2623
instagram.com/bamdadetemad twitter.com/BamdadEtemad این کانال فقط برای بازنشر مطالب بامداد اعتماد در تلگرام ایجاد شده و ارتباطی با نویسنده ندارد.
🖌 ۲- ترامپ حالا در انتهای این مسیر قرار دارد. نزدیک به ۸ هفته از آتشبس میگذرد و آنچه او به آن نیاز دارد هنوز بدست نیامده است. جمهوریاسلامی به پاییز امسال به چشم خط پایانی نگاه میکند که هر جور شده باید تا آنجا دوام بیاورد. ما تا انتخابات میاندورهای آمریکا تنها ۲۲ هفته فاصله داریم. زمان به ضرر ترامپ است. به همین خاطر هم جمهوریاسلامی از هیچ وقتکشیای صرفنظر نمیکند.
در این فضا چند احتمال در برابر ما قرار دارد. اولی این است که جمهوریاسلامی حاضر شود چیزی به ترامپ بدهد که او بتواند با آن دور افتخار بزند. اینجا درباره تمدید آتشبس صحبت نمیکنم، بطور مشخص منظورم این است که جمهوریاسلامی حاضر شود در مورد مسئله هستهای بیش از آنچه در توافق با اوباما کوتاه آمد در برابر ترامپ نرمش نشان دهد. بهعنوان یک نظر شخصی بعید میدانم جمهوریاسلامی چنین امتیازی را به ترامپ بدهد. مجتبی خامنهای اگر زنده باشد نیازمند کسب مشروعیت در میان بدنه هواداران جمهوریاسلامی است و در این شرایط، کسب مشروعیت جز با تندروی و آمریکاستیزی امکانپذیر نیست. علاوه بر این هیچ دلیلی هم وجود ندارد که جمهوری اسلامی به ترامپ کمک کند که از بزنگاه انتخابات میاندورهای آمریکا جان سالم بهدر ببرد.
احتمال دوم این است که ترامپ بدون بدست آوردن توافق به همین مسیر فعلی ادامه دهد و تلاش کند تمرکزها در داخل آمریکا را به نقطهای دیگر معطوف گرداند. این انتخاب برای آمریکا فاجعهبار است. نتایج بسیار هولناکی برای آمریکا در صحنه جهانی در پی خواهد داشت. تعلل آمریکا تا همینجا هم به اعتبار آمریکا ضربه سنگینی وارد کرده است. علاوه بر این، جمهوری اسلامی هم بیکار نخواهد نشست؛ در ماههای منتهی به انتخابات دست به هر کاری خواهد زد تا دموکراتها را به پیروز انتخابات بدل کند. بعید میدانم دستگاه سیاسی آمریکا متوجه تبعات این گزینه نباشد.
آنچه باقی میماند بازگشت به گزینه نظامی است. به همین خاطر جنگ یکبار دیگر اجتنابناپذیر به نظر میرسد. اما آغاز این جنگ جدید نیازمند دو پیششرط است. نخست باید آن فرصت مناسب پیش بیاید. پنجره زمانی مناسبی که بشود در آن وارد جنگ شد. و دوم اینکه آمریکا باید به پاسخ این سؤال برسد که قرار است در این جنگ جدید به چه شکل متفاوتی بجنگد که به نتایجی متفاوت از جنگ قبل برسد. در اینجا آنچه من میبینم این است که گزینه مردم ایران اساساً روی میز ترامپ قرار ندارد. به نظر میرسد گزینه مردم ایران از روی میز ترامپ برداشته شده است. صدای غالب در آمریکا، متوسل شدن به شدت عمل بیشتر است. آنچه در مقابل ترامپ قرار داده میشود همان زدن زیرساختهاست تا شاید جمهوری اسلامی تسلیم شود. این گزینه تبعات بسیار زیادی برای ما مردم ایران دارد. علاوه بر این، ما مردم ایران میدانیم که به تسلیم جمهوریاسلامی هم منتهی نخواهد شد.
واقعیت این است که جنگ برای ما مردم ایران هزینه بسیار زیادی دارد. آنچه تحمل این هزینه را ممکن میکند میل شدید ما مردم به نابودی جمهوریاسلامی است. با همین نگاه هم اصلاً بخش بزرگی از جامعه در نیمه اول این جنگ، هزینههای هنگفت آن را تحمل کردند. اما اگر هدف جنگ صرفاً تغییر رفتار جمهوری اسلامی باشد، جنگ به چیزی تبدیل میشود مثل تحریمها. خیلی زود جمهوریاسلامی یاد خواهد گرفت که چگونه از آن سود ببرد و زیانش را بر دوش ملت ایران بیندازد. در نتیجه برعکس بسیاری، نگرانی من این نیست که همهچیز در این نقطه فعلی متوقف گردد، نگرانی من این است جنگ آغاز شود، اما نه جنگی که به نابودی جمهوریاسلامی بینجامد.
قصدم از نوشتن این متن حمله به ترامپ و ترویج نفرت از او و آمریکا نیست. برعکس، این متن تلاشیست برای عبور از دوگانه نفرت و شیدایی. متوجه اهمیت آمریکا باشیم و بهجای اینکه با هر حرف یا عمل ترامپ دچار این احساس شویم که مورد خیانت قرار گرفتهایم، به این فکر کنیم که چگونه میشود آنچه میخواهیم را به او تحمیل کنیم. چگونه میتوانیم گزینه براندازی را مجدداً به میز او بازگردانیم. گزینه براندازی انتخاب طبیعی آمریکا نیست، چیزیست که باید به آمریکا تحمیل کرد. مردمی که در هجدهم و نوزدهم دیماه به خیابان آمدند گزینه براندازی را به او تحمیل کردند. خروجی آن تحمیل، تکهتکه شدن خامنهای بود.
مردم ایران امسال دوباره به خیابان خواهند آمد. وضع اقتصادی آنچنان فاجعهبار است که بسیاری در میان آمدن به خیابان و خودکشی در حال انتخاباند. عاقلانهتر این است که این حضور زمانی رخ دهد که هنوز نیروهای نظامی آمریکا در منطقه هستند و یکی از سه گزینه نخست محقق نشده است. آنجا میشود تصور کرد جنگ به هدف حمایت از مردم ایران آغاز گردد. وگرنه خیابان دوباره به قربانگاه این مردم بدل خواهد شد بیآنکه نتیجهای از آن بهدست بیاید.
@BamdadEtemaad
🖌 این روزها این سوال فراوان پرسیده میشود که در جمهوریاسلامی قدرت در دست چه کسی قرار دارد؟ پاسخاش این است که هیچکس! بخش بزرگی از قدرت در دست خامنهای بود، و حالا بعد از مرگ او سرگردان است. حتی اگر مجتبی خامنهای زنده و سالم باشد هم در این لحظه فاقد آن قدرت است. او باید این قدرت سرگردان را تصاحب کند. برای خامنهایِ پدر، چند دهه طول کشید تا بالاخره توانست بخش قابل توجهی از قدرت خمینی را در اختیار خویش بگیرد. سال چهارم رهبریاش بود که تازه به نقطهای رسید که بتواند احمد خمینی را از مقابل خویش بردارد.
مشکل این سوالات این است که نظام جمهوریاسلامی را یک ساختار دیکتاتوری تصور میکنند. جمهوریاسلامی یک نظام ایدئولوژیک است. در چنین ساختاری، پس از مرگ رهبر، قدرت پراکنده میشود. رهبری جدید تنها با نمایش وفاداری خویش به ایدئولوژی حاکم میتواند آن قدرت سرگردان را به تصاحب خویش در آورده و دوباره متمرکز گرداند.
@BamdadEtemaad
🖌 شیعه پس از ۱۴۰۰ سال به تردستی خمینینامی به قدرت رسید، و خامنهای نامی آن را بر باد داد. تاریخ شیعه هم حتی به نفرین از تو یاد خواهد کرد.
@BamdadEtemaad
هممیهنان عزیزم،
لحظاتی سرنوشتساز پیشِ روی ماست.
کمکی که رئیسجمهور ایالات متحده به مردم شجاع ایران وعده داده بود، اکنون رسیده است. این یک مداخله بشردوستانه است؛ و هدف آن، جمهوری اسلامی، دستگاه سرکوب و ماشین کشتار آن است؛ نه کشور و ملت بزرگ ایران.
اما، با وجود رسیدن این کمک، پیروزی نهایی همچنان به دست ما رقم خواهد خورد. این ما ملت ایران هستیم که در این آخرین نبرد کار را تمام خواهیم کرد. زمان بازگشت به خیابانها نزدیک است.
اکنون که جمهوری اسلامی در حال فروپاشی است، پیام من به نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی کشور روشن است:
شما سوگند خوردهاید حافظ ایران و ملت ایران باشید، نه حافظ جمهوری اسلامی و سرکردگانش. وظیفه شما دفاع از مردم است، نه دفاع از رژیمی که با سرکوب و جنایت، میهن ما را به گروگان گرفته است. به ملت بپیوندید و به یک گذار باثبات و امن کمک کنید. در غیر این صورت، با کشتی درهمشکسته خامنهای و رژیمش غرق خواهید شد.
و پیام من به رئیسجمهور ایالات متحده، پرزیدنت ترامپ، این است:
ملت شریف ایران، با وجود سرکوب و کشتار وحشیانه این رژیم، نزدیک به دو ماه با دلاوری ایستادگی کرد. اینک از شما میخواهم بیشترین احتیاط ممکن را برای حفظ جان غیرنظامیان و هممیهنانم به کار ببرید. مردم ایران، متحدان طبیعی شما و جهان آزادند، و یاری شما در سختترین دوره تاریخ معاصر ایران را فراموش نخواهند کرد.
و به شما هممیهنان عزیزم در ایران:
در این ساعتها و روزهای حساس، بیش از هر زمان دیگر باید بر هدف نهایی خود متمرکز بمانیم: بازپسگرفتن ایران.
من از شما میخواهم که در حال حاضر در خانههای خود بمانید و آرامش و امنیت خود را حفظ کنید. هوشیار و آماده باشید تا در زمان مناسب، که بهطور دقیق به اطلاع شما خواهم رساند، برای اقدام نهایی به خیابانها باز گردید.
پیامهای من را از طریق شبکههای اجتماعی و رسانههای ماهوارهای دنبال کنید. اگر در اینترنت و ماهواره اختلال ایجاد شد، از طریق امواج رادیویی با شما در تماس خواهم بود.
ما به پیروزی نهایی بسیار نزدیکیم. میخواهم هر چه زودتر در کنار شما باشم تا با هم ایران را پس بگیریم و دوباره بسازیم.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
@OfficialRezaPahlavi
🖌 کردستان مثل بسیاری از نقاط دیگر ایران به توسعه نیاز دارد. کابوس چنین برنامه توسعهای هم ایجاد این هالهی ابهام است که آیندهی سیاسی کردستان نامعلوم است، ممکن است جزیی از خاک ایران بماند! ممکن است نماند! هیچ سرمایهگذاری حاضر نیست منابع مالیاش را به منطقهای منتقل کند که آیندهی سیاسیاش نامعلوم است. «حق تعیین سرنوشت»، در پس آن ظاهر موجهاش، دقیقاً چنین بلایی را بر سر کردستان میآورد. کردستان را به یک ابهام، به یک وضعیت خاص، و در نهایت به یک منطقهی امنیتی بدل میکند. از این منظر اگر نگاه کنید، «حق تعیین سرنوشت» همان بلایی را بر سر کردستان میآورد که «حق غنیسازی اورانیوم» بر سر ایران آورد.
کردستان در تمام تاریخ ما مثل خراسان و کرمان و مازندران و گیلان بخشی از خاک ایران بودهاست. اینکه در این فضایی که چند دههزار انسان کشته شدند و همه برای پایینکشیدن جمهوریاسلامی و برآوردن یک ایران جدید لحظهشماری میکنند، احزابی جمع شوند و بهجای تمرکز بر نابود کردن جمهوریاسلامی، امتیازاتی ویژه بخواهند در واقع نوعی گروکشی است. این یعنی آینده کردستان و آینده امنیت در ایران را مایی که اسلحه هم در دست داریم گروگان میگیریم، و تا این امتیازات ویژه را به ما ندهید نمیگذاریم یک گذار آرام را تجربه کنید.
پیام شاهزاده رضا پهلوی در واقع ایستادن در برابر این گروگانگیری بود. اتفاقاً دفاع از کردستان و مردم کردستان بود، تا مبادا زیر سایه این احزاب مسلح، این استان به منطقهای امنیتی بدل شود و از برنامه توسعه در آینده ایران جا بماند. وگرنه کسی که در پاسخ به این سؤال که «وقتی به ایران بازگشتید نخستین جاهایی که دوست دارید به آنها سفر کنید کجاها هستند؟» میگوید «کردستان، و سیستان و بلوچستان»، خوب میداند که ۴۷ سال حکومت شیعهسالار جمهوری اسلامی چه ظلم مضاعفی بر مردم سنیمذهب کردستان روا داشته است.
@BamdadEtemaad
🖌 اتفاقاً رسیدن از «زن، زندگی، آزادی» به «جاوید شاه» حرکتی روبهجلو بود؛ گذر از ابهام و رسیدن به قطعیت بود. بیان صریح و واضح همان خواستهها و همان اندیشهها بود، بیآنکه از جمهوری اسلامی تا چپها و تجزیهطلبان بتوانند آن خواست تاریخی را به نفع خویش مصادره کنند.
در این کشور و برای این مردم، پهلوی هم نماد برابری و آزادی زن است، هم نماد زندگیست و هم نماد آزادی. آنان که از چنین تغییری ناراضیاند، همان کسانی هستند که از آن ابهام سود میجستند. باید هم از این صراحت سرخورده و خشمگین باشند؛ هدف از این صراحت، سلب مشروعیت از خود آنها بوده است.
@BamdadEtemaad
🖌 اتحاد غریبی به وجود آمده است که مشابه آن را من در هیچکجای تاریخ یکصدساله اخیر ایران ندیدهام، نه در ملیشدن صنعت نفت، نه در انقلاباسلامی، و نه در جریان اصلاحات و جنبش سبز. اتحادی به وجود آمده که یکسویش طبقه متوسط تحصیلکرده ایران است و سوی دیگر محرومترین بخشهای جامعه، یکسویش دانشگاه است و سوی دیگرش بازار، یکسویش کوچکترین روستاهای ایران است و سوی دیگرش بزرگترین شهرهای جهان. چیزی در حال زاده شدن است. ایرانی جدید در افقها پدیدار شده است.
@BamdadEtemaad
🖌 به این لیست نام اصفهان و مرودشت و چالوس و سبزوار و لاهیجان و زنجان و دهها شهر و روستای دیگر را هم اضافه کنید. واقعیت این است که ترس مرده است. واقعیت این است که ترس کارکردش را از دست داده است. خشونت عریان ما را به مردم کرهشمالی بدل نکرد. چیزی درون «ایرانیبودن» وجود دارد که نمیگذارد ما به مردم کرهشمالی بدل شویم! نمیگذارد ساکت شویم! نمیگذارد به اضمحلال و تباهی تن دهیم!
/channel/BamdadEtemaad/454
@BamdadEtemaad
🖌 به لحظهای فکر کنید که آمریکا و اسرائیل حمله کردهاند اما به هر دلیلی کار را تمام نکردهاند. به لحظهای فکر کنید که جسم نیمهجان جمهوری اسلامی به گوشهای افتاده اما هنوز نمرده است. وظیفه ما در آن لحظه این است که کار را تمام کنیم! ذهنتان را برای آن لحظه آماده کنید؛ نه فقط برای فتح نهادهای قدرت، که برای ماندن در آنها، تا این جنایتکارترین حاکم و حکومت تاریخ ایران بالاخره جان بکند. بسان کسی که در پیکاری خونبار با متجاوزش، با قاتل فرزندانش، با خصم تمام زندگیاش، در نهایت بر بدن نیمهجان او مسلط شده، دستهایش را بر خرخره او گذاشته، آنچنان فشار میدهد و آنقدر آن فشار را نگه میدارد تا خصمش بالاخره جان بکند و به درک واصل شود. خودتان را برای آن لحظه آماده کنید!
@BamdadEtemaad
🖌 اگر به دنبال آینده سیاسی در فردای سقوط جمهوریاسلامی هستید، پیشنهاد من این است که در جایی قرار بگیرید که جامعه وقتی به شما نگاه میکند، بگوید این آدم متناسب با این جایگاه است.
یکی از بسیار دلایلی که به شخصه هیچوقت از آن همبستگی سال ۱۴۰۱ حمایت نکردم، این بود که هر بار نازنین بنیادی را آن بالا میدیدم، با این سوال روبرو میشدم که این آدم آنجا چکار میکند؟! فرض من این است که نازنین بنیادی خیرخواهانه میخواست کمک کند، اما قرار گرفتنش در آن جایگاه مشخصا او را نابود کرد.
آن سوالی که لینزی گراهام از کریم سجادپور پرسید، سوال بسیاری از ما هم هست: که شما کی هستید؟ به پشتوانه کدام مرجعیت سیاسی میتوانید بجای ما حرف بزنید و برای ما تصمیم بگیرید؟
از آنچه در ۱۴۰۱ رخ داد درس بگیرید! در مقابل صدای مردم قرار نگیرید! مخصوصا اگر بلندپروازیهای سیاسی دارید. این مردم نمیگذارند کسانی از آنسوی جهان، انقلابی را که برای پیروزیاش تا همینجا دههاهزار کشته دادهاند، بدزدند و به راهی که میخواهند ببرند. این مردم اراده خویش را به آخوندها و آمریکا تحمیل کرده و خواهند کرد؛ شما که اگر درست نگاه کنید، در معادلات واقعی قدرت، نه در اینسو و نه در آنسو، وزنهای به حساب نمیآیید.
@BamdadEtemaad
🖌 وقتی میگوید مردم من را صدا زدهاند و من رهبر دوران گذارم، دارد از خودش دفاع نمیکند، دارد از «ما» دفاع میکند. از دهها میلیون ایرانی دفاع میکند که جانشان را کف دست گرفتند و به خیابان آمدند، از دهها هزار ایرانی دفاع میکند که هیچگاه به خانه بازنگشتند. او از خواست تاریخی ملت ایران دارد دفاع میکند، و نشان میدهد که در شنیدن این صدا دچار ابهام نیست. وگرنه کسی که بر روی تخت طاووس زاده شده، و بعد فردای ۲۲ بهمن ۵۷ را هم تجربه کرده، مرگ زودهنگام پدر را چشیده و از دست رفتن خواهر و برادر را دیده، خوب میداند که در آن بالا چیزی خیرات نمیکنند.
@BamdadEtemaad
🖌 بخشی از فرآیند تثبیت شاهزاده رضا پهلوی به عنوان رهبر این انقلاب، فریاد زدن نام ایشان در داخل و خارج از کشور است. بخش دیگر و اساساً مهمترِ ماجرا، اعتماد کردن به ایشان است. به این مسیری که ایشان در این ۴۷ سال آمده نگاه کنید! یادتان بیاید که پهلویگرایی و پادشاهیخواهی و اساساً خواست «ایران بدون جمهوری اسلامی» در آن ظهر ۵ مرداد ۱۳۵۹ کجا بود و حالا کجا ایستاده است.
یادتان بیاید که تا همین چند سال پیش، بسیاری از کسانی که خود را مخالف جمهوری اسلامی میخواندند هم پرچم شیر و خورشید ایران را به دست نمیگرفتند. اگر هم کسی در تجمعهای آنها این پرچم را میآورد، اینها تا آنجا که ممکن بود تصاویر آن پرچم را حذف میکردند، تا مبادا به چشم طبقه متوسط ایران «سلطنتطلب» به نظر بیایند. این را مقایسه کنید با امروز که این پرچم آنچنان مورد احترام قرار گرفته که خود حکومت به تکاپو افتاده تا آن را از ما بدزدد.
چه کسی پرچم شیر و خورشید ایران را حفظ کرد، جز شاهزاده رضا پهلوی؟ چه کسی پهلویگرایی و خواست «ایران بدون جمهوری اسلامی» را آنچنان فراگیر کرد که امروز در صدها شهر و روستای ایران، چند ده میلیون ایرانی به خیابان بیایند و پشت این خواست تاریخی مشخص متحد شوند، جز شاهزاده رضا پهلوی؟
این جدال تاریخی ابداً نبرد سادهای نیست. اما رهبری که توانسته در چنین نبرد تاریخیای، ما را تا اینجا به پیش ببرد، قطعاً این قابلیت را دارد که ما را به پیروزی برساند. به ایشان اعتماد کنید. تمرکزتان را بگذارید بر روی وظیفهای که او به ما سپرده است. اگر در خارج از ایران هستید، در ۱۴ فوریه خود را به یکی از آن سه شهر برسانید!
@BamdadEtemaad
🖌 واقعاً فکر میکنید مسئلهٔ این مردم شیر و خورشید است که حالا اگر از آن در مرسلات داخلیتان استفاده کنید، مردم کوتاه بیایند؟! شیر و خورشید نماد است؛ نمادی ایرانیست که شما در آن وجود ندارید. نمادی ایرانیست که اثری از ایلغار سال ۵۷ و خمینی و خامنهای و عملهٔ عراقیشان در آن دیده نمیشود؛ به همین سبب هم مردم اینچنین عزیزش میدارند.
مسئلهٔ این مردم، خودِ شمایید. شما بچههای این مردم را کشتید. شما حال و آیندهٔ زندگانِ این مردم را به نابودی کشاندید. این مردم از شما کینه به دل دارند، این مردم شما را نمیخواهند؛ این دشمنی با خودِ خودِ شماست. حالا اگر این شیر و خورشید را هم مثل بسیاری از چیزهای دیگر بدزدید و اصلاً جای آن خرچنگتان بگذارید، باز این مردم سراغ نمادی دیگر میروند و به گِردش جمع میشوند تا شما را خفه کنند. دشمنی این مردم با خودِ خودِ شماست؛ تغییر نامها و نشانهها هیچ تأثیری در این دشمنی ندارد.
@BamdadEtemaad
🖌 این شیرمردان و شیرزنانی که اینگونه در راه نجات ایران کشته شدند، اتفاقاً از نسلی هستند که ایران هیچ چیز مادی به آنها نداده است. از نسلی هستند که در یکی از پربحرانترین کشورهای جهان زاده شده و از زندگی، آزادی و رفاه هیچ بهرهای نبرده است؛ با این وجود، اینچنین شیفته و شیدای ایراناند.
اینها را مقایسه کنید با آن نسل شوم ۵۷؛ نسلی که در میان منطقهای طاعونزده، در ایرانی زاده شد که به آنها لباس و مدرسه و دانشگاه میداد و آنها را برای تحصیل به بهترین دانشگاههای جهان میفرستاد، اما تمام فکر و ذکر آنها این بود که چگونه میشود داشتههای مادی و معنوی این کشور را خرج دیوانهبازیهای ایدئولوژیک کرد.
در انقلابی که این روزها در جریان است، همه چیز حول ایران میگردد، و این یکی از بیشمار تضادهاییست که با انقلاب ۵۷ دارد؛ در آن دیوانگیِ جمعی، هیچ رد و نشانی از مهر به ایران وجود نداشت.
@BamdadEtemaad
🖌 در نگاه اول، دونالد ترامپ و رضا پهلوی کاملاً متضاد به نظر میرسند؛ یکی پرانرژی و تندخو، دیگری آرام و باوقار. اما با نگاهی دقیقتر، شباهتی چشمگیر میان آنها آشکار میشود. عمیقترین شباهت در دشمنانشان نهفته است. هر دو با تهدیدهای مرگبار از سوی جمهوری اسلامی مواجهاند؛ نهادی که برای ترور آنها نقشه کشیده است. اما آنها همچنین با دشمن مشترکی در درون جوامع خود روبهرو هستند: نخبگان ریشهدار و تثبیتشده.
این پدیده را میتوان به بهترین شکل «وحشت نخبگان» (elite panic) نامید. از همان لحظهای که دونالد ترامپ وارد سیاست شد، رسانهها، محافل دانشگاهی و ساختار سیاسی حاکم تلاش کردند او را تحقیر کنند، نادیده بگیرند و بیاعتبار سازند. راهبرد ترامپ دور زدن کامل این دروازهبانها بود و مستقیماً با مردم عادی سخن گفت. او طبقه نخبه را فاسد معرفی کرد و بقای سیاسیاش به پیوند واقعیای بستگی داشت که با افکار عمومی برقرار کرده بود.
داستان رضا پهلوی دقیقاً از همین الگو پیروی میکند. او در ابتدا کوشید با فعالان و روشنفکران ائتلاف کند، اما بسیاری تلاش کردند از او برای اهداف و جاهطلبیهای شخصی خود استفاده کنند. وقتی این تلاشها ناکام ماند، روایت تغییر کرد. درست مانند ترامپ، طبقه نخبه کوشید او را موعظه کند و بیاعتبار جلوه دهد. با این حال، پهلوی آنها را دور زد و پیوندی مستقیم و نیرومند با ایرانیان عادی حفظ کرد. اگر امروز پوششهای منفی درباره او میبینید، آن را از این منظر ببینید: واکنش طبقه نخبهای که دریافته کنترل روایت را از دست داده است.
تاریخ برای هر دو نقطههای عطف روشنی ارائه میدهد. در ایالات متحده، ۸ نوامبر ۲۰۱۶ لحظهای بود که ساختار حاکم مهار اوضاع را از دست داد. در ایران، ۸ ژانویه ۲۰۲۶ نقش زنگ بیدارباشی مشابه را ایفا کرد. در حالی که نخبگان تلاش میکردند او را نادیده بگیرند، شعار نام پهلوی از تهران تا کوچکترین روستاها طنینانداز شد. تنها تفاوت، ساختاری است: دموکراسی آمریکا اجازه داد حمایت مردمی ترامپ به ریاستجمهوری تبدیل شود، در حالی که نبود دموکراسی در ایران فعلاً تحقق اراده مردم در کسب قدرت را به تعویق انداخته است.
در نهایت، هر دو این فرض را به چالش میکشند که امتیاز و برخورداری، انسان را ضعیف میکند. منتقدان گمان میکردند چون آنها در ثروت زاده شدهاند، «پوست نازک» خواهند داشت. اما هر دو نشان دادهاند بازماندگان مقاومی هستند. ترامپ بیش از یک دهه جنگ سیاسی شدید را تاب آورده است، و پهلوی حتی فشاری بهمراتب بزرگتر را تحمل کرده: پنجاه سال تبعید و مقاومت بیوقفه. اگر بفهمید چرا ترامپ پیروز شد، میفهمید چرا پهلوی در حال پیروزی است. آنها ایستادهاند، زیرا قدرتشان نه از تأیید نخبگان، بلکه از حمایت مردم عادی سرچشمه میگیرد.
@BamdadEtemaad
🖌 ۱- در این لحظه، هیچ گزینه ایدهآلی روی میز ترامپ وجود ندارد و این نتیجه مسیریست که او از نیمه دوم این جنگ در پیش گرفت. این جنگ از ابتدا اسیر یک بلاتکلیفی سیاسی بود. هدف سیاسی آمریکا از ورود به این جنگ در ابهام قرار داشت. از یکسو کشتار گسترده دیماه و حمایت ترامپ از مردم ایران عملاً تغییر رژیم را بهعنوان هدف سیاسی جنگ به ترامپ تحمیل میکرد و از سوی دیگر طعم شیرین پیروزی آسان در ونزوئلا و خاطره تلخ تغییر رژیم در عراق او را مجاب میکرد که کلیت ساختار سیاسی را حفظ کرده و با پیدا کردن کسی در درون سیستم صرفاً تغییراتی بنیادین در سیاستهای کلان جمهوری اسلامی ایجاد کند. جنگ در شرایطی شروع شد که عملاً هدف سیاسی دولت آمریکا در میان این دو گزینه متضاد در ابهام قرار داشت.
از همان ابتدا هم مشخص بود که این دو هدف را نمیشود همزمان به پیش برد. کمک به مردم ایران در مسیر براندازی جمهوریاسلامی نیازمند نابود کردن دستگاه اعمال قدرت جمهوریاسلامی است، در حالی که برای گزینه دوم نیاز است که دستگاه اعمال قدرت حکومت حفظ شود. آنکه میخواهد قرارداد مورد نظر ترامپ را امضا کند به دستگاه اعمال قدرت نیاز دارد تا بتواند آن را به همگان تحمیل نماید.
در نیمه اول آن جنگ، آمریکا و اسرائیل خامنهای را کشتند، دستگاه آفندی جمهوری اسلامی را تضعیف کردند. آمریکا دست اسرائیل را باز گذاشت تا پادگانها، کلانتریها و مراکز فرماندهی نیروهای سرکوب را هدف قرار دهد. دو هفته مانده به نوروز بود که نوبت به ایستهای بازرسی در خیابانها رسید. میشد تصور کرد که در ادامه آن مسیر، ما به نقطهای برسیم که بشود به مردم ایران گفت که نیرویی در آسمان از شما حمایت میکند، به خیابان بیایید و کار جمهوریاسلامی را تمام کنید.
ما دقیقاً نمیدانیم که در آن هفته آخر اسفندماه چه اتفاقاتی رخ داد. البته میشود حدسهایی زد. اما آنجا نقطهای بود که به نظر میرسد طرفداران حفظ کلیت جمهوریاسلامی در کابینه ترامپ دست بالاتر را پیدا کردند. آنها توانستند ترامپ را متقاعد کنند که گزینه براندازی جمهوری اسلامی از طریق مردم ایران در دسترس نیست. اصلیترین نمود این تصمیمگیری متوقف شدن حملات اسرائیل به ایستهای بازرسی شبانه بود. آن حملات به خواست دولت ترامپ متوقف شدند. لحن ترامپ هم در همان بازه زمانی تغییر کرد. او در پاسخ به این سؤال که چرا مردم ایران به خیابان نمیآیند دیگر نمیگفت که به آنها گفته شده که در خانه بمانند. او امکان حضور مردم در خیابان را ناممکن میشمرد. یادمان نرود حضور مردم در خیابان تنها راه اعمال قدرت و اراده این مردم است. شما وقتی میگویید که «مردم ایران شجاع هستند اما دیوانه که نیستند، به خیابان نمیآیند چون اگر بیایند کشته میشوند!» اگرچه در نگاه اول به نظر میرسد که در حال بیان حقیقتاید و دارید به این مردمی که بهتازگی دهها هزار کشته دادند احترام میگذارید، اما در واقع دارید تنها امکان بروز اراده این مردم را انکار میکنید و در نتیجه اهمیت خواستههای آنها را نادیده میگیرید.
از آنجا به بعد جنگ، تلاشی بود برای مدیریت فضا تا کسی مثلاً مثل قالیباف بیاید و قرارداد مورد نظر ترامپ را امضا کند. چیزی که میدانیم اتفاق نیفتاده و به آن شکلی که ترامپ نیاز دارد هم اتفاق نخواهد افتاد. جمهوری اسلامی که سالها دموکراتها را با دوگانه میانهرو و تندرو فریب داد، حالا در وسط این جنگ آخرالزمانی، توانست معاون رئیسجمهور آمریکا را با دوگانه عملگرا و ایدئولوژیک بفریبد، و عملا دولت و ارتش آمریکا را وارد مسیری بیحاصل نماید.
آتشبس زمانی از راه رسید که مسیری که ترامپ از نیمه دوم جنگ در پیش گرفته عملاً به بنبست رسیده بود. مشخص بود که ادامه جنگ در آن مسیر به هیچ سرانجام متفاوتی نمیرسد. آنجا نقطهای بود که ترامپ باید تصمیم میگرفت که آیا حاضر است از محدودیتها بکاهد و ریسک و هزینه بالاتر را بپذیرد یا نه.
اما چرا ترامپ حاضر نبود هیچ هزینهای را در این جنگ بپذیرد؟ به نظرم بخشی از پاسخ این سؤال ریشه در این ذهنیت اشتباه دارد که این جنگ، جنگ آمریکا نیست. این ذهنیت نه فقط در دموکراتها و چپها، که حالا در میان چهرههایی بهشدت نزدیک به ترامپ هم طرفدارانی دارد. در میان اطرافیان ترامپ هم کسانی هستند که این جنگ را جنگ اسرائیل میدانند. این ذهنیت از یک جهت دیگر هم به دولت آمریکا ضربه وارد کرد. آمریکا در این سالها در مسئله ایران به دستگاه اطلاعاتی اسرائیل اتکا داشت. اما وقتی این ذهنیت فراگیر شد که اسرائیل دارد آمریکا را به جنگ با جمهوری اسلامی میکشاند، عملاً مجرای اصلی فهم آمریکا از مسائل مربوط به جمهوریاسلامی مخدوش و بیاعتبار شد.
@BamdadEtemaad
🖌 دقیقاً در همان لحظاتی که بمبها در حال فرود آمدن بر ساختمانها و نهادهای حکومتی هستند، مردم در خیابانها مشغول رقص و پایکوبیاند. نه در کره شمالی، نه در ونزوئلا، و نه در هیچ جهنمدرهی دیگری در سراسر جهان، حاکمان تاکنون اینگونه تحقیر نشدهاند. برای این مردم، شما چیزی ورای یک دیکتاتوری هستید. به شما به چشم غاصب سرزمینشان، قاتل فرزندانشان، و دشمن تمام تاریخ و تمدنشان نگاه میکنند.
@BamdadEtemaad
🖌 ارتشیان! از چه چیزی دارید دفاع میکنید؟ برای دفاع از چه چیزی قرار است کشته شوید؟ دفاع از جمهوریاسلامی؟ دفاع از آخوندها؟ دفاع از جانیانی که در ۱۸ و ۱۹ دیماه، چهل هزار نفر از فرزندان این کشور را کشتند؟ برای دفاع از این جانیان قرار است خودتان را به کشتن دهید؟ در آن شبها شما کجا بودید؟ مگر برای دفاع از این مردم سوگند نخورده بودید؟ چگونه است که حالا برای دفاع از قاتلان فرزندان این مردم قرار است جانتان را فدا کنید؟
برگردید! سرپیچی کنید! به مردم بپیوندید!
@BamdadEtemaad
🖌 ما برایت آینده «صدام حسین» را آرزو میکردیم، شاهزاده سخاوتمندانه «بشار اسد» شدن را به تو پیشنهاد داد، اما تو خودت «ابوبکر بغدادی»شدن را انتخاب کردی.
@BamdadEtemaad
🖌 این باید آخرین باری باشد که ما به این وضع مبتلا میشویم. باید آخرین باری باشد که ایرانیان برای نجات از دست مشتی جانی و جلاد و دیوانه این میزان کشته میدهند و اینگونه مجبور میشوند به اینسو و آنسوی جهان دست یاری دراز کنند.
نمیشود هر بار نسلی از راه برسد، رضاشاهی را برکشد، به هزار رنج و درد، ایران را از سیاهچالی خوفناک بیرون آورد، و وقتی آن رضاشاه رفت و آن نسل از گردونه خارج شد، نسل دیگری ظهور کند و تمام داشتههای این ملت را در پای خیرهسریها و دیوانگیهای ایدئولوژیک خویش بر باد دهد.
ایران و ایرانی واقعاً این ظرفیت را ندارد که یکبار دیگر به چنین حضیضی دچار شود.
@BamdadEtemaad
🖌 تصور خامنهای این بود که آن کشتار وسیع لااقل برای چند سال، پرونده اعتراضات خیابانی در ایران را خواهد بست. چهل روز پس از کشتار وحشیانه، مردم دوباره در خیاباناند. من در هیچ کجای دیگر تاریخ چنین اراده و شجاعتی را سراغ ندارم. نه فقط در تاریخ ایران، که حتی در تاریخ جنبشهای آزادیبخش مثلا در اروپای شرقی هم، شما نمیتوانید مشابه چنین چیزی را پیدا کنید.
آنچه باید گفت این است که مردمی که چهل روز پس از آن کشتار وسیع به خیابان میآیند، در واقع دارند اراده خویش را تحمیل میکنند. میگویند هر مسیری که مورد تایید آنها نباشد میتواند با مقاومت آنها مواجه شود. آنها میتوانند بازی را به هم بزنند. این چیزیست که آمریکا باید ببیند و دارد میبیند.
خواست تاریخی چنین مردمی را نمیشود نادیده گرفت. ایران ونزوئلا نیست. چنین اراده واضحی، به هر دلیلی، در ونزوئلا وجود نداشت.
@BamdadEtemaad
🖌 میگفتند که شعارهای «جاوید شاهِ» این مردم، صداگذاری است. میگفتند این نخستین انقلابیست که در عصر هوش مصنوعی دارد رخ میدهد و هیچکدام از این تصاویر واقعی نیستند. کثافتها! چشم باز کنید و فریاد «جاوید شاهِ» مادران داغدار را ببینید. رذلها! گوشهایتان را باز کنید و سخنرانی غَرّای پدران داغدار را بشنوید. کارشناسانی تا این درجه کور، جامعهشناسانی تا این اندازه کر، چرا باید به برنامههای تلویزیونی دعوت شوند؟! چرا اصلاً باید در دانشگاههای اروپا و آمریکا تدریس کنند؟!
@BamdadEtemaad
🖌 خشونت عریان مانند شمشیری دوپهلو عمل میکند؛ ممکن است در جایی از جهان مردمی معترض را ساکت کند، اما اینجا به عکسش بدل شده است. وقتی جامعهای خشونتی تا آن اندازه وسیع و به آن درجه وحشیانه را تجربه میکند، به پدیدهای مبتلا میگردد که میشود به آن «مرگِ ترس» گفت. ترس میمیرد! خشم و همبستگی جایگزین وحشت میشوند!
به نجفآباد و مشهد و آبدانان نگاه کنید! این مردم به «مرگِ ترس» دچار شدهاند. منتظرند! منتظرند! هر صبح و ظهر و شام منتظرند تا آن لحظه فرا برسد و خرخره تکتک شما را بدرند!
@BamdadEtemaad
🖌 آنچه مخالفان پهلوی را رقتانگیز میکند این است که به جای اینکه روی خودشان تمرکز کنند و چیزی ارائه دهند که بتواند با شاهزاده رضا پهلوی رقابت کند و اصلاً از او بهتر عمل کند، مدام بر نفی او و لجنپراکنی علیه او متمرکزند. در این مسیر هم هیچ اصول مشخصی ندارند؛ نه اصول اخلاقی مشخصی دارند و نه اصول سیاسی مشخصی. روزی به دموکراسی متوسل میشوند و فردایش صندوق رأی و رجوع به آرای مردم را زیر سوال میبرند. روزی از نفی مداخله خارجی و استقلال ما میگویند و فردایش ایده «بازگشت پهلوی» به ایران را چون به نظرشان «شاهزاده گزینه آمریکا نیست» محکوم به شکست میدانند. در این مسیر هم آنچه مدام بیشتر میشود نفرت مردم از خود آنهاست.
@BamdadEtemaad
🖌 آنقدر ایرانی از این کشور تبعید کردهاید که حالا به اندازهٔ چندصد تظاهرات ۲۲ بهمنتان، فقط در سیدنی و مونیخ و تورنتو و لسآنجلس ایرانی جمع شده است. این ایرانیان هم مثل هموطنانشان در داخل کشور، «جاوید شاه» بر لب دارند و نفرت خویش از شما را فریاد میزنند. صدای مردم در داخل ایران را با گلوله خفه میکنید، با امتداد صدای این مردم در خارج از ایران چه میکنید؟!
@BamdadEtemaad
🖌 در یک درام بسیار نفسگیر، زنی که سالهاست ربوده شده، و ارتباطش با جهان خارج قطع گشته است، فرزندش را با ترفندی به بیرون از اتاقکی میفرستد که در واقع زندان اوست. در جیب او نامهای میگذارد تا پیامی باشد به جهان آزاد؛ که در اینجا آدمی به اسارت گرفته شده و سالهاست که مورد تجاوز قرار میگیرد. فیلم «Room» داستان ایران است، و شمایی که در خارج از ایراناید همان فرزندی هستید که مادر برای آوردن کمک به بیرون از اتاقک فرستاده است. دردهای این مادر را فراموش نکنید! صدای این مردم باشید!
@BamdadEtemaad
🖌 این انسان ایرانی که این کابوس ۴۷ ساله را به چشم دیده است، پیش از آن ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ هم اگر فرصت انتخابی میداشت رایاش بازگشت پهلوی به ایران بود. حالا که دیگر کار اصلا به جای دیگری رفته است. جانها فدا شده است. واقعیت این است که دیگر نمیشود در برابر این خواست تاریخی ایستاد. این مردم اراده خویش را نه فقط به آخوندها، که به هر دولت خارجی که بخواهد تصمیمی متفاوت برای این کشور بگیرد تحمیل خواهند کرد.
@BamdadEtemaad
🖌 مردم دست میبرند و از درون انبان تاریخی خویش، اسطوره ضحاک را برمیکشند تا بیانی باشد برای آنچه در میانهی آنند. خامنهای را ضحاک میبینند، شاهزاده رضا پهلوی را فریدون، و خود را کاوه. این وظیفه روشنفکر است که بهجای درگیر شدن با مردم، ببیند پشت این تمثیل چه چیزی نهفته است؛ حرف جامعه ورای این تمثیل چیست و به دنبال چه میگردد.
منتها ما روشنفکر نداریم. روشنفکر جهانسومی حوصله گوشدادن ندارد. تشنهی توجه است. شیفتهی هزار بار تکرار کردن واضحات است. طاقت ندارد حتی برای یک هفته نورافکنها بر نقطهای دیگر متمرکز شود. هنوز ماجرا در جریان است که او وسطِ معرکه میپرد و مشغول موعظه کردن میشود؛ در شبکههای اجتماعی کمپینهای تبلیغاتی راه میاندازد و به هر روشی که میتواند دست میزند تا صدای مردم شنیده نشود.
همین روشنفکر جهانسومی یک سال بعد، ده سال بعد به رسانه میرود و به ما میگوید جامعه ایران غیرقابل پیشبینی است.
@BamdadEtemaad
🖌 «کثرت جمعیت» اصلیترین خطیست که در روایتهای مردم از یک ماه اخیر قابل مشاهده است. فرقی نمیکند؛ از کوچکترین روستاها تا بزرگترین شهرها، آنچه در تمام این روایات مشترک است، حس بهت و شعف از دیدن جمعیتیست که به خیابان آمده بودند. تأثیر آن لحظه آنچنان شگرف بوده که هنوز هم، حتی بعد از این کشتار وسیع، اصلیترین حسی است که در کلام این مردم قابل مشاهده است. مدام تکرار میکنند جمعیتی را که در ۱۸ دی دیدهاند، هیچوقت در زندگیشان ندیده بودند. مدام تکرار میکنند که باید خودت آنجا میبودی و میدیدی که چگونه درِ خانهها باز میشد و مردم به خیابانها میآمدند؛ چگونه مثل رود در خیابانها جریان پیدا میکردند. دیدنِ آن منظره به چشم، وجه تمایزی است که میان ایرانیان داخل و خارج کشور قابل مشاهده است. ندیدن آن منظره از نزدیک، چیزی است که باعث میشود احساسات ایرانیان در خارج کشور تا حدودی متفاوت از مردم داخل باشد.
نکته حائز اهمیت این است که این جمعیت، ذهنیت جامعه ایران نسبت به خودش را هم تصحیح کرد. در این سالها مدام تکرار شده بود که مردم به خیابان نمیآیند، همه سودجو شدهاند و «بیبخار»ند. مردمی که آن جمعیت را به چشم دیدهاند، حالا درکی متفاوت از خویشتنِ خویش دارند. آن جمعیت انبوه در کنار آن خشم عظیم که در فردای جنایات جمهوری اسلامی رخ داد، این مردم را به یکدیگر نزدیک کرده است؛ و باعث شده مردم هموطنان خویش را متفاوت از آن چیزی ببینند که یک ماه پیش میدیدند. در نتیجه حالا با همدیگر مهربانترند و بیشتر به یکدیگر اعتماد دارند.
دومین نکتهای که میتوان دید، این است که آنچه در این یک ماه گذشت، شکاف میان داخل و خارج را بهشدت کاهش داد. جملهای که بسیار میشنوم این است که مردم داخل از ایرانیان خارج کشور «سپاسگزار»ند. میدانم که ایرانیانِ خارج از کشور، خودشان را به اندازه مردم داخل «ایرانی» میدانند و لزومی به این تشکر نمیبینند، اما به هر صورت این بیانی است که مکرر تکرار میشود. به نظرم در این مسئله هم دو عامل تأثیر بسیاری داشت: اولی دیدن تصاویری نظیر راهپیمایی تورنتو بود؛ جمعیت انبوهی که در وسط آن سرما و بوران به خیابان آمدند. و دوم اینکه دیدند شعار «جاوید شاه» و «پهلوی برمیگردد!» عیناً در خارج کشور هم تکرار شده است. اینجا این تصویر عمومی ایجاد شد که ما تنها نیستیم؛ اگرچه زیر سرکوب شدید قرار داریم و ارتباطمان با جهان قطع است، اما بخشی از ما که در آنسوی مرزهاست، در سختترین شرایط آب و هوایی هم صدای ما را عینبهعین به جهانیان منتقل میکنند.
@BamdadEtemaad
🖌 At first glance, Donald Trump and Reza Pahlavi seem like opposites—one energetic and brash, the other calm and dignified. Yet, a closer look reveals a striking parallel. The most profound similarity lies in their enemies. Both face lethal threats from the Islamic Republic, which has plotted assassinations against them. But they also face a common enemy within their own societies: the entrenched elite.
This phenomenon is best understood as "elite panic." From the moment Donald Trump entered politics, the media, academia, and the political establishment tried to humiliate, ignore, and discredit him. Trump’s strategy was to bypass these gatekeepers entirely, speaking directly to the common people. He identified the elite class as corrupt, and his political survival depended on the genuine connection he forged with the public.
Reza Pahlavi’s story follows the exact same script. While he initially sought coalitions with activists and intellectuals, many attempted to use him for their own ambitions. When that failed, the narrative shifted. Just like with Trump, the elite class has tried to lecture and discredit him. Yet, Pahlavi has bypassed them, maintaining a strong, direct bond with ordinary Iranians. If you see negative coverage of him today, view it through this lens: it is the reaction of an elite class that realizes it has lost control of the narrative.
History offers clear turning points for both. In the U.S., November 8, 2016, marked the moment the establishment lost its grip. In Iran, January 8, 2026, served as a similar wake-up call. While elites tried to ignore him, chants of Pahlavi's name echoed from Tehran to the smallest villages. The only difference is structural: American democracy allowed Trump’s popular support to translate into the presidency, whereas the lack of democracy in Iran currently delays the people’s will from taking power.
Ultimately, both men defy the assumption that privilege makes one weak. Critics assumed that because they were born into wealth, they would have "thin skin." Instead, both have proven to be resilient survivors. Trump has withstood over a decade of intense political warfare, yet Pahlavi has endured an even greater magnitude of pressure—fifty years of unrelenting exile and resistance. If you understand why Trump won, you understand why Pahlavi is winning. They remain standing because their strength comes not from the approval of the elites, but from the support of the common people.
@BamdadEtemaad