10322
زبان انگلیسی را دقیق و اصولی بیاموزیم. مولفِ بستههای درکِ مطلبِ انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته - عبدالرضا شهبازی، مترجم و مدرّس زبان انگلیسی @abdorrezashahbazi
🔳 این صفات همگی به «جعلی/نادرست» اشاره دارند، اما بار معنایی و کاربردشان با هم فرق دارد.
◻️صفت counterfeit معمولاً برای جعلِ عمدی اشیای رسمی یا باارزش به کار میرود (مثل پول یا مدارک) و بر تقلیدِ غیرقانونی بهقصد فریب تأکید دارد.
◾️counterfeit £10 notes
◻️صفت fake عامتر و خنثیتر است و وصفِ هر چیز ساختگی یا غیرواقعی است، از شی فیزیکی گرفته تا احساس یا هویت، هرچند تلویحاً عنصر قصدِ فریب در آن هست.
◾️a fake ID card
◻️صفت fraudulent رسمیتر است و بر عنصر تقلب حقوقی یا مالی و قصد فریب در چارچوبی نهادی و سازمانی تأکید میکند.
◾️a fraudulent insurance claim
◻️صفت spurious بیشتر در بافتهای علمی و فکری و استدلالی میآید و وصف چیزی است که ظاهراً معتبر است اما در واقع بیاساس یا نامعتبر است.
◾️spurious arguments
◻️صفت artificial الزاماً بار فریب ندارد و صرفاً به مصنوعی در برابر طبیعی اشاره میکند، نه لزوماً جعلی بودن.
◾️artificial flowers
◻️صفت bogus که غیررسمیتر است بر جعلی یا تقلبی بودن - همراه با نوعی بار ارزشیِ منفی - تأکید دارد.
◾️bogus applications for asylum
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
قید impossibly معمولاً ما را به یاد معادلهای «بهشکلی غیرممکن» یا «بهطرزی محال» میاندازد ولی وقتی این قید در وصفِ صفتی بیاید به معنی آن است که آن صفت بهلحاظ شدت، بسیار عجیب و باورنکردنی و حیرتانگیز است یعنی بیش از اندازه و خارج از حد است.
با این وصف، معادلهایی که میتوانیم برای آن در نظر بگیریم «بیش از حد» یا
«بیاندازه» یا «بینهایت» یا حتی «بهشدّت» است، هرچند اگر جمله بطلبد، معادلهای «بهطرز غیر قابل باوری» یا «بهطور غیر قابل تحملی» یا «بهطرز وحشتناکی» یا «وحشتناک» را هم میتوان برای آن در نظر گرفت.
◻️She has an impossibly thin waist.
کمرش بینهایت/ بیش از حد/ وحشتناک باریک است.
◻️Some sales managers think selling abroad is impossibly difficult.
به باور برخی مدیران فروش، فروش به خارج از کشور بهشدت دشوار است.
◻️Doctors are being forced to work impossibly long hours.
در حال حاضر پزشکان را وادار میکنند شیفتهای بیش از حد طولانی کار کنند.
◻️Mathematical physics is an impossibly difficult subject.
فیزیک ریاضیاتی درسِ/رشتهی بیاندازه/ بهشدت دشواری است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◼️Politics (2025)
◻️Andrew Heywood & Matthew Laing
@Englishnutsbolts
در مجموع دو دورهی درک مطلب انگلیسی تالیف و تدریس کردهام (برای تقویت بنیادیِ این مهارت):
🔳 دورهی مبتدی تا متوسطه (شامل ۳ بسته)
▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.
➖➖➖➖➖➖
🔳 دورهی متوسطه تا پیشرفته (شامل ۱۰ بسته)
▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.
▫️معرفیِ این دوره را در قالب پادکست از اینجا بشنوید.
🟦 هر دو دوره ضبطشده است (شامل فایلهای پیدیاف و فایلهای صوتی تدریس).
🔳 بازخورد برخی از دوستانی که بستههای دورهی درک مطلب انگلیسی (متوسطه تا پیشرفته) را کار کردهاند در اینجا و اینجا و اینجا و اینجا ببینید.
🟫 این بستهها برای کسانی مناسب است که میخواهند با حوصله و دقت و صرفِ وقت، انگلیسی را در سطح جمله و متن عمیق و بنیادی بفهمند.
🟩 برای کسبِ اطلاع از چگونگی دریافت این دو دوره در خصوصی پیام بدهید:
@abdorrezashahbazi
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
◼️Contemporary World History Since 1945 (2026)
◻️Jefrey W. Jones
@Englishnutsbolts
◼️فرهنگ فشردهی فارسی به انگلیسی (یکجلدی)
◻️عباس آریانپور کاشانی (۱۳۶۳ - ۱۲۸۵) و منوچهر آریانپور کاشانی (۱۴۰۰ - ۱۳۰۸)
◻️موسسهی انتشارات امیرکبیر، چاپ نهم، ۱۳۷۵ (چاپ نخست ۱۳۵۵)
🔳 این فرهنگِ فارسیبهانگلیسیِ فشرده (تالیفِ مشترکِ پدر و پسر) بهنوعی نیای فرهنگِ فارسیبهانگلیسی جامع پیشرو آریانپور (چهارجلدی) است.
پیش از این دربارهی مشکلات بنیادی فرهنگهای فارسی به انگلیسی اشاراتی کردهام (اینجا و اینجا و اینجا را ببینید). فرهنگ بالا نیز بری از این مشکلات نیست.
قبلاً - بهمناسبت درگذشتِ دکتر منوچهر آریانپور - طی مصاحبهای با رادیو فرهنگ دربارهی فرهنگ بزرگ انگلیسیبهفارسیِ پیشرو آریانپور (هفتجلدی) سخن گفتهام (از اینجا بشنوید).
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
👆👆
دو نکته دربارهی این فرسته:
۱- منظورم این نیست که فرهنگنگار برای تبیین تمایزات معنایی معادلهای پیشنهادی، چنین مبسوط توضیح دهد. میتواند کاملاً متراکم و تلگرافی به تمایزات اشاره کند و احیاناً چند مثال بزند. این توضیحات را در اینجا صرفاً با هدفی آموزشی نوشتم.
۲- آنچه نوشتم همهی نکتهها دربارهی تمایزات این کلمات نبود. میتوانم دوبرابر مطلب بالا هم نکات ریز و درشت دیگر دربارهی این کلمات بگویم ولی برای مقصد آموزشی ما همین مقدار نیز کفایت میکند.
◼️ واژهنامهی فنی (انگلیسی به فارسی)
◻️غلامحسین صدریافشار (۱۳۹۷-۱۳۱۳)
نسترن حَکَمی (۱۴۰۳-۱۳۳۰)
نسرین حَکَمی
◻️انتشارات نیلوفر، چاپ سوم، ۱۳۷۳
🔳مقدمهی مولفان را در انتهای پیدیاف بخوانید.
@Englishnutsbolts
Stalin’s interest in concentration camps need not have had a rational source at all: perhaps Stalin’s obsessive interest in vast construction projects and toiling teams of forced laborers was connected, somehow, to his particular form of megalomaniacal madness. Mussolini once said of Lenin that he “is an artist who has worked in men as others have worked in marble or metal.” This description may be better applied to Stalin, who literally enjoyed the sight of large numbers of human bodies, marching or dancing in perfect synchronization. He was captivated by the ballet, by orchestrated exhibitions of gymnastics, and by parades featuring giant pyramids built out of anonymous, contorted human figures. Like Hitler, Stalin was also obsessed with the cinema, particularly Hollywood musicals, with their enormous casts of coordinated singers and dancers. He might have derived a different but related form of pleasure from the vast teams of prisoners who dug canals and built railway lines at his bidding.
در مجموع دو دورهی درک مطلب انگلیسی تالیف و تدریس کردهام (برای تقویت بنیادیِ این مهارت):
🔳 دورهی مبتدی تا متوسطه (شامل ۳ بسته)
▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.
➖➖➖➖➖➖
🔳 دورهی متوسطه تا پیشرفته (شامل ۱۰ بسته)
▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.
▫️معرفیِ این دوره را در قالب پادکست از اینجا بشنوید.
🟦 هر دو دوره ضبطشده است (شامل فایلهای پیدیاف و فایلهای صوتی تدریس).
🔳 بازخورد برخی از دوستانی که بستههای دورهی درک مطلب انگلیسی (متوسطه تا پیشرفته) را کار کردهاند در اینجا و اینجا و اینجا و اینجا ببینید.
🟫 این بستهها برای کسانی مناسب است که میخواهند با حوصله و دقت و صرفِ وقت، انگلیسی را در سطح جمله و متن عمیق و بنیادی بفهمند.
🟩 برای کسبِ اطلاع از چگونگی دریافت این دو دوره در خصوصی پیام بدهید:
@abdorrezashahbazi
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
سه فعل migrate و immigrate و emigrate را در فارسی «مهاجرت کردن» (و خصوصاً اولی را گاه «کوچ کردن») معادلگذاری میکنیم.
ولی لازم است بدانیم این سه فعل فرقهایی با هم دارند.
🔳 فعل migrate که نسبت به آن دو تا عامتر است زمانی بهکار میرود که انسانها یا جانداران غالباً بهصورت موقت بهجای دیگری بروند، انسانها معمولاً برای کار و معیشت مهاجرت میکنند و جانداران بهصورت منظم و برای بهرهمندی از زیستبومهای مناسبتر کوچ میکنند.
◻️Many workers migrate to cities in search for better job opportunities.
خیلی از کارگران برای یافتن فرصتهای کاری بهتر به شهرها مهاجرت میکنند.
◻️How do birds know when to migrate, and how do they find their way back home?
پرندگان از کجا میدانند کی مهاجرت کنند و چگونه راه برگشت به خانه را پیدا میکنند؟
◽️migratory birds
پرندگان مهاجر
🔳 فعل immigrate را زمانی بهکار میبریم که بخواهیم بگوییم کسی بهشکلی دائمی و برای زندگی وارد کشور دیگری شود.
دقت کنید که تمرکز این فعل روی کشور مقصد است، یعنی کشوری که مهاجر (immigrant) وارد آن میشود.
◻️Her parents immigrated to the United States in the 1950s.
والدینش در دههی پنجاه میلادی به آمریکا مهاجرت کردند.
◻️They had no choice but to immigrate.
هیچ چارهای جز مهاجرت نداشتند.
🔳 فعل emigrate هم رفتن فرد مهاجر (emigrant) به کشوری دیگر برای زندگی بهشکلی دائمی است ولی تمرکزش روی خروج از کشور مبدا است، عکسِ immigrate که تمرکزش روی ورود به کشور مقصد است.
◻️Many people emigrate from rural areas in search of better life abroad.
خیلی از آدمها برای یافتن زندگی بهتر از مناطق روستایی به خارج میروند.
🔲 در ترجمه به فارسی معمولاً تفاوت دو فعل آخر نمود پیدا نمیکند و آنچه گفته شد بیشتر برای فهم انگلیسی و نگارش به این زبان است.
🔲 اسمهای این سه فعل، یعنی migration و immigration و emigration را هم لازم است متناسب با تفاوتهای فعلیِ آنها بفهمیم.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◼️Mission Iran: Special Forces Berlin & Operation Eagle Claw, JTF 1-79 (2024)
◻️ کتاب بالا اثر جیمز استجسکال روایت تاریخی از نقش واحد ویژه Detachment A (نیروهای ویژهی ارتش آمریکا در برلین) در بحران گروگانگیری سفارت آمریکا در تهران در سال ۱۳۵۸ و عملیات ناموفق پنجهی عقاب (Operation Eagle Claw) - عملیات طبس - برای نجات گروگانهاست.
نویسنده که خود از اعضای این گروه بوده، با استفاده از روایتهای شاهدان عینی و تجربههای مستقیم، اسناد محرمانه و تصاویر، در کنار شرح مأموریتهای شناسایی و برنامهریزی پیچیده، سهم کمتر شناختهشدهی این واحد را در این عملیات بزرگ نظامی به تفصیل توضیح میدهد.
◻️ ارتش آمریکا طی جنگ سرد یک واحد سرّی از نیروهای ویژه (Green Berets) در برلین غربی مستقر کرده بود که بهطور غیررسمی به Special Forces Berlin / Detachment A شناخته میشد و کارش انجام عملیات ویژه پشت خطوط بلوک شرق، شناسایی، نفوذ و آمادهسازی برای سناریوی درگیری با شوروی بود. همین واحد، بهدلیل آمادگی و ساختار خاصش، در ماجرای گروگانگیری هم وارد برنامهریزی و پشتیبانیِ عملیات پنجهی عقاب شد.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔳 مشخصاتِ بستههای دورهی ضبطشدهی «درک و تحلیل متون مطبوعاتیِ انگلیسی»
➖➖➖➖➖
🔷 بستهی اول:
✅ یک فایل صوتی بهنام Introduction که شامل توضیحاتی برای آشنایی با انگلیسی مطبوعاتی و معرفی شماری از وبسایتها و روزنامههای انگلیسیزبان از کشورهای مختلف است.
مدت زمان: ۴۰ دقیقه
✅ یک متن پیدیاف که شامل مقالهای بلند از روزنامهی نیویورکتایمز است - در ۱۳۸۴ کلمه - دربارهی تحولات سیاسی و امنیتی افغانستان.
✅ سه فایل صوتی شامل تدریس و تحلیل معنایی مقالهی مذکور.
مدتزمان تدریسِ هر سه فایل صوتی (جمعاً): ۱۱۷ دقیقه
✅ یک متن پیدیاف شامل بسط معناشناختیِ شماری از کلمات و ترکیباتِ مقاله.
✅ یک فایل صوتی شامل تدریس متنِ پیدیاف بالا.
زمان تدریس: ۳۰ دقیقه
مدتزمان تدریس (جمعاً): بیش از ۱۸۰ دقیقه
➖➖➖➖➖
🔷 بستهی دوم:
✅ یک متن پیدیاف که شامل مقالهای بلند از وبسایتِ شبکهی خبریِ CNN است - در ۱۵۴۰ کلمه - دربارهی کیستی و چیستیِ طالبان و تحلیلِ چگونگیِ حاکمیت یافتنِ آنها در افغانستان.
✅ سه فایل صوتی شامل تدریس و تحلیل معنایی مقالهی مذکور.
مدتزمان تدریسِ هر سه فایل صوتی (جمعاً): حدود ۱۴۰ دقیقه
➖➖➖➖➖➖
🔷 بستهی سوم:
✅ این بسته شامل تحلیل معناییِ دو متن خبری از خبرگزاری رویترز است:
۱- ارتباط ترامپ و پوتین و مسئلهی اوکراین
۲- وضعیت دفتر سیاسی حماس در قطر و مسائل مرتبط با آن
✅ این دو خبر مجموعاً شامل بیش از ۱۴۰۰ کلمه است.
✅ مدتزمانِ تدریس هر دو متن خبری مجموعاً قریب به ۱۸۰ دقیقه (۳ ساعت) است.
➖➖➖➖➖➖
🟫 برای اطلاع از چگونگی دریافت این بستهها لطفاً در خصوصی پیام بفرستید:
@abdorrezashahbazi
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
مدتها پیش کتابی از نویسندهای مصری میخواندم که مرتبط با دو حوزهی روانشناسی اجتماعی و فلسفهی سیاسی است.
فصل اول این کتاب را قبلاً ترجمه کردهام. اگر حس و حالی بود، الباقی را هم ترجمه خواهم کرد.
عجالتاً ترجمهی فصل نخستش را از پیدیاف بالا میتوانید بخوانید.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
ترکیبِ اصطلاحیِ as of وقتی که بلافاصله بعدش عنصری زمانی بیاید بهمعنیِ «از»، «از تاریخِ»، «تا» و «تا تاریخِ» است.
◽️The border, effectively closed since 1981, will be opened as of January the 1st.
مرز، که از سال ۱۹۸۱ عملاً بسته بود، از تاریخِ اول ژانویه باز خواهد شد.
◼️ اگر در جمله، توجه به قبل از زمان مذکور باشد (مثل وقتی که آن تاریخ نوعی ضربالاجل قلمداد شود)، معادل این ترکیب «تا» یا «تا تاریخِ» است.
◾️اگر در جمله، توجه به بعد از زمان مذکور باشد (یعنی آن تاریخ یا نقطهی زمانی، شروعِ یک عمل یا رفتار باشد)، معادل این ترکیب «از» یا «از تاریخِ» است.
◽️We must vacate the house as of Srptember 10.
تا تاریخ دهم سپتامبر باید خانه را تخلیه کنیم.
◽️The contract takes effect as of October the 1st.
قرارداد از تاریخِ اول اکتبر قابل اجرا است.
◽️We will have a new address as of May 12.
از تاریخِ دوازدهم ماهِ مه نشانی ما تغییر خواهد کرد.
◽️As of today, only three survivors have been found.
تا امروز، فقط سه نفر از نجاتیافتگان پیدا شدهاند.
تا این تاریخ، فقط سه نفر از نجاتیافتگان را پیدا کردهاند.
◽️As of next month, all the prices will go up.
از ماه آینده، تمامی قیمتها افزایش خواهد یافت.
◽️As of today, all passengers must check their luggage before boarding the plane.
از امروز/ از این تاریخ، تمامی مسافران باید قبل از سوار شدن به هواپیما بارشان را تحویل دهند.
◽️As of now, there will be no paid overtime.
از الان (به بعد)، هیچ پرداختی بابت اضافهکاری نخواهد بود.
از این تاریخ (به بعد)، بابت اضافهکاری هیچ پرداختی صورت نخواهد گرفت.
🔳 در ترجمهی شماری از موقعیتها میتوان معادلِ as of را «در» در نظر گرفت ولی باید مراقب باشیم معنای جمله مبهم نشود یا ظرافت معناییِ معادلهای پیشگفته با این انتخاب از دست نرود.
🔲 این ترکیب عمدتاً در موقعیتهای رسمی یا تا حدی رسمی استفاده میشود.
➖➖➖➖➖
یک نمونه از مطبوعات:
◽️As of early September, more than 100,000 migrants had arrived in New York City since the spring of 2022. (The New York Times, September 8, 2023)
◼️Political Ideologies (2021)
◻️Andrew Heywood
@Englishnutsbolts
◼️فرهنگ طیفی
◻️جمشید فراروی
◻️انتشارات هرمس، ۱۳۸۷
🔳 توصیه میکنم برای آشنایی بیشتر با ساختار این فرهنگ خوب، روش استفاده از آن را در ابتدای کتاب حتماً بخوانید.
@Englishnutsbolts
در مدخل بالا از فرهنگِ فشردهی فارسیبهانگلیسیِ آریانپور، پنج صفت انگلیسی، بدون تفکیک دقیق معنایی، دربرابر «بیگناه» و «معصوم» آمدهاند:
innocent
guiltless
sinless
impeccable
blameless
در حالی که این دو در فارسی یکسان نیستند.
«بیگناه» معمولاً در بافتهایی مانند «متهم بیگناه»، «قربانی بیگناه» یا «بیگناه شناخته شد» به کار میرود و به نبودِ تقصیر در یک موقعیت مشخص اشاره دارد. در مقابل، «معصوم» در ترکیبهایی مانند «طفل معصوم»، «چهرهٔ معصوم»، «نگاه معصومانه» یا«دهاتیهای معصوم» بیشتر به سادگی، بیتجربگی، پاکی شخصیتی و فقدان حیلهگری دلالت میکند.
چنین تفاوتِ مؤلفهای باید در معادلگذاری بازتاب یابد.
در انگلیسی نیز باید به ترکیبهای رایج توجه کرد. برای «بیگناه» در معنای حقوقی مثلاً میگوییم:
▫️an innocent man
▫️innocent of the charges
▫️be found not guilty
◽️prove his innocence
▫️an innocent victim
اما برای «معصوم» به معنای سادهدلانه، ترکیبهایی مانند
◽️an innocent child
▫️a naive young girl
▫️a guileless smile
▫️an artless remark
▫️a pure and innocent look
طبیعیترند (با این توضیح که artless رنگوبویی ادبی دارد).
🔳 صفت innocent در انگلیسی میتواند هم بار حقوقی و هم بار عاطفی/توصیفی داشته باشد. بنابراین، همان واژه بسته به بافت میتواند به معنای «فاقد جرم یا تقصیر» یا «سادهدل و بیحیله» به کار رود و تشخیص درست با بافت است.
در مقابل، صفت sinless بار دینی و مذهبی دارد و بیشتر در حالوهوایی معنوی بهکار میرود، مثل a sinless life که چنین فحوایی دارد.
صفت impeccable بیارتباط با دیگر معادلها است و معنیِ بیعیب یا بینقص میدهد (که اصلاً به گناه ربطی ندارد).
▫️impeccable taste
▫️impeccable manners
▫️an impeccable performance
بنابراین، برای «طفل معصوم» نمیتوان گفت
❌an impeccable child
یا برای «دهاتی معصوم» نمیتوان گفت
❌ a sinless villager
انتخاب واژه در انگلیسی تابع بافت است: اگر تأکید بر نبودِ جرم باشد، ترکیبهایی مانند
▫️innocent of
▫️not guilty
به کار میروند.
اگر تأکید بر سادهدلی و بیحیلهگی باشد، ترکیبهایی مثل
▫️a guileless smile
▫️ a naive boy
دقیقترند.
از این گذشته، صفاتی مانند
guiltless
و
blameless
بدون تفکیک معنایی در برابر «بیگناه» و «معصوم» آمدهاند، در حالی که هر
یک حوزهی کاربردی خاصی دارند.
صفت guiltless نسبتاً رسمی و ادبی
است و معمولاً در ترکیباتی مانند
▫️a guiltless defendant
▫️guiltless of any crime
▫️guiltless victims
به کار میرود.
این صفت بر «فاقد گناه بودن در یک اتهام یا رویداد مشخص» تأکید دارد و از نظر کاربردی بسیار به حوزهی حقوقی نزدیک است. در گفتار روزمره اغلب به جای آن از innocent استفاده میشود. بنابراین، guiltless برای «طفل معصوم» یا «نگاه معصومانه» طبیعی نیست، چون بار آن بیشتر قضایی و رسمی است تا عاطفی و توصیفی.
صفتِ blameless نیز به معنای «شایستهی سرزنش نبودن» است و در ترکیبهایی مانند
▫️ blameless conduct
▫️ a blameless life
یا
▫️He was blameless in the incident.
دیده میشود. این صفت بیشتر بر قضاوت اخلاقیِ بیرونی تمرکز دارد؛ فرد در اتفاق یا ماجرایی قابل سرزنش نیست ولی این الزاماً به معنای سادگی یا معصوم بودن او نیست.
🔳 جمعبندی:
در این فرهنگ، در برابر «بیگناه» و «معصوم» پنج صفت انگلیسی آمده که هر یک کارکردهای خاص معنایی خود را دارند و فرهنگنگار هیچ توضیحی دربارهی این تمایزات در اختیار کاربر قرار نمیدهد:
◻️صفت innocent تنها گزینهای است که میتواند (بسته به بافت) هر دو حوزهی «بیگناه» و «معصوم» را پوشش دهد.
◻️صفت guiltless تا حدی ادبی و رسمی است و بیشتر در حوزهی معنایی حقوقی و قضایی دیده میشود.
◻️صفت blameless بر قابل سرزنش نبودن فرد در یک رخداد نامطلوب اشاره دارد و نه لزوماً بر پاکسرشت بودن یا سادگی و معصومیت او.
◻️صفت sinless تقریباً بهطور کامل در بافتهای دینی و مذهبی و معنوی بهکار میرود، نه در بافتهای حقوقی و قضایی.
◻️صفت impeccable اساساً به بیعیب و بینقص بودن کیفیتی یا رفتاری یا ... اشاره دارد و اصلاً ربطی به گناه و معصومیت ندارد.
پیشنهاد دادن همهی این صفات برای «بیگناه» و «معصوم» بدون تمایزگذاری معنایی، حوزهی حقوقی و روانشناختی و دینی را با هم خلط میکند و حتی صفت بیارتباطی - مثل impeccable - را چون وصلهای ناجور (a sore thumb) وارد جمع میکند.
فرهنگ دقیق و کارآمد باید این تفاوتهای کاربردی و همایندی را روشن کند، نه اینکه صرفاً فهرستی از مترادفهای نزدیک ارائه دهد.
- عبدالرضا شهبازی
◾️مطلب مرتبط
@Englishnutsbolts
در فرهنگ فارسیبهانگلیسیِ کیمیا (تألیف زندهیاد کریم امامی) در مقابلِ «آبراهه»، سه معادل انگلیسی پیشنهاد شده است:
▫️ channel
▫️ waterway
▫️ watercourse
وقتی فرهنگنگار بدون هیچ توضیحی این سه واژه را در برابر «آبراهه» قرار میدهد، منِ مخاطب ظاهراً هرکدام را بهدلخواه میتوانم انتخاب کنم؛ حال آنکه این سه واژه از نظر معنایی و کاربردی کاملاً همپوشان نیستند و انتخاب آنها به بافت وابسته است، نه سلیقهی فردی.
تفاوتهای این واژهها هم از نظر خاستگاه طبیعی/مصنوعی، هم از نظر کارکرد (مثلاً کشتیرانی یا صرفاً جریان آب)، و هم از نظر اصطلاحات دقیق جغرافیایی اهمیت دارند.
«آبراهه» یا «آبراه» در فارسی دستکم دو معنای اصلی میتواند باشد:
۱- راهِ آب یا گذرگاه آب بهطور کلی؛ یعنی هر بستر، محدوده یا مسیر مشخص طبیعی یا مصنوعی که آب در آن جریان دارد (از جوی کشاورزی گرفته تا رودخانه).
۲- آبراهههای بزرگ سرزمینی یا بینالمللی که دو پهنهی بزرگ آبی (مثلاً دو دریا) را به هم متصل میکنند.
🔳 معنای نخست: مسیر جریان آب (طبیعی یا مصنوعی)
در این حوزه، چند واژهی انگلیسی بسته به دقت معنایی مطرح میشوند:
◼️canal
کلمهی canal تقریباً همیشه دلالت بر آبراههی مصنوعیِ ساختهی دست انسان دارد، بهویژه وقتی سازهی مهندسی و طراحی انسانی برجسته است.
نمونههای مشهور:
Suez Canal
Panama Canal
بنابراین اگر «آبراهه» در بافتی به یک مسیر مصنوعیِ حفرشده اشاره کند، canal انتخاب دقیقتری است.
◼️channel
کلمهی channel میتواند هم طبیعی و هم مصنوعی باشد.
در معنای طبیعی: مسیر جریان آب در رودخانه یا دریا.
در معنای مصنوعی: وقتی تمرکز بر «مسیر قابل عبور» یا «مسیر کشتیرانی» است، نه لزوماً سازهی مهندسی.
برای مثال:
shipping channel
navigation channel
در این کاربردها ممکن است مسیر لایروبیشده و عملاً ساخته یا تنظیمشده باشد، اما همچنان channel نامیده میشود.
canal ⟶ همیشه مصنوعی
channel ⟶ طبیعی یا مصنوعی، با تمرکز بر مسیر عبور آب یا کشتیرانی
◼️watercourse
کلمهی watercourse نسبتاً رسمیتر و عامتر برای «مسیر جریان آب» است و بیشتر در متون حقوقی، جغرافیایی یا محیطزیستی دیده میشود. این واژه معمولاً بر «جریان آب در یک مسیر مشخص» تأکید دارد، فارغ از اینکه طبیعی باشد یا مصنوعی.
در برخی متون تخصصی ژئومورفولوژی نیز ترکیبهایی مانند stream channel دیده میشود.
◼️stream / river
اگر «آبراهه» در متنی دقیقاً به یک جریان طبیعی کوچک یا بزرگ اشاره داشته باشد، در بسیاری از بافتها اصلاً channel ترجمهی طبیعیِ نخستین نیست، بلکه:
stream (برای جریان کوچکتر)
river (برای جریان بزرگتر)
کاربرد رایجتری دارد.
◼️ waterway
کلمهی waterway عامتر است و معمولاً وقتی بهکار میرود که کارکرد «حملونقل» یا «مسیر قابل عبور برای کشتی» مدنظر باشد.
نمونهها:
inland waterway
international waterway
برای یک جوی کوچک کشاورزی معمولاً waterway بهکار نمیرود؛ در این بافتها ترکیباتی مثل
irrigation canal
یا
drainage channel
طبیعیاند.
پس waterway بیشتر زمانی مناسب است که «آبراه» بهعنوان مسیر ارتباطی و قابل استفاده برای جابهجایی مطرح باشد.
🔳 معنای دوم: آبراههی بزرگ میان دو پهنهی آبی
در این حوزه، دو کلمهی کلیدی مطرح است:
◼️channel
کلمهی channel میتواند به یک آبراههی طبیعی بزرگ میان دو پهنهی آبی اشاره کند.
نمونهی مشهور:
English Channel
◼️strait
کلمهی strait یک اصطلاح جغرافیایی دقیقتر است و به آبراههی باریک طبیعی که دو پهنهی بزرگ آبی را به هم متصل میکند گفته میشود.
نمونه:
Taiwan Strait
Strait of Hormuz
پس از نظر مفهومی هر strait نوعی channel است (بهمعنای عام مسیر آبی باریک)،
اما بهطور کلی هر channel لزوماً strait نیست.
در اسامی جغرافیایی، انتخاب کلمه همیشه کاملاً قاعدهمند نیست و گاه تاریخی است. مثلاً English Channel از نظر ژئومورفولوژی strait محسوب میشود، اما نام تاریخی آن channel است.
◼️canal در معنای دوم
اگر آبراهه مصنوعی باشد، مانند:
Suez Canal
Panama Canal
در این صورت، canal دقیق است.
🔳 پس «آبراهه» در فارسی واژهای عام است که بسته به بافت میتواند به طیفی از مفاهیم اشاره کند:
از جوی کشاورزی و مسیر طبیعی جریان آب گرفته تا گذرگاههای بینالمللی دریایی.
در انگلیسی اما این طیف معنایی میان واژههای متفاوتی توزیع شده است:
canal ⟶ سازهی مصنوعی مهندسیشده
channel ⟶ مسیر جریان آب (طبیعی یا مصنوعی)، با تمرکز بر مسیر عبور
strait ⟶ آبراههی طبیعی باریک میان دو پهنهی بزرگ آبی
watercourse ⟶اصطلاح رسمی برای مسیر جریان آب
waterway ⟶ مسیر آبی با کارکرد حملونقل
stream / river ⟶ خودِ جریان طبیعی آب
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
«هدف از چنین دروغگویی مداومی این نیست که مردم دروغی را باور کنند، بلکه این است که اطمینان حاصل شود دیگر هیچکس به هیچ چیزی باور ندارد. مردمی که دیگر نتوانند حقیقت را از دروغ تشخیص دهند، قادر نخواهند بود بین درست و نادرست فرق بگذارند. و چنین مردمی، که از توان اندیشیدن و داوری محروم شدهاند، بیآنکه خود بدانند یا بخواهند، کاملاً تحت سلطهی دروغ قرار میگیرند. با چنین مردمی هر کاری میتوان کرد.»
- هانا آرِنت (۱۹۰۶-۱۹۷۵)، فیلسوف و مورخ آلمانی-آمریکایی
@Englishnutsbolts
در صورتی که به اطلاعات بیشتری دربارهی دورههای تالیفی درک مطلب انگلیسی (از مبتدی تا پیشرفته) نیاز دارید یا پیرامون مسیر تقویتِ درک مطلبِ انگلیسیِ خود (بهطور کلی) پرسشهایی دارید، میتوانید در خصوصی بپرسید:
@abdorrezashahbazi
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
در نام Lincoln حرف L اصلاً تلفظ نمیشود و آوانویسیِ صحیحش بهفارسی نیز بهصورت «لینکِن» است.
/ˈlɪŋ.kən/
اما این نام از روز اول با تلفظ و آوانویسیِ اشتباهِ «لینکُلن» وارد فارسی شده است و امروزه بهنوعی غلط مصطلح درآمده است.
در نگارش بهفارسی عموماً همان لینکلن را مینویسیم ولی در بیانِ آن به انگلیسی مراقب باشیم تلفظ درست آن را بهکار ببریم.
این روزها که زیاد صحبت از ناوِ هواپیمابرِ
USS Abraham Lincoln
میشود، توجه به این نکتهی تلفظی لازم است.
حال که صحبت به اینجا رسید، این چند کلمه و ترکیبِ مرتبط را بیاموزیم:
◻️aircraft carrier
ناوِ هواپیمابَر
▪️اگر زمینه مشخص باشد، همان carrier هم مقصود را میرساند.
▫️nuclear-powered aircraft carrier
ناوِ هواپیمابَر اتمی (که با نیروی هستهای حرکت و فعالیت میکند)
◻️flight deck
عرشهی پرواز
◻️naval fleet
ناوگان دریایی
◻️carrier strike group (CSG)
ناوگروهِ ضربتِ ناوِ هواپیمابَر
◻️destroyer
ناوشکن
◻️cruiser
رزمناو
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
کلمهی labor (و در انگلیسی بریتانیایی labour) علاوه بر معنی «کار»، به معنی فرآیند زایمان/ وضع حمل (childbirth) هم هست، یعنی از آغاز انقباضهای عضلانیِ رحم تا خروج نوزاد.
◽️She was in labor for ten hours.
زایمانش ده ساعت طول کشید.
☚ به کاربرد حرف اضافهی in دقت کنید.
◽️I was in labor for 12 hours with my first baby.
زایمانِ بچهی اولم ۱۲ ساعت طول کشید.
☜ به کاربرد حرف اضافهی with در جملهی بالا دقت کنید.
◾در جملات بالا از فعل to be استفاده شده است. چنین ساختاری که عمدتاً با فعل گذشته بهکار میرود، معمولاً مدتی را نشان میدهد که زایمان طول کشیده است.
◽برای اینکه ورود فرد را به فرآیند زایمان و آغاز دردهای آن را نشان دهیم از فعل و حرف اضافهی go into استفاده میکنیم.
◽️She went into labor at 12 o'clock last night.
دیشب ساعت ۱۲ (درد) زایمانش شروع شد.
◽️I thought the pains meant I was going into labor.
فکر کردم این دردها مقدمهی زایمانم است./ فکر کردم این دردها بهمعنیِ شروع زایمانم است.
◽️labor pains
درد(های) زایمان/ وضع حمل
◽️The labor pains were unbearable.
درد زایمان غیر قابل تحمل بود.
◽️the labor ward
بخش زایمان (در بیمارستان)
☚ بخش زایمان را همچنین maternity ward یا به اختصار maternity هم میگویند.
◽️a maternity hospital
زایشگاه
◽️the labor room
اتاق زایمان
◽️No two labors are ever the same.
هیچ دو زایمانی مطلقاً شبیه به هم نیستند.
◾ کلمهی labor به معنی زایمان منحصر به انسان نیست و دربارهی حیوانات هم بهکار میرود.
◽️One of the horses went into labor.
یکی از اسبها شروع به زایمان کرد.
🔸 فعل زایمان کردن/ به دنیا آوردن نوزاد معمولاً give birth است.
◽️She gave birth at a hosbital.
او در بیمارستان زایمان کرد.
◽️She gave birth to twins.
او دو قلویی به دنیا آورد.
◽️She gave birth to a baby girl.
او دختری به دنیا آورد.
☚ به کاربرد حرف اضافهی to دقت کنید.
◽️He only weighed two kilos at birth.
وقتی به دنیا آمد فقط دو کیلو وزن داشت.
☜ به کاربرد حرف اضافهی at دقت کنید.
◽️She has been blind from birth.
او از بدو تولد نابینا است.
☚ به کاربرد حرف اضافهی from دقت کنید.
🔹 برای اینکه نشان دهیم پزشک یا ...، نوزاد را به دنیا آورده است از فعل deliver استفاده میکنیم.
◽️The village midwife delivered the baby.
قابلهی روستا نوزاد را به دنیا آورد./ کمک کرد نوزاد به دنیا بیاید.
▫از فعل deliver در ساختار مجهول هم میتوانیم استفاده کنیم.
◽️She was delivered of a child.
او بچهای به دنیا آورد.
🔸 همانطور که میبینید، ترجمهی جمله به فارسی در ساختار معلوم صورت گرفته است که مطابق با طبیعت زبان فارسی است. با این همه، ظرافتی که در جملهی انگلیسی است به فارسی منتقل نمیشود؛ و آن اینکه زن مسلماً نوزادش را به تنهایی به دنیا نیاورده است و پزشکی یا ... به او کمک کرده است.
☚ به کاربرد حرف اضافهی of در مثال بالا دقت کنید.
◾با این همه، از فعل deliver در ساختار معلوم هم میتوانیم استفاده کنیم و نشان دهیم زن، نه لزوماً به کمک کسی، نوزادش را به دنیا آورده است.
◽️She delivered her third child at home.
او سومین بچهاش را در خانه به دنیا آورد.
◾زایمان بهروش/ با سزارین را به سه شکل زیر بیان میکنیم:
◽️a cesarean section
یا
◽️a cesarean
یا
◽️a C-section
◽️Both her children were born by cesarean section.
هر دو بچهاش را با سزارین به دنیا آورد./ هر دو بچهاش با سزارین به دنیا آمدند./ سرِ هر دو زایمانش سزارین کرد.
☚ دقت کنید که وقتی از حرف اضافهی by استفاده میکنیم، بعد از آن حرف تعریف a را بهکار نمیبریم.
◽️I had to have a cesarean.
مجبور شدم سزارین کنم.
◾زایمانطبیعی را با natural delivery و همچنین natural birth بیان میکنند.
◽️I had a natural delivery.
من طبیعی زایمان کردم.
◽️Which is right for me, natural birth or C-section?
کدام برای من مناسب است، زایمان طبیعی یا سزارین؟
◽️C-sections in first-time mothers often lead to repeat C-sections in future pregnancies.
سزارین در زایماناولیها غالباً به تکرار سزارین در باردارهای بعدی منجر میشود.
◽️I was born by cesarean.
من با سزارین به دنیا آمدم.
◽️I was born by natural birth.
من طبیعی به دنیا آمدم.
◽️I was born feet first.
من با پا به دنیا آمدم.
☚ به زبان فنی، از پا به دنیا آمدن نوزاد را میگویند:
a breech delivery
به اختصار، breech هم گفته میشود.
نوزادی را هم که به این شکل به دنیا میآید a breech baby میگویند.
بنابراین، جملهمثال بالا را اینگونه هم میشود گفت:
◽️I was a breech baby.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
برای بیان «مضمونِ» یا «به این مضمون که» یا «در این مایه که» از to the effect that یا to that effect استفاده میکنیم.
🔳 ترکیب to the effect that را زمانی بهکار میبریم که بخواهیم، در جمله، بعد از این ترکیب به مطلب مورد نظر اشاره کنیم.
◽️مضمونِ نامه این بود که دیگر احتیاجی به او نیست.
The letter said something to the effect that she was no longer needed.
◽️او به ضربالمثلی چینی استناد کرد به این مضمون که آدم هیچوقت نباید بدِ همسایهاش را بخواهد.
He cited a Chinese proverb to the effect that you should never wish ill on your neighbor.
◽️مضمونِ چیزی که به من گفت این بود که اگر وضعیت فعلی ادامه یابد، مجبور است شغلش را تغییر دهد.
He told me something to the effect that he would have to change jobs if the situation continued.
🔳 در مقابل، از ترکیب to that effect زمانی استفاده میکنیم که بخواهیم، در جمله و قبل از این ترکیب، به مطلب مورد نظر اشاره کنیم.
◽️فکر کردم اشتباه میکند و وقت شام چیزی به این مضمون گفتم.
I thought he was wrong and I said something to that effect at dinner.
🔲 در موارد بالا، همچنان که دیدید، بعد از فعل say یا tell یا افعال دیگری با معنای مشابه یا نزدیک، مثلِ suggest، کلمهی something را به ابتدای to that effect یا to the effect that اضافه کنیم.
◼️ ترکیب to this effect را زمانی بهکار میبریم که در جمله یا جملاتِ قبل به مطلب مورد نظر اشاره کرده باشیم.
◽️من مطمئنم که بخشنامهای به این مضمون ظرف چند هفتهی آینده صادر خواهد شد.
I'm sure that a circular to this effect will be issued in the next few weeks.
☚ کلمهی circular در حالت صفتی به معنیِ دایرهشکل یا مُدوّر است، ولی در حالت اسمی به معنی بخشنامه یا اطلاعیه است.
◼️ ترکیب to that effect را میتوانیم به انتهای جمله نیز منتقل کنیم. در این صورت، غالباً or words هم به قبلش اضافه میشود.
◽️آرش گفت که از شغلش راضی نیست، یا چیزی به این مضمون/ در این مایه.
Arash said he was unhappy in his work, or words to that effect.
◽️مریم گفت که شاد نیست، یا چیزی در این مایه/ به این مضمون.
Maryam said she was unhappy, or words to that effect.
🔳 ترکیبات بالا از effect بیشتر در نوشتار یا انگلیسی رسمی بهکار میروند و عمدتاً در گزارشنویسی و خلاصهنویسی استفاده میشوند و اگر هم در گفتار معمول بهکار روند، به کلام وزن میدهند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
https://archive.fo/g7cTU
چون همه بهنوعی در جریان تحولات بین جمهوری اسلامی و آمریکا و مسائل مرتبط هستیم، خواندن مقالاتی دربارهی این موضوعات در این روزها هم برایمان ملموستر است و هم میتوان از آنها کلی ترکیب و اصطلاح و تعبیر آموخت.
این مطلب از ایکانومیست یکی از چنین مقالاتی است.
@Englishnutsbolts