1994
اندیشه، آگاهی، اعتماد به نفس. مطالبی درباره ی زنان، برای همگان. کلیه متون اثر نویسنده زنان آگاه. بازنشر با ذکر لینک کانال و منبع آزاد. . *بدون تبلیغ.
🔶واتاباوتیسم (Whataboutism): وقتی پاسخ به نقد با «پس فلانجا چی؟» عوض میشود
در بحثهای سیاسی، اجتماعی و حتی روابط روزمره، گاهی به جای پاسخ دادن به یک نقد، فرد موضوع دیگری را مطرح میکند و میگوید: «پس درباره آن یکی چه میگویی؟». این شیوه استدلال را واتاباوتیسم (Whataboutism) یا «پسچهگرایی» مینامند.
🔸تعریف
واتاباوتیسم یک مغالطه یا تاکتیک ارتباطی است که در آن فرد به جای پاسخ مستقیم به یک انتقاد یا مسئله، توجه را به مسئلهای دیگر منحرف میکند. هدف اصلی معمولاً رد کردن نقد نیست، بلکه تغییر جهت گفتگو و کاهش فشار روی موضوع اصلی است.
🔸مثال ساده:
- الف: «این سیاست به محیط زیست آسیب میزند.»
- ب: «خب، پس چرا درباره آلودگی کشورهای دیگر حرف نمیزنی؟»
در اینجا فرد «ب» به انتقاد پاسخ نداده، بلکه موضوع را تغییر داده است.
🔸 خاستگاه تاریخی
اگرچه این روش از دیرباز وجود داشته، اما اصطلاح Whataboutism در دوران جنگ سرد مشهور شد. رسانهها و تحلیلگران غربی مشاهده کردند که وقتی از عملکرد دولت شوروی انتقاد میشود، پاسخهایی مانند این مطرح میشد:
«و شما در آمریکا با تبعیض نژادی چه میکنید؟»
به این ترتیب، به جای بررسی نقد مطرحشده، توجه به خطاهای طرف مقابل جلب میشد.
🔸اهداف واتاباوتیسم
1. منحرف کردن بحث از موضوع اصلی
2. کاهش اثر انتقاد
3. دفاع از یک فرد، گروه یا ایدئولوژی
4. ایجاد تردید و سردرگمی در مخاطب
5. تبدیل گفتگو به رقابت برای یافتن مقصر
🔸 نمونههای آسیبزا
📍مثال ۱:
- «این مقام فساد مالی داشته است.»
- «مگر مقامهای قبلی فساد نداشتند؟»
وجود فساد در گذشته، فساد فعلی را توجیه نمیکند.
📍مثال ۲:
- «خشونت علیه زنان یک مشکل جدی است.»
- «پس خشونت علیه مردان چه؟»
هر دو موضوع مهماند، اما مطرح کردن دومی برای نادیده گرفتن اولی، نمونهای از واتاباوتیسم است.
📍مثال ۳:
- «این شرکت حقوق کارکنان را نقض کرده است.»
- «شرکتهای دیگر هم همین کار را میکنند.»
رایج بودن یک رفتار، آن را درست نمیکند.
🔸آیا همیشه بد است؟
نه. گاهی اشاره به موضوعی مشابه میتواند مشروع و مفید باشد، به شرط آنکه برای گسترش تحلیل باشد نه فرار از پاسخگویی.
🔸نمونههای مفید
📍مثال ۱:
- «چرا فقط این کشور را نقد میکنید؟»
- «خوب است وضعیت کشورهای مشابه را هم مقایسه کنیم تا استاندارد یکسانی داشته باشیم.»
در اینجا هدف فرار از بحث نیست، بلکه ایجاد چارچوبی منصفانهتر است.
📍مثال ۲:
- «این سیاست مشکل دارد.»
- «در کنار آن، بیایید سیاستهای مشابه در جاهای دیگر را هم بررسی کنیم تا راهحل بهتری پیدا کنیم.»
این استفاده به روشنتر شدن موضوع کمک میکند.
🔸چگونه واتاباوتیسم را تشخیص دهیم؟
از خود بپرسید:
- آیا به سؤال یا نقد اصلی پاسخ داده شد؟
- آیا موضوع جدید ارتباط مستقیم با بحث دارد؟
- آیا هدف روشن شدن مسئله است یا تغییر موضوع؟
- آیا مسئله اول هنوز بیپاسخ مانده است؟
اگر پاسخ به نقد با یک «پس فلان چیز چه؟» جایگزین شود، احتمالاً با واتاباوتیسم روبهرو هستیم.
_به دانش آموزان گفتند "پلاک جنگی" بندازند گردنشون که اگر زیر بمب مردند (!) شناسایی بشند!!
مراکز نظامی و نیروهاتون رو از مدارس دور کنید بیشرفها!! نه که پلاک بندازید گردنشون!!
_ عزیزانِ "نه به جنگ" هیچ وقت از نیروهای نظامی و ادوات جنگی کنار مدارس نمیگند. صبر میکنند ج.ا یه حرکت احمقانه بزنه و پاسخ بگیره، بعد شعار "نه به جنگ" سر میدند و سنگ کودکان رو به سینه میزنند! همین الان باید صدات در بیاد نه بعدا ! ای لعنت خدایان بر شما "سه فاسد" باد که دشمن ایرانید و فلسطین و آنتی پهلوی بودن مخرج مشترکتونه.
_تکذیب شده؟ مثل همه دروغهای صدا و سیما که حقایق رو تکذیب میکنند. مادرانی که دانش آموز دارند که چنین چیزی نمیگند.
به قلم زنان آگاه @zanAneAgah
موضوع ساده است. بخش قابل توجهی از جمعیت ایران معاصر مقیّد به مذهب و رعایت موازین آن نیستند. هیچ کاریاش هم نمیشود کرد. شاید ممنوعیتها در سالهای نخستین پس از انقلاب سال ۵۷ و تا همین یک دهه اخیر توانسته بود حداقل ظاهر جامعه را یکدست و معتقد به یک سبک زندگی مشخص که نشأت گرفته از احکام و فقه شیعه بود در بیاورد، اما عدم باور قلبی نیز به موازات ممنوعيتها و اجبارها یک زندگی دوگانه و ( نامرئی در ملأ عام ) به وجود آورده بود. چه بسیار ایرانیانی که در خفا نوشیدند، رقصیدند، با ویدئو و بعدها ماهواره فیلم نگاه کردند، موسیقی گوش کردند، بدون ازدواج با هم خوابیدند و عشق بازی کردند، پاسور بازی کردند ولی در ظاهر خودشان را همانی نشان دادند که حاکمیت دوست داشت. اما این زندگی موازی هرچه که به جلوتر آمدیم به آن خویشتن واقعی نزدیکتر و نزدیکتر شد. مثل همین تصویر! مادری که در دوران تحصیل مانتواش پوشیدهتر و مقنعهاش با دقت بیشتری گردی صورت را احاطه کرده بود این چنین در کنار فرزندی قرار گرفته که داشتن زندگی موازی برای او بیمعتیتر از نسلهای پیشین خودش است...
موضوع بسیار ساده است. بخشی از آدمهای این مملکت به قواعد مذهبی باور قلبی ندارند و به هیچ شکلی نمیشود در قلب آنها ایمانِ زوری کاشت. حجاب اسلامی باید نشات گرفته از خواست و اراده قلبی انسان باشد و احترام به حق انتخاب پوشش چیزی است که تقریبا در همه کشورهای اسلامی نیز به رسمیت شناخته میشود... پرسش اینجاست که سرنوشت کشمکش بین بخش بزرگی از جامعه با قوانین جاری در ایران تا کی قرار است ادامه داشته باشد؟ و حق انتخاب پوشش زنان ایران کی قرار است به رسمیت شناخته شود؟
پینوشت :
این تصویر حتی اگر ساخته هوش مصنوعی باشد، خدشهای به حقیقت این روزهای ایران وارد نمیکند، چراکه مشابه آن به وفور در خیابانهای کشورمان قابل مشاهده است...
به قلم رسول اسدزاده
@zanAneAgah
به فرزند پسرمان در آغاز مسیر سن بلوغ چه بگوییم؟ از زبان یک روانشناس.🍀
https://www.instagram.com/reel/DdoyPx9Mks1/
از روزی که پزشکیان رئیس جمهور شده یعنی مرداد ۱۴۰۳ تا الان
طلا گرمی ۵۹۴٪
سکه ۴۶۷٪
دلار ۲۹۲٪
شیر ۳۶۲٪
برنج ۳۱۷٪
لوبیا ۲۰۴٪
مرغ ۲۸۵٪
تخم مرغ ۴۰۰٪
گردو ۲۲۰٪
گوسفند زنده ۸۱٪
گوساله زنده ۱۹۰٪
کوییک ۲۳۷٪
گرون شده!
البته الان بحث پزشکیان یا زرشکیان نیست.
بحث هموطنانیه که بازم امید به اصلاح این حکومت داشتند و رای دادند! ازینجا بهشون سلام می کنم. فقط نمی دونم به بچه هاشون در آینده (این نسل رک عاری از رودرواسی که به راحتی قانع نمیشه) قراره چی بگند بابت این حماقت تاریخیشون.
به قلم زنان آگاه @zanAneAgah
مهربان اما بیفکر
دوست سابقم. چون خیلی وقته که دوستم نیست. می دونین چی می گفت؟؟
خیلی مهربون و گوگولی بود. منتها احمق بود. مهربون بودن کنار احمق بودن به درد نمی خوره.
نه ماهواره میدید، نه هیچ پیج درست درمونی رو دنبال میکرد. نه تو عمرش دوتا کتاب به دردبخور خونده بود. کلا بیق بیق. بی خبر از جهان.
دنیاش کاسه قابلمه بود و خوشگذرونی. ولش میکردی پنج روز در هفته میخواست بره کافه.
اصلا خبر نداشت رئیس جمهور کیه؟ اون کیه؟ سردار قاتلانی چی کاره ست؟ دارند دقیقا چی کار می کنند با ملت؟ نه میدونست نه میخواست که بدونه. براش مهم نبود.
وضع مالیش؟ خوب بود خداروشکر. فقط به نظرش میومد که هی همه چی داره گرون میشه. می گفت وای چه گرون! ولی می خرید.
از کمپین های نخریدن و اعتراض اصلا خبردار نمی شد. اگرم می شد جدی نمی گرفت.
اگر میگفتند پاندمیه، بمونید خونه و... پا میشد درحالیکه صداش از کرونا خروسک شده بود از تک تک بقال و چقال خرید میکرد. می گفت من کرونا-مرونا حالیم نیست! همه رو ماچ میکرد. (وای چه مهربون!)
در این حد هپروت بود، که وقتی توی خیابون کشتار راه افتاد کلا نفهمید. جدی ممکن بود با تیراندازی سوپرایز بشه.
بهش گفتیم جنبش مهساست. یکی رو کشتهاند! دارند بازم میکشند!
گفت "وا؟ برای چی؟ من که شوهر و بچه مو دارم. خونه مم دارم. پولمو دارم. راضی ام! اینام بی خود شلوغش می کنند!!"
حجاب از سرش نمیفتاد. حسین بازی و رمضون بازی از زندگیش حذف نمیشد. ولی زندگی واقعی مردم به هیچ جاش نبود!!!
دیگه راحت ترین ابزار اعتراض، یه استوری بود که میگفت "اهل استوری نیستم"! 🤪🤪
خیلی فرق داره که تو هیچ نوع ادعایی مبنی بر رعایت اصول دین و خدا و پیغمبر نداشته باشی و این جوری به حقوق بشر یا حق الناس بی تفاوت باشی، یا این که نشانگان مذهب رو با خودت حمل کنی. تقویم زندگیت تقویم دینی اسلامی باشه. برات محرم و نیمه شعبان و ذی حجه و فلان فرق بکنه و...
و انقدر پخمه باشی!! انقدر انسان نباشی!!
اشتباه نکنید. دوست سابق آدم بدجنسی نبود. خیلی مهربون و خوش قلب بود. ولی مغزش آکبند بود. انگار از سرش "تفکر انتقادی" رو درآوردند. به جاش فقط "دلخوشیهای کوچک بی ارزش" گذاشتند. "سرگرمی های دینی".
مثال از بیفکریش زیاده. فقط رسیدگی به شکم و زیرشکم شوهر. فقط بچه. و نگران ازینکه نکنه شوهرم از وضع حجابم ناراضی باشه! بلاخره مرده!!
جدی اگر بهشت و جهنمی باشه، جای مومن مهربانی که هرگز نه فکر کرده ، نه قوه تحلیل داره، نه از نوک دماغ جلوترش رو می بینه، نه جراتمندی داره واسه هر نوع اعتراض و انتقاد کجاست؟
من میگم بهشتی اگر هست، این مهربونایی که با قلب پاک و "مغز پاک" فقط چسبیدند به مناسک دینی و ظاهرا به کسی بدی نمیکنند هم می رند بهشت. می دونید چرا؟؟
چون بهشت به آهو و خر و گورخر معصوم هم نیاز داره تا اونجا بچرند و فضا رو زیبا کنند برای بهشتیان واقعی.
یک انسان آگاه عصبانی باش.
نه یک مهربون انرژی مثبت گاو!!
به قلم زنان آگاه @zanAneAgah
سازمان ملل با تصویب یک قطعنامه، نقشه زمینبرابر را به دلیل نمایش دقیقتر مساحت واقعی خشکیها جایگزین نقشه تاریخی مرکاتور کرد.
(نقشه واقعی سمت راست)
بیلبوردهایی برای عروسی سیریک،
احساساتی کردن مردم از یک بحران خودساخته. اما همدردی مارا نابینا نمیکند.
https://www.instagram.com/p/Dc5SXZVFveL/
مخالفت شدید یا... واکنش وارونه
"هراس یا ترس مرضی، نمونه ای از مکانیزم دفاعی «واکنش وارونه» محسوب می شود. فرد خواستار چیزی است که از آن می هراسد. به عبارت دیگر، فرد از شی نمی ترسد بلکه از میل به آن هراس دارد. واکنش وارونه، از ارضا شدن این میل مهیب و ناخواسته جلوگیری می کند. هم چنین واکنش وارونه ممکن است از «فرامن» نشات بگیرد. در حقیقت فرامن را می توان یک نظام واکنش وارونه تلقی کرد که برای حفاظت از ایگو در برابر نهاد و دنیای بیرونی رشد و نمو یافته است. آرمان های والا درباره ی درستکاری و خوبی ممکن است بی شک به عنوان واکنش های وارونه علیه شی گزینیهای ابتدایی تلقی شوند تا ارزش های واقع بیننانه که قابلیت عملی شدن را دارند.
تصورات بدیع در رابطه با پاکدامنی و عفاف ممکن است نقابی بر تمایلات خام و خشن جنسی باشد. نوع دوستی ممکن است پنهان کننده ی خودپرستی، و زهد و تقوا نهان کننده ی گناهکاری باشد."
کتاب مقدمات روانشناسی فروید.
اثر کالوین.اس. هال
@zanAneAgah
اصل بقا در جامعه
صلح با مذهب از منظر روانشناسی
زن مسلمان/شیعه مومن و معتقد که هیچ مشکلی با دین خودش نداره
و تمام نکات ضد حقوق بشری و زن ستیزانه براش توجیه شده ست
اغلب نه از سر فرهنگ
که برای "اصل بقا در جامعه"
تصمیم گرفته پشت مغلطه احترام به عقاید پنهان بشه...
مشکل اینا چیه؟ آیا مشکلی دارند؟
از نظر من بله. وقتی والدین ما (که اولین حمایتگران و شکل دهنده شخصیت ما هستند) ما رو سال ها در منگنهی سنت و مذهب میذارند و به شکلی اعواج یافته رشد میدند...
ماهم در طول سالها یاد میگیریم برای جلوگیری از فروپاشی روانی، برای بقا در خفقان فرهنگ خانواده، قسمت تحلیل و انتقاد مغز رو فلج کنیم...چون در سالهای رشد در شرایطی نیستیم که والدین رو از ایدئولوژی معیوب جدا کنیم. و مثلا برای ما مفهوم مادر، چادر گلدار،جا نماز و گل های یاس داخلش،و سفره افطار یکی میشند! پدر و صدای اذان و جعبه زولبیایی که زیر یک بغل و سطل آش و حلیم در دست دیگه یکی میشند! ما در کودکی نمی تونیم ایدئولوژی، رسوم تکرار شونده و والدین رو از هم جدا کنیم. و حداقل تا دو دهه امکان جداشدن از والدین ، به عنوان منبع دریافت مراقبت و حمایت رو نداریم.
پس بخش انتقادی مغز رو فلج میکنیم. پناه می بریم به مکانیزم های دفاعی. انکار، توجیه، دلیل تراشی... و این عملیه که برای جلوگیری از فروپاشی روانی صورت میگیره.
تا شروع بزرگسالی شاید مشکلی پیش نیاد. چون خانواده دنیای فرد رو محدود به فضای انتخابی خودش میکنه. اما بعدش چی؟ تازه اونجا داستان شروع میشه! فرد بزرگسال دنیاش بزرگ تر و تجربهها و مراودات اجتماعیش بیشتر میشه. شخصیت شروع میکنه به ساختن لایه های جدید. و می بینه ئه، سبک زندگیش، ایدئولوژی خانوادگیش و.. چقدر ایراد داره!
واکنش های انتخابی فرد بعد از این مواجهه ست که اهمیت پیدا می کنه.
این که با پرداخت هزینه عاطفی-روانی (به خاطر در هم تنیدگی اعتقادات با سبک زندگی خانواده ایرانی) زندگیش رو تغییر بده. یا برای همیشه برای انکار دست و پا بزنه. مثل وضعیتی خسته کننده، جهت به زور نگه داشتن یک توپ بادکنکی زیر آب.
به قلم زنان آگاه @zanAneagah
#روانشناسی
خداحافظ "عالیجناب!"
هیچ شاهد و مدرکی ندارم.
اما همیشه فکر می کردم که مجموعه شبکه های جم به جمهوری اسلامی وصله.
اون موقعی که منوتو با دو عدد شبکه شروع کرد، و به طرز غیرقابل انکاری تصویر و کیفیتش چند سر و گردن بالاتر از کل سازمان صدا و سیما بود، همه از خودشون پرسیدند منبع مالی منوتو کیه؟ دولت انگلیس؟! ولی کسی درباره منبع مالی مجموعه ی جم سوال نکرد.
منوتو فقط دو عدد شبکه داشت که دید نمی تونه هزینه همون دو عدد رو بده. اگر درست یادم باشه، زیر یک سال یکیش رو حذف کرد و کلا شد یک شبکه. ولی جم نه تنها کم نشد، نه تنها بهش فشار مالی نیومد، بلکه هی بچه کرد. شد دوازده تا شبکه! جم هالیوود، جم بالیوود، جم کرهای، جم کلاسیک، جم جونیور و... یادمه هدفشون شونزده شبکه بود.
دوازده شبکه!! خرید قانونی کلی فیلم و سریال و برنامه، می دونین چقدر هزینه نیاز داره؟! می دونین چه منبع مالی عظیمی می خواد؟!
و چیزی که جالبه، ج.ا به منوتو می گفت شبکه ی "معاند" یعنی دشمن.
ولی به گروه جم نگفتند معاند، گفتند "منافق". تعریف منافق طبق سایت "ویکی شیعه" اینه: مُنافِق شخصی که در دل، دین اسلام را نپذیرفته ولی در ظاهر خود را مؤمن نشان میدهد.
به عبارت دیگه، صاحب این شبکه به نوعی جزو گروه های آخوندی بوده و منبع مالیش هم از ج.ا اومده. ولی لابد نخواسته رفقا رو در جریان بذاره که پروژه تاسیس مجموعه شبکه های ماهواره ای در پیش داره، و سهمی هم به کسی نداده. و به جای "معاند" شده "منافق"!
به هر صورت، هیچ وقت کسی نگفت چرا وقتی در ایران شرایط این جور و اون جوره، شبکه های جم داره با پخش سریال های بی پایان و بی سر و ته ترکی حواس مردم رو پرت می کنه. هیچ کس نپرسید منبع مالی جم از کجاست؟ هیچ کس نپرسید چرا باید صاحب یک مجموعه شبکه های غیرسیاسی سرگرمی "ترور" بشه؟ ولی درباره منوتو خیلی سوال ها شد و هر پاسخی هم اومد واکنش چیزی شبیه این بود که "ما می دونیم، شما دشمن مایید!" خیلی ها به منوتو که کاملا جهت گیری واضحی هم داشت ایراد گرفتند و با پوزخند تحریمش کردند. (جهت دار بودن هر شبکه یه موضوع کاملا طبیعیه در علوم ارتباطات. و فکر نکنم هرگز شبکه فارسی زبان صد در صد بیطرفی پیدا کنیم). اما هیچ کس به مجموعه شبکه های ثروتمند جم، نه ایرادی گرفت نه سوالی کرد. هیچی. انگار مغزها هم در کنار چشم ها هیپنوتیزم شده بودند که فقط ببینند "فاطماگل" یا "گوزل" به عشقشون می رسند و آخرش "پنبه خانم با عبدالله خان" با پنجمین ازدواج بچه هاشون چی کار می کنند!!
اینم عجیب و جالب بود که پس از ترور صاحب مجموعه شبکه های جم، کانال ها آخ نگفتند و برنامه هاشون رو ادامه دادند.
هر سال در سالروز ترور مدیر شبکه های جم و گویا روز تولد اون آقا، یه ویژه برنامه پخش می کنند و بهش می گند "عالیجناب!"
به قلم زنان آگاه @zanAneAgah
۶ فروردین1405
یکی از فرماندهان بسیج اعلام کرد که از کودکان بالای ۱۲ سال در ایستهای بازرسی استفاده میکنند.
بچهکشی این نیست که بمب بزنی و بعد معلوم بشه اونی که با لباس نظامی و اسلحه ایستاده بچه بوده. بچه کشی اینه که لباس نظامی تن بچه بکنی و اسلحه بدی دستش.
از عید تاحالا کلی بیلبورد و دیوار نویسی کج و معوج عرزشی ها رو دیدیم که دم از "بچه کشی" آمریکا و اسرائیل زدند. نقاشی های بچگونه به دیوار می زنند دم استیج های پرچم-چرخونی شبانه شون و... درحالی که خودشون تن بچه لباس نظامی می کنند. خودشون نیروهای سرکوب رو توی مدارس مستقر می کردند. خودشون توی حیاط بیمارستان (!) توپ و تانک و پدافند و دوشکا و چه و چه میگذاشتند...
"بی وجدانی" حاکمیت و "حماقت" هواداران اینا واقعا ترکیب شگفت و غم انگیزیه.
به قلم زنان آگاه @zanAneAgah
برو ولیت رو بیار!👩🏫
خانمه نوشته بود "لبخند رو لبامه... چون یه خانمی پسرش رو خوب تربیت کرده."
عجیبه. چرا باید رفتار مردان رو مرتب به مامانشون ربط بدیم؟
مرد بزرگسال بلد نیست تو رابطه درست رفتار کنه، می گیم مامانش تربیتش نکرده.
یه مرد پیدا میشه که مثل انسان رفتار میکنه، میگیم آفرین به مامانش!
سوال اول: چرا درباره زنان هی نمیگیم تربیت مامانش مامانش؟؟؟ چون زن رو مسئول رفتار خودش میدونیم. به زنان تخفیف نمیدیم که بدرفتاری احتمالیشون رو بندازیم گردن دیگران.
فقط مردها رو بچههایی می دونیم که مسئول رفتارشون نیستند و باید یکی دیگه رو به خاطر اشتباهاتشون مقصر دونست. مهم اینه که مرد گنده سرزنش نشه بابت رفتارهایی که خودش مسئولشه!
سوال دوم: پدران این مردهای گنده کجان؟! این "کوه درد پدر"های مقدس کجان؟؟ هیچ نقشی ندارند؟ الگوی اول و آخر پسر برای رفتار با جنس زن، باباشه! اتفاقا هرچی پسر بچه ننهتر، باباهه بیخاصیت تر و به دردنخورتر!! هرچی پسر در رابطه با زن بیادب تر و پرروتر ، باباهه وقیحتر و دیکتاتورتر! (حالا ممکنه تا زمانی که به ما برسند، ورژن زهوار در رفتهی خستهی بیزبون اون پدر رو ببینیم در کنار مادر سر زبون دار و سلطهجو... ولی پیشینه رفتاری مهمه.)
در کل ما عادت داریم مامانها رو بابت رفتار پسرها (مردان سی-چهل ساله!) سرزنش کنیم. مگه نه؟!
چندین دهه دخترها کمترین آموزش سالم رو نداشتند و هرچی بلدند خودشون به خودشون یاد دادند. ولی نمی فهمم مردهای گنده در سن سفید شدن شقیقهها و... بازم باید رجوع کنیم به مامانشون؟! آیا به مردان یاد ندادند تو جامعه با زن مثل آدم رفتار کنند؟ خب این وظیفه خودشون بوده که یاد بگیرند. به همین سادگی.
به قلم زنان آگاه @zanAneAgah
مهاجرت به اروپا وسط جنگ
سلام دوستان. در حال حاضر خیلی از سفارتها (کشورهای درست حسابی) کلا بستهست. بعضی سفارتها یه دفتر جداگانه هم داشتند برای تحویل مدارک ویزا و... که اونام خیلیاشون کلا جمع شده به خاطر بیثباتی شرایط سیاسی.
فریب موسسات کلاهبردار رو نخورید در این وضع اقتصادی به هوای مهاجرت. اصلا جایی وجود نداره که بخواد مدارک تحویل بگیره.
با این حال هر روز پیامک تبلیغاتی میاد "مهاجرت به اروپا بدون زبان، بدون مدرک، بدون فلان!"
اینا چند هزار یورو برای هر نفر میگیرند و هیچ کاری نمیکنند. وقتی هیچ دفتری بازی نیست به کجا چه مدرکی بدند آخه؟! و حتی اگر جایی یهو باز بشه، به تجربه دیدم در وضعیت بیثبات ویزا نمیدند. بیخودی به پاسپورتتون سابقه ریجکتی اضافه نکنید.
مورد دیگه این که تا آخر تابستون هیچ پروازی به اروپا نیست. (لوفتانزا هم که تا اول آبان پرواز نداره). یعنی به فرض محال اگر کسی بتونه ویزایی بگیره، پرواز نداره. مگر این که تیکه تیکه با ترکیب زمینی و هوایی و از راه بسیار سخت اصرار به رفتن داشته باشه.
متاسفانه فعلا هیچ کاری نمیشه کرد جز صبر و تماشا که ببینیم چی میشه. ظاهرا به کانال ربط نداره ولی چون میدونم خیلیها در فکر رفتن اند... گفتم شاید به درد کسی بخوره.
😐😳🙄🤦♀
به قلم زنان آگاه @zanAneAgah
زیر فیلمی که سختیهای یک مادر دست تنهای فقیر و تحت فشار رو نشون میداد، کامنت گذاشته بود "تماشای این فیلم رو به خصوص به خانم های قوی و... توصیه میکنم."
این جور فیلمها یا کتابها رو به *مردان توصیه کنید. نه خانمها!
خانمهایی که در سختی زندگی میکنند نیازی به آینه ندارند که باز خودشون رو ببینند. موضوع اینه که زنان قوی و له شده زیر بار زندگی،در جامعه نامرئی میشند.
و این آقایوناند که بهتره دیدن زندگی رو از دید یه زن/مادر دست تنها تمرین کنند.
به قلم زنان آگاه @zanAneAgah
سندرم فلافل لب جوب!
به قلم ضخیمه zakhimeh.feminist
در روان شناسی رابطه، اصطلاحی به نام «استحقاق رابطه ای» وجود دارد. یعنی فرد باور دارد در رابطه «حق دارد» انتظارات مشخصی از شریکش داشته باشد. پژوهش ها این را از حالتی که انتظارات واقع بینانه اند تا شکل افراطی و غیرواقع بینانه بررسی کرده اند. مثلا انتظار احترام در حالت متقابل یک انتظار واقع بینانه است.
اما در مورد این موضوع «اگه دوستم داشته باشه، باید باهام لب جوب بشینه فلافل بخوره» باید گفت یک رابطه کاملا «ممکن است» با درآمد کم، خانه ساده، فلافل لب جوب و هزار جور محدودیت اقتصادی هم عاشقانه و سالم باشد. اما مساله ی مهم این جاست که وقتی به یک استحقاق رابطه افراطی و یک انتظار یک طرفه تبدیل می شود، شکلی ناسالم به خود می گیرد.
وقتی مردی می گوید: من الان پول زیادی ندارم. ولی دوست دارم باهم زندگی ساده ای بسازیم و این حق تو هست که ببینی آیا این سبک زندگی برایت مناسب است یا نه»
با
اگر واقعا دوستم داری، باید همین سبک زندگی را بخواهی. باید مرا به همین شکل بخواهی وگرنه من اجازه دارم عشق تو را بی اعتبار بدانم و به تو برچسب هایی مثل «آهن پرست» بزنم بسیار متفاوت است.
پس سندرم «فلافل لب جوب» در واقع صرفا فقط نماد فرودستی اقتصادی مرد نیست. بلکه نماد یک آزمون یک طرفه ی عشق و توهمی از استحقاق رابطه و بی اعتبار دانستن بیش تر یک فانتزی خام مردانه است که بوی منفعت طلبی می دهد.
«چرا فرض کرده ای زنی که خودش چنین سبک زندگی ای را انتخاب نکرده،باید آرزو داشته باشد بیاید کنار تو همان را زندگی کند؟»
این جا یک مغلطه داریم:عشق، تعهد به فقر نیست. یک نفر می تواند تو را عمیقا دوست داشته باشد و در عین حال بگوید «من دوستت دارم. ولی نمی خواهم زندگی ام را با فقر مزمن بگذرانم.»
و طبق معمول، در این مورد نیز در جواع مردسالار ما با یک تناقض بالقوه طرفیم. اولی این است که مرد باید درآمد بیشتری داشته باشد، تامین کننده باشد. در بسیاری از پژوهش ها آمارها نشان داده مردان ترجیح می دادند از شریک زندگی خود درآمد بیش تری داشته باشند.
از طرف دیگر، در فانتزی های عاشقانه می بینیم «اگر زن واقعا دوستم داشته باشد، حتی بدون پول و امکانات هم من را انتخاب می کند.» یک انتظار انتخاب شدن، بدون متقابل سازی هزینه. یعنی فرد انتظار دارد طرف مقابل هزینه ی پذیرش شرایط او را بپردازد. اما ممکن است خودش همان میزان انتعطاف را نسبت به نیازها و استانداردهای طرف مقابل نداشته باشد. و این حالت ترکیبی از استحقاق رابطه ای غیرواقع بینانه جنسیتمند در چهارچوب مردسالارانه است.
به قلم ضخیمه zakhimeh.feminist
@zanAneAgah
در توصیف این عکس نوشته شده بود، تصویری سوررئال از گذارِ اجتماعی، راهی شدن دختری مقنعه پوش به مدرسه با همراهی مادری بدون شال و روسری...⬇️
خاطرتون باشه چند سال پیش که اینستاگرام زنان اگاه رو داشتیم، از معلمان عزیز پرسیده بودم نظرشون چیه که به خانوادههای کودکان بگیم مثلا به جای ده تا دفتر مختلف جدید و گرون، از سررسیدهای قدیمی استفاده کنند. یا از هر دفتر برای چند درس استفاده کنند. (بعضی سررسیدها ضخیماند و با رنگبندی یا علایمی، چهار فصل رو جدا کرده اند و میشه ازشون جای چهار تا دفتر استفاده کرد. مگه چقدر مشق نوشتنی دارند بچه ها...)
معلمان عزیزگفتند حمل و استفاده سررسید برای دستان کوچولوی بچهها سنگین و سخته.❤️
حالا موضوع اینه که من بیش تر از نگاه طبیعت و محیط زیستی این پیشنهاد رو داده بودم. ولی شنیدم امسال خیلی از خانواده ها از فقر و گرونی دارند همین کارو میکنند. 😕
تفاوت علت همه چی رو عوض میکنه.❤️🩹
امیدم به زندگی جوری شده بود که در دهه ی گذشته، خیلی از مرگ آدم ها ناراحت نمیشدم. یعنی ناراحت میشدم ولی سوگوار نه. وضعیت ایران یه جوری بود که هرکی مرد گفتم حیف شد ولی راحت شد. یا خوب شد مرد و این وضع رو ندید. سیاه شدن آسمون تهران رو ندید. این غم و اندوه مردم رو ندید. یا این اخبار رو نشنید... خوب شد مرد ولی از درد وطن و جامعه رنج نکشید...
بیشتر هم این حس رو نسبت به اونایی داشتم که می دونستم خودخواه و خودمحور نیستند. کسانی که جامعه براشون مهمه، خوشبختی بقیه براشون مهمه. کسانی که از درد بقیه درد می کشند و از اندوه بقیه غصه می خورند... مثلا پدربزرگ های خودم. یا مادربزرگ عزیزم... و همین طور کسانی که جوان مرگ شدند این چند ساله و کم هم نبودند...همونایی که اتفاقا سرشون به تن شون می ارزید.
ولی حالا که امید تغییر در ما بیدار شده، این حسرت رو دارم. می گم کاش عمرشون قد می داد، سقوط این ستمگران رو می دیدند. پدربزرگ پدریم که مرد بسیار نازنینی بود دهه هفتاد مرد. تو بیمارستان می گفت تنها آرزوم اینه که قبل مردن، افتادن آخوندها رو ببینم. و متاسفانه ندید...🥀
حالا در آستانه رنسانس ایران، می گم جای همه اون هنرمندانی که رفتند... جای همه اون پدر و مادرهایی که نیستند، خالی. ای کاش بودند و می دیدند تولد دوباره ی ققنوس سرخ ایران رو. کاش دنیای دیگری هم باشه و از اونجا تماشا کنند.🤍🌹🕯🌹🕊🌟🌟
برای شادی رفتگان نازنینمون هم که شده، باید پیروز بشیم.
باید پیروز بشیم. ✊
#زن_زندگی_آزادی
#جنبش_شیروخورشید
#جاویدشاه
به قلم زنان آگاه @zanAneAgah
استقلال یا سوگ؟
مراجع گفت: "وقتی همه کارها رو خودم به تنهایی انجام میدم، بیشتر احساس امنیت می کنم."
درمانگرپاسخ داد: این استقلال نیست… این سوگه.
سوگِ تمام وقتهایی که کمک خواستی و کسی نیومد، وقتهایی که مجبور بودی همهچیز رو خودت سر و سامان بدی، حتی وقتی از درون بههمریخته بودی. سوگِ اینکه خیلی زود فهمیدی تکیه کردن به آدمها همیشه امن نیست و نمیشه همیشه مطمئن بود وقتی به کسی نیاز داری، کنارت میمونه.
برای همین کمکم یاد گرفتی خودت از پس همهچیز بربیای. همیشه چند قدم جلوتر فکر کنی، همهچیز رو چک کنی، حواست به پیامها، رفتارها و حتی تغییر لحن آدمها باشه. یاد گرفتی حتی وقتی خستهای و دیگه توان نداری، باز بگی: «خودم حلش میکنم.»
از بیرون شاید این ویژگیها شبیه استقلال و قوی بودن به نظر برسن. شاید حتی بقیه تحسینت کنن که چقدر از پس همهچیز برمیای. اما چیزی که معمولاً دیده نمیشه، خستگیِ پشت این قوی بودنه؛ خستگیِ این احساس که انگار همیشه باید حواست به همهچیز باشه و نمیتونی برای چند لحظه هم که شده بار رو زمین بذاری.
چون یه جایی درونت، بخشی از تو دیگه نمیخواد همهچیز رو تنهایی انجام بده. دلش میخواد نفس راحتی بکشه، کمی گاردش رو پایین بیاره و تجربه کنه که میشه به کسی تکیه کرد، بدون اینکه مدام منتظر باشه یک روز همهچیز دوباره از دست بره.
التیام به این معنی نیست که دیگه مستقل یا توانمند نباشی. شاید فقط یعنی کمکم یاد بگیری لازم نیست همیشه همهچیز رو خودت به دوش بکشی. گاهی چیزی که سالها اسمش رو «استقلال» گذاشتیم ، در واقع راهی بوده برای اینکه دوباره ناامید نشیم .
فروغ معیری راد | روانشناس بالینی 🧠
@zanAneagah
یک حقیقت جغرافیایی سال ها تحریف و نادیده گرفته شد.
موضوع اینه که حقایق جامعه شناسی جنسیت هم سال ها تحریف و نادیده گرفته شده.
سرانجام خبر رسید که نقشههای جغرافیایی جهان (مانند نقشهی مرکاتور) برای سالها ابعاد واقعی قارهها را به نفع قدرتهای سیاسی تحریف کرده بودند. این یک واقعیت تاریخی است که قدرت، چگونه بر دیدگاه ما نسبت به جهان اثر میذاره. اما چرا وقتی پژوهشگران از تحریفهای مشابه در دنیای طراحی و تکنولوژی و اثرگذاریش میگند، عدهای بلافاصله واکنش نشون می دند که “موضوع رو جنسیتی نکنید”؟
واقعیت اینه که زیرساختهای زندگی مدرن – از استانداردهای ایمنی خودرو، ارتفاع کابینتها و ارگونومی لوازم به کار گرفته تا پروتکلهای پزشکی – اغلب بر اساس معیارهای بدنِ مردانه طراحی شدهاند. این نه یک تئوری توطئه، بلکه یک رویکرد سنتی و اصلاحنشده در مهندسی است که در آن، بدنِ مرد “استانداردِ پیشفرضِ انسان” در نظر گرفته شده.
مشکل اینجاست که وقتی این نابرابریهای سیستمی را نقد میکنیم، به جای بررسی شواهد، با برچسبهایی مثل “ایجاد جنگ جنسیتی” مواجه میشیم. گویا اشاره به یک نقص فنی یا ساختاری، خودش عاملِ ایجادِ اختلاف تلقی میشود.
در حالی که دردِ اصلی، هزینههای انسانیِ این نادیدهانگاری است:
۱. در پزشکی: بسیاری از بیماریها با علائم متفاوتی در زنان و مردان بروز میکنند، اما از آنجا که پژوهشهای پزشکی اغلب بر نمونههای مردانه متمرکز بودهاند، زنان بیشتر در معرض تشخیصهای اشتباه یا تجویزهای نامناسب قرار دارند. حتی در کشورهای پیشرفته کم ترین بودجه برای تشخیص و درمان بیماری های زنان در نظر گرفته می شه و بیش ترین بودجه برای تشخیص و درمان بیماری های مردان!! مثال: اخیرا به جای بودجه گذاشتن برای پیدا کردن درمان آندومتریوز زنان (یک مشکل بسیار دردناک زنانه که خیلی ها دچارشند و کل عمر بابتش زجر می کشند)، بودجه هنگفتی گذاشتند که "چی کار کنیم شوهر زن هایی که آندومتریوز دارند استرس نگیرند!!!!" 🙂🙂🙂🙂🙂
۲. در ایمنی: طبق آمار تصادفات و... در کشورهای مختلف (من چند سال پیش هم آمار ایران رو خوندم هم فرانسه) زنان رانندگان بهتری هستند (رانندگی امن دارند و قوانین رانندگی رو بیش تر رعایت می کنند.) اما هم زمان در تصادفات بیش تر کشته میشند. چون کمربندایمنی و ایربگ و ابعاد داخلی خودرو، برای محافظت از بدن یک مرد طراحی شده. با یک تصادف کمی خطرناک، مرد پشت فرمون جون سالم به در می بره. ولی زن پشت فرمون له میشه و مثلا استخوان های شکسته ریه ش رو پاره می کنند.
۳. در طراحی: نادیده گرفتن تفاوتهای فیزیکی در طراحی ابزارهای روزمره، تنها محدود به راحتی نیست؛ بلکه گاهی به قیمت کاهش امنیت و سلامت نیمی از جامعه تمام میشود. کتاب زنان نامرئی Invisible Women: Exposing Data Bias in a World Designed for Men به طور مفصل به این موضوع پرداخته.
4-در هزینه ها: مالیات صورتی. بسیاری از لوازم و کالاهای اساسی برای زنان مالیات دارند و برای مردان خیر. مثلا تیغ ژیلت برای مردان کالای اساسی محسوب شده و بدون مالیات و ارزون تره. در حالی که همون تیغ وقتی به رنگ صورتی و به اسم زنان تولید می شه، قیمتش به شکل محسوسی گرون تره. نواربهداشتی که بی اندازه برای سلامت و بهداشت زنان ضروریه، از نگاه صنعت مردانه یک کالای لوکس غیرضروری محسوب شده و شامل مالیات می شه.
"وای جنگ جنسیتی راه نندازید!"
اصرار بر “جنسیتی نبودن” این مسائل، در واقع پاک کردن صورتمسئله ست. اگر ما بپذیریم که تاریخ و جغرافیا تحت تأثیر نگاهِ غالب بوده، چرا نباید بپذیریم که مهندسی و علم نیز از این قاعده مستثنی نیستند؟ نقدِ این ساختار، نه برای تقابل، بلکه برای رسیدن به استانداردِ عادلانهتر و ایمنتره. که امنیتِ مادران، خواهران و همسران ما رو به عنوان نیمی از جامعه تضمین کنه.
وقتشه که به جای واکنشهای احساسی، واقعیت ها رو ببینیم، بپذیریم، و هریک به سهم خودمون در ایجاد شرایط بهتر، ایمن تر و منطقی تر عمل کنیم.
به قلم زنان آگاه @zanAneagah
دارونمای محبوب
سودی یزدی. متخصص تغذیه و ورزش در آمریکا.
بیست سال پیش ما کلیپ های آموزش تغذیه سالم و ورزشیش رو میدیدیم و سی دی فیلم های تمرینش با وزنه رو خریده بودیم واسه تمرین در منزل. اون موقع آدم خفنی بود. خوشگل و خوش اندام و جدی و با اعتماد به نفس...
شبیه خانمای سرسخت و سختگیر با معیارهای بالا بود. بالاخره از یکی خوشش اومد و ازدواج کرد. یه آمریکایی مسن. طرف افتاد مرد. و سودی چی شد؟؟ خل شد.
یه روز دیدیم داره جلو دوربین صحبت میکنه. ولی به جای تغذیه و ورزش هی میگه آسترولوژی، ستاره شناسی، عدد شناسی... ما هی سرمون رو خاروندیم. هی گوش دادیم ببینیم چی میگه...
دیدیم کلا خل شد رفت. متخصص تغذیه و ورزش از دست رفت. غیرعلمی. هپروت. انرژي مثبت بازی پلاستیکی. نه که بخواد با ادا درآوردن کلاهبرداری کنه و به ریش ما بخندهها. واقعا خل شد و باور کرد این خزعبلات رو.
از دست دادن کسی که سالها طول کشیده بود باهاش مچ بشه، چنان ضربه ای براش بود که برای ترمیم زخم و پر کردن خلاءش به دارونمای شبهه علم و خرافات روی آورد. ما هم الان ممکنه خیلی ضربه خورده باشیم. خیلی حال روحیمون بد باشه با این اوضاع. یه شکست فردی یا ناکامی شخصی هم میتونه مزید بر علت بشه و...
خلاصه حواسمون باشه!! وقتی حال روحیمون خوب نیست، حالمون خرابه و مشکل و اضطراب داریم ... در آسیبپذیرترین حالت خودمونیم. و این بهترین موقع واسه به زوال رفتنه. یعنی چی؟ یعنی مثلا بیای اون مدیتیشن مفید و علمی رو، بچسبونی به مسایل غیرعلمی تا موقتا حالت خوب بشه! ستاره-متاره، انرژی-منرژی، فرکانس-مرکانس!
بسیار مراقب هویت و عقل و درایتتون باشید. با خودتون بگید در شان من نیست با چرت و پرت و خرافات حال خودمو خوب کنم! خرافاتی که هیچ دست کمی از خرافات عهد قاجار یا قرون وسطی نداره و صرفا یه لباس شیکتر فانتزی پوشیده!
علم ستاره شناسی و نجوم یعنی مطالعه این که اجرام آسمانی از چه گاز یا مایعی تشکیل شدهاند، چگالی شون و دمای سطحشون چقدره و... اما آسترولوژی با این ظاهر شیک و پیک و اون ژ فرانسوی خوش آهنگ وسطش خرافاته. آسترولوژی یعنی در حد مردم دور افتاده از سواد و دانش در قرون وسطی فکر کنیم چرخش سیارات روی ما تاثیر میذارند!
حقیقت اینه که کره زمین مرکز جهان نیست. هیچ دلیلی نداره اجرام آسمانی تاثیرگذار باشند اونم روی ساکنین زمین. (تکلیف موجودات باقی سیارات دوردست که هنوز کشفشون نکردیم چی میشه؟!) سنگ ها هیچ انرژی و خواصی ندارند. مغز و بدن ما فرکانس های فیزیکی بیرون رو میتونه دریافت بکنه. ولی خودش هیچ فرکانسی رو نمیتونه تولید بکنه. (چند سال پیش یه پژوهشگر فارسی زبان، سه ماه شبانه روز و بالای هشتاد ساعت روی این موضوع آزمایش و مطالعه کرد و یه گزارش ویدیویی کامل ارائه داد. اون موقع متاسفانه دغدغهم نبود و هیچ جایی ذخیرهش نکردم.)
تک تک خرافات مدرن امروزی، جوابیههای علمی و منطقی دارند که اینجا جای بازکردنش نیست. فقط میگم وقتی حالتون بده، بیشتر مراقب باشید. اصلا بیایم یه آدم منطقی با حال بد باشیم تا یه خوشحال-بچه که با مخدر خرافات مدرن واسه خودش رو ابرها راه میره. همون حال بد رو بپذیریم و بهش اجازه عبور بدیم بهتره تا این که با شبهه علم اسید بریزیم رو مغزمون.
پ.ن: به هر دوستی که درگیر آسترولوژی و انرژی-منرژی شده... پادکست "بنفش" رو توصیه می کنم. در این پادکست سه متخصص (دانشمند- نویسنده و استاد) با نگاه علمی مورد به مورد خرافات و باورهای رایج رو بررسی میکنند. نام "بنفش" اشاره به تقابلش با رنگ زرد و "زردیجات" داره.
به قلم زنان آگاه @zanAneagah
حرف از موهای بدن بود.
گفتم موی بدن احتمالا برمی گرده به نظریه تکامل داروین. یه زمانی موهایی بر بدن انسانهای نخستی بوده و به مرور کم شده و...
گفت "ما از نسل حضرت آدم و حوا هستیم.
تو اگه دوست داری از نسل میمون ها باش!"
چیزی که از کتب دینی آموخته.🙄
یاد این جمله از تری پراچت Terry Pratchett: افتادم
“I’d rather be a rising ape than a falling angel.”
من ترجیح می دم یه میمون در حال تکامل باشم تا یه فرشته ی سقوط کرده.
به قلم زنان آگاه @zanAneAgah
#خواهرانه میگم برای دختران عاشق پیشه ❤️❤️
اگر روحیه زیر سی سالگیم رو داشتم، دوست داشتم کارهای قشنگی بکنم. مثلا کل سال پیام های عاشقانه بنویسم برای یار. روز ولنتاین همه پیام هارو بریزم توی یه شیشه قشنگ و بهش بدم. یا همه رو بچسبونم به فضای داخل ماشینش. یا براش جشن تولد بگیرم با تم کت شلوار. همه چیز رو خیلی شیک مدل کت و شلوار مشکی دیزاین کنم. سال دیگهش هم رنگی-پنگی ترین کیک شاد و هیجان انگیز رو برای تولد یارم بگیرم که ببینه چون مرده، قرار نیست همه چیزها براش سیاه و تکراری باشه. یار که می گم فکر نکنید یک فرد خاص توی ذهنمه. می گم یار، یعنی هرکی که یارم باشه! و این درواقع برمیگرده به مرام و ذوق "من" نوعی نه "دیگری".
فعلا که جنازه ذوق های رمانتیکم زیر خاکستر مونده. مردان - بله همه ی مردان. خوباشون بیشتر- بهم آموختند که مرد باید بیش تر ذوق داشته باشه. کارهای قشنگ رو مرد باید بکنه. مرد باید بیش تر تلاش بکنه. رابطه ای طولانی میشه که مرد بخواد. هم مردهای خوب این رو یادم دادند، هم ناخوب.
تقصیر من و شما نیست، ولی ظرفیت "دریافت رمانس" در مردان به اندازه زنان نیست.
اون همه در کودکی و نوجوانی از خانواده محبت می بینند. بازم هوش عاطفی شون به اندازه زنان رشد نمیکند. اون ذهنیت شکار و شکارچی شون از عهد پارینه سنگی ارتقا پیدا نکرده و ظاهرا نمی کنه. (اونایی که ارتقا پیدا کردند یه چیزی در حد جهش ژنتیکی اند.)
پیش از این که طرف خودش رو اثبات بکنه،
دو دفعه کارهای قشنگ براشون بکن
تا ببینی دفعه سوم چطوری سرد می شه، غیب می شه.
خیالش راحت میشه که تو همیشه هستی و اون رو میخوای. و فکر نمی کنه "تو چه دختر با معرفت، با وفا و عاشق پیشه ای هستی."
با خود می گه "ببین من چه مرد فوق العاده ای هستم که برام می میرند!"
خواهی دید که با سطح خودآگاهی زیر صفر نمیتونه توضیح بده دقیقا چرا یهو دختر فوق العاده ای که خیلی وقت ها ازشون سره ، از چشمش افتاده و حال نداره بهش یه زنگ بزنه.
این سری آخری من از یک مرد که بهم پیشنهاد آشنایی داده بود فقط یه تعریف کردم.
آثار هنریش رو دیدم و گفتم "به به چه هنرمند." همین. اتفاقا اصلا هم سبک هنریش مورد علاقه من نبود ولی خب، خاص و هنرمندانه بود.
بله گفتم " به به چه هنرمند" .
و در دم کنسل شدم! طرف گفت مرسی و دیگه ناپدید شد.
حتی فرصت نشد یه گفتگویی شکل بگیره که ببینیم توی چه چیزهایی مثلا اختلاف نظر داریم.🙄🫥
گویا ظرفیت حتی دو تا تعریف کوچیک هم وجود نداره. ( ما تو خانواده عادت داریم هی از همدیگه تعریف کنیم. ما در فضای امن بزرگ شدیم. این نوازش دادن ها جزئی از فرهنگ خانوادگی ماست و از ظرفیت روانی ما میاد که همین جوری نمیترسیم به کسی نوازش بدیم و یه وقت پررو بشه. این توانایی تعریف و تحسین کردن نقطه قوت من و ماست. نه دیگری!)
اینارو میگم که مبادا شما با ذوق "دخترکوچولوی درونتون" بیموقع ازین کارها بکنید.
شکستن کلیشه های عاشقانه با مرد ایرانی (حتی اگر خارج از ایران بزرگ شده باشه) بسیار هزینه روانی و اجتماعی داره. نمی گم هیچ کاری نکنید. ولی تا طرف در چندین موقعیت خودش رو ثابت نکرده و پیش قدم نبوده، هر حرکت رمانتیکی از طرف خانم اشتباهه.
هر حرکت عاشقانه ای وظیفه مرده.
هر مرد کاملا هم می تونه برای خانم وقت بذاره.
چه جراح باشه، چه وزیر چه وکیل.
+نمی کنه یعنی نمی خواد.
تا حالا هیچ دختری رو ندیدم که بیفته در دام "وقت ندارم درک کن. کار دارم درک کن. فلانم درک کن"و بعدا پشیمون نشه.
حالا بامزه ست که آقایون هی می گند "رابطه و عشق مگه به این کاره؟ مگه به اون کاره؟ مگه به شعر گفتنه؟ مگر به زیر پنجره ویلن زدنه؟ مگه به گل خریدنه؟" بعد در عمل هیچ کار قشنگی نمی کنند. فکر می کنند چه لطف بزرگی می کنند که وفادارند!😐 بابا وفاداری وظیفه ست، احترام وظیفه ست. توجه وظیفه ست. اینا الفبای رابطه ست.یه چیزی مثل مسواک زدن و دست شستن که الفبای بهداشته. هنر نمی کنین که هیچ کاری نمی کنین. مرد انقدر راحت طلب و بی عرضه؟
از اون جایی که خانمایی که عضو این جور فضا می شند با گرایش به "زن قوی مستقل شجاع" بودن خیلی بیش تر آسیب می بینند، لازم می دونم هر از گاهی درباره این چیزها هم بنویسم.
به قلم زنان آگاه @zanAneagah
دیگه دختر خوب پیدا نمیشه!
برات تعریف نمی کنه که تا میومده رابطه اسم بگیره، غیب می شده!
برات تعریف نمی کنه که طرفدار رابطه بی نام و نشان و پنهان و عاری از مسئولیت بوده.
برات تعریف نمی کنه که از طرف خیلی هم خوشش نمیومده، ولی رو هوا نگهش میداشته تا از "فواید رابطه" استفاده کنه. و مغلطه می کرده که "خب لیاقت دختره همین قدر بوده." (اگر مناسب نیست خب سریع خداحافظی بکن. چرا سوءاستفاده میکنی؟!)
برات تعریف نمی کنه که هیچ وقت عُرضه جنگیدن و نگه داشتن آدم ارزشمند رو نداشته.
برات تعریف نمی کنه چند تا آدم حسابی رو با همین سمی بازی ها آسیب زده.
برات تعریف نمی کنه که هرگز معیار خاصی جز "راحت طلبی" در رابطه نداشته.
برات تعریف نمی کنه که اگر می دیده یه دختر برای خودش معیارهایی داره و زیر بار روابط بچگانه نمی رفته، چگونه برآشفته می شده و همه تلاشش رو می کرده که اعتماد به نفس دختره رو تخریب کنه! (تو زشت، چاق یا کوتاهی. و هیچ مردی حاضر نیست لطففف کنه و با تو بخوابه!)
برات تعریف نمی کنه چند بار دخترها رو دستمالی کرده و... و با وجدان پاک پاک، کلا حالیش نبوده که اعمالش "آزار جنسی" و "تجاوز" بوده!
برات تعریف نمی کنه که در کل کتاب ها و اینستاگرام و هر آن چه که آینه افکارشه ، چیزی یافت نمی شه مبنی بر این که "کسب سواد رابطه براش مهمه."
برات تعریف نمی کنه که بعد از گند زدن در رابطه، به جای رفتن نزد روانشناس بدو بدو رفته باشگاه تا با عضله سازی خودش رو گول بزنه و تبدیل بشه به تلی عضله ی سطحی نگر!
هیچ کدوم رو تعریف نمی کنه.
به جاش می گه:
من تنهام چون دخترها بد شدند و فقط مامانم خوبه :)
(ترجمه: غمگینم که دیگه کسی مثل مامانم حاضر نیست کنیز و برده جنسی و بی اجر و مواجب ما باشه!)
با این ژانر ضعیف مظلومنما همدلی نکنید. نصفیشون دروغ میگند، نصف دیگه انقدر خودفریباند که دروغهای خودشون رو عمیقا باور کردند و فکر میکنند حقیقته.
به قلم زنان آگاه @zanAneAgah
فمینیسم حداقل ۱۳ شاخه داره که یکی از سیزده تا فمینیسم چپگراست.
واقعا متاسفم که تقریبا همه کنشگران ایرانی این حوزه از دم چپ اند. از دم. اگر میتونستم جایی ثبت میکردم که من فمینیست پادشاهی خواهم و من رو با بقیه یکی نکنید. علی رغم این که از اون عزیزان بسیار فعالیتهای ارزشمندی در ده سال اخیر دیدم، تو این مورد باهاشون هیچ تفاهمی ندارم. (خیلی هم ناامید شدم ازشون).
سعی میکنم منصف باشم و به خاطر این عدم تفاهم اساسی، ارزش کارهای سابقشون از یادم نره.
به قلم زنان آگاه @zanAneAgah
در تاریخ ۱۵ فروردین 1405
ج.ا مرکز تولید آب شیرین کویت رو موشک زد.
بعد یه عمر واسه ما درباره بستن آب روی تشنگان کربلا و امام حسین میگفتند!
عمیقا معتقدم، اگر کسی ببینه که گوینده قصه های کربلا (ج.ا) خودش چی کارا کرده و میکنه، باید به اصل قصه ها شک بکنه.
و باید از خودش بپرسه چرا از بین این همه قصه، این یکی مورد علاقه ج.ا هست؟
چرا روی این یکی انقدر تبلیغات و هزینه میشه؟
در ضمن، پیغمبر اسلام در جنگ بدر، یعنی یکی از 80 جنگی که در طول 23 سال پیامبریش راه انداخت، دستور داد توی چاه آب مردم دشمن رو با سنگ پر کنند! چرا پیامبر این کار رو با دشمنش بکنه یک "تاکتیک هوشمندانه جنگیه" ولی همون کار رو یزید با دشمنش انجام بده می شه ظلم؟! بماند که در قصه عاشورا حرف از چاه نیست، حرف از رود فراته که لابد شیر فلکه داشته و بستندش :)
#پروژه_سرگرم_سازی_با_محرم .
به قلم زنان آگاه @zanAneAgah
اخیرا طرح انتقام از ترامپ در مجلس ج.ا تصویب شد! امروز هم به سازمان ملل درخواست دادهاند ترامپ رو تحویل بدید که قصاصش کنیم! :))
یادمه همین مجلس روی طرح قانون حمایت از حقوق کودکان ""ده سال"" فقط داشت فکر میکرد(!) که آیا تصویب بکنه یا نه! یه چند نفری از حامیان حقوق کودکم دستگیر کردند همون زمان. 😐😐
متاستاز اسلام، خوشحالی از بدبختی انگلیس
این روزها تصاویر شگفت انگیزی از سیل مهاجرت مسلمانان عرب به اروپا و کانادا و آمریکا پخش میشه.مسلمانانی که قصد ندارند زبان و فرهنگ کشور مقصد رو یاد بگیرند. اعتقادی به احترام فرهنگ و قوانین کشور مقصد ندارند. هنوز همون خودخواهی و خودمحوری اسلامی رو با خود حمل می کنند. با هر تذکری کولی بازی راه میندازند و از رفتار متمدنانه غربی ها و نگاهشون نسبت به "احترام به همه ادیان و اقلیت ها" به وضوح و به شکل غیرقابل انکاری سوء استفاده می کنند! از حمایت رنگین کمانی ها برای داشتن صدا و رای سیاسی و ... استفاده می کنند و در اولین فرصت خودشون رنگین کمانی ها رو حذف و پرچمشون رو ممنوع می کنند! (در یکی از ایالت های آمریکا این کارو کردند.)
لب کلام: دارند کثافت بی فرهنگانه و بی تمدن اسلامی رو با چشم سفیدی و نمک به حرامی کامل ، پهن می کنند توی اروپا.
یعنی شرم بر اون نگرش چپی اسلام پرستانه ای که داره اروپا و کشورهای جهان اول رو این جوری نابود می کنه.
می گم نابود، چون فرزندآوری در اروپا به طور کلی کمی پایینه. ولی عوضش این مهاجران نامتمدن شش تا شش تا بچه پس میندازند تا بعدا بگند دموکراسی یعنی حق با اکثریته! و حالا ما اکثریتیم و می تونیم قوانین اروپا رو تغییر بدیم!! یالا بذارید ما وسط میادین نماز بخونیم وگرنه بهمون بی احترامی می شه! (والا اگر من کاره ای بودم می گفتم شرط اصلی ویزا و اقامت شماها فقط عقیم سازی باشه! بله، همین قدر فاشیستی! چون به سلول سرطانی کرم پودر نمی زنند! بلکه با جراحی و پرتودرمانی باهاش برخورد می کنند! اینم همونه. می خوای کار و پیش رفت بکنی بچه مسلمون، اول خودتو عقیم بکن بعد بیا. نه که شش تا شش تا بچه درست کنی به هوای این که دولت مثلا آلمان و کجا و کجا پول شکمشون رو می دند! بله همین قدر فاشیستی. با فاشیست های کوچک باید مثل خودشون برخورد کرد. دیگه ماهایی که یه عمر با ژانر فاشیست های اسلامی زندگی کردیم تو ایران باید این ژانر خودخواه خودمحور وحشی اهل کولی بازی رو شناخته باشیم. همین الان ببین کامنت های به اصطلاح جان فداهارو. نمی رند جنوب بجنگند، ولی کلی سر کشتار دی خوشحالی کردند و رقصیدند. نشانگان اسلام هم از سر و دست و بالشون نمیفتاد.)
در این بین
مردم ایران خوشحالند!
به خصوص درباره کشور انگلیس، می گند ای ول! این کارماست!
کشوری که مارو بدبخت و به طاعون حکومت دینی گرفتار کرد، حالا خودش میفته در منجلاب!!
راستش من نمی فهمم چرا باید خوشحال باشیم از این که کشورهای جهان اول به دست این اسلامیون نابود بشه! یعنی چون چندین نسل ما سوخت و در افسردگی و ناامیدی دست و پا زد، اونام باید بسوزند؟ اون بچه ای که تو انگلیس به دنیا اومده، آیا همون سیاستمدار پدرسوخته ایه که نیم قرن پیش ایران رو بدبخت کرد؟! بدبخت شدنش خوشحالی نداره. دل خنک شدن نداره. مثل اینه که ما از مرض سرطان رها بشیم، بعد از سرطان گرفتن یه آدم بی گناه دلمون خنک بشه.
کاش ایرانیان مقیم خارج از وطن، مردم کشور دوم شون رو آگاه بکنند. سرطان خرمذهبی اسلامی باید ریشه کن بشه، نه پخش!! نه متاستاز!
به قلم زنان آگاه @zanAneAgah
پ.ن: یه روز که خیلی دیره، غرب می فهمه این سبک مهاجران که همه عادات و سبک زندگی شون ضد حقوق بشره، لایق "حقوق بشر" نیستند.