923
👧دنیاکیا 👩🎓دانشجوی روانشناسی 📝و شما خط نوشت های مرا میخوانید 🗣باهم حرف بزنیم ناشناس من https://telegram.me/HarfBeManBot?start=MjY5MTQ5NjUw مرسی که با بودنتون به قلمم انگیزه میدین😍
سلام💚
من،
دنیا کیا
کارشناس ارشد روانشناسی بالینی هستم.
و اینجام تا مسائل مختلف رو بهت آموزش بدم و به سؤالاتت جواب بدم💚
ممنون که همراه منی
/channel/jahaneravan
من، من که آدم صبوری نبودم، همیشه دیگری، منتظر من مونده بود!
من که آدم میسازیم، درستش میکنیم نبودم، بقیه همه چیز رو برام درست کرده بودن!
من که عاشق بودن بلد نبودم، همیشه عاشقم شده بودن!
من هیچکدوم از این هایی که میبینی نبودم، من سازشو تلاش و مراقبت کردن رو یاد نگرفته بودم.
بلد نبود م چیزی یا کسی رو با دیگری تقسیم کنم.
خودمو گذاشته بودم وسط جهان و میخواستم ماه و خورشید دورم بگردن اما حالا تورو گذاشتم وسط جهانم و به جای ماه و خورشید خودم دور تو میگردم.
همیشه من اون گلی بودم که همه نشسته بودن پاش تا شکوفه بده، همون گل پر توقع که در آخر بیشتر از گل خار از خودش نشون میداد.
اما میبینی منو؟
میبینم خودمو...
نشستم پای یه گل مشترک، گلی که صبر میکنم برای تک تک گلبرگاش،حتی میخوام با جهان تقسیمش کنم.
میسازم با کم و بد و نبودنانش.
گله؟ گله میکنم ولی بقول اقای ابی: دل نمیکنم.
راستی بهت گفته بودم همه ی این ها، کار توعه، کار چشمهای تو؟!
من، خود بهترم
خود صبور تر و عاقل ترم رو کنار تو پیدا کردم.
کنارِ آرامش صدات
شب چشمات
و پناهی از جنس آغوشت.
#دنیا_کاف
@Donya_kaf
من نگرانتم!
حتی هنوز مثل همون روزای اول دلواپس و نگران حال توام !
دوست دارم و نگران ساعت خوابتم،
نگران اینکه حتما ۸تا لیوان آب خورده باشی،
که هر سه تا چای لیوان امروزت تازه دم و پررنگ باشه،
نگران اینکه مبادا بیشتر از دو نخ سیگار کشیده باشی،
که حتما آهنگ های خوبی امروز گوش داده باشی؛ از اونایی که به سلول سلول تنت چسبیده باشه،
و کسی رو داشته باشی که فیلم های جنایی رو باهاش ببینی،
نگران اینکه مبادا امروز دلت گرفته باشه و کسی نباشه که بتونی باهاش حرف بزنی!
نگران اینکه کسی وقت خواب برات لالایی میخونه؟
نگران اینکه اگه دلت برام تنگ شد کسی باشه که بتونه جامو برات پر کنه،
کسی که بهت بگه: منم این جای دنیا دلتنگتم و بهت جرئت بده تا شمارهم رو بگیری،
نگرانم که مبادا حالا که نیستم کسی نباشه که نگرانت باشه!
راستی حالا که نیستم کسی هست که اندازه من دوست داشته باشه و نگرانت باشه؟
#دنیا_کاف
@Donya_kaf
من خوب بلدت بودم،
عطرت رو از بین هزار تا عطر دیگه حس میکردم، چشمام ناخودآگاه بسته میشد و
سَرم، سَرم کج میشد سمتی که تو بودی؛
دست خطهات رو اینقدر خونده و دیده بودم که دست خطم حتی شبیه دست خط تو شده بود؛
صدات... وقتی که با خمار ترین حالتی که عاشقش بودم، از چاووشی میخوندی پس زمینهی مدام ذهنم بود؛
خنده هات که هیچوقت خجالت دخترونهم اجازه نداد یه دل سیر دستمو بزنم زیر چونهمو نگاهش کنم دلیل زندگی اون روزهام بود؛
سیاهی چشمای تو قشنگ ترین شبی بود که زندگیش کردم،
جنگیدن برای هدفای تو هدفم بود!
امشب عکست رو دیدم،
نشناختمت ،
صدات رو شنیدم
به یاد نیاوردمت ،
وقتی جایی اسمت رو میشنوم باید چند لحظه ای فکر کنم تا به یادم بیای،
اگه اسمت رو پایین نوشته های صفحهی اول کتاب ها نبینم دست خطت رو یادم نیست حتی یادم نیست که تو اون کتاب هارو بهم دادی،
انگار دیگه بلدت نیستم اما
اما مطمئنم که هنوز عاشقتم.
چون من صدای قلبم رو میشناسم، وقتی که یادم میاد کجای زندگیش بودی هنوز مثل اون وقت ها به در و دیوار میکوبه.
ذهنم تورو یادش رفته اما قلبم هنوز سخت عاشقه!
#دنیا_کاف
@Donya_kaf
همچنین قدر آسمان آبی، ابرهای سفید، درختان و پرندگان را.
من واقعا عاشق زندگی ام.
(مثل اینکه به نظر میرسد سنت شکنی میکنم)
نه، از زندگی متنفر نیستم.
بله، رنج هست.
اشکالی ندارد.
این تاوانی است که برای زندگی میپردازم.
از زندگی واقعا سپاسگزارم برای تمام دردها و خوشی هایی که زندگی به من داده است.
سپاسگزارم و میدانم که درد و خوشی بیشتری نیز در راه است.
#برف_در_تابستان
#سایاداویوجوتیکا
#نیما_قربانی
@Donya_kaf
انسان در جستجوی حقیقت دو قدم رو به جلو برمیدارد و یک قدم به عقب باز میگردد.
زجرها، خطاها و یکنواختی زندگی او را به عقب پرت میکنند، اما پاروزن تشنه حقیقت همینطور میرود و میرود و ادامه میدهد.
و خدا را چه دیدی؟
شاید راهش را به سمت حقیقت بیابد.
#دوئل
#آنتوان_چخوف
#ادبیات_روس
@Donya_kaf
داستان: هزارمین شب مادام ریتا
از مجموعه داستان: سایهی تاریک کاج ها
نوشته: #غلامرضا_رضایی
با صدای: #دنیا_کاف
#نشر_نیماژ
#داستان_صوتی
@Donya_kaf
گلایه میکنم
از پاییزی که داره تموم میشه
و قدم هایی که با تو نزدم!!!
ولی بقیه میگن:
نگران نباشم!!!!
پاییزای بعدی
یکی بهتر از تو
که خیلی هم بیشتر از تو دوستم داره
و بهتر از تو درکم میکنه
میاد و دستم و با دستاش گرم میکنه
و حالم و با بودنش خوش
و پاییز و باهام قدم میزنه به مقصد همیشه بودن
و دلم و با عشقش زنده نگه میداره.
خوب...
آره!!!
شاید شاهزاده سوار بر اسب رویاهام یه روزی از راه برسه ولی
من تو این پاییزی که داره هدر میره، هجده سالگیم و جا میزارم و میرم.
سالهای بعد پاییز میاد
ولی من دیگه یه عاشق هجده ساله نیستم
اصلا شاید پاییزای دیگه نتونم شعر بنویسم.
گلایه من از هجده سالگیمه که عاشقم کرد اما عشقم و برام نگه نداشت تا پاییز و باهاش عاشقی کنم و با گرفتن دستاش شعر عاشقانه خلق کنم !
گلایه میکنم از نبودنت تو این پاییز که هیچ عشقی ،عشق هجده سالگی
و هیچ فصلی، پاییز هجده سالگی نمیشه.
#دنیا_کاف
🌎 @Donya_kaf 🌎
#جنگل_نروژی
#هاروکی_موراکامی
#کتابی_که_مطالعه_میکنم
@Donya_kaf
وتا یه خط با کسی صحبت میکنم یهو میاد اول تاپ لیست .
و میبینم که ای بابا...ای بابا... که چقدر تنهایی دست انداخته تو لحظه هامون
https://www.instagram.com/tv/CGqA2gSpWvT/?igshid=1qt2jeebd73es
در مورد کتاب مثل خون در رگ های من یادتونه حرف زده بودیم؟
کاز فرستاده بودید؟.حالا پستمون آپلود
شد.
من بلد نبودم قشنگ حرف بزنم یعنی بلد بودم اما خجالت میکشیدم .
خوب اونم شیطون بود و با شیطونیاش بیشتر خجالتمو تحریک میکرد تا حرف نزنم .
مثلا وقتی صداش میکردم و میدونست می خوام بگم دوست دارم چشماشو نازک میکرد و برق تیزی از چشماش میفرستاد سمت چشمام منم حرصم میگرفت و میگفتم هیچی و دیگه لام تا کام حرف نمیزدم.
اما اون خیلی قشنگ شروع میکرد به حرف زدن و لابهلای دلبریاش یکی یکی از شعرای خودم برام میخوند؛منم تو دلم براش قند آب می کردم و قربون صدقش می رفتم .
ولی به محض اینکه از هم جدا میشدیم همه حرفامو تند تند براش تایپ می کردم و می فرستادم ولی همیشه جواب صد خط پیام عاشقونم فقط یک استیکر قلب بود انقدر این قلبه قرمزه لعنتی و برام فرستاده بود که نسبت بهش آلرژی پیدا کرده بودم فکر اینکه فقط وقت هایی که با همیم دوستم داره و یا نشون میده که دوستم داره کلافم کرده بود.
یه روز که کلافگیم به حد رسید ازش پرسیدم :
لعنتی چطور نسبت به این همه عشقم سرد و بی حسی ؟
چطور جواب کل حرفای دلمو فقط با یه استیکر میدی؟
برام نوشت :
((همون یه استیکر یعنی
عاشقتم دیوونه ؛قلب منی؛ یعنی خداروشکر که دارمت، که پیدات کردم .از دستت نمیدم.))
اون لحظه من خوشبخت ترین دختره روی زمین بودم که پیرو دین عشق شده بود .
اما الان دختر با تجربهای براتون می نویسه که اون استیکر معنیش فقط این بود :
تو دیوونه ای که این عاشقونه ها رو برام می نویسی؛ اصلاً دیوونه چیه تو احمقی!!!
ولی لامصب چقد نقش عاشق بودن بهت میومد.
#دنیا_کاف
@Donya_kaf
#کتابی_که_مطالعه_میکنم
#جای_خالی_سلوچ
#محمود_دولت_آبادی
@Donya_kaf
کنکور همه چیز نیست.
شما فارغ از هر نتیجه ای دوست داشتنی هستید.
شما بینهایت تواتنمندید فقط تو دوره از تاریخ
با نظام آموزشی ضعیف و خانواده های بی اطلاع از علاقه مندی به دنیا اومدید.
برید سمت رویاهاتون که هیچی از اون ها جذاب تر نیست
دوستون دارم.
مراجعه کننده ای دارم که از اینکه مثلا ماهی یکبار تو ارتباط با پارتنرش، عصبانی میشه و نمیتونه هیجانش رو کنترل کنه بسیار زیاد از خودش ناراحت میشه.
بچه ها جون ببینید
یه سری چیزا طبیعیه،
هممون یه سری هیجانات داریم که گاهی نمیتونیم مدیریتشان کنیم، اینکه از همون گاهی ها خیلی زیاد از خودمون خشمگین بشیم، در واقع نوعی کمال گرایی و عدم شفقت پشتشه❤️
@jahaneravan
اگه عزیزاتون کنارتونن، هیچ چیز دیگه زندگی رو سخت نگیرید!
Читать полностью…
https://www.instagram.com/p/CS1zEoJqjvv/?utm_medium=copy_link
میخوام از این به بعد تو پیج اینستاگرامم درباره یوگا و روانشناسی بیشتر بنویسیم.
پیشاپیش ممنونم از حمایتاتون.
بی هیچ ادعا و تجربه ای فقط داستانی که خیلی تمش رو دوست داشتمبراتون خوندم و اینجا گذاشتم.
اگه دوستش دارید حتما بهم بگید تا ادامه کتاب رو بذارم براتون و این فایل رو فروارد کنید تا ببینم چقدر دوستش داشتید❤️😍😍
من بیشترین خاطره ای که از تموم زندگیم دارم خاطرهی از دست دادنه!
همه چیز، همه کس، همه حسای زندگی من، مثل آبی بودن که دستای پر منفذ من نتونست نگهشون داره. هر بار که از دست دادم؛ له شدم، اشک شدم، مرگ رو چشیدم، تا قبول کردم سرنوشت این بود، که حتما انقدر که اون می خواست خوب نبودم، ارواحمون به هم وصل نبودن، که شاید تحمل چاله چوله های شخصیت من از صبرش خارج بود و یا شاید...
انقدر از دست دادم که حالا از دست دادن رو از صد کیلومتری با چشمای بسته می شناسم!
اینکه میتونی قرارامون رو چندین روز و هفته عقب بندازی،
قبل هر دیدار بی تاب نباشی،
کرونا رو بهونه کنی که دورتر بشینی، کمتر بغلم کنی، کمتر ببینیم،
که وقتی زنگ میزنم و دستت بنده؛ دیگه هول هولی نمیگی: دستم بنده! اصلا جواب نمیدی و انقدر یادت میره تا دوباره خودم زنگ بزنم!
اینکه خیلی وقته کسی اسممو زیاد ازت نمیشنوه،
که کمتر میگی مراقب خودم باشم،
که نگرانم نمیشی،
که هر طور هست سعی نمی کنی جا شیم تو روزمرگیهای هم،
که بودنمون عجیب عطر عادت گرفته به خودش،
که مدتهاست فقط منم که زنگ میزنم،
دستمو دراز می کنم،
که میگم دلم تنگ شده،
و فقط منم که هنوز، هم خاطره هامونو یادمه و هم رویاهامونو!
می بینی چقدر خوب از دست دادن رو می شناسم؟
و انقدر از دست دادم که بدونم تلاش یه نفره برای رابطه دونفره، هیچ نتیجه ای نداره!
دیر یا زود یکی از همین روزا تو هم میشی یه خاطره که از دست دادمش!
با اینکه بیشتر از هر بار برای از دست ندادن با سرنوشت جنگیدم، با خودم، با روحم، با چاله چوله ها تا ترمیم بشن اما ...باز دست دادم!
بیتابم
نگران و دلتنگ
دارم از دست میدمت و عطر گند از دست دادنت رو مدتهاست نفس میکشم و کاری از دستم برنمیاد! جز اینکه لحظه های آخر بیشتر دوستت داشته باشم، خیلی بیشتر!
و اما امیدوار که کاش اینبار اشتباه کرده باشم و قرار نیست از دست بدمت!
که کاش هیچوقت از دستت ندم!
#دنیا_کاف
@Donya_kaf
شهاب حسینی تو برنامه هم رفیق از هوتن شکیبا و بهرام افشاریان میپرسه: این رفاقت تا کی ادامه داره؟
افشاریان گفت:( امیدوارم تا وقتی که لایق هم باشیم.)
چقدر جوابش رو دوست داشتم.
@Donya_kaf
#کتابی_که_مطالعه_میکنم
#هاروکی_موراکامی
#جنگل_نوروژی
@Donya_kaf
ی سریا اومدن توی تاپ لیست تلگرامم که میتونم بگم ماهی ی بارم باهاشون حرف نمیزنم! و الان میتونم بگم چه قدر ترسناک شدم که با کسی حرف نمیزنم که با کسایی که ارتباطم ندارم توی تاپ لیستن
Читать полностью…
من اون دیوونه ای هستم که وقتی رفیقام میرن با رفیقای جدید ، نمیگم اونا نامردن میگم حتما من خوب نبودم!
#توییت_دنیا_کاف
@Donya_kaf
قلبم بوی تو را میده...
با هر تپش تو را به اقصی نقاط وجودم میبره
این آسمان متعلق به توست
پرواز کن در این آسمان به سانِ جاری شدن خون در رگ هایم
#سپهر_رضازاده
@InfinitoSoul 🕊
متن جدید دارم اما وقتی حمایت نمیکنید دل سرد میشم.
اگه دوست دارید باز هم کارامو منتشر کنم از کارای قبلی حمایت کنید لطفا.
❤️
اونجایی که وقتی به هم میرسیدیم چشماتو میبستی و عطرمُ با تمام وجود نفس میکشیدی ،
اونجایی که وقتی لجباز و غرغرو میشدم ، چشماتو ریز میکردی و اینقدر تو سکوت نگاهم میکردی که همه عصبانیتام تموم بشه ،
اونجا که بخاطر میگرن لعنتیم همه سیگاراتُ بی آتیش میکشیدی ،
اونجایی که بخاطر یه زخم کوچیک رو انگشتم قلبت تند میزد و بغض راه گلوتُ میبست
باید میفهمیدم بعد تو هیچکی نمیتونه اینقدر خوب باشه و اینقدر لطیف دوستم داشته باشه که قبول کنم عشق هنوز وجود داره .
اونجایی که تو آرامش آغوشت بعد هر بوسه پر میشدیم از شعر و خالی از حرف های نگفته با واژه هایی که با واژه های همه متفاوت بود ،
و دوست داشتنی که خیلی بیشتر از فقط دو کلمه دوست و داشتن بود باید خیلی چیزارو میفهمیدم.
من همه اون وقت ها باید میفهمیدم بعد از تو قشنگ ترین ابراز علاقه ها فقط یه لبخند به لبهام میاره و عمیق ترین عشق ها برای من جز یک شوخی نمیتونه باشه.
اما من یه دختر کوچولو بودم که دلش تجربه های جدید میخواست و نمیدونست عشق موندن و ساختن میخواد.
نمیدونست بعضی لحظه ها تکرار شدنی نیست و نمیدونست بعد از عاشق یه شاعر بودن هیچ عشقی اونقدر خاص نیست که به دلش بشینه.
که باعث بشه قلبش تند بزنه و روحش پرواز کنه.
نمیدونست
نمیدونست
نمیدونست...
#دنیا_کاف
@Donya_kaf