542
#بـیـشـتـر_بـدانـیــم ✔ #بـهتر_زندگــی_ڪـنـیـم✔ بیشتر بیاموزیم تا دنیایمان بزرگ تر شود. #تاریخ_تاسیس : 94/7/21 @zendegyebartar @ravanfile 🆔 Admin: @Yavar_fathiazar 💁♂ https://instagram.com/yavarfathiazar
#نکته :
دو قطره آب که به هم نزدیک شوند، تشکیل یک قطره بزرگتر می دهند، اما دو تکه سنگ هیچگاه با هم یکی نمی شوند.
هر چه سختتر باشیم، فهم دیگران برایمان مشکل تر و امکان بزرگتر شدنمان نیز کاهش می یابد.
آب در عین نرمی و لطافت در مقایسه با سنگ، به مراتب سر سخت تر و در رسیدن به هدف خود مصمم تر است.
سنگ، پشت اولین مانع جدی می ایستد ولی آب راه خود را به سمت دریا می یابد.
در زندگی، معنای واقعی سرسختی، استواری و مصمم بودن را، در دل نرمی و گذشت باید جستجو کرد...
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
سه زوج، با هم غذا میخوردند.
مرد اول به همسرش گفت: "شکر رو به من بده، شکر".
مرد دوم که نخواست از قافله عقب بماند به همسرش گفت: "میشه عسل رو بهم بدی، عسل".
مرد سوم که تحت تاثیر این زیرکیها و شیرین زبانی ها قرار گرفته بود به سمت همسرش خم شده و گفت "گوشت خوک رو بده به من، خوک".
دست از تقلید بردار وگرنه کارت به حماقت میکشد...
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
هرکس سزاوارِ یک نفر است که بتواند به چشمهایش نگاه کند و بگوید:
تو کافی هستی.
تو با تمامِ زخمهایت، بینقصی...❤️
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
از چشم افتادن یه شبه اتفاق نمیافته، شما طی یک فرآیند کسی که دوستتون داره رو بارها و بارها اذیت میکنید و از یه جایی به بعد اون شخص تصمیم میگیره دیگه بهتون نگه چی آزارش میده و شما و دوست داشتنتون رو واسه همیشه رها کنه.
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
👌 درس امروز :
یادتباشه
آدما عوض نمیشن ،
ماها شناختمون کامل میشه .
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
ضربه خوردیم و شکستیم و نگفتیم چرا ؟
ما دهان از گله بستیم و نگفتیم چرا ؟
جای "بنشین" و "بفرما" "بتمرگی" گفتند
ما شنیدیم و نشستیم و نگفتیم چرا ؟
"تو" نگفتیم و "شمایی" نشنیدیم و هنوز
ساده مثل کف دستیم و نگفتیم چرا ؟
دل سپردیم به آن "دال" سر دشمن و دوست
دشمن و دوست پرستیم و نگفتیم چرا ؟
چه "چراها" که شنیدیم و ندانیم چرا
ما همین بوده و هستیم و نگفتیم چرا ؟
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
توى کلاس بازیگری که مارلون براندو هم در اون بود، از کلاس خواسته شد نقش مرغهایی رو بازی کنن که قراره یه بمب بیفته رو سرشون. اکثر افراد کلاس با وحشت شروع کردن به قدقد کردن! اما مارلون براندو سر جای خودش نشسته بود و وانمود میکرد که داره تخم میذاره! وقتی استادش دلیل این رفتارش رو پرسید، براندو گفت: من یه مرغم! بمب چه میدونم چیه؟ تفاوت انسانها در نوع اندیشیدن آنها به قضایاست.
#داستان
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
به جاي اينكه كفش هایتان و لباس هایتان را ست كنىد
حرفهاتون را با عملتون ست كنید
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
:
چند وقتی پیش توی یک جمعی
از یه زوج قشنگی( از اونها که هر کی ببینتشون میگه چقدر به هم میاین و قشنگین) یه سوال پرسیدیم:
چجوری انقدر با هم خوبین؟
خوب؟
از این نظر که همدیگرو بلدین، انگار ساخته شدین برای هم!
چی شد که اینطوری شد؟
گفتن :
ما با هم خیلی صحبت میکنیم
درمورد همه چی صحبت میکنیم
آره دوست من
صحبت کنیم
از مشکلاتمون
از علاقههامون
از چیزهایی که خوشمون میآد و از چیزهایی که بدمون میآد
از حس خوبمون
از حال بدمون
از دلخوریمون
از نگرانیمون
از ذوق کردنامون
از دلخوشیهامون
دلخوشی هم باشیم
آدم امن هم باشیم
نترسیم از خودمون بودن کنار عزیزمون💚
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
من زندگی خودم را میکنم و
برایم مهم نیست چگونه قضاوت میشوم .
چاقم!
لاغرم!
قد بلندم!
کوتاه قدم!
سفیدم !
سبزه ام همه به خودم مربوط است .
مهم بودن یا نبودن رو فراموش کن
روزنامه ی روز شنبه زباله ی روز یکشنبه است
زندگی کن به شيوه خودت
با قوانين خودت
با باورها و ايمان قلبی خودت
مردم دلشان می خواهد
موضوعی برای گفتگو داشته باشند
برايشان فرقی نمی کند چگونه هستی...
هر جور که باشی،
حرفی برای گفتن دارند.
شاد باش و
از زندگی لذت ببر
#سبک_زندگی
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
عقده ای های تازه به دوران رسیده
تصویر سمت راست صفحه اینستاگرام ملکه موناکو است که برای ولیعهد و خواهرش تولد گرفته
در تصویر سمت چپ هم تولد گرفتن بلاگر ایرانی رو ملاحظه می کنید.
طبیعی است هر چقدر انسانها از درون پر باشند و درست تربیت شده باشند نیاز به قیل و قال و خودنمایی ندارند، از سوی دیگر هر چقدر از درون خالی باشند باید آن کمی ها و کاستیهای درون را با دکور و کارهای عامه پسند پر کرد تا دیگران فکر کنند ما خیلی قوی هستیم....
متاسفانه عامه مردم هم فکر می کنند سمت چپی ها خیلی خوب زندگی می کنند و دنباله رو آنها هستند!!
#سبک_زندگی
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
❌وقتی مطمین باشی که پدر و مادرت خیلی روت حساس هستند ممکنه، با آسیب رساندن و اذیت کردن خودت و با ایجاد احساس گناه در آنها به بعضی از هدفهایت برسی
🔹مثلا با قهر کردن و غذا نخوردن و حبس کردن خودت تو اتاق. و از این آسیب زدن به خودت هم حس خیلی بدی نگیری چون هم مطمینی اونا حواسشون به تو هست، هم مسئولیت تو با اونا هست، و از طرفی هم هر چی بیشتر اذیت میشی حس میکنی اونا دارن کملطفی میکنند و از این طریق احساس قربانی بودن و مظلومیت بیشتری پیدا میکنی.
🔹حالا این نوع الگو ممکنه تا بزرگسالی هم ادامه پیدا کنه و فرد از طریق موندن تو افسردگی و و آسیبزدن به خودش حتی در مقیاس بزرگتر مثل افکار خودکشی و کار نکردن و ... بخواد با تنبیه خودش، والدین را تنبیه کنه در واقع بگه« ببینید چکار با من کردید؟بیایید جلوی منو بگیرید، ببینید چقدر اذیتم کردید مسئولیت این حالم با شمای بیرونی هست، من گناه دارم، منو اذیت کردید، چون بهم حساس هستید منم با زدن خودم شما را میزنم» ولی خیلی وقتا متاسفانه نه نجات دهندهای آن بیرون هست کسی هم بخواد کمکش کنه کمک واقعی را پس میزنه، چون انگار شروع چرخه را فراموش کرده و هم اینکه چون تو این وضعیت موندن امتیازات خاصی هم داره و فرد مجبور نیست در این دنیای سخت و اضطراب برانگیز تلاش و کار کنه و ...
⭕️پ.ن: این فقط میتونه تبیین یک گوشهای از برخی افسردگیها باشه، وگرنه افسردگی دلایل و عوامل متنوعی داره و در مورد همه با این شدت صادق نیست
#روانشناسی
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
Sometimes there is no next time, no second chance, no time out. Sometimes it's now or never.
يه وقتهايى، بار بعدى وجود نداره، شانس دومى نيست، وقت اضافه و استراحتى نيست... گاهى وقتها، يا الان هست و يا هرگز.
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
#شریک
بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین میکردند و به راحتی میشد فکرشان را از نگاهشان خواند:
«نگاه کنید، این دو نفر عمری است که در کنار یکدیگر زندگی میکنند و چقدر در کنار هم خوشبختند».
پیرمرد برای سفارش غذا به طرف صندوق رفت. غذا سفارش داد، پولش را پرداخت و غذا آماده شد. با سینی به طرف میزی که همسرش پشت آن نشسته بود رفت و رو به رویش نشست.
یک ساندویچ همبرگر، یک بشقاب سیبزمینی خلال شده و یک نوشابه در سینی بود.
پیرمرد همبرگر را از لای کاغذ درآورد و آنرا با دقت به دو تکهی مساوی تقسیم کرد.
سپس سیبزمینیها را به دقت شمرد و تقسیم کرد.
پیرمرد کمی نوشابه خورد و همسرش نیز از همان لیوان کمی نوشید. همین که پیرمرد به ساندویچ خود گاز میزد مشتریان دیگر با ناراحتی به آنها نگاه میکردند و این بار به این فــکر میکردند که آن زوج پیــر احتمالا آن قدر فقیــر هستند که نمی توانند دو ساندویچ سفــارش بدهند.
پیرمرد شروع کرد به خوردن سیبزمینیهایش. مرد جوانی از جای خود برخاست و به طرف میز زوج پیر آمد و به پیر مرد پیشنهاد کرد تا برایشان یک ساندویچ و نوشابه بگیرد. اما پیر مرد قبول نکرد و گفت: «همه چیز رو به راه است، ما عادت داریم در همه چیز شریک باشیم».
مردم کمکم متوجه شدند در تمام مدتی که پیرمرد غذایش را می خورد، پیرزن او را نگاه می کند و لب به غذایش نمیزند.
بار دیگر همان جوان به طرف میز رفت و از آنها خواهش کرد که اجازه بدهند یک ساندویچ دیگر برایشان سفارش بدهد و این دفعه پیر زن توضیح داد: « ما عادت داریم در همه چیز با هم شریک باشیم».
همین که پیرمرد غذایش را تمام کرد، مرد جوان طاقت نیاورد و باز به طرف میز آن دو آمد و گفت: «میتوانم سوالی از شما بپرسم خانم؟»
پیرزن جواب داد: «بفرمایید».
- چرا شما چیزی نمیخورید ؟ شما که گفتید در همه چیز با هم شریک هستید. منتظر چی هستید؟
پیرزن جواب داد: « منتظر #دندانهــــــام»!!!!!
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
چنگیزخان نتوانست بخارا را تسخیر کند نامه ای نوشت که هرکس با ما باشد ، در امان است !
اهل بخارا دو گروه شدند ، یک گروه مقاومت کردند و گروه دیگر با او همراه شدند.
چنگیزخان به آن ها نوشت: باهمشهریان مخالف بجنگید ، و هر چه غنیمت بهدست آوردید، از آن شما باشد و حاکمیت شهر را نیز به شما میدهیم !
ایشان پذیرفتند و آتش جنگ بین این دو گروه مسلمان شعلهور شد...
و در نهایت، گروه مزدوران چنگیز خان پیروز شدند
اما شکست بزرگ آن بود که او دستور داد گروه پیروز خلع سلاح و سربریده شوند!
چنگیز گفتهی مشهورش را گفت: اگر اینان وفا میداشتند، به خاطر ما بیگانگان، به برادرانشان خیانت نمیکردند!
*این عاقبت خود فروشان است*.
✳️الكامل في التاريخ_ عزالدین بن اثیر
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
روزگاریست که زلیخا فراوان شده است
هر ز چاه آمده ای یوسف کنعان شده است
عشق هم در پس پستوست به قول سهراب
پشت دریا دگر آن شهر بیابان شده است
بیگناهی شده در کوچه ی ما جرم و گناه
یوسف از پاکی خود حبس به زندان شده است
فال حافظ زده ام از بخت خوشم حافظ گفت
نرگس مست غزل حیف که ارزان شده است
بلبل از شرم و حیا در پس گل خاموش است
زاغ در انجمن شعر،غزل خوان شده است
(ای که از کوچه ی معشوقه ی ما...) عاقل باش
یارو معشوقه در این دلکده ارزان شده است
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
انیمیشن حول محور دختری میچرخد که صداهای ذهنش به طور مداوم در حال سرزنش او هستند. او کودکی خود را به یاد میآورد که همیشه با این صداها بزرگ شده و اضطراب و افسردگی، زندگی اجتماعیاش را قفل کردهاند.
#انیمیشن
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
تکنیک نگاه از بالکن
🔺تجسم کنید که از بالکن خانه به ترافیکی که در خیابان ایجاد شده نگاه می کنید. در این حالت برداشتی که شما از واقعه ترافیک بخاطر وسعت دیدتان دارید، با مسافر سواری قرمز رنگی که در یکی از خطوط ترافیک گیر کرده است متفاوت است.
🔺هنگام بروز مشکلات، بخاطر درگیری هیجانی با موضوع از تنها جهتی که به ذهنمان می رسد به موضوع نگاه میکنیم. اگر از فاصله نزدیک نگاه کنیم در وسعت جزئیات غرق می شویم.
🔺تکنیک نگاه از بالکن به ما کمک میکند که در برخورد با مشکلات و تعاملهایمان از پوسته خودمحوری خارج شده و به عنوان سوم شخص به مشکل نگاه کنیم تا وسعت دید بهتری داشته باشیم.
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
👌 درس امروز :
با هم قدِ خودت بگرد
کوچکتر کوچکت می کنه ،
بزرگتر تحقیرت
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
#نکته :
حکیمی ﮔﻮﯾﺪ: رﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﮐﺸﺘﺰﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﮔﻨﺪﻡ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ بوﺩﻡ.
ﺧﻮﺷﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﮔﻨﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺗﮑﺒﺮ ﺳﺮ ﺑﺮﺍﻓﺮﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺧﻮﺷﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺗﻮﺍﺿﻊ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺯﯾﺮﺁﻭﺭﺩﻩ بوﺩﻧﺪ، ﻧﻈﺮﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺧﻮﺩ ﺟﻠﺐ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﻧﻤﻮﺩﻡ، ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺗﻌﺠﺐ ﻧﻤﻮﺩﻡ.
ﺧﻮﺷﻪ ﻫﺎﯼ ﺳﺮﺑﺮاﻓﺮﺍﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﻪ ﻭ ﺧﻮﺷﻪ ﻫﺎﯼ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺯﯾﺮ ﺭﺍ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﮔﻨﺪﻡ ﯾﺎﻓﺘﻢ.
ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺘﻢ ﺩﺭ ﮐﺸﺘﺰﺍﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﯿﺰ ﭼﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭﻧﺪ؛ ﺳﺮﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﻻ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺧﺎﻟﯽ ﺍند...
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
وقتی کریستف کلمب، از سفر معروف و پرماجرایش برگشت، ملکهی اسپانیا به افتخارش مهمانی مفصلی ترتیب داد. درباریان که سر میز ناهار حاضر بودند با تمسخر گفتند: کاری که تو کردهای هیچکار مهمی نیست؛ ما نیز همه میدانستیم که زمین گرد است و از هر سویی بروی و به رفتن ادامه دهی، از آن سوی دیگرش برمیگردی. ملکهی اسپانیا پاسخ را از کریستف کلمب خواست، کریستف تخممرغی را از سر میز برداشت و به شخص کناری خود داد و گفت: این را بر قاعده بنشان! او نتوانست. تخممرغ دست به دست مجلس را دور زد و از راست ایستادن و بر قاعده نشستن ابا کرد. گفتند: تو خودت اگر میتوانی این کار را بکن! کریستف ته تخممرغ را بر سطح میز کوبید، ته آن شکست و تخممرغ به حالت ایستاده ایستاد. همگی زدند زیر خنده که ما هم این را میدانستیم. گفت: آری شاید میدانستید اما انجام ندادید، من میدانستم و عمل کردم.
#داستان
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
| قوانین احترام به احساساتمان |
۱. کمک خواستن از دیگران ایرادی ندارد.
۲. خودمان را سرزنش نکنیم.
۳. تجربهی احساس اشکالی ندارد.
۴. لحظات اندوه را سرکوب نکنیم.
#توسعه_فردی
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
توی زندگیمون دو تا چیز هستن که تعیین میکنن چند سال دیگه کجا و کی باشیم:
✔️آدمهایی که اطرافمونن و باهاشون معاشرت داریم
✔️و سبک زندگیمون
برای خودت و زندگیت و منِ آیندهات ارزش قائل شو
امیدواریم ١٠ سال دبگه به جای ای کاش و اما و اگه، توی اوج خستگیهات هم با خودت بگی دمت گرم، ارزشش داشت.
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
مردی سی ساله، نزد پزشكی به نام ريچارد كراولی رفت و شكايت كرد كه: نمیتوانم عادت مكيدن شصتم را ترک كنم. كراولی گفت: زياد در موردش نگران نباش؛ فقط سعی كن هرروز انگشتی غير از انگشت ديروزی را بمكی. مرد كوشيد تا آنگونه كه به او دستور داده شده بود عمل كند. اما هربار كه انگشتش را به سمت دهانش میبرد، میبايست آگاهانه تصميم میگرفت كه امروز كدام انگشت را بايد هدف عادتش قرار دهد! قبل از آنكه هفته به آخر برسد عادت او رفع شده بود.
وقتی عمل ناپسندی عادت میشود، كنار آمدن با آن مشكل میشود. اما وقتی بخواهيم رفتارهای جديدی به اين عادت اضافه كنيم، آگاه میشویم كه به زحمتش نمیارزد.
#داستان
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
#راه بیراهه نظام آموزشی
نظام آموزشی کشور صرفا کارش آموزش علوم و ریاضی و عربی و....همینهاست به جای تمرکز بر تحلیل به محفوظات می پردازد و جالبتر اینکه از هنر هیچ خبری نیست و اگر کسی استعداد نقاشی، طراحی، هنرمند شدن را داشته باشد نظام آموزشی به هیچ عنوان برای این بخش هیچ فکری نکرده است.
به کلیپ بالا توجه کنید که این خانم چگونه نقاشی های خیابانی را طراحی کرده و به تصویر کشیده است، نقش آموزش و پرورش در تربیت چنین افراد خلاقی کجاست؟
#تلنگر
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
#حس_خوب
خانم سمت راست از حریفش سه امتیاز عقب هست که در همین لحظه پای حریفش می پیچه و می افته اما با وجود اینکه میتونست امتیازات عقب افتاده رو جبران کنه و برنده بشه ولی حتی یک حمله واسه کسب امتیاز از حریفش نکرد و با همون نتیجه بازنده شد.
اگر انسانها اخلاقی تربیت می شدند چقدر دنیا زیباتر می شد. این تصاویر و کلیپها را برای دوستانتان ارسال کنید حس خوب را به هم تزریق کنید شاید بتوانیم نقشی در کاهش زشتی ها داشته باشیم.
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
جدی بیاید خودمون رو با سن محدود نکنیم
تو قرار نیست تو یه سن معین ازدواج کنی
تو یه سن معین کنکور قبول شی
تو یه سن معین ماشین بخری
همه اینارو گوشه ذهنت نگه دار
و در عین حال سخت تلاش کن بدستشون بیاری اما اگر ی تایمی ک در نظر گرفتی نشد؛ فقط بگو فداسرم!
زندگی اونقدرا هم که فکر میکنی جدی نیست!
#تلنگر
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
کارمندی بعد از دریافت حقوق سوار اتوبوس شلوغی شد تا به منزل برود در اتوبوس دزدی پولش را دزدید.
هنگامیکه راننده اتوبوس پول بلیط از او خواست دست به جیب برد و چیزی نیافت پس از خجالت سرخ شد
و به لکنت افتاد.
راننده با مسخره به او گفت حیا کن خود را آدم مهم و با شخصیتی میدانی درحالی که پول بلیط را ندادی.
به غیرت دزد برخورد و به راننده گفت کرایه استاد را من حساب میکنم!
مرد شریف با لبخند به دزد گفت؛ درود بر تو خداوند امثال شما را در این کشور زیاد کند و سپس مسافران شروع به ستایش دزد کرده و برایش دعا نمودند و دعایشان مستجاب شد
و از آن تاریخ دزدان بیشتر شدند و همچنان ما از آنان تشکر میکنیم
و آنان را میستاییم
و کماکان ما سوار اتوبوس هستیم و دزدان جیبمان را میزنند و ما شکرگزار هستیم!!!
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
اواخر سال ۲۰۰۶ بود که خانم #لاکوود، معلم دبیرستان #خاویر نیویورک، از دانشآموزانش خواست تا به عنوان تکلیف، با نوشتن نامهای به نویسندۀ موردعلاقهشان، او را متقاعد کنند از مدرسهشان بازدید کند.
پنج نفر از شاگردان خانم لاکوود نامه را به #کورت_ونهگات نوشتند.
ونهگات که اتفاقا پنج ماه پس از این اتفاق مرد، برای بازدید از مدرسه به علت کهولت سن نیامد.
اما جوابیهای برای دانشآموزان فرستاد.
نامۀ ونهگات چنین بود:
پنجم نوامبر ۲۰۰۶
دبیرستان خاویر، خانم لاکوود، و آقایان پرین، مکفیلی، باتن، ماورِر و کانجیوستای عزیز
بابت نامههای دوستانهتان از شما ممنونم. حقا که خوب بلدید چطور حال یک پیرمرد پیزوری (هشتاد و چهار ساله!) را در روزهای خانهنشینی و به غروب فکر کردنش، خوب کنید. از آنجایی که ریخت فعلیام ایگواناها را هم رو سفید میکند، این روزها دیگر در انظار عموم ول نمیچرخم.
آنچه میخواهم به شما بگویم هم چندان طولانی نیست و توی چند خط جمع و جور میشود.
مختصر و مفید:
به هر هنری که دلتان میخواهد سیخونکی بزنید.
تمرینش کنید اگر حوصلهتان میکشد: موسیقی، آواز، رقص، بازیگری، طراحی، نقاشی
مجسمهسازی، شعر و اگر به مذاقتان خوش میآید نوشتن
خواه داستان، خواه مقاله و یا هر چیز دیگری که اسمش نوشتن است.
فارغ از خوب یا بدش، فارغ از دغدغۀ پول یا شهرت
برای تجربۀ «تعالی»
برای اینکه ببینید درونتان چه خبر است، برای اینکه روحتان را خوب بپرورانید.
جداً عرض میکنم!
همین حالا یک هنری را شروع کنید و آن را تا آخر عمرتان ادامه دهید.
یک نقاشی از خانم لاکوود بکشید. بامزه یا خیلی موقر خیلی فرقی نمیکند.
مسیر مدرسه تا خانه را برقصید.
توی حمام بزنید زیر آواز.
توی پورۀ سیبزمینیتان دوتا چشم و یک بینی و یک دهان بکشید
ادای کُنت دراکولا را دربیاورید، یا هر چیز شبیه این که هم کار هنری محسوب میشود.
این مشق شبتان است.
امیدوارم اگر انجامش ندادید، خانم لاکوود کارتان را با یک صفر بزرگ یکسره کند.
یک شعر ششخطی بنویسید
راجعبه هر چیزی میتواند باشد، ولی بگذارید قافیه داشته باشد.
تنیس بازی کردن هم بدون تور منصفانه نیست.
هرچه در چنته دارید، رو کنید.
ولی به کسی نگویید دارید چه کار میکنید.
شعرتان را به کسی نشان ندهید و آن را برای کسی نخوانید، نه برای دوست دخترتان نه برای خانم لاکوود و مشخصاً نه برای پدر و مادرتان. قبول؟
شعرتان که تمام شد، ریزریزش کنید و تکهها را توی یک سری سطلهای زبالهای که دورترین فاصله را از هم دارند، بریزید.
خودتان به این نتیجه خواهید رسید که تا
همان جایش هم شعرتان کار کرده و پاداشتان را گرفتهاید.
شما «تعالی» را تجربه کردهاید، یاد گرفتید درونتان چه خبر است و خب طبیعتاً روحتان را هم پروراندهاید.
نوشتن را یاد بگیرید
خدا خیرتان بدهد!
#کورت_ونهگات
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar
#تربیت_آری #خشونت.....!!!!
گرسنگی حق انتخاب برای آدم نمی گذارد!
#زنـدگـے بـرتر
@zendegyebartar