7668
آنکه خانهای ندارد، در نوشتن خانه میکند. آدورنو (استفاده، انتشار و به اشتراک گذاری مطالب این صفحه با ذکر نام نویسنده بدون اشکال است) Contact : aminbozorgian60 https://linktr.ee/amin.bozorgian
واکنش مردم ایران به جنگ، با توجه به سالها تبلیغ آن به عنوان رویدادی نه خانمانبرانداز که مثبت و سازنده، امری است که از زوایای مختلف شایسته بررسی است. امین بزرگیان، پژوهشگر جامعهشناسی اگر چه معتقد است تجربه جنگ برای ملتها چیزی نیست جز تجربه شکست، میگوید علیرغم سالها تبلیغ، در عمل جامعه ایران در هنگامه جنگ نه تنها نظم خود را از دست نداد، که با همبستگی بیشتر از قبل، علیه دخالت خارجی واکنش داد. گفتگو با او را درباره واکنش جامعه ایران به سه مرحله حمله آمریکا و البته آینده این تجربه، از نظر سیاسی ببینید.
https://youtu.be/lLkblWKZXhs?si=Z46NuECd__GOF-LG
/channel/HamounMedia
جمهوری اسلامی چگونه حکومتی است؟
کلاب گدار
کلابهاوس
چهارشنبه ٣١ تیر - ساعت ١٩:٣٠ بوقت ایران
@AminBozorgiyan
◼️پنجشنبه ۲۵ تیر ماه ۱۴۰۵
🔴 بینندە و شنوندەی تلویزیون موکریان از کُردستان ایران باشید.
▪️ گزارش «صفی که وضعیت اقتصاد سقز را افشا کرد»
به قلم محسن مصطفایی از «آژانس خبری سقز رووداو»
🎙️ مصاحبه تلویزیون موکریان با #امین_بزرگیان «جامعهشناس و پژوهشگر در نیس فرانسه»
پیرامون:
«جامعه ایران در آزمون جنگ؛ از نارضایتی داخلی تا مقاومت در برابر مداخله خارجی»
@MukrianNewsAgency
https://m.youtube.com/watch?v=-MPMaDhVcaI&ra=m
Читать полностью…
تصویر روی جلد نشریه توفیق به مناسبت بازی فوتبال ایران و اسرائیل
سال ١٣۴٩
صدراعظم (هویدا): بازی که تموم شده پس چرا نمیرین بیرون؟!
اسرائیلیها: ما عادت نداریم زمینی رو که اومدیم توش، دیگه بریم بیرون! میگی نه؟ از عرب (کاپیتان تیم ملی ایران) بپرس!
@AminBozorgiyan
نزاع حسینها
کربلا به مثابه مخزن رپرتوار کنش سیاسی
تبیین تحولات سیاسی ایران معاصر—از انقلاب ۱۳۵۷ و بازنماییهای جنگ تا صورتبندی منازعات پساانقلابی و جنبشهای اعتراضی اخیر—بدون ارجاع به گرامر فرهنگی تشیع و الگوهای روایی واقعه کربلا ناممکن است.
@AminBozorgiyan
امین بزرگیان - تبیین تحولات سیاسی ایران معاصر—از انقلاب ۱۳۵۷ و بازنماییهای جنگ تا صورتبندی منازعات پساانقلابی و جنبشهای اعتراضی اخیر—بدون ارجاع به گرامر فرهنگی تشیع و الگوهای روایی واقعه کربلا ناممکن است. با این حال، ادبیات تحلیلی موجود در بررسی این نسبت، غالبا دچار نوعی تقلیلگرایی مفرط است که میتوان آن را خلط میان «فرهنگ ساختاری» و «الحاق گرایشی»، یا به عبارتی همانیانگاریِ فرهنگ عمومی با باورداشتهای سوبژکتیو (ذهنی) دانست.
در این دست تحلیلها، نفوذ یک سنت فرهنگی به آمارهای کمّی دینداری یا میزان وفاداری به نهادهای مذهبی تقلیل داده میشود؛ فرضیهای که فرهنگ را صرفا در سطح آگاهیِ گزینشگرِ فردی صورتبندی میکند و نتیجه میگیرد که هر گونه فاصله گرفتن از مناسک، به معنای افول هژمونی فرهنگ شیعی است.
اما ساختار عملکردی فرهنگ، فراتر از گزارههای اعتقادیِ صریح عمل میکند. فرهنگ بخشی از زیستجهان پیشاتأملی (pre-reflective lifeworld) سوژههاست؛ دیسکورسی ساختاریافته از روایتها، استعارهها و الگوهای ادراکی که جهان اجتماعی را پیش از هر گونه تأمل نظری، معنادار میکند. کنشگران سیاسی لزوما این عناصر را آگاهانه برنمیگزینند، بلکه در درون این چارچوبهای رسوبکرده میاندیشند و قضاوت میکنند.
بر این اساس، مسئله اصلی در تحلیل جامعهشناختی ایران، سنجش میزان باور مذهبی ایرانیان به واقعه کربلا نیست، بلکه صورتبندی این پرسش است که تخیل سیاسی، مرزبندیهای اخلاقی (خیر/شر)، و درک از مقاومت تا چه حد همچنان در افق معناییِ برساخته از حافظه جمعی عاشورا بازتولید میشود.
ادامه این یادداشت را در وبسایت نیماد بخوانید:
https://neemaad.com/nmd10033037.htm
~شب بازی با بلژیک
گلهایی که زدیم و آفساید اعلام شد - انحراف انقلابها و جنبشها؛ دفاعهایی که کردیم و توپهایشان گل نشد - از اشغال ایران پس از جنگ دوم جهانی تا همین جنگ اخیر.
بازیگوشانه اگر تاریخ را اینگونه ساده کنیم، تصویری آمیخته از شکست و پیروزی نمایش پیدا میکند.
وضعیت سکوها و تشویقها و پرچمها را نیز میتوان در این نسبت جایابی کرد.
در لحظاتی ویژه، یک تاریخ درازدامنه، و مجموعهای از حافظههای تاریخی در قطعهای از موسیقی و سینما و هنر، و شاید فوتبال «کپسول» میشود. این خلاصه کوتاه از یک زمان طولانی است که مخاطب را سر ذوق میآورد؛ روی پاهایش میایستد و با خود میگوید: این تاریخ با تمامی خوبها و بدهایش مال من است.
وقتی شکست از، و پیروزی بر شکلهای متنوع و مختلف سلطه در کنار هم دیده میشوند -مثلا در یک کتاب، یک قاب نقاشی یا در یک مسابقه ورزشی- دقیقا ً در همین لحظه است که نیرویی برای «ادامه دادن» تولید میشود. این «خلاصه» یادآوری میکند که هیچ سرزمینی فقط روایت شکست نیست، فقط روایت پیروزی هم نیست؛ بلکه مسأله اصلی این همنشینی است؛ چیزی که سالهای طولانی -پس از ما نیز - روایت میشود.
@AminBozorgiyan
امپریالیسم
گزارشی از دیدگاه هانا آرنت درباره جنگ اخیر ایران
مؤسسه تعمق
خرداد ماه ١۴٠۵
@AminBozorgiyan
~ یادداشت پایان جنگ
یک:
اسراییل و آمریکا در برنامه سیاسی-نظامی خود برای غلبه بر حکومت ایران شکست خوردند. این شکست محصول اشتباهات استراتژیک آنها در ارزیابی قدرت ایران، برنامهی جنگی نیروهای نظامی ایران، و همراهی نکردن عملی جامعه ایران با برنامههای اپوزیسیون راستگرا بود. «تنگه هرمز» در این دستاورد نقش بسیار مهمی ایفا کرد و با وجود حملات گسترده و بیسابقهی آمریسراییل به مناطق مختلف کشور و حتی زیرساختهای حیاتی، معادله را به نفع ایران تغییر داد.
دو:
این رویداد بیشک یکی از مهمترین وقایع تاریخ معاصر ایران بوده و میتواند تاریخ سیاسی منطقه ما را به پیش و پس از خود تقسیم کند.
سه:
ایران توانست نه تنها در این لحظه تاریخی که احتمالاً تا مدتی طولانی مداخله بیگانگان و امپریالیسم سلطهجوی جهان معاصر را از سر خود کم کند.
چهار:
اپوزیسیون راستگرای سلطنتطلب و رسانههای وابسته به آن شکست عمیقی را در گفتار و برنامههای خود تجربه کردند.
پنج:
پایان جنگ، آغاز بازگشت حواس عمومی به مسأله «استبداد تاریخی» و مسأله آزادی و عدالت است. هیچ دستاوردی برای دولت در این جنگ توانایی این را ندارد که جامعه را ازین «برنامه تاریخی» از مشروطه تا کنون منصرف کند. ساختن حکومت پاسخگو، دموکراتیک، مستقل و کارآمد اساسیترین تلاش برای جلوگیری از مداخلات استعماری است.
شش:
مبارزه برای عدالت و برابری ایدهای راهنما در برابر نظامهای سلطه بینالمللی و ملی است؛ همان سازوکارهایی که با انواع برنامههای سیاسی و اقتصادی در کار فقیرسازی جوامع و طبقات گوناگوناند. سعادت ما تمامی مردمان جنوب جهانی تنها با اتحادی مستحکم میان جانهای آزاد و ستمدیده ممکن است.
زنده باد مقاومت
@AminBozorgiyan
💬نقطۀ صفر جنگ (1): جنگ و امپریالیسم
👤با #امین_بزرگیان
آرنت میگوید امپریالیسم اولین نظام سیاسی مدرن بود که اصل «گسترش بیپایان» را پذیرفت. بر همین اساس آرنت امپریالیسم را صرفاً فتح سرزمینهای دوردست یا استعمار کلاسیک نمیداند. برای او امپریالیسم یک دگرگونی در ماهیت سیاست مدرن است.👥 حضور در این نشست برای همگان آزاد و رایگان است.
مرور بخش امپریالیسم از کتاب «عناصر و خاستگاههای حاکمیت توتالیتر» از هانا آرنت علاوه بر اهمیت توضیحی پدیدۀ امپریالیسم، از حیث اکنونی ما اهمیت مضاعف دارد: ما در مرکز مواجهۀ خونین با امپریالیسم قرار گرفتیم؛ بیش از هر زمانی در تاریخ متأخر. ولی با این وجود گویا کمتر کسی دوست دارد از آن سخن بگوید. سخن گفتن دربارۀ امپریالیسم اینگونه «جا» افتاده که چیزی مربوط به چپها و یا حامیان حکومت است؛ پیشکشیدن بحث آرنت بهعنوان یک متفکر غیرچپ میتواند بالذات چیزهایی را در حوزه عمومی دستکاریشده قلقلک دهد.
••نشست آنلاین••
جنگ شهری، جنگ ملی، جنگ بر سر حافظه
با
امین بزرگیان، پژوهشگر در دپارتمان مردمشناسی دانشگاه نیس فرانسه و در حوزههای جامعهشناسی، مطالعات حافظه، رنج اجتماعی و جنبشهای سیاسی.
•••
اعتراضات شوک اول را ایجاد کرد. تمامی چارچوبهای سیاسی و اجتماعی موجود دچار تنش و شوک شدند. زمانی کوتاه بعد از آن، جنگ شوک دوم را وارد میکند. جامعه هنوز در حال هضم شوک نخست بوده که با فاجعهای دیگر مواجه میشود.
تراکم دو شوک شاید بهترین عنوان برای این وضعیت باشد. مسئله فقط وجود دو فاجعه نیست، بلکه مسئله برخورد دو فاجعه با یکدیگر است: دو مجموعه قربانی؛ دو مجموعه سوگواری؛ دو مجموعه روایت به طور همزمان در فضای عمومی حاضر میشوند. در نتیجه جنگ حافظه شدت میگیرد.
کدام زخم، زخم بنیادین جامعه است؟ کدام کشتگان و رویداد باید در آینده یادبود شوند و در حافظه جمعی بمانند؟ دو فاجعه پیاپی تنها دو مجموعه قربانی تولید نکردند؛ آنها دو ادعای رقیب درباره معنای رنج جمعی تولید کردند. شوک ناشی از این فجایع، چارچوبهای پیشین فهم را فرو ریخت و فضایی گشود که در آن گروههای مختلف برای تبدیل رنج خود به حافظه جمعی آینده وارد نبردی نمادین شدند.
در نشست حاضر، به بحث دربارهی این فضا میپردازیم.
•••
زمان: دوشنبه (۲۵ خرداد)، ساعت ۱۹ تا ۲۱
⭕️ برای ثبت نام و جزئیات دیگر، به تلگرام، بله یا واتساپ با این شماره پیام بدهید یا تماس بگیرید: ۰۹۰۲۶۰۵۶۴۶۷
پاسخگویی: شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۱۴ تا ۲۰
#خوانش_مدرسه_روایت_است
#به_یاد_آر
📣 #مدرسه_تهران برگزار میکند:
📌 «پولانزاس»
■ فهم ماتریالیستی از دولت
[مطالعه موردی: جمهوری اسلامی]
● «چرا همه در شناخت جمهوری اسلامی دچار اشتباه شدند؟ چگونه میتوان دولت جمهوری اسلامی را نه از طریق ایدئولوژی، نه از طریق اشخاص، بلکه از طریق تحول شکل دولت فهمید؟»
■ با تدریس: امین بزرگیان
پژوهشگر در دپارتمان مردمشناسی دانشگاه نیس فرانسه
۵ جلسه دو ساعته (۶۰۰ دقیقه)
جمعهها، ساعت ۱۷ تا ۱۹
از ۲۹ خردادماه - ۱۹ ژوئن
آنلاین، آفلاین
📮 جهت ثبتنام و کسب اطلاعات بیشتر به آیدی زیر مراجعه کنید:
🔗 @pouya_teh_82
جنگ و مشروعیتیابی حکومت
اتاق گدار
کلاب هاوس
٢٧ می
@AminBozorgiyan
سفر به دنیای شاهنامه برای کودکان
در این کارگاه با قصههایی از شاهنامه، کودکان همراه با رستم، رخش و موجودات شگفتانگیز داستان هفتخوان، قدم به دنیایی پر از ماجراجویی، خیال و زبان فارسی میگذارند. این دوره برای کودکان فارسیزبان ۶ تا ۱۴ سال طراحی شده است و دانستن الفبای فارسی برای شرکت در آن الزامی نیست؛ اما از آنجا که کلاس کاملاً به زبان فارسی برگزار میشود، درک فارسیِ روانِ روزمره اهمیت دارد.
کودکان در طول هفت جلسه، با داستانهای هفتخوان رستم آشنا میشوند و در کنار قصهها، زبان و فرهنگ فارسی را تجربه میکنند. در پایان دوره، هر کودک کتابچهی هفتخوانِ خود را خواهد داشت؛ مجموعهای از داستانها و تصویرهایی که در طول کلاس خلق کرده است.
هدف این دوره فقط روایت یک داستان کهن نیست؛ بلکه ساختن تجربهای زنده، خلاقانه و شاد از زبان فارسی برای کودکان است.
برای ثبتنام و اطلاعات بیشتر:
Azadehshams19@gmail.com
@AminBozorgiyan
جمهوری اسلامی چگونه حکومتی است؟
کلاب گدار
کلابهاوس
چهارشنبه ٣١ تیر
@AminBozorgiyan
The Fate of Mossadegh in Contemporary Nationalism: Revisiting a Contest over Memory
By : Amin Bozorgiyan
One of the most significant intellectual and political developments in Iran over the past decade has been the renewed and widespread appeal of nationalist discourses among the public. Today, from reformist media outlets and social media platforms to Persian-language opposition networks abroad, and from various opposition groups to intellectual circles within the country, the concept of the “Iranian nation” has acquired a new dynamism and become a central axis of political debate. At first glance, one might have expected this resurgence to lead to a revival of the standing of Mohammad Mossadegh—a figure who, in the collective unconscious of Iranians, embodies attachment to the homeland more than perhaps any other modern political leader...
@AminBozorgiyan
~ ١. از منظر جامعهشناسی، سوگواری فقط ابراز احساسات نیست؛ بلکه بازسازی پیوندهای اجتماعی است. امیل دورکیم در کتاب صور ابتدایی حیات دینی نشان داد که آیینهای سوگواری جامعه را دوباره گرد هم میآورند و نظم اخلاقی را بازسازی میکنند. اگر این آیینها برای گروههایی ممنوع شوند، جامعه فقط عزیزی را از دست نمیدهد؛ بلکه بخشی از انسجام خود را نیز از دست میدهد.
در تراژدی یونان، حق دفن و سوگواری یکی از بنیادیترین حقوق انسانی است. آنتیگونه داستان مقاومت علیه فرمان شاه برای برخورداری از حق سوگواری است. آنتیگونه بهعنوان نماد سرپیچی و مبارزه در اندیشه سیاسی در نسبت با مردگان است؛ گویی انسان بودن در مقام حیوان سیاسی از همانجا آغاز میشود که بتوان برای مردگان احترام قائل شد و با خیالی آسوده اشک ریخت.
٢. حق سوگواری، حقِ اعلام این است که زندگیِ از دسترفته ارزش زیستن داشته است و غیبتش باید در حافظه بازماندگان باقی بماند. یکی از ویژگیهای خشونت مدرن، آنچنان که جورجو آگامبن توضیح میدهد، محروم کردن بازماندگان از آیین سوگواری است. گورهای بینام، ناپدید کردن جسد، ممنوعیت تشییع جنازه و جلوگیری از یادبود، همگی ادامه خشونت پس از مرگاند.
حقیقت این است که همه جانها به یک اندازه «سوگوارپذیر» (grievable) نیستند. جامعه و قدرت تعیین میکنند که مرگ چه کسانی فاجعه محسوب شود و مرگ چه کسانی اصلاً دیده نشود. بنابراین، حق سوگواری پیش از آنکه حق گریستن باشد، حق بهرسمیتشناختهشدن ارزش یک زندگی است.
٣. اگر این حق را بپذیریم، مبارزه برای عدالت اجتماعی تا لحظه یوتوپیک برابری همه بازماندگان جهت برخورداری از حق عزا ادامه دارد.
@AminBozorgiyan
~ این خبر که پسر اروین یالوم خودکشی کرده است -پسر آنکه در دوران ما بیش از هر کسی دغدغه نجات انسان از اضطراب و مرگخواهی را داشته و دربارهاش نوشته- به ما میگوید که تا چه حد انسان این ظرفیت را دارد که در پروژههایش عمیقاً شکست بخورد.
توانایی ما برای شکست از جهان اطرافمان -به تعبیر یالوم- هیچ محدودهای ندارد.
@AminBozorgiyan
امین بزرگیان در این گفتوگو از اقتصاد سیاسی جنگ سخن میگوید؛ از پیوند جنگ، تحریم، فساد، خصوصیسازی و فقر، و از تأثیری که این فرآیندها بر زندگی روزمره مردم میگذارند. او استدلال میکند که جنگ تنها در میدان نبرد رخ نمیدهد، بلکه پس از خاموش شدن سلاحها نیز در سفره، کار، مسکن و امکان اعتراض اجتماعی ادامه پیدا میکند.
می توانید با عضویت در این کانال ها به آرشیو برنامه های این کلاب و برنامههای اعلامی آن دسترسی داشته باشید👇🏼
https://linktr.ee/godar
🆔@clubhouseGodar
https://open.substack.com/pub/aminbozorgiyan/p/competing-husayns?r=8em9g9&utm_medium=ios
Читать полностью…
~ در سنت جامعهشناسی و انسانشناسی، معمولاً پرسش اصلی این نیست که آیا مردم «درست» یا «غلط» یک معنا را به یک پدیده نسبت میدهند. پرسش این است که چرا چنین معنایی اصلاً ممکن و مؤثر شده است؟
مثلاً اگر عدهای پیروزی یک تیم را به فتح یک تنگه یا شکست یک امپراتوری ربط میدهند، جامعهشناس در وهله اول نمیپرسد آیا این قیاس معقول است یا نه. او میپرسد: چرا این استعاره برای این افراد قابل فهم است؟ چه حافظه تاریخیای پشت آن قرار دارد؟ چرا فوتبال توانسته حامل چنین بار معناییای شود؟ چرا همین معانی در شطرنج، شنا یا دوومیدانی به وجود نمیآید؟ چرا برخی مسابقات ملی به صحنه بروز احساسات ملی تبدیل میشوند و برخی نه؟
این دقیقاً همان تفاوت میان داوری هنجاری و پرسش تفسیری است.
اگر بخواهیم با زبان وبر بگوییم، جامعهشناسی در درجه اول نمیپرسد «آیا مردم باید چنین معنایی بسازند؟» بلکه میپرسد: «این معنا چگونه ساخته میشود و چه کارکردی در زندگی اجتماعی پیدا میکند؟» به همین دلیل ساعتها پس از دیدن واکنشها در سراسر جهان به بازی با بلژیک، گزارشی میتوان داد ازینکه چگونه مردم در یک رویداد ورزشی، تجربههای تاریخی، احساس تعلق، حافظه جمعی و روایتهای ملی و بینالمللی را بازمیشناسند. میتوان درباره معنایی که این مسابقه در تجربه جمعی پیدا میکند حرف زد. موضوع این متن کیفیت فنی بازی یا درستی و نادرستی معناها نیست؛ موضوع این است که چگونه یک رویداد ورزشی میتواند به ظرفی برای فشرده شدن حافظههای تاریخی و احساسات جمعی تبدیل شود.
بنابراین مخالف جامعهشناسی همچنان درباره درست یا غلط بودن این تشبیهها بحث میکند، در حالی که پرسش چیز دیگری است. برای جامعهشناسی، مسئله این نیست که آیا دروازه فوتبال واقعاً تنگه هرمز است یا نه؟ درست است که افرادی با معنابخشی به فوتبال، در حال سواستفاده از آن هستند، مثلا نشان میدهند که بچههای میناب به بیرانوند کمک کردهاند؛ گویی حتما باخت ایران به انگلیس هم کار مخالفان کشتهشده حکومت است؛ اینها به وضوح حتى احمقانه است؛ مسأله ما اما در اینجا این سطح بحث نیست. مسئله این است که چرا و چگونه یک مسابقه فوتبال میتواند برای گروهی از مردم حامل چنین معناهایی شود. موضوع تحلیل، خود این فرایند معناسازی است، نه تأیید یا رد محتوای آن.
اگر بخواهیم مقداری بیشتر درباره این نسبت سخن بگوییم، مسأله برمیگردد به موضوع Condensation symbol یا «نماد متراكم / استعاره اجتماعی» در یک سنت مشخص مطالعات جامعهشناسی تاریخی. برخی نمادها ، واژهها یا رویدادها میتوانند مجموعهای از احساسات، خاطرات، آرزوها و ترسهای جمعی را در خود «متراکم» کنند. یا حتی یک رویداد خاص میتواند معانی بسیار بیشتری از معنای ظاهری خود حمل کند. مردم در مواجهه با این نمادها صرفا به یک شیء یا رویداد واکنش نشان نمیدهند، بلکه به شبکهای از معانی و عواطف تاریخی واکنش نشان میدهند.
فوتبال در اینجا موضوع اصلی نیست؛ فوتبال به یک نماد متراکم تبدیل میشود که مجموعهای از حافظههای تاریخی و احساسات جمعی را در خود فشرده میکند.
کلیفورد گیرتز در تحلیل مسابقه خروس جنگی بالی نمیگوید خروس جنگی «واقعا» سیاست یا تاریخ است. میگوید جامعه خودش را در آن نمایش میدهد. مسابقه به نوعی «داستانی است که جامعه درباره خودش تعریف میکند». در این خوانش مسابقه ورزشی میتواند به نمایندهای از تجربههای وسیعتر اجتماعی تبدیل شود.
وقتی میبینیم که یک بازی به چیزهایی بیرون از خودش توسط جامعه ارجاع پیدا میکند و به تعبیری «استعاره» میشود، فارغ از داوری ارزشی به ما میگوید که ما با نوعی نماد متراکم روبروییم که در حال نمایندگی چیزی فراسوی خود است.
از دورکیم تا موس تا بندیکت اندرسون و ادلمن این ایده وجود دارد که برخی اشیاء، آیینها یا رویدادها فراتر از خودشان عمل میکنند و حامل معنایی جمعی میشوند.
@AminBozorgiyan
جنگ حافظهها
گفتاری درباره نزاع کشتگان دیماه و جنگ
مؤسسه خوانش
خرداد ماه ١۴٠۵
@AminBozorgiyan
📌 طرح درس «پولانزاس»
■ فهم ماتریالیستی از دولت
[مطالعه موردی: جمهوری اسلامی]
● با تدریس: امین بزرگیان
۵ جلسه دو ساعته (۶۰۰ دقیقه)
جمعهها، ساعت ۱۷ تا ۱۹
📮 جهت ثبتنام و کسب اطلاعات بیشتر به آیدی زیر مراجعه کنید:
🔗 @pouya_teh_82
~ زمانی تحلیل این است که حمایت ایران از حامیانش (همچون حزبالله لبنان) کار درستی است، اینکه حکومت به سبب عدم پایبندی اسراییل به توافق آتشبس واکنش درستی داشته و لازمهی حفظ قدرتْ پاسخ نظامی مناسب بوده است؛ اما این تحلیل، با ابراز شعف و شادمانی نسبت به «جنگ» به کلی متفاوت است. کسی که جنگ را محدود به آثارش بر مناسبات دولت میفهمد و توانایی دیدن خصلتهای اجتماعی آن را ندارد؛ و در مجموع به سبب دستاوردهای آن برای دولت-ملت سازوکار مستقل اجتماعیاش را لحاظ نمیکند؛ یعنی همان که «جشن جنگ» میگیرد، به ما اعلام کرده که زیست مادی مردم گوشت و پوست و استخواندار را از جهانبینیاش کنار گذاشته و سعادت را تماماً به سرنوشت دولت پیوند زده است؛ این همان ایدهای است که برای بمباران ایران چندی پیش در خیابانهای غرب میرقصید.
به تعبیری دیگر، مسأله مخالفت یا موافقت با «این جنگ» نیست، موضوع اصلی نوع مواجهه با پدیدار جنگ است. مقاومت resistance در مبنا ایده نفی جنگ و سلطهی نیروی قدرتمند بر ضعیفها را دارد: مقاومت یعنی نفی جنگ و سلطه. برای این نفی البته اگر لازم باشد، مقاومت (در مقام تاکتیک) میجنگد، تسلیم نمیشود و ایستادگی میکند. ذهنیت استعمار زده، مقاومت را به چیزی شبیه نیروی استعماری مبدل میکند (در مقام استراتژی)؛ یعنی منطق و ابزار و اهدافش را «بازتولید» میکند، و بنیانهای مقاومت را رها میکند. منطق نظم جهانی او را نیز در خود هضم کرده است.
مقاومت جنگیدن برای نفی جنگ است؛ و این چیزی است که برای آنکه در مقاومت اصیل نیست تبدیل به «اصالت جنگ» و «جشن جنگ» میشود.
فلسطینیها ازین جهت میتوانند آموزگار مقاومت برای ما باشند. كتاب مسأله فلسطین از ادوارد سعید به خوبی معنای مقاومت را شرح میدهد. ادوارد سعید هیچگاه مقاومت فلسطینیان را از منظر جنگی و امنیتی توضیح نمیدهد. او مقاومت را پیش از هر چیز مقاومت یک ملت در برابر حذف شدن میداند؛ ساخته شدن یک روحیه جمعی در برابر سلطه.
به نظر سعيد ، مسئله اصلی فلسطین این است که فلسطینیان نه فقط از سرزمین خود رانده شدند، بلکه در روایت مسلط غربی و صهیونیستی نیز نامرئی شدند. هدف مقاومت اعلام وجود و مرئی کردن خود به عنوان مردمانی صاحب حق حیات است.
با این هدف است که اگر لازم باشد نیروی مقاومت میجنگد. این جنگ و سنگ انداختن در مبنا با تقدیس جنگ متمایز و متفاوت است. خرده بورژوازیِ حامی جنگ از خاستگاه طبقاتیاش حرف میزند و نه خاستگاه مقاومتِ نیروى تحت سلطه.
شعف از جنگ با شعف از مقاومت متفاوت است. گفتمانها، کردار و صورتبندیهاست که تفاوت این دو نوع مواجهه را مشخص میکند.
یک راهنمای ساده: آن نیرویی که از جنگیدن لذت میبرد هیچ شکل دیگری از مقاومت را به رسمیت نمیشناسد: مثلاً مقاومت طبقات تحت سلطه در برابر الیگارشی دولتی داخلی.
@AminBozorgiyan
نشست «جنگ و مشروعیتیابی حکومت» کلاب «گدار» به مناظرهای قابل تامل بین امین بزرگیان و امید مهرگان در بسط رابطه جامعه و دولت در دوران جنگ تبدیل شد.
این نشست که چهارشنبه ششم خرداد در کلاب هاوس برپاشد ناظر بر سلسله یادداشتهایی بود که طی روزهای جنگ ۳۹ روزه در نیماد منتشر شد و به نسبت روشنفکر، ملت، حکومت و مداخله خارجی میپرداخت.
این مناظره را می توان حول این پرسش خلاصه کرد که جنگ اخیر چه چیزی درباره تقابل جامعه و نهاد حکومت در تمامی این سالها به ما میگوید؟
گزارش این مناظره را روی وبسایت نیماد بخوانید:
https://neemaad.com/nmd10032746.htm
[به بهانه بازگشتن دوستان ایران]
گفته بودم اگه بَرگردی دوباره،
غم میره از دل و تاریکی میمیره
بعد از اون بیتونشستنها یه روزی،
دستای سَردمو دست تو میگیره.
اومدی اما دیدم دست تو سرده،
گفتی اون روزها دیگه بر نمیگرده.
گفته بودم اگه برگردی میبینی،
نقش غمها رو تو آیینۀ چشمام.
میدونی این جا تو این خونۀ غمگین،
رنگ بیرنگی گرفته بیتو دنیام.
گفته بودم اگه برگردی میبینی،
روی این پنجرهها اسم تو مونده
قصۀ اومدنت باز منو تنها
توی این تاریکی شَبها نشونده.
بیتوموندن لحظۀ جبر منه،
صبر ایوب زمان صبر منه،
خونه بیتو خونه نیست قبر منه
بیا تا اون روزهای خوبَم بیاد
دست من گرمی دستاتو میخواد
قهر تو جونمو آتیش میزنه.
اجرای اصلی: صبر ایوب/ جواد یساری
@AminBozorgiyan