alkonosttt | Unsorted

Telegram-канал alkonosttt - Алконост

1526

Don't let you'r dreams be dream🏆♥️

Subscribe to a channel

Алконост

.


ایا هوش هیجانی مشکلاتمان را حل خواهد کرد ؟!

زیاد شنیده‌ایم که اگر می‌خواهی موفق شوی، باید احساساتت را کنترل کنی: منطقی باش؛ درس‌هایی که حوصله‌اش را نداری بخوان؛ کارهایی که دوست نداری را انجام بده؛ مدیری که عصبانی‌ات می‌کند را تحمل کن؛ سرکش و زودرنج نباش؛ پشتکار داشته باش و ناخوشی‌ها را بپذیر تا روزی خوشحال و پیروز شوی. به این‌ها می‌گویند «هوش هیجانی».
دانیل گُلمن، روزنامه‌نگار آمریکایی، در کتابی بسیار پرفروش مفهوم «هوش هیجانی» را بر سر زبان‌ها انداخت. هوش هیجانی بر چند مسئله تمرکز داشت: خودآگاهی، خودمدیریتی، مدیریت روابط و آگاهی اجتماعی.

گلمن فکر می‌کرد هوش هیجانی دوای همۀ دردهاست. کافی است بتوانیم «رفتارهای بی‌ملاحظۀ آنی» را کنترل کنیم تا بیکاری، طلاق، افسردگی، اضطراب و ملال از میان برود. کافی است یاد بگیریم روابطمان را چطور مدیریت کنیم تا وقت‌مان با ترشرویی، خودنمایی و گریه‌کردن در دستشویی تلف نشود.
حالا که ربع قرن از انتشار کتاب گلمن گذشته است، مروه امره، سراغ این کتاب رفته است تا دوباره آن را بازخوانی کند. امره می‌گوید برخلاف آنچه در ظاهر به نظر می‌رسد، هوش هیجانی ابزاری سیاسی است.

محبوبیت هوش هیجانی بعد از جنگ سرد آغاز شد. در روزگاری که موضوعاتی مثل ارزش‌های خانوادگی، پایان تاریخ و پیروزی لیبرال دموکراسی موضوعات داغ اجتماعی بودند. روزگاری که جهان به‌شکل بی‌سابقه‌ای رو به نابرابری می‌رفت و سیاست‌مداران بیش از آنکه نگران کارگران، مهاجران یا زنان باشند، دغدغۀ حمایت از کسب‌و‌کارها را داشتند.
شاید به همین دلیل است که عمدتاً فرودستان‌ باید هوش اجتماعی‌شان را ارتقا دهند. مدیران و ثروتمندان اشکالی ندارد که عصبانی یا پرخاشگر باشند، اما کارمندان و کارگران چنین حقی ندارند.

امره می‌نویسد: «هوش هیجانی نه یک ویژگی است و نه یک صفت، بلکه رژیمی متشکل از خویشتن‌داری است و اهدافی که ترسیم می‌کند کاملاً محافظه‌کارانه‌اند: تشویق مردم به ماندن در وضعیت فعلی و چسبیدن به شغل فعلی و محافظت از آن به شیوه‌ای که این چرخه از فعالیت‌ها را تکرار کنند. هوش هیجانی یک آموزۀ خودیاری است که عمیقاً مرهون اخلاقی‌کردن ایدئولوژی نئولیبرالیسم است.»

آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «هوش هیجانی به‌مثابۀ سیاست سرکوب روانی» که در مجلۀ شمارۀ ۲۰ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است.

tarjomaanweb

مدرسه ی علوم انسانی

.

Читать полностью…

Алконост

.

خانه ام ابری ست ، اما
در خیال روز های روشنم...


نیما یوشیج


@Alkonosttt

Читать полностью…

Алконост

☕️

که گرچه رنج به جان می‌رسد
امید دواست…......

.

Читать полностью…

Алконост

.

#تذکره‌ی_جنگ

فرمانده از افسر تک‌ تیرانداز بالای برج پرسید: آیا تک تیراندازِ دشمن در کارش مهارت دارد؟￸

افسر پاسخ داد: خیر قربان، در کارش خیلی هم ناشی است!

فرمانده: پس چرا تا حالا موفق به کشتن او نشدی؟

افسر: قربان می‌ترسم او را بزنم، بعد یکی بهتر از او را بیاورند و همه‌ی ما را بکشد. زنده بماند به‌نفع ماست.......!



@Alkonosttt

Читать полностью…

Алконост

.

اگر خواستید عقیده‌ای را بسنجید،
ابتدا ببینید
افرادی که پیرو آن عقیده هستند به جامعه‌ی
بشری چه خدمتی کرده‌اند.....؟


#جورج_اورول


.

Читать полностью…

Алконост

.

قورباغه به کانگورو گفت: من و تو میتوانیم بپریم. پس اگر با هم ازدواج کنیم بچه مان می تواند از روی کوه ها یک فرسنگ بپرد، و ما می توانیم اسمش را «قورگورو» بگذاریم.

کانگورو گفت: "عزیزم" چه فکر جالبی! من با خوشحالی با تو ازدواج می کنم اما درباره ی قورگورو، بهتر است اسمش را بگذاریم «کانباغه».
هر دو بر سر «قورگورو» و «کانباغه» بحث کردند و بحث کردند.

آخرش قورباغه گفت: برای من نه «قورگورو» مهم است و نه «کانباغه». اصلا من دلم نمی خواهد با تو ازدواج کنم.
کانگورو گفت: بهتر.
قورباغه دیگر چیزی نگفت.

کانگورو هم جست زد و رفت. آنها هیچ وقت ازدواج نکردند، بچه ای هم نداشتند که بتواند از کوه ها بجهد و تا یک فرسنگ بپرد. چه بد، چه حیف که نتوانستند فقط سر یک اسم توافق کنند.
این قصه ی زیبا از شل سیلور استاین مفهوم جالبی دارد.
«پتانسیل موجود برای دستاوردهای بزرگ، قربانی اختلاف نظرهای کوچک می شود.»

هر آدمی درون خود کوزه ای دارد که با عقاید، باورها و دانشی که از محیط اطرافش می گیرد پر می شود

. این کوزه اگر روزی پر شود یاد گرفتنِ آدمی تمام می شود. نه که نتواند، دیگر نمی خواهد چیز بیشتری یاد بگیرد.

پس تفکر را کنار می گذارد و با تعصب از کوزه ی باورهایش دفاع می کند و حتی برای آن می میرد اما آدم غیرمتعصب تا لحظه ی مرگ در حال پر کردن کوزه است و صدها بار محتوای آن را تغییر می دهد.

اگر شما مدتی ست که افکارتان تغییر نکرده، بدانید که این مدت فکر نکرده اید. آب هم اگر راکد بماند فاسد می شود!


آنچه ما را ویران می کند باورهای غلط و تعصباتی است که به خودمان اجازه ی دگربینی و دگرگونی آنها را نمی‌دهیم.

به قول نیچه: «باورهای غلط از حقایق خطرناک، ویران کننده ترند.......»

.

Читать полностью…

Алконост

.

آزادی در شرق تنها به مفهوم رهایی از قید استعمار و استثمار بیگانگان شناخته شده،
و حال آن که این یک بند است، گرچه بندی گران؛
شرق بندهای دیگری بر پای دارد که باید بگسلد تا بتواند به آزادی برسد:
بند فقر، بند جهل، بند اوهام و تعصب........


نوشته‌های بی‌سرنوشت
محمدعلی اسلامی ندوشن


.

Читать полностью…

Алконост

.

ستاره‌ها از حلقومِ خروس
تاراج می‌شود
تا من از تو بپرسم

اكنون ، ای سرگردان
در كدام ساعت از شبيم؟

انبوهی جنگل است كه پلکِ مرا
بر يالِ اسب می‌خواباند
و ستاره‌ای غيبت می‌كند
تا سپيده‌دمان را به من بازنمايد.

ميراثِ گريه ، آه
در قوم من
سينه‌به‌سينه بود......


#هوشنگ_چالنگی

@Alkonosttt

Читать полностью…

Алконост

.

#یووال_نوح_هراری استاد تاریخ دانشگاه اورشلیم و مولف کتاب انسان خردمند:

من ندیده ام هیچ حکومتی ریاضی را ممنوع کند اما تاریخ یا بخشهایی از تاریخ را ممنوع میکنند


زیرا مردمی که تاریخ را بدانند و بفهمند پرسشهای خطرناکی مطرح میکنند....


.

Читать полностью…

Алконост

.


۲۰ نشانه‌ی بلوغ عاطفی به زبان
#آلن_دو‌باتن


۱. می‌فهمی بیش‌ترِ بدرفتاری آدم‌های اطرافت، ریشه در اضطراب و ترس‌شون داره:‌ دنیا دیگه برات پر از هیولا نیست.

۲. یاد می‌گیری آدم‌ها به‌طور خودکار از محتویات مغز تو اطلاع ندارن:‌ پس حرف می‌زنی و دیگران رو سرزنش نمی‌کنی که چرا نمی‌فهمنت.

۳. یاد می‌گیری که تو هم اشتباه می‌کنی:‌ پس معذرت‌خواهی می‌کنی.

۴. اعتماد به‌نفس رو یاد می‌گیری: نه که چون فوق‌العاده‌ای! نه. در واقع می‌فهمی همه‌مون با آزمون و خطا زندگی می‌کنیم. عیبی هم نداره.

۵. والدینت رو می‌بخشی: اونا هم درگیر ترس و اضطراب‌های خودشون هستن.

۶. می‌فهمی یه مساله‌ی مهم رو پیش نکشی، مگر خودت و طرف مقابلت استراحت کرده باشید، مست نباشید، غذا خورده باشید و اضطراب یا عجله نداشته باشید.

۷. قهر نمی‌کنی:‌ یادت نمی‌ره که همه روزی می‌میرن. حرف می‌زنی و می‌بخشی.

۸. دست از کمال‌گرایی برمی‌داری:‌ هیچ چیزی بی‌نقص نیست. از 'به اندازه‌ی کافی خوب بودن' قدردانی می‌کنی.

۹. یاد می‌گیری که بدبین بودن درباره‌ی نتایج امور، یه فضیلته.

۱۰. می‌فهمی نقاط ضعف آدما با نقاط قوت‌شون گره خورده:‌ مثلا دیگه از کسی که شلخته‌ست ناراحت نمیشی، چون می‌دونی به‌جاش شاید خلاق و مبتکره.

۱۱. به آسونی عاشق نمیشی: همه هر چقدر هم از دور برازنده و دلپذیر باشن از نزدیک مشکلات خودشون رو دارن. پس وفادار می‌مونی.

۱۲. می‌فهمی زندگی با تو آسون نیست.

۱۳. یاد می‌گیری خودت رو به‌خاطر خطاها و حماقت‌هات ببخشی:‌ بیش‌تر با خودت رفاقت می‌کنی. همه‌ی ما به نوعی احمقیم.

۱۴. یاد می‌گیری با کله‌شقی‌های بچگانه‌ت که هرگز هم از بین نمیرن به صلح برسی: تلاش نمی‌کنی همیشه بزرگسال باشی. همه‌ی ما بچه‌ایم.

۱۵. برای شادی درازمدت به پروژه‌های بلندمدت دل نمی‌بندی: حتی اگه دمی هم بی‌دردسر سپری بشه، خوشحالت می‌کنه.

۱۶. دیگه برات مهم نیست بقیه راجع بهت چی فکر می‌کنن.

۱۷. بازخورد دیگران رو راحت‌تر می‌پذیری: در برابر انتقادها زره نمی‌پوشی.

۱۸. می‌فهمی باید دیدت رو نسبت به دردهات وسیع کنی. بیش‌تر به طبیعت و آسمون شب و کهکشان‌های دور توجه می‌کنی.

۱۹. می‌فهمی گذشته‌ای که داشتی در پاسخ دادنت به وقایع تاثیر داشته: می‌پذیری به‌دلیل وقایع کودکی، مستعد خطا و افراط هستی. با شک به اولین برداشت و احساست نگاه می‌کنی.

۲۰. دوست بهتری میشی، چون می‌دونی دوستی یعنی به اشتراک گذاشتن آسیب‌پذیری‌ها....

.

Читать полностью…

Алконост

.

‏که گرچه رنج به جان می‌رسد
امید دواست…
......

.

Читать полностью…

Алконост

.

مدت هاست که توی جمجمه ام پر از خالی است ،
فکرها را خواسته و ناخواسته پس می زنم چون همه دل مشغولی و دلواپسی است .
همه پست و حقیر و از روی درماندگی است که دم صبح ، بیشتر آخرهای شب به سراغم می آیند، 
سرم از حس و حال هم خالی شده ، مثل حوضی که آبش را کشیده اند .
چیز درستی نمی خوانم کاری نمی کنم خلق خوشی ندارم و شادی را فراموش کرده ام که چه جوری است .
شادی کلمه ی درستی نیست دل خوشی است که از یادم رفته است........ .


روزها در راه
#شاهرخ مسکوب


.

Читать полностью…

Алконост

.

آهای اهل دنیا وطن بغض داره
یه دستش به دیوار یه دستش به داره

وطن تیکه پاره وطن گریه داره
دلش دیگه جود شکستن نداره

وطن غرق خونه به یادت بمونه
که این زندگیمون شبیه جنونه

وطن درد داره وطن پاره پاره
بگو ای خدا جون که بارون بباره

تو این سرزمینم به سوگت بشینم
الهی بمیرم غمت رو نبینم

صدای یه مادر میپیچه تو گوشم
واسه سرزمینم سیاه هی بپوشم



@Alkonosttt

Читать полностью…

Алконост

.


دو شبحی که هر روز صبح با شما دست به یقه می‌شوند!

کهن‌الگوی قهرمان هر روز ظاهر می‌شود؛ وقتی صبح از خواب بیدار می‌شویم، حضور دارد.

صبح وقتی از خواب بیدار می‌شویم، دو شبحِ خرابکار نیز در کنار تخت ما هستند، و هر یک می‌خواهند ما را در آن روز به‌عنوان غذا بخورند.
اولی، "ترس" است که به ما می‌گوید: "من بیش از حد بزرگ هستم. من بیش از حد ترسناک هستم. و تو بیش از حد کوچکی. تو نمی‌توانی کاری انجام دهی." دومی، خستگی و رخوت (یا لِتارژی) است.
در ذهن داشته باشید که "لِتار"، یکی از چهار رودخانه جهان زیرین است و وقتی از آب آن بنوشید، سفر را فراموش می‌کنید. شبحِ "خستگی و رخوت" می‌گوید:
"راحت باش. فردا هم روز خداست. فعلاً چیزی بخور و خوش باش. فردا دوباره می‌بینمت."

هر یک از این دو شبح می‌خواهند زندگی شما را ببلعند.
بی‌توجه به این که امروز چه کاری انجام دهید، آن‌ها دوباره فردا حضور خواهند داشت، دوباره فردا سر و کله‌شان پیدا خواهد شد. ترس و خستگی «دشمن» هستند.
آن‌ها در دنیای بیرون نیستند، بلکه درون ما هستند، درون اتاق خواب ما هستند، درون زندگی ما هستند.......


مرداب روح
#جیمز_هالیس


.

Читать полностью…

Алконост

.

#موسیقی_بیکلام


آسمان
چشم‌های تو بود ،
پنجره را باز کردی
و من
پَر
پَر زدم ..

"برای دوست داشتنت
پرنده باید بود".. ...


#سيد_محمد_مركبيان


@Alkonosttt

Читать полностью…

Алконост

.

؟
ووتن،وطن....

" ما عزادار عشق‌ هایی هستیم که بی‌گناه پر پر شدن."
.....


.

Читать полностью…

Алконост

.

فیلسوفان یک قاعده‌ی ساده و در عین حال عمیق دارند:
«تعطیلی در آفرینش محال است.»
یعنی زندگی، حتی وقتی فرو می‌ریزد، حتی وقتی زخمی است، حتی وقتی در سوگ است، باز هم در حال ساختن است. مسئله این نیست که آیا چیزی خلق می‌شود یا نه؛
مسئله این است که ما آگاهانه در این خلق شریک هستیم یا منفعلانه زیر آوارش می‌مانیم.

در نگاه فلسفی، بودن یعنی «در حالِ شدن بودن».
هیچ لحظه‌ای خنثی نیست.
هیچ روزی صفر نیست.
یا داریم چیزی می‌سازیم، یا داریم اجازه می‌دهیم چیزی بدون ما ساخته شود.
تعطیلیِ کامل، فقط یک توهم است.

در روزهايى كه شرايط آرام است، خلق کردن آسان‌تر دیده می‌شود:
کلاس‌ها برگزار ميشود، پروژه‌ها جلو می‌روند، برنامه‌ها روشن‌اند، آینده قابل تصور است.
اما در زمانه‌ی آشوب، ناامیدی جمعی، سوگ، جنگ، بی‌ثباتی اقتصادی و ترسِ مزمن، اینجاست که این قاعده معنای واقعی‌اش را نشان می‌دهد.

در چنین زمان‌هایی، خلق کردن دیگر به معنای «شاهکار ساختن» نیست.
گاهی خلق کردن یعنی:
- صبح از تخت بیرون آمدن، وقتی هیچ انگیزه‌ای نداری
- ادامه دادنِ یک کار کوچک، وقتی افق مبهم است
- تربیت کردنِ یک کودک، وقتی خودت پر از ترسی
-  نوشتن، تدریس، درمان، یاد دادن، گوش دادن
- ساختن یک رابطه‌ی سالم، وسط دنیای ناسالم
- کاشتن یک بذر، وقتی معلوم نیست فردا چه می‌شود.

این‌ها «کارهای معمولی» نیستند؛ در اين روزها این‌ها شکل‌هایى از آفرينشگرى هستند.

آلبر کامو جایی می‌گوید:
«در میانه‌ی زمستان، فهمیدم در درونم تابستانی شکست‌ناپذیر وجود دارد.»

این تابستان، همان نیروی آفرینش است، همان چیزی که حتی زیر برفِ اندوه و ترس، خاموش نمی‌شود.

قاعده‌ی فیلسوف را می‌شود این‌طور کامل‌تر کرد:

تعطیلى در آفرینش محال است؛ اما تعطیلى در مسئولیتِ آفرینش، ممکن و خطرناک است.

یعنی ما می‌توانیم از خلق کردن شانه خالی کنیم، اما زندگی همچنان خلق می‌کند، آن‌وقت، به‌جای معنا، پوچی می‌سازد، به‌جای پیوند، نفرت، به‌جای عشق، بی‌حسی.

در روزهای سوگ جمعی، خیلی‌ها می‌پرسند:
«آیا الان وقت زندگی‌کردن است؟
وقت شادی است؟
وقت ساختن است؟»
پاسخ فلسفی این است:
بله، دقیقاً همين الان وقت اين چيزهاست.

نه به معنای انکار درد، بلکه به معنای وفادار ماندن به زندگی، در دلِ درد.

خلق کردن، احترام گذاشتن به رنج است، یعنی اجازه نمی‌دهیم رنج، آخرین کلمه‌ی داستان باشد.

یک جمله‌ی مکمل برای این قاعده می‌تواند این باشد:

زندگی همیشه ادامه دارد؛ سؤال این است: با ما، یا بدون ما؟

و شاید عمیق‌ترش:

در تاریک‌ترین زمان‌ها، خلق کردن یک انتخاب نیست؛ یک مسئولیتِ انسانی است.

وقتی جهان آشفته است، کسی که هنوز کتاب می‌نویسد،
کلاس برگزار می‌کند، کسب‌وکار سالم می‌سازد،
فرزند پرورش ميدهد،
هنر می‌آفریند، گفت‌وگوی صادقانه راه می‌اندازد،
دارد بی‌سر و صدا می‌گوید:
«من تسلیم فروپاشی نمی‌شوم.»

و این، ساده نیست؛
شجاعانه است.
و اين بزرگترين احترام به زندگى است....

در این مقطعِ پرابهام و پراضطراب، سهم تو در آفرینش چیست، حتی اگر کوچک، حتی اگر نامرئی؟.......

.بعلت درهم تنیدگی مطالب از منظرهای مختلف این متن را در اتاق ادبیات و فلسفه هم به اشتراک گذاشته شده است........

با سپاس

.

Читать полностью…

Алконост

.

شاید کارِ درستی کردند عشق را
در کتاب‌ها گذاشتند؛
شاید عشق نمی‌توانست
جایِ دیگری زنده بماند...
.


@Alkonosttt

Читать полностью…

Алконост

.

#چهلم

"هر رنجی که نادیده گرفته شود،
جایی دیگر به خشم تبدیل خواهد شد......"



جان اشتاین بک
خوشه های خشم


.

Читать полностью…

Алконост

.

واژگان عشق بسیارند،
و لطیف ترین آنها «نگاه» است......


• محمود درویش



@Alkonosttt

Читать полностью…

Алконост

.

کریستوفر ژوزف آیزاک ( کریس آیزاک )
خواننده آهنگساز گیتاریست و هنرپيشه زاده کالیفرنیا آمریکا است .

ژانر موسيقي او راک اند رول و سافت راک و راکابیلی بوده و اغلب صدا و تصویر او یاد آور الویس پریسلی است .
همچنین ارتباط دوستانه‌ای با کارگردان شهیر سینما ديويد لینچ داشته و در چند فیلم سینمایی نیز بازی کرده است
.
....


@Alkonosttt

Читать полностью…

Алконост

.

#قشنگیات


هان ای بهار خسته که از راه های دور
موج صدا ی پای تو می ایدم به گوش

وز پشت بیشه های بلورین صبحدم
رو کرده ای به دامن این شهر بی خروش

برگرد ای بهار !‌ که در باغ های شهر
جای سرود شادی و بانگ ترانه نیست

جز عقده های بسته یک رنج دیرپای
بر شاخه های خشک درختان جوانه نیست


استاد #محمدرضا_شفیعی_کدکنی


.

Читать полностью…

Алконост

.


هر چه در فهم تو آید آن بُود مفهوم ِ تو
کِی بُود مفهوم تو او کو از آن عالی‌تر است

#عطار


این تصویر یک حکاکی قدیمی است به اسم «جغد با عینک و کتاب‌ها» که سال ۱۶۲۵ توسط هنرمند هلندی کورنیلیس بلومارت دوم ساخته شده است. در این تصویر، یک جغد دیده می‌شود که عینک زده، روی یک کتاب بسته نشسته، کنار دستش کتابی باز است و یک شمع روشن هم در کنارش قرار دارد.
پایین تصویر یک ضرب‌المثل هلندی نوشته شده که مفهومش این است:
«وقتی جغد خودش نخواهد که ببیند، شمع و عینک چه فایده‌ای دارد؟!»
معنای کلی تصویر این است که:
جغد که معمولن نماد خرد و دانایی‌ است، این جا همه‌ی ابزار فهمیدن را دارد؛ کتاب، نور شمع و حتا عینک، اما با این حال، تصمیم گرفته که نبیند و نفهمد.
پیامش خیلی ساده و نغز است:
برخی آدم‌ها ممکن است همه‌ ابزاری برای آگاه شدن داشته باشند، ولی تا هنگامی که خودشان نخواهند بفهمند، هیچ ابزار و کتاب و نوری به دردشان نمی‌خورد!
در واقع این اثر طعنه‌ به کسانی می‌زند که همه‌ی امکان دانستن برایشان فراهم است ولی آگاهانه نادانی را انتخاب کرده‌اند؛
گاهی از روی تنبلی،
گاهی از روی منفعت و گاهی فقط چون دیدنِ حقیقت برایشان گران تمام می شود.......

.

Читать полностью…

Алконост

.

ناصر عبداللهی
پشت این پنجره



ما حتی به دنبال خوشی هم نیستیم، تنها می‌خواهیم قدری کمتر رنج ببریم.....


#چارلز_بوکفسکی


@Alkonosttt

Читать полностью…

Алконост

☀️

فراخایِ جهان
سرشارِ از آزادی و شادیست؛
اگر این دیو و این دیوار‌
که می‌بندد رهِ دیدار،
بگذارد...‌‌...


° محمد رضا شفیعی کدکنی


.

Читать полностью…

Алконост

.

گلویم را صاف می‌کنم تا به خودم نشان دهم همه چیز عادی است،
شبیه آن دختربچه که در هیروشیما پیدایش کردند،
همه چیز مرده بود و او برای عروسکش آواز می‌خواند......


جان فاولز


@Alkonosttt

Читать полностью…

Алконост

.

باورم نمیشه چهل روز از نبودت گذشته....
قشنگ ترین همکاریمو باهات داشتم....


زنده یاد #حمید_مهدوی
آتش‌نشان ابوالفضل طهانی




یاد و نامت تا همیشه سبز و جاوید مرد بزرگ......
🖤
.

Читать полностью…

Алконост

.

چهل روز گذشت
یک قرن هم بگذره

بقول
#طالب_آملی

«داغ دل ما سینه‌فگاران نشود محو...»


.

Читать полностью…

Алконост

🥀


چهلیمن روز سروهای پاک
و روشن
و تطهیر شده

که در خاک ایران آرمیده‌اند
.......

.

Читать полностью…

Алконост

.

من دگر هرگز نمی‌میرم
من به گردون می‌رسانم سر
من تنم را با گلابِ عشق میهن
می‌توانم شست

پیش رویم از گل و شادی
هزاران بوستان دارم
در مسیرم صدهزاران
بذر نیرومند می‌کارم.......

.

Читать полностью…
Subscribe to a channel