9074
"اَنا الحَق"ّ عظیم تواضع است. زیرا این که می گوید: "من عبد خدایم" دو هستی اثبات می کند ، یکی خود را و یکی خدا را. اما آن که "اَنالحَقّ" می گوید خود را عدم کرد به باد داد. می گوید: "اَنالحَقّ" یعنی: "من نیستم ، همه اوست ، جز خدا را هستی نیست
✨
اخلاق عرفا : فروتنی
وقتی ابرها از آب پر میشوند، به زمین نزدیکتر میگردند.
وقتی درختان از میوه انباشته میشوند، شاخههاشان به پایین خم میشود.
کسانی که برخوردار از فضیلتهای برجستهاند، فروتناند، اما آنان که از این فضیلتها بیبهرهاند، تظاهر به داشتنشان میکنند.
متکبر و مغرور میشوند و فضیلتهایشان را به رخ میکشند. این شیوۀ بیشتر مردم است.
#سوامی# ساتیاناندا
/channel/Analhaghhoo
همین حالا…
چشمهایت را ببند،
یک نفس عمیق بکش،
و همه غصهها را بسپار
به خدایی که
هر طلوعی را
زیباتر از دیروز میسازد.
امروز و همین لحظه،
به او اعتماد کن… آرامش خواهد آمد.
" به همین سرسبزی و زیبایی🌷
✨
من جمله تو بودم و
نمیدانستم ....
#سعدی
/channel/Analhaghhoo
✨
#ذکر شریف #سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر
🌙شبها برای نخوابیدن است
💫شبزندهداری یعنی وقتی جهان ساکت میشود، دل از هیاهوی دنیا فاصله میگیرد و رو به حقیقت میکند.
شب، خلوتِ دل با خداست؛ جایی که زبان آرام میشود و قلب فرصت مییابد آنچه را در روز گم کرده، دوباره پیدا کند. 🌙✨
شبزندهداری یعنی:
بیداریِ تن در شب،
برای بیدار شدنِ دل.
این ذکر چهار گامِ بیداری دل است:
سبحانالله → خدا از هر تصور و وصفی که ذهن من میسازد، پاک و فراتر است.
الحمدلله → هر زیبایی و نعمتی از اوست؛ پس دل به شکر میرسد.
لا إله إلا الله → از هر معبودِ دروغینِ درون؛ نفس، ترس، دنیا و تعلقات، آزاد میشوم.
الله اکبر → هیچ چیز از خدا بزرگتر نیست؛ پس دل دیگر در برابر غیر او خم نمیشود.
خلاصهاش:
پاکی،
شکر،
رهایی
و تسلیم. ✨
/channel/Analhaghhoo
.✨
گر به میدان
محاکای تو
جولان یابم
گوی دل
در خم چوگان
زبان اندازم
#سعدی
عاشق واقعی میگوید:. ❤️🔥 Читать полностью…
من آمدهام که خودم را به عشق بسپارم، نه اینکه عشق را مطابق میل خودم کنم
✨
♟️گل هرگز برای شکوفا شدن نقشهریزی نکرده است. فقط پیوسته رو به سوی بالا کشیده و به سوی نور دست دراز کرده است؛ و شکوفایی از آن رو رخ داده که «رو به سوی رشد داشتن» در ذات او بوده است.
بیشتر مردم با رشد مانند یک پروژه برخورد میکنند؛ چیزی که باید برایش برنامهریزی کرد، بهینهاش ساخت و به زور در چارچوب یک برنامهٔ زمانی گنجاند. اما این آموزه چیزی تقریباً برعکس را توصیف میکند.
گل بهترین زمانِ ممکن برای شکفتن را محاسبه نمیکند. شرایط را تحلیل نمیکند تا ببیند آیا همهچیز ایدئال است یا نه، و پیش از اطمینان یافتن منتظر نمیماند تا تصمیم به شکوفایی بگیرد.
گل صرفاً با نوعی پافشاریِ مشتاقانه و بیفکر، پیوسته جهت خود را به سوی نور تنظیم میکند؛ و گشودن گلبرگها پیامد طبیعی همین جهتگیری است، نه نتیجهٔ یک تصمیم آگاهانه.
این، اصلاحی مشخص برای یکی از برداشتهای نادرست رایج دربارهٔ تلاش معنوی است.
«ناآگاهانه» در اینجا به معنای بیملاحظه یا منفعل بودن نیست. منظور، یکپارچه و بدون دوپارگی بودن است؛ همانگونه که رشد یک گل میان «رشد کردن» و همزمان زیر نظر گرفتن اینکه آیا این رشد چشمگیر به نظر میرسد یا نه، تقسیم نمیشود.
بیشتر تلاشهای انسانی یک لایهٔ دوم از خودآگاهی با خود دارند: فرد رشد کردنِ خودش را زیر نظر میگیرد، پیشرفت خود را اندازه میگیرد و نگران است که آیا درست و مطابق برنامه در حال شکوفا شدن است یا نه.
دقیقاً همین لایهٔ نظارت است که گل فاقد آن است؛ و شاید همین چیزی باشد که بیش از هر مانع بیرونی، سرعت انسان را کاهش میدهد.
واژهٔ «مشتاقانه» به همان اندازهٔ «ناآگاهانه» اهمیت دارد. این آموزه از انفعال و بیعملی دفاع نمیکند. گل نسبت به شکوفا شدن بیتفاوت نیست.
با تمام توانِ در دسترس خود به سوی گشودن و شکفتن کشیده میشود، اما بدون آن محاسبهگریِ مضطربانهای که رشد انسان را به یک نمایش تبدیل میکند، نه یک فرایند طبیعیِ گشودهشدن و شکوفایی.
قرار نبود رشد هرگز تا این اندازه زیر نظر گرفته و کنترل شود. تنها کاری که از ابتدا لازم بود، این بود که مشتاقانه به سوی آن دست دراز کنی، بیآنکه مدام متوقف شوی تا ببینی از بیرون چگونه به نظر میرسی.
✨
«ما در پیاله عکس رخ یار دیدهایم
ای بیخبر ز لذت شرب مدام ما»
«پیاله» فقط جام شراب نیست؛
نماد دل انسان است.
حافظ میگوید:
وقتی دل از غبار خودخواهی پاک شود، دیگر برای دیدن محبوب لازم نیست جایی دور را جستوجو کنی؛ رخ یار در همان جام کوچکِ دل آشکار میشود.
«شراب» هم میتواند نماد عشق و مستی الهی باشد؛ مستیای که انسان را از خودِ محدودش بیرون میبرد.
یار را بیرون از خودت جستوجو نکن؛ اگر دل صاف شود، همان دل تبدیل به آیینهای میشود که چهرهٔ محبوب را در آن میبینی.
محبوب را در بیرون میجویی، اما وقتی پرده کنار میرود، میبینی نشانی از او در دل خودت بوده است.
پیاله = دل
عکس رخ یار = جلوهٔ حقیقت الهی
عارف وقتی دلش صیقل مییابد، جهان برایش تبدیل به آینه میشود. دیگر هرجا نگاه میکند، نشانی از محبوب میبیند.
🌹 «ای بیخبر ز لذت شرب مدام ما»
«شرب مدام» یعنی نوشیدن پیوستهٔ شراب عشق؛ نه شراب ظاهری، بلکه مستی حضور.
حافظ انگار میگوید:
تو از بیرون به این مستی نگاه میکنی و نمیدانی در دل عاشق چه میگذرد.
✨
آتشِ عشقِ تو گر به جانِ ما افتد،
چه میکند؟
من و مستیِ بینهایت،
من و دریایِ بیکرانِ «هو»…
هر نفس که میآید،
نامِ تو را میآورد؛
هر نفس که میرود،
مرا از من میبَرد:
هو…
آتش گرفتیم
تا خاموش شویم؛
سوختیم
تا جز تو چیزی نمانَد.
آنقدر از خویش گذشتیم
که دیگر «من»
توانِ گفتن نداشت.
گفتم: من؛
و آتش گفت:
هو.
گفتم: تو؛
و پرده افتاد:
هو.
دیدم که عاشق،
در راهِ عشق گم میشود؛
معشوق میمانَد،
و هر چه غیر اوست
در نورِ او محو میشود.
زمین زیر پایم لرزید،
آسمان در جانم فرو ریخت،
و در آن لحظه
که هیچ نداشتم،
همهچیز داشتم.
نه راهی ماند،
نه رهرویی،
نه مقصدی؛
فقط یک حضور…
هو.
نه در دوردست،
که در نزدیکترین جایِ جان؛
نه در لفظ،
که پیش از هر سخن؛
نه در تصویر،
که فراتر از هر خیال.
و من
آخرین پردهٔ «من» را
به آتش سپردم.
آنگاه سکوت آمد…
سکوتی که از هزار سخن رساتر بود.
در آن سکوت،
نفس کشیدم:
هو.
نفس کشیدم:
هو.
و دیگر من نبودم
که «هو» میگفتم؛
این «هو» بود
که مرا میگفت.
و اینگونه
عشق به نهایت رسید:
نه آنگاه که او را یافتم،
بلکه آنگاه که
خودم را در او نیافتم.
هو…
اولِ راه،
ذکرِ ما بود؛
آخرِ راه،
خودِ ما شد.
هو.
/channel/Analhaghhoo
✨
✅دل مبند
دل بر این دنیای فانی ای پسر هرگز مبند
گر بخواهی نمیابی ز آسیب و گزند
لطفا به متن شعر توجه بفرمایید 🙏
✨
📢 جلسه ٢۴ شرح مثنوی معنوی
استاد دکتر اسماعیل #منصوری لاریجانی
🔷 دنیا چیست؟
دنیا بالذات بد نیست، بلکه «مزرعه آخرت» است. اگر از آن برای توشهی آخرت استفاده شود، ممدوح و خوب است.
اما زمانی "پست" (دنی) میشود که انسان را از یاد خدا غافل کند. باید نگاهمان به دنیا، نگاهی وسیلهای برای رسیدن به ابدیت باشد.
🔷 جایگاه مال و ثروت
اگر مال در خدمت دین و سعادت ابدی باشد، نهتنها بد نیست، بلکه بسیار ارزشمند است.
پیامبر (ص) میفرمایند: «نعم المال الصالح للرجل الصالح»؛
یعنی مالِ خوب برای آدمِ خوب، یک نعمت است. ثروت در دست انسان صالح، در مسیر خیر جاری میشود، اما در دست فرد ناصالح، ابزار شر میگردد.
✨
ای درویش
در سلوک به دنبال نام نباش
سالکان راستین در پی بی نامی غرقند
نامها محدودیتند
از محدودیت در آی
بگذار آسمان پروازت
نامتناهی باقی بماند
در مسیر رشد و سلوک، دنبال تأیید، شهرت و لقب نباش.
عارف واقعی نمیخواهد «کسی» باشد؛ میخواهد از خودِ محدود و منِ نفسانی عبور کند.
نام را رها کن تا حقیقتِ وجودت آزاد شود.
/channel/Analhaghhoo
🔔🔔🔔🔔شروع 🔔🔔🔔🔔
🔴پروسه سلامت و تناسب اندام
🔴 سبک زندگی سالم
🔴برطرف کردن ریشه تمام بیماری ها
🔴با طب فوق العاده 💥آیورودا 💥برای اولین بار در ایران💯
🔓فقطو فقط با ظرفیت 🟢۲۰ نفر🟢 و با بهای
(۹۹۰۰تومن)
ثبت نام از طریق لینک زیر👇👇👇
/channel/+2VxKA3A5HRtkOTc0
✨
آن شب، آسمان رنگ دیگری داشت؛
گویی زمین منتظر طلوع نوری بود که جهان را به مهربانی فرا بخواند. ✨
محمد(ص) آمد؛
با قلبی سرشار از رحمت،
با کلامی از جنس حقیقت،
و با نوری که هنوز در دل انسانها میدرخشد.
آن شب، جهان فقط یک نوزاد را در آغوش نگرفت؛
نوری طلوع کرد که راهِ بازگشتِ انسان به خویشتن را نشان میداد.
محمد(ص) آمد؛.
تا بگوید خدا را در دوردستها نجوی،
اگر دل را از غبارِ خویش پاک کنی،
ردّ نور او را در همین دل خواهی یافت
✨
شاگرد از استاد پرسید؛
چگونه به حقیقت برسم؟!
استاد در پاسخ گفت؛
اگر بخواهی برسی، نمی رسی.
دورتر می شوی.
رسیدن را رها کن، رسیده ای.
زیرا حقیقتی که در جستجویش هستی،
هرگز جایی نرفته است.
شاگرد چشمهایش را بست،
و در خاموشی فرو رفت.
/channel/Analhaghhoo
✨
سجدهای عاشقانه به درگاه خداوند؛
پیشانی بر خاک،
و دل در آغوشِ او...
الهی،
آنقدر مرا از «من» خالی کن
که جز «تو» در دلم نماند.
چه زیباست این افتادن؛
که هرچه بیشتر به خاک میافتم،
به تو نزدیکتر میشوم... 🤍
/channel/Analhaghhoo
✨
📢 جلسه ۲۶شرح مثنوی معنوی
استاد دکتر اسماعیل #منصوری لاریجانی
🔷 رابطه اندیشه با سخن
🔷 پیوند سخن و اندیشه
نسبت «سخن» با «اندیشه»، مانند نسبتِ «صورت» با «معنا» است. آدمی از مسیر سخن، به ساختگاهِ آن که همان اندیشه است، پی میبرد. حقیقتِ اندیشه، آگاهی است و این آگاهی و بینش، تنها با تجلی نور خدا در ما پدید میآید.
🔷 جریانِ عقل در ساحت وجود
عقل در تمامِ ساحتهای وجودی ما جاری و ساری است.
اگر سخنِ کسی را لطیف یا ناپسند میشماریم، ریشهی این قضاوت به کیفیتِ اندیشهی او بازمیگردد. الفاظی که در قالب کلام از ما صادر میشوند، در واقع «موجِ اندیشه» هستند؛ چرا که آگاهی از آن مرتبه برمیخیزد.
🔷 ریشه در بیرنگی و بیسویی
همانگونه که ذات ما از حقیقتِ «انّا لله و انّا الیه راجعون» سرچشمه میگیرد، اصالتِ سخن نیز از اندیشه است. در نظام هستی، هر چیزِ «شکلداری» از «بیشکلی» و هر صاحبجهتی، از «بیجهتی» پدید آمده است.
🔷 حیات در دم و بازدم
این حیات، مانند دم و بازدم است؛ همیشگی و پیوسته.
در هر نفسِ ما، مرگ و حیاتی نهفته است. همواره باید هشیار باشیم که هر صورتی در این عالم، معنایی در پسِ خود دارد و هر ظاهری را باطنی است.
سخنِ ما نیز مستثنا نیست؛ پس شایسته است که همواره در جستجوی ریشهها و باطنِ امور باشیم
⏱مدت زمان: ۵ دقیقه
/channel/Analhaghhoo
✨
خداوندا
مرا وسیله صلح خود قرار ده،
چنان که بتوانم؛
آنجا که نفرت هست، با خود عشق بیاورم
آنجا که خطا هست، با خود روح بخشش بیاورم
آنجا که ناسازگاری هست، با خود هماهنگی بیاورم
آنجا که گمراهی هست، با خود حقیقت
بیاورم
آنجا که تردید هست، با خود ایمان بیاورم
آنجا که نومیدی هست، با خود امید بیاورم
آنجا که تاریکی هست، با خود نور بیاورم
آنجا که اندوه هست، با خود شادی بیاورم
خداوندا
چنان کن که پیش از آنکه در تمنای تسلی باشم، خود مایه ی تسلی گردم
پیش از آنکه در پی درک شدن باشم، درک کنم
و پیش از آنکه در تمنای دوست داشته شدن باشم، مهر بورزم
تقدیم با عششششق و مهر خدمت
همراهان جان🫵
✨
📢 جلسه ۲۵ شرح مثنوی معنوی
استاد دکتر اسماعیل #منصوری لاریجانی
🔷 همه چیز عالم با خدا شناخته میشود
🔷 معیار شناخت چیست؟
میگوییم عقل؛ اما خودِ عقل، معیار شناختش خداست.
«الله نورُ السمواتِ و الارض».
اگر نور خدا نباشد، هیچچیز ظاهر و آشکار نیست؛ همانطور که اگر نورِ ظاهری نباشد، قدرت تشخیص رنگها را نداریم.
🔷 حقیقتِ بینایی و شنوایی
درون ما نیز به همین شکل است. چشم، تنها وسیلهی دیدن است، اما آن نوری که از دل سرچشمه میگیرد و از درون حاصل میشود، عطای خداوند است. حقیقتِ بینایی و شنوایی، تماماً از آنِ اوست؛
«اللهُ سمیعٌ و بصیر». اگر حق نباشد، هیچچیز شناخته نمیشود.
🔷 نوری از جانب پروردگار
نورِ دل که از درون ما میتابد، پرتوی از نور خداست و این همان نور اصلی است.
نباید این آگاهی را به خودمان انتساب دهیم؛ چراکه حقیقتِ ادراک حسی و عقلی، خداوند متعال است.
اگر او مُدرِک نباشد، هیچ مدرَکی وجود نخواهد داشت. خداوند با «نورٌ مِن رَبه»، سینه را گشاده (شرح صدر) کرده و از ناحیه خویش به انسان معرفت میبخشد.
🔷 تجلی نور در کلام امام حسین (ع)
سیدالشهدا (ع) میفرمایند: «أَنْتَ الَّذِى أَشْرَقْتَ الْأَنْوارَ فِى قُلُوبِ أَوْلِیائِکَ حَتَّىٰ عَرَفُوکَ وَوَحَّدُوکَ»؛ تو آن خدایی هستی که حقیقتِ نورت را بر قلوب عاشقانت میتابانی تا به واسطهی آن، تو و سایر اشیا را بشناسند.
✨
جلالالدین محمد بلخی، مولانای جان ، شاعری که قرنها پیش از دلِ خاک بلخ برخاست و با کلماتش از مرزهای زمان و مکان گذشت.
تو روزگاری که دنیا غرق در جنگ و تیرگی بود، او راهی تازه پیدا کرد؛ راهی که از دل میگذشت، نه از عقل.
مولانا فهمیده بود عقل تا یه جایی میتونه آدم رو ببره، اما اونجا که صحبت از عشق میشه، عقل فقط تماشا میکنه و سکوت میکنه.
چون عشقِ واقعی از(( جنسِ روحه.))
عشقی که با عقل سنجیده بشه، حساب و کتاب داره، مرز داره، میترسه.
اما عشقی که از روح میجوشه،
هیچ منطقی نمیفهمتش.🤍
مولانا دعوتمون میکنه از قفسِ محاسبه بیرون بیایم، از ترسِ از دست دادن رها بشیم و با تمام وجود عشق بورزیم.
عشقی که نه از سرِ فکر، که از عمقِ وجودمون میاد.
اون میگفت عشقِ حقیقی اونجاست که عقل از پا میافته و قلب هم دیگه حرفی برای گفتن نداره، چون روحه که حرف میزنه.☝️
عشقی که با روح دوستش داری، نه فراموش میشه، نه کهنه میشه، نه به حساب و کتاب نیاز داره. فقط میمونه، مثل خودِ مولانا، برای همیشه.🫵
و تو همونجایی که عقل میگه «نکن»، قلب میگه «نمیتونم»، اما روح میگه «همین است».
اون لحظه که همهٔ وجودت فریاد میزنه برای خداوند جان، بدون که دیگه از مرزهای این دنیا عبور کردی. ❤️🔥
👈اونجا دیگه دوست داشتنِ معمولی نیست؛ اونجا عشقه که تو رو از خودت میگیره و به آغوشِ بینهایت میسپاره.
عشقی که مبدأش عقله نیست، مبدأش روحه.
و روح که عاشق بشه، تا ابد عاشق میمونه، حتی اگه عقل فراموش کنه و قلب بایسته. 🌙💛
/channel/Analhaghhoo
✨
او یگانه و نامحدود و در تمامی جهات تا بی نهایت گسترده است.
از آنجا که غیر محسوس و بی جزء است، غیر قابل رؤیت است.
او ازلی و جاودانی، فناناپذیر و
لايتناهی است.
نه زاده می شود و نه می میرد و نه زوال می پذیرد و نه رشد و نمو می یابد و نه دچار نقصان می شود.
او ذات و جوهر جهان و حقیقتی پنهان و ظریف است.
به فرمان آن بی زوال است که زمین و آسمان جدای از هم و در جای خود قرار دارند.
همچنین گفته شده است که برهمن موجود بالذات یا «خودزاد» است.
او كمال و حتى ماورا و آن طرف کمال است و کمال از آن نشئت می گیرد. برهمن، ابدی و بی ترس و غیر مخلوق است.
سخن و نطق قادر به آشکار ساختن او نیست و توانایی بیان و ذکر او را ندارد، بلکه سخن خود از آن نشت می گیرد و به وسیله او ظاهر می شود.
همة جان ها نشئت یافته از او و مبتنی بر اوست و کسی فراتر از او نمی رود.
او کسی است که در میان متغیرها و ناپایدارها، ثابت و پایدار است.
چهره و صورت او را نمی توان دید، و کسی نمی تواند او را با چشم سر ببیند.
او تمامِ چیزها و همه جنبدگانِ این جهانِ متحرک و گذرا را احاطه کرده است.
او محیط بر همه، روشن و درخشان، بی جسم و بدن، بی نشان، فاقد عضو، پاک و منزه از شر و بدی، و عاقل و خردمند و هوشمند و محیط است.
او حتى مبدأ و سرمنشأ نیز نیست، بلکه غير مبدأ و فراتر از آن است.
او نامرئی، دست نیافتنی(غير قابل درک)، بدون خانواده، بدون طبقه، بدون چشم و گوش، بدون دست و پا، ابدی، حاکم مطلق، همه جا حاضر، بی نهایت ظریف و لطيف، آسمانی، بی شکل و صورت است.
اوست ظاهر و باطن، زاییده ناشده، بی نیاز از نَفَس و هوش عقل، پاک، و حتی بالاتر و متعالی تر، آن زوال ناپذیر متعال است.
او لطیف تر از لطيف و حقیقی و فناناپذیر وبی رنگ و بدون اجزا و نورالانوار است.
او دانای مطلق، ناظر باطنی،
اول و آخر است.
او نه معرفت درونی و علم باطنی و نه معرفت بیرونی و علم خارجی است، و نه هر دو، و نه یک مجموعه شناخت و معرفت؛ بلکه او نه معرفت است و نه غير معرفت.
او نامرئی و دست نیافتنی است و هیچ علامت و نشان مشخصی نیز ندارد؛ لذا نه می توان با او ارتباط برقرار کرد و نه می توان درباره او اندیشید؛ زیرا او متعلق به اندیشه و فكر نیست.
او اخفي الأخفيا، غير قابل تصور و تأمل، بی آغاز و بی انجام، ناشناخته و مخفی، تردیدناپذیر و استوار، نفوذناپذير و غير قابل درک، عاری از کیفیات و صفات، پاک و درخشان، با هیبت، زاده نشده، عالم مطلق، کریم، لایتناهی و بی حد و حصراست.
او هستی و وجود باطنیِ همهی چیزها، اندازه ناپذیر، ساکن و بی حرکت، بی صدا، فاقد ترس و غم، سعادتمند و مسرور است.
📚بخشی از کاتا اوپانیشاد و ماندوکیا اوپانیشاد
📚برگرفته از کتاب تنزیه و تشبیه در مکتب ودانته و مکتب ابن عربی
💥موسیقی بی کلام 👌
🕊در سکوت و خلوت این متن و موسیقی بخوون و گوش کن و پرواز کن 🙏
/channel/Analhaghhoo
✨
سریال #مولانا جلال الدین #رومی
✅فصل سوم،
✅قسمت سوم
🎙#دوبله_فارسی
📥کیفیت 480p
این از آن من بود اما بطور موقت....
هیچچیز در این دنیا واقعاً برای ما نیست؛ همه چیز امانتی و موقتی است.
آدمها، مال، جایگاه و حتی فرصتهای زندگی مدتی به ما سپرده میشوند و روزی از ما گرفته میشوند.
از نگاه مولانا، هنر انسان این است که در داشتنها غرق نشود و در از دست دادنها هم نشکند؛ چون مالک حقیقی، خداست. 🌿
/channel/Analhaghhoo
✨
«إِنَّهُ هُوَ الْحَقُّ» یعنی:
«همانا او خودِ حق است.»
«حق» فقط به معنای «درست» یا «حقیقت» نیست؛ الحق یکی از نامهای خداوند است؛ یعنی حقیقتی که وجودش وابسته به هیچ چیز نیست و هر چه هست، به او قائم است.
تو حقیقت را در بیرون جستوجو میکنی،
اما وقتی پردههای «من» کنار میروند، میبینی آن حقیقت همیشه حاضر بوده است.
مولاناوار اگر بخواهیم بگوییم:
تا «من» هست، من و اویی هست؛
چون «من» فرو ریخت،
آنچه میماند «حق» است.
#شهرام_منصوری
یارسول اللە نەزەری فەرموو
یاحبیب اللە نەزەری فەرموو
یا رسول الله نظری بفرما.....
@Analhaghhoo
✨
حکایتی در بیان مقام پیامبر از منطق الطیر
آنچه فرض دین نسل آدمست / نعت صدر وبدر هر دو عالمست
آفتاب عالم دین پروران / خواجهٔ فرمان ده پیغامبران
پیشوای انبیا و مرسلین / مقتدای اولین و آخرین
اگر در این ابیات تامل بشود، یک نبوت شناسی کامل را می توان فهمید.
شیخ عطار در مصرع «صدر وبدر هر دو عالمست» در واقع حضرت ختمی مرتبت را صدر عالم و بدر هستی می داند.
اینگونه از نگاه به نبوت برای کسانی که ذوق ایمانی ندارند یا نبی را نمیشناسند، قدری اعجاب انگیز شاید باشد.
#حکیم دکتر دینانی
⏱مدت زمان: ۴۲ دقیقه
/channel/Analhaghhoo