21520
"کانال سینمای موج نو" به تحلیل و بررسی "سینمای موج نوی فرانسه" به دلیل اهمیت فراوان در تاریخ صنعت سینما و تاثیرات آن بر دیگر سینماگران جهان میپردازد🎬 Contact us : @CinemaNewWave www.instagram.com/cinema.newwave
*دوره جامع و بین المللی فیلمنامه نویسی .*
ارائه مدرک معتبر بین المللی با کد رجیستر با مجوز از وزارت علوم گرجستان .
در ایران ، به سبک کالیفرنیا بنویسید!
دورهای که سرفصلهای آن دقیقاً طبق استانداردهای دانشگاه سینمایی USC کالیفرنیا (رتبه ۱ سینمای جهان) طراحی شده و تاییدیه بینالمللی دارد.
🎁 فرصت طلایی دوره با ۵۰٪ تخفیف:
فقط ۳ قسط ۷۵۰ هزار تومانی!
✅ لایسنس اسپاتپلیر + محتوای سطح جهانی.
《 هزینه صدور گواهینامه، مجزا از مبلغ دوره میباشد.»》
📥 برای ثبتنام و دریافت لایسنس پیام دهید.👇👇
@Saeed_sh988
۰۹۱۲۳۶۴۰۹۵۷
۰۹۳۸۳۶۴۰۹۵۷
کانال کلیدسینما👇👇
/channel/amoozesh0cinema
برسون برای فیلم «محکومبهمرگی گریخته است»، در جشنواره فیلم کن در سال 1957 برنده بهترین کارگردانی شد. این فیلم توسط هیئت ملی بازبینی، به عنوان یکی از بهترین فیلمهای خارجی سال 1956 معرفی شد.
▪️امروزه گاهی این اثر را شاهکار برسون می دانند. در نظرسنجی منتقدان Sight & Sound در سال 2012 در رتبه 69 قرار گرفت. راجر ایبرت می نویسد: "دیدن فیلمی مانند "مردی که گریخت" مانند یک درس در سینما است. این فیلم با نمایش همه چیزهایی را که در یک فیلم ضروری نیست، سینما را آموزش می دهد. «عادت کردهام، من نمیتوانم به یک شات غیرضروری در "مردی که گریخت" فکر کنم .»
کریستوف کیشلوفسکی ، فیلمساز لهستانی، تحت تأثیر این فیلم قرار گرفت و آن را در زمره ده فیلم برتری قرار داد که بیشترین تأثیر را بر او گذاشتند. کریستوفر نولان فیلمساز بریتانیایی-آمریکایی هنگام ساخت دانکرک (2017) تحت تأثیر این فیلم قرار گرفت.
@Cinema_New_Wave
محکومبهمرگی گریختهاست
Un condamné à mort s'est échappé ou Le vent souffle où il veut
(نسخه دوبله فارسی)
کارگردان: روبر برسون
فیلمنامهنویس: روبر برسون
بازیگران: فرانسوا لتریه، چارلز لو کلینش
موریس بیربلاک، رولاند مونود
ژاک ارتو، ژان پل دلومو
راجر ترهرن، ژان فیلیپ دلمار
سزار گاتگنو، ژاک ارلمان
کلاوس دتلف گریونهورست
لئونارد اشمیت
موسیقی: موزارت
فیلمبردار: لئونس هانری بورل
تدوین: ریموند لمی
بر اساس خاطرات آندره دوینی
تاریخ انتشار: ۱۱ نوامبر ۱۹۵۶
مدت زمان: ۹۶ دقیقه
کشور: فرانسه
✔️درباره فیلم
در لیون، در سال 1943، فونتن، یکی از اعضای مقاومت فرانسه، از ماشینی که او را به زندان مونتلوک می برد، بیرون می پرد. او بلافاصله دستگیر می شود و اسیرکنندگان آلمانی او را دستبند می زنند، کتک می زنند و زندانی می کنند. فونتین در طول مدتی که در زندان بود، به طور مرتب صدای تیراندازی را می شنود که سایر زندانیان اعدام می شوند...
@Cinema_New_Wave
▪️گزیدهای از شاتهای ماندگار سینمای روبر برسون کارگردان مشهور سینمای فرانسه
▫️Robert Bresson
— Born: September 25, 1901
— Died: December 18, 1999
@Cinema_New_Wave
برسون در "پوی دو دوم" ، Puy-de-Dome به دنیا آمد. در ابتدا بیشتر حول و حوش نقاشی و عکاسی کار میکرد تا اینکه اولین فیلم کوتاهش را در سال ۱۹۳۴ ساخت. در طول جنگ جهانی دوم به مدت یک سال در زندانهای ارتش نازی به سر برد.
▪️در سال ۱۹۴۳ برسون اولین فیلم بلند خود را (فرشتگان گناه) ساخت. او در فیلم "بانوان جنگل بولونی" آخرین همکاری خود را با بازیگران حرفهای انجام داد. با فیلم "خاطرات یک کشیش روستا" او شروع به ساختن آثاری مینیمالیستی کرد و از آن به بعد نیز این سبک برای بقیه فیلمهای او باقیماند. البته بدین تربیت چون فیلمهای او بسیار شخصی بودند و هیچ عنصر عامهپسندی در آنها وجود نداشت به زحمت میتوانست برای خود تهیهکنندهای پیدا کند و برای او ساختن بیش از یک فیلم در پنج سال تقریباً غیرممکن بود. اما در هر حال در اطراف کارهای او منتقدان متعصب بسیار زیادی وجود داشت. او در دهه هشتاد از فیلمسازی دست کشید و در سال ۱۹۹۹ به مرگ طبیعی در گذشت.
@Cinema_New_Wave
❐ فیلم «خانه سیاه است» (1962 فروغ فرخزاد) جزو معدود فیلم-مقالههای مهم در تاریخ سینمای ایران است. تصاویر فیلم، گوشهای از زندگی محنت بار جذامیان در یک جذامخانه در اطراف تبریز را روایت میکنند. ازطرفی اشعار فروغ توسط خودش خوانده میشود. این اشعار در تضادی شاعرانه با تصویر قرار گرفته و مونتاژ اثر نیز با در نظر گرفتن این تضاد، راه را برای اثرگذاری حسی هموار میکند. همچنین آستروک در یکی از قسمتهای مهم دوربین قلم، بر رهایی سینما از سلطه تصویر تاکید میکند. در مثال بالا این امر به خوبی متجلی است. آیا میتوان جمله معروف هیچکاک مبنی بر اینکه “فیلم خوب، فیلمی است که اگر صدای آن را نیز قطع کنیم همچنان خوب باشد” را درباره «خانه سیاه است» بکار ببریم؟ اساساً آیا کسی میتواند تاثیر شعر فروغ بر فیلم را انکار کرده و یا حتی در محافظهکارانهترین حالت ممکن اهمیت آن را کمتر از تصاویر بداند؟ مشخص است که فرم این فیلم قدرت خود را نه تنها از منظرگاه تصویر که از طریق صدا و واژگان و تضاد آنها با تصویر دریافت میکند. اینگونه است که در فیلم- مقاله، سینما از سلطه تصویر رها شده و به سمت نوعی فیلم نگارش شده قدم بر میدارد.
@Cinema_New_Wave
❐ اما چه چیز دوربین-قلم را اینچنین خاص میکند؟ در نگاه اول دوربین-قلم به مانند یک نوشتهی معمولی میماند. نه پیچیدگیهای ادراکی و بینامتنی نوشتههای آیزنشتاین را دارد، نه مانند بازن به تبیین دقیق الگوهای درونی فیلمهای سینمایی میپردازد و نه دقت نظر علمی کریستین متز را دارد. و اتفاقا همین مسئله سبب شده تا دوربین-قلم هیچگاه به عنوان یک مقالهی آکادمیک در نظریهی فیلم مطرح نشود، چنان که مقالهی “برخی گرایشهای سینمای فرانسه” از فرانسوا تروفو نیز جایگاه آکادمیک پیدا نکرد، اما در محکم کردن پایههای تئوری مولف بسیار تاثیرگذار بود. ویژگی اصلی دوربین-قلم اما حالت پیشگویانهی عجیب و غریب آن است. به طوری که مسائلی که آستروک در این نوشته مطرح کرد، چندین سال بعد در سینمای موج نوی فرانسه و البته فیلمهای موسوم به فیلم-مقاله (سینما-مقاله) دیده شد.
پیام دوربین-قلم در واقع رهاسازی سینما از حصار سلطهی تصاویر بصری و نزدیککردن آن به زبان و فرم نوشتار بود. دقیقا همین جاست که فیلم- مقاله به کمک میآید تا نوشتههای نظری آستروک در قالب عملی و به شکلی ملموس درک شود.
@Cinema_New_Wave
🏛 به زودی این پست حذف خواهد شد لطفاً
زودتر وارد شوید⚫️
از فرصت پیش آمده استفاده کنید...🖤🦁
❐ از اواخر دهه 1960 به بعد، آستروک بیشتر در تلویزیون فعالیت داشت و به طور متناوب بین اقتباس های ادبی و مستند کار می کرد. در سال 1994، او اولین دریافت کننده جایزه رنه کلر آکادمی فرانسه برای موفقیت در سینما شد. آستروک در کنار فعالیت در سینما، تعدادی کتاب منتشر کرد. اولین رمان او به نام Les Vacances در سال 1945 منتشر شد و در اواسط دهه 70 به ادبیات بازگشت و آثار داستانی، مجموعه مقالات و خاطرات را منتشر کرد. در سال 2015، نوئل سیمسولو، بازیگر و منتقد، مصاحبهای با آستروک با عنوان The Pleasure In All Things منتشر کرد.
فیلمساز و نویسنده ای که نظریه هایش در مورد سینما بر تروفو، گدار و شابرول تأثیر گذاشت
الکساندر آستروک، کارگردان و نویسنده سینما، متولد 13 ژوئیه 1923 در 19 مه 2016 در سن 92 سالگی درگذشت.
🎬 پارت 36 نیز با بررسی آثار "الکساندر آستروک" به پایان رسید، در پارت 37 به بررسی آثار "روبر برسون" که تاثیر بسزایی در فیلم های موج نوی فرانسه گذاشت خواهیم پرداخت.
@Cinema_New_Wave
درباره فیلم
در این فیلم الکساندر آستروک سبک قبلی خود را که بر اساس نظریه "دوربین-قلم" بود که فیلم های به یاد ماندنی مانند "Le Rideau Cramoisi" و "Une Vie" را به وجود آورد، کنار می گذارد. در فیلم «آموزش عاطفی» متوجه میشویم که کارگردان تسلیم رذیلتهای موج نو شده است: شخصیتهای توخالی، فیلمنامه شل، گفتگوهای «عمیق» «جدی» «معنادار»، افراد خودمحور که حتی نمیدانند دنیای بیرونی وجود دارد.
"آستروک" که آزادانه از "گوستاو فلوبر" اقتباس کرده بود - که به طرز درخشانی موفق به اقتباس از "موپاسان" شد - همان اشتباهی را مرتکب شد که "راجر وادیم" در فیلمبرداری "Les Liaisons Dangereuses" انجام داد: انتقال اثری از یک قرن دیگر به دوران خود.
این فیلم، در قلعه "سنت بریس" در "سنت بریس آن شارنت" ، در ساحل شارنت در 4 کیلومتری بالادست کنیاک فیلمبرداری شد.
فیلم با حمایت مرکز ملی سینما و تصاویر متحرک (CNC) با هدف ذخیره و انتشار اثر، در بهترین استانداردهای فنی روز، دیجیتالی و بازیابی و ترمیم شد.
@Cinema_New_Wave
36 - 3 - آموزش عاطفی
آموزش احساساتی ( فرانسوی : L'Éducation sentimentale ؛ اکران شده در بریتانیا با عنوان درس های عاشقانه ) یک فیلم درام به کارگردانی الکساندر آستروک است که در سال ۱۹۶۲ منتشر شد. داستان فیلم درباره دانش آموزی است که با یک زن متاهل طبقه متوسط که شوهرش با یک مدل به او خیانت می کند، رابطه دارد. این فیلم بر اساس رمانی به همین نام اثر گوستاو فلوبر در سال 1869 ساخته شده است. فیلمنامه توسط "راجر نیمیر" با دیالوگ های رولان لادنباخ و آلن آستروک نوشته شده است. از بازیگران آن میتوان به ژان-کلود برایلی، ماری-ژوزه نات و میشل اوکلر اشاره کرد.
@Cinema_New_Wave
😎 لیست VIP بهترین رسانه های خبری مدتی محدود در اختیار شماست. ➡️
🟣 پست به زودی حذف خواهد شد. ➡️
درباره فیلم
این اثری است که به قول منتقد دیوید تامسون، «مرد» را به همان اندازه که « شب شکارچی » چارلز لاتون جلوه می دهد، توجیه میکند، و مانند آن شاهکار، داستان دلخراش خود را با شاعرانهترین تصویرسازی سینمایی روایت میکند. در طول داستان، ژان بدبختی ها را یکی پس از دیگری تحمل می کند تا اینکه تنها چیزی که از توهمات عاشقانه اش باقی می ماند ناامیدی است.
آستروک در اقتباس از رمان با کمک رولاند لادنباخ، نویسندهی همکار، بسیاری از محتواها و شخصیتهای غیرمجاز، از جمله بخش پایانی طولانی را که به سقوط "پل" پسر ژان اختصاص داشت، برید و بر رابطه مرکزی بین ژولین و ژان تمرکز کرد. او بعداً یادآور شد: «من موضوع را انتخاب نکردم. این فیلم به شرطی به من پیشنهاد شد که ماریا شل نقش اول را بر عهده بگیرد. رمان را دوباره خواندم و احساس کردم که می توانم آن را انجام دهم و من روی چیزی که هنوز به آن مربوط بود پافشاری کردم: دشواری زندگی دو نفر با هم.»
@Cinema_New_Wave
36 - 2 - یک زندگی Une Vie
( فرانسوی: Une vie ) یک فیلم درام فرانسوی به کارگردانی الکساندر آستروک با بازی ماریا شل و کریستین مارکوان محصول 1958 است. در ایالات متحده به آن End of Desire نیز می گویند. داستان آن در قرن نوزدهم می گذرد و داستان ازدواج ناخوشایند یک زن آرمان گرا با پیشینه اشرافی و یک مرد بدبین را روایت می کند. این فیلم بر اساس رمان Une Vie اثر گای دو موپاسان ساخته شده است. این فیلم در رقابت در نوزدهمین جشنواره بین المللی فیلم ونیز به نمایش در آمد.
آهنگ Une Vie که توسط رومن ولاد و مارک لانژان نوشته شده بود، به عنوان یک تک آهنگ توسط ماریا شل در سال 1958 منتشر شد و توسط گروه بزرگ ادی بارکلی در سال 1959 کاور شد.
این فیلم که توسط کلود رنوار در رنگهای نقاشی امپرسیونیستی فیلمبرداری شده بود، و با بازی فوقالعاده ماریا شل، باید یک موفقیت عمومی میبود، اما سرعت کند و سبک کلاسیک فیلم، در کنار فیلمهایی که در آن زمان در حال ظهور بودند، قدیمی به نظر میرسید.
@Cinema_New_Wave
فیلمنامه نویسی و کارگردانی سینما
فرزاد مؤتمن، فیلمساز اندیشمند و مؤلف سینمای ایران ، با نگاهی دقیق به روایت و اجرا، هجدهم دیماه در گفتوگویی تخصصی با دانشجویان و علاقهمندان سینما، به معرفی و آموزش متدهای نوین فیلمنامهنویسی و کارگردانی و تکنیکهای برتر روز خواهد پرداخت.
لینک کانال
/channel/amoozesh0cinema
▪️روبر برسون
ـــ مصاحبه با ژان-لوک گدار ــ کایه دو سینما (۱۹۶۶)
ـــ چشم، تنبل است. اما گوش برعکس، خلاق است ـــ هوشیارتر است. چشم معمولاً به دریافت منفعلانه قانع است، مگر در موارد نادری آن هم با خیالپردازی. اما گوش به مراتب تصویرسازتر و عمیقتر عمل میکند. برای مثال، سوت یک قطار میتواند تصویر یک ایستگاه کامل را در ذهن زنده کند؛ گاهی یک ایستگاه مشخص که میشناسی، گاهی فضای کلیِ یک ایستگاه، یا ریلهایی با قطاری ایستاده... تداعیهای ممکن بیشمارند. مزیت صدا این است که بیننده را آزاد میگذارد. و این همان هدفی است که باید دنبال کنیم: حفظ حداکثر آزادی برای تماشاگر. در عین حال، باید به او بیاموزیم که این شیوه را دوست بدارد ـــ باید وادارش کنیم که نحوهٔ بازنمایی ما از جهان را بپسندد. یعنی چیزها را به همان ترتیب و شکلی که خود میخواهیم ببینیم و حس کنیم، به او نشان دهیم؛ طوری که آنها را دقیقاً همانگونه که ما میبینیم و احساس میکنیم، ببیند؛ و همهٔ این کار را در حالی انجام دهیم که او را در آزادیِ کامل قرار دادهایم. این آزادی در قلمرو صدا، بسیار گستردهتر از تصویر است.
— Hearing Bresson
@Cinema_New_Wave
درباره فیلم
این فیلم بر اساس خاطرات "آندره دوینی"، یکی از اعضای مقاومت فرانسه است که توسط نیروهای آلمانی اشغالگر در زندان "مونتلوک" در طول جنگ جهانی دوم زندانی شد. اگرچه نام قهرمان داستان در فیلم تغییر یافته است، اما از فرار واقعی "دوینی" الهام گرفته شده است.
فیلم در جشنواره فیلم کن 1957 در رقابت به نمایش درآمد و یکی از تحسینشدهترین و تأثیرگذارترین آثار برسون است.
«محکومبهمرگی گریخته است»، استانداردهای فیلمهای فرار از زندان کنونی را ندارد؛ اما با رویکرد آرامتر خود از اکثر آنها بهتر است. بر خلاف بسیاری از آثار در این سبک که با پرت کردن ذهن و حواس بینندهها آمیخته شدهاند، رویکرد با تاکید بر جزئیاتِ «برسون» نیازمند توجه بینندگان است و کسی که این توجه را به فیلم نشان بدهد، در پایان پاداش خود را خواهد گرفت.
@Cinema_New_Wave
37 - 1 - محکومبهمرگی گریختهاست
یا "باد هر کجا که بخواهد میوزد" (به فرانسوی: Un condamné à mort s'est échappé ou Le vent souffle où il veut) فیلمی فرانسوی در ژانر درام و جنگی، به کارگردانی روبر برسون و محصول سال ۱۹۵۶ است.
فیلم بر پایه خاطرات "آندره دوینی" ساخته شدهاست؛ یک زندانی جنگی که در طول جنگ جهانی دوم در زندان "مونتلوک" نگهداری میشد. شخصیت اصلی این فیلم فونتن نام دارد. عنوان فرعی این فیلم از کتاب مقدس، John 3:8 گرفته شدهاست. خود "برسون" همچون "دوینی" و شخصیت فونتن توسط نازیها به خاطر عضویت در جنبش مقاومت فرانسه به زندان افکنده شده بود.
فیلم "مردی گریخت" به جشنواره فیلم کن سال ۱۹۵۷ هم راه یافت. این فیلم در کتاب ۱۰۰۱ فیلمی که باید پیش از مرگ ببینید هم گنجانده شده و از جمله معروفترین فیلمهای برسون است. موسیقی فیلم هم از آثار موتزارت گرفته شدهاست.
@Cinema_New_Wave
برسون در ستیز با قراردادها
نگاهی به سینمای روبر برسون
ابوالحسن علوی طباطبایی، ۱۳۶۷.
–سوزان سانتاگ: «از نظر برسون، هنر کشف آن چیزی است که ضروری است –فقط همان و نه چیزی بیشتر. قدرت شش فیلم برسون در این واقعیت نهفته است که خلوص و وسواس او، صرفاً بیانیهای در باب سرچشمههای سینما نیست، شبیه بخش اعظم نقاشی مدرن که بیشتر تفسیری است و زبان نقاشی در مورد نقاشی؛ این فیلمها در عین حال ایدهای هستند در باب زندگی، در باب آنچه که کوکتو «سبک درونی» مینامدش، و در باب جدیترین طریق انسان بودن. ... «شکست»های برسون بسیار ارزشمندتر از موفقیتهای اغلب کارگردانان است.»
@Cinema_New_Wave
37 - روبر برسون
روبر برسون (به فرانسوی: Robert Bresson) (زاده ۲۵ سپتامبر ۱۹۰۱ فرانسه – درگذشته ۱۸ دسامبر ۱۹۹۹ فرانسه) کارگردان و فیلمنامهنویس فرانسوی بود که فیلمهایش به سبک روحانی و پارسایانه شهرت داشت. او نقش بسزایی در ایجاد هنر فیلمسازی ایفا کرد و تأثیر بزرگی بر موج نوی فرانسه گذاشت. ژان-لوک گدار دربارهٔ برسون گفتهاست: «برسون سینمای فرانسه است همانطور که داستایفسکی ادبیات روس است و موتسارت موسیقی آلمان». آندری تارکوفسکی او را یکی از چهار الگوی خود در آفرینشهای هنری میدانست.
▪️برسون که به خاطر رویکرد زاهدانه اش شناخته شده بود، سهم قابل توجهی در هنر سینما داشت. آثار او به عنوان نمونههای برجسته فیلم مینیمالیستی در نظر گرفته می شوند. بسیاری از آثار او به دلیل تراژیک بودن در داستان و ماهیت شناخته شده است.
@Cinema_New_Wave
❐ به طور کلی سینما- مقاله را میتوان شکلی از سینما دانست که بین سینمای مستند و سینمای تجربی در حال حرکت است. این گونه فیلمها نه به طور کامل مستندنمای صرف هستند و نه کاملا جزو آثار اکسپریمنتال و تجربی دسته بندی میشوند و در واقع ترکیبی از ویژگیهای واقعگرایانهی مستند و عناصر زبانی فیلمهای تجربی هستند.
▪️ساختار یک فیلم مقاله از سه عنصر کلی بهره میبرد. تصویر، صدا و واژه که همین عنصر آخر باعث قرابت این نوع از فیلمها با سینمای مورد نظر آستروک و فرم نوشتاری در سینما میشود. این سه عنصر میتوانند در دل خود از انواع مختلفی باشند؛ برای مثال تصاویر میتوانند فیلمبرداری شده و یا آرشیوی باشند. صدا نیز میتواند موسیقی، صدای راوی و یا آمبیانس باشد. حتی واژگان نیز در قالبهای مختلفی از جمله کلمات نوشته شده و یا از کلمات یک سخنرانی و یا حتی از واژگان یک شعر استفاده میشود. مسئلهی اساسی، چگونگی برقراری رابطهی این عناصر با یکدیگر است. تصویر، صدا و واژه میتوانند به شکلهای مختلفی از طریق مونتاژ در ارتباط با یکدیگر ایفای نقش کنند.
@Cinema_New_Wave
❐ دوربین-قلم (به فرانسه: Caméra-stylo)
نظریهای است در حوزهٔ سینما که طبق آن کارگردان را به منزلهٔ یک نویسنده تلقی میکند. نویسندهای که قلمی به نام دوربین دارد؛ بنابراین کارگردان را مؤلف اثر سینمایی میشمارد. این نظریه را نخستین بار الکساندر آستروک نظریهپرداز، منتقد و فیلمساز فرانسوی مطرح ساخت. او این نظریه را در رسالهٔ تولد یک آوانگارد جدید: دوربین-قلم و در سال ۱۹۴۸ در شمارهٔ ۱۴۴ مجلهٔ اکران فرانسه به چاپ رساند. مهمترین نظریهای که متأثر از این نظریه پس از آن ارائه شد، نظریهٔ مولف فرانسوا تروفو و اندرو ساریس بود. نظریهٔ دوربین-قلم نقش مهمی در پیدایش موج نو در فرانسه داشت.
آستروک در دوربین- قلم نخست با انتقاد از منتقدانی که روزگاری «قاعدهی بازی» (1939، ژان رنوار) و «خانمهای جنگل بولونی» (1945، روبر برسون) را تحویل نگرفته بودند و بعدها که ارزش هنری این فیلمها هویدا شد از آنها دفاع کردند، شرایط وقت سینمای فرانسه و برخورد غیردوستانهی برخی از منتقدان سنتیتر با تعدادی از فیلمهای آوانگارد وقت را به موقعیت پیشین تشبیه میکند.
@Cinema_New_Wave
💬 برای ورود به مجموعهای جامع از هنر،
بر روی Add کلیک کنید.👇
📼 سینما | 💬 فلسفه
🎵 موسیقی | 📖 ادبیات
👩🎨 نقاشی | 🎓 علمی
این پست تبلیغاتی نیست، برای رشد و آگاهی شماست...⚫️لینک ورود به پوشه
❐ الکساندر آستروک امروز بیشتر به عنوان یک نظریه پرداز تاثیرگذار سینما شناخته میشود که مقاله او " تولد یک آوانگارد جدید: la camera-stylo " که در سال 1948 برای L'Ecran نوشته شد، از سینمای شخصی تر حمایت میکرد و زبان فیلم جدید دیوید تامسون، منتقد، مقاله را به عنوان «مهمترین نظریه انتقادی که سینما تاکنون تولید کرده است» توصیف کرده است. او بهعنوان کارگردان نظریههای خود را با فیلمهایی مانند Le Rideau Cramoisi ( پرده زرشکی، 1953) و Une Vie ( یک زندگی، 1958) عملی کرد، اما آثار بعدیاش تا حد زیادی تحت الشعاع ورود فیلمهای جسورانهتر و معاصر قرار گرفت. از موج نو، شهرت او به عنوان کارگردان پس از سال 1959 کاهش یافت.
او خواستار پایان دادن به سینمای نهادی و سبک جدیدی شد که هم شخصی و هم قابل انعطاف باشد. او متقاعد شده بود که سینما جایگزین رمان میشود، اما ابتدا باید سینما بیشتر شبیه رمان شود، این اولین صدای بلندی بود که توسط کارگردانان جوان موج نو فرانسه یک دهه بعد انجام شد، که توسط فرانسوا تروفو، که سیاست مولفان را فرموله کرد، این ایده که یک فیلم باید دیدگاه شخصی کارگردانش را منعکس کند، گسترش و اصلاح شد.
@Cinema_New_Wave
آموزش عاطفی
L'Éducation sentimentale
کارگردان: الکساندر آستروک
فیلمنامه: راجر نیمیر، رولان لادنباخ
تهیه کننده: ژان توران
بازیگران: ژان کلود بریالی، ماری خوزه نات
داون آدامز
فیلمبردار: ژان بدال
تدوین: ژنویو واری، ماریس سیکلیر
موسیقی: ریچارد کورنو
19 سپتامبر 1962 (فرانسه)
زمان: 92 دقیقه
✔️خلاصه فیلم
یک جوان هجده ساله روستایی، پر از رویا و آرزو، برای تحصیل به پاریس می آید. او نزد عموزاده های ثروتمندش، دامبروس ها، نقل مکان می کند. از طرفی بلافاصله عاشق زن جوان زیبایی می شود که قبلاً ازدواج کرده است...
@Cinema_New_Wave
❐ آستروک بهعنوان منتقد برجسته سینما، به همراه آندره بازن و دیگران، یکی از مهمترین باشگاههای فیلم را تأسیس کردند: Objectif 49. در اینجا کارگردانانی مانند روبرتو روسلینی، اورسن ولز و پرستون استرجز برای ارائه آثار خود آمدند و اعضای آن شامل روبر برسون، ژان کوکتو، نویسنده ریموند کوئنو و فرانسوا تروفو نوجوان بودند. این باشگاه در نهایت با Ciné-club du Quartier Latin اثر اریک رومر ادغام شد تا مجله کایه دو سینما را ایجاد کند.
▪️آستروک که در پاریس از پدر و مادری روزنامهنگار به نام هوگوت (نیه هاندل) و مارسل به دنیا آمد، یکی از سوادآموزان جوانی بود که پس از جنگ، ژان پل سارتر و سیمون دوبوار را در کافههای سنت ژرمن ملاقات می کرد. او در رشته حقوق و ادبیات تحصیل کرد، سپس به عنوان روزنامه نگار و دستیار کارگردان در چند فیلم از جمله ملودرام مارک آلگرت، کارگردان بریتانیایی "بلانش فیوری" (1947) کار کرد. او همچنین فیلمنامه "ژان دو لا لون" (1948) اثر "مارسل آچارد" و "فاحشه محترم" (1952) اثر "مارچلو پاگلیرو" را بر اساس نمایشنامه سارتر به همین نام نوشت.
@Cinema_New_Wave
🎁 مجموعهای منتخب از برترین کانالها و گروههای؛
🚀 علمی 🥢 💬فلسفی🥢 🏦تاریخی
🌐 سیاسی 🥢 🎨 هنری 🥢 📂pdfکتاب
✔️ { هر منبع با دقت ارزیابی و بهصورت شخصی تأیید شده است }✔️
یک زندگی (1958) Une Vie
کارگردان: الکساندر آستروک
فیلمنامه: الکساندر آستروک، رولاند لادنباخ
بازیگران: ماریا شل، کریستین مارکاند
ایوان دسنی، پاسکال پتی
آنتونلا لوالدی، لویی آربسیه
ماری هلن دسته، میشل دی اسلوبیکی
آندره تاینسی
تهیه کننده: آنی دورفمن
فیلمبردار: کلود رنوار
تدوین: کلودین بوشه
موسیقی: رومن ولاد
تاریخ انتشار: 24 سپتامبر 1958
زمان اجرا: 86 دقیقه
کشور: فرانسه
✔️خلاصه فیلم
ژان (ماریا شل) زنی با سابقه اشرافی است که عاشق ژولین خوش تیپ اما فقیر (کریستین مارکاند) می شود و با او ازدواج می کند. پس از ازدواج آنها در خانه اجدادی او مستقر می شوند، اما جولین به زودی بی قرار می شود و با خدمتکار خانواده روزالی (آنتونلا لوالدی) رابطه عاشقانه برقرار می کند. وقتی ژیلبرت فرزندش را به دنیا می آورد، ژان حقیقت را کشف می کند اما شوهرش را می بخشد. چند سال بعد به طور اتفاقی ژولین با یکی از آشنایان قدیمی پاریس آشنا می شود. او می بیند که به طرز غیر قابل مقاومتی به سمت همسر مرد کشیده شده است که منجر به رابطه دیگری می شود، این بار با عواقب غم انگیزی...
@Cinema_New_Wave
❐ آستروک که در پاریس از پدر و مادری که هر دو روزنامه نگار بودند به دنیا آمد، در دوران اشغال با جمعیت روشنفکر و ادبی شهر درگیر شد و پس از جنگ به عنوان نویسنده و منتقد خود را تثبیت کرد. او که متخصص در نقد فیلم بود، برای مجلاتی مانند Combat ، La Gazette du Cinéma ، L'Ecran francais ، Ciné-Digest ، و بعدها Cahiers du Cinéma کار کرد.
▪️نوشتههای آستروک در تجدید خلاقانه سینمای فرانسه مؤثر بود. به ویژه مقاله معروف او « تولد یک آوانگارد جدید: la camera-stylo » که در مارس 1948 در L'Ecran Français منتشر شد. او در این مقاله فیلم را زبانی مانند ادبیات تعریف کرد: شکلی که هنرمند از طریق آن زبان خود را بیان می کند. ظریف ترین افکار یا وسواس ها مانند یک مقاله یا رمان. این متن به یکی از زیربناهای نظری موج نو تبدیل شد و از آن زمان تاکنون به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر بسیاری از فیلمسازان تأثیر گذاشته است.
آستروک نیز همانند آندره بازن با مونتاژ مخالف بود و ایدههای واقعگرایانهای در باب سینما داشت. بهطور کلی نظریه استروک به نظریهٔ دوربین-قلم موسوم شد.
@Cinema_New_Wave
درباره فیلم
فیلم "روابط بد" داستان یک روزنامهنگار جاهطلب را روایت میکند که زندگی عاطفی خود را به خاطر حرفهاش فدا کرده است. داستان از طریق فلاش بک در بازجویی پلیس روایت می شود.
این فیلم بر اساس رمان "دوشیزه محتاط" اثر "سسیل سن لوران" ساخته شده است. فیلمبرداری از 7 مارس تا 7 مه 1955 انجام شد.
فیلم "روابط بد" در شانزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم ونیز در رقابت به نمایش درآمد و جایزه "بهترین کارگردان" جدید را از آن خود کرد و در 21 اکتبر 1955 در فرانسه منتشر شد.
@Cinema_New_Wave