5979
مجموعه ای از تفکرات، نوشته ها و طراحی های روزانه ی من 💙 ________ مشاوره و سفارش: @Reply_support تماس : 035 - 32243903 کانال دومم: @ART_ADS _____ آدرس من در اینستاگرام: http://instagram.com/_u/hamed.ghaff ● چاپ و فروش طرح ها = عدم رضایت بنده!
به قول اون توئیت که نوشته بود:
عمیقا به کسی نیاز دارم که چیزی نگم و حالمو بفهمه!
یه چیزی پیدا کن
که باهاش حالت خوبه
بهش چنگ بزن
و هی تکرارش کن
دنیا کوتاهه...
If you're still awake right now, welcome to the club 🫶🥂
Читать полностью…
+ چند سالته؟
- ۳۴ و خیلی حس خوبی داره...
@Ghafgraphy
وقتی زیاد به همدیگه نزدیک بشیم، دیگه همدیگه رو نمی بینیم، مثل ابرو یا لب یا دماغ که چسبیدن بهمون ولی نمی بینیمشون، برای دیده شدن تو نگاه آدمای مهم زندگیمون، گاهی باید فاصله رو رعایت کنیم، نباید زیادی بچسبیم بهشون، وگرنه دیگه نمی بیننمون~
○ Saturn
@Ghafgraphy
فرض کن یه صندلی چوبی گذاشتیم روی یه تکه سنگ شناور تو فضا و از مسافت زیاد داریم شلوغیِ زمین و چراغای روشنش رو نگاه می کنیم...
فرض کن از این مسافت داریم ماهواره های معلق و گردون که سراسیمه روی محور زمین میچرخن رو تماشا می کنیم...یه وقتایی هم نور خورشید بهشون میخوره و یه اشعهی بازتاب میندازن تو نگاهمون...
فرض کن از روی صندلی پاشدی، یه پشتِ پا به اون تکه سنگ میزنی، صندلی رها، میز رها، سنگ رها و تو رها...
فرض کن از پشت نگاهتو بچرخونی سمت کیهانِ بیکران، دستاتو گره بزنی زیرِ سرت، پاهاتو بندازی روی همدیگه، و با همین حالت ستاره ها رو از یه قابِ متفاوت ببینی...
کهکشان، مثل تکه های الماسی که پاشیدنشون تو عمقِ بیکران، در حال درخشیدن و موج خوردن هستن...
فرض کن تو همین حالت بمونی و صدای این موزیک، بلند همه جای کیهان بپیچه...
شب بخیر 💙
> هیچ موسیقی رو بدون هندزفری یا هدفون گوش ندین، چون بی احترامی به اون موسیقیه...
Читать полностью…
ترجیحا پشت فرمون یا موقع پیاده روی، با هدفون یا هندزفری و با صدای تا بی نهایت زیاد، گوشِ جان سپارید.
Читать полностью…
~ شب که طلوع می کرد
او را لابلای پنجره های پرنور می دیدم،
لابلای چراغ های خیابان،
شب که طلوع می کرد
او را در حفره های ماه می دیدم،
او را در چراغانیِ شب،
حتی در تاریک ترین نقطهی شهر میدیدم؛
شب که طلوع میکرد...
او را میان دنبالهی ستاره ها میجستم،
در میان هرآنچه که نبود میجستم...
شب که طلوع میکرد؛
او را مثل خورشید، هرجایی می یافتم...
او؛ روزِ هر شبِ من بود،
و از خورشید، ماه تر می درخشید..
○Saturn~
@Ghafgraphy
و اما آسمان شب های من، روز بود و برفی بود و سرد بود...
تقدیم به آنکه در این ساعت به او فکر می کنیم...♧
@Ghafgraphy 💜
~ همیشه اون هیزم تر بود،
هم با خشک میسوخت، هم دیر میسوخت؛
نه ذغالش به درد میخورد
نه کسی چوب حسابش میکرد...
دود میکرد، چشم همه رو میسوزوند...
تنها، کنار باقی هیزمای گُر گرفته...
هرچی تلاش میکرد برای قاطی هیزمای دیگه شدن، شبیه اونا شدن، اما تر بود
و ناسازگار ...
از دنیای خودشون، اما تَر و طَرد..
تا مغز استخون ترک خورده و پوسیده...
و همچنان به هیزم بودن ادامه میداد...
○ saturn ~
~ فرض کن یه شب خنک و ساکت، نشستی روی یه صخره با منظرهای رو به درخت های مخروطی...
با چندتا تکه هیزم برای خودت آتیش درست کردی، و در حالیکه این موزیک تو مغزت پلی میشه، تمام حواستو دادی به ماه وسط آسمون...
سکوت، سکون، تنهایی...
میدونی؟ ماه، همیشه جوابه...
مراجعه به آسمون، تو تنهاترین حالت زندگی، همییییشه جوابه...
همیشه جوابه...
○ Saturn ~
@Ghafgraphy
+ شش قرن زندگی کردم.
و فقط در چند دههی ابتدای آن فهمیدم زندگی چیز زیادی برای ارائه ندارد، جز:
لحظه ای که در برابر ماه، سکوت می کردم.
لحظه ای که به قطعهای برآمده از درونیات یک هوش انسانی گوش فرا میدادم.
لحظه ای که قلب از ریتم منظمش خارج میشد..
لحظهای که سفر می کردم.
و بعدتر، تمامِ لحظه ها، تکرار لحظه های دیگر بود...
○ Saturn
@Ghafgraphy
و از ترس اینکه بیدار نشویم
شب ها را می خوابیم...
@Ghafgraphy
• قطعهای به شدت روحانگیز از یک آهنگساز ایرانی به نام "محمد دارابیفر"
از آلبوم: "آوازهایی که در سینه دارم"
به شدت توصیه میکنم گوش دادنش رو 💙
به شدتتتت...
• نام قطعه: اجسام / Ajsam
@Ghafgraphy 🎻