2945
دانشنامهای مجازی برای مطالعهٔ تاریخ و فرهنگ بلوچستان؛ با مدیریت جمعی از ادمینهای آگاه به منابع تاریخی. ما با بهرهگیری از تحقیقات آکادمیک، منابع و کتب تاریخی میکوشیم مطالب مستند و بیطرفانهای در اختیار شما قرار بدهیم🌻
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نگاهی به اوضاع مکران از سقوط سلجوقیان کرمان تا روی کار آمدن ایلخانان
🔹 مکران در عهد خوارزمشاهیان
📃 صفحه ۹
💠 سلطان محمد خوارزمشاه بعد از دستیابی به کرمان شخصی به نام نصرتالدین بن ابیبکر اتسز را به آن دیار فرستاد. وی به مدت دو سال در کرمان سلطنت کرد. وقتی که به سلطان خبر دادند که نصرتالدین قصد سرکشی و عصیان دارد، وی را از آن منصب عزل کرد و ملک زوزن را که از بزرگان دولت بود، به فرمانروایی کرمان منصوب کرد. نامبرده در آبادانی و ترقی حال مردم منطقه تلاش زیادی انجام داد. ملک زوزن بعد از یکسال سپاهی فراهم کرده و برای فتح مکران عازم این دیار شد. وی از راه جیرفت و رودبار به بمپور[۱] رفته و آنجا را به سختی تصرف کرد و به گواشیر بازگشت[۲]. تا این مدت مکران به صورت مستقل اداره میشد.
💠 در واقع بعد از مرگ طغرلشاه بن محمدشاه که مکران در دوره او در اوج رونق و شکوفایی بود، تا زمان ملک زوزن تقریباً به مدت چهار الی پنج دهه مکران از کرمان مستقل بوده است. وزیری در این باره مینویسد: «در هر قصبه از قصبات آنجا رئیسی از مردم خود حکم میراند.[۳]»
💠 سرانجام با تلاش ملک زوزن مکران جزو حکومت کرمان گردید و یک سال بعد ملک نیز عازم مکران شد، کیچ و بندر تیز و دیگر بخشهای مکران را تصرف کرد و با گماشتن جانشینی از طرف خود به گواشیر مرکز کرمان بازگشت. حافظ ابرو، والی کیچ و مکران در این زمان «مجدالدین ابوالمکارم» ثبت کرده و در این زمینه مینویسد:
«...چون با لشکر جرار به کیچ و مکران متوجه شد به رودبار رسید، قاضی جیرفت را پیش مجدالدین ابوالمکارم که ملک کیچ و مکران بود فرستاد و پیغام داد مشتمل بر آنکه خداوند عالم سلطان محمد شب و روز نصرت دین را متشمّر شده است و تحمل مشقت سفر اختیار کرده و عناد و خطر جنگ را بر نوا و آهنگ جنگ گزیده و با خانان ختای در قتال و جدال آمده و تو در مهاد فراغت غنوده و بر بساط رفاعت استراحت کرده و خزاین و دفاین بسیار جمع گردانیدهای. اکنون اگر مالی خطیر نفرستی تا من حمل خزانه عامره سلطانی گردانم، لشکر کشم و دمار از نهاد تولکزی برآورم. چون رسالتی بدین درشتی شنود - و ملک زوزن را گفتندی ساربان بچهای - در جواب گفت آن شتربان را چه حد آن باشد که به من چنین پیغام فرستد؟[۴]».
«قاضی جیرفت چون جواب بدین نمط بازآورد، نایرهٔ غضب ملک زوزن به غایت اشتعال پذیرفت و علیالفور با تمام لشکر به کیج رفت و به {جنگ و شمشیر} ملک کیچ را از حصار بیرون آورد و دفائن و خزاین او در تصرف گرفت و زواهر و جواهر علایق نفایس حاصل و ملک را با سه پسر اسیر با خود آورد. چون به لشکرگاه جیرفت بازرسید فرمود تا بینیهای ملک کیج و پسران را سوراخ کردند و ابریشم در آن کشیده به قطار در شهر جیرفت آوردند... بعد از آن پسران را در نظر پدر به تیغ گذرانید و ملک کیچ را در گچ و سنگ گرفت و به انواع عذاب هلاک کرد.[۵]»
۱- علیالظاهر در آن زمان بمپور یکی از مهمترین حاکمنشین بوده و تصرف آن تا حدی کل بلوچستان محسوب میشده است.
۲- وزیری، تاریخ کرمان، ص ۱۳۷.
۳- همان، ص ۱۳۸-۱۳۶.
۴- حافظ ابرو، جغرافیای حافظ ابرو، همان، ص ۴۶.
۵- همان، ص ۴۷.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نگاهی به اوضاع مکران از سقوط سلجوقیان کرمان تا روی کار آمدن ایلخانان
🔹 مکران در عهد غزها
📃 صفحه ۸
💠 چنانکه اشاره شد، در اواخر حکومت سلجوقیان و بر اثر خرابیها و فسادی که در شهر کرمان پدید آمده بود، مردم این دیار خواهان دولت و حاکمی مقتدر بودند. این خواسته و اوضاع نابسامان آن روزِ کرمان، از عواملی بود که توجه ملک دینار غُز را به سوی خود جلب کرد. پس از فتح کرمان چندین سال وی و دو پسرش بر کرمان حکومت کردند (۵۸۳ - ۵۹۲ ه.ق).
💠 تسخیر کرمان و حکومت ملک دینار در این دیار که در اوایل حکومت خوارزمشاهیان بود، چندان مورد توجه آنها قرار نگرفت اما وی توانست با اقتدار در این شهر حکومت کند. با این وجود ملک دینار نتوانست مکران را به تصرف خود درآورد؛ چراکه در آن زمان مکران به صورت مستقل اداره میشد. چنان که وزیری مینویسد: «آن مملکت را هر ناحیه و صقعی از مردم خود در آن صفحه ریاست میکردند[۱]». هرچند ملک دینار برای تسخیر مکران تلاشهای زیادی انجام داد اما موفق به تصرف این بخش نشد. وی برای فتح مکران، وزیر خود محمد بن صلاحالدین مظفر را فرستاد اما وی موفق به این کار نشد[۲].
💠 ملک دینار در سال ۵۹۱ ه.ق وفات کرد و بعد از او دو پسرش، فرخشاه و عجمشاه حکومت این دیار را به دست گرفتند. بعد از ملک دینار نظم و اقتدار شهر کرمان به هم خورده و عدهای به خوارزمشاهیان شکایت بردند که ملک دینار و پسرش فرخ که در کرمان اقتداری داشتند هر دو مردهاند و از آنها مال فراوانی به جای مانده و و اکنون شهر کرمان در آتش بیداد غزها میسوزد. در این مدت بین سلطان محمد خوارزمشاه، امیر مبارزالدین ملک شبانکاره و اتابک سعد بن زنگی بر سر دستیابی به کرمان درگیریهای صورت گرفت که در نهایت پیروزی با خوارزمشاهیان بود[۳].
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- وزیری، تاریخ کرمان، ص ۱۳۰.
۲- همان، ص ۱۳۰ - ۱۲۹.
۳- دامنی، سیمای تاریخ بلوچستان، ص ۱۵۲.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 دوره حکومت هلاکو خان
📃 صفحه ۷
💠 هلاکو در مدت زمامداری خود (۶۵۴ - ۶۶۳ هجری) به فتح سراسری ایران مبادرت نکرد و تنها مناطقی که تاکنون به تصرف مغولها در نیامده بود را فتح کرد. تسلط و برتری او بر بیشتر مناطق از طریق سیاسی و تأکید مجدد بر ایل بودن و ارسال رسول برای خدمتگذاری، خراجگزاری و احیاناً ارائه خدمات نظامی به دست آمد. حکومتهای محلی سابق همچنان به حضور خود ادامه میدادند و حکومتهای نوظهوری همچون قراختاییان کرمان و آلکرت راه خود را میپیمودند. در این بین موقعیت ولایات شرقی از سیستان و مکران تا سواحل سند که از زمان امیر ارغون در دست ملک شمسالدین کرت بود وضعیت خاص خود را داشت و در عمل حاکمان آن رویهای مستقل در پیش روی داشتند. از این روی طبیعی بود که تابعیت آنها از حکومت ایلخانی که بیشترین توجهشان مصروف به دشمنان خارجی بود کمتر نیز باشد[۱]. عبدالرزاق سمرقندی در شرح وقایع زمان ملک غیاثالدین کرت از شاه بلوچ نامی به عنوان کلانتر بلوچها یاد کرده که به فرمانروای کرت خراج میپرداخته است[۲].
💠 راجع به تقسیمات کشوری عهد ایلخانی باید گفت که صرف نظر از برخی تغییرات، تقسیمات کشوری این زمان همانند قبل بود. وضع سیاسی و ادرای مناطق بر اساس وضعیت جغرافیایی تعیین میشد و حکام مناطق با عناوین جغرافیایی معرفی شدند[۳]. حمدالله مستوفی کرمان، مکران و هرمز را در این دوره یک ایالت دانسته است و مکران در این دوره مثل دورههای قبل ولایتی وسیع و جزء کرمان بوده است[۴]. منطقه مکران در عهد ایلخانان توسط قراختاییان کرمان اداره میشد.
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- رضوی، شهر، سیاست و اقتصاد در عهد ایلخانان، صص ۱۰۹-۱۰۸.
۲- کمالالدین عبدالرزاق سمرقندی، مطلع سعدین و مجمع بحرین، به اهتمام عبدالحسین نوایی، تهران، انتشارات کتابخانه طهوری، ۱۳۵۳، ص ۴۷.
۳- رضوی، همان، ص ۱۱۳.
۴- مستوفی، حمدالله، نزهة القلوب، ص ۱۳۹.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 برپایی حکومت ایلخانان
📃 صفحه ۶
💠 منابع تاریخی آن دوره از علل تهاجم مغولها به ایران اطلاعات دقیقی به دست نمیدهند. رشیدالدین فضلالله اختلافات ارضی و به تبع آن سیاسی - اقتصادی را مهم میشمارد[۱] و سایر مورخان واقعه اترار را مهم شمردهاند.
💠 سرانجام قتلعام فرستادگان چنگیزخان توسط غایرخان، حاکم شهر اترار، بهانه لازم برای تعجیل در هجوم آنان به سوی غرب و ایران فراهم آورد. میتوان گفت تهاجم مغول به ایران با هیچیک از حملاتی که تا این زمان به ایران شده بود قابل قیاس نبود. چنانکه جوینی مورخ معاصر تهاجم مغولان در این باره مینویسد: «آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند[۲]». در واقع مغولها تحت تأثیر ماهیت نظامیگونه قدرت چنگیزی و ملاحظاتی که در امور سیاسی و معیشتی داشتند بنا را بر شدت عمل گذاشتند و با قتل و کشتار وحشتناک هول و هراس فراوانی ایجاد میکردند[۳].
💠 پس از فوت چنگیز، فرزندان وی به کشورگشاییها ادامه دادند. منگو، خان جدید، هلاکو را مأمور تکمیل فتح ایران و سرزمینهای تحت فرمان خلافت عباسی کرد. رشیدالدین فضلالله به هنگام توضیح تصمیم قاآن مبنی بر اعزام هلاکو به ایران چنین بیان میکند: «...و هنوز خلیفه بغداد که اصل پادشاهان بود و سلاطین روم که مشهور بودند و اتابکان شیراز و ملوک شام و مصر و ملاحده یاغی بودهاند و ولایتی نیز که گرفته شده، متزلزل احوال و درصدد آنکه به اندک آواز از دست برود...[۴]».
💠 هلاکو برای رسیدن به این مهم با مشکل چندانی روبرو نشد و با تصرف سرزمینهای مزبور، حکومت ایلخانان[۵] را تأسیس نمود. هلاکو با فتح قلاع اسماعیلیه و بغداد متوجه آذربایجان شد. انتخاب آذربایجان بعنوان مقر ایلخانان از چند جهت دارای اهمیت بود. نخست، موقعیت جغرافیایی و اقلیمی آن با روحیهٖ مغولها سازگاری بیشتری داشت. دوم، عبور راههای تجاری از آنجا و اهمیت اقتصادی منطقه و سومین دلیل انتخاب آذربایجان به عنوان پایتخت ایلخانان، نزدیکی به اولوس جوچی با در نظر داشتن ادعایی که این خاندان حداقل بر این قسمت از ایران داشتند[۶]. عملکرد مغولها در این مرحله تخریب و غارت کمتری در خود داشت و عملکردهای نظامی آنها با شیوههای اداری - اجرایی مشخصتری همراه بود. حکومت تازه تأسیس ایلخانان همواره در تلاش بود تا مصر و قپچاق را ضمیمه خاک خود کند اما به این امر موفق نشد و تا زمان سقوط، با این دو منطقه در جنگ و جدال بود.
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- رشیدالدین فضلالله همدانی، جامع التواریخ، به کوشش بهمن کریمی، ج ۲، تهران انتشارات اقبال، ۱۳۶۲، صص ۳۴۷ - ۳۴۶.
۲- علاءالدین عطاملک جوینی، تاریخ جهانگشا، به اهتمام سید شاهرخ موسویان، ج ۱، تهران، انتشارات دستان، ۱۳۸۵، ص ۱۹۱.
۳- رضوی، شهر، سیاست و اقتصاد در عهد ایلخانان، صص ۷۳ - ۷۲.
۴- رشیدالدین فضلالله، جامع التواریخ، ص ۴۱۵.
۵- قلمرو ایلخانان از رود جیحون در مشرق تا دریای مدیترانه در مغرب و از قفقاز در شمال تا اقیانوس هند و خلیج فارس در جنوب گسترش یافت.
۶- رضوی، شهر، سیاست و اقتصاد در عهد ایلخانان، ص ۱۰۷.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 جهانگشایی مغولان
📃 صفحه ۵
💠 مغولان اقوام بیابانگردی بودند که در سرزمین مغولستان[۱] واقع در شمال چین و جنوب سیبری ساکن بودند. مغولان به رهبری تموچین یا همان چنگیزخان یک لشکر نیرومند تشکیل داده و شروع به دستاندازی به سرزمینهای مجاور کردند. ابتدا به چین یورش بردند و سپس برنامه پیشروی در غرب را طراحی میکردند. در این زمان مهمترین قدرت در غرب قلمرو چنگیزخان، حکومت خوارزمشاهیان بود.
💠 سلطان محمد خوارزمشاه در سالهای اواخر دوره سلطنتش بزرگترین فرمانروای آسیای مرکزی محسوب میشد و قلمرو او شامل سرزمینهای واقع در میان سواحل رود سیردریا (سیحون) و ارتفاعات قفقاز و دروازههای بغداد و سواحل خلیج فارس و دریای عمان میشد و فرمانش در سرزمینهای اسلامی خوارزم، ماوراءالنهر، خراسان، قهستان، افغانستان امروزی، کرانههای سند، بلوچستان، سیستان، فارس، عراق عجم، آذربایجان، اران و طبرستان بود[۲] و اگر گرفتار حمله مغول نشده بود به احتمال زیاد در تاریخ ایران، نام او جزء یکی از فاتحان بزرگ اسلام ثبت میشد. در واقع در این برهه زمانی برخورد مغولان و خوارزمشاهیان به خاطر ماهیت کاملاً نظامی قدرت نوظهور مغولها، امری اجتنابناپذیر بود[۳].
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- برای کسب اطلاعات بیشتر راجع به مغولان و سرزمین مغولستان ر.ک به مقاله: «مغولان و مغولستان»، فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال چهارم، شماره ۹، بهار ۱۳۷۴، صص ۱۱۷ - ۱۳۰ ۴.
۲- ابراهیم تیموری، امپراتوری مغول و ایران، انتشارات دانشگاه تهران، چ اول، ۱۳۷۷، ص ۱۲۴.
۳- سید ابوالفضل رضوی، شهر، سیاست و اقتصاد در عهد ایلخانان، تهران، امیرکبیر، چاپ اول، ۱۳۸۸، ص ۷۰.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 درآمدی بر اوضاع ایران از سقوط سلجوقیان تا پایان ایلخانان
📃 صفحه ۴
💠 همزمان با به حکومت رسید قراختاییان در کرمان، سلطان جلالالدین خوارزمشاه (۶۲۱ هـ) از مسیر سند، کیچ و مکران به کرمان بازگشت که به سبب گرمی هوا اکثر لشکریانش بیمار شدند[۱]. جلالالدین حکومت براق حاجب را در کرمان به رسمیت شناخت و به او لقب «قتلغ خانی» داد [۲]. بدین ترتیب حکومت قراختاییان کرمان در سال ۶۲۱هـ تأسیس شد. البته بعضی سال تأسیس این سلسله را سال ۶۱۹هـ میدانند که بیش از ۸۳ سال تداوم یافت و در دوره سلطنت محمد اولجایتو (۷۰۳ - ۷۱۶ هـ) به حکومت خاندانی ایشان در کرمان پایان داده شد و کرمان به ایالاتی پیوست که مستقیم از سوی دستگاه ایلخانان اداره میشد. براق حاجب و قراختاییان به واسطه پذیرش سروری مغولان، از آسیب آنها در امان ماندند که این امر یکی از علل رونق و آبادانی کرمان و ممالک همجوار آن به خصوص بنادر خلیج فارس (کیش، هرمز) بود.
💠 براق حاجب بعد از تأسیس حکومت قراختاییان به گسترش قلمرو خود در شرق و جنوب شرق ایران پرداخت و با استفاده از فرصت، قلمرو جغرافیایی قراختاییان را در نواحی خشکی و دریایی پیرامون کرمان گسترش داد و جزیره هرمز را نیز به تصرف درآورد. حمدالله مستوفی در "نزهة القلوب" ولایات کرمان و مکران و هرمز را بر پایهٔ تقسیمات قلمرو ایلخانی در باب چهاردهم به عنوان یک ایالت در یک باب آورده است[۳]. چنانکه گفته شد، براق حاجب تا زمان مرگش در سال ۶۳۳هـ.ق / ۱۲۳۵م دو عنوان افتخارآمیز به دست آورد. نه تنها از طرف خلیفه «قتلغ سلطان» نامیده شده بود، بلکه مغولها نیز به وی عنوان «قتلغ خان» عطا کرده بودند[۴].
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- همان، ص ۱۴۳.
۲- براق حاجب از طرف خلیفه لقب «قتلغ سلطان» گرفت (اشپولر و دیگران، ترکان در ایران، ص ۱۳۲).
۳- مستوفی، نزهه القلوب، تصحیح لسترنج، ص ۱۳۹.
۴- جورج لین، ایران در اوایل عهد ایلخانان (رنسانس ایرانی)، ترجمه سید ابوالفضل رضوی، تهران، امیرکبیر، چاپ اول، ۱۳۸۹، ص ۱۶۷.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 درآمدی بر اوضاع ایران از سقوط سلجوقیان تا پایان ایلخانان
📃 صفحه ۳
💠 تهاجم اولیهٔ مغول (۶۱۹ - ۶۱۶ هـ) و مرگ سلطان محمد خوارزمشاه (۶۱۷ هـ) یکپارچگی سیاسی ایران را در چارچوب قلمرو خوارزمشاهیان پایان داد. از این رو، افزون بر حکومتهای محلی بازمانده از دوران سلجوقی، پارهای از شاهزادگان و امرای دستگاه سلطنت خوارزمشاهی نیز در قلمروهایی محلی از جغرافیای پهناور ایران قلمرو گستردند.
💠 قراختاییان کرمان از زمره این حکومتهای محلی است که پس از فروپاشی سلطنت خوارزمشاهی، توسط براق حاجب تأسیس شد[۱]. حافظ ابرو، براق حاجب را شهریاری مدبر و عاقل و سیاس میداند[۲]. بعد از مرگ سلطان محمد خوارزمشاه، تنها بازمانده خانواده سلطنتی خوارزمشاهیان در ایران، غیاثالدین پیرشاه فرزند سلطان محمد بود؛ چرا که در این مقطع زمانی جلالالدین خوارزمشاه در هندوستان حضور داشت و در کرمان شجاعالدین ابوالقاسم زوزنی به نیابت از غیاثالدین حکومت را برعهده داشت. براق حاجب که منصب اتابکی غیاثالدین پیرشاه را برعهده داشت از طرف غیاثالدین مأمور شد تا از طریق کرمان، مکران و سند به هندوستان رفته تا زمینه بازگشت جلالالدین را برای دفع مغولان به ایران فراهم کند[۳]. اما در کرمان چون شجاعالدین ابوالقاسم زوزنی، حاکم کرمان در اموال و بنه براق طمع ورزید و در اندیشه دستیابی بر بردگان ختایی شد، براق و همراهان او ناگزیر به رویارویی شدند و در نبردی که میان ایشان روی داد، قراختاییان برتری یافتند و حاکم کرمان به اسارت براق درآمد[۴].
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- براق حاجب و برادرش خمتبور تاینگو در دوره فرمانروایی سلطان علاءالدین تکش خوارزمشاه ( ۵۶۸ - ۵۹۶ هـ) بعنوان مامور مالی گورخان (لقب شاهان قراختایی) به روایت ناصرالدین منشی کرمانی «براه باسقاقی به تحصیل مال مواضعه به خوارزم آمده بودند». براق حاجب در دربار خوارزمشاهی مورد توجه قرار گرفت و به مناصب بالای دست یافتند (فریدون الهیاری، «بررسی تحلیلی روند و راهبرد تکاپوهای سیاسی قراختاییان کرمان در دوران فترت اولیه مغول»، ص ۳).
۳- حافظ ابرو، جغرافیای حافظ ابرو، ص۵۱.
۳- وزیری، تاریخ کرمان، ص ۱۳۹.
۴- همان، ص ۱۴۰.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 درآمدی بر اوضاع ایران از سقوط سلجوقیان تا پایان ایلخانان
📃 صفحه ۲
💠 مهمترین سلسلهای که بعد از سقوط سلجوقیان روی کار آمد، خوارزمشاهیان بودند. در واقع خوارزمشاهیان از دستپروردگان سلجوقیان بزرگ محسوب میشدند. زمانی که حکومت سلجوقی رو به ضعف گذاشته بود، اتابکان (که وظیفه تربیت شاهزادهها را در نواحی دور دست بر عهده داشتند) در گوشه و کنار ایران ادعای استقلال کرده و حکومتهای مستقلی برای خود تشکیل دادند. معروفترین این اتابکان، خوارزمشاهیان بودند که در ناحیه دریاچه آرال تا دریای خزر حکومت میکردند [۱].
💠 سلسلهٔ خوارزمشاهی (۴۹۰ - ۶۲۸ هـ.ق / ۱۰۹۷ - ۱۲۳۱ م) یکی از قدرتمندترین امپراتوریهای نظامی شرق اسلامی در حد فاصل بین انحطاط سلجوقیان بزرگ و ظهور مغولان را تشکیل دادند [۲]. از معروفترین فرمانروایان این سلسله میتوان به سلطان علاءالدین محمد خوارزمشاه (۵۶۷ - ۵۹۶ / ۱۱۷۲ - ۱۲۰۰) که دوران فرمانروایی وی با تهاجم مغولان مصادف بود و همچنین فرزند وی جلالالدین خوارزمشاه (۶۱۷ - ۶۲۸ / ۳۱ - ۱۲۲۰)، اشاره کرد. جلالالدین خوارزمشاه در دوره زمامداری خود تلاشهای زیادی برای مقابله با مغولان انجام داد ولی بینتیجه بود. با مرگ جلالالدین در سال ۶۲۸ هجری، سلسلهٔ خوارزمشاهیان به پایان رسید.
💠 ناحیهٔ مکران بعد از سقوط سلاجقهٔ کرمان به مدت چندین سال به صورت مستقل اداره میشد. ولی سلطان محمد خوارزمشاه با فرستادن ملک زوزن به کرمان (۶۱۱ هجری) مکران را هم به قلمرو خود اضافه کرد. مکران از تهاجم مغولان بینصیب نماند و به مانند دیگر نواحی ایران مورد تهاجم آنها قرار گرفت. هرچند به خاطر دوری این منطقه از مرکز تحولات، میزان تخریب این منطقه نسبت به مناطق دیگر کمتر بود.
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- محمد پناه، ترکان در گذر تاریخ، تهران، انتشارات سبزان، چاپ چهارم، ۱۳۹۱، ص۴۹.
۲- اشپولر و دیگران، ترکان در ایران، ترجمه و تدوین یعقوب آژند، تهران، انتشارات مولی، چاپ اول، ۱۳۸۵، ص ۱۱۵.
#تاریخ
#پس_از_اسلام
💠 @balochs_history
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
📜 تنومند، امین (۱۳۹۳): «جغرافیای تاریخی و اقتصادی مکران در دوران سلجوقیان و ایلخانان (۴۴۰ - ۷۳۶ هـ.ق)». دانشگاه خوارزمی تهران، دانشکده ادبیات و علوم انسانی.
🔹|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 آبچلیکها سردهای از خانوادهٔ آبچلیکان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 آبچلیک پاسبز معمولی : زمینهای گلی بین جزرومدی، مصبها، مانگروها، شورهزارها، صخرههای مرجانی، سواحل شنی، دریاچههای آب شیرین، علفزارهای غرقابی، تالابهای نمکی، آببندانها و پیکرههای آبی لبشور را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به تعداد فراوان در رودخانه بمپور و شهرستانهای دشتیاری، راسک، چابهار، کنارک زمستانگذرانی میکند. به صورت مهاجر عبوری در شهرستانهای قصرقند و دشتیاری و حوضهٔ سیستان گزارش شده است.
💠 آبچلیک پاسرخ معمولی : علفزارهای مرطوب واقع در مناطق کمارتفاع پست یا با شیب ملایم، مصبهای گلی، دریاچهها، تالابها و پیکرههای آبی شیرین یا لبشور، خلیجهای دارای پناه و سواحل شنی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند و زمستانها اغلب در خورها و اراضی گلی و لجنی سواحل دیده میشود. به تعداد فراوان در تالابهای حوضهٔ سیستان، شهرستان چابهار، منطقه حفاظتشده باهوکلات دشتیاری و رودخانه بمپور زمستانگذرانی میکند. در منطقه حفاظتشده باهوکلات دشتیاری به صورت مهاجر عبوری نیز دیده میشود.
💠 آبچلیک خالدار پاسبز : زمینهای باتلاقی یا مرطوب، آبهای شیرین کمعمق، علفزارهای سیلابی، شالیزارها، حاشیه دریاچهها، پیکرههای آبی ساحلی و آبگیرها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. مهاجر عبوری بسیار معمول بهاره و پاییزه اغلب تالابهای شهرستانهای میرجاوه، هامون، زاهدان، تفتان، چابهار، مهرستان، دشتیاری، قصرقند، رودخانهٔ بمپور و حوضهٔ سیستان است.
💠 آبچلیک پاسرخ خالدار : خورها، مناطق ساحلی شنی و گلی و تالابهای نمکی، همچنین آبگیرها، شورهزارها، پیکرههای آبی لبشور، دشتهای سیلابی کمعمق، مصبهای گلی، دریاچهها و تالابهای آب شیرین و شالیزارها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. زمستانگذران معمول و مهاجر عبوری حوضهٔ سیستان و مهاجر عبوری شهرستانهای کنارک و چابهار است.
💠 آبچلیک سبز : سواحل دارای پناه مناسب، رودخانهها، نهرها، حاشیه دریاچهها و تالابها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به تعداد فراوان و به صورت مهاجر عبوری و زمستان گذران در اغلب تالابهای شهرستانهای زاهدان، میرجاوه، چابهار، دشتیاری، قصرقند، راسک، سرباز، حوضهٔ سیستان و رودخانهٔ بمپور دیده میشود.
💠 آبچلیک تالابی : تالابهای باز، حاشیه باتلاقی آبگیرهای آب شیرین و پیکرههای آبی ساحلی، شالیزارهای غرقابی، دریاچههای آب شیرین و لبشور، شورهزارها و زمینهای گلی بین جزرومدی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به تعداد فراوان در حوضهٔ سیستان و منطقه حفاظتشده باهوکلات شهرستان دشتیاری زمستانگذرانی میکند و به صورت مهاجر عبوری در شهرستانهای چابهار و میرجاوه و قصرقند و منطقه حفاظت شده شیله شهرستان هامون و حوضهٔ سیستان گزارش شده است.
🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔰 گیلانشاههای نوکراست سردهای از خانوادهٔ آبچلیکان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 گیلانشاه دمسیاه (بالسفید) : مناطق جزرومدی با بستر گلی، آبهای شیرین، دریاچهها و تالابهای لبشور، علفزارهای غرقابی و حواشی نیزارها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. زمستانها در خلیجها و مصبها نیز دیده میشود. به صورت زمستانگذران در تالابهای حوضهٔ سیستان دیده میشود. جزء پرندگان نزدیک به تهدید و دارای ارزش حفاظتی است.
💠 گیلانشاه حنایی : اغلب مصبهای ماسهای، شنی و گلی کمعمق واقع در سواحل یا خورها را ترجیح میدهد. در زمان مهاجرت در تالابهای داخلی نیز دیده میشود. به تعداد فراوان در طول سواحل مکران و حوضهٔ سیستان زمستانگذرانی میکند. همچنین به صورت مهاجر عبوری (اغلب مهاجر پاییزه) در محدوده خلیج گواتر حضور مییابد.
🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔰 پاشلکهای کوچک سردهای از خانوادهٔ آبچلیکان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 پاشلک کوچک : مردابهای آب شیرین، باتلاقها، آبگیرها، چمنزارهای مرطوب، دشتهای سیلابی، زمینهای زهکشیشده و حواشی دریاچههایی با پوشش علفی مناسب را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به صورت نسبتاً معمول در تالابهای اصلی حوضه هامون زمستانگذرانی میکند.
🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔰 پاشلکها سردهای از خانوادهٔ آبچلیکان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 پاشلک معمولی : زمینهای باتلاقی، مردابها، حاشیهٔ باتلاقی دریاچهها و رودخانهها، علفزارهای مرطوب، کشتزارهای غرقابی و شالیزارها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به تعداد فراوان در حوضیه سیستان زمستانگذرانی میکند و در شهرستانهای زاهدان، چابهار و دشتیاری به صورت مهاجر عبوری حضور مییابد.
💠 پاشلک دمدراز : حاشیهٔ ماندابی دریاچهها و رودخانهها، چمنزاهای مرطوب، علفزارهای تالابی، کشتزارهای غرقابی و آبراههها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. در تعداد اندک و به صورت زمستانگذران در حوضه سیستان و شهرستان تفتان حضور مییابد.
🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔰 ابیاها سردهای از خانوادهٔ آبچلیکان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 ابیای اوراسیایی : درختزارهای پهنبرگ، سوزنیبرگ و مخلوطی از آنها با پوشش زیر اشکوب را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. همچنین در زمان مهاجرت در بوتهزارهای ساحلی و باغها دیده میشود. گاهی به صورت زمستانگذران در شهرستان زاهدان حضور مییابد.
🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔰 پاشلکهای رنگین سردهای از خانوادهٔ آبچلیکان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 پاشلک رنگین بنگلادشی : اغلب حاشیه مردابها، دشتهای سیلابی با گیاهان آبزی، حاشیه زمینهای باز گلی، علفزارهای پست و نیزارها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. فقط یک بار در بهار سال ۱۹۷۲ میلادی به صورت سرگردان در شهرستان زاهدان دیده شده است.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 پرستو دریاییهای کاکلی سردهای از زیرخانوادهٔ پرستو دریاییان از خانوادهٔ کاکاییان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 پرستو دریایی تُکزرد : پرندهای دریازی است و جزایر ماسهای یا صخرهای نزدیک به ساحل، سواحل شنی و ماسهای، دلتاهای وسیع، زمینهای گلی حاشیهٔ جنگلهای حرا و حلیجهای ساحلی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. در سراسر طول سواحل مکران زمستانگذرانی میکند.
💠 پرستو دریایی کاکلی کوچک : دریازی است و معمولاً در آبهای دور از ساحل دیده میشود. همچنین خلیجهای ماسهای، دهانهٔ رودخانهها و جزایر دور از ساحل را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. مقیم سراسر سواحل مکران است.
💠 پرستو دریایی کاکلی بزرگ : در سواحل و دریاها دیده میشود و جزایر دور و نزدیک سواحل، پیکرههای آبی، مصبها، خلیجهای ماسهای، دهانهٔ رودخانهها و صخرههای مرجانی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. مقیم سراسر سواحل مکران است.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 پرستو دریاییهای کاسپی سردهای از زیرخانوادهٔ پرستو دریاییان از خانوادهٔ کاکاییان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 پرستو دریایی کاسپی : جزایر دور از سواحل، حاشیهٔ دریاچههای داخلی لبشور، پیکرههای آبی ساحلی و رودخانههای بزرگ را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به صورت مهاجر عبوری حوضهٔ سیستان دیده میشود و گاهی به صورت کمیاب جوجهآوری میکند. در طول سواحل مکران زمستانگذرانی میکند.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 پرستو دریاییهای نوککلفت سردهای از زیرخانوادهٔ پرستو دریاییان از خانوادهٔ کاکاییان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 پرستو دریایی نیل : مصبها، سواحل ماسهای، پیکرههای آبی شور، شالیزارها، دریاچهها و دهانهٔ رودخانهها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند و از آبهای عمیق دوری میکند. تابستانگذران و جوجهآور حوضهٔ سیستان است. در برخی زیستگاههای مناسب دیگر استان نیز تابستانگذرانی بدون جوجهآوری دارد. به طور معمول در شهرستان دشتیاری زمستانگذرانی میکند و در شهرستان چابهار به صورت مهاجر عبوری دیده میشود.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 کاکاییهای صخرهنشین سردهای از زیرخانوادهٔ کاکاییان از خانوادهٔ کاکاییان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 کاکایی پاسیاه کوچک : دریازی است و به تعداد کمتر در خلیجهای ساحلی و لنگرگاهها به سر میبرد. در خارج از دوره جوجهآوری اغلب در دریاهای باز روی صخرهها یا قلههای مشرف به دریا دیده میشود. به صورت سرگردان در سواحل مکران دیده میشود.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 کاکاییهای رنگینسر سردهای از زیرخانوادهٔ کاکاییان از خانوادهٔ کاکاییان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 کاکایی سرقهوهای : دریاچههای بزرگ داخلی، آبهای ساحلی کمعمق و نهرها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند و در لنگرگاهها به لاشهخواری و تغذیه از زبالهها میپردازد. به صورت سرگردان در سواحل جنوبشرق استان و حوضهٔ سیستان دیده میشود.
💠 کاکایی سرسیاه کوچک : اغلب در نزدیکی آبهای آرام و کمعمق شور یا لبشور یا شیرین به سر میبرد و معمولاً حاشیهٔ دریاچهها، رودخانههای دارای جریان آرام و پیکرههای آبی، دلتاها، مکانهای دفع فاضلاب، کانالها، برکهها و دشتهای سیلابی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند.راواغلب در نزدیکی آبهای آرام و کمعمق شور یا لبشور یا شیرین به سر میبرد و معمولاً حاشیهٔ دریاچهها، رودخانههای دارای جریان آرام و پیکرههای آبی، دلتاها، مکانهای دفع فاضلاب، کانالها، برکهها و دشتهای سیلابی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به تعداد فراوان در حوضهٔ سیستان، رودخانه بمپور و سواحل مکران زمستانگذرانی میکند.
💠 کاکایی صورتی : سواحل پست دارای پناه، مرغزارها و علفزارهای مرطوب نزدیک خورها، نواحی بین جزرومدی و دلتاهای وسیع شیرین یا لبشور را به عنوان زیستگاه برمیگزیند و زمستانها بیشتر در سواحل و دریاها حضور مییابد. به تعداد فراوان در تالابهای حوضهٔ سیستان و سواحل مکران و گاهی در تالاب جازموریان زمستانگذرانی میکند. گاهی در حوضهٔ سیستان تابستانگذرانی و جوجهآوری میکند.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 کاکاییهای ماهیخوار سردهای از زیرخانوادهٔ کاکاییان از خانوادهٔ کاکاییان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 کاکایی سرسیاه بزرگ : سواحل دریاها، لنگرگاهها، حاشیهٔ پیکرههای آبی، دهانهٔ رودخانهها و اطراف دریاچهها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. زمستانگذران معمول سراسر سواحل مکران و به تعداد کمتر در حوضهٔ سیستان است.
💠 کاکایی دودی : دریازی است و بیشتر در سواحل سنگی و ماسهای دیده میشود. سراسر سال به صورت غیرجوجهآور در سواحل بلوچستان حضور دارد.
💠 کاکایی چشمسفید : مناطق ساحلی، لنگرگاهها و صخرههای مرجانی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به صورت سرگردان در سواحل جنوبشرقی استان دیده میشود. جزء پرندگان نزدیک به تهدید است.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 کاکاییهای راستین سردهای از زیرخانوادهٔ کاکاییان از خانوادهٔ کاکاییان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 کاکایی کاسپی : سواحل صخرهای، تالابهای لبشور، دریاچههای نمک، دریاچهها و رودخانههای بزرگ را به عنوان زیستگاه برمیگزیند و در خارج از دورهٔ جوجهآوری اغلب در سواحل دریاها، لنگرگاهها، مکانهای دفن زباله، کشتزارها، مصبها و خلیجها دیده میشود. زمستانگذران حوضه سیستان، رودخانه بمپور و سواحل مکران است.
💠 کاکایی سیبری : لنگرگاهها، خلیجها، مصبها، دریاچهها، رودخانهها، مکانهای دفن زباله، تالابها و کشتزارها را به عنوان زیستگلع برمیگزیند. زمستانگذران معمول شهرستانهای چابهار و کنارک است.
🔹|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 کاکاییهای اقیانوسی سردهای از خانوادهٔ کاکاییان اقیانوسی در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 کاکایی اقیانوسی قطب شمال : دریازی است و دریاهای آزاد را به عنوان زیستگاه برمیگزیند و در خارج از دوره جوجهآوری در امتداد سواحل به سر میبرد. زمستانگذران منظم و مهاجر عبوری دریای مکران است. احتمالاً تعدادی پرنده غیرجوجهآور در تابستان باقی میماند.
💠 کاکایی اقیانوسی دمپیچ : دریازی است و دریاهای آزاد را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. در خارج از دوره جوجهآوری در جریانهای رو به بالای آب که برای تغذیه مناسب است به صورت سرگردان حضور مییابد. مهاجر عبوری و زمستانگذران دریای مکران است همچنین تعدادی پرنده غیرجوجهآور در تابستان باقی میماند.
🔹|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 شناگرها سردهای از خانوادهٔ آبچلیکان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 شناگر گردنسرخ : سواحل دریاچههای بزرگ آبشیرین، استخرهای کوچک، جزایر دریایی یا جزایر کوچک در رودخانههای بزرگ و همچنین جویبارها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. در خلیج چابهار به عنوان زمستانگذران و در تالابهای حوضهٔ سیستان به عنوان مهاجر عبوری پاییزه و بهاره گزارش شده است.
🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔰 گیلانشاههای نوکخمیده سردهای از خانوادهٔ آبچلیکان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 گیلانشاه خالدار : در حواشی باتلاقها و مراتع مرطوب با علوفه کوتاه زندگی میکند. مهاجر عبوری بسیار کمیاب حوضه سیستان است. جزء پرندگان به شدت در معرض خطر انقراض است.
💠 گیلانشاه ابرو سفید اوراسیایی : زمستانها بیشتر سواحل بین جزرومدی ماسهای و گلی دریاها و خورها، صخرههای مرجانی و همچنین علفزارهای کوتاه مجاور پیکرههای آبی را ترجیح میدهد. زمستانگذران نسبتاً کمتعداد سواحل مکران است.
💠 گیلانشاه بزرگ : سواحل دریاها به ویژه نواحی بین جزرومدی گلی و ماسهای وسیع، حاشیه دریاچههای آب شیرین، رودخانهها، باتلاقها، دشتهای سیلابی، مصبها، مراتع، مزارع و مناطق مناسب نزدیک به آبهای داخلی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به تعداد فراوان در سواحل مکران و به تعداد اندک در حوضهٔ سیستان بهصورت زمستانگذران و مهاجر عبوری دیده شده است. جزء پرندگان نزدیک به تهدید است.
💠 گیلانشاه شرقی : یکی از زیستگاههای آن، تالابها هستند. یکبار بصورت سرگردان در تالاب هامون گزارش شده است.
💠 افعال ساده زبان بلوچی
━━━━━━≼❄️≽━━━━━━
🔖 فهرست چهل و دوم (۸۲۱ - ۸۴۰)
▪️ ۴۴- کۆشتَگ (kōšt-ag) : ایستادن، ثابت و بیحرکت ماندن، منتظر ماندن، متوقف شدن.
▫️• اُشتَگ (ošt-ag) :
▫️• اۆشتَگ (ōšt-ag) : ↑
▫️• هۆشتَگ (hōšt-ag) : ↑
▫️• [سببی] اۆشتارێنَگ (ōštār-ēn-ag) : سرپا نگه داشتن کسی، متوقف کردن کسی.
▫️• [سببی] هۆشتارێنَگ (hōštār-ēn-ag) : ↑
▪️ ۸۲۱- کْوَکَّگ (kwakk-ag) : خم شدن، دولا شدن.
▫️• کْوَکّێنَگ (kwakk-ēn-ag) : چیزی را با زور و فشار خم کردن.
▪️ ۸۲۲- کۆمَرێنگ (kōmar-ēn-ag) : با حال افسردگی و سر به زیر، در کنجی نشستن و ساکت بودن؛ بر اثر بیماری یا ضعف، در کنجی نشستن و حرکت نکردن.
▪️ ۸۲۳- کِۆنایَگ (kōn-āy-ag) : چُرت زدن.
▫️• کۆنَاهَگ (kōn-āh-ag) : ↑
▫️• کۆنائێنَگ (kōn-ā'ēn-ag) : چرت زدن، ادای چُرت زدن را درآوردن.
▪️ ۸۲۴- کۆنڈَگ (kōŋđ-ag) : کندن زمین.
▪️ ۸۲۵- کۆنزَّگ (kōŋz-ag) : کشیدن و جمع کردنِ ماسه خیس یا گل با انگشتان به سوی خود.
▪️ ۸۲۶- کُهَگ (koh-ag) : با صدای بلند سُرفه کردن، صدای سُرفه درآوردن.
▫️• کُهکُهَگ (koh-koh-ag) : پیدرپی با صدای بلند سُرفه کردن.
▫️• کُهێنَگ (koh-ēn-ag) : صدای سُرفه در آوردن، سُرفه کردن.
▪️ ۸۲۷- کَهَگ (kah-ag) : ضعیف و عاجز شدن، نزار گشتن.
▫️• کَهێنگ (kah-ēn-ag) : ضعیف کردن، عاجز کردن.
▪️ ۸۲۸- کِهَگ (keh-ag) : خاراندن پوست.
▫️• کِهێنگ (keh-ēn-ag) : حساسیت و خارش دادن پوست.
▪️ ۸۲۹- کیاسَگ (kiyās-ag) : اندازه گرفتن، وزن کردن.
▪️ ۸۳۰- کیرُّمَگ (kirrom-ag) : جمع شدن در یک جا و شلوغ کردن.
▪️ ۸۳۱- کیکَّگ (kikk-ag) : کِش پیدا کردن، دراز شدن، کشیده شدن، نخکش شدن پارچه.
▪️ ۸۳۲- کِیلاهَگ (kayl-āh-ag) : حجم چیزی را با پیمانه مشخص کردن، جدا کردن دانه از کاه در خرمن.
▫️• کِیلایَگ (kayl-āy-ag) : ↑
▪️ ۸۳۳- کێنَگ ¹ (kēn-ag) : چیزی را درون ظرف ریختن، مانند مَی در جام.
▪️ ۸۳۴- کێنَگ ² (kēn-ag) : حرکت دادن، به سویی روان کردن، جابهجا کردن از مکانی به مکانی دیگر.
▪️ ۸۳۵- گاجَلێنَگ (gājal-ēn-ag) : لقمهای را در دهان گذاشتن و نبلعیده بیرون انداختن.
▪️ ۸۳۶- گاڈَلێنَگ (gāđal-ēn-ag) : تکهتکه کردن چیزی و دور انداختن آن.
▫️• گاڑێنَگ (gāŕ-ēn-ag) : ↑
▫️• گاڑَلێنَگ (gāŕal-ēn-ag) : ↑
▪️ ۸۳۷- گارَگ (gār-ag) : زارزار گریستن، با صدای بلند و پیوسته گریه کردن.
▪️ ۸۳۸- گارتَگ (gārt-ag) : آروغ زدن.
▫️• گاركَگ (gārk-ag) : ↑
▪️ ۸۳۹- گاڑَگ (gāŕ-ag) : غلتیدن بر خاک، مراغه کردن.
▫️• [سببی] گاڑێنَگ (gāŕ-ēn-ag) : غلتاندن بر خاک، بر خاک انداختن، به پا کردن گرد و خاک.
▪️ ۸۴۰- گاسَگ (gās-ag) : خمیازه کشیدن.
▫️• گِهاسَگ (gehās-ag) : ↑
▫️• گْواسَگ (gwās-ag) : ↑
▫️• گیاسَگ (giyās-ag) : ↑
▫️• [سببی] گِهاسێنَگ (gehās-ēn-ag) : سبب شدن تا کسی خمیازه بکشد.
#افعال
#افعال_ساده
🌻 @galganj
💠 افعال ساده زبان بلوچی
━━━━━━≼❄️≽━━━━━━
🔖 فهرست چهل و یکم (۸۰۱ - ۸۲۰)
▪️ ۸۰۱- کْلۆهَگ (klōh-ag) : داد و فریاد کردن.
▪️ ۸۰۲- کَمایَگ (kam-āy-ag) : به رشته کشیدن دانههای مروارید و مهرهها و جواهرات یا هرچیز مشابه، سرودن شعر، به رشته نظم کشیدن.
▫️• کَماهَگ (kam-āh-ag) : ↑
▫️• کَمائَگ (kam-ā'ag) : ↑
▫️• [سببی] کَمائێنَگ (kam-ā'ēn-ag) : کسب کردن، به دست آوردن مزد، سود بردن در قبال انجام کاری.
▪️ ۸۰۳- کَمَگ (kam-ag) : دچار عارضه یبوست شدن.
▪️ ۸۰۴- کِمَّگ (kemm-ag) : رنجیدن، آزردهخاطر شدن، جوش زدن و حرص خوردن به خاطر از دست دادن چیزی یا بر اثر طعنه و سرزنش دیگران، کینه کسی را در دل داشتن.
▫️• [سببی] کِمَّێنَگ (kemm-ēn-ag) : با سخنان نیشدار و پر از سرزنش حرص کسی را درآوردن و او را اذیت کردن.
▪️ ۸۰۵- کَنَگ (kan-ag) : کردن، انجام دادن، عمل کردن، تبدیل کردن چیزی به چیزی دیگر، در عوض چیزی دادن، سخن یا واژهای را تکرار کردن، گزاردن، بهجا آوردن، عمل جنسی انجام دادن، جماع کردن، نهادن چیزی در درون یا روی چیزی دیگر، سپری کردن، رساندن زمانی به زمان دیگر، بهدنیا آوردن بچه، زاییدن.
▫️• [سببی] کَنائێنَگ (kan-ā'ēn-ag) : باعث انجام دادن یا انجام گرفتن کاری شدن، کسی را به انجام دادن کاری وادار یا تشویق کردن.
▪️ ۸۰۶- کَندَگ (kand-ag) : خندیدن، مسخره کردن، طعنه زدن، ریشخند کردن.
▫️• هَندَگ (hand-ag) : ↑
▫️• [سببی] کَندێنَگ (kand-ēn-ag) : خندانیدن، به خنده درآوردن.
▫️• [سببی] هَندێنَگ (hand-ēn-ag) : ↑
▪️ ۸۰۷- کَنڈَگ (kaŋđ-ag) : بریدن و شکافتن کوه.
▪️ ۸۰۸- کَنسَڑَگ (kansaŕ-ag) : منجمد شدن بر اثر سرمای زیاد.
▪️ ۸۰۹- کَنگالَگ (kangāl-ag) : با خرجهای بیمورد یا با ترفند و فریب جیب کسی را خالی کردن، ورشکست کردن، بیچیز و فقیر کردن، غارت کردن.
▪️ ۸۱۰- کَنَّهَگ (kannah-ag) : با اخم و ترشرویی از انجام کاری سر باز زدن، با کینه و عناد برخورد کردن، خشم گرفتن.
▫️• [سببی] کَنَّهێنَگ (kannah-ēn-ag) : کسی را با سلاح مورد حمله قرار دادن، شکست دادن در جنگ.
▪️ ۸۱۱- کْواٹَگ (kwāţ-ag) : خم کردن، چیزی را با فشار دست خم کردن.
▫️• [سببی] کْواٹێنَگ (kwāţ-ēn-ag) : خم کردن، خم گردانیدن.
▪️ ۸۱۲- کْوارَگ (kwār-ag) : فریاد کشیدن، جیغ و داد کردن، قارقارکردن کلاغ، بیهوده سروصدا کردن، ناله کردن شتر بر اثر دوری از بچه یا ناله کردن بچه شتر از دوری مادر، ناله کردن چارپا بر اثر حمل بار سنگین.
▫️• کْوانرَگ (kwāŋr-ag) : ↑
▫️• [سببی] کْوارێنَگ (kwār-ēn-ag) : جیغ و داد کسی را درآوردن، سر به سر کسی گذاشتن.
▪️ ۸۱۳- کۆپارَگ (kōpār-ag) : نجات دادن پرنده خود را از تله با رها شدن از آن بر اثر تقلا یا سست بودن تله، عمل کردن تله ولی گیر نیفتادن پرنده در آن.
▫️• کۆمپارَگ (kōmpār-ag) : ↑
▪️ ۸۱۴- کوٹَّرێنَگ (kūţţar-ēn-ag) : کسی یا چارپایی را بدون توقف به جلو راندن.
▪️ ۸۱۵- کۆٹَگ (kōţ-ag) : نصف کردن چیزی با بریدن آن، تکه تکه کردن چیزی، (مجاز) به شدت کتک زدن.
▪️ ۸۱۶- کوچکارَگ (kūčkār-ag) : صدا زدن بُز با تکرار واژهٔ «کیچکیچ».
▪️ ۸۱۷- کۆچَگ (kōč-ag) : کندن و حفر کردن زمین و خالی کردن خاک از جای کنده شده، نبش قبر کردن، خوردن قاچ یا تکهای از میوه بدون استفاده از کارد و چنگال، خلال کردن دندان.
▫️• کۆنچَگ (kōŋč-ag) : ↑
▪️ ۸۱۸- کۆچَنڈَگ (kōčanđ-ag) : چُرت زدن.
▪️ ۸۱۹- کورایَگ (kūrr-āy-ag) : پرت کردن.
▫️• کورّاهَگ (kūrr-āh-ag) : ↑
▫️• [سببی] کورّائێنَگ (kūrr-ā'ēn-ag) : انداختن، پرت کردن.
▪️ ۸۲۰- کوڑێنَگ (kūŕ-ēn-ag) : دست یا پای کسی را پیچاندن و از مفصل درآوردن.
#افعال
#افعال_ساده
🌻 @galganj
💠 افعال ساده زبان بلوچی
━━━━━━≼❄️≽━━━━━━
🔖 فهرست چهلم (۷۸۱ - ۸۰۰)
▪️ ۷۸۱- کِرَّگ (kerr-ag) : نحیف شدن، نزار شدن، به مرور زمان لاغر شدن.
▫️• کِڑَگ (keŕ-ag) : بر اثر بیماری یا سوءتغذیه به شدت لاغر و نزار شدن.
▫️• [سببی] کِرّێنَگ (kerr-ēn-ag) : لاغر و نحیف کردن.
▪️ ۷۸۲- کْرینژَگ (kriŋž-ag) : چشمها را از حدقه بیرون آوردن.
▪️ ۷۸۳- کَڑَگ (kaŕ-ag) : خشک شدن آب غذای درون دیگ بر اثر زیاد ماندن بر آتش.
▪️ ۷۸۴- کُڑَگ (koŕ-ag) : پیچ خوردن مفصل بدن و آسیب دیدن بافت مفصلی.
▪️ ۷۸۵- کَڑاکَگ (kaŕāk-ag) : بر اثر تکان خوردن، برخاستن سروصدای چیزی که درون محفظهای قرار دارد.
▪️ ۷۸۶- کِزَّگ (kezz-ag) : کمی از سرجای خود تکان خوردن، حرکت کردن در حالت نشسته، کشیده شدن چیزی بر زمین
▫️• کِنزَگ (kenz-ag) : ↑
▫️• کِزّێنَگ (kezz-ēn-ag) : چیزی را حرکت دادن از جای آن، کشاندن چیزی بر زمین، به جلو بردن، گذراندن.
▫️• کِنزێنَگ (kenz-ēn-ag) : ↑
▪️ ۷۸۷- کِژَگ (kež-ag) : آهسته گریه کردن.
▪️ ۷۸۸- کَسَگ (kas-ag) : خشمگین و کینهورز شدن، آماده شدن برای جنگ.
▪️ ۷۸۹- کِسَگ (kes-ag) : روانه شدن، حرکت کردن، جدا شدن از جای اصلی خود.
▪️ ۴۸- کُشْکِنَگ (košken-ag) : شنیدن، به گوش رسیدن، دریافتن صحبتی.
▫️• اِشکُنَگ (eškon-ag) : ↑
▫️• اُشْکِنَگ (ošken-ag) : ↑
▫️• هُشْکِنَگ (hošken-ag) : ↑
▫️• اُشکُرَگ (oškor-ag) : ↑
▫️• [سببی] کُشْکێنَگ (košken-ag) : به گوش رساندن.
▫️• [سببی] اِشکُنائێنَگ - eškon-ā’ēn-ag : ↑
▪️ ۷۹۰- کَشَّگ (kašš-ag) : کشیدن، به سوی خود کشیدن، حمل کردن، بیرون کردن، بیرون آوردن، بیرون کشیدن، استخراج کردن، دور کردن، کنار کشیدن، جذب کردن، وزیدن باد، ترسیم یا رسم کردن، نقاشی یا نقش کردن، مصرف کردن دخانیات، عذاب دیدن، رنج بردن، درآوردن لباس، مالیدن، وزن کردن بر ترازو، اخراج کردن، عزل کردن، به دست آوردن، کسب کردن، درآوردن، بالا بردن، بالا کشیدن، کشش دادن، (مجاز) در جایگاه بالا قرار گرفتن، آواز خواندن و صدا را کش دادن، تحمل کردن.
▫️• [سببی] کَشّائێنَگ (kašš-ā'ēn-ag) : کشاندن، کسی را فرمودن یا تحریض کردن تا چیزی را بکشد، کسی را تشویق، وادار، تعارف یا مهمان کردن تا مواد مخدر یا دُخانیات استعمال کند، آماده ساختن اسب نر و ماده برای جفتگیری.
▫️• [سببی] کَشّارێنَگ (kašš-ār-ēn-ag) : ↑
▪️ ۷۹۱- کِشَگ (keš-ag) کاشتن، کشاورزی کردن.
▪️ ۷۹۲- کُشَگ (koš-ag) : کُشتن، هلاک کردن، به قتل رساندن، ذبح کردن، قربانی کردن، خاموش کردن آتش، صید کردن ماهی، شکار کردن، (مجاز) بسیار کار کشیدن، اذیت کردن (مجاز) عاشق کردن.
▫️• [سببی] کُشائێنَگ (koš-ā'ēn-ag) : کسی را به کشتن دادن، منجر به کشته شدن کسی شدن.
▫️• [سببی] کُشارێنَگ (koš-ār-ēn-ag) : ↑
▫️• [سببی] کۆشائێنَگ (kōš-ā'ēn-ag) : ↑
۷۹۳- کَکایَگ (kakāy-ag) : آواز دادنِ ماکیان هنگام تخمگذاری.
▫️• کَکاهَگ (kakāh-ag) : ↑
▪️ ۷۹۴- کِکَّگ (kekk-ag) : کش خوردن چیزی مانند طناب بر اثر کشیده شدن به گونهای که نه سالم بماند و نه کنده شود.
▪️ ۷۹۵- کُلُپَّگ (kolopp-ag) : راه رفتن الاغ به گونهای که باعث آزار سوار گردد.
▪️ ۷۹۶- کَلکَٹێنَگ (kalkaţ-ēn-ag) : به هم زدنِ چیزی در ظرف، مانند غذا با ملاقه.
▪️ ۷۹۷- کُلکَچَگ (kolkoč-ag) : جنب و جوش کردن، مانند حرکت مار و ماهی و کرم و مارماهی.
▪️ ۷۹۸- کِلَّگ (kell-ag) : هشتن، گذاشتن.
▫️• هِلَّگ (hell-ag) : ↑
▪️ ۷۹۹- کُلَّگ (koll-ag) : سرفه کردن، با گلو صدایی مانند سرفه ایجاد کردن جهت جلب توجه کسی.
▪️ ۸۰۰- کُلوسکَگ (kolūsk-ag) : ناله کردن سگ یا توله سگ هنگامی که مورد آزار قرار بگیرد.
▫️• کُلوزَّگ (kolūzz-ag) : ↑
▫️• کُلونزَگ (kolūnz-ag) : ↑
#افعال
#افعال_ساده
🌻 @galganj
💠 افعال ساده زبان بلوچی
━━━━━━≼❄️≽━━━━━━
🔖 فهرست سی و نهم (۷۶۱ - ۷۸۰)
▪️ ۷۶۱- کَچَگ (kač-ag) : چیزی را بر پهلوی خود حمل کردن.
▪️ ۷۶۲- کُچَّلێنَگ (koččal-ēn-ag) : تلخ و ناگوار کردن.
▪️ ۷۶۳- کِچێنَگ (keč-ēn-ag) : خاراندن پوست بدن با ناخن.
▪️ ۷۶۴- کُدێنَگ (kod-ēn-ag) : دست زدن و فشار دادن زخم دردناک و سبب افزایش درد و سوزش آن شدن، (مجاز) نمک بر زخم پاشیدن.
▪️ ۷۶۵- کَڈَّگ ¹ (kađđ-ag) : جلو رفتن.
▫️• [سببی] کَڈّایَگ (kađđ-āy-ag) : به جلو آمدن، به جلو بردن.
▫️• [سببی] کَڈّائێنَگ (kađđ-ā'ēn-ag) : به جلو بردن، به جلو راندن، برانگیختن اسب تا به پیش بتازد.
▪️ ۷۶۶- کَڈَّگ ² (kađđ-ag) : اصرار کردن، اجبار کردن، وادار کردن، پیدرپی گفتن یا انجام دادن چیزی.
▪️ ۷۶۷- کْراکَگ ¹ (krāk-ag) : آواز دادن غورباقه.
▪️ ۷۶۸- کْراکَگ ² (krāk-ag) : آواز دادن کلاغ، (مجاز) سخن بیهوده.
▪️ ۷۶۹- کْرامَگ (krām-ag) : خرامیدن.
▪️ ۷۷۰- کُرَّگ (korr-ag) : کم شدن مقدار چیزی.
▫️• [سببی] کُرّایَگ (korr-āy-ag) : مقدار یا تعداد چیزی را کم کردن.
▫️• [سببی] کُرّائێنَگ (korr-ā'ēn-ag) : برداشت کردن و کم کردن از چیزی.
▪️ ۷۷۱- کُرُٹَّگ (korroţţ-ag) : فرسوده شدن و از بین رفتن چوب، آسیب دیدن طناب و ریسمان به گونهای که کاملاً قطع نشود.
▪️ ۳۷- کَرُجَگ (karoj-ag) : خراب شدن، ویران شدن، فروریختن، بههم ریختن، ویران شدن بنا، باز شدن دستار.
▫️• اَرُجَگ (aroj-ag) : ↑
▫️• اَرۆجَگ (arōj-ag) : ↑
▫️• کَرُجَگ (karoj-ag) : ↑
▫️• هَرُجَگ (haroj-ag) : ↑
▫️• هَرۆجَگ (harōj-ag) : ↑
▫️• رۆجَگ (rōj-ag) : ↑
▪️ ۷۷۲- کُردَگ (kord-ag) : تاختن، جماز کردن، به سرعت دویدن، حرکت سریع اسب و شتر.
▪️ ۳۸- کَرزَگ (karz-ag) : ارزیدن، ارزش داشتن، شایسته بودن، درخور بودن، برازنده بودن.
▫️• اَرزَگ (arz-ag) : ↑
▪️ ۷۷۳- کَرِّسَگ (karres-ag) : کهن شدن، قدیمی شدن، دیرین شدن.
▪️ ۷۷۴- کُرکُٹَگ (korkoţ-ag) : قلقل کردن آب در حال جوش یا غذای آبکی در حال پخت.
▪️ ۷۷۵- کَرَّگ (karr-ag) : خراشیدن، خراش دادن، خاراندن، شانه کردن موی، با بیدقتی و بیملاحظگی چیدن و کندن میوه از درخت یا خوشهٔ آن، ناخن کشیدن بر چیزی.
▪️ ۷۷۶- کُرَّگ (korr-ag) : آواز دادن میشماهی از درون آب.
▪️ ۷۷۷- کْرَمَّگ (kramm-ag) : مورمور کردن، لرزش خفیف نقطهای از بدن بر اثر نیش حشرات یا بیماری یا زخم.
▪️ ۷۷۸- کُرُنڈَگ ¹ (koroŋđ-ag) : جستجو کردن چیزی با انگشت یا دست یا پا یا تکه چوب، خلال کردن دندان.
▫️• کُرۆنڈَگ (korōŋđ-ag) : ↑
▪️ ۷۷۹- کُرُنڈَگ ² (koroŋđ-ag) : نغ زدن، غرغر کردن.
▫️• کْرِنڈَگ (kreŋđ-ag) : ↑
▪️ ۷۸۰- کْرَهکَگ (krahk-ag) : آواز دادن پرندگان.
#افعال
#افعال_ساده
🌻 @galganj
💠 افعال ساده زبان بلوچی
━━━━━━≼❄️≽━━━━━━
🔖 فهرست سی و هشتم (۷۴۱ - ۷۶۰)
▪️ ۸- کارَگ (kār-ag) : آوردن.
▫️• آرَگ (ār-ag) : ↑
▪️ ۱۳- کاسَگ (kās-ag) : سوار شدن بر قایق و کشتی، بالا رفتن، بر فراز رفتن، صعود کردن، بالا آمدن سر قایق و کشتی روی امواج.
▫️• آکاسَگ (ākās-ag) : ↑
▪️ ۲- کایَگ (kāy-ag) : آمدن.
▫️• آیَگ (āy-ag) : ↑
▪️ ۷۴۱- کانڈَّرَگ (kānđar-ag) : زمینگیر شدن و نتوان برخواستن، دراز کشیدن و بیحرکت ماندن پس از پرخوری.
▪️ ۷۴۲- گانژَّگ (gānž-ag) : بعبعکردن بُز.
▫️• [سببی] گانژێنَگ (gānž-ēn-ag) : به صدا درآوردن بُز.
▪️ ۷۴۳- کانشانَگ (kānšān-ag) : بیش از حد خوردن، بسیار پرخوری کردن.
▪️ ۷۴۴- کَپَگ (kap-ag) : افتادن، سقوط کردن، زاییدن، وضع حمل کردن، سقط شدن جنین از شکم مادر، پیش آمدن، اتفاق افتادن، دچار شدن، مبتلا شدن، فروریختن، از کار افتادن، فرسوده و ناکارآمد شدن، در جایی اقامت کردن و بیرون نیامدن، افتادن دندان، آغاز کردن، شروع کردن، آمدن، رفتن، ماندن، راه افتادن، رسیدن، گیرآمدن، عقب ماندن، شیوع پیدا کردن، شایع شدن، عارض شدن، مبتلا شدن، گرفتار شدن، فروکش کردن شدت چیزی، وارد شدن، تعیین شدن مبلغ پرداختی، تعیین شدن سهم از مبلغ پرداختی، آشکار شدن در برابر چیزی، همراه شدن، فراگرفتن، گذر افتادن، مواجه بودن، محروم شدن، از دست دادن، متناسب و برازنده بودن، هجوم بردن، حملهور شدن به صورت گروهی، گرفتار شدن، یاری نکردن، بیاستفاده رها شدن، ظاهر شدن، نمایان بودن، گذاشته شدن، در معرض امری قرار گرفتن، کاسته شدن ارزش یا بهای چیزی، فراگرفتن، فراگیر شدن، نیاز پیدا کردن، نیازمند شدن، نزاع کردن، اختلاف داشتن، پخش شدن، سازگار بودن.
▪️ ۷۴۵- کُپَّگ ¹ (kopp-ag) : پرش کردن، پریدن.
▫️• [سببی] کُپّێنَگ (kopp-ēn-ag) : کسی را جهت ترساندن و تهدید دواندن، دواندن، تازاندن، پراندن، پرش دادن.
▪️ ۷۴۶- کُپَّگ ² (kopp-ag) : از هم باز شدن و حجیم شدنِ چیزی بر اثر جذب رطوبت، باد کردن، متورم شدن، پوسیدن، غرغر کردن، از روی خشم آهسته سخن گفتن، خشم گرفتن، اخم و ترشو بودن.
▪️ ۷۴۷- کتّارَگ (kattār-ag) : در یک ردیف گذاشتن، ردیف کردن.
▪️ ۷۴۸- کِتَگ (kett-ag) : نالیدن بر اثر خستگی یا بیماری و درد، زور زدن و آهسته صدا از گلو صدا درآوردن.
▫️• کِٹَّگ (keţţ-ag) : ↑
▫️• [سببی] کِتێنگ (kett-ēn-ag) : ↑
▫️• [سببی] کِٹێنگ (keţţ-ēn-ag) : ↑
▫️• [سببی] کِتارێنگ (kett-ār-ēn-ag) : ↑
▪️ ۲۶۲- کَتراشَگ (katrāš-ag) : تراشیدن، صاف کردن از زواید.
▫️• تْراشَگ (trāš-ag) : ↑
▪️ ۷۴۹- کُتکُتَگ (kotkot-ag) : آواز دادن بُز نر.
▪️ ۷۵۰- کُٹَّگ ² (koţţ-ag) : تمام شدن، به پایان رسیدن، شکست خوردن در معامله، ورشکست شدن، خسته شدن چارپا بر اثر حمل بار یا راه رفتن طولانی، نفس بریدن.
▫️• [سببی] کُٹّائێنَگ (koţţ-ā'ēn-ag) : به اتمام رساندن، تمام گردانیدن، باعث یا سبب ورشکست خود یا کسی شدن.
▪️ ۷۵۱- کَٹَگ (kaţ-ag) : فاسد شدن، گندیدن، کثیف شدن.
▫️• کِٹَّگ (keţţ-ag) : ↑
▪️ ۷۵۲- کَٹَّگ (kaţţ-ag) : کسب کردن، سود بردن، برنده شدن در بازی یا مسابقه، پیروز شدن در جنگ، پذیرفته شدن در آزمون.
▪️ ۷۵۳- کِٹَگ (keţ-ag) : لاغر شدن.
▪️ ۷۵۴- کُٹَگ (koţ-ag) : تکان خوردن، به مقدار کم جابهجا شدن، سرگرم بودن، مشغول کاری سبک شدن، جایی را جهت یافتن چیزی تفتیش دادن، کاری سبک را با بیمیلی انجام دادن.
▫️• [سببی] کُٹێنَگ (koţ-ēn-ag) : تکان دادن چیزی با چوب یا میله، به هم زدن چیزی مانند ذغال و خاکستر، جابهجا کردن چیزی به مقدار کم، تحریک کردن کسی یا جانوری برای حمله یا نزاع و برخورد.
▪️ ۷۵۵- کُٹَّگ (koţţ-ag) : کوفتن، کوبیدن، چیزی را با کوفتن له کردن، درد گرفتن چشم و بسته شدن پلکهای آن بر اثر درد.
▪️ ۷۵۶- کِجارَگ (kejār-ag) : ظرفیت داشتن، تحمل کردن.
▪️ ۷۵۷- کَجَّگ (kajj-ag) : چیزی مانند طناب یا تور ماهیگیری را با سرعت و شدت به سوی خود کشیدن.
▫️• [سببی] کَجّایَگ (kajj-āy-ag) : ↑
▪️ ۷۵۸- کِجَّگ (kejj-ag) : غصه خوردن، جوش زدن، لاغر و نزار شدن از شدت غصه، بیقراری کردن.
▫️• کِنجَگ (kenj-ag) : ↑
▫️• [سببی] کِجّێنَگ (kejj-ēn-ag) : لاغر و نزار شدن توسط غصه یا بیماری، عذاب دادن، غمگین کردن، باعث حرص خوردن و جوش زدن کسی شدن.
▫️• [سببی] کِنجێنَگ (kenj-ēn-ag) : ↑
▪️ ۷۵۹- کَجَّلَگ (kajjal-ag) : سرمه کشیدن بر چشم.
▫️• کَنجَلَگ (kanjal-ag) : ↑
▪️ ۴۲۹- کَچاپَگ (kačāp-ag) : چیزی را با سرعت و چالاکی ربودن، قاپیدن.
▫️• چَکاپَگ (čakāp-ag) : ↑
▫️• چَکامپَگ (čakāmp-ag) : ↑
▫️• چامپَگ (čāmp-ag) : ↑
▪️ ۷۶۰- کَچَرَگ (kačar-ag) : نفخ کردن بر اثر پرخوری.
#افعال
#افعال_ساده
🌻 @galganj