ashaarmolana | Unsorted

Telegram-канал ashaarmolana - اشعار حضرت مولانا

-

🔹️﷽🔹️ یک دست جام باده و یک دست جعد یار رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست! ''حضرت مولانا '' ↫ڪپے ونشــــرحلال

Subscribe to a channel

اشعار حضرت مولانا

مائیم که تا
      مهر تو آموخته ایم

چشم از همه
    خوبان جهان دوخته ایم...

#مولانا

@biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

📎

امروز نگار ما نیامد
آن دلبر و یار ما نیامد

آن گل که میانِ باغ جانست
امشب به کنار ما نیامد

ای رونق مطربان همین گو
کان رونقِ کار ما نیامد

آن ساقی جان نگشت پیدا
درمانِ خُمارِ ما نیامد

🥀🥀

#مولانای_جان / ابیاتی از غزل شماره ۷۱۱

@biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارم
رخ زرین من منگر که پای آهنین دارم

بدان شه که مرا آورد کلی روی آوردم
وزان کو آفریدستم هزاران آفرین دارم

گهی خورشید را مانم گهی دریای گوهر را
درون عز فلک دارم برون ذل زمین دارم

درون خمره عالم چو زنبوری همی‌گردم
مبین تو ناله‌ام تنها که خانه انگبین دارم

دلا گر طالب مایی برآ بر چرخ خضرایی
چنان قصری است حصن من که امن الؤمنین دارم

چه باهول است آن آبی که این چرخ است از او گردان
چو من دولاب آن آبم چنین شیرین حنین دارم

چو دیو و آدمی و جن همی‌بینی به فرمانم
نمی‌دانی سلیمانم که در خاتم نگین دارم

چرا پژمرده باشم من که بشکفته‌ست هر جزوم
چرا خربنده باشم من براقی زیر زین دارم

چرا از ماه وامانم نه عقرب کوفت بر پایم
چرا زین چاه برنایم چون من حبل متین دارم

کبوترخانه‌ای کردم کبوترهای جان‌ها را
بپر ای مرغ جان این سو که صد برج حصین دارم

شعاع آفتابم من اگر در خانه‌ها گردم
عقیق و زر و یاقوتم ولادت ز آب و طین دارم

تو هر گوهر که می بینی بجو دری دگر در وی
که هر ذره همی‌گوید که در باطن دفین دارم

تو را هر گوهری گوید مشو قانع به حسن من
که از شمع ضمیر است آن که نوری در جبین دارم

خمش کردم که آن هوشی که دریابد نداری تو
مجنبان گوش و مفریبان که چشمی هوش بین دارم

مولانای جان


@biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

درون ها را به کعبه ارتباطی و عشقی
و محبتی عظیم است...

و آن تعلق، نه به کفر  است و نه به
ایمان!


#مولانای_جان


@biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

پُشتِ جهان دیده ای؟ رویِ جهان را ببین
پُشت به خود کن که تا روی نَماید جَهان

مولانای جان



@biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

🩵زبان تخصصی روانشناسی
با فیلم و پادکست🩵

@EnglishPsychHub

💎معرفی برترین کانال‌های تلگرام:

🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

‌
معشوقه چو آفتاب تابان گردد
عاشق به مثال ذره گردان گردد

چون باد بهار عشق جنبان گردد
هر شاخ که خشک نیست رقصان گردد.


#مولانا



@biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

چون قفس در هر رگم چاکی سراسر میرود
دستِ عشقِ لااُبالی را چه‌ سان بندد کسی!

صائب تبریزی






@biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتان
آمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا بَر دَهان

گفت که سلطان مَنم، جانِ گلستان مَنم
حَضرتِ چون مَن شَهی، وآنگه یادِ فُلان؟

دفِّ مَنی هین مَخور سیلیِ هَر ناکَسی
نایِ مَنی هین مَکُن از دَمِ هَر کَس فَغان

پیشِ چو مَن کِیقُباد، چَشمِ بَدم دور باد!
حیف نَباشَد که تو یاد کُنی از کِهان؟

جُغد بُوَد کو به باغ یادِ خَرابه کند
زاغ بُوَد کو بَهار، یاد کند از خَزان

چَنگ به مَن دَر زدی، چَنگِ مَنی دَر کنار
تار که دَر زَخمه‌ام سُست شَوَد، بُگسَلان

پُشتِ جهان دیده‌ای رویِ جَهان را ببین
پُشت به خود کن که تا روی نَماید جَهان

ای قمرِ زیر میغ! خویش نَدیدی، دریغ!
چند چو سایه دَوی، در پیِ این دیگران؟

بَس که مَرا دامِ شعر، از دَغَلی بَند کرد
تا که زِ دَستم شکار، جَست سویِ گلسِتان

در پیِ دُزدی بُدَم، دُزد دِگَر بانگ کرد
هِشتم بازآمَدم، گفتم و هین چیست آن؟

گفت که اینک نشان، دُزدِ تو این سوی رَفت
دُزدِ مَرا باد داد آن دَغَلِ کَژنِشان

مولانای جان



@biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

🩵چکاپ تخصصی انرژیایی🩵

@ElhamHealiing

💎معرفی برترین کانال‌های تلگرام:

🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

تبلیغات مناسب برای کانال گروه وهرنوع کلاس های آموزشی شما با کمترین هزینه در کانال های ذیل پزیرفته میشود
🆔 @PDF_and_audio_library
🆔 @jomalatnab_ENGLISH
🆔 @ashaar_nabb
🆔 @Biow_english ‌‌
🆔 @Ashaarmolana
🆔 @AKSnaweshtae_NAB
🆔 @English_quizEss
🆔 @Pisht_AZ_an
🆔 @sokhanan_bzrgan
🆔 @Ghazal_nabb
🆔 @Learn_4_english
🆔 @Iftlis_library
🆔 @D_bookS0
🆔 @mutaliagaran
🆔 @jomalatnab_angizeshi
🆔 @book_and_roman_library


برای ثبت تبلیغ تان به آیدی زیر پیام بدید
👉
@M_amir8899

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

در خانهٔ غم بودن، از همّت دون باشد
و اندر دل دون‌همّت، اسرارِ تو چون باشد؟!


بر هر چه همی‌ لرزی، می‌دان که همان ارزی
زین روی دلِ عاشق، از عرش فزون باشد


آن را که شفا دانی، درد تو از آن باشد
وان را که وفا خوانی، آن مکر و فسون باشد


آن جای که عشق آمد، جان را چه محل باشد؟!
هر عقل کجا پرّد، آن جا که جنون باشد؟


سیمرغ دلِ عاشق، در دام کجا گنجد؟!
پرواز چنین مرغی، از کون برون باشد


بر گرد خسان گردد چون چرخ، دل تاری
آن دل که چنین گردد، او را چه سکون باشد؟!


جام میِ موسی کش، شمس الحق تبریزی
تا آب شود پیشت، هر نیل که خون باشد

مولانای جان


🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

تو نه چنانی که منم، من نه چنانم که تویی
تو نه بر آنی که منم، من نه بر آنم که تویی


من همه در حکم توام، تو همه در خون منی
گر مه و خورشید شوم، من کم از آنم که تویی


با همه ای رشک پری، چون سوی من برگذری
باش چنین، تیز مران! تا که بدانم که تویی


دوش گذشتی ز درم، بوی نبردم ز تو من
کرد خبر گوش مرا، جان و روانم که تویی


چون همه جان روید و دل، همچو گیا خاک درت
جان و دلی را چه محل، ای دل و جانم که تویی


ای نظرت ناظر ما، ای چو خرد حاضر ما
لیک مرا زهره کجا، تا بجهانم که تویی


چون تو مرا گوش کشان، بردی از آن جا که منم
بر سر آن منظره‌ها، هم بنشانم که تویی


مستم و تو مست ز من، سهو و خطا جست ز من
من نرسم لیک بدان، هم تو رسانم که تویی


زین همه خاموش کنم، صبر و صبَر نوش کنم
عذر گناهی که کنون گفت زبانم که تویی

مولانا

🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

.

دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت
با من راه‌نشین باده‌مستانه زدند

آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعهٔ فال به نام منِ دیوانه زدند

جنگِ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت، رهِ افسانه زدند

شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد
صوفیان رقص‌کنان ساغر شکرانه زدند



حافظ

🆔
@Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

.

آمده‌ای که رازِ من
بر همگان بیان کنی

و آن شهِ بی‌نشانه را
جلوه دهی نشان کنی


دوش خیال مست تو
آمد و جام بر کفش

گفتم می نمی‌خورم
گفت مکن زیان کنی


گنج دل زمین منم
سر چه نهی تو بر زمین

قبله‌ی آسمان منم
رو چه به آسمان کنی..



مولانا


🆔
@biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔
@Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

🔮جایی برای کمی مکث🔮

@ParsehCafe01

💎معرفی برترین کانال‌های تلگرام:

🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

خوشی من از نهاد من,
رنج من از نهاد من است
.
#شمس_تبریزی



@biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارم
رخ زرین من منگر که پای آهنین دارم

بدان شه که مرا آورد کلی روی آوردم
وزان کو آفریدستم هزاران آفرین دارم

گهی خورشید را مانم گهی دریای گوهر را
درون عز فلک دارم برون ذل زمین دارم

درون خمره عالم چو زنبوری همی‌گردم
مبین تو ناله‌ام تنها که خانه انگبین دارم

دلا گر طالب مایی برآ بر چرخ خضرایی
چنان قصری است حصن من که امن الؤمنین دارم

چه باهول است آن آبی که این چرخ است از او گردان
چو من دولاب آن آبم چنین شیرین حنین دارم

چو دیو و آدمی و جن همی‌بینی به فرمانم
نمی‌دانی سلیمانم که در خاتم نگین دارم

چرا پژمرده باشم من که بشکفته‌ست هر جزوم
چرا خربنده باشم من براقی زیر زین دارم

چرا از ماه وامانم نه عقرب کوفت بر پایم
چرا زین چاه برنایم چون من حبل متین دارم

کبوترخانه‌ای کردم کبوترهای جان‌ها را
بپر ای مرغ جان این سو که صد برج حصین دارم

شعاع آفتابم من اگر در خانه‌ها گردم
عقیق و زر و یاقوتم ولادت ز آب و طین دارم

تو هر گوهر که می بینی بجو دری دگر در وی
که هر ذره همی‌گوید که در باطن دفین دارم

تو را هر گوهری گوید مشو قانع به حسن من
که از شمع ضمیر است آن که نوری در جبین دارم

خمش کردم که آن هوشی که دریابد نداری تو
مجنبان گوش و مفریبان که چشمی هوش بین دارم

مولانا


@biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

.


ای هجر تو وصل جاودانی
واندوه تو عین شادمانی

در عشق تو نیم ذره حسرت
خوشتر ز حیات جاودانی

بی یاد حضور تو زمانی
کفر است حدیث زندگانی

صد جان و هزار جان نثارت
آن لحظه که از درم برانی

کار دو جهان من برآید
گر یک نفسم به خویش خوانی

با خوندان و راندنم چه کار است
خواه این کن و خواه آن تو دانی

گر قهر کنی سزای آنم
ور لطف کنی برای آنی

صد دل باید به هر زمانم
تا تو ببری به دلستانی

گر بر فکنی نقاب از روی
جبریل سزد به جان‌فشانی

کس نتواند جمال تو دید
زیرا که ز دیده بس نهانی

نی نی که به جز تو کس نبیند
چون جمله تویی بدین عیانی

در عشق تو گر بمرد عطار
شد زندهٔ دایم از معانی


#شیخ_عطار

@biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

بر ما رقم خطا پرستی همه هست
بدنامی و عشق و شور و مستی همه هست

ای دوست چو از میانه مقصود توی
جای گله نیست چون تو هستی همه هست

مولانای جان


@biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا


#شمس #شعر #مولانا

🕊🍃🕊🍃🕊🍃
🕊

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

,
آن ها که اهل صُلحَند
بردند زندگی را
وین ناکسان بمانند
در جنگِ زندگانی


💜#مولانا


@biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

صد شهر خبر رفته کای مردم آشفته
بیدار شد آن خفته تا روز مشین از پا

#بیدار شد آن فتنه کو چون بزند طعنه
در کوه کند رخنه تا روز مشین از پا

#مولانای_جان




@biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

.

چه تدبیر ای مسلمانان که من خود را نمی دانم

نه تـرسا و یهودیـم نه گبرم نه مسلمانم

نه شـرقیّم نه غـربیّم نه بـریّم نه بـحریّم

نه ارکـان طبـیعیّم نه از افـلاک گـردانم

نه از خاکم نه از بادم نه از آبم نه از آتش

نه از عرشم نه از فرشم نه از کونم نه از کانم

نه از هندم نه از چینم نه از بلغار و سقسینم

نه از مـلک عراقـینم نه از خـاک خراسانم

نه از دنیا نه از عقبی نه از جنت نه از دوزخ

نه از آدم نه از حوا نه از فـردوس رضـوانم

مـکانم لامـکان بـاشد نشانم بی نشـان باشد

نه تن باشد نه جان باشد که من از جان جانانم
دوئی از خود برون کردم یکی دیدم دو عالم را

یـکی جویم یکی کویم یکی دانم یکی خوانم

هو الاول هو الآخـر هو الظاهـر هو البـاطن

بـغیر از هو و یـا من هو دگر چیزی نمی دانم

زجان عشق سر مستم دو عالم رفت از دستم

بـجـز رندی و قـلاشی نبـاشد هیـچ سامانم

اگر در عمر خود روزی دمی بی او بر آوردم

از آن وقت و از آن ساعت زعمر خود پشیمانم

اگر دستم دهد روزی دمی با دوست در خلوت

دو عالـم زیـر پـا آرم دگـر دستـی بـرافشانم

عجب یاران چه مرغم من که اندر بیضه پرّانم

درون جـسم آب و گل همـه عشقم همـه جانم

الا ای شمس تبریزی چنان مستم در این عالم

کـه جـز مـستی و قـلاشی نبـاشد هیچ درمانم

نه تـرسا و یهودیـم نه گبرم نه مسلمانم

نه شـرقیّم نه غـربیّم نه بـریّم نه بـحریّم

نه ارکـان طبـیعیّم نه از افـلاک گـردانم

نه از خاکم نه از بادم نه از آبم نه از آتش

نه از عرشم نه از فرشم نه از کونم نه از کانم

نه از هندم نه از چینم نه از بلغار و سقسینم

نه از مـلک عراقـینم نه از خـاک خراسانم

نه از دنیا نه از عقبی نه از جنت نه از دوزخ

نه از آدم نه از حوا نه از فـردوس رضـوانم

مـکانم لامـکان بـاشد نشانم بی نشـان باشد

نه تن باشد نه جان باشد که من از جان جانانم

دوئی از خود برون کردم یکی دیدم دو عالم را

یـکی جویم یکی کویم یکی دانم یکی خوانم

هو الاول هو الآخـر هو الظاهـر هو البـاطن

بـغیر از هو و یـا من هو دگر چیزی نمی دانم

زجان عشق سر مستم دو عالم رفت از دستم

بـجـز رندی و قـلاشی نبـاشد هیـچ سامانم

اگر در عمر خود روزی دمی بی او بر آوردم

از آن وقت و از آن ساعت زعمر خود پشیمانم

اگر دستم دهد روزی دمی با دوست در خلوت

دو عالـم زیـر پـا آرم دگـر دستـی بـرافشانم

عجب یاران چه مرغم من که اندر بیضه پرّانم

درون جـسم آب و گل همـه عشقم همـه جانم
الا ای شمس تبریزی چنان مستم در این عالم

کـه جـز مـستی و قـلاشی نبـاشد هیچ درمانم

مولانا

@biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔
@Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

ایها العشاق آتش گشته چون استاره‌ایم
لاجرم رقصان همه شب گرد آن مه پاره‌ایم


تا بود خورشید حاضر هست استاره ستیر
بی‌رخ خورشید ما می دانک ما آواره‌ایم


الصلا ای عاشقان‌هان الصلا این کاریان
باده کاری است این جا زانک ما این کاره‌ایم


هر سحر پیغام آن پیغامبر خوبان رسد
کالصلا بیچارگان ما عاشقان را چاره‌ایم


نعره لبیک لبیک از همه برخاسته
مصحف معنی توی ما هر یکی سی پاره‌ایم


خونبهای کشتگان چون غمزه خونی اوست
در میان خون خود چون طفلک خون خواره‌ایم


کوه طور از باده‌اش بیخود شد و بدمست شد
ما چه کوه آهنیم آخر چه سنگ خاره‌ایم


یک جو از سرش نگوییم ار همه جو جو شویم

گرد خرمنگاه چرخ ار چه که ما سیاره‌ایم


همچو مریم حامله نور خدایی گشته‌ایم
گر چو عیسی بسته این جسم چون گهواره‌ایم


از درون باره این عقل خود ما را مجو
زانک در صحرای عشقش ما برون باره‌ایم


عشق دیوانه‌ست و ما دیوانه دیوانه‌ایم
نفس اماره‌ست و ما اماره اماره‌ایم


مفخر تبریز شمس الدین تو بازآ زین سفر
بهر حق یک بارگی ما عاشق یک باره‌ایم

مولانای جان


🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

باز گردد عاقبت این در؟ بلی
رو نماید یار سیمین‌بر؟ بلی


ساقی ما یاد این مستان کند
بار دیگر با می و ساغر؟ بلی


نوبهار حُسن آید سوی باغ؟
بشکفد آن شاخه‌های تر؟ بلی


طاق‌های سبز چون بندد چمن
جفت گردد ورد و نیلوفر؟ بلی


دامن پُر خاک و خاشاکِ زمین
پُر شود از مشک و از عنبر؟ بلی


آن بر سیمین و این روی چو زر
اندرآمیزند سیم و زر؟ بلی


این سر مخمورِ اندیشه‌پرست
مست گردد زان میِ احمر؟ بلی


این دو چشم اشکبارِ نوحه‌گر
روشنی یابد از آن منظر؟ بلی


گوش‌ها که حلقه در گوشِ وی است
حلقه‌ها یابند از آن زرگر؟ بلی


شاهدِ جان چون شهادت عرضه کرد
یابد ایمان این دلِ کافر؟ بلی


چون بُراق عشق از گردون رسید
وارهد عیسیِ جان زین خر؟ بلی


جملهٔ خلق جهان در یک کَس است
او بوَد از صد جهان بهتر؟ بلی


من خمش کردم و لیکن در دلم
تا ابد روید نی و شکّر؟ بلی

مولانای جان


🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

پاک کن دو چشم را از موی عیب
تا ببینی باغ و سروستان غیب

دفع کن از مغز و از بینی زکام
تا که ریح الله آید در مشام

#مولانای_جان


🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

🎧ای ساربان آهسته رو کارام جانم میرود🫀🤍

@Ashaarmolana | آیدی کانال

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

.

سال‌ها دل طلبِ جامِ جم از ما می‌کرد
وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا می‌کرد

گوهری کز صدفِ کُون و مکان بیرون است
طلب از گمشدگانِ لبِ دریا می‌کرد

مشکلِ خویش بَرِ پیرِ مُغان بُردم دوش
کو به تأییدِ نظر حلِّ معما می‌کرد

دیدمش خُرَّم و خندان قدحِ باده به دست
و اندر آن آینه صد گونه تماشا می‌کرد

گفتم این جامِ جهان‌بین به تو کِی داد حکیم؟
گفت آن روز که این گنبدِ مینا می‌کرد

بیدلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی‌دیدش و از دور خدا را می‌کرد

این همه شعبدهٔ خویش که می‌کرد این جا
سامری پیشِ عصا و یدِ بیضا می‌کرد

گفت آن یار کز او گشت سرِ دار بلند
جُرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد

فیضِ روحُ القُدُس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می‌کرد

گفتمش سلسلهٔ زلفِ بُتان از پی چیست
گفت حافظ گله‌ای از دلِ شیدا می‌کرد


#حضرت_حافظ

🆔 @biow_english |  عضویت درکانال دوم
🆔 @Ashaarmolana | آیدی کانال
.

Читать полностью…

اشعار حضرت مولانا

شاعر گمنام

از بیم رقیب جستجویت نکنم
وز طعن حسود گفتگویت نکنم

لب بستم و از پای نشستم اما
این را نتوان که آرزویت نکنم

اثیر اخسیکثی

Читать полностью…
Subscribe to a channel