case_report1 | Unsorted

Telegram-канал case_report1 - کیس ریپورت روانشناسی برتر

4499

مطالب از صفحات مجازی جمع آوری و نشر داده می شود. صاحبان اثر پیام دهند.

Subscribe to a channel

کیس ریپورت روانشناسی برتر

🌐 خشونت کنشی(proactive)
وخشونت واکنشی(reactive)

4️⃣قسمت چهارم

👤دکتر آذرخش مکری

✅ با موسسه روشنفکران روان برتر
مسیری روشن، یادگیری برتر را تجربه کنید.
🌐 اطلاع از کارگاه‌های معتبر روانشناسی و سوپرویژن: 👇
@ravanbartar1

https://www.instagram.com/ravanbartar1

Www.ravanbartar.com

@Case_Report1

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

🌐 خشونت کنشی(proactive)
وخشونت واکنشی(reactive)

2️⃣قسمت دوم

👤دکتر آذرخش مکری

✅ با موسسه روشنفکران روان برتر
مسیری روشن، یادگیری برتر را تجربه کنید.
🌐 اطلاع از کارگاه‌های معتبر روانشناسی و سوپرویژن: 👇
@ravanbartar1

https://www.instagram.com/ravanbartar1

Www.ravanbartar.com

@Case_Report1

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

دوره طرحواره رو میخواستید شرکت کنید
اونقدر این دوره عالیه که اگر یک درصد ناراضی بودید ۵ پکیج ویژه موسسه بهتون تعلق میگیره

اطمینان میدهم زیرا از دوره و روال اجرای آن کامل مطمئنم

فکر نکنم موسسه ای در ایران باشه که با این اطمینان دوره را معرفی کند .

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

۷- عوامل حواس‌پرتی رو دور میکنیم موبایل اصلا جلوی دستتون نباشه وسایل و کاغذ جلوتون پراکنده نباشه

۸- برای نوشتن بایو برای خودتون رمز داشته باشید ک به طور خلاصه بنویسید که مثلا در حد ۲ کلمه بنویسید

( ما طبق اساس نامه نظام روانشناسی عمل میکنیم و آنجا نوشته ضبط صدا و تصویر مراجع نیازمند رضایتنامه کتبی است در غیر این صورت میتواند از شما شکایت کند)


(همین نکته کوچولو رو در مورد ارتباط رعایت کنیم ۵۰ درصد درمان رو رفتیم. همین گوش دادن فعال است که باعث میشه مراجع از در میره بیرون میگه آخیش سبک شدم راحت شدم و یک تخلیه هیجانی رو واقعا احساس میکنه.)

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

● نامه ارجاع
در پلن درمانمان ۳ تا حالت رو گفتیم یا دارودرمانی یا رواندرمانی یا ترکیبی که ترکیبی برای اکثر اختلالات جواب می‌دهد در نهایت ممکن است به روانپزشک یک نامه ارجاع بنویسی مراجعان بدون نامه ارجاع هم میتونند برند پیش روانپزشک
متن نامه ارجاع این شکلی هست:
همکار گرامی دکتر فلانی، خانم/آقای فلانی با علائم فلان برای درمان دارویی به شما ارجاع داده میشه.
روانپزشک روی نامه ارجاع دارو نمیده خودش حتما باید علائم رو چک بکنه
حتی اگر ما نامه ارجاع هم داده باشیم مسئول دارو های مراجع ما نیستیم چون مسئولیت صفر تا ۱۰۰ دارو با خود پزشک است ما هیچ مسئولیتی نداریم. حتی اگر فرد دارو بخورد بمیرد باز هم ما مسئولیتی نداریم. (گرچه این اتفاق نمیفتد داروهای روانپزشکی شاخص داروییشان خیلی عدد کوچکی نیست و برای این ک یک نفر آسیب ببینه باید خیلی مصرف کنه و معمولا نسخه ها شامل همچین تعدادهایی نمیشند.)

● هشدار جعبه سیاه
داروهای ضد افسردگی و داروهایی ک سطح سروتونین رو بالا می‌برد ممکن است این حالت رو ایجاد کنند که فرد بعد از مدتی مصرفشان خودکشی کنه به خاطر همین میگند ضدافسردگی هایی که سروتونوژیک هستند باید یک چیزی داشته باشند تحت عنوان هشدار جعبه سیاه.
هشدار جعبه سیاه میگه که احتمال خودکشی در اوایل مصرف این دارو وجود دارد به خصوص در افراد زیر ۲۵ سال. به خاطر همین است که این داروها رو معمولا به شکل تدریجی و تحت پایش مصرف میکنند به خصوص در ۲ هفته اول یک ماه اول به خصوص برای آدم هایی که سن کمتری دارند.چرا این اتفاق میفتد؟ فردی را فرض کنید که دچار افسردگی است خلق خیلی پایینی دارد اصلا حوصله این که از خونه بره بیرون رو نداره و افکار خودکشی خیلی جدی هم دارد. با هر روشی بخواد خودکشی کنه باید ببینه توی خونشون چی هست و معمولا چیزی که برای خودکشی لازم است(اسلحه، سم، قرص برنج) جلوی دست آدم ها نیست و در خانه ها پیدا نمی‌شود.
(معمولا خودکشی با تعداد زیادی دارو یا قرص برنج است.)
یک فرد زیر ۲۵ ساله رو در نظر بگیرید که شدیدا افسرده است و داروهای سرتونوژیک بهش میدهند ۲ هفته بعد خودش را می‌کشد چرا این اتفاق میفته؟ چون سطح انرژی فرد رفت بالا ولی خلق هنوز پایینه سطح انرژی اونقدری بالا رفت که تونست افکار خودکشی رو عملی کنه.
یکی از مهم ترین دلایل این که هشدار جعبه سیاه رو میدهند و میگند به شکل تدریجی مصرف شود (اکثر قرص های سروتونوژیک رو با یک چهارم شروع می‌کنند بعد نصفش بعد سه چهارم...) همین است این که انرژی بالا می آید اما خلق پایینه افکار خودکشی سر جاشه من فقط حالم اونقدری اومده سر جاش که بتونم برم سراغ این که اسلحه ای تهیه کنم قرص برنجی بخرم و پلن خودکشی را عملی کنم

● داروها ۴ دسته هستند:
ضدسایکوز
ضد افسردگی
ضد اضطراب
ثبتیت کننده خلق
تشخیص اینجا مهم است=> لیتیوم جز تثبیت کننده های خلق است و برای اختلالی مثل اختلال ۲ قطبی استفاده میشود. اگر تشخیص درستی ندم و به فردی ک ۲ قطبی هست فقط فاز افسردگیش رو بررسی کرده باشم و متوجه نشده باشم ۲ قطبی هستش بهش ضد افسردگی میدم اتفاقی که میفته این هست کع خیلی سریع شیفت میکنه رو فاز مانیا و با شدت بیشتری این اتفاق میفته.

( خیلی ها میگند اونی که میخواد خودش رو بکشه که نمیاد بگه اما دیدند اونایی ک خودشون رو کشتند در بازه زمانی ۲ هفته قبلش به یک نفر قبلا گفته بودند)

( taper کردن:
همین شکل که دارو کم کم و تدریجی شروع میشود همین شکل هم دارو کاهش پیدا می‌کند و بعد قطع میشود اگر داروهای روانپزشکی اگر یکباره قطع شود علائم ترک میدهد
معمولا چیزی که در عوارض جانبی داروها میدهند در علائم ترکش بعضی از اون ها رو نشون میده)

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

من توی مصاحبه چی ببینم این احتمال رو باید مطرح کنم که این آدم نیاز به دارو داره و باید ارجاع بدمش؟ به جز همه چیزهایی ک گفتیم بررسی می‌کنیم در این موضوع ما گفتیم یکی از کارهایی ک در فرایند مصاحبه انجام میدیم این است که بر مبنای علائمی ک مطرح میکنه ما میایم و تشخیص میذاریم که مراجع چه اختلالی میتونه داشته باشه و علائم رو با DSM باید چک کنیم. فرض کنید یک نفر به شما مراجعه میکند و به شما می‌گوید خیلی غمگینم اصلا انرژی ندارم احساس بی ارزشی میکنم هیچکاری نمیتونن انجام بدم هدف ندارم دلم نمیخواد کسی رو ببینم حوصله کسی رو ندارم. این چیزهایی است که مراجع در بخش آغازین مطرح میکند. این علائم به افسردگی اساسی میخورد.
باید چک بکنیم آیا معیارهای افسردگی رو داره؟ یعنی وقتی dsm گفته ۹ تا علامت داریم
حداقل ۵ تایش را باید ۲ هفته داشته باشد و یکی از علائم حتما باید خلق منفی یا از دست دادن علایق باشد و فاز مانیا هم نباید باشه میخوره به این آدمه یا نمیخوره؟ باید چک کنیم و تعداد علائم برامون مهمه

کلا DSM این شکلی است که معیار های A معیارهای تشخیصی هستند همان علائمی است که مراجع گزارش میکند. در B هم در ۹۰ درصد جدول ها گفته این علائم باید اختلال ایجاد کند در زندگی شغلی تحصیلی و...
بقیه معیارهاهم گفته ناشی از مصرف مواد بیماری طبی و ... نباشه.

معیار های A اختلال افسردگی اساسی=> عکسش داخل گروه هست:
۱- این رو بررسی می‌کنیم که میزان غمی ک مراجع دارد چقدر است؟ ازش میپرسیم غمی ک میگی هر روزه است؟ چقدر از روز این احساس رو دادی؟ از صبح تا شبه؟ معمولا افسردگی خیلی شدید نباشه صبح ها خلق پایین است عصر ها یک ذره بهتر میشه اگر افسردگی خیلی شدید نباشه اگر شدید باشه تمام ۲۴ ساعت خلق غمگین رو داره بنابرین با سوالات این شکلی شدت غم رو که معیار اولمون هست حتما باید بررسی بکنیم

۲- اینم ازش میپرسیم حتی اگر نگه هم میپرسیم
تفریحاتت چی بود؟ چه کاری انجام میدی خوشحال میشی؟ از انجام چه کاری لذت میبری
بررسی می‌کنیم ک این معیار رو برآورده میکنه یا نه؟ ممکنه بگه قبلا فلان کار رو انجام میدادم خیلی خوشحال میشدم الان دیگه اصلا حوصلش رو ندارم یا کسی که بگه قبلا فلان کار رو انجام میدادم خیلی خوشحال میشدم الان هم هنوز انجام میدم خوشحالم میکنه این معیار رو برآورده نمیکنه

۳- حتی اگر نگه هم چون داریم علائم رو چک میکنیم ازش میپرسیم اشتهات چطوره شده؟ تغییری کرده؟ شده مجبور بشی غذا بخوری حس کنی غذات از گلوت پایین نمیره؟ وزن رو حتما میپرسیم که تغییری کرده در این مدت؟ یکی از مواردی که به ما هشدار دارو میدهد کاهش یا افزایش وزن عجیب غریب در مدت کم داشته باشد مثلا فرد میگه در یک ماه گذشته ۱۰ کیلو وزن کم کردم این میتونه خطرناک باشه بنابرین یکی از چیزهایی که به ما میگه احتمالا فرد دارو نیاز داشته باشه این هست مخصوصا کاهش وزن عجیب غریب و غذا نخوردن میتونه از روی قصد تنبیه کردن خودش و یک جورایی شبیه خودکشی منفعلانه باشد(افسردگی خشمی است که متوجه خود آدمه) و این فرد احتمال زیاد کاندید دارو باشد.

۴- وضعیت خوابش رو هم حتما بررسی می‌کنیم کسی ک مشکلات خواب داشته باشه به خصوص کسایی که میگند نمیتونم بخوابم به خاطر این که دچار آپنه های تنفسی می‌شه این هم ممکنه نیاز به بررسی زیستی داشته باشه یعنی فرد سالم سالم بوده الان هر شب ۲۰ پار از خواب میپره با احساس خفگی.
یکی از چیزهایی ک خیلی به کاهش خلق افسرده کمک می‌کند تنظیم خواب است یعنی کسی خوابش رو نتونه مدیریت کنه آدم سالم هم باشه بعد یک مدت خلقش افسرده میشه.
ما یک سری نکاتی هم راجع به بهداشت خواب به فرد میگیم مثلا ۲ ساعت قبل از خواب این چیزها رو نخور در جای تاریک بخواب خوابت نبرد ۱۰ دقیقه بعد بلند شو با خودت گوشیت رو به تخت خواب نبر اگر با اینا درست نشد ممکنه نیاز به داروهای آرامبخش برای خوابیدن داشته باشد.

۵- این رو در معاینه وضعیت روانی خودمون میتونیم ببینیم و ازش میپرسیم
آنقدر بی قرار شدی که نتونی یه جا بمونی یا برعکسش آنقدر احساس کندی کردی که کارات یه جا بمونه؟ ممکنه بگه یه کاری رو میخوام انجام بدم ۲ ساعت میمونه یا مثلا میگه بعضی وقت ها انقدر بی قرار میشم که اصلا نمیتونم یه جا بند بشم. این هم از مواردی است ک ممکنه به ما این هشدار رو بده ک مراجع دارو لازم داره کسایی ک خیلی کندند یا خیلی بی قرارند ممکنه کاندید دارو باشند و به رواندرمدنی صرف جواب ندهند.

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

■کلیات روانپزشکی
●جلسه چهارم، پنجم و ششم

یک قسمت از ارزیابی بالینی که شرح حال است نکاتی درش پیدا می‌شود که فرد نیازمند این هست که روانپزشک برود و دارو مصرف کند.

فرم شرح حال

ID: مشخصات فردی شامل سن تحصیلات شغل و تاهل و چند تا بچه هستند و ...
توی ارزیابی این جا هم برایمان نکته هست
درد مورد دارو چیزی به ما نمیگوید اما وضعیت تاهل یک آدم قابل توجه است. تحصیلاتش یا شغلش اگر در مقایسه با بقیه اعضای خانواده تفاوت فاحشی دارد این جای بررسی دارد
پس خود ID هم نکات مهمی دارد.

شکایت اصلی:

سابقه بیماری فعلی: اینجا ممکن است چیزهایی باشد که نشان دهد به رواندرمانی صرف جواب نمی‌دهد مثل کسی که علائم خیلی زیادی را گزارش میکند یا کسی که اختلال عود کننده داره.

سابقه بیماری قبلی: هر ۲ سلامت جسمی و روانی را بررسی می‌کنیم. کسی که بیماری مزمن دارد یک مقدار شرایطش فرق می‌کند با کسی که هیچ بیماری خاصی ندارد این ها باید بررسی شود.

گذشته شخصی: تروما سوگ یک آسیب خیلی جدی سابقه مصرف الکل و مواد مهمه

تاریخچه خانوادگی: وقتی اختلالات در خانواده ها در جریان است احتمال این که مسائل زیستی در جریان باشد هست و ممکن است نیاز به دارو داشته باشد.

معاینه وضعیت روانی: ظاهر فرد مهم است. رفتار حرکتی کندی های رفتار؟ یا برعکسش بی قراری تیک و... هم باز یکی از نشانه هایی است که افراد معمولا نیازمند دارو هستند. هذیان و توهم اگر فرد داشته باشد ادراک و قضاوتش مشکل داشته باشد ممکن است نیازمند دارو باشد

بنابرین در شرح حال یک نفر همچین چیزهایی میبینیم ممکن است نشان دهد آن آدم به رواندرمانی صرف جواب نمی‌دهد.



☆ شرح حال گرفتن چیزی جدا از مصاحبه نیست. وقتی میگیم شرح حال مصاحبه بعضی ها فکر میکنند اول شرح حال میگیریم بعد مصاحبه می‌کنیم در حالی که جواب خیلی از سوالات ما در حین مصاحبه بدست می آید. به جز ID و CC بقیه در مصاحبه بدست می آید و درواقع می‌توانیم یک تشخیصی را در جمع بندی ایم ها بگذاریم و در نهایت متوجه شویم این از این مراجع هاست که دارودرمانی یا رواندرمانی یا هر ۲ را لازم دارد..

۴۵/ ۵۰ دقیقه یا نهایت ۶۰ دقیقه زمان داریم برای این که همه این کار ها را انجام دهیم یعنی یک مصاحبه بگیریم و با آن شرح حال هم بدست آوریم.
چیزی که ایده آل خیلی هاست این است که در همان دقایق کوتاه همه این کارهارو انجام بدهند ولی طبیعتا امکان پذیر نیست بنابرین ساختاری را برای مصاحبه مطرح کردند که خوب است طبق این ساختار پیش رفته و حداکثر اطلاعات را بدست آوریم و در نهایت بتوانیم یک نتیجه گیری داشته باشیم.

معمولا مصاحبه را به ۳ مرحله تقسیم می‌کنند.
بخش آغازین: معمولا ۵ تا ۱۰ دقیقه اول است. زمانی است که اصطلاحا میگویند سر صحبت را با طرف باز کنیم همان لحظه ای است که مراجع وازد میشود تا زمانی که یک ذره صحبت می‌کند و CC ئش را مطرح میکند.
در این ۵ تا ۱۰ دقیقه اول مانطور که گفته شد که ما باید مراجع رو از زمانی که وارد می‌شود حواسمان باید به ظاهرش و رفتارش و لحن صحبت کردنش باشد مراجع هم دقیقا از زمانی که وارد می‌شود همین کار را انجام می‌دهد به شما نگاه و ظاهرتان نگاه می‌کند بنابرین توصیه می‌شود ظاهر نامتعارفی نداشته باشید.(متناسب سن و جایگاهتان باشد)

لحن صحبت کردنتان و بادی لنگوجتان را همان لحظه ک شما را دارد اسکن میکند یک عالمه سوال در ذهنش می آید میتوانم بهش اعتماد کنم؟ میتواند کمکم کند؟ آیا میتواند درکم کنه؟ مسخرم نکنه قضاوتم نکنه اصلا کاش نمی آمدم این سوال هایی ک در همان دقایق اول در ذهنش شکل میگیرد تا بتواند با شما ارتباط برقرار کند.

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

تاریخچه خانوادگی:
چیز دیگری ک در فرم شرح حال میبینیم تاریخچه خانوادگی است این که مراجع چند بچه اند با چه کسی دارد زندگی می‌کند روابطشان مشکلاتشان و موضوع مهم دیگر آیا در خانواده هم آیا اختلالاتی در جریان است یا نه؟ مثلا مراجع میگه مامانم همیشه افسرده بود بابام خودشو کشته یا برادرم در بیمارستان روانی بستری است. باز این(وقتی در خانواده یک اختلال در جریان است) یکی از مواردی است که احتمال وجود عوامل زیستی در اختلال را مطرح میکند و جز مواردی است که دارو را جز گزینه های اصلی قرار می‌دهد. (ما با همین یک گزینه فقط تصمیم نمیگیریم)
(احتمال پررنگ وجود اختلالات در خانواده ها این است که موضوع، موضوع زیستی و ژنتیکی است و وقتی کسی یک پایه زیستی و ژنتیکی برای ابتلا به اختلالات دارد دارودرمانی گزینه مناسبی برای او نسبت به رواندرمانی است)
(مواردی که خانوادگی همشان مشکل دارند جز گزینه هایی هستند که هم رواندرمانی هم دارودرمانی لازم دارند)

معاینه وضعیت روانی:
یکی از چیزهای دیگر در فرم شرح حال معاینه وضعیت روانی است که از ظاهر فرد شروع میشود یعنی ار زمانی گه فرد وارد می‌شود سر و وضعش تیپش لباس پوشیدنش این که بهداشت فردی دارد یا ندارد سنش به سن تقویمیش میخورد یا شکسته تره این ها چیزهایی است که در ظاهر فرد برایمان مهم است .
موضوع دیگری که وجود دارد، رفتار حرکتی فرد است. از در میاد تو یک صورت ماسکه شده، تمام اعضای بدنش انگار به سمت پایین دارد کشیده میشود، دست و پاهایش شل و ول است (سروتونین در قوام عضلات و سفتی تاثیر گذار است و برای همین آدم هایی که افسردگی شدید دارند انگار شل و ول هستند) همین نشان می‌دهد که این مراجع واقعا نیاز به دارو دارد آدمی که که به این شدت علائم ظاهری نشان می‌دهد کمبود سروتونین دارد لازم است حتما دارو بگیرد یا مثلا تیک های عجیب غریب، بی قراری دست و پا دارد یا مثلا میاد میشینه رو به روی شما آنقدر بی قراره و همش به خودش میپیچه که این هم صد درصد به دارو نیاز داره چون اصلا در جلسات رواندرمانی نمی‌تواند آرام بشیند که با شما همکاری کند.
ما بعضی وقتا دارو را از این جهت لازیم داریم که مراجع یک ذره شدت علائمش کاهش پیدا کنه بتونه با فرایند رواندرمانی شما همراه بشود.
بنابرین ممکن است نیاز شود یک مراجع چند هفته دارو مصرف کند که تازه بتواند بیاید و وارد فرایند رواندرمانی شود.

(دارو در شرایطی تجویز میشود که مزایای آن بیش‌از از معایبش باشد.
برای ADHD چه گروهی از داروها مصرف میکنند؟ محرک ها)
در معاینه وضعیت روانی، رفتار حرکتی چیزهایی نشان می‌دهد. کسی که خیلی از لحاظ جسمی آشفته هست معمولا دارو برایش میتواند جواب دهی بهتری داشته باشد.
چیز دیگری که این جا بررسی میکنیم طرز برخورد با درمانگر است این که همکاری میکند نمیکند؟
چیزهای دیگری که بررسی میکنیم خلق و عاطفه مراجع است. تفاوت خلق و عاطفه چیست؟
خلق آن چیزی است که خود مراجع احساس میکند و می‌گوید مثلا میگه من خیلی ناراحتم
اما عاطفه را ما از بیرون می‌توانیم ببینیم( اصطلاح عاطفه نامتناسب با خلق مثلا خود فرد میگه ناراحتم اما نیشش تا بناگوش باز است یا هیچ گونه اثری از ناراحتی در صورتش نمیبینیم)
عاطفه تظاهرات بیرونی خلق است.
چیزهای دیگری که این جا بررسی میکنیم شامل تکلم حجم گفتار،دایره لغات، پیوستگی و ارتباط لغات و این که میتونه منظورتش رو با کلمات برسونه یا نه و ادراک و قضاوت(که اینجا خیلی مهم است) => کسی که قضاوتش خیلی مختل است کسی که هذیان و توهم دارد نیاز به دارو دارد به خصوص اگر کسی توهم امری داسته باشه ممکنه حتی نیاز به بستری داشته باشد. توهمات امری خیلی می‌توانند خطرناک باشند. یک نوع به شدت خطرناک از توهمات امری نوعی است که فرد ۲ نفر رو میبینه یکی به اون یکی میگه که بهش بگو خودش رو بکشه. فرد ۲ تا آدم رو میبینه که یکیشون به اون یکی داره میگه بهش بگو این کار رو بکنه احتمال این که آدم دارای توهم به اون امر گوش بده بیشتر است.
توهم امری توهمی است که به فرد می‌گوید چکار کند.
هذیان توهم و قضاوت های خیلی مختل دارو لازم دارند.
بنابرین در معاینه وضعیت روانی رفتار حرکتی آدم ها و ادراکشان که هذیان و توهم داره یا نداره یکی از چیزهایی که نشان میدهد مراجع دارو لازم دارد یا ندارد.

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

سابقه بیماری های قبلی:
اکثرا بعد از سابقه بیماری فعلی، سابقه بیماری های قبلی است. اینجا بیماری ها در حوزه روان و در حوزه پزشکی حتما باید بررسی شوند. یعنی اگر مراجه سابقه اختلالات مکرر دارد یعنی ۱۰ سال است سالی ۳ ۴ بار دارد افسردگی تجربه میکند ۴ بار بستری شده ۲ بار هم اقدام به خودکشی کرده و ۳ سال هم دارو مصرف کرده این باز یکی از مواردی است که نشان میدهد  احتمالا به رواندرمانی صرف جواب ندهد و نیاز به دارو داشته باشد. آدمی که در سابقه بیماری های قبلیش اختلالات روانی مکرری گزارش میکنداحتمالا به رواندرمانی صرف جواب ندهد و نیاز به دارو داشته باشد.
(در افسردگی های خیلی شدید ممکن است یک نفر هذیان و توهم داشته باشد اما هذیان و توهم متناسب با خلقش است. هذیان و توهم فقط برای اختلالان روانپریشی نیست.)
در سابقه پزشکی میبینیم که یک فردی بیماری های قلبی عروقی تنفسی و ریوی دارد مشکلات غدد و هورمون ها را دارد این باز ممکن است که اصلا اختلال روانی نداشته باشه و علائمی که دارد تجربه میکند بخشی از بیماری خودش باشد مثلا کسانی که کم کاری تیروئید علائمی مثل افسردگی را گزارش می‌کنند و برعکسش کسانی که پرکاری تیروئید دارند بی قراری و علائم اضطرابی را گزارش میکنند حتی ممکنه انقدر شدید باشد که حالت های پارانویا هم ایجاد شود.
یا نوجوان ها با پرکاری تیروئید ممکن است تشخیص ADHD بگیرند. یا کسانی که مشکلات تنفسی دارند ممکن است چیزی شبیه حمله های پنیک را تجربه کنند اما در واقع اختلال روانشناختی نیست آن حالتی که مربوط به بیماریشان است که دچار کمبود اکسیژن میشوند ممکن است آن وضعیت را برایشان پیش بیاورد یا
کسانی که مشکلات قلبی دارند علائم اضرابی را ممکن است نشان دهند.
وقت چنین چیزی را در شرح حال کسی می‌بینید وضعیت پزشکیش را بررسی کنید ببینید بیماریش چقدر تحت کنترل هستش ممکن است مراجع از این آدم هایی باشد ک پیروی از درمان ندارد و داروهایش را یک خط درمیان نمی‌خورد باید در شرح حالش متوجه شود علائم رو فقط وقتی دارد که خیلی داروهایش را به موقع مصرف نمی‌کند. اگر کسی علائم جسمی خیلی شدیدی را گزارش میکند ممکن است از این بیماری ها داشته باشد خودش مطلع نباشد. مثلا ازش میپرسیم آزمایش تیروئید دادی؟ میگه نه. این ها گزینه هایی هستند که بهتر است به روانپزشک ارجاع داده شوند مخوصا کسانی که با بیماریشان کنار نیامدند آن هایی که به آن سازگاری با بیماری نرسیدند این ها معمولا دردسر ساز میشوند ارجاعشان بدهید خیلی بهتر است چون ممکن است شما حتی به یک آدمی که مبتلا به فشار خون بالا هست تکنیک های مدیتیشن را یاد دهید ممکن است فشارش خیلی شدید برود بالا و حالش بد شود. کسانی که بیماری های جسمی دارند را مخصوصا اگر بیماری هایشان خیلی تحت کنترل نیست را باز بهتر است به روانپزشک ارجاع دهیم. (رواندرمانیش را هم بیاد ولی وضعیت جسمانی اش هم چک بکند)
(کسی که بیماری های این مدلی مثل فشار خون بالا را دارد خیلی ریسک نکنید تکنیک مدیتیشن بدهید مگر این ک روانپزشک چک کرده باشد. مخصوصا ان هایی که پیروی از درمان ندارند و داروهای خودشان را یک خط درمان میخورند
کسی که تاحالا آزمایش تیروئید هم نداده ممکن است متوجه بشود پرکاری تیروئید دارد دارو در این زمینه بهش داده شود ممکن است مشکلش کامل در این زمینه حل شود و دیگر اصلا نیازی به رواندرمانی هم نداشته باشد یعنی یکی از آن ۳ حالت که صرف دارو برای فرد کافی است و نیازی به رواندرمانی ندارد )
پس چیزی که در سابقه بیماری های قبلی به ما نشان می‌دهد یک آدم ممکن است نیاز به روانپزشک و دارو داشته باشد و کیس مناسبی برای رواندرمانی به تنهایی نباشد، اختلالات مکرر و عود کننده، سابقه طولانی مصرف دارو، سابقه بستری شدن و سابقه اقدام به خودکشی است.



تاریخچه گذشته شخصی:
در اکثر فرم های شرح حال، تاریخچه گذشته شخصی بعدی است.
یک عالمه اطلاعات اینجا هست ک شما می‌توانید داشته باشید مثلا از سوابق مهدکودک، مدرسه و تحصیل و دوره نوجوانی و سربازی و دانشگاه.
ما به همشان نیاز نداریم بستگی به این ک چه فردی است و مشکل چی است ممکن است به بعضی هایش نیاز داشته باشیم.
در گذشته شخصی، سوگ تروما و ابیوز شدن برایمان مهم است. این ها معمولا چیزهایی هست که باید در گذشته شخصی ببینیم هست یا نیست. همچنین در تاریخچه گذشته شخصی باید ببینیم سوابقی از مصرف مواد و الکل هست یا نیست چون مثلا کسانی که چیزهایی مثل کوکائین مصرف میکنند علائمی شبیه به مانیا را ممکن است گزارش کنند. بعضی از این علائم ممکن است ماندگار باشد. LSD یا شیشه توهماتی که ایجاد میکند ممکنه با تاخیر باشد مثلا فرد مصرف کرده مدتی بعد از مصرف مثلا یک ماه بعد دچار توهمات سایکوتیک میشود.

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

شما برای یک درمانگر خوب شدن باید آنقدر مهارتتان به خصوص مهارت ارتباطیتان بالا برود که بتوانید با باورهای فرد چالش کنید و قانعش بکنید که هم قانع بشود درمان داروییش را پیگیری کند و هم جلسات رواندرمانی که با شما دارد.
(یادتان باشد هیچ نوع رابطه ای به جز رابطه درمانی نباید با مراجع داشته باشیم و مجاز نیست ما درمانگر هستیم او مراجع فقط همین! مراجع نه دوست است نه چیزهای دیگر!
حتی مراجع هدیه هم می‌دهد نباید قبول کنیم)

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

ارزیابی بالینی شامل مشاهده، مصاحبه، آزمون و شرح حال میباشد. همه این کار ها را انجام میدهیم که یک فرد را مورد ارزیابی بالینی قرار دهیم و وقتی فردی را ارزیابی بالینی کردیم می‌توانیم یک شناختی نسبت به خلق،رفتارش، افکارش، گفتارش و ابعاد مختلفی ک ب تشخیص کمک میکند بدست بیاوریم و بعد از تشخیص پلنی را برای درمان فرد طراحی میکنیم.
وقتی پلن درمان یرای فرد طراحی میکنیم یعنی چکار میکنیم؟
وقتی میگیم طراحی پلن درمان منظورمان این نیست که چیزی اختراع میکنیم. ما به هر حال به عنوان روانشناس باید در رویکرد مشخصی کار کنیم و هر رویکردی برای اختلالات مختلف پلن های درمانی پیشنهادی خودش را دارد. ما این پلن را متناسب با شرایط آن فرد میکنیم. (مثل این که میگویند رواندرمانی مثل یک لباس میماند باید متناسب قامت هر فرد ساخته شود.)
پروتوکل را برای همه یکسان اجرا نمی‌کنیم. با توجه به ارزیابی که از فرد انجام دادیم ممکن است تکالیف جلسات را پس و پیش بکنیم. (بنابرین طراحی پلن درمان منظور این نیست که خودمان چیزی را ابداع کنیم و بعضی ها بدتر رویکرد های مختلف را قاطی پاطی میکنند و میگند التقاطی کار میکنیم.)

من ارزیابی بالینی را از مراجع انجام دادم و به تشخیص رسیدم ۳ گزینه دارم برای درمان:
۱- متوجه میشوم مراجع رواندرمانی صرف برای او کافی است.
۲- متوجه میشوم مراجع فقط دارودرمانی لازم دارد
۳ - متوجه میشوم مراجع هر ۲ را لازم دارد یعنی هم لازم است از دارو استفاده کند و جلسات رواندرمانی را شرکت کند.
برمبنای شدت اختلال و سبب شناسی و مسیری که آن اختلال تا لحظه ای که شما آن مراجع را دیده اید طی کرده من تصمیم میگیرم که کدام یک از ۳ گزینه برای این مراجع مناسب است.
زمانی یک فردی به شما مراجعه می‌کند و علائم افسردگی را کاملا مطرح میکند و متوجه میشوید که علت کاملا علت روانشناختی هستش مثلا یک جدایی یا سوگ را چند ماه قبل تجربه کرده این آدم شاید صرف روان‌درمانی برایش کافی باشد اما متوجه میشم مراجع مشکلات هورمونی و غددی دارد این مراجع شاید فقط دارودرمانی برایش کافی باشد و آن علائم اضطراب و افسردگی فقط منشا زیستی دارد و اگر این مراجع فقط پیش روانپزشک برود خیلی میتواند برایش بهتر باشد.
زمانی که در یک مراجع میبینیم علت به شدت زیستی است، خط اول درمانش درمان های طبی است و زمانی که چنین چیزی را متوجه می‌شویم باید مراجع را ارجاع دهیم اما بعضی از روانشناس ها یک مقدار دلشان نمی آید مراجع را به روانپزشک ارجاع دهند، چرا که بعضی از روانشناسان این تفکر را دارند که زمانی که من مراجع را بفرستم پیش روانپزشک چون درمان دارویی جوابدهی زودتری دارد احتمال این که دیگر جلساتش را نیاید وجود دارد و به هر حال روانشناس هم شغلش و منبع درآمدش است.
داروهای روانپزشکی معمولا از ۲ هفته بعد از مصرف اثرات مثبتشان را نشان می‌دهند در جند روز اول ممکن است حالت هایی که فرد تجربه میکند را بدتر کند و حالت های اضطرابی بیشتری را فرد تجربه کند اما از ۲ هفته تا حداکثر ۴ هفته اثرات مثبتش را نشان می‌دهد. یعنی یک آدمی که چند جلسه پیش شما آمده ۳ هفته است دارد دارو میخورد و میبینه که حالش خیلی دارد بهتر می‌شود. اثرات دارودرمانی از اثربخشی هر نوع رواندرمانی سریعتر است. پس مراجع زمانی ک میبیند با یک روشی که برایش راحت تر است و به خصوص در کشور ما که دارو و روانپزشکی تحت پوشش بیمه هستند دارد بهتر جواب میگیرد احتمال این که آن را ترجیح دهد و بقیه جلساتش را نیاید وجود دارد. شما باید تحمل ریزش یکی دو تا مراجع را داشته باشید اما اگر به طور مکرر این اتفاق بیفتد یعنی هر مراجعی که می‌فرستید پیش روانپزشک علی رغم این که رواندرمانی نیاز داره دیگر پیش شما نمی آید این دیگر ضعف کار روانشناس است به دلیل این که آن ارتباط خوب شکل نگرفته و مراجع قانع نشده که این روانشناس آنقدر تسلط و تخصص داره که می‌تواند به من کمک کند. اگر مراجع متوجه شود که روانشناس کار بلد است، برای همین پیش روانپزشک میرود دارو میگیرد ولی همچنان جلساتش با روانشناس هم ادامه میدهد به دلیل شکل گرفتن ارتباط و حس خوبی ک به وجود آمده و شما را به عنوان متخصصی که می‌تواند به او کمک کند میبیند.
بنابرین روانشناس به جای این که مراجع را دو دسته بچسبد و علی رغم وقتی که مراجع به ارجاع نیاز دارد او را به روانپزشک ارجاع ندهد باید سعی کند روی مهارت های ارتباطی و تخصصی تر خودش کار کند چرا که اگر کسی نیاز داشته باشد و ارجاعش ندهیم اگر مشکل جدی ای برایش پیش بیاید میتواند از لحاظ قانونی پیگیری کند.

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

■کلیات روانپزشکی
●جلسه اول، دوم و سوم

ما اجازه تجویز دارو نداریم و حتی به عنوان پیشنهاد به اطرافیانتان هم هیچ وقت نگویید فلان چیز رو استفاده کن. مراجع اگر مشکلی برایش پیش بیاید قانونا پیگیری می‌کند. از لحاظ اخلاقی هم درست نیست به دیگران هم توصیه بکنیم ولی به هر حال ما باید با داروها آشنا باشیم به خاطر این که زمانی که مراجع میاد و مثلا میگه که قبلا فلان دارو رو مصرف کردم بدونیم که دارو چه بوده برای چه تجویز شده چه تشخیصی برایش گذاشتند که همچین داروهایی رو بهش دادند و مسائل این چنینی.

روانشناسی= مطالعه علمی رفتار و فرایند های ذهنی
روانپزشکی= شاخه ای از علم پزشکی که به تشخیص، درمان، پیشگیری و مطالعه در حوزه بیماری های روانی می‌پردازد.
در روانپزشکی خیلی از کلمه اختلال استفاده نمی‌کنند ترجیحشان بیماری اشت.

تا قرن ۱۸ چیزی به اسم روانپزشکی وجود نداشت و درواقع پزشکی هنوز خیلی تخصصی نشده بود تخصصی هم اگر بوده روانپزشک نبوده کسی که مبتلا به یک اختلال روانی بوده را پزشکان معمولی ازشان مراقبت می‌کردند اما در مورد اختلالات روانشناختی قدمت مطالبی که هست برمیگرده به قبل از میلاد، یونان باستان و بقراط.(بقراط پدر علم پزشکی است به جز بیماری های جسمی در مورد بیماری های روانی هم همون نظریه را مطرح کرده ک ۴ مایع بدن خون بلغم سودا و صفرا و معتقد بوده که همانطور که بیماری های جسمی را بالا شدن این موارد ایجاد میکنند در رفتار و شخصیت انسان ها هم تاثیرگذارند یعنی یک نفر سوداش خیلی بره بالا ممکنه یک رفتارهای ناهنجاری از او دیده شود. (الان هم طب سنتی ها هم همین گونه کار انجام میدهند. اول سعی میکنند مزاج شما را تشخیص دهند مثلابعد میگند بلغمتان زیادی بالاست و سعی میکنند با یک رژیم غذایی آن را پایین بیاورند تا مشکلتان حل شود.)

از زمان یونان باستان ک معتقد بودند که این ۴ تا ماده بالا پایین شود آدم ها مبتلا به بیماری های جسمانی و روانی میشوند و سعی می‌کردند تعادل را میان این چهار مایع برگردانند.

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

✅جمع بندی و درمان پیشنهادی :

☑️با توجه به بروز دورههایی از خلق بالا و سپس تجربه کردن دورههایی از خلق پایین و همراه بودن این دوره ها با علائم دیگری همچون تغییر در الگوی خواب و اشتها و سایر علائم احتمال بیماری دو قطبی دارد که برای بررسیهای دقیق تر باید نزد روانپزشک یا روانشناس برود و در صورت تایید این مساله توسط روانپزشک با صلاحدید پزشک و تحت نظر وی دارو مصرف کند. کنار این درمان می توان از روشهایی مانند CBT برای کمک به تسریع بهبودی علایم استفاده کرد.

☑️همچنین برای مشکلات زناشویی و رابطه با همسر نیاز به بررسی تخصصی توسط زوج درمانگر حاذق و یا مشاور خانواده میباشد و از حل مساله و سایر درمان ها استفاده شود.

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

✅تاریخچه خانوادگی (بیماریهای روانی ، درمان ، و بستری شدن اعضای خانواده ):
Family History

☑️ مادر داروی افسردگی مصرف می.کند و خودش میگوید پدرش هم مشکلاتی دارد که تشخیص داده نشده است. .
رابطه با خانواده رابطه با پدر و مادر از کودکی تا به حال سرد بوده است و رابطه با همسرش هم سرد بوده است از ابتدای ازدواج تا کنون ملاحظات در حال حاضر افکار تکرار شونده مزاحم مانند الگوهای وسواس فکری دارد.

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

✅تاریخچه بیماری فعلی
history of present illness (HPI)

☑️ در کودکی مورد زورگویی خواهر و برادرهای بزرگتر قرار می گرفته است. اما خودش میگوید در کل کودکی خوبی داشته است با تولد خواهر کوچکترش تمام توجه ها به سوی خواهرش جلب شد و او احساس تنهایی و انزوا کرده است در مدرسه تنها بوده و دوستان اندکی داشته است. در دوره ی نوجوانی بسیار کم حرف بوده و دیگران به او زور می گفتند. او رابطه ی عمیق و خوبی با پدر نداشته است اما کمتر از سایر فرزندان از جانب پدر تنبیه میشده است. همین طور رابطه ی خوبی با مادرش نداشته است و مادرش بیشتر به خواهر بزرگترش توجه می کرده است. در اواخر دبیرستان او با پسر دایی اش به طور سنتی ازدواج کرده و از همان ابتدای ازدواجش ناراضی بوده است. رابطه سردی با همسرش داشته و میگوید او مرد بی توجه و سردی و بی تفاوتی نسبت به خانواده خود است به طوری که رابطه شان منجر به این وضعیت شده است که ده ماهیست از هم جدا زندگی کرده و تصمیم به طلاق دارند مراجع علاقه ی زیادی به ادامه تحصیل داشته ولی به دلیل ازدواج زودهنگام و شرایطش نتوانسته ادامه تحصیل دهد و اکنون مقایسهی خودش با افراد تحصیلکرده او را غمگین می کند. او اکنون زمان هایی به ندرت دچار افزایش انرژی میشود طوری که در کارهایش توانایی بالا پیدا کرده و با سرعت عمل بالایی میتواند به اموراتش برسد در این دوره کاهش نیاز به خواب پیدا کند و حتی خواب ۳ تا ۴ ساعت در شبانه روز برایش کافیست در این دوره احساس میکند توانایی های زیادی دارد جسارت بالایی پیدا میکند و دچار پرحرفی میشود و در کل دوره ی شادی را تجربه میکند که نهایتا این حالت تا چند روز برایش ادامه دارد.

🔢علائم از چه زمانی شروع شده اند ؟
علایم کمبود انرژی و پایین بودن خلق از نوجوانی ولی این وضعیت افزایش گاه گاه انرژی دورهای بعد از تولد پسرش شروع شده است

🔢آیا عامل استرس زایی در بروز علائم دخیل است؟
ظاهرا تولد خواهر کوچکتر و تولد فرزندش تغییراتی در وضعیت روانی او ایجاد کرده است.

🔢 علائم تدریجی شروع شدند یا ناگهانی؟
تدریجی و از سن نوجوانی

🔢 آیا علائم بر روی عملکرد شغلی، تحصیلی و اجتماعی تان تاثیر گذاشته است اگر جواب مثبت است توضیح دهید؟
بله. او بیشتر روزها احساس گیجی و کمبود انرژی و حواس پرتی و پر خوابی دارد و به کار و زندگی اش تا حدودی لطمه زده است

🔢 سابقه مراجعه به روانشناس یا روان پزشک اگر جواب مثبت نوع درمان نتیجه و نام داروها را ذکر کنید) بله ۴ بار مراجعه کرده است و تشخیص افسردگی داده اند اما طبق گفته ی خود مراجع بیشتر این مراجعه ها به پیشنهاد برای برقراری روابط از سوی مشاور ختم شده و در نتیجه جلسات ادامه پیدا نکرده است. قبلا سابقه مصرف زاناكس بدون تجویز پزشک دارد.

🔢 اشتهایتان چطور است: ( آیا نسبت به قبل تغییری کرده است، آیا در یک ماه گذشته وزنتان افزایش یا کاهش پیدا کرده است ) اشتها معمولی است

🔢 الگوی خوابتان در یک ماه اخیر چگونه بوده ) چه وقتی به رختخواب میروید ، و صبح چه موقعی
بیدار میشوید خواب زیاد و حتی بعد از ظهرها باید یکی دو ساعت بخوابد.

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

🌐 خشونت کنشی(proactive)
وخشونت واکنشی(reactive)

3️⃣قسمت سوم

👤دکتر آذرخش مکری

✅ با موسسه روشنفکران روان برتر
مسیری روشن، یادگیری برتر را تجربه کنید.
🌐 اطلاع از کارگاه‌های معتبر روانشناسی و سوپرویژن: 👇
@ravanbartar1

https://www.instagram.com/ravanbartar1

Www.ravanbartar.com

@Case_Report1

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

🌐 خشونت کنشی(proactive)
وخشونت واکنشی(reactive)

1️⃣قسمت اول

👤دکتر آذرخش مکری

✅ با موسسه روشنفکران روان برتر
مسیری روشن، یادگیری برتر را تجربه کنید.
🌐 اطلاع از کارگاه‌های معتبر روانشناسی و سوپرویژن: 👇
@ravanbartar1

https://www.instagram.com/ravanbartar1

Www.ravanbartar.com

@Case_Report1

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

‍ ‍ 💥موسسه روشنفکران روان برتر با همکاری کلینیک سهند برگزار میکند:

💎جامع ترین دوره ۱۲۰ ساعته
کارورزی و سوپرویژن تربیت درمانگر طرحواره درمانی

🥇سوپروایزر و مدرس دوره : آقای دکتر ناصر صبحی قراملکی
عضو هیات علمی و دانشیار روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی
مدرس کشوری دوره های ازدواج و خانواده


📣سرفصل های دوره:
1)  مبانی، اصول، علل  و سیمای بالینی طرحواره های ناسازگار
2)  ذهنیت ها، تکنیک ها، مفهوم سازی مراجع
3) مشاهده گری، سنجش ،مصاحبه تشخیصی و شناسایی طرحواره های ناسازگار   
4) اجرا، نمره گذاری و تفسیر آزمونهای تخصصی طرحواره درمانی
5)  مداخله، کاربست پروتکل ها و گزارش نویسی در طرحواره درمانی


🛡 دوره سوپرویژنی آنلاین و آفلاین و از طریق پلتفرم اسکای روم

🎙 فایل صوتی و تصویری کارگاه و پاورپوینت در اختیارتان قرار می‌گیرد.

▶️ فیلم ها و مقالات مرتبط در اختیارتان قرار می‌گیرد.

‌‌📎 اعطای مدرک معتبر

اهدا یک پکیج جامع روانشناسی به 10 نفر اول ثبت نامی

🚨 کاربردی و کیس محور (همراه با تمرینات عملی و role playing)

✉️ ارسال رایگان پستی مدرک دریافتی درب منزل

🗓با شرایط پرداخت اقساطی و تخفیف ویژه

زمان: پنجشنبه ها از ساعت 15 تا 19

🔈کلیه فایل های صوتی، پاورپوینت ها، پرسشنامه ها و فرم های آموزشی بعد از هر جلسه  از طریق گروه تلگرامی اختصاصی در اختیار شرکت کنندان قرا خواهد رفت.

🔗نام کاربری و رمز ورود به فضای آموزشی اسکای روم، برای شرکت کنندان ارسال خواهد شد.

💬ثبت نام:
📞 09190760389

🆔 @Fatemee_Tavakoli

📞 09938274227

🆔 @ma_ahmadi

📞09219908547

🆔@psy_kargahearavan

👍با موسسه روشنفکران روان برتر و کلینیک های آرامش و سهند تهران
مسیری روشن، یادگیری برتر را تجربه کنید ☄

📱 اطلاع از تمامی کارگاه‌های معتبر👇

@ravanbartar1

📱 پیج های اینستاگرام موسسه👇

https://www.instagram.com/ravanbartar1

https://www.instagram.com/ravanbartar2

🌸🌸🌸🌸🌸🌸

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

● ارتباط
یکی از چیزهایی ک میتونه مراجع رو براتون نگه داره و باعث میشه مراجع برگرده اینه ک یک ارتباط خوبی شکل گرفته باشه.
نهایتش ۴ هفته بعد از مصرف دارو مراجع بهبودی حس میکنه کسی که ارتباط خوبی با درمانگرش گرفته باشه قطعا برمیگرده و خیلی فعالانه تر در جلسات شرکت میکنه.
یکی از اجزای خیلی مهم ارتباط، گوش دادن فعال است.
همین که به فرد گوش میدید و متوجه منظورش میشید بخش زیادی از ارتباط و درمان آن فرد است. بعضی از رویکردها مشخصل انسان گرایی و خود راجرز معتقد است که فهم مراجع مساوی با درمان مراجع است و منشأ بیمار شدن را فهمیده نشدن و درک نشدن میدونه بنابرین
وقتی مراجع احساس میکنه درک میشه هم ارتباط شکل میگیره هم در فرایند درمانش قسمت زیادی پیش میره.
در هنر گوش دادن فعال چند نکته رو باید رعایت ک بتونید شنونده فعال باشید:

۱- از گوش دادنتان قصد مثبتی داشته باشید. قصد مثبت یعنی گوش دادن به قصد فهمیدن درک کردن همدلی کردن نه به قصد مسخره کردن قضاوت کردن جواب دادن و اتو گرفتن. قصد مثبتی از اول از گوش دادن داشته باشید.

۲- خودتان را یک بررسی کنید ببینید چه موانع ذهنی وجود داره که نمیذاره شما یک شنونده فعال باشید. یکی از نشانه ذهنی، ذهن خوانی هست. یعنی شما خیلی به حرف طرف گوش نمیدی فکر میکنی منظورش چیه؟ این ارتباط رو قطعا خراب میکنه و معمولا انجامش هم میریم.
یکی دیگر از موانع مرور ذهنی پاسخ است به خصوص در اوایل کار آدم فکر میکنه مراجع داره صحبت میکنه سکوت کنه منتظره من یه چیزی بهش بگم دیگه بنابرین با دقت بهش گوش نمیدیم و تو ذهن خودمون دنیال جواب میگردیم ببینیم اگر صحبتش تموم شد من چی بهش بگم؟ بنابرین اتفاق بعدی ای که میفتد این هست که به شکل انتخاب گوش میدیم یعنی اون قسمت از حرفش رو که جوابش رو بلدیم میگیریم بقیش رو نادیده میگیریم. (میخوایم حتما جواب مراجع رو بدیم یه چیزی بهش گفته باشیم اما دقیقا برعکس جواب میده و به عنوان مانع عمل میکنه)
مانع دیگر خیال بافی کردن است. این حالت که داری با یک نفر صحبت میکنی احساس میکنی رفت یه جای دیگه نباید اتفاق بیفته یعنی در تمام طول مصاحبه باید حواستان به مراجع باشد.


۳- منحرف کردن بحث : ما تا آنجایی ک ممکنه بحث رو منحرف نمی‌کنیم و میذاریم در مورد چیزی که داره صحبت میکنه سخنش رو ادامه بده و اجازه میدیم هر جا که لازم میدونه در مورد موضوع موردعلاقش یا هر چیزی که براش مهمه صحبت داشته باشه مگر این ک ببینیم خیلی داره پرت و پلا میگه یک جورایی هدایتش میکنیم


۴- یکی دیگر از چیزهایی که نشون میده به مراجع که حرفات رو متوجه شدم این هست که کاری تحت عنوان بازگویی یا انعکاس انجام بدیم. به چهار شکل می‌توانیم انعکاس ید بازگویی را انجام دهیم. یکیش این هست که از کلمه های خود آن فرد استفاده بکنیم مثلا ۱۰ دقیقه صحبت کرده ۴ ۵ تا از جمله هاش رو تکرار میکنیم که بدونه همه حرفاش رو شنیدیم و متوجه شدیم.
یکی دیگر از روش های انعکاس این هست که بیایم و منظورش رو بهش منعکس کنیم صحبتش که تموم شد میگم که فکر میکنم منظورت این بود که..... درواقع منظور پشت صحبت هاش رو مطرح میکنیم.
یکی دیگه اینه ک صبحت هایش رو خلاصه بکنیم یعنی ۱۰ دقیقه صحبت کرد یک جمع بندی خلاصه وار از این ۱۰ دقیقه داشته باشم.
یکی دیگش ک خیلی خیلی مهمه اینه ک من بیام و احساسی ک پشت صحبت مراجع هست رو بهش منعکس کنم یعنی صحبت مراجع که تموم شد بهش میگم که از چیزهایی که گفتی فکر میکنم که خیلی نگران این موضوع هستی یا خیلی احساس درماندگی میکنی از این که...
این همدلانه ترین شیوه انعکاس است و در ارتباطات خیلی تاثیر گذار است چون اطراف ما نیز کسی که احساس حرف های ما را بفهمه معمولا کمیاب است. حرف تو دهنش نمیذاریم وقتی میگم نگرانی یعنی واقعا متوجه شدم نگرانی این ک من احساس پشت حرف مراجع رو فهمیدم خیلی به شکل گیری ارتباط کمک میکند.
حتی در روابط فردی هم خیلی جواب میده.

۴- اگر چیزی رو متوجه نشدیم شفاف سازی کنیم و بپرسیم میگیم من اینجوری متوجه شدم درسته؟ همین که من به توجه کردم و اینجوری متوجه شدم هم خیلی ارزشمنده.
شفاف سازی میکنیم برای این که سو برداشت نشه

۵- با علائم بدنی هم باید نشون بدیم که ب تو توجه میکنم. ارتباط چشمی حفظ شود. ارتباط چشمی و مدیریت نگاه مهم است. در ارتباط چشمی زل نزنیم به یه نفر. نگاه باید مدیریت شود. نباید طوری باشد که فرد احساس بوی پیدا کنه.
زاویه نشستن یک ذره متمایل به طرف فرد باشه

۶- بازخورد بدیم مثلا نیم ساعت سکوت نکنید فرد حرف بزنه
مثلا صحبت میکنه سری تکون بدید، از این کلمه ها میشه استفاده کرد خب،آها، بله و متوجهم. کلمه ای که استفاده میشه نباید بار ارزشی داشته باشه نباید تایید کننده یا تکذیب کننده باشه (مثل درسته!)

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

۶- این هم ازش میپرسیم ک سطح انرژیت چطوره؟ فعالیت هات رو میتونی انجام بدی؟ این رو خیلی کاری نداریم.

۷- ازش میپرسیم ک خودت رو چجور آدمی میدونی؟ تاحالا شده احساس گناه یا عذاب وجدان داشته باشی؟ تا حالا شده خودت رو سرزنش کنی؟ اگر احساس تنفری از خورش داشته باشه این رو در افکار خودکشی بررسی می‌کنیم.

۸- ازش میپرسیم( بستگی به شغل یا تحصیلاتش) که تمرکز دادی در کارت؟ یا میتونی راحت تصمیم گیری کنی؟ این هم حتما باید بررسی کنید. اگر طرف شغل حساسی داره و عدم تمرکز ممکنه بهش آسیب میزنه ما دقگر معطل رواندرمانی نمیشیم و دارو براش گزینه بهتری است

۹- این رو یک ذره با احتیاط پیش میریم.
اول توی احساسش به خودش گفتیم تنفر از خود میتونه مقدمه افکار خودکشی باشه از این جا شروع میکنیم. یکی از سوال هایی ک میتونیم از مراجع بپرسیم این هست که چی بشه خوشحال میشی ؟ یک نفر ممکنه بگه بمیرم. این رو حتما باید ادامه بدیم یا ممکنه بپرسیم چه اتفاقی بیفته حالت خوب میشه؟ میگه نباشم. بعد ازش میپرسیم چطوری نباشی؟ یک نفر ممکنه بگه که
شب بخوابم دیگه صبح بیدار نشم این افکار خودکشی هست یکی مستقیما اشاره میکنه دلم میخواد خودمو خلاص کنم مثلا ۲۰ تا قرص بخورم چشمام رو باز نکنم قدم قدم میریم جلو ببینیم داره بهش فکر میکنه یا پلنی هم داره یا سابقه اقدامی هم داره. داشتن افکار خودکشی جدی به خصوص اونایی کا پلن و سابقه ادغام دارند دارو لازم است دیگر ما با رواندرمانی صرف نمی‌توانیم کنترلش کنیم و در موارد شدید بستری نیاز دارد

اگر کسی ابن نشانه ها مخصوصا مواردی که تاکید شد را به شکل شدیدی دارد یا کسی شدید ندارد اما هر ۹ تا علامت رو داره این هم باز احتمالا دارو رو لازم داشته باشد. حتی کسی ک علائم جسمانی را گزارش میکنه ک اصلا در DSM نیست. در افسردگی های شدید دردهای مبهمی رو ممکنه افراد گزارش کنند مخصوصا سردردهای خیلی زیاد، صدا دادن سر (صدای مور مور یا هواکش یا هلیکوپتر آمدن در سر که در افسردگی های شدید شایع است مخصوصا در شب ها و به خصوص افسرده های سالمند یا میانسال به بالا) این هم به رواندرمانی صرف اصلا جواب نمیده کسی که علائم جسمانی یا وز وز گوش این شکلی داره طبیعتا به دارو نیاز دارد.
به طور کلی وقتی فردی علائم جسمانی زیادی گزارش میکنه باید ارجاع داده بشه.
زمانی ک فردی که افکار خودکشی هذیان و توهم داره باید دارو مصرف بکنه.
زمانی ک معیارهای تشخیصی رو خیلی شدید داره به خصوص اونهایی ک میتکنه سلامتیش رو به خطر میندازه باید دارو مصرف کند. مثل مسائل تغذیه و خواب
کسی که همه علائم و معیارها رو دارد باید دارو مصرف کند
این ها کاندیدهای دارودرمانی هستند و رواندرمانی صرف رویشان جواب نمیده و حتما باید ارجاع داده شوند و اگر دچار مشکلی بشند میتونند قانونا پیگیری کنند (ضمن این که برعکسش هم ممکنه اتفاق بیفته مثلا پزشکان خیلی خساست میکنند در ارجاع دادن.)

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

با توجه به اثر اولیه primary effect آن حسی که ما در چند ثانیه اول از یک آدم میگیریم خیلی مهم است پس مهم است هم محیط مناسب باشد و اتاق کارتان فضای خیلی عجیب غریبی نداشته باشد و جای راحتی باشد هم ظاهرتان و برخوردنان دوستانه باشد تا ارتباط بتواند شکل بگیرد.
اگر احساس کردید مراجع ناراحت و معذب است باید مشکلش حل شود به خصوص کسانی که بار اولشان است می آیند ممکن است احساس ناراحتی داشته باشند مضطرب باشند باید ازش پرسید مشکل خاصی وجود داره یا نداره؟ هدفش از اینجا بودن چی است؟ بعضی ها ممکنه تردید داشته باشند در رازداریتون ممکنه بگند یک چیزهایی می‌خواهیم بگیم که مطمئن باشم پیش خودتان میمونه؟ فکر بد راجع بهم نمیکنید؟ یا مثلا میگه نمیدونم از کجا شروع بکنم در موارد اول باید در رازداری مطمئنش بکنیم کسی که تا حالا پیش روانشناس نیومده و میخواد حرف های خیلی شخصیش رو بزنه طبیعتا یه ذره می‌ترسه روانشناس جایی بره حرفاش رو بگه از رازداری و قضاوت نکردن مطمئنش می‌کنیم
در حالت دوم که می‌گوید نمیدونم از کجا شروع کنم هم بهش کمک میکنیم که از یک جایی شروع کنه و هدایتش میکنیم ک بتونه مطرح کنه مثلا میگیم برای چه تصمیم گرفتی روانشناس بیایی؟
چه کسی به تو پیشنهاد داد؟
در این بخش ما ID و CC را تقریبا داریم و استارت رابطه در اینجا شکل میخوره

۲- قسمت میانی: بدنه اصلی مصاحبه است. ۳۰ ۴۰ دقیقه تقریبا زمان می‌برد. بر مبنای آن چیزی که مطرح کرده و آن شکایت اصلی ک مطرح کرده ما به این فکر میکنیم ک بدنه مصاحبه باید چی باشه؟
مثلا اگر شکایت اصلیش از علائم اضطراب افسردگی یا مصرف مواد است(هر چیزی که در CC مطرح کرده) میایم اون رو توی قسمت بدنه اصلی مصاحبه بررسی می‌کنیم مثلا علائمی که میگه از کی شروع شده؟ اگر ظنی به اختلالی می‌بریم حتما دونه دونه معیارهایش را طبق DSM بررسی می‌کنیم تا تشخیص را بگذاریم.
مدت زمانش افکار خودکشیش و مسائل این گونه را بررسی می‌کنیم. نکته مهم این است که این همان شرح حاله است بنابرین از مصاحبه شرح حال بدست می آید و شرح حال از مصاحبه جدا نیست در مصاحبه به سوالاتی که در شرح حال داریم هم پاسخ داده میشود. مثلا هیچ وقت مستقیم از فرد نمیپرسیم آیا توهم داری/قضاوتت مختل است؟ اما در حین مصاحبه متوجه می‌شویم توهم دارد یا ندارد؟قضاوتش مختل است یا نه.
این ها رو که بررسی کردیم در سابقه بیماری فعلی روند اختلال هم دستمون میاد. چی شده که ایم اتفاق افتاده؟ تاریخ دقیقی نمیخواهیم از او بگیریم ولی توالی رویدادها برامون مهمه که اول چی شد بعد چی شد و در نهایت آدمه چجوری به این جا رسیده این قسمت خیلی میتونه طولانی ولی زمان رو حتما باید مدیریت چون یک بخش سوم و قسمت پایانی مصاحبه هم داریم که آن هم یک ۵/۱۰ دقیقه ای زمان می‌برد.

۳- مرحله پایانی: حتما باید باشه ما نمی‌توانیم ته مصاحبه رو باز بذاریم حتما باید جمع و جورش کنیم و جمع بندی از جلسه داشتیم در حدی که متناسب سطح درک و تحصبلات مراجع هست از ارزیابی و تشخیصمون یه چیزی بهش بگیم و به توافق برسیم ک جلساتش به چه صورتی قرار است باشه بخش پایانی تکلیف مراجع رو مشخص میکنه اگر نباشه مراجع میره بیرون میگه چی شد اصلا؟ الان بیام باز؟ نیام باز؟ این ها توافقاتی است که حتما باید در بخش پایانی با مراجع داشته باشیم.
یک جمع بندی از جلسه میکنیم ک نتیجه ای بگیریم مراجع احتمالا میخواد بدونه تشخیصمون چیه بستگی به سطح مراجع میتونیم بگیم نیاز به بررسی بیشتر دارد یا حدسمون رو بگیم.
(اسم اختلال رو به مراجع میتونیم بگیم یا نه؟ همیشه این اختلاف نظر وجود دارد بعضی ها میگند اصلا اسم اختلال نگید میره سرچ میکنه بعضی ها میگند کلی بگید مثلا اختلالتان در حوزه اختلالات خلقی/اضطرابی است. اختلال شخصیت ها را مخصوصا مرزی را نباید بگوییم)

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

در شرح حال گیری خیلی اطلاعات زیادی میخوایم و باید مراقب باشیم شبیه بازجویی نشه ما به مراجع اجازه میدهیم صحبت کنه خیلی از اطلاعاتی که ازش می‌خواهیم رو خودش میگه. اگر چیزی رو نگفت و لازمش داشتیم میپرسیم یا اگر چیزی رو اشاره کرد ازش میخوایم بیشتر توضیح بده اگر چیزی رو نگفت و ما لازمش داشتیم آن موقع ازش میپرسیم و میخواهیم که برایمان توضیح دهد.
بیشتر مراجع باید صحبت کند و ضرورتی ندارد که همان ۱۰ دقیقه اول ما شرح حال کامل بگیریم میتونیم یکی دو جلسه موضوع را کش بدیم که خیلی شبیه سوال جواب نشه و رابطه خراب نشه شما خیلی تند تند سواب بپرسید از طرف احتمال این ک رابطه درمانب شکل بگیره خیلی میاد پایین.

تشخیص و پلن درمان هم همه در فرم شرح حال است که اینجا ما با آن ها کاری نداریم.


● یک نکته خیلی خیلی مهم: هر کسی با هر شکایتی و هر CC ئی به شما مراجع کرد این را در او باید حتما بررسی کنید. SOAP:
S: Suicide
هر کسی با هر شکایتی به شما مراجعه کرد افکار خودکشی یا دگر کشی قصد آسیب به خودش یا دیگری را حتما باید بررسی کنیم.
(هر کسی به هر دلیلی پلن و به خصوص اقدام خودکشی داشته باشه هشداردهنده است)
(کسانی تعداد زیاد علائم با شدت بالا تجربخ میکنند کسانی که قصد خودکشی یا دگر کشی دارند و کسانی که هذیان و توهم دارند باید بستری شوند.)
O: Organic
چیز دیگری که در آدم ها بررسی میکنیم شرایط زیستی آن آدم است. از نظریه دوگانگی جسم و روان دکارت چندین دهه می‌گذرد و الان عمیقا معتقدیم شرایط زیستی و جسمی یک آدم روی شرایط روانیش تاثیر گذار است و رابطه، یک رابطه کاملا ۲ سویه است.
هر کسی با هر شکایتی به شما مراجعه کرد وضعیت سلامت جسمیش و این که بیماری خاصی دارد یا نه را بررسی کنید شاید علائمی که به شما گزارش میدهد یا ناشی از اختلال است یا فرد نگران وضعیت سلامتیش است.
A: alcohol
هر کسی با هر شکایتی به شما مراجعه کرد بررسی کنید الکل یا هر ماده خاصی مصرف می‌کند یا نمی‌کند

P:psychosis
هذیان و توهم
هر کسی با هر شکایتی به شما مراجع کرد بررسی کنید علائم سایکوتیک مثل هذیان و توهم تجربه میکند یا نمیکند

به خصوص در شرایطی که نمی‌خواهیم شرح حال طولانی داشته باشیم مثل شرایط اورژانسی این یک کلیدواژه خیلی کمک کننده است که اطلاعات خیلی زیادی را میتواند به ما بدهد.

بررسی این که یک نفر افکار خودکشی دارد یا نه توسط روانشناس یک انتقادی که به آن می‌شود این است که فرد ممکن است به فکر خودکشی نبوده باشد و بررسی روانشناس باعث می‌شود به خودکشی فکر کند.
هیچ شواهدی وجود ندارد که گفتن و بررسی ما باعث شود مراجع اقدام به خودکشی کند.

البته کلمه خودکشی را به کار نمی‌کنیم مثلا از مراجع میپرسیم چه اتفاقی بیفتد خیلی خوشحال میشوی؟ میگه بمیرم نباشم. بعد میپرسیم ینی چی؟ ممکنه بیشتر توضیح بدی؟
ممکنه مجبور بشیم ازش بپرسیم تاحالا شده به این فکر کنی که خودت خودت رو از بین ببری؟ کسی که افکار خودکشی دارد با کسی که پلن و سابقه خودکشی دارد واقعا جایگاه برابری ندارد کسی که پلن دارد و سابقه اقدام دارد خطر برایش بیشتر از کسی است که پلن ندارد و سابقه ندارد

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

اگر کسی چیزی مصرف می‌کند ما زمانبندیش با اختلال را باید چک کنیم. یعنی ببینیم آیا این چیزی ک در CC و سابقه بیماری فعلی گفته اتفاق افتادنش همزمان بوده با مصرف آن چیزی که متوجه شدیم داره مصرف میکنه؟ قبلش بوده یا بعدش بوده؟ به طور کلی میزان بروز اختلالات روانی در آدم هایی ک مصرف کننده مواد هستند حتی الکل نسبت به آدم های عادی بیشتر است. یا وضعیت به این شکل بوده که اون فرد به لحاظ زیستی آمادگی ابتلا به یک اختلال رو داشته و این مصرف استارتش رو زده یعنی من مستعد به اختلالات سایکوتیک بودم زمینه خانوادگیش رو داشتم چیزی هم نشان نمی‌دادم یک بار میرم تو مهمونی یک چیزی میزنم از فرداش هذیان ها و و توهماتم شروع میشه یا یک حالت دیگری که برای بعضی افراد پیش میاد این هست که من یک سری علائم از اختلالات روانی را دارم برای تسکینش میام مواد مصرف میکنم مثلا اختلال افسردگی دارم برای بالا بردن خلق و اشتها، مواد افیونی و زیرشاخه های تریاک مصرف میکنم. (حتی آدم هایی هستند که برای مشکلات جنسی تریاک مصرف کردند و اعتیادشان از اینجا شروع شده)
فقط در چند بار اول مواد خاصیت مثبت را دارد.

مواد و ارتباطش با اختلالات روانی، وضعیت مصرف مواد روی اختلال ممکن است تاثیر بگذارد. این رو حتما لازم نیست ارجاع بدید به روانپزشک ولی باید بررسی شود که مصرفش به چه شکل است اعتیاد گونه است یا مصرف گاه به گاه دارد. کسی که اعتیاد دارد بد نیست توصیه کنیم بهش که ترک بکند یا از داروهای جایگزین مثل متادون اپیوم تحت نظر کلینیک استفاده کند.
(در مورد داروهای نگه دارنده مثل اپیوم و متادون چند مسئله وجود دارد یکیش اینه که این ها غیر قانونی نیستند. جرمی برای آن ها تعریف نشده.
به آن شدت علائم ترک و تحمل را نمیدهند.
از جای امنی تهیه میشوند. فردی که متادون را می‌داند فردا از کلینیک میگیرد نگران فردی که فردا ساقی از کجا پیدا کنم موادم را تهیه کنم ندارد.
گیرنده هایی را که مواد مخدر میاند میگیرند و باعث می‌شوند علائم ترک تسکین پیدا کند متادون و اپیوم این گیرنده ها را میگیرند و مصدود میکنند و میل به مواد کاهش میابد.
معمولا روند درمان با داروهای نگه دارنده این گونه است: داروهای نگه دارنده را جایگزین میکنند بعد کاهش تدریجی میدهند اما واقعیتی وجود دارد این است که خود آن داروی نگه دارنده را رها نمیکنند.
ترک در پدیده اعتیاد کلا خیلی کم هست. ترک کردن خیلی سخت نیست نگه داشتنش سخت است.)

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

در شرح حال ممکن است چیزهایی وجود داشته باشد که نشان دهد مراجع نیازمند دارو است.

● فرم شرح حال
فرم های مختلفی از شرح حال ما میبینیم کامل ترینش بر اساس کاپلان است. موسسات هم شرح حال با فرمت خودشان دارند.

ID:
اولین قسمت شرح حال ها معمولا ID هست که اطلاعات هویتی فرد است. به ما جنسیت، سن، شغل وضعیت تاهل، فرزند دارد یا ندارد، با چه کسی دارد زندگی می‌کند و... مراجع را نشان می‌دهد. اینجا هنوز چیزی نیست که بفهمیم این آدم نیاز به دارو دارد یا نه.

شکایت اصلی مراجع CC :
قسمت دوم شرح حالک شکایت اصلی مراجع است. همان چیزی که وقتی سلام علیک با مراجع تمام می‌شود می‌گوید برای این اومدم اینجا با همان جملات و ادبیات خودش نوشته می‌شود. مثلا یک مدت است خیلی ناراحتم یا با فلانی خیلی مشکل دارم ممکنه هر چیزی بگه و ما جمله خودش را در این قسمت شکایت اصلی می‌نویسیم اینجا هم باز چیز خاصی نیست اگر بگه از زندگی سیرم میخواهم خودم را بکشم چرا این جای توجه دارد ولی معمولا CC شکایت اصلی این جمله نیست جمله های دیگر است مثلا از زندگی خسته شدم.

سابقه بیماری فعلی:
معمولا در ساختار اکثر شرح حال ها گزینه بعدی سابقه بیماری فعلی است که مراجع برای شما توضیح میده از کی دچار این وضعیت شدم مثلا میگوید یک سال است که خیلی احساس غمگینی دارم، اشتها ندارم، خوابم خوابم دچار مشکل شده یا هر چیز دیگری. در سابقه بیماری های فعلی معمولا شروع میکند به توصیف علائمی که باعث شده Cc مطرح شود و بیاد پیش شما.
* اگر در سابقه بیماری فعلی فرد ببینیم تعداد علامت ها خیلی زیاد است یعنی DSM که برای هر اختلال یک جدولی داره معیارهای A که معیارهای تشخیص هستند برای هر اختلال ۱۰ ۱۲ تا علائم رو ذکر کرده و گفته اگر ۶/۸ تایش را داشته باشد ما تشخیص را میگذاریم. مراجع میاد و هر ۱۲/۱۰ تا رو به حد اعلی برای شما توصیف میکنه که همرو تجربه کرده. این یکی از چیزهایی است که این احتمال را مطرح میکند که این آدم احتمالا نیاز به دارو دارد چون کسی که همه علائم را تجربه میکند احتمالا شدت اختلال درش زیاد باشه و صرف روان‌درمانی به او جواب ندهد بنابرین یکی از چیزهایی که شرح حال یک نفر نشان می‌دهد یکی از گزینه هاش دارودرمانی است این است که اینجا ک علائم را توصیف میکند قشنگ طبق جدول DSM هر ۱۰ ۱۲ تا رو میگه داره و حتی بعضی هایش را ممکنه خیلی شدید تجربه کرده باشد. (البته احتمال میدهیم که به دارودرمانی نیاز دارد سریع نتیجه گیری نمی‌کنیم. تا این جا ۱۰ دقیقه است که مراجع را دیده ایم هنوز تصمیم گیری نمیکنیم)

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

رواندرمانی در خیلی از موارد یک کار تیمی است. زمانی که مراجع هم به دارو هم به رواندرمانی نیاز دارد. روانپزشکان هم مقداری در ارجاع دادن خساست میکنند. هم روانپزشکان هم روانشناسان باید رابطه کاملا متقابلی باهم داشته باشند تا در نهایت نتیجه مطلوبی برای فردی که ما به او مراجع و روانپزشکان به او بیمار میگویند به دست بیاید. هم ما باید به آن ها ارجاع دهیم هم آن ها هم وقتی فردی نیاز به رواندرمانی دارد نباید خساست به خرج دهند و او را ارجاع دهند.
پس تعامل باید ۲ سویه باشد تا مراجع ما و بیمار آن ها یک نتیجه خوبی بگیرد اگر نگاه خیلی بزینیسی بخواهد باشد ممکن است اتفاقات خیلی خوبی نیفتد.

در رابطه ۲ نفره ای که با روانپزشکان داریم یک نفر سومی هم هست که مراجع است (شکل تو دفتر)

رسیدیم به نقطه ای که تشخیص دادیم مراجع نیاز به دارو دارد به او میگوییم خانم فلانی برین پیش دکتر فلانی براتون دارو بنویسه.
احتمال زیاد مقاومتی را از سمت مراجع میبینیم که برود و دارو بگیرد.
یکی از دلایلی ک مراجعان نسبت به مصرف دارو مقاومت دارند، ترس ها و باورهایی است که راجع به داروهای حوزه روانپزشکی وجود دارد. مثلا اگر من دارو بخورم معناد میشوم و همیشه باید دارو مصرف کنم اما واقعیت این است که همه داروهای روانپزشکی وابستگی ایجاد نمیکنندو معمولا با یک روندی دارو شروع و قطع می‌شود که علائم ترک و وابستگی را مثل اعتیاد فرد تجربه نمی‌کند.
بعضی ها از عوارض داروهای روانپزشکی میترسند مثلا بعضی ها میگویند داروهای روانپزشکی مغز را از بین می‌برد یا حتی عوارض معمولی داروها مثلا تاثیراتی که روی وزن می‌گذارد مثلا کاهش یا اضافه وزن خیلی شدید ممکن است خواب‌آلوده بشند بعضی ها رو عملکرد جنسی تاثیر دارد ممکن است فرد از این ها بترسد.
مورد دیگری که وجود دارد، ترس از انگ و استیگمایی است که مصرف داروی روانپزشکی دارد. یک تصوری وجود دارد ک داروها فقط برای آدم هایی است ک یک بیماری های روانی خیلی جدی و شدیدی دارند.
بعضی ها میترسند اگر دارو بخورند فرد از خود بی خود شود و دیگر روی خودش کنترلی نداشته باشد.

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

ما روانشناسان اصطلاح بیمار روانی را به کار نمی‌بریم ما مراجع داریم و اختلال اما چون حیطه روانپزشکی صحبت میکنیم، پزشکان به هر کس جدا از مشکلی که دارد مریض و بیمار می‌گوید و این ها را ترجیح می‌دهند.
وقتی به یک فرد بیمار یا مریض گفته میشود یک نقش منفعاله به فرد داده میشود و این چیزی است که ما در روانشناسی نداریم ما برای درمان فرد که مبتلا به یک اختلال روانی است همکاری خود فرد را نیاز داریم و خود فرد باید آن مسیر را طی کند. بستگی به رویکردی که داشته باشید نقش روانشناس یا درمانگر یک مقدار کم یا زیاد می‌شود اما بیشترین سهم و نقش را برای خود مراجع قائل هستیم. ( البته گاهی به مراجعینی برمیخورید که می‌گویند من را خوبم کنید اما باید برای او توضیح دهیم که همچین چیزی نداریم یک مسیری هست که باید باهم طی کنیم و شما در نهایت بتوانید این شرایط را کنترل کنید.)
پس ما روانشناسان می‌گوییم مراجع روانپزشکان می‌گویند مریض اما منظورمان یک نفر است.


در سال ۱۹۴۰/۱۹۴۵ یک انقلابی در حوزه روانشناسی و روانپزشکی اتفاق افتاد و آن داروهای روانپزشکی بود. داروهای روانپزشکی به آن شکلی که امروزه داریم از این سال خیلی شایع و تولید شدند و کمکی که به حوزه روانپزشکی و روانشناسی کردند این بود که میزان بستری شدن آدم ها را به شدت کاهش دادند یعنی تا قبل از این تاریخ آدم ها با اختلالات خیلی ساده مجبور بودند در بیمارستان هایی که خیلی شرایط مطلوبی نداشتند بستری شوند اما انقلابی که داروهای روانپزشکی بوجود آوردند میزان بستری شدن به شدت کاهش پیدا کرد و آدم ها می‌توانستند در حین اختلالی که به آن مبتلا هستند در محیط زندگی و کاریشان باشند.(مثل چیزی که الان ما میبینیم، ممکن است آدم هایی که اطرافمان هستند در حین این که تحت درمان دارویی برای یک اختلال خاص هستند سر کلاس دانشگاه می‌آیند سر کار می‌روند و مثل آدمی که برای کنترل فشار خونش قرص مصرف می‌کند.)
هر چند هنوز یک دید منفی به داروهای روانپزشکی وجود دارد خیلی از آدمها وقتی می‌بینند یکی قرص فشار میخوره در مقایسه با یک نفر که قرص مربوط به بیماری های روان را مصرف میکند این ۲ را به یک چشم نگاه نمیکنند.
(خیلی شرایط بهتر شده نسبت به یکی دو دهه پیش اما هنوز انگ زدایی از بیماری های روان یک مقدار کار دارد)
نگاه خیلی از آدم ها به افرادی که داروهای روانپزشکی مصرف میکنند بد است و انگ و استیگمایی نسبت به آن ها وجود دارد. انگار که این افراد یک جرمی مرتکب شدند فکر میکنند این افراد عمدا دارند آن کار را انجام می‌دهند یا یک مشکل جدی دارند و ممکن است به او صدمه بزنند یا ... (یا ممکن است نگاه ترحم آمیز به این افراد داشته باشند)
(وقتی عامل ایجاد کننده عامل زیستی است، دارودرمانی لازم است)

کار ما به عنوان روانشناس:
شما توی دفتر کارتان نشسته اید یک فردی به شما مراجعه می‌کند. باید برای او یک تشخیص بگذارید، یک کنترل درمان برایش داشته باشید و در ایده آل ترین وضعیت ممکن باید پیگیری هم داشته باشید. ( یعنی یک نفر که دوره درمانیش تمام می‌شود هر از چندگاهی سراغی از او بگیرید و این کمک میکند به حفظ درمان و پیشگیری از عود اختلال که فرد به آن مبتلا بوده)
در تمام این مراحل میدانید که ارتباط برای ما خیلی مهم است و چیزی که روانپزشک ممکن است خیلی به ارتباط حساس نباشد اما یک بخش خیلی زیادی از کار ما روانشناسان ارتباط است.
ارتباط اساس درمان است. راجرز معتقد است که درک شدن و ارتباط خود درمان است. خیلی ا آدم ها منشا اختلالاتشان همین است که آدمی را نداشتند که بفهمتشان و درکشان کند و ارتباط مناسبی با آن ها داشته باشد. شما همین که بتوانید با یک فردی ارتباط بگیرید و او بتواند متوجه موضوع شود خودش یک قدم مهمی از درمان است.

فرایند تشخیص تا درمان و این تشخیص که کی و کجا باید مراجع را برای دارو درمانی پیش روانپزشک بفرستیم و ارجاع دهیم:
برای این که به این نقطه برسیم ابتدا باید مشکل و اختلال مراجع و منشا آن را تشخیص بدهیم.
برای این که ببینیم چه اختلالی وجود دارد کاری انجام میدهیم تحت عنوان ارزیابی بالینی.

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

دو نمونه کیس ریپورت

☝️☝️☝️

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

✅ جمع بندى توسط روانشناس

1️⃣خانم مریم ۲۷ ساله دچار اختلال دو قطبی هستند باید دارو دریافت کنند از روانپزشک و همزمان یکی از روشهای درمانی مانند سی بی تی با ایشان توسط روانشناس کار شود علاقه به ارتباط با مردها از دوران کودکی ریشه میگیرد و بیماری دو قطبی وی در فاز مانیا نیز بران تاثیر گذار است. تریگر ایشان تولد فرزندش است نداشتن دوستان خوب و همسر و خانوادهی حمایتگر نیز عامل تداوم بخش است.

2️⃣ایشان الان در حال گذار از یک وضعیت بغرنج و پر کشمکش و سخت هستند و ممکن است که مشکلات مزمنی داشته باشند ولی در حال حاضر امکان برسی نیست .
شکایت اصلی کاملا منطبق بر شرایط روانی فعلی ایشان است.
پیشنهاد ؛ درمان حمایتی تا اتمام فرایند طلاق، سپس درمانهای شناختی متناسب با شرایط مراجع ) و همچنان حمایتی . سپس گروه درمانی.

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

✅تاریخچه مصرف الکل و مواد
Substance history

☑️حدود یک ماه مصرف سیگار داشته است


✅تاریخچه بیماری جسمانی
Medical history
☑️ خیر

Читать полностью…

کیس ریپورت روانشناسی برتر

✅ شکایت اصلی / chief complaint (CC)

☑️ چیزی که الان منو آزار میده اینه که احساس کمبود انرژی و حواس پرتی و گیجی دارم. گاهی یهویی غمگین میشم و پر از احساس منفی میشم. حدود ده ماهه منزل شوهرم رو ترک کردم و تصمیم به طلاق دارم همسرم بی توجه و بی احساس و سرد بود و دست بزن داشت و هیچ ارزش و احترامی برای من و بچه قائل نبود من همیشه احساس کمبود محبت و توجه از طرف آقایون دارم. دنبال رابطه جنسی نیستم ولی مثلا اگر بخوام پزشک انتخاب کنم دوست دارم پزشک آقا باشه. هیچ رابطه صمیمی با دیگران ندارم روابط اجتماعی عادیم در محل کار و.. خوب هست اما رابطه ی صمیمی ای ندارم.

Читать полностью…
Subscribe to a channel