دل من
جز به میخانه از این پس نبود منزل من
نشد از سَجه و سجاده چو کارم آسان
مگر از باده شود حل همهٔ مشکل من
گر شکافند سراپای وجودم نگرند
جز تو دیگر نتوان یافتن اندر دل من
ور به شمشیر غمت کشته شوم بعد وفات
گُل خوشبوی وفای تو دمد از گِل من
حاصل عمر بجز عشق پرستی نبود
غیر از این پیشه به گیتی نبود حاصل من
سر سودای وصال تو زخامی دل است
عقل خندان شود از فکر بد باطل من
بیم آن است مرا از نَفَسِ بازپسین
تا چهسان گشته از اسرار ازل این دلِ من
گر کِشی تیغ پِی قتل من از فَرط خوشی
پیش تیغت بنهم سر چو تویی قاتل من
گفت راوی دل از این عیشپرستی برگیر
وه چهسان پند دهد دلبر سنگین دل من
راوی شیرازی
سَجَه = نام بُتی است
@RastarLib
بخشی از سخنان گلرخسار درباره مجله کلک و مجله بخارا و فعالیتهای علی دهباشی که در فیلم مستند "سلام من دهباشی" هستم به کارگردان جواد آتشباری آمده است.
@RastarLib
نگارنده در این کتاب بر آن است تصویری روشن از زندگی و شعر زنان ایرانی از کهنترین ایام شکلگیری شعر فارسی، یعنی از دوره "رابعه قزداری "تا عهد "فروغ فرخزاد " به دست دهد و طی آن زمینههای اجتماعی و تاریخی ظهور شاعران و تنگناهای آن را بررسی نماید. مطالب نخستین کتاب، درباره "رابعه قزداری" است که چگونه در اثر تعصبات جامعه تاریکاندیش، در راه عشق جان باخت. بخش بعدی کتاب نیز شرحی است از زندگی، محیط اختناق، و ویژگیهای شعری "مهستی گنجهای" و "شاهزاده جهان ملک" که در پی آن، نویسنده از دوره مربوط به آغاز قرن دهم تا آغاز قرن سیزدهم، تحت عنوان: " دوره دگردیسی" یاد کرده خاطر نشان میکند: با توجه به این حال و هوا و کمی شمارگان شاعران برجسته مذکری که تا آن زمان کدخدایی خود را در ادب پارسی حفظ کرده بودند نباید به طلوع شاعران زن بسیاری در این زمان اندیشید و از این سرودسازان ساده مستوره که جامعه غالب آنان را ناقصالعقل، محتاله و ویرانگر میدانست، جز بانگی کوتاه صدای دیگری به ما نرسیده و در درازنای این گردباد فرهنگی بیشترین آثار آنان، بهسان هویت اجتماعیشان ناپدید گشته است.
نویسنده ظهور شاعران زن ایرانی را از دوره فتحعلی شاه قاجار و پس از آن، چشمگیرتر مییابد، به گونهای که حتی برخی از آنان در محافل ادبی حضور مییابند و بیش و کم از خود نامی بر جای مینهند که از آن جملهاند : قرهالعین، مریم خاتون آبادی، عالم تاج قائم مقامی و دیگران که پس از آن به تفصیل از زندگی و شعر "پروین اعتصامی "و "فروغ فرخزاد "سخن میرود.
@RastarLib
از جمله مواردی که در متن تاریخ ایران فراموش شده، شرح زندگانی و اقدامات زنانی است که با سیاستهای درست یا نادرست خود مسیر تاریخ را تغییر دادهاند. در این کتاب شرح زندگانی دوازده نفر از این زنان به صورت داستانهایی که بسیار نزدیک به واقعیت است با اسامی حقیقی آنها که مستند به مدارک تاریخی است، آورده شده است.
این زنان عبارتاند از:
-پری خان خانم (دختر شاه طهماسب صفوی)
-جمال شادملک (همسر سلطان خلیل گورکانی)
-خواند سلطان (همسر شاه محمد مظفری)
-بغداد خاتون (همسر ابوسعید بهادر) -ترکان خاتون (همسر اتابک ابوبکر سعدبن زنگی)
-پادشاه خاتون (همسر گیخاتو ایلخان مغول)
-ترکان خاتون (مادر سلطان محمد خوارزمشاه)
-سیده ملک خاتون (همسر فخرالدوله دیلمی)
-خیزران (مادر هارونالرشید، خلیفه عباسی)
-پریزاد یا پروشات (دختر اردشیر اول هخامنشی)
-اشتر یا ستاره (همسر خشایارشا، پادشاه هخامنشی)
-اسپاگو (مادر رضاعی کورش هخامنشی)
درباره نویسنده:
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF_%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C
@RastarLib
آبش خاتون
"آبش خاتون"، بانویی که تنها زن فرمانروای فارس بوده و در زمان حکمرانی خود فعالیتهای بسیاری را برای پیشرفت وآبادانی شهر شیراز انجام داده است. "ابش خاتون" آخرین اتابک از خاندان سلغریان بود که در قرن هفتم هجری قمری میزیسته است. وی نزدیک به یازده سال بر فارس حکومت کرد. آبش خاتون یکی از محبوبترین چهرههای زمان خود و از خاندان اتابکان سعد زنگی بود که در زمان خود در ایران جایگاه ویژهای داشتند. دوران فرمانروایی این بانو، اوج شکوفایی مکتب شیراز دوم بوده است. این مقبره که به نام رباط آتش نیز شناخته میشود، در قبرستان "امکلثوم" که بنا بر روایات موجود در کتاب "هزار مزار" و "شیرازنامه" یکی از گورستانهای اصلی شهر شیراز بوده است، واقع شده.
مقبره "آبش خاتون" که می تواند جاذبه بسیار مناسبی برای گردشگران داخلی و خارجی باشد، به واسطه عدم توجه به داشتههای فاخر شهرشیراز، شمارش معکوس ویرانی خود را آغاز کرده است. بدین منوال بیشک روزی فراخواهد رسید که از "آبش خاتون" تنها یک وجه تسمیه برای "فلکه خاتون" که دیگر وجود ندارد، و یک مجسمه مومی خاک گرفته در موزه مشاهیر فارس باقی مانده باشد.
@WomanHood
این آهنگ را قبلاً هم شنیدهام
مری هیگینز کلارک
ترجمه مهین قهرمان
@RastarLib
مشخص نيستند
نه جای زخم هايت
نه آنانکه زخمت زده اند
به برکه ها می مانی عزيزم
و هر سنگ که زخمی ات می کند
در تو آرام می گيرد
زخمها زيباترت می کنند
به برکه هايی شبيهی
که با سنگ های خوابيده در بسترشان
زيباترند
🔲 تو را دوست میدارم.
تو را،
به جای همهی زنانی که نشناختهام دوست میدارم.
تو را به جای همهی روزگارانی که نمیزیستهام دوست میدارم.
برای خاطر عطر گسترده بیکران و برای خاطر عطر نان گرم
برای خاطر برفی که آب می شود،برای خاطر نخستین گل
برای خاطر جانوران پاکی که آدمی نمیرماندشان
تو را برای خاطر دوست داشتن دوست میدارم
تو را به جای همهی زنانی که دوست نمی دارم دوست میدارم.
جز تو، که مرا منعکس تواند کرد؟ من خود، خویشتن را بس اندک میبینم.
بی تو جز گسترهی بیکرانه نمیبینم
میان گذشته و امروز.
از جدار آینهَ خویش گذشتن نتوانستم
میبایست تا زندگی را لغت به لغت فرا گیرم
راست از آنگونه که لغت به لغت از یادش میبرند.
تو را دوست میدارم برای خاطر فرزانگیت که از آن من نیست
تو را برای خاطر سلامت
به رغم همهی آن چیزها که به جز وهمی نیست دوست میدارم
برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمیدارم
تو می پنداری که شکی، حال آنکه به جز دلیلی نیستی
تو همان آفتاب بزرگی که در سر من بالا میرود
بدان هنگام که از خویشتن در اطمینانم.
پل الوار
@WomanHood
ای بهار
روزهای سرد
روزهای زرد
روزهای درد
روزهای هرکه هرچه بُرد
روزهای هرکه هرچه کرد
یکنفر نشست
یک نفر شکست
یکنفر صدایش در صدای دوست نطفه بست
از میان سنگلاخ و سوز و برف و و مه
ما بسوی قله می رویم بی گسست
بشگفت ای ستاره سحر
ای بهار سرزمینِ شبگرفته باز گرد.
زنده یاد سیاوش کسرایی
@WomanHood
بسیار گل از کف من برده است باد
اما من غمین
گل های یاد کسی را پرپر نمی کنم
من مرگ هیچ عزیزی را باور نمی کنم
نقاشی اثر کیوان مهجور
@WomanHood
گلرخسار صفیاوا
گلرخسار صفی آوا ، زاده ۱۹۴۷ میلادی در روستای یخچ کشور تاجیکستان، از شاعران پارسیگوی تاجیک است که به وی لقب «مادر مردم تاجیک» را دادهاند. او نخستین شعر خود را در ۱۲سالگی سرود و در ۱۵سالگی آن را منتشر کرد. پس از آن چندین مجموعه شعر از او منتشر شده است.
مهمترین دلمشغولی او دغدغه ناب انسانی است که فارغ از جنسیت است. او در شعر خود میکوشد فریادهای در گلو شکسته و دردهای مردم تاجیکستان را بازتاب دهد. مسائل سیاسی اجتماعی نیز در برخی از شعرهای صفیآوا نمود روشنی دارد.
بیشتر درباره شاعر:
https://fa.wikipedia.org/wiki/گلرخسار_صفی%E2%80%8Cاوا
@RastarLib
نیمههای ناتمام/نگرشی نو در شعر زنان از رابعه تا فروغ
پوران فرخزاد
@RastarLib