179
هیچ ارزش و هدف از پیش تعیین شدهای وجود نداره. ما ابتدا به وجود میآییم و بعد ارزشها و اهداف رو میسازیم
نظر امیرحسین گنجبخش رو درباره نگاه دانشجویان به شاه. گنجبخش خودش چیریک فدایی خلق بوده و این صحبتها مربوط به سال ۱۳۷۰ میباشد.
پ.ن: در یک جمله میگه ما دنبال دموکراسی نبودیم ما فقط میخواستم با امپریالیسم مبارزه کنیم و لطفهایی که شاه در حق ما کرد رو فکر میکردیم وظیفه اشه
✍ از صفحه مهدی تدینی
.هنگامی که جمال عبدالناصر، رئیسجمهور مصر و از رهبران پیشگام پانعربیسم درگذشت، سید محمود طالقانی مصادف با زمان مرگ او، در مسجد هدایت در خیابان استامبول برای عبدالناصر مراسم بزرگداشتی برپا کرد. ظاهراً این یگانه بزرگداشتی بود که برای عبدالناصر در ایران گرفته میشد. ولی این اقدام طالقانی بیش از همه خود اسلامگرایان را متحیر ساخت. چرا که جمال عبدالناصر سید قطب، منبع الهام بسیاری از اسلامگرایان ایران، را اعدام کرده و اخوانالمسلمین را تارومار کرده بود. سید هادی خسروشاهی، روحانی دوستدار طالقانی و از گردآورندگان آثار او، درباره این جریان گفته که این کار طالقانی را نکوهش کرده بوده، و طالقانی در پاسخ بدو گفته که با توجه به دشمنی عبدالناصر با شاه، او برای دهنکجی به شاه برای جمال عبدالناصر بزرگداشت برگزار کرده است!
سید هادی خسروشاهی، خاطرات مستند درباره آیتالله سید محمود طالقانی، ناشر کلبه شروق، قم، چاپ اول، ۱۳۹۱ #سید_محمود_طالقانی #جمال_عبدالناصر # #پانعربیسم
🖋پشت پرده(بخش نخست)
برخلاف برخی تصورات و ادعاها، کسی در اینجا با امریکا هماهنگ نکرده بود. اساساً این دولتها مطلقاً همدیگر را به رسمیت نمیشناسند که بخواهند ارتباطی بگیرند و کاری را با مشورت و رضایت هم پیش ببرند. فهم این آسان است، مگر برای کسانی که بخواهند ضعف خود را در فهم مسائل با گویۀ عوامانۀ «کار خودشان است» و «پشتپرده با هم ساختهاند» روپوش کنند.
باری، آنچه باعث شد این ماجرا به رغم پتانسیل بالایی که برای جنگی تمامعیار داشت به یک نمایش هماهنگ شده بیشتر شبیه شود، بیش از هر چیزی، به گمان من، ناشی از ماهیت دمکراسی امروزین در کشورهای بزرگ غربی است. حکومتهایی که یک رییس جمهور یا نخست وزیر را برای مدت کوتاهی به مصدر قدرتی برمیکشند که ریسمانهای متعددی به اجزای بدنش بسته است و سر هر نخ دست کسانی است. از حزب خود گرفته تا حزب رقیب، از کنگره تا سنا، و از وسایل ارتباط جمعی تا گروههای روشنفکری، و از لابی گروههای ذینفع گرفته تا عامۀ مردمی که از هر چیزی و باید و نباید هر کاری فقط ربط آن را با مالیات سراغ میگیرند.
اینکه شخصیت شخص اول این کشورها چگونه باشد البته گاهی تأثیراتی در برخی حرکتهای مهم آنها در عرصۀ بینالملل داشته است، ولی این تأثیرها به ندرت روی میدهد. عموم یا عمدۀ آنها کاری به جز تمشیت عادی امور انجام نمیدهند. این دورۀ چهارساله برای آنها یک فرصت طلایی است برای ریاست و شهرت و جاه و جلال و البته مدیریت امور. که برای همان هم معمولاً ریسمانها به جنبش درمیآیند و فرد مزبور بایستی بهگونهای برقصد که کششهای نخهای ناهمسو با هم خرج و دخل کنند و فیالجمله تعادلی برقرار باشد.
حال اگر ماجرای مهمی هم این وسط پیدا شود و رییس جمهور یا نخستوزیر مربوطه بخواهد حرکتی صورت دهد که لازم باشد مقداری قدمش را بلندتر بردارد، ریسمانها از جهات مختلف با شدتی بیشتر کشیده میشود و دیگر نمیتوان با حرکات موزون و نرم ایجاد تعادل کرد، بلکه حاصلِ آن نقش زمین شدن است. این نه صرفاً مربوط به امور بینالملل است و نه امور جنگی و مداخلهای. حتی برای تغییر و بهبودی داخلی هم رؤسا ترجیح میدهند سنگ بزرگ برندارند تا در هنگام پرتاب از پشت به زمین نخورند. فرض کنید رییس جمهور یا نخستوزیری هوس کند در فرانسه نظام حمایتی قویای را که باعث ورشکستگی دولت شده اصلاح کند، یا برعکس، در امریکا بخواهد نظام بیمه درمانی را بهشکلی درست کند که همۀ شهروندان بیمه باشند، مطمئناً نخواهد توانست و شکستش حتمی است، بهویژه اگر بخواهد با یک تصمیم و یکجا کار را انجام دهد.
حافظ میگوید: «درویش را نباشد برگ سرای سلطان/
ماییم و کهنهدلقی کآتش در آن توان زد»
به نظر میرسد رؤسای موقت امروزین دمکراسیهای بزرگ، به سبب ساخت این نوع حکومت در عصر حاضر، بسیار درویشصفت شدهاند.
#مرتضی_مردیها #جنگ_اسرائیل_جمهوری_اسلامی
@mardihamorteza
خمینی بدون سواد وتوان سیاسی صرفا با شانس و موقعیتی که بلاهت ملت و مجموع شرایط فراهم کرد از سیستمی که از بچگی ازش نفرت داشت به کاملترین شکل انتقام گرفت.نظام ایدهالش رو پیاده کرد کلی آدم کشت به جنگ مقدسش دامن زد آخر هم در کمال محبوبیت و به مرگ طبیعی مرد. خوش شانس ترین موجود درکل عمر زمین
Читать полностью…
▪️تورمخواری بهسبک ثروتمندانِ ایرانی
ثروتمندانِ عزیز لطفاً متوجه باشید!
تورم را چه کسی میسازد؟
بانک مرکزی با فشار دولتها
چه کسانی از تورم در ایران منفعت میبرند؟
دولتها، بانکها و ثروتمندانِ ایرانی
نرخ بهره بالای ۳۰ درصد، بعضی دوستان را اذیت کرده. شاید شما هم نالهها و فریادهای ثروتمندان را شنیدهاید. این نالهها جدید نیستند. نالههای بنگاهداران و ثروتمندانِ ایرانی را عرض میکنم؛ وقتی با صدای بلند فریاد برآوردهاند که وای نرخ بهره زیاد شده، نقدینگی کم است و سرمایه در گردش کفاف مخارجمان را نمیدهد در واقع دارند به حکومت فشار میآورند که لطفاً سرِِ کیسه را شُل کنید و پول چاپ کنید بدهید به ما تا بتوانیم بنگاههایمان را تراز کنیم. البته متوجه هستند و هستیم که همین بزرگواران با هر نرخ بهرهای از ۴ درصد تا ۴۰ درصد همیشه شاکی بودهاند اما همزمان شتابان با هر نرخ بهرهای از دریافت اعتبارات و تسهیلات مستفیض شدهاند.
سالها است این بزرگواران و کارآفرینان، این عزیزان، ثروتمندان و بنگاهدارانِ ایرانی میلیاردها وام با بهره منفی گرفتهاند و چه بهرهها که نبردهاند. باید بگویم متاسفانه چه منفعتها که از تورمخواری نخوردهاند.
برای شما عجیب نیست؟ که بنگاه اقتصادی بهجای اینکه به خلق ارزش و سودآفرینی از طریق تولید وابسته باشد برای مدیریتِ روزمره و پرداخت دستمزد فقط به وام بانکی با بهره منفی وابسته شده؟
اکثراً در پنجاه سال گذشته نرخ بهرهی اسمی بسیار پایینتر از نرخ تورم بوده همینطور که هنوز هم هست و این دوستان بهطور مداوم وام گرفتهاند و ثروت روی ثروت انباشتهاند.
باید بپرسیم اساساً شما چرا به فعالیت بنگاه ادامه میدهید؟ اگر نمیتوانید از طریق خلق ارزش و سودآوری، این بنگاه را اداره کنید.
دلیلش همین است که اساساً هدف از راهاندازی یا حفظِ بعضی از بنگاههای اقتصادی، خلق ارزش و سودآفرینی نبوده و نیست؛ هدف تورمخواری بوده و همچنان تورمخواری برای ادامه فعالیت این بنگاهها توجیه اقتصادی ایجاد میکند.
این بنگاهداران و ثروتمندانِ ایرانی در پنجاه سال گذشته موفق شدهاند از طریق سیاستمداران و بعضاً اقتصاددانان، صدایشان را به گوش سیاستگذاران برسانند؛ لابی کردهاند و موفق شدهاند منابع ایجاد شده توسط بانکها و بانکمرکزی را تصاحب کنند و البته که آسیبهای تورم فقط به فقرا و اقشار پایین اصابت کرده و منافعش به ذینفعان رسیده و میرسد.
ثروتمندانِ عزیز
بنگاهدارانِ ایرانی
لطفاً متوجه باشید در حال تورمخواری بودهاید و هستید. همین؛ فقط متوجه باشید عدهای دارند له میشوند و شما در حال تورمخواری از طریق نرخ بهره منفی بودهاید و هستید.
همین!
▪️ نوشته شده توسط مرتضی کاظمی
هفتم فروردین ۱۴۰۳
/channel/mortezakazemii
اول فروردین است یاد حسین خلعتبری و تک تک جاوید نام های کودتا نوژه گرامی باد. یاد آوری از این عزیزان وظیفه هر ایرانی هست.
#کودتا_نوژه
.
آخرین نقطهی ایران که خاکش کفش هایش را لمس کرد، روستای حاجی اباد هرمزگان بود! خم شد و مشتی از خاک ایران را برداشت، در کیسهای ریخت! برای اولین بار بود که در عموم، اشک از چشمانش جاری میشد! کیسهی خاک را تا آخر عمر زیر بالشش میگذاشت!
میگفت: "بوی ایران آرامم میکند!"
24 اسفند زادروز رضا شاه کبیر گرامی باد
#رضا_شاه
بازخوانی اولین تظاهرات زنان پس از انقلاب:از اواسط دهه پنجاه کم کم نشانههایی از تغییر ساختار جامعه قابل دیدن بود. عَلم از حضور دختران چادری دانشجو در دانشگاه شیراز میگوید. در ١٧ اسفند ٥٦ جمع کوچکی از زنان علیه بیحجابی در مشهد تظاهرات کردند. چندی بعد خبرهایی مبنی بر اسیدپاشی بر روی زنان بیحجاب مخابره شد و تمام این حوادث مصادف بود با قدرت گرفتن گروههای مخالف نظام. در دمادم انقلاب و دربهمن ماه، آیتالله شریعتمداری که از معتدلین بود در مصاحبه باصدای آمریکا بر محرومیت زنان از قضاوت تاکید نمود. قانون حمایت از خانواده توسط استفتایی که حاج ناصر زرکوب از آیتالله خمینی کرد لغو شد. حجاب اجباری پس از انقلاب به تدریج در ادارات برقرار شد. تنگ کردن عرصه بر زنان و ستاندن حقوق آنها فقط مختص به اسلامیون نبود. نشریه کتاب جمعه به سردبیری شاملو در حمایت از لغو قانون حمایت ازخانواده نوشت:طرح قانون حمایت ازخانواده از طرف رژیم وابسته شاه درجهت تحکیم بنای سرمایه داری بود! و یا روزنامه بامداد به مدیریت شهرام همایون و جمشید چالنگی در دفاع از حجاب اجباری نوشت: مگر نه این است هروقت تن ها باهم رابطه بگیرند مغزها ازکار میمانند؟! بخاطر همین اثر رابطه تن به تن درمتوقف کردن مغز و زایل کردن نیروی اراده است که اسلام کم و کیف پوشش را معین میکند! همین محدودیتها بود که زنان و مردان از ١٧ تا ٢١ اسفند ٥٧ چهار تظاهرات بزرگ برعلیه حجاب اجباری درچند شهر برگزار کردند به طوری که جمعیت تظاهرات تهران ١٥ هزارنفر برآوردشد. ولی وجه آیرونیک قضیه اینجا بود که تمام گروهها و احزاب سیاسی به مخالفت و تقبیح این تظاهرات پرداختند و چپها معتقد به اینکه حجاب مسئله فرعی درمبارزه است. مریم فیروز به ستایش از آ.خمینی پرداخت. نورعلی تابنده، قطب بعدی دراویش نعمتاللهی گفت زن ایرانی بایست نشان دهد با آن زن-عروسک سالهای گذشته فرق دارد. تظاهراتی در٢٥ اسفند همان سال با سخنرانی گوهرالشریعه دستغیب درحمایت ازحجاب اجباری برگزار شد ولی این بار جمعیت صدهزار نفری به میدان آمدند! نتیجه دفاع روشنفکران و گروههای سیاسی چپ از ستاندن حق زنان، که خیلی از خود زنان دراین تضییع آزادی دخیل بودند، این بود که در ٢ تیرماه ١٣٥٩ وزارت کشور با صدور اطلاعیهای حجاب اجباری را اعلام کرد!از کشف حجاب تا برقراری حجاب اجباری، راه درازی طی شد. راهی که میتوان آن را نقشه راه سقوط نامید! به تاسی از شاملو، همان کسی که در نشریهاش در توجیه حجاب اجباری قلم زده شد، بایست گفت:هرگز کسی اینگونه فجیع به کشتن خود برنخاست. هشتم مارس روز جهانی زن
✍بهروز حسینی
بزرگترین موفقیت پروپاگاندای ج.اسلامی پاک کردن نام این قهرمانان کودتای نوژه از حافظهی عامهی مردم ایران است.
به ملتی که تصوری از مبارز واقعی ندارد، هر ناکسی را میشود قالب کرد، از اصلاحطلبان و جنبش سبزیها بگیرید، تا جماعت فاندگیر و فرقهباز و سلبریتی ها حکومتی . از بخت بد ما، خلبانانی که برای بمباران جماران و کوباندن هواپیمایشان به محل زندگی خمینی داوطلب میشوند فراموش شدهاند، اما عنترهایی بی ارزش میتازند. هر قدر گشتم نتوانستم عکس تمیز و با کیفیتی از اشخاص اصلی قیام نقاب پیدا کنم. اکثر عکسها بعد از شکنجه و حین جلسهی دادگاه و یا اعتراف تلویزیونی است. اما بهترینهایی که پیدا کردم:
سرگرد کوروس آذرتاش و تیمسار آیت محققی یادشان جاوید❤🌷
#کودتای_نوژه #قهرمانان_وطن #ارتش
آموزش نیروهای سپاه پاسداران هستند و انهدام آنها موجب اخلال در سیستم واکنشی سپاه خواهد شد.
انهدام مسیر های مواصلاتی در غرب و جنوب تهران به منظور جلوگیری از حرکت نیروهای ضدکودتا بسمت تهران نیز پیش بینی شده بود
اعلام حکومت نظامی و قرائت اعلامیه از رادیو و سپس کنترل ۴۸ ساعته پایتخت در صورت موفقیت عملیات درظهر روز حمله معین شده بود و چنانچه درگیری ها گسترش پیدا می کرد. فانتوم های مسلح بعدی با مشخصات دقیق به موقعیت نیروهای ضدکودتا می رسیدند .
از آنجا که محققی و حدود ۲۰ خلبان از بال هوایی در پایگاه شاهرخی خدمت نمی کردند و نمی توانستند تا پیش از روز موعود در محل خدمت خود غیبت کنند برنامه تجمع خلبانها در یک نقطه و سپس حرکت به همدان با اتوبوس در نظر گرفته شد و همین مسأله در بدام افتادن خلبانان تهران نقش
عمده داشت . همگی آنها در یک لحظه و در محل قرار به آسانی دستگیر شدند و کسانی که دیرتر به محل قرار رسیدند احتمالا جان سالم بدر بردند .اما خلبانان مستقر در شاهرخی پس از اطلاع یافتن از لو رفتن طرح فرصت زمانی خوبی برای فرار داشتند.
از گروه خلبانان شاهرخی حمید نعمتی و خسرو بیت اللهی بدون لو رفتن کماکان در همدان ماندند.
نعمتی به عراق رفت و مدتی بعد از شروع جنگ علیرغم تلاش های بختیار از پاریس دولت بعث به او اجازه خروج نداد. نعمتی مدتی بعد به عنوان بازجو بخدمت استخبارات عراق درآمد
و مدتی با آنها در بازجویی خلبانان ایرانی همکاری کرد که باعث طرد شدن او در میان همقطارانش شد .در نهایت با تلاش های بختیار به فرانسه منتقل شد.اما پس از مرگ بختیار در یک تله امنیتی افتاد و از طریق قبرس ربوده و به ایران منتقل شد . سروان حمید نعمتی در سال ۷۴ اعدام شد.
خسرو بیت اللهی با فرار از پایگاه شاهرخی به استان فارس گریخت و مدتی پنهان شد او خوش شانس بود که به جای عراق از مرز پاکستان فرار کرد و گرفتار استخبارات بعث نشد مدتی در اسپانیا و فرانسه ماند و برای مبارزه مسلحانه چند بار به کشورهای همسایه سفر کرد .اما همانطور که خودش می گوید
با مشاهده شعله ور شدن بیشتر آتش جنگ ایران و عراق تصمیم به مبارزه مسلحانه در بین نظامیان خارج از ایران رنگ باخت و اکثر آنها تصمیم گرفتند تا پایان جنگ دیگر اقدامی نکنند که به تضعیف ارتش منجر شود. او به فرانسه رفت و همانجا ماندگار شد .
سرهنگ بنی عامری نیز که با خوش شانسی از رگبار گلوله های پاسداران نجات یافت از طریق مرز غربی گریخت و خودش را به فرانسه رساند او هم مبارزه مسلحانه را برای همیشه رها کرد و تا آخر عمر (۲۰۱۵) در پاریس ماندگار شد . سایرین اما چنین بختی نداشتند سپهبد سعید
مهدیون.سرتیپ آیت محققی ٫سرهنگ احمد آزموده، سرهنگ هادی ایزدی، سرهنگ سعید امیری، سرهنگ داریوش جلالی، سرهنگ رحمت الله خلیفه بیگی، سرهنگ منوچهر صادقی، سرهنگ علی فاریا، سرهنگ حسین مصطفوی قزوینی، سرهنگ محمدرضا نادری، سرهنگ ایرج خلف بیگی، سرهنگ غلامحسن بیگدلو، سروان محمد ملک،
ستوان ناصر رکنی، سرهنگ داریوش جلالی، استوار عبدالعلی سلامت، استوار غلامحسین قایقور، سرهنگ رحمت الله خلیفه سلطانی، سرگرد کوروش آذرتاش، سروان امیدعلی بویری ٫سروان کیومرث آبتین و تعدادی دیگر از عواملی که در عملیات نقاب دخالت داشتند در دادگاه محکوم و تیرباران شدند.
محققی و آذرتاش در محکمه و بازجویی ها تلاش کردند تا حد امکان محکم باشند اما همه دستگیر شدگان با علم به قطعیت سرنوشت خودشان کوشیدند با نرم خویی و اظهار ندامت تا حد امکان خطر مجازات را از بستگان خود دور کنند. جز فرخزاد جهانگیری که بر اثر مشاجرات مکرر با قاضی شرع
محمدی ریشهری بنا بر برخی منابع قبل از حکم تیرباران با اصابت مستقیم گلوله او به قتل رسید .با این حال بنظر می رسد که مقامات سیاسی ج.ا نیز ضمن خرسندی از این محکمه رسانه ای در زمینه انعطاف به خرج داده اند
بر اساس سندی از مکاتبات ستاد نهاجا با بیت جماران در
بهمن ۵۹ رهبر جمهوری اسلامی با پیشنهاد سرهنگ جوادفکوری مبنی بر تخلیه خانواده های معدومین از منازل سازمانی در ازای دریافت تسهیلات مسکن و دریافت مقرری ماهانه موافقت کرده است. ظاهراً بازماندگان پنهان نقاب به نوعی خانواده های همکاران از دست رفته خود را حفظ می
نمودند و تا حدی از شعله های این خشم کاسته بودند
هویت بسیاری از آنها هرگز افشا نشده و شاید هم هرگز نشود.
با بررسی و شرح طرح های عملیاتی نقاب از منظر نظامی نکاتی هست که در تاریخ نگاری های ۴۳ ساله این ماجرا مغفول مانده و به همین دلیل این ایده را که با ۴ فانتوم و دویست نیروی روی
زمین می خواستند چه کنند به یک ایده همه گیر در بین موافقان و مخالفان حرکت نقاب بدل کرده است.
محققی که خود سابقه فرماندهی پایگاه مهرآباد را بر عهده داشت بخوبی می دانست مهرآباد مملو از نیروهای حامی خمینی و افراد گروه ضربت است اما جو در شاهرخی کاملا وارونه است و عمده خلبانها و کارکنان از رژیم جدید نفرت دارند. از همه مهمتر فاصله کم شاهرخی تا تهران و سطح
بالای آمادگی رزمی آن پایگاه کار را از همه نظر راحت تر می کرد .
برای مرحله اول طرح و نابودی اهداف آنها پیش بینی ۱۶ فانتوم را داشتند در حالیکه پایگاه شاهرخی در آن تاریخ حدود ۴۵ فروند فانتوم عملیاتی آماده بکار از ۵۳ فروند موجودی اش داشت و محققی از نظر پروازی
دستی کاملا باز در شاهرخی داشت .
ترتیب مدیریت کمیته نظامی در آن شرایط بر اساس درجه نظامی نبود بلکه میزان توان سازماندهی و کارکرد عملیاتی افراد ملاک بود .مهدیون اگر چه سپهبد بود اما سرتیپ محققی از نظر عملیاتی برای هدایت پست فرماندهی شاهرخی سابقه و شناخت بیشتری داشت. پس فرماندهی
بال هوایی با او بود.ستوان ناصر رکنی اگر چه درجه پایینی داشت اما از آنجا که رابط اصلی سازماندهی بخش هوایی با بنی عامری بود ٫ مسئولیت هماهنگی و خط دهی به محققی را بر عهده داشت.
سرهنگ بنی عامری هم بدلیل آنکه طراح عملیات نقاب و رابط اصلی با سیاسیون بود
با وجود درجه پایین تر از محققی و مهدیون رهبری کمیته نظامی را در دست داشت.
در سمت دیگر کمیته نظامی یعنی بال زمینی٫ سازمان عمل از نیروهای متعددی تشکیل شده بود که هویت بسیاری از آنها بدلیل ساختار سلولی شبکه بنی عامری هیچگاه افشا نشد .این نیروها که از ۷۵۰ تا ۱۰۰۰ نفر بودند بر اساس
گزارشات بنی عامری از یگان هایی مانند لشگر ۹۲ زرهی اهواز با محوریت سرهنگ عزیز مرادی ٫ نیروهای مستقر در تهران با محوریت سرهنگ هادی ایزدی ٫ تیپ ۲۳ نوهد با سازماندهی استواریکم تکاور محمد مهدی حیدری و یگان هایی از خراسان و زاهدان٫ پادگان جی و پادگان
اصفهان به انضمام یک رابط از نیروی دریایی در بندر عباس بود .
رابط اصلی نیروهای زمینی با بنی عامری سرهنگ ایزدی بود که عملا رهبری بال زمینی را بر عهده داشت .در نیروی زمینی محوریت هر دو عملیات تهران و همدان با تیپ ۲۳ نوهد بود بر اساس طرح مصوب کمیته نظامی فرماندهی تصرف
شاهرخی در همدان با سرگرد کوروش آذرتاش و فرماندهی عملیات زمینی در تهران با سرهنگ ایزدی بود . رابط آنها با کمیته نیز محمد مهدی حیدری بود که تقریبا تمام سازماندهی نوهد و جذب حدود ۸۰ نفر از کلاه سبزها توسط او انجام شد.
طبق طرح پس از ورود فانتوم ها به آسمان تهران ایزدی با
تیم هایی از کلاه سبزهای نوهد(شاغل و بازنشسته) و بخشی از نیروهای پادگان جی تصرف مراکز حساس از جمله رادیو تلویزیون و ستاد ارتش را بر عهده داشتند .
در سمت دیگر سرتیپ محققی فرمانده بال هوایی عملیات اهداف موج اول خود را بر اساس طرح کمیته نظامی تایید کرده بود اما همانطور که در محاکمه
تلویزیونی هم بیان میدارد او آمادگی داشت که احتمالا دستور انهدام اهداف جدید و سورتی های پرواز بیشتری را بگیرد . محققی قرار نبود پرواز کن
حضور او در پست فرماندهی شاهرخی جهت هدایت عملیات هوایی بود و بعد از تصرف شاهرخی او به نوعی فرمانده پایگاه بحساب می آمد.
اما یک نگرانی اساسی برای تداوم عملیات هوایی از شاهرخی وحود داشت .بر اثر حملات هوایی مکرر عراق در مناطق مرزی غرب پایگاه چهارم وحدتی در دزفول از مدتی قبل مامور اجرای گشت های هوایی رزمی مداوم (CAP) در مرز با عراق بود و چنانچه رادارهای زمینی حرکت فانتوم ها از
همدان بسمت تهران را گزارش می کردند احتمال ورود جنگنده های وحدتی برای رهگیری فانتوم ها یا پروازشان بسمت شاهرخی وجود داشت . سروان حمید نعمتی از خلبانان عضو بال هوایی نقاب نقل می کند که آنها به دزفول می روند با سرهنگ مرادی و جانشینش
سروان ابوالفضل مهدیار مذاکره می کنند. آنها قبول می کنند چنانچه چنین دستوری دریافت شد پرواز های CAP دزفول را از مسیر فانتوم های همدان دور نگه دارند.
ظاهراً در خصوص پایگاه های اصفهان و شیراز نیز نگرانی نداشتند.سروان خسرو بیت اللهی از خلبانان طرح معتقد
است اف۱۴ های شیراز بدلیل اوضاع نابسامان لجستیکی احتمالا واکنش خاصی نشان نمی دادند.
مسأله مهم برای اعضای کمیته نظامی عملیات نقاب تصرف پایگاه است.
در اینجا بال زمینی عملیات یعنی نیروهای تیپ ۲۳ نوهد به
فرماندهی سرگرد آذرتاش برای تصرف پایگاه آماده اند تعداد آنها حدود ۱۰۰ نفر بود که در ۱۲ تیم عملیات ویژه سازمان داده شدند و ۳۰۰ نفر از نیروهای بختیاری نیز آماده بودند تا در کبودرآهنگ به آنها ملحق شوند. ۱۲ راهنما از داخل پایگاه که توسط حمید نعمتی سازماندهی شده بودند نیز آمادگی
.
"برابریخواهــی مطلق ختم به خیر نمیشـود؛
زیرا هیچ نقطەی پایانی برای این مســئله وجود ندارد و همواره نابرابریهای جدیدی به وجود میآیند. بدتر از این مسئله، اشتیاق برای برقراری برابری، حسادت و کینه را تبدیل به نیروی محرکەی مجاهدتهای سیاسی میکند."
راجر اسکروتن
اکثر فیلسوفان سیاسی معاصر مانند بسیاری از روشنفکران امروزی، پیگیری برابری را به عنوان یک پیشفرض در نظر میگیرند، و برای دستیابی به آن از قانونگذاری و توزیع مجدد سازمان یافتهی دولت حمایت میکنند. اما از نظر اسکروتن، هر گونه تلاشی در این راستا، مستبدانه است و ویژگیهای برجستهی وجود انسان، یعنی آنچه نشان دهندهی این است که ما چه کسی هستیم، مسائلی از جمله تولد و تربیت افراد (ژن و محیط)، و نیز تلاش و مسئولیت فردی و همچنین تفاوت و تنوع افراد را نادیده میگیرد.
تغییرات بزرگ خوب یا بد پایه فکری لازم دارند. رساله عقل سلیم پین اینقدر خریدار داشت که به نسبت جمعیت زمان انقلاب آمریکا هنوز از پرفروشترین کتابهای تاریخ آمریکا است.چاپ امیل روسو به پای تقاضا نمیرسید اجاره میدادندش. قبل ۵۷ ولایت فقیه و سرمایه در زندانها میگشت و شریعتی طرفدار داشت. آخوند حداقل از دو دهه قبل اهمیت این مطلب رو فهمید که برای توجیه سیاستهاش یه نسخه دانشگاهی از خودش ساخت و تا دانشگاههای آمریکا و اروپا هم وسعتش داد و یه نسخه جعلی هم از مخالفانش با ۹۰ درصد اشتراک و ۱۰ درصد خرده شیشه اساسی که سر بزنگاه همه چیز رو خراب بکنه!
Читать полностью…
عربستان بعد از ٧٢ سال، ممنوعیت استفاده از مشروبات الکلی رو لغو میکنه. بالاترین میزان جذب سرمایهگذاری خارجی در حوزههای آیتی و تکنولوژی رو دارند. میدونم که از نظر فرهنگی شاید بستر خیلی از این موارد فراهم نباشه، ولی تجدد آمرانه در شرایطی که سنت و مذهب قدرت زیادی دارند اجتناب ناپذیره و پیش ملت حرکت کردن وظیفه حکمران. این کاری بود که دو پادشاه فقید پهلوی علیرغم سنگاندازی مذهبیون پیش گرفتند و ایران رو برای بیش از نیم قرن روی چرخ توسعه و پیشرفت قرار دادند که همین تتمه شرایط بقا که در ایران مانده هم مرهون تلاش آنها است. حالا اگر روزی ملت در عربستان خواستند لگد به بخت خودشون بزنند و آیات قرآن و احادیث رو با تکنولوژی و توسعه جایگزین کنند، انتخاب با خودشونه. تجربه چهل و اندی سال زندگی در عصر تاریکی زیر یوغ آخوند شاید تا امروز برای رها شدن از اختاپوس ملا و چپی و مجاهد به کارمون نیومده باشه، ولی مردم اونورتر از ما شاید به کارشون بیاد.
#عربستان #بن_سلمان #اسلام
صحبتهای نادر اسکویی را بشنوید.
اسکویی در زمان انقلاب رئیس کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور بود.
میگه ما (دانشجویان خارج کشور) کاملا ارتباطمون با جامعه ایران قطع بود، اصلا نمیخواستیم اصلاحاتی که شاه انجام داده بود رو ببینیم ، نمیخواستیم وضعیت زنان رو که بشدت بهبود پیدا کرده بود ببینیم.
سیاستمدار شرقی رو که میخواین تحلیل کنین سعی کنین روانشناسی شخصیتش و پیچیدگیهای جامعه و نظام سیاسیِ بستهای که درش داره کار میکنه رو بشناسین اما در مورد سیاستمدار غربی امروزی باید دید برای انتخابات دنبال چیه. مثلا این بایدن حاضره برای رای میشیگان کل خاورمیانه رو به فنا بده.
Читать полностью…
دولت کارتر خیلی زود حکومت انقلابی خمینی را به رسمیت شناخت در حالیکه ۲۵ سال پس از انقلاب چین، حکومت کمونیستی به رسمیت شناخته شد. طالبان حتی بعد سه سال هنوز به رسمیت نشناخته ولی خمینی به سال نکشید
Читать полностью…
ولی جدی آخوندها شانس هم خیلی باهاشون یار بودهها. یه لحظه تصور کنید که اروپاییها مثلا به مقر بوکوحرام نمیگن "ساختمان دیپلماتیک". یا هیچوقت به دزدان دریایی سومالی در حال مذاکره برای پول گروگانگیری نمیگن "دیپلمات". ولی به اینا میگن. خیلی بخت و اقبالشون بلنده به قول قدیمیا!
Читать полностью…
شما قبل از اینکه آمریکا تحریمتون کنه آخوند تحریمتون کرده، اگر سوئیفت باز بشه میتونی از کارتت از آمازون خرید کنی؟ خیر چون آخوند نمیخواد، مک دونالد میتونه بیاد ایران خیر در واقع ماها تحریم نباشیم هم آخوند اون چیزایی رو به ما میده که صلاح بدونه، کسی که میگه بدون تحریم فروپاشی راحت تره بله اگر اجازه ادغام شدن اقتصاد ایران در غرب داده بشه(از طرف ج.اسلامی) به نظر منم کار راحت تره و با استحاله و دخیل شدن غربی ها تو اقتصاد و بعدا سیاست آخوند راحت تر و کم هزینه تر کله پا میشه، منتها اینجور نیست و تحریم نبودن فقط بخش نرم ج.ا یا همون اصلاحات رو قوی میکنه.برای همینه که رکی از نماد های فروپاشی شوروی صف بستن مردم جلو مک دونالده
Читать полностью…
عبدالحسین میرزا فرمانفرما والی فارس بود؛ انگلیسیها با او به مشکلات جدی خوردند. لابیگری انجام شد و در سال «۱۲۹۹» انگلیس مهره مورد اعتماد خود را بر تخت والی فارس نشاند. فرمانفرما راجع به والی جدید فارس شب پس از برکناری خود در باغ تخت شیراز به محمدحسین استخری سردبیر روزنامه محلی استخر در شیراز راجع به والی جدید چنین گفته:«خوب خواهرزاده هم به تخت نشست. در ارگ کریمخانی امروز به تخت نشست. آدم پاکی است، خواهر زاده من است. او را دوست دارم. ولی ریاکار و عوام فریب عجیبی است! مثلا گاهی در میان جمعیت بلند میشود به نماز میایستد، معلوم نیست وضو دارد یا نه. غیر از خودش همه را ناپاک و رشوهگیر و اجنبی پرست میداند. در سیاست بسیار لجوج و کج سلیقه است. من او را بزرگ کردم خوب میشناسم. نشد که یک وقتی یک حرف حسابی را از کسی قبول کند. غیر از خودش و عقیده خودش به احدی اطمینان ندارد. همه را دروغگو و نوکر روس و انگلیس میداند. خدا آن روز را نیاورد که این خواهر زاده دستش به کاری بند شود. پدر مملکت را در میاورد. آدم کار نکرده و بیتجربه است.»خواهرزاده که بر تخت نشسته محمد مصدقالسطنه است. از قضا دستش به جایی بند شد. پدر مملکت هم در آورد. سیاست را به خیابان برد. لجاجت نفت ایران را به کجراهه برد و دولت نفتی ساخت. منافع ملی را نابود ساخت. به نخست وزیر مملکت یعنی تیمسار رزمآرا انگ جاسوس انگلیس زد؛ فتنه کرد و او را با همکاری مجهادین اسلامی ترور کرد. به قانون اساسی مشروطیت لگد زد و اجازه داد بعدها به طور کلی منهدم شود. حرف حساب که همان قانون اساسی بود را به هیچ گرفت؛ از فرمان عزل تمرد کرد. با ریا کاری مدام غش میکرد و عنعنات ناسیونالیستی به خورد خلق داد. گاهی ناسیونالیست و گاهی دیندار خشک مذهب میشد؛ روایت این مدعا در نطقهایش در مجلس عیان است. مصدقالسطنه همه آنچه که داییاش گفته است، بود. مرام مصدق هنوز در کشور وجود دارد و این «وضعیت جفنگ» محصول اوست. #مصدق
منبع : محمد حسین استخری، خاطرات پیر روشن ضمیر، فارس از مشروطه تا پهلوی، بهکوشش مسعود شفیعی سروستانی، انتشارات بنیاد فارس شناسی، شهر شیراز، سال۱۳۸۸، صفحه «۱۹۵»بعدالتحریر؛
بیگمان اشرف پهلوی را میتوان بانوی معاصر ایران دانست. زنی با شخصیتی جنجالی که تمام طیفهای سیاسی بر سر وی متفقالقول بودند: زنی فاسد و هوسران.
ولی حقایق تاریخی چیز دیگری است. سید ضیا در مصاحبه با صدرالدین الهی به ستایش شخصیت پولادین اشرف میپردازد. خواهر دوقلوی شاه فقید مصدر خدمات بسیاری بود. به جرئت میتوان وی را یکی از پیشگامان احقاق حقوق زنان در دوران پهلوی دوم دانست. مهرانگیز دولتشاهی از کمکهای بیدریغ اشرف به سازمان های زنان میگوید. آرامگاه سعدی تجدید بنا نمیشد اگر حمایت مالی و معنوی اشرف نبود. یکی از بانیان سازمان پیکار با بیسوادی بود به طوری که شخصا شهر به شهر و روستا به روستا سفر میکرد برای پیشبرد کار این سازمان. اولین آموزشگاه پرستاری را در ایران، اشرف بنیان نهاد. یکی از خدمات ماندگار وی، جمع آوری پنجاه عنوان کتاب نایاب و نفیس درباره ایران از سرتاسر جهان به زبان های مختلف و چاپ آنها در مجموعهای نفیس بود که بعدها به مجموعه اشرف شهرت یافت( هزینه تمام این کار برعهده وی بود) نماینده حقوق بشر ایران در سازمان ملل بود و یکی از سه زن در طول تاریخ بود که به ریاست کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل رسید. در زمینه حقوق زنان، کارهای بسیاری نمود و همیشه یکی از حامیان سازمانهای زنان بود. پس از انقلاب، بنیاد مطالعات ایران را پایهگذاری کرد که مصاحبههای این بنیاد، بسیار خواندنی است و برای اهل تاریخ و سیاست، راهگشا. به بسیاری از دانشجویان بیبضاعت پس از انقلاب یاری رساند و حتی زمانی که متوجه شد دختر یکی از صاحب منصبان پیشین به دلیل فقر مالی، مشغول کار در یک نایت کلاب است، تمام هزینه زندگی وی را متقبل شد تا از آن شغل، دست بشوید. در زمینه مالی، فعالیتهایش چندان شفاف نبود و شواهدی دال بر فساد وی در دسترس است. مخالفان پهلوی، کینه تاریخی از وی داشتند. وی را متهم کردند که کریم پور شیرازی را در آتش سوزاند که شایعهای بیاساس بود. موافقان هم، به عمد نادیده گرفتندش و با برکشیدن زنانی دیگر از خانواده پهلوی، سعی در کمرنگ جلوه دادن خدمات وی کردند. به تحقیق بایست گفت هیچ زنی در خانواده پهلوی به اندازه اشرف پهلوی، مصدر کارهای خیر نبود، اگرچه اشتباهاتی داشت و در زمینه مالی داشت! پسر رشید و کاردان وی، ناخدا شهریار شفیق، یکی از اولین قربانیان انقلاب بود و ترور توسط اطلاعات. شهریار دارای شخصیتی پولادین در کشاکش های سیاسی بود. خصیصهای که حتی دشمنانش هم به وی اذعان میکردند. . یادش گرامی
#اشرف_پهلوی #روز_جهانی_زن
الان مطلبی خواندم از یک تحول خواه نوشته بود تنها راه توسعه ایران گفتگو است. مخالفم! این راه حلهای شل و ول مال صحاری خاورمیانه نیست. تنها راه اینست که اهالی نیکی از اهل شر قدرتمندتر باشند و در صورت لزوم امکان تبعید بربرها به غار را داشته باشند. با گوریل که شطرنج بازی نمیکنند.
#خاورمیانه #مدرنیته #ایران
اول اینکه شاخه نظامی نقاب با ۴۵ فروند فانتوم عملیاتی شاهرخی با ۵۰ خلبان آماده که از نظر لجستیکی به چیزی بیرون از پایگاه احتیاج نداشتند و با حدود ۴۰۰ نیروی مسلح پایگاه را در قبضه خود
داشتند می توانستند تعداد هدف بسیار بیشتری را در همان روز منهدم کنند و تا ظهر هیچیک از مراکز سپاه و فرماندهانش را سالم باقی نگذارند. قدرت آتش نوژه تنها چند ماه بعد در خط پیشروی تانک های عراقی به نمایش درآمد. پس می بینیم که مسأله تنها ۴ فانتوم و یک عده ماجراجوی
بدشانس نبود.
دست نیروهای کودتا روی زمین هم بسته نبود این مسأله هم در تاریخ نگاری ها چندان مورد توجه قرار نگرفته که تعداد نجات یافتگان عملیات حدودا ۹ برابر کلیه جان باختگان بال هوایی و زمینی طرح بوده است.که این مسأله نیز حاصل برنامه ریزی بنی عامری و افسران رکن دوم ارتش برای حفظ
هویت این افراد بود. هر فرد نهایتا یک یا دو زیر شاخه و یک رابط را می شناخت و نمی توانست کلیت شبکه را لو بدهد.
دستگیری خلبانان تهران بصورت دسته جمعی بود که بخش از شبکه را آشکار کرد و مهمترین خطای آنها نیز این تجمع غیرحرفه ای بود.
بنی عامری و اعضای کمیته نظامی در یک برآورد نه چندان بیراه بر روی حمایت لشگر ۷۷ پیاده مشهد ٫لشگر۹۲ زرهی اهواز ٫ لشگر ۱۶ زرهی قزوین و لشگر ۲۱ پیاده تبریز هم حساب کرده بودند که در صورت مشاهده موفقیت آنها در حمله به تهران و اطمینان از کشته شدن رهبر جمهوری
اسلامی به آنها ملحق شوند و شهرهای اصلی را در شرق٫ غرب و جنوب کشور بدست بگیرند. واقعیت این بود که شخصی خمینی تنها مشروعیت بخش نظام بود و نگاه ارتش تنها به او بود حذف فیزیکی وی چنانچه به نتیجه می رسید تقریبا هیچ گزینه جایگزینی نداشت که در غیاب او با انتشار
پیام از رادیو و تلویزیون کودتا را در ارتش خنثی کرده و یا مردم را به خیابانها بیاورد. در حالی که نیروهای نقاب کاظم شریعتمداری را به عنوان یک مرجع مذهبی معتبر در اختیار داشتند و می توانستند در صورت افزایش خشم مردم با کمک او حتی در یک چرخش تاکتیکی خودشان را از اتهام
کودتا تبرئه کرده و نیروهایشان را در قالب ضدکودتا معرفی کنند و بقایای نظام را به عنوان کودتاچی جا بزنند.
در وضعیت آشفتگی ناشی از فقدان رهبری نظام هم بعید بنظر می رسید دیگر مقامات بتوانند در کمتر از چند ساعت واکنش مناسبی نشان دهند. چرا که اگر طرح در بخش زمینی
به نتیجه میرسید آنها رادیو تلویزیون را از دست داده بودند و تا زمانیکه قصد بازپس گیری آنرا داشتند ممکن بود با چند موج حمله هوایی دیگر از همدان مواجه شوند.
خنثی سازی عملیات نقاب به جرات بزرگترین اقبال اطلاعاتی
تاریخ جمهوری اسلامی بود که بقای عمرش را تا سالها تضمین و مصونیتش از کودتای ارتش را تقریبا برای همیشه بیمه کرد.
داشتند تا با ورود نیروها به پایگاه آنها را به نقاط مربوطه هدایت کنند
تیم های دوازده گانه نوهد به ترتیب برای تصرف این اهداف در نظر گرفته شده بودند:
تیم اول : خلع سلاح دژبان درب پایگاه و تصرف پاسدارخانه و خلع سلاح افسر نگهبان پایگاه
تیم دوم :دستگیری فرمانده و معاون عملیات پایگاه.
تیم سوم : تصرف پست فرماندهی پایگاه
تیم چهارم : تصرف برج مراقبت.
تیم پنجم : تصرف قرارگاه و اسلحه خانه در تیپ پشتیبانی و مقابله احتمالی با گروه ضربت
تیم ششم : تصرف اسلحه خانه شماره۳
تیم هفتم: تصرف اسلحه خانه شماره ۲
تیم هشتم خلع سلاح خدمه توپهای ۲۳ میلیمتری.
تیم نهم : تصرف شلترها و کلیر کردن باند
تیم دهم : خلع سلاح عناصر گروه پدافند هوائی پایگاه
تیم یازدهم خلع سلاح کردن پستهای مسلح پیرامون پایگاه نظیر برجک ها
تیم دوازدهم : گشتی های امنیتی در داخل پایگاه پس از تصرف
نیروهای بختیاری نیز پس از ورود به پایگاه تحت فرمان آذرتاش جهت دفاع از پایگاه در صورت حمله پاسداران از همدان و یا کبودرآهنگ عمل می کردند و تعدادی از آنها در تیم های دوازده گانه ادغام می شدند.
در قسمت عملیات هوایی با وجود تعیین اهداف در مورد
جماران یک مشکل مهم وجود داشت قرار گرفتن اقامتگاه در پای کوه و استقرار توپ های پدافندی امکان پرواز پست را دشوار می کرد و احتمالا برخورد به کوه و عدم اصابت اقامتگاه جماران در نهایت محققی را وادار کرد که به خلبانها اعلام کند هدف جماران کامیکازی خواهد بود و
خلبان باید هواپیما را بعد از رها کردن بمبها بمنظور اطمینان قطعی از نابودی هدف به اقامتگاه بکوبد.
در اینجا به اذعان بیت اللهی و حمید نعمتی بین خلبانها بحث در می گیرد .سروان فرخزاد جهانگیری سروان حمید نعمتی سروان محمد ملک ٫ سروان کیومرث آبتین٫ ستوان امید علی بویری٫
سروان ایران نژاد و چند خلبان دیگر داوطلب هستند و در نهایت با توافق بین خلبانها سروان جهانگیری و سروان نعمتی برای جماران انتخاب می شوند. در مورد سایر اهداف روال عادی است.
پرواز سوپر سونیک در ارتفاع پست بر روی تهران و شکستن دیوار صوتی که به سرهنگ ایزدی و نیروهای زمینی علامت شروع عملیات را ابلاغ می کرد و سپس حمله به اهداف با محوریت نابودی قطعی جماران و از بین بردن حداکثر توان سپاه در تهران در مرحله اول بسته شده بود .محققی در
بازجویی ها تاکید می کند که او و تیم خلبانانش آماده بودند که هر لحظه اهداف بعدی به آنها ابلاغ شود.
پرواز فانتوم ها از همدان به یک پوشش تاکتیکی نیاز داشت و چه چیزی بهتر از طرح البرز که در آبان ۵۸ طرح ریزی آن از ستاد ارتش به نیروی هوایی ابلاغ شده بود. محوریت طرح
البرز پرواز دسته های فانتوم ها از همدان و هدف قرار دادن اهداف مشخص در عمق خاک عراق بود.
با اینکه طرح البرز به اندازه کافی برای پوشش دادن عملیات محققی و خلبانانش در مرحله اول کافی بنظر میرسید اما در این زمینه فعالیت هایی توسط بخش سیاسی در پاریس به
رهبری شاپور بختیار به دور از اطلاع اعضای بال هوایی انجام گرفت. آنها که از طریق بنی عامری و سرهنگ احمدی متوجه شده بودند که فانتوم های همدان برای بلند شدن نیاز به بهانه مناسب جهت فریب نظامی دارند ، از طریق رابط های خود در بغداد دولت عراق را در جریان قرار میدهند تا بخیال
خود با افزایش پرواز های رزمی جنگنده های عراقی در مرز بتوانند پایگاه های هوایی غرب ایران را بخود مشغول کنند.اینجا یکی از چند جایی است که بخش سیاسی نقاب بدون هماهنگی با بخش نظامی و مشخصا بال هوایی طرح اطلاعات حساسی را به دست استخبارات عراق میدهد و
بنوعی آنها را بسته بندی شده به کا گ ب می رساند. بخش سیاسی همچنین احتمال میداد بخش هوایی در صورت اطلاع از آگاهی عراق از طرح کاملا از برنامه پاپس بکشد(موارد این مسأله خارج از بحث نوشتار است)
اما در مورد طرح تهاجم هوایی به تهران :
هدف مهم اول باند پایگاه مهرآباد بود که با تخریب موقتی آن٫ بدون آسیب رسانی به تجهیزات و هواپیماها از بلند شدن جنگنده های رهگیر جلوگیری کنند و سپس سوپر سونیک توسط فانتوم ها بر فراز تهران انجام میشد تا نظم
عادی شهر را مختل کند .اهداف بعدی بر خلاف مهرآباد کاملا کوبنده مورد هدف قرار می گرفتند.
ستاد مرکزی سپاه در تهران ٫دفتر نخست وزیری ٫ستاد مرکزی کمیتههای انقلاب اسلامی در میدان بهارستان ٫ پادگان های ولیعصر(عشرت آباد) پادگان امام حسین و پادگان خلج سپاه
در تهران ٫ کمیته انقلاب اسلامی منطقه ۹ ٫کمیته انقلاب اسلامی منطقه ۴ ٫ کاخ سعدآباد و پادگان لویزان که در دست کمیته ها و سپاه بود از اهداف دیگر بودند.
اعضای شاخه نظامی معتقد بودند پادگان های منظریه و عشرت آباد محل استقرار چریک های سازمان آزادیبخش فلسطین(ساف) شده که مشغول
محققی به رهبران کمیته نظامی گفته بود: حمله به مهرآباد به صلاح نیست بهترین گزینه تصرف پایگاه شاهرخی است.
بخشی از زوایای کمتر به چشم آمده عملیات نقاب یا همان «کودتای نوژه»مشهور را با هم مرور کنیم بعضی از حکایت ها هنوز جای پرداخت دارند.
بویژه آنکه در این سالها بیشتر به جنبه های سیاسی و موارد مرتبط با چگونگی شکست این حرکت پرداخته شده و کمتر جنبه های نظامی و عملیاتی آن مورد توجه قرار گرفته به همین دلیل از پرداخت به برخی موارد سیاسی ماجرا خودداری نموده و مشروحی از طرح های عملیاتی شاخه
نظامی نقاب را باز می کنیم که برای تاریخ پژوهان نکات جالبی در بردارد .
با وجود آنکه طرح نقاب را بنام نیروی هوایی و پایگاه هوایی همدان و حمایت سیاسی شاپور بختیار می شناسند اما هسته اولیه این طرح نه سیاسی بود و نه در نیروی هوایی شکل گرفت .ایده اصلی نقاب را سرهنگ بازنشسته محمد باقر بنی عامری از افسران سابق ژاندارمری از اولین روزهای پس از ۲۲ بهمن ۵۷ در ذهن خود پروراند .ایده تسخیر تهران با حملات هوایی و کشتن رهبران جمهوری اسلامی و سپس سرنگونی حکومت و بدست گیری قدرت توسط ارتش تا تشکیل دولت موقت.
بنی عامری از طریق دوست خود سرهنگ عطالله احمدی و فضل الله امیر فضلی با شاپور بختیار در پاریس تماس گرفت در تابستان ۵۸ به دیدار او در فرانسه رفت .حمایت سیاسی او را جلب کرد و برای سازماندهی نظامی به کشور بازگشت .
او که از مدتی قبل با جمعی از همکارانش در ژاندارمری و نیروی زمینی گروه نظامیان وطن پرست ایران (نوپا) را تشکیل داده بود به زودی با نیروهای پرویز قادسی شهردار آبادان آشنا شد که در حال یارگیری از افسران ارتش در خوزستان بودند. در نهایت با اتصال این دو توسط بخش
سیاسی تحت حمایت بختیار با ادغام سازمان نوپا و نیروهای قادسی سازمان نجات قیام ایران بزرگ با نام نقاب تشکیل شد و دو شاخه سیاسی و نظامی آن به موازات یکدیگر شکل می گیرند
در این نوشتار با گذر از شاخه سیاسی به شاخه نظامی نقاب می پردازم .
بنی عامری در ابتدا به سراغ اداره دوم ارتش رفت که برخی افسرانش همچون سرهنگ احمدی اطلاعات خوبی از درون ارتش به او می رساندند.
اداره دوم ارتش و سازمان اطلاعاتی آن برای بنی عامری حکم سبد خرید را داشت.
او می توانست از طریق داده های این سازمان افراد ناراضی را به راحتی شناسایی کرده و از طریق رابط های اداره دوم با آنها ارتباط بگیرد بگونه ای هیچکدام از آنها دیگری را نشناسد با کمک های مالی محدود بختیار از پاریس بنی عامری در طول یک سال تمام کشور را با جاده طی کرد و افراد متعددی
را در یگان های نظامی کشف نمود از ستوان ناصر رکنی افسر جوان نیروی هوایی تا استوار حیدری کلاه سبز نوهد و البته سپهبد سعید مهدیون. در طول ماه های بعدی طرحی اولیه برای تصرف پایگاه هوایی مهرآباد و سپس تهاجم زمینی و هوایی به تهران ریخته میشود این طرح با تکیه به نیروهای
کلاه سبز نوهد موجودیت می یابد. آنها باید پایگاه را تصرف کنند و باند ها را برای پرواز جنگنده ها ایمن کنند.
بنی عامری بغیر از مهدیون بدنبال یک ژنرال کارکشته نیروی هوایی بود که عملیات را رهبری کند این فرد سرتیپ آیت محققی فرمانده اسبق پایگاه یکم شکاری مهرآباد است .ارتباط گیری
شاخه نظامی نقاب با محققی از طریق ستوان ناصر رکنی انجام میشود محققی مشارکت را می پذیرد اما خواهان تغییراتی در طرح است. او مهرآباد را از طرح حذف کرده و پایگاه شکاری شاهرخی همدان را برای شروع عملیات هوایی پیشنهاد می کند.
ایده محققی هم از نظر فنی و هم از نظر عملیاتی بهترین فکر بود. مهرآباد در جنوب غرب تهران و در منطقه ای پرجمعیت قرار داشت که کنترل آن کار بسیار سختی بود. آنها اول باید پایگاه را تصرف می کردند و چنانچه کماندوهای نوهد بدون جلب توجه پاسداران به داخل آن راه می یافتند به احتمال
زیاد با مقاومت مسلحانه همافران انقلابی مواجه می شدند و درگیری و تیراندازی به سرعت باعث جلب توجه مردم و شهربانی میشد
چند روز پس از ۲۲ بهمن ۵۷ گروهی از همافران طرفدار انقلاب به رهبری یک کارمند فنی پادگان دوشان تپه به نام محمدعلی باقرزاده یک گروه امنیتی نظامی در دل نیروی
هوایی تشکیل دادند که بعدها «گروه ضربت نهاجا» نام گرفت. کار این گروه جدید در آن ابتدا دستگیری و شکار افسران و فرماندهان فراری و کنترل پایگاه های نیروی هوایی بود. هسته مرکزی گروه باقرزاده اگر چه در پادگان قصر فیروزه بود اما مهرآباد را هم در کنترل خود داشتند
پایگاه سوم شکاری شاهرخی که حالا نوژه نام گرفته بود گزینه معقول تری بود. یک پایگاه دور از تهران با فاصله ۴۵ کیلومتر از همدان و نزدیک روستای کوچک کبودرآهنگ که تصرف آن با حدود ۳۰۰ نفر چندان سخت نبود و قطع ارتباط با محیط خارج چندان جلب توجه نمی کرد مضاف آنکه
مارگارت تاچر
#اسلام_گرایی #کمونیست #چپ #22_بهمن #انقلاب_پنجاه_هفت
تفاوت های میان لیبرالیسم و دموکراسی
برابری در برابر قانون به این مطالبه منجر می شود که همه ی انسان ها باید سهم یکسانی هم در برابر قانون داشته باشند. این نقطه ی تلاقی لیبرالیسم سنتی و جنبش دموکراتیک است. با وجود این، دغدغه ی اصلی آن ها متفاوت است. لیبرالیسم در معنای قرن نوزدهمی و اروپایی کلمه، عمدتاً به محدود کردن قوای قهری همه ی حکومت ها، اعم از حکومت های دموکراتیک و جز آن، علاقه مند است، در صورتی که دموکرات جزم اندیش فقط یک محدودیت برای حکومت میشناسد؛ عقیده ی رایج اکثریت. تفاوت بین این دو آرمان با بیشترین وضوح دیده می شود اگر اضدادشان را مشخص کنیم: ضد دموکراسی، حکومت اقتدارگراست؛ و ضد لیبرالیسم، توتالیتاریسم. هیچ یک از این دو نظام لزوماً از ضد آن دیگری جلوگیری نمی کند: امکان دارد دموکراسی به طور تمام و کمال اختیارات تمامیت خواهانه را اعمال کند و قابل تصور است که یک حکومت اقتدارگرا بر اساس اصول لیبرال عمل کند. مانند بیش تر اصطلاحات در حوزه ی مطالعاتی ما، کلمه ی دموکراسی در معنایی وسیع تر و مبهم تر نیز به کار می رود. لیکن اگر آن را دقیقا برای توصیف یک روش حکمرانی_یعنی حکومت اکثریت_ به کار گیریم، به وضوح اشاره دارد به مساله ای متفاوت از مساله ی لیبرالیسم. لیبرالیسم به این مساله می پردازد که قانون چیست و شیوه ی تعیین آن کدام است. لیبرالیسم توصیف قانون صرفا به منزله ی آن چه که مورد پذیرش اکثریت است را مطلوب می داند، اما باور ندارد که این نوع قانون لزوما قانونی خوب است. در حقیقت هدف لیبرالیسم این است که اکثریت را متقاعد کند برخی اصول را رعایت کنند. لیبرالیسم حکومت اکثریت را به عنوان شیوه ای برای تصمیم گیری می پذیرد، نه به عنوان مرجعی برای تعیین این که آن تصمیم چه باید باشد. برای دموکرات اصول گرا، این واقعیت که اکثریت چیزی را می خواهد دلیلی کافی ست برای خوب قلمداد کردن آن چیز؛ نزد او، اراده ی اکثریت نه تنها تعیین کننده ی قانون است، بلکه هر قانونی که تعیین می کند، قانون خوب است.
#فریدریش_فون_هایک
#منشور_آزادی
تقلیل دستاوردهای بزرگ اقتصادی دوران پهلوی به درآمدهای نفتی هم از اون بیشعوریهایی هست که فقط از جماعت نفهم چپ و پنجاه و هفتی برمیاد.
محض اطلاع کل درآمد نفتی ایران از زمان کشف نفت تا سال ۵۲ فقط ۲۶ میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار بوده که حتی با در نظرگرفتن اثر تورم دلار هم قابل توجه نیست درآمد نفتی خوب چند سال آخر هم نمی توانست عاملی برای رشد اقتصادی باشه چون پژوهشهای متعددی لینک زیر👇 ثابت کرده که افزایش درآمدهای نفتی بر رشد و توسعه کشور با تاخیر تاثیر میگذاره و شاه متاسفانه آن قدر فرصت نداشت که اثر مثبت این درآمدها بر اقتصاد ایران رو ببینه
لینک برای اطلاعات بیشتر
jes.shiraz.iau.ir/article_517676…
در بسیاری از متن های کلاسیک تحقیقی و نیز بسیاری از نقل قول هایی که از رجل سیاسی آن زمان بیش تر ستایش از امنیت رضا شاهی متبلور است که بواسطه ارتش کارامد او در ایران بسط یافته بود. اما شاید یکی از اقداماتی که او به عمل آورد ، و البته کمتر بدان پرداخته شده، بحث سامان دادن به اداره اوقاف بود.یعنی یکی از منابع ثروت ساز کشور که گردش مالی بسیار بالایی داشت.در دوران قاجار مردم به واسطه نا امنی، اموال خود را وقف می کردند چرا که موقوفات بطور سنتی از دسترس دولتیان به دور می ماند. تعداد موقوفه ها به قدری زیاد بود که طبق برآورد هایی که نویسندگان آن دوران به عمل آوردند حدود یک سوم اراضی مزروعی کشور وقف بوده است. از آنجایی که هیچ نظارتی بر اوقاف نبود زمینه برای برای فساد گسترده در این زمینه بوجود آمده بود.به گونه ای که عمادالعلما در رساله خود به ده روشی اشاره می کند که اوقاف بواسطه آن چپاول می گشت و از این ممر سود فراوانی نصیب چپاول کنندگان می گشت.مجد الاسلام میگوید اگر تولیت فردی قوی بود یک سوم را به روحانیون میداد و باقی را غارت می کرد.اگر فردی ضعیف بود دو سوم را به روحانیون می داد و باقی را برمی داشت واگر تولیت یک روحانی بود کل اموال را چپاول می نمود.با حدوث مشروطیت برنامه هایی برای سر و سامان دادن به اوقاف مطرح شد.مدتی شیخ مهدی شریف کاشانی از سوی مجلس متصدی اوقاف شد اما بواسطه قدرت و نفوذ علما نتوانست کاری پیش ببرد و مقهور ایشان گشت. شخص مذکور در رساله خود با دلی پر خون از پیش نرفتن سامان دادن به موقوفات یاد میکند.اما در دوره رضا شاه اوضاع دگرگون شد.رضا شاه از ترتیبات تازه، که مقدمات قانونی آن در دوره مشروطیت فراهم آمده بود، و اداره اوقاف را به وزارت معارف سپرده بود استفاده نمود و دست روحانیون را از اوقاف کوتاه کرد. جالب است بدانید ، سرمایه بسیاری از مدارسی که در دوره او دایر گشت از همین ممر بدست آمد.در واقع سر و سامان دادن به موقوفات یکی از کار های بزرگ دوره او بود که اغلب کوچک شمرده می شود.این اقدام البته ریسک بزرگی داشت.قطعا درگیری با روحانیون عواقب وخیمی داشت،عواقبی که شاهان بزرگی چون ناصرالدین شاه را در اصلاح اوقاف مردد نموده بود.نتیجه آنکه شاید امروز اصلاح موقوفات به دلیل ناشناخته بودن زمینه های آن در دوره قاجار کوچک شمرده شود و ما در حین اقدامات رضا شاه اشاره کوچکی بدان نماییم. اما باید به این نکته توجه داشت که رضا شاه با اصلاح موقوفات و کوتاه کردن دست روحانیون از این حوزه یک پنجم حجم اقتصاد ایران را به سامان آورد.
#رضا_شاه
#پهلوی