16661
کانال کافهتکرمان: @CaffeeTakRoman گروه چتونقد کافهتکرمان: https://t.me/+lvQUKud7HVU1ZjNk کانال رمانهای آنلاین کافهتکرمان: @CaffeeTakOnline 💬ارتباط با ادمین: @aeriii1485
• «نفس آخر»↓
/channel/caffetakroman2/71845
• «جلد دوم نفس آخر»← یافت نشد.
• «لیست اکرم حسینزاده»↓
/channel/caffetakroman_list/35
• «مروا»↓
/channel/caffeetakonline/756
• «جنای چهارم»← یافت نشد.
• «جناح چهارم»↓
/channel/caffetakroman2/89909?single
• «مردی که عشق میخرید»← فایلی از این کتاب موجود نیست.
• «مرا برای خودم بخواه»↓
/channel/caffeetakonline/199
عشق میآید 🌺چاپ
جلد دوم دلبر من باش🌺 یافت نشد
گلی در مرداب 🌺 یافت نشد
دختری از جنس شیطان 🌺 بی محتوا
رالف والدو امرسون 🌺 چاپ
/channel/caffetakroman2/4403
شب ایرانی
/channel/caffetakroman2/81075
دلشوره
/channel/caffeetakonline/814
خیالت
حیران گشته
/channel/caffeetakonline/484
مسیحای عشق جلد دوم تایپ
رمان: #خاکستری
نویسنده:سارا زمانی فر
ژانر:#عاشقانه، #هیجانی
تعداد صفحات: 587
فاقد فرمتهای دیگر❌
خلاصه:
خاکستری داستان خواهر و برادری است که برای انجام کار به شهر دیگری میروند تا با پولی که بهدست میآورند ایران را برای همیشه ترک کنند؛ اما تقدیر هر دو را به گذشته برمیگرداند؛ گذشتهای پر از ظلم و...
مرده ها
نمایشنامه
جلیل محمد قلی زاده
@CaffeTakRoman2
معصوم( فاطمه لطفی)←آنلاین و فروشی
استاد مسیحی←کاملش فروشی هست
بازی ذهن جلد سوم ←یافت نشد
ده مرد رشید ←چاپ
آنها که رفتند←فایل ندارد
تجربه اوج←یافت نشد
شکسته تر از انار
/channel/caffetakroman2/74891
از جنس اقلیما
/channel/caffetakroman2/71978
خورشید تیسفون ۳ - ابراهیم زمانی آشتیانی
Читать полностью…
خورشید تیسفون ۱ - ابراهیم زمانی آشتیانی
یک داستان عشقی رزمی ساخته شده بر مبنای تاریخ. داستان در زمان شاپور شاه بزرگ ساسانی جریان داره. زمانی که رومی ها می خواهند به ایران حمله کنند از یک طرف دارند سعی می کنند با ارمنستان که دوست صمیمی ایران هست ساخت و پاختی داشته باشند.
@caffeetakroman
• «ستون خیمه» (یاشار کمال)← فایل صوتی این کتاب موجود نیست.
• «آنسوی کوهستان» (یاشار کمال)← فایل صوتی این کتاب موجود نیست.
• «مرد تنها» (یاشار کمال)← فایل صوتی این کتاب موجود نیست.
• «بغض تبدار»↓
/channel/caffetakroman2/12958
• «شب سراب»↓
/channel/caffetakroman2/17798
• «سووشون»↓
/channel/caffetakroman2/20872
• «تتو آرتیست قلدر»← یافت نشد.
• «اسپانسر من»← این رمان در روبیکا پارتگذاری میشه و کانال کافه در روبیکا فعالیت نداره که لینکش رو براتون پیدا کنه.
• «دلبرک شاه دزد»← این رمان در روبیکا پارتگذاری میشه و کانال کافه در روبیکا فعالیت نداره که لینکش رو براتون پیدا کنه.
• «ملکهی سرخ» (مارگارت درابل)← فایلی از این کتاب موجود نیست.
• «ملت عشق» (الیف شافاک)↓
/channel/caffetakroman2/14890
• «طوبی و معنای شب»↓
/channel/caffetakroman2/82823
• «همسایهها»↓
/channel/caffetakroman2/14588
• «فیسبوک» (سبحان گنجی)← فایلی از این کتاب موجود نیست.
کتاب مصدق؛ سالهای مبارزه و مقاومت
نویسنده: غلامرضا نجاتی
@CaffeeTakRoman 📘☕️
خلاصه:
کتاب مصدق؛ سالهای مبارزه و مقاومت در ژانر کتابهای تاریخی است و یکی از ویژگیهای اساسی این گونه از کتابها، که لذت متن را دوچندان میکند، درک جایگاه تاریخی خود مؤلف در آن دوره تاریخی است که او شرح ماوقع میکند. گاهی نویسنده کتاب به علت عدم حضور در آن برهه، تنها از منابع و مآخذ موجود، در تألیف خود سود میجوید و گاهی نیز خود مؤلف در زمانه مورد نقد و نظرش، حضوری فعالانه دارد و آن چه که میگوید، نتیجه دریافت و زندگی شخصی او در کنار مطالعهی منابع دیگر است.
@CaffeTakRoman2
خلاصههای زیر رو بخونید و اگه اسم رمان رو میدونید، پیوی ادمین پیام بدید و همراه با کد خلاصه، اسم رمان رو بگید🌸
ID: @Nighck
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
﮼ #bd296
سلام دوستان دنبال ی رمان میگردم کسی میتونه کمکم کنه
(دختر دوست پسر دارع و قرار باهاش ازدواج کنه از این ور دوست صمیمیش بهش میگه یک شب رو خونهی اونا بمونه دخترهم قبول میکنه شب موقع خواب دختر داستان میخواد که تنها بخوابه دوستش هم اتاق برادرش رو میده بهش قرار نبود برادرش اون شب بیاد خونه ولی آخرشب مست میاد و وقتی دخترو توی اتاق خودش میبینه بهش تجاوز میکنه خانوادهی پسر هم وقتی موضوع رو میفهمن که کار از کار گذشته و میخوان که ازدواج کنن ولی دختر میخوادکه با دوس پسرش حرف بزنه بعد اینکه با دوس پسرش حرف میزنه پسر قبول نمیکنه و دخترو ول میکنه دختر مجبور میشه با برادر دوستش ازدواج کنه بد ها میفهمه که پسره عاشقش بوده) فقط اینکه دوستان این رمان آنشب نیست
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
رمان هرس
نویسنده: نسیم مرعشی
ژانر: عاشقانه، اجتماعی
@CaffeeTakRoman 📘☕️
خلاصه؛
این رمان دومین اثر از نسیم مرعشی است . کتاب هرس تجربهای متفاوت از رمان نخستِ او یعنی رمان "پاییز فصل آخر سال" است . نسیم مرعشی با نوشتن کتاب خوبِ پاییز فصل آخر سال است ، توانست برنده جایزهی ادبی جلال آل احمد شود . در قسمتی از پشت جلد کتاب هرس آمده است :
اگر "پاییز فصلِ آخر سال است" روایت بلاتکلیفی و تردیدهای یک نسلِ آرمانخواه بود و سرگشتگیشان ؛ هَرَس رازهایی را روایت میکند که سرنوشتِ پسران و مادرانی را رقم زد که در لایحههای تاریخی غلیظ گم شدند …
"هَرَس" روایتی است برآمده از دلِ تاریخِ جنگِ طولانی ایران و عراق . داستان این رمان در مورد زندگی مشترک زوج خرمشهری به نام های رسول و نوال است که با شروع جنگ و مرگ اولین فرزندشان هیچگاه به شکل عادی خود باز نمیگردند .
@CaffeTakRoman2
رمان عشق در این شهر غیرقانونیست
نویسنده: نازنین محمدحسینی
ژانر: عاشقانه
@CaffeeTakRoman 📘☕️
خلاصه:
گلاب عاشق پسر خاله اش ..... بوده. سالها باهم بودند، اما یک روز ..... گلاب رو ول می کنه و میره. گلاب هم که حامله بود چیزی نمی گه و بچه اش رو در خفا به دنیا می آره. حالا با گذشت چندین سال، روز عروسی پسره گلاب به عروسیشون می ره و بچه اش رو هم با خودش می بره.
@CaffeTakRoman2
خلاصههای زیر رو بخونید و اگه اسم رمان رو میدونید، پیوی ادمین پیام بدید و همراه با کد خلاصه، اسم رمان رو بگید🌸
ID: @Nighck
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
﮼ #bd292
سلام یه رمان بود دختره عاشق رئیسش شده بود پسره هم عاشقش بود دختره بهش اعتراف میکنه که دوستش داره پسره که دیوانه وار عاشقش بوده اونم بهش اعتراف که دوسش داره میره خاستگاری دختره و نامزد میشن از اون طرف هم یه دختر عمو داره اسمشون رو همه ولی پسر ازش متنفره پدر مادر پسره خارج بودن و خبر نداشتن پسره نامزد کرده پسره که میدونست به پدرش بگه راضی نمیشه برای همین پنهان کاری میکنه اخه پدرش چون مریضی قلبی داشت و دوست داشت برادر زادش عروش بشه پدرش وقتی ماجرا رو میدونه تهدیدش میکنه که اگر باهاش بهم نزنه دختره رو میکشه فکر کنم بابای پسره خلافکار بود برای همین پسره ایران زندگی میکرد و کاری به کار های پدرش نداشت پسره چون دختره رو نمی خواست از دست بده قبول میکنه بره با دختر عموش ازدواج کنه سر عقدش جلوی فامیل دختره رو به بدترین شکل تحقیر میکنه که من کجا تو کجا من تو ببرم به پدر مادرم نشون بدم که عروسشون اینه که یه بابای مفنگی داری یه مادر خدمتکار ما بهم نمی خوریم دختر که میخواسته شب عقدشون بگه که حاملست ولی پسره ولش میکنه میره خارج بد از مدتی یه پاک به دستش میرسه که عکس عروسی پسرست .... فصل اولش اینجا تموم میشه تو فصل دوم بعد از چهار سال پسره از خارج میاد و دختر رو پیدا میکنه ولی دختر دیگه دختر سابق نیست حسابی پولدار شده شده بود و دو قلو داشت یکیش پسر بود یکش دختر پسره بچه هارو میبینه دختره میگه ازدواج کردم بچه ها از تو نیست پسره میگه طلاق بگیر خودم نوکر خودتو بچه هات میشم . قلمش خیلی قوی بود.
کسی اسم این رمان رو می دونه ؟
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
﮼ #bd293
همه جا گفتم ولی کسی یادش نبود
اون رمانه که پسره از بچگی کتابای اساطیری میخوند و الان بزرگ شده فکر میکنه خودشم جزوی از اونه
عاشق یه دختر بیوه میشه ولی دختره از یه پلیسی خوشش میاد
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
﮼ #bd294
سلام دوستان
ی رمانی بود دخترعمووپسرعمویی باعشق باهم ازدواج میکنن وبچه دارمیشن ولی شخصی براژ دختره پاپوش درست میکنه که یعنی به همسرش خیانت کرده پسربچه روازش میگیره وازفامیل ترد میشه عمه دختره اونومیبره خارج
بعدازچندسال خبرفوت مادربزرگش میادواونابرمیگردن ایران ولی کسی اونو تحویل نمیگیره بزحمت زیادهمسرش روراضی میکنه که بچشوببینه که متاسفانه میفهمه بچه مریضه
وپدرش راضی میشه بخاطرمریضی بچه اجازه دیداربده
ازانطرف دوبارهمون مردی که پاپوش درست کرده بودبرای دختره دوباره سره راش سبز میشه
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
﮼ #bd295
کتابی خوندم که نامش فراموشم شده
متن داستان از این قرار بود
دختر کوچکی در دهات دور افتاده مصر زندگی میکنه روزی کشتی در کنار دریا لنگر میندازه دختر به کشتی میره و مردی او را از خانواده میخره و سالها به اموزش او و کمک می کنه که همسر فرعون بشه و با دسیسه فرعون را به قتل برسونه که موفق نمیشه وسالها توسط فرعون تبعید میشه تا اینکه...
لطفا نام این کتاب را هر کس میدونه وخونده یادآوری کنه
با تشکر
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
رمان : #خاکستری
نویسنده: #نگار_رازقندی
ژانر: #عاشقانه
خلاصه:
_ خاله؟ الان چشم های تو آبیه یعنی همه چیز رو آبی میبینی؟
به جسم ریز میزه درنا که روی پام نشسته بود خیره شدم و خندیدم.
- مگه چشم هاش تو که قهوه ایه همه چیو قهوه ای مبینی بچه؟
بهم خیره شد و دندوننما خندید.
- نه!محکم تر بغلش کردم و از تاب پایین اومدم تا لبه باغچه حیاط بشینم و به محض بلند شدنم صدای باز شدن درب ناگهانی خونه اومد و قامت آبان تو چهارچوب ظاهر شد و پشتش مادرش اومد.- واستا آبان؛ واسه چی الکی شلوغش میکنی؟ مگه قرآن خدا غلط میشه تو طعم بچه دار شدن رو بچشی؟
گوش های درنا رو گرفتم.اون همش چهار سالش بود و نباید این حقیقت بزرگ زندگیش رو توی این سن می فهمید.اون یک بچه پرورشگاهی بود که خواهر و شوهر خواهرم بعد از تلاش های پی در پی بی ثمرشون برای بچه دار شدن، اون رو به فرزندی گرفته بودند.
آبان عصبی سمتم چرخید و غرید:
- درنا رو آمادهش کن میبرمش.
کافکا در کرانه
/channel/caffetakroman2/14439
مرا برای خودم بخواه
/channel/caffeetakonline/199
شازده بدنام یافت نشد
دلارای
/channel/caffetakroman2/77551
رگ احساس یافت نشد
رمان: #روناهی
نویسنده: #فاطیما #آفتاب_گردون
ژانر: #عاشقانه #اربابی
خلاصه:
روناهیدخترے زیبا و معصوم که اسیر رسومات شوم یڪ روستا شده و به اجبار پدرش با دیاکو دایے مردے که عاشقش است ازدواج میکند؛ دیاکو خان زادهاے خشن و بے رحم که در شب زفاف به اجبار،روناهے را باردار میکند..
@CaffeTakRoman2
با عرض سلام و روز بهخیر.
لطفاً اسم رمان یا کتابی که درخواست دارید، یا خلاصه رمانی که فراموش کردید رو کامنت کنید.
📌 عزیزان لطفاً به نکات زیر توجه کنید:
• نیازی به عضو شدن در گروه نیست؛ درخواستها مطابق معمول در کانال گذاشته میشه.
• جواب تمام درخواستها، پایان همون روز ساعت ۲۰ به بعد، توی کانال قرار میگیره.
• جواب خلاصهها در صورت پیدا شدن با کد مشخص شده داخل کانال قرار میگیره.
با تشکر
خلاصههای زیر رو بخونید و اگه اسم رمان رو میدونید، پیوی ادمین پیام بدید و همراه با کد خلاصه، اسم رمان رو بگید🌸
ID: @Nighck
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
﮼ #bd291
یه رمانی که یه دختریه چاقه بعد چشاش سبزه بعد میره یه تولد یه پسری. مسخرش میکنه بعد پسر دوست باباش یه پسری هست که جراحی عمل انجام میده برای لاغری اخرش هم هر دو ازدواج میکنن و دختر رو عمل میکنه دختره مدل میشه
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
کژ راهه
خاطراتی از تاریخ حزب توده
نوشته : احسان طبری
خورشید تیسفون ۲ - ابراهیم زمانی آشتیانی
طرف دیگه در حال شوراندن اعراب نیز هستند. حالا توی ارمنستان مهرنوش و برانوش زیبا را داریم که نیمه ایرانی و عاشق ایرانند و توی اعراب هم نصیره که عاشق شاپور شده. و این رزم و مبارزه در کنار عشق و عاشقی های داستان پیش میره.
@caffeetakroman
خلاصههای زیر رو بخونید و اگه اسم رمان رو میدونید، پیوی ادمین پیام بدید و همراه با کد خلاصه، اسم رمان رو بگید🌸
ID: @Nighck
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
﮼ #bd290
سلام بچها ی رمان بود اسمش یادم نیست کسی اینو خونده ؟؟
ی دختره عاشق ریس شرکت میشه که رقیب باباش بوده اما نمیدونسته پسره ازش استفاده میکنه بعد ولش میکنه روزی که دختره خبر میشه بارداره داداش هم میفهمه و کتکش میزنه بچه سقط میشه بعد مرده میفهمه پشیمون میشه دختره رو کنار خودش میاره اما دختره توسط دشمن پسره دزدیده میشه دختره رو میبرن دبی بعد اون پسره ولش میکنه بعد با اینی که دزدیده بودش خوب میشه و عاشق هم میشن کسی این رمان رو خونده؟؟؟؟
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
@CaffeeTakRoman 📘☕️
کتاب آداب زیارت
نویسنده: تقی مدرسی
@CaffeTakRoman2
کتاب آنسوی کوهستان
نویسنده: یاشار کمال
@CaffeeTakRoman 📘☕️
خلاصه:
…من مردی اهل هنر، شعر و عاشقی هستم. از زمانی که خودم را با این هنر مشغول کردهام، تمام تلاشم را به کار گرفتهام که آن را به بهترین وجه ممکن انجام دهم. گفتم مردی اهل هنر و شعر وعاشقی هستم نه ادبیات. زیرا قبل از این که نوشتن را شروع کنم، نقال و عاشق بودم…
@CaffeeTakRoman 📘☕️