duchar | Unsorted

Telegram-канал duchar - دچار |‌ Duchar

156994

اگر بماند، عشق است؛ اگر پایان یابد، یک داستان عاشقانه است؛ و اگر هرگز آغاز نشود، یک شعر. جهت همکاری و تبلیغات: @DucharAd انتشار با ذکر “دچار” لطفاً.

Subscribe to a channel

دچار |‌ Duchar

دلتنگشی؟ اینو بذار بیوت چون…

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

رو تنم از همتون جا کارد و گوله دارم.
@Ducahr

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

@Duchar

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

هرکسی یک جور زنده‌به‌گور است؛
یکی در فکرش، یکی در قلبش، یکی در تنهایی‌اش.
و من؟ در یاد تو.

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

من دو نفر بودم؛ یکی به زندگی‌اش می‌رسید و دیگری در گوشه‌ی اتاقش کز کرده بود و برای آنچه از سر گذرانده بود، می‌گریست.

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

سیگارها غذا هستند، برای روح های شکسته.

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

مولانا: شمس، چرا بعضی آدم‌ها می‌آیند و تمام زندگی ما را تغییر می‌دهند؟
شمس: چون بعضی آدم‌ها برای ماندن نمی‌آیند؛ برای بیدار کردن می‌آیند.
مولانا: پس چرا رفتن‌شان این‌قدر درد دارد؟
شمس: چون تو به حضورشان وابسته شدی، نه به درسی که برایت آورده بودند.
مولانا: و بعد از رفتن‌شان چه باید کرد؟
شمس: آنچه را در تو بیدار کردند حفظ کن؛ آدم‌ها می‌روند، اما نوری که درونت روشن کرده‌اند می‌تواند بماند.

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

بگذار پس از این همه دلتنگی و دوری،
چون آینه در حال تماشای تو باشم.
@Duchar

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

این زخم‌ها بسته‌شدنی نیست! می‌شنوی؟ کهنه است، ولی مرهم‌ناشدنی‌ست؛ هر روز خون تازه از آن بیرون می‌آید!

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

اشکالی در کار دنیاست که گریه رفعش نمی‌کند…

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

و می‌دانی؟ گاهی تنهایی انتخاب نیست، اجبار است؛ وقتی دیگر نه کسی حرف‌هایت را می‌فهمد و نه سکوتت را درک می‌کند.

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

«دوستت داشتم، بی‌آنکه بدانم چگونه، از چه زمانی و از کجا!»

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

نمی‌گذارند، ولم نمی‌کنند… نمی‌توانم خوب باشم.

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

تو همه‌ی دلایل من بودی برای انکار هر چیزی که آزارم می‌داد.

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

نری بپره از سرت فکر خونه
نری عطرت تو اتاقم جا بمونه
@Duchar

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

وقتی باهات سرده و پیام نمی‌ده نرو التماسش کن که توروخدا بهم توجه کن و حالمو بپرس، یکی از تکسای اینجا رو بزار بیوت به غلط کردن بندازش:
, @Biooo😇

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

خستم از اینکه همیشه من باید درست باشم،
من باید بفهمم، من باید کوتاه بیام،
از اینکه خوبی‌هام عادی شده، عادت شده، وظیفه شده،
از اینکه هر چی بیشتر خودمو می‌ذارم وسط، کمتر دیده می‌شم،
انگار هر چی مهربون‌تر باشی، بیشتر لهت می‌کنن…
و من دیگه واقعاً خسته شدم از این چرخه،
از این تکرار خسته‌کننده…

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

«تو چقدر خاطره با خودت حمل می‌کنی!»
این را مادرم این اواخر به من گفت.
گفت: «چرا باید این همه بار با خودت حمل کنی؟»
و من گفتم: «خب، کجا می‌توانم این بار را زمین بگذارم؟»

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

عزیزم زندگی معنای درده
فقط این عشق و بی‌تابیم قشنگه.
@Duchar

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

مولانا: آدمی چگونه آرام می‌شود؟
شمس: وقتی دیگر از رفتن آدم‌ها نمی‌ترسد.
مولانا: و اگر تنها بماند؟
شمس: کسی که خودش را پیدا کند، هیچ‌وقت تنها نیست.

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

باب دلمی، بس که تو رو خوب کشیدن
چشمای تو تهرونو به آشوب کشیدن
@Duchar

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

در برابر بی‌مهری آدم‌ها هیچ نمی‌گویم. سکوت و سکوت و سکوت.
انگار که لال شده باشم؛ شاید هم کور و کر. دیگر نه انرژی توضیح دادن دارم و نه حتی حوصله‌اش را. می‌دانی؟
دیر دریافتم که مسئول طرز فکر آدم‌ها نیستم. بگذار هر که هرچه خواست بگوید!
چه اهمیتی دارد؟
من در لاک خود راحت‌ترم. آنجا می‌شود آرام و بی‌دغدغه زندگی کرد.

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

شب بخیر به تو،
در شبی که برای تحمل کردن دنیایت زیادی کوچک و بی‌پناه و خسته‌ای.

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

می‌دانستم، نمی‌شود؛ می‌دانستم و ادامه دادم. تمام رنج من همین است.

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

«دوستت دارم، اما نه آن‌قدر که خودم را فراموش کنم.»

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

از عالم و آدم سرِ تو حرف شنیدم،
از دست غرورم که شکست، دست کشیدم.
@Duchar

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

فقط می‌خواستم در کنارت باشم؛
همیشه در هاله‌ی تو، در پرتو تو، تا آخر عمر.
و غیر از این، هیچ نمی‌خواستم.
نه عشق، نه مهربانی، نه حتی نگاهت.
همین که بودی، همین که می‌توانستم تو را ببینم، کافی بود.
حالا می‌فهمم که همین آرزو، خودش بزرگ‌ترین قمار زندگی‌ام بود…

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

گاهی گریه‌ام می‌گیرد از اینکه چقدر خوب بلدیم زندگی کنیم، اما همه‌ی راه‌های زندگی را بر ما بسته‌اند و مدام دلمان می‌خواهد بمیریم.

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

غمگین نیستم.
سرم گرم است و زندگی را می‌گذرانم؛
اما اگر حالم را بپرسی، ساعت‌ها برایت خواهم گریست.

Читать полностью…

دچار |‌ Duchar

اگه کسی درباره گذشته‌ام ازم بپرسه، همیشه می‌گم: «همه‌اش لازم بود تا تبدیل به کسی بشم که امروز هستم.» اما حقیقت اینه که قلبم حتی لایق نصف چیزهایی که مجبور شد ازشون عبور کنه هم نبود.

Читать полностью…
Subscribe to a channel