gozargah_1404 | Unsorted

Telegram-канал gozargah_1404 - گـذرگـاه

78

گذرگاه، بستری برای طراحی نظم منطقه‌ای با محوریت جمهوری اسلامی ایران

Subscribe to a channel

گـذرگـاه

📑 خبرنامه پاکستان، شماره چهارم

با توجه به اهمیت روزافزون مسئله پاکستان و چین برای کشور، تیم جانمایی جدید مدت‌هاست که بر روی این حوزه متمرکز شده است. در همین راستا، چهارمین شماره از خبرنامه پاکستان منتشر شد؛ خبرنامه‌ای که با نگاهی مسئله‌محور، مهم‌ترین تحولات این کشور در حوزه‌های سیاسی، امنیتی، اقتصادی و روابط خارجی را پیگیری می‌کند.

🔰 *محورهای خبرنامه:*
1️⃣ تعمیق همکاری‌های راهبردی چین و پاکستان
2️⃣ تداوم رایزنی‌ها و گسترش مناسبات ایران و پاکستان
3️⃣ هدف‌گذاری تجارت ۱۰ میلیارد دلاری ایران و پاکستان
4️⃣ توافق ایران و پاکستان برای فعالیت شبانه‌روزی گذرگاه‌های مرزی
5️⃣ تأثیر ناامنی بلوچستان بر تجارت ایران و پاکستان
6️⃣ گسترش همکاری‌های دفاعی و امنیتی پاکستان با کشورهای منطقه
7️⃣ تشدید تهدیدات تروریستی در خیبرپختونخوا
8️⃣ تداوم عملیات‌های ضدتروریستی نیروهای امنیتی پاکستان
9️⃣ اعتصاب ناوگان حمل‌ونقل و پیامدهای آن برای تولید و صادرات پاکستان

@ebtekareiran

Читать полностью…

گـذرگـاه

🔰پاکستان در مسیر بازتعریف امنیت انرژی

🔹شرکت دولتی Oil and Gas Development Company Limited پاکستان، بزرگ‌ترین شرکت اکتشاف و تولید نفت و گاز این کشور، با شرکت کانادایی Synergetic Oil Tools توافقی امضا کرده است تا با بهره‌گیری از فناوری Passive Energy Tool، تولید نفت خام سنگین از میادین داخلی پاکستان را افزایش دهد. این فناوری با بهبود جریان نفت در مخازن، کاهش دفعات تعمیر چاه‌ها، کاهش زمان توقف تولید و پایین آوردن هزینه‌های عملیاتی، امکان بهره‌برداری اقتصادی‌تر از ذخایر نفت سنگین را فراهم می‌کند. هدف اصلی این همکاری، افزایش تولید داخلی و کاهش وابستگی پاکستان به واردات نفت است؛ موضوعی که در سال‌های اخیر به یکی از اولویت‌های اصلی سیاست انرژی اسلام‌آباد تبدیل شده است.

🔸اهمیت این توافق، فراتر از یک پروژه فنی یا افزایش تولید چند میدان نفتی است و باید آن را در چارچوب تحول راهبردی سیاست انرژی پاکستان تحلیل کرد. طی دهه‌های گذشته، امنیت انرژی پاکستان عمدتاً بر واردات نفت از کشورهای حوزه خلیج فارس استوار بوده است؛ وابستگی‌ای که این کشور را در برابر هرگونه بحران ژئوپلیتیکی در منطقه، به‌ویژه اختلال در تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز، آسیب‌پذیر کرده است. تحولات دو سال اخیر در خاورمیانه و افزایش احتمال اختلال در مسیرهای انتقال انرژی، این واقعیت را برای پاکستان آشکارتر کرده که اتکای صرف به واردات، دیگر نمی‌تواند ضامن امنیت انرژی کشور باشد. از این منظر، افزایش تولید داخلی، حتی اگر سهم محدودی از نیاز مصرفی پاکستان را تأمین کند، بخشی از ریسک‌های ناشی از وابستگی به واردات را کاهش داده و قدرت مانور این کشور را در شرایط بحران افزایش خواهد داد.

🔹البته این اقدام را باید بخشی از یک پارادایم گسترده‌تر در سیاست انرژی جهان دانست. اگر در گذشته امنیت انرژی عمدتاً به معنای تضمین دسترسی به نفت ارزان در بازارهای جهانی بود، امروز دولت‌ها بیش از هر زمان دیگری بر تاب‌آوری داخلی، افزایش تولید بومی، توسعه ذخایر راهبردی، تنوع‌بخشی به منابع تأمین و کاهش آسیب‌پذیری زنجیره‌های عرضه تمرکز کرده‌اند. تجربه همه‌گیری کرونا، جنگ اوکراین، تنش‌های دریای سرخ و بحران‌های مرتبط با تنگه هرمز نشان داد که حتی دسترسی به بازار جهانی نیز در شرایط بحرانی نمی‌تواند امنیت انرژی را تضمین کند. به همین دلیل، بسیاری از کشورها در کنار حفظ واردات، سرمایه‌گذاری در ظرفیت‌های داخلی را به یکی از ارکان اصلی سیاست انرژی خود تبدیل کرده‌اند.

🔻در همین چارچوب، همکاری پاکستان با یک شرکت کانادایی برای افزایش بهره‌وری میادین نفت سنگین، صرفاً یک قرارداد فناورانه نیست، بلکه تلاشی برای ارتقای ظرفیت راهبردی این کشور در حوزه انرژی است. اسلام‌آباد در کنار این پروژه، برنامه ایجاد ذخایر راهبردی نفت، توسعه زیرساخت‌های ذخیره‌سازی و تنوع‌بخشی به شرکای انرژی خود را نیز دنبال می‌کند؛ مجموعه اقداماتی که نشان می‌دهد سیاست انرژی پاکستان به‌تدریج از رویکرد مبتنی بر تأمین نفت از خارج به سمت تقویت امنیت انرژی از درون در حال تغییر است.

لینک خبر

🆔@Gozargah_1404

Читать полностью…

گـذرگـاه

نشریه Finance & Development – ژوئن ۲۰۲۶

🆔@Gozargah_1404

Читать полностью…

گـذرگـاه

🔰 ذخایر راهبردی نفت چین به‌عنوان یک ابزار ژئواکونومیک

◾️گزارش مؤسسه RAND Europe با عنوان «ذخایر راهبردی نفت چین به‌عنوان یک ابزار ژئواکونومیک» که در سال ۲۰۲۶ منتشر شده، بررسی می‌کند که آیا چین می‌تواند از ذخایر عظیم نفت راهبردی خود، فراتر از تأمین امنیت انرژی، به‌عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیکی و اقتصادی استفاده کند. نویسندگان تأکید می‌کنند که هدف گزارش، پیش‌بینی رفتار قطعی چین نیست، بلکه بررسی سناریوهای محتمل و پیامدهای آنها برای سایر کشورهاست.

◽️به باور نویسندگان، چین اکنون بزرگ‌ترین ذخیره راهبردی نفت جهان را در اختیار دارد؛ ذخایری که میان ۱.۱ تا ۱.۴ میلیارد بشکه برآورد می‌شود و علاوه بر انبارهای دولتی، بخش مهمی از ذخایر شرکت‌های نفتی را نیز دربر می‌گیرد که دولت در شرایط اضطراری اختیار استفاده از آنها را دارد. این ساختار، همراه با قانون انرژی ۲۰۲۵، به پکن انعطاف بیشتری برای مدیریت بازار داخلی و واکنش به بحران‌های انرژی می‌دهد.

◾️گزارش توضیح می‌دهد که ذخایر راهبردی نفت در بسیاری از کشورها صرفاً برای مقابله با اختلالات عرضه ایجاد شده‌اند، اما در مورد چین این ذخایر به‌تدریج به ابزاری برای تثبیت بازار داخلی، کنترل قیمت‌ها و ارسال پیام‌های سیاسی و اقتصادی نیز تبدیل شده‌اند. تجربه عرضه بخشی از ذخایر نفتی در سال ۲۰۲۱ برای کاهش فشار قیمت‌ها، نمونه‌ای از استفاده اقتصادی دولت چین از این ابزار محسوب می‌شود.

◽️نویسندگان سپس ظرفیت ژئواکونومیک این ذخایر را ارزیابی می‌کنند و معتقدند که بزرگی ذخایر، امکان مداخله سریع در بازار، افزایش تاب‌آوری در برابر تحریم‌ها و شوک‌های انرژی و همچنین توانایی ارسال پیام‌های سیاسی، همگی این ظرفیت را ایجاد می‌کنند که ذخایر نفتی در آینده به یکی از ابزارهای قدرت اقتصادی چین تبدیل شوند.

◾️در ادامه، گزارش سه سناریوی محتمل برای استفاده چین از این ذخایر را بررسی می‌کند. محتمل‌ترین سناریو، «احتیاط راهبردی» است؛ به این معنا که پکن همچنان اولویت را به امنیت انرژی داخلی می‌دهد و تنها در موارد ضروری و به‌صورت محدود از ذخایر خود استفاده می‌کند. سناریوی دوم، «حمایت هدفمند» است که در آن دولت، ذخایر را به‌طور انتخابی در اختیار استان‌ها یا صنایع راهبردی قرار می‌دهد تا از اختلال در بخش‌های حیاتی اقتصاد جلوگیری کند. سناریوی سوم نیز «دیپلماسی انرژی» است؛ یعنی چین در شرایط بحران، نفت یا فرآورده‌های نفتی را با شرایط ترجیحی در اختیار برخی کشورهای آسیایی و کشورهای جنوب جهانی قرار دهد و از این طریق نفوذ سیاسی و اقتصادی خود را گسترش دهد.

🔻در نهایت، گزارش نتیجه می‌گیرد که در کوتاه‌مدت، چین احتمالاً همچنان با رویکردی محتاطانه ذخایر راهبردی خود را مدیریت خواهد کرد، اما با پیشرفت گذار انرژی، کاهش وابستگی اقتصاد به نفت و افزایش اعتماد به توان داخلی، فضای بیشتری برای استفاده ژئواکونومیک از این ذخایر ایجاد خواهد شد. به اعتقاد نویسندگان، ذخایر راهبردی نفت چین در سال‌های آینده نه‌تنها یکی از ارکان امنیت انرژی این کشور، بلکه می‌تواند به ابزاری مهم برای افزایش نفوذ بین‌المللی و تغییر موازنه قدرت در بازار جهانی انرژی تبدیل شود.

🆔@Gozargah_1404

Читать полностью…

گـذرگـاه

📑 پس از هژمونی
🖊 گیدئون رز

◾️مقاله‌ای که اخیراً در شورای روابط خارجی آمریکا منتشر شده، به بررسی این پرسش می‌پردازد که جهان پس از پایان هژمونی آمریکا چه ویژگی‌هایی خواهد داشت و آیا نظم بین‌المللی می‌تواند بدون وجود یک قدرت مسلط همچنان پایدار بماند یا خیر. نویسنده معتقد است که برتری بلامنازع آمریکا در حال افول است، اما این به معنای فروپاشی اجتناب‌ناپذیر نظم جهانی نیست؛ آنچه تعیین‌کننده خواهد بود، توانایی کشورها در ایجاد سازوکارهای جدید همکاری و مدیریت رقابت‌های قدرت‌های بزرگ است.

◽️مهم‌ترین نکات مقاله عبارت است از:
1️⃣ دوران هژمونی بی‌رقیب آمریکا رو به پایان است.
نویسنده استدلال می‌کند که رشد چین، بازگشت روسیه به عرصه رقابت ژئوپلیتیکی، افزایش نفوذ قدرت‌های منطقه‌ای و محدودیت‌های داخلی آمریکا، باعث شده ساختار تک‌قطبی دهه‌های پس از جنگ سرد به‌تدریج جای خود را به نظمی پیچیده‌تر و چندقطبی بدهد.

2️⃣ پایان هژمونی الزاماً به معنای هرج‌ومرج نیست.
مقاله تأکید می‌کند که برخلاف دیدگاهی که نظم جهانی را کاملاً وابسته به یک قدرت مسلط می‌داند، همکاری میان دولت‌ها می‌تواند از طریق نهادهای بین‌المللی، توافق‌های منطقه‌ای و منافع مشترک ادامه یابد؛ هرچند حفظ این همکاری دشوارتر از گذشته خواهد بود.

3️⃣ رقابت قدرت‌های بزرگ مهم‌ترین ویژگی نظم جدید خواهد بود.
نویسنده معتقد است رقابت میان آمریکا و چین، همراه با نقش‌آفرینی سایر قدرت‌ها، به عامل اصلی شکل‌دهنده سیاست بین‌الملل تبدیل شده است. در چنین شرایطی، کشورها بیش از گذشته سیاست‌های منعطف و چندجانبه را دنبال خواهند کرد و تلاش می‌کنند از وابستگی کامل به یک قدرت اجتناب کنند.

4️⃣ نهادهای بین‌المللی همچنان اهمیت خواهند داشت.
مقاله توضیح می‌دهد که حتی در غیاب یک هژمون، نهادهای بین‌المللی می‌توانند با کاهش هزینه‌های همکاری، ایجاد قواعد مشترک و مدیریت اختلافات، از تشدید بی‌ثباتی جلوگیری کنند. البته کارآمدی این نهادها به میزان همکاری قدرت‌های بزرگ وابسته خواهد بود.

5️⃣ آمریکا همچنان قدرتی تعیین‌کننده باقی خواهد ماند.
نویسنده تأکید می‌کند که کاهش هژمونی به معنای افول کامل آمریکا نیست. این کشور همچنان از ظرفیت‌های نظامی، اقتصادی، فناورانه و شبکه گسترده‌ای از متحدان برخوردار است، اما دیگر قادر نخواهد بود به‌تنهایی قواعد نظام بین‌الملل را تعیین کند.


🔻نویسنده در پایان نتیجه می‌گیرد که جهان وارد مرحله‌ای «پس از هژمونی» شده است؛ دوره‌ای که در آن هیچ قدرتی به‌تنهایی قادر به مدیریت نظم بین‌المللی نخواهد بود. از این رو، ثبات آینده بیش از هر زمان دیگری به همکاری میان قدرت‌های بزرگ، کارآمدی نهادهای بین‌المللی و توانایی کشورها در مدیریت رقابت‌های ژئوپلیتیکی وابسته خواهد بود. به باور نویسنده، مهم‌ترین چالش نظم جدید، نه صرفاً افول آمریکا، بلکه یافتن سازوکارهایی برای حفظ همکاری بین‌المللی در جهانی است که روزبه‌روز چندقطبی‌تر می‌شود.

📋 دریافت و مطالعه

🆔@Gozargah_1404

Читать полностью…

گـذرگـاه

شماره دوم خبرنامه پاکستان

شامل اخبار روابط پاکستان با قدرتها و کشورهای منطقه و اخبار اقتصاد و امنیتی پاکستان

با ما همراه باشید...

@EBTEKAREIRAN

Читать полностью…

گـذرگـاه

📑 ایران و قوانین جدید قدرت جهانی
شکل‌گیری و فروپاشی سلطه آمریکا
🖊 رابرت ای پِیپ مجله فارن افیرز

◾️این مقاله بررسی می‌کند که جنگ اخیر ایران و آمریکا در خلیج فارس، نشانه پایان نظمی است که پس از جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ شکل گرفت. نویسنده معتقد است همان‌گونه که پیروزی قاطع آمریکا بر عراق در سال ۱۹۹۱ آغازگر دوران تک‌قطبی و هژمونی واشنگتن بود، جنگ اخیر با ایران نشان می‌دهد آن دوران به پایان رسیده و جهان وارد مرحله‌ای شده که در آن قدرت‌های کوچک‌تر نیز می‌توانند هزینه‌های سنگینی بر قدرت‌های بزرگ تحمیل کنند.

◽️مهم‌ترین نکات مقاله عبارت است از:
1️⃣ جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ نقطه آغاز هژمونی آمریکا بود.
نویسنده توضیح می‌دهد که پیروزی سریع آمریکا بر ارتش عراق، که پیش از جنگ یکی از قدرتمندترین ارتش‌های منطقه محسوب می‌شد، این تصور را در جهان ایجاد کرد که آمریکا توانایی شکست هر رقیبی را با هزینه‌ای اندک دارد. همین تصویر، پایه نظم پس از جنگ سرد را شکل داد؛ نظمی که بر برتری نظامی آمریکا، امنیت تجارت جهانی و گسترش جهانی‌سازی استوار بود.

2️⃣ نظم جهانی پس از جنگ سرد بر چهار فرض اساسی بنا شده بود.
این فرض‌ها عبارت بودند از: آمریکا می‌تواند به‌آسانی نتایج نظامی را تحمیل کند؛ در هر سطحی از تنش دست برتر را دارد؛ امنیت مسیرهای تجارت جهانی را تضمین می‌کند؛ و مقاومت در برابر قدرت آمریکا بی‌فایده است. این باورها باعث شد کشورها هزینه‌های دفاعی خود را کاهش دهند، تجارت جهانی گسترش یابد و سرمایه‌گذاران ریسک‌های ژئوپلیتیکی را ناچیز تلقی کنند.

3️⃣ همان جهانی‌سازی که قدرت آمریکا را تقویت کرد، زمینه تضعیف آن را نیز فراهم ساخت.
نویسنده استدلال می‌کند که گسترش فناوری‌های تجاری مانند نیمه‌هادی‌ها، حسگرها، هوش مصنوعی، سامانه‌های ناوبری و ارتباطات، باعث شد فناوری‌های پیشرفته نظامی از انحصار قدرت‌های بزرگ خارج شوند. امروز گروه‌ها و دولت‌های کوچک نیز می‌توانند با استفاده از تجهیزات ارزان‌قیمت، توانمندی‌هایی در اختیار داشته باشند که در دهه ۱۹۹۰ فقط در اختیار ارتش آمریکا بود.

4️⃣ جنگ ایران نماد «انقلاب دوم در جنگ دقیق» است.
برخلاف جنگ ۱۹۹۱ که نماد آن بمب‌های هدایت‌شونده آمریکایی بود، نماد جنگ امروز پهپادهای ارزان‌قیمت، موشک‌های کروز و سامانه‌های متحرکی است که با قطعات تجاری ساخته می‌شوند. نویسنده با اشاره به پهپادهای شاهد تأکید می‌کند که ایران بدون برخورداری از فناوری پیچیده، توانسته با تجهیزات کم‌هزینه، دارایی‌های بسیار گران‌قیمت آمریکا و متحدانش را تهدید کند.

5️⃣ ایران نشان داد دیگر برای به چالش کشیدن آمریکا نیازی به شکست نظامی آن نیست.
از نگاه نویسنده، هدف ایران نابودی نیروی دریایی آمریکا نبود، بلکه ایجاد این تصور بود که واشنگتن دیگر قادر به تضمین امنیت کامل تنگه هرمز نیست. افزایش هزینه بیمه نفتکش‌ها، کاهش تردد کشتی‌ها و ایجاد نااطمینانی در بازار انرژی نشان داد که حتی بدون بستن کامل تنگه هرمز نیز می‌توان تجارت جهانی را مختل کرد.

6️⃣ قدرت امروز بیش از آنکه به توان تخریب وابسته باشد، به توان ایجاد اختلال وابسته است.
نویسنده معتقد است قدرت‌های کوچک با استفاده از پهپادها، موشک‌های دقیق و موقعیت جغرافیایی خود می‌توانند هزینه‌هایی ایجاد کنند که از توان قدرت‌های بزرگ برای حذف این تهدیدها بیشتر باشد. بنابراین، دیگر برتری نظامی به‌تنهایی به معنای کنترل نتایج سیاسی نیست.

7️⃣ این الگو می‌تواند در شرق آسیا نیز تکرار شود.
مقاله هشدار می‌دهد که همان‌گونه که ایران از موقعیت تنگه هرمز استفاده کرد، تایوان نیز می‌تواند با بهره‌گیری از پهپادها و موشک‌های ارزان، مسیرهای دریایی و بنادر اصلی چین را ناامن کند. در چنین شرایطی، حتی بدون نابودی گسترده کشتی‌ها، افزایش ریسک و هزینه حمل‌ونقل می‌تواند اقتصاد چین و تجارت جهانی را با بحران روبه‌رو کند.


🔻در نهایت نویسنده نتیجه می‌گیرد که جنگ ایران، همان نقشی را برای پایان نظم تک‌قطبی آمریکا ایفا می‌کند که جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ برای آغاز آن ایفا کرد. اگر جنگ ۱۹۹۱ جهان را متقاعد کرد که آمریکا قدرتی شکست‌ناپذیر است، جنگ ایران نشان داد که حتی قدرت‌های ضعیف‌تر نیز با اتکا به فناوری‌های ارزان، پهپادها و کنترل گلوگاه‌های راهبردی می‌توانند هژمونی آمریکا را به چالش بکشند. مقاله در پایان تأکید می‌کند که در این نظم جدید، آنچه اهمیت دارد نه صرفاً قدرت تخریب، بلکه توانایی ایجاد اختلال در زنجیره‌های تأمین، مسیرهای تجارت جهانی و محاسبات اقتصادی رقباست؛ تغییری که به باور نویسنده، قواعد قدرت جهانی را دگرگون خواهد کرد.

📋 دریافت و مطالعه

🆔@Gozargah_1404

Читать полностью…

گـذرگـاه

🔰 محدودیت‌های راهبردی پاکستان در پیمان‌های دفاعی منطقه‌ای

🔹 انتشار اخباری درباره احتمال امضای یک پیمان دفاعی میان پاکستان و کویت، واکنش‌های متفاوتی را در میان ناظران و تحلیلگران به همراه داشت. برخی این خبر را نشانه‌ای از تغییر جهت‌گیری سیاست خارجی پاکستان و هم‌سویی بیشتر این کشور با برخی بازیگران عربی منطقه ارزیابی کردند. با این حال، تحلیل چنین توافقاتی بدون توجه به شرایط اقتصادی، امنیتی و اجتماعی پاکستان، می‌تواند به برداشت‌هایی نادقیق منجر شود.

🔸 نخستین متغیر اثرگذار در تحلیل این‌گونه توافقات، وضعیت اقتصادی پاکستان است. این کشور طی سال‌های اخیر با ناترازی مزمن تجاری، بدهی خارجی سنگین و وابستگی قابل توجه به منابع مالی خارجی مواجه بوده است. در نتیجه، بخش مهمی از تصمیمات سیاست خارجی اسلام‌آباد تحت تأثیر الزامات اقتصادی قرار دارد. سایر بازیگران منطقه‌ای نیز از این وضعیت آگاه هستند و در موارد مختلف تلاش کرده‌اند از نیازهای مالی پاکستان در جهت تأمین منافع خود بهره ببرند. درخواست امارات متحده عربی از پاکستان برای بازپرداخت بخشی از وام‌های اعطایی را نیز می‌توان در همین چارچوب مورد ارزیابی قرار داد.

🔹 نکته دوم آن است که در شرایط کنونی، هر کشوری که بتواند از طریق سرمایه‌گذاری یا اعطای وام به اقتصاد پاکستان کمک کند، از ظرفیت بیشتری برای گسترش همکاری با اسلام‌آباد برخوردار خواهد بود. از این منظر، بخشی از توافقات امنیتی و دفاعی پاکستان را باید در بستر نیازهای اقتصادی این کشور تحلیل کرد. به بیان دیگر، پذیرش چنین توافقاتی لزوماً به معنای تغییر بنیادین در جهت‌گیری راهبردی پاکستان نیست، بلکه بیش از هر چیز بازتاب محدودیت‌های اقتصادی این کشور است.

🔸 با وجود موارد ذکر شده، تحلیل پیمان‌های دفاعی پاکستان بدون توجه به متغیرهای داخلی نیز ناقص خواهد بود. بافت اجتماعی و مذهبی پاکستان و نوع نگاه بخش قابل توجهی از جامعه این کشور به ایران، محدودیت‌هایی جدی برای تصمیم‌گیران پاکستانی ایجاد می‌کند. تجربه همکاری‌های امنیتی و دفاعی میان عربستان سعودی و پاکستان نیز نشان داد که وجود یک توافق دفاعی، الزاماً به معنای آمادگی اسلام‌آباد برای مشارکت در هرگونه اقدام نظامی علیه ایران نیست. سیاستمداران پاکستانی به خوبی از حساسیت افکار عمومی نسبت به چنین موضوعی آگاه هستند و می‌دانند که ورود به یک تقابل نظامی با ایران می‌تواند هزینه‌های سیاسی و اجتماعی قابل توجهی در داخل این کشور ایجاد کند.

🔹 افزون بر این، پاکستان در شرایط کنونی با چالش‌های امنیتی متعددی روبه‌رو است و بخش قابل توجهی از توان خود را صرف مقابله با گروه‌هایی همچون TTP و BLA کرده است. در چنین شرایطی، ورود به بحرانی جدید که زمینه‌ساز تشدید شکاف‌های داخلی باشد، با اولویت‌های امنیتی اسلام‌آباد همخوانی ندارد.

🔻 از این رو، حتی اگر برخی کشورهای عربی از طریق تفاهم‌نامه‌های دفاعی به دنبال تقویت همکاری‌های امنیتی با پاکستان باشند، نمی‌توان صرف امضای این توافقات را به منزله آمادگی عملی پاکستان برای مشارکت در هرگونه اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران تلقی کرد. در تحلیل این توافقات، ملاحظات اقتصادی، الزامات امنیت داخلی و محدودیت‌های اجتماعی پاکستان، متغیرهایی تعیین‌کننده هستند که نباید از نظر دور بمانند.

🆔@Gozargah_1404

Читать полностью…

گـذرگـاه

📑 ظرفیت‌های معدنی پاکستان و فرصت‌های توسعه اقتصادی
🖊 موسسه تحقیقات سیاست اسلام آباد

🔹گزارش مؤسسه پژوهشی IPRI درباره منابع معدنی پاکستان نشان می‌دهد که این کشور با وجود برخورداری از ذخایر عظیم طبیعی، هنوز نتوانسته از ظرفیت معدنی خود برای رشد اقتصادی استفاده کند. ارزش منابع معدنی پاکستان حدود ۶ تریلیون دلار برآورد شده و این کشور دارای ۹۲ نوع ماده معدنی شناخته‌شده است که حدود ۵۲ نوع از آن‌ها به‌صورت تجاری استخراج می‌شوند. با این حال، بخش معدن تنها ۲ تا ۳ درصد تولید ناخالص داخلی پاکستان را تشکیل می‌دهد که نشان‌دهنده فاصله زیاد میان ظرفیت بالقوه و عملکرد واقعی این بخش است.

🔸پاکستان حدود ۵۰۰۰ معدن فعال دارد و تولید سالانه مواد معدنی آن به حدود ۶۸.۵ میلیون تن می‌رسد، اما درآمد حاصل از این صنعت تنها حدود ۲ میلیارد دلار در سال است. گزارش تأکید می‌کند که مشکل اصلی پاکستان کمبود منابع نیست، بلکه ضعف در مدیریت، فناوری، سرمایه‌گذاری و سیاست‌گذاری مناسب است.

🔹مهم‌ترین فرصت معدنی پاکستان در حوزه مس و طلا قرار دارد. پروژه رکو دیق در بلوچستان دارای حدود ۱۳.۱ میلیون تن ذخیره مس و ۱۷.۹ میلیون اونس طلا است و ارزش اقتصادی بالقوه آن حدود ۱۸۱ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود. همچنین معدن سیندک دارای حدود ۱.۶۹ میلیون تن مس و ۲.۲۴ میلیون اونس طلا است. علاوه بر این، پاکستان دارای ذخایر بزرگ مواد معدنی صنعتی مانند ۲۵ تا ۳۰ میلیارد تن سنگ نمک، ۱۲۰۵ میلیارد تن سنگ آهک، ۴.۸ میلیارد تن گچ و ۱۷۵ میلیارد تن زغال‌سنگ است.

🔸با وجود این منابع، بخش معدن پاکستان با چالش‌هایی مانند ضعف هماهنگی میان دولت مرکزی و ایالت‌ها، مشکلات شفافیت، کمبود زیرساخت، ناامنی در مناطق معدنی و وابستگی به صادرات مواد خام مواجه است. گزارش اشاره می‌کند که پاکستان بخش زیادی از مواد معدنی خود را بدون فرآوری صادر می‌کند و به همین دلیل ارزش افزوده زیادی را از دست می‌دهد. توسعه صنایع فرآوری داخلی و استفاده از فناوری‌های جدید می‌تواند درآمد این بخش را افزایش دهد. بر اساس برآورد گزارش، در صورت اجرای اصلاحات اقتصادی و جذب سرمایه‌گذاری، صادرات معدنی پاکستان می‌تواند از حدود ۳ میلیارد دلار فعلی به ۶ تا ۸ میلیارد دلار در سال افزایش یابد.

🔻در مجموع، گزارش IPRI نتیجه می‌گیرد که پاکستان یکی از کشورهای دارای بالاترین ظرفیت معدنی در منطقه است، اما برای تبدیل این منابع به رشد اقتصادی باید اصلاحات نهادی، توسعه زیرساخت‌ها، افزایش شفافیت و حرکت از صادرات مواد خام به سمت تولید محصولات فرآوری‌شده را در اولویت قرار دهد. بخش معدن در صورت مدیریت صحیح می‌تواند به یکی از موتورهای اصلی توسعه اقتصادی پاکستان تبدیل شود.

📋 دریافت و مطالعه گزارش

🆔@Gozargah_1404

Читать полностью…

گـذرگـاه

📑 بارِ سنگینِ برتری دلار
🖊 اریک لین

◾️مقاله اخیر که در نشریه foreign policy in focus منتشر شده است استدلال می‌کند که مهم‌ترین تهدید برای جایگاه جهانی دلار، نه قدرت‌گیری چین، بلکه سیاست‌های خود آمریکا است. نویسنده معتقد است استفاده گسترده واشنگتن از تحریم‌ها، تعرفه‌ها و ابزارهای مالی، اعتماد بسیاری از کشورها به دلار را کاهش داده و همین موضوع باعث شده استفاده از یوان چین در آمریکای لاتین و دیگر کشورهای در حال توسعه با سرعت بیشتری گسترش یابد.

◽️مهم‌ترین نکات مقاله عبارت است از:
1️⃣ گسترش یوان نتیجه سیاست‌های آمریکا است، نه صرفاً موفقیت چین.
نویسنده توضیح می‌دهد که چین از فرصت‌هایی استفاده کرده که خودِ آمریکا ایجاد کرده است. استفاده مکرر از تحریم‌های مالی، مسدود کردن دارایی کشورها و اعمال تعرفه‌های ناگهانی باعث شده بسیاری از دولت‌ها به دنبال ارزهای جایگزین برای تجارت و ذخایر ارزی خود باشند.

2️⃣ آمریکای لاتین به تدریج وابستگی خود به دلار را کاهش می‌دهد.
مقاله به نمونه‌هایی مانند برزیل و آرژانتین اشاره می‌کند که سهم یوان را در ذخایر ارزی خود افزایش داده‌اند و بخشی از تجارت با چین را مستقیماً با یوان انجام می‌دهند. حتی آرژانتین در دوره کمبود دلار، بخشی از بدهی خود به صندوق بین‌المللی پول را با یوان تسویه کرد. این روند نشان می‌دهد یوان در حال تبدیل شدن به یک ابزار مهم در مبادلات منطقه‌ای است.

3️⃣ جایگاه دلار دیگر یک امتیاز ویژه نیست، بلکه به یک بار سنگین تبدیل شده است.
نویسنده با اشاره به اصطلاح مشهور «امتیاز ویژه دلار» (Exorbitant Privilege) استدلال می‌کند که واشنگتن با استفاده بیش از حد از دلار به‌عنوان ابزار فشار سیاسی، در واقع به اعتبار جهانی این ارز آسیب زده است. هر بار که آمریکا از دلار برای اعمال فشار استفاده می‌کند، انگیزه کشورها برای یافتن جایگزین افزایش می‌یابد.

4️⃣ چین با توسعه زیرساخت‌های مالی خود از این فرصت بهره می‌برد.
پکن از طریق ارائه خطوط اعتباری به یوان، توسعه سامانه پرداخت بین‌المللی چین (CIPS)، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و گسترش تجارت با ارزهای محلی، در حال ایجاد یک شبکه مالی موازی با نظام مالی تحت سلطه دلار است. به اعتقاد نویسنده، این روند به‌ویژه در کشورهای جنوب جهانی با استقبال بیشتری روبه‌رو شده است.

5️⃣ حفظ جایگاه دلار نیازمند تغییر سیاست‌های آمریکا است.
مقاله پیشنهاد می‌کند که واشنگتن به جای اتکای بیش از حد به تحریم‌ها و فشار اقتصادی، از ابزارهای دیپلماسی مالی استفاده کند؛ از جمله گسترش خطوط مبادله ارزی (Swap Lines)، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های آمریکای لاتین و همکاری نزدیک‌تر با متحدان برای حفظ اعتماد به نظام مالی مبتنی بر دلار.

🔻نویسنده نتیجه می‌گیرد که چین هنوز جایگزین کامل دلار نشده و احتمالاً در آینده نزدیک نیز نخواهد شد، اما روند کاهش وابستگی کشورها به دلار آغاز شده است. دلیل اصلی این روند، نه قدرت اقتصادی چین، بلکه کاهش اعتماد به سیاست‌های مالی و خارجی آمریکاست. مقاله در پایان تأکید می‌کند که اگر آمریکا همچنان از دلار به‌عنوان ابزار فشار سیاسی استفاده کند، روند بین‌المللی شدن یوان شتاب بیشتری خواهد گرفت. به باور نویسنده، بزرگ‌ترین تهدید برای سلطه دلار، تصمیمات خود واشنگتن است؛ تصمیماتی که کشورهای بیشتری را به سمت ایجاد نظام‌های مالی و ارزی جایگزین سوق می‌دهد.

📋 دریافت و مطالعه

🆔@Gozargah_1404

Читать полностью…

گـذرگـاه

📑 تنگه هرمز هنوز راه سختی برای بازگشت به شرایط عادی دارد؛ اکنون توافق ایران و آمریکا در حال فروپاشی است
🖊 شورای روابط خارجی آمریکا

◾️ این مقاله بررسی می‌کند که حتی اگر توافق موقت میان ایران و آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز حفظ شود، بازگشت این مسیر حیاتی انرژی جهان به وضعیت عادی بسیار دشوار خواهد بود. نویسندگان معتقدند مشکل تنها باز شدن مسیر کشتیرانی نیست؛ بلکه آسیب‌های زیرساختی، مین‌های دریایی، هزینه‌های عبور، بی‌اعتمادی میان کشورهای منطقه و احتمال بازگشت درگیری، روند عادی‌سازی تجارت انرژی را با موانع جدی روبه‌رو کرده است. با فروپاشی احتمالی توافق، این مسیر حتی پیچیده‌تر خواهد شد.

◽️ مهم‌ترین نکات مقاله شامل موارد زیر است:
1️⃣ بازگشایی تنگه هرمز به معنای بازگشت فوری تجارت انرژی نیست. مقاله تأکید می‌کند که حتی اگر کشتی‌ها دوباره اجازه عبور پیدا کنند، بازار نفت و گاز برای بازگشت به شرایط پیش از بحران به زمان زیادی نیاز دارد. بیش از صد روز اختلال در صادرات انرژی، کاهش ذخایر و آسیب به تأسیسات منطقه‌ای باعث شده بازگشت عرضه به بازار جهانی پیچیده باشد.

2️⃣ ایران تلاش دارد نقش خود را از یک مانع‌کننده عبور کشتی‌ها به یک بازیگر کنترل‌کننده در تنگه هرمز تبدیل کند. نویسنده توضیح می‌دهد که توافق موقت، اگرچه امکان عبور کشتی‌ها را فراهم کرد، اما تهران از آن برای تأکید بر نقش خود در مدیریت امنیت و خدمات دریایی تنگه استفاده کرده است. از نگاه مقاله، ایران نمی‌خواهد هرمز دوباره صرفاً یک آبراه کاملاً آزاد و بدون نقش‌آفرینی تهران باشد.

3️⃣ تنگه هرمز همچنان یک نقطه ضعف بزرگ برای تجارت جهانی انرژی است. این مسیر حدود ۲۰ درصد نفت و بخش مهمی از صادرات LNG جهان را عبور می‌دهد. مقاله تأکید می‌کند که حتی قدرت نظامی آمریکا نیز نمی‌تواند به‌سادگی امنیت کامل این آبراه را تضمین کند، زیرا ایران می‌تواند با استفاده از مین‌های دریایی، پهپادها و موشک‌ها، هزینه عبور و ریسک فعالیت کشتی‌ها را افزایش دهد.

4️⃣ خسارت‌های اقتصادی جنگ فراتر از اختلال موقت در حمل‌ونقل است. مقاله به آسیب دیدن تأسیسات انرژی در کشورهای خلیج فارس اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد که تعمیر برخی زیرساخت‌ها، به‌خصوص در بخش LNG، ممکن است سال‌ها زمان ببرد. بنابراین حتی پس از پایان درگیری، اثرات اقتصادی جنگ برای مدت طولانی باقی خواهد ماند.

5️⃣ بحران هرمز نیازمند همکاری بیشتر کشورهای خلیج فارس است، اما اختلافات منطقه‌ای مانع آن است. نویسندگان معتقدند کشورهای منطقه برای بازسازی امنیت انرژی و افزایش تاب‌آوری باید همکاری بیشتری داشته باشند، اما رقابت‌های سیاسی و بی‌اعتمادی میان آن‌ها روند ایجاد یک چارچوب مشترک امنیتی را دشوار کرده است.

🔻جمع‌بندی:
مقاله نتیجه می‌گیرد که بحران تنگه هرمز نشان داد امنیت انرژی جهان همچنان به تحولات ژئوپلیتیکی خاورمیانه وابسته است. باز شدن دوباره این آبراه تنها اولین مرحله از یک مسیر طولانی برای بازگشت ثبات است و بدون حل اختلافات ایران و آمریکا، پاک‌سازی خطرات دریایی، بازسازی زیرساخت‌ها و ایجاد اعتماد میان کشورهای منطقه، بازار جهانی انرژی همچنان با نااطمینانی روبه‌رو خواهد بود. همچنین مقاله در پایان اشاره میکند که تنگه هرمز دیگر فقط یک مسیر انتقال نفت نیست، بلکه به یک ابزار قدرت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.

📋 دریافت و مطالعه

🆔@Gozargah_1404

Читать полностью…

گـذرگـاه

📑 آنچه چین فکر می‌کند می‌تواند از یک جهان بی‌نظم به دست آورد
🎙 گفتگو مجله فارن‌افیرز با اوریانا اسکایلر ماسترو

◾️این گفت‌وگو به بررسی نگاه راهبردی چین به تحولات پرتنش نظام بین‌الملل می‌پردازد. محور اصلی بحث این است که برخلاف بسیاری از قدرت‌ها که بی‌ثباتی جهانی را تهدیدی برای خود می‌دانند، رهبران چین معتقدند آشفتگی در نظم بین‌المللی می‌تواند فرصت‌هایی برای افزایش نفوذ پکن ایجاد کند. با این حال، چین به دنبال ایجاد هرج‌ومرج نیست، بلکه می‌خواهد از ضعف و اختلاف میان قدرت‌های غربی برای تقویت موقعیت خود بهره ببرد.

◽️ مهم‌ترین نکات این گفت‌وگو عبارت است از:
1️⃣ تحلیل‌گران توضیح می‌دهند که از نگاه چین، نظم بین‌المللی تحت رهبری آمریکا در حال تضعیف است. جنگ‌ها، اختلافات میان کشورهای غربی و کاهش انسجام ائتلاف‌های آمریکا، فضای مناسبی برای افزایش نفوذ سیاسی و اقتصادی پکن فراهم کرده است.

2️⃣ گفت‌وگو تأکید می‌کند که چین برخلاف آمریکا تمایل ندارد نقش پلیس جهان را بر عهده بگیرد. پکن ترجیح می‌دهد بدون پرداخت هزینه‌های سنگین امنیتی، از بی‌ثباتی موجود برای گسترش نفوذ خود در تجارت، فناوری، سرمایه‌گذاری و نهادهای بین‌المللی استفاده کند.

3️⃣ نویسنده توضیح می‌دهد که چین تصور می‌کند هرچه آمریکا بیشتر در بحران‌هایی مانند اوکراین، خاورمیانه یا سایر مناطق درگیر شود، منابع، تمرکز و اعتبار بین‌المللی واشنگتن کاهش می‌یابد و در نتیجه، فضای بیشتری برای پیشبرد اهداف راهبردی چین فراهم می‌شود.

4️⃣ مقاله اشاره می‌کند که پکن به دنبال فروپاشی کامل نظم جهانی نیست؛ زیرا اقتصاد چین همچنان به تجارت جهانی، بازارهای بین‌المللی و ثبات اقتصادی وابسته است. بنابراین، هدف چین اصلاح نظم موجود به نفع خود است، نه نابودی کامل آن.

5️⃣ نویسندگان هشدار می‌دهند که اگر آمریکا و متحدانش نتوانند انسجام خود را حفظ کنند، چین بدون ورود به درگیری‌های مستقیم نظامی و صرفاً با استفاده از فرصت‌های ناشی از آشفتگی جهانی، می‌تواند نفوذ خود را به‌طور قابل توجهی افزایش دهد.

🔻در پایان، این گفت‌وگو نتیجه می‌گیرد که راهبرد چین بر صبر راهبردی استوار است. پکن معتقد است زمان به نفع آن در حال حرکت است و ضرورتی ندارد برای تغییر موازنه قدرت، مستقیماً وارد تقابل نظامی با آمریکا شود. از نگاه رهبران چین، اگر نظم تحت رهبری آمریکا به‌تدریج دچار فرسایش شود، جایگاه بین‌المللی چین به‌طور طبیعی تقویت خواهد شد. پکن آشفتگی جهانی را بیش از آنکه یک تهدید بداند، فرصتی برای افزایش نفوذ و بازتعریف موازنه قدرت در جهان تلقی می‌کند.

📋 دریافت و مطالعه

🆔@Gozargah_1404

Читать полностью…

گـذرگـاه

📑 کریدورهای پاکستان-ایران
🖊️ دکتر فرخ سلیم


◾ این مقاله به بررسی ظرفیت همکاری‌های اقتصادی و انرژی میان ایران و پاکستان می‌پردازد و استدلال می‌کند که دو کشور نباید همکاری خود را صرفاً به خط لوله گاز محدود کنند، بلکه باید یک کریدور جامع انرژی ایجاد کنند. نویسنده معتقد است ایران انرژی و منابع هیدروکربنی را در اختیار دارد و پاکستان به دلیل موقعیت جغرافیایی خود می‌تواند به حلقه اتصال خلیج فارس، آسیای مرکزی، آسیای جنوبی و غرب چین تبدیل شود.

◽ مهم‌ترین نکات مقاله شامل:

1️⃣ نویسنده تأکید می‌کند که نگاه سنتی به پروژه خط لوله گاز ایران–پاکستان دیگر کافی نیست. به جای یک خط لوله، باید یک کریدور انرژی شامل نفت، گاز، برق، پالایش، ذخیره‌سازی، حمل‌ونقل و صنایع مرزی ایجاد شود تا همکاری دو کشور ابعاد گسترده‌تری پیدا کند.

2️⃣ مقاله پیشنهاد می‌دهد که همکاری دو کشور از اتصال شبکه برق آغاز شود؛ زیرا انتقال برق سریع‌تر، کم‌هزینه‌تر و از نظر سیاسی کم‌حساسیت‌تر از اجرای خط لوله گاز است و می‌تواند زمینه را برای همکاری‌های بزرگ‌تر فراهم کند.

3️⃣ نویسنده بر ایجاد یک کمربند انرژی در سواحل مکران از گوادر تا کراچی تأکید دارد؛ منطقه‌ای که در آن گاز و برق ایران برای توسعه صنایع، فرآوری مواد معدنی، شیلات، آب‌شیرین‌کن‌ها و مناطق صادراتی مورد استفاده قرار گیرد. به اعتقاد او، انرژی نباید فقط وارد پاکستان شود، بلکه باید به ارزش افزوده و تولید صنعتی تبدیل شود.

4️⃣ مقاله پیشنهاد می‌کند بندرهای گوادر و چابهار به جای رقابت، مکمل یکدیگر باشند و در قالب یک شبکه مشترک لجستیکی، ذخیره‌سازی نفت، تجارت و ترانزیت فعالیت کنند. از نگاه نویسنده، همکاری این دو بندر می‌تواند جایگاه منطقه‌ای هر دو کشور را تقویت کند.

5️⃣ نویسنده بر این باور است که اگر مجموعه این پروژه‌ها اجرا شود، همکاری اقتصادی ایران و پاکستان می‌تواند سالانه بین ۳۰ تا ۴۵ میلیارد دلار ارزش اقتصادی ایجاد کند و پاکستان را به یکی از مهم‌ترین کریدورهای انرژی و ترانزیت منطقه تبدیل کند.

🔻 در نهایت نویسنده نتیجه می‌گیرد که آینده روابط اقتصادی ایران و پاکستان نباید تنها بر پروژه خط لوله گاز استوار باشد. از نگاه او، ایجاد یک کریدور جامع انرژی که برق، گاز، نفت، صنایع مرزی، پالایشگاه‌ها، بنادر و شبکه‌های ترانزیتی را به هم متصل کند، هم درآمد بیشتری برای دو کشور ایجاد می‌کند و هم جایگاه ژئو‌اقتصادی پاکستان را در منطقه ارتقا می‌دهد.

🆔@Gozargah_1404

Читать полностью…

گـذرگـاه

🔰 برق‌آبی و ژئوپلیتیک آب در پاکستان

🔹 پاکستان در دهه‌های اخیر به‌گونه‌ای فزاینده امنیت آب را با امنیت انرژی خود گره زده است. بخش مهمی از تولید برق این کشور بر پایه نیروگاه‌های برق‌آبی است و همین مسئله باعث شده که منازعات آبی، تغییرات اقلیمی و کنترل جریان رودخانه‌های حوضه سند، به موضوعاتی راهبردی برای پاکستان تبدیل شوند. گزارش اخیر روزنامه داون نیز نشان می‌دهد که مسئله آب در پاکستان صرفاً یک موضوع زیست‌محیطی یا کشاورزی نیست، بلکه مستقیماً با ثبات اقتصادی و امنیت ملی این کشور پیوند خورده است.

🔸 بر اساس داده‌های منتشرشده توسط Statista، انرژی برق‌آبی یکی از اصلی‌ترین منابع تولید برق پاکستان به شمار می‌رود و پس از گاز طبیعی، دومین منبع مهم تولید برق این کشور است. در سال ۲۰۲۲ حدود 34.6 تراوات‌ساعت برق پاکستان از نیروگاه‌های برق‌آبی تأمین شد که بخش عمده آن وابسته به رودخانه‌های حوضه سند بود. این وابستگی باعث شده هرگونه کاهش جریان آب، خشکسالی، یا تنش سیاسی بر سر منابع آبی، مستقیماً بر توان تولید برق پاکستان اثر بگذارد.

🔹 اهمیت این مسئله زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم پاکستان با بحران مزمن کمبود انرژی، بدهی سنگین صنعت برق و وابستگی پرهزینه به واردات LNG نیز مواجه است. در چنین شرایطی، برق‌آبی برای اسلام‌آباد یک منبع نسبتاً ارزان، بومی و پایدار محسوب می‌شود که می‌تواند بخشی از فشار واردات سوخت را کاهش دهد. به همین دلیل، پروژه‌های بزرگی مانند «داسو»، «تربیلا» و «منگلا» تنها پروژه‌های عمرانی نیستند، بلکه بخشی از راهبرد کلان امنیت انرژی پاکستان به شمار می‌روند.

🔻 از سوی دیگر، کاهش ذخایر آبی و بی‌ثباتی اقلیمی در سال‌های اخیر نشان داده که اتکای بیش از حد به برق‌آبی نیز می‌تواند آسیب‌پذیری جدیدی ایجاد کند. گزارش‌های اخیر حتی از افت محسوس تولید برق‌آبی پاکستان در دوره‌های کم‌آبی خبر داده‌اند؛ مسئله‌ای که دولت را ناچار به استفاده بیشتر از سوخت‌های فسیلی و LNG کرده است. بنابراین، برای پاکستان آب دیگر فقط منبع حیات یا کشاورزی نیست؛ بلکه یکی از پایه‌های اصلی بقای شبکه انرژی و ثبات اقتصادی این کشور محسوب می‌شود.

🆔 تلگرام | بله

Читать полностью…

گـذرگـاه

📑 در صفحه اقتصاد روزنامه فرهیختگان مطلبی با عنوان انسداد تنگه هرمز و فرصت احیای خط لوله صلح با پاکستان نوشتم که از طریق پیوند زیر می‌توانید مطالعه کنید.

▪️البته پیش‌تر اشاره‌ای اجمالی به این موضوع در این کانال داشتم؛ اکنون در صورت تمایل به مطالعه نسخه تفصیلی و تحلیل جامع‌تر این مبحث، می‌توانید از طریق لینک زیر مطلب را بخوانید:

📋 دریافت و مطالعه


🆔 تلگرام | بله

Читать полностью…

گـذرگـاه

🔰 تحلیلی بر توافق دفاعی سه‌جانبه پاکستان، عربستان و ترکیه
🖋 محمدصادق رضایی

🔹توافق دفاعی سه‌جانبه پاکستان، عربستان و ترکیه را در مجموع می‌توان تحولی مثبت و مبارک برای منطقه ارزیابی کرد. جمهوری اسلامی ایران طی چهار دهه گذشته همواره بر این اصل تأکید داشته است که امنیت منطقه باید توسط کشورهای منطقه و بدون اتکای تعیین‌کننده به قدرت‌های فرامنطقه‌ای تأمین شود. شکل‌گیری چنین سازوکارهایی، حتی اگر در ابتدا با منافع و ملاحظات متفاوتی همراه باشد، نشان می‌دهد کشورهای منطقه به‌تدریج به ضرورت ایجاد ترتیبات امنیتی بومی و مستقل پی می‌برند.

🔸با این حال، برای ارزیابی دقیق‌تر این توافق باید پرسید که تهدید اصلی از نگاه سه کشور چیست: ایران یا اسرائیل؟ در نگاه نخست، هر سه کشور با مجموعه‌ای از نگرانی‌های امنیتی متفاوت مواجه‌اند. پاکستان مهم‌ترین دغدغه راهبردی خود را در شرق و در قبال هند تعریف می‌کند؛ عربستان سعودی با طیفی از تهدیدات منطقه‌ای، از جمله نگرانی‌های ناشی از محیط پیرامونی خود، مواجه است و ترکیه در سال‌های اخیر به‌طور فزاینده‌ای اسرائیل را به‌عنوان یک چالش مهم در معادلات امنیتی منطقه‌ای خود در نظر گرفته است. بنابراین، ایران را نمی‌توان تهدید شماره یک مشترک هر سه کشور دانست.

🔹از این منظر، هرچه محور همکاری میان هند، اسرائیل و امارات جدی‌تر و عملیاتی‌تر شود، طبیعی است که بخشی از تمرکز امنیتی این سه کشور از ایران به محور مذکور منتقل شود. در چنین شرایطی، حتی می‌توان تصور کرد که تهران به‌جای قرار گرفتن در برابر این سازوکار، در برخی موضوعات منطقه‌ای امکان نقش‌آفرینی و تعامل با آن را پیدا کند. بنابراین، در سطح راهبردی، هدف اصلی این پیمان را نمی‌توان صرفاً مهار ایران دانست و وزن تهدید اسرائیل در شکل‌گیری آن قابل توجه است؛ موضوعی که از منظر منافع ایران می‌تواند نکته‌ای مثبت باشد.

🔸در سطح عملیاتی نیز باید رفتار اعضا در صورت بروز درگیری ایران و عربستان را بررسی کرد. پاکستان پیش‌تر نیز با عربستان توافق دفاعی داشت، اما در مقاطع تنش ایران و عربستان، از ورود مستقیم به درگیری پرهیز کرده است. پیوندهای اجتماعی و مذهبی جامعه پاکستان با ایران، در کنار مشکلات امنیتی داخلی و عدم تمایل اسلام‌آباد به گشودن جبهه‌ای جدید در مرزهای غربی، از عوامل محدودکننده چنین مداخله‌ای است.

🔹ترکیه نیز احتمالاً با همین منطق عمل خواهد کرد. آنکارا به‌خوبی می‌داند که درگیری مستقیم با ایران می‌تواند بیش از آنکه به سود ترکیه باشد، به نفع اسرائیل تمام شود و توازن منطقه‌ای را علیه منافع آنکارا تغییر دهد. از سوی دیگر، ترکیه در سال‌های اخیر تلاش کرده است نقش مستقلی در معادلات منطقه‌ای برای خود تعریف کند و بعید است در شرایطی که ایران و اسرائیل درگیر یک تقابل مستقیم هستند، وارد تقابل نظامی با تهران شود و عملاً به تقویت موقعیت اسرائیل کمک کند. بنابراین، حتی عضویت ترکیه در این پیمان را نیز نباید به‌معنای آمادگی این کشور برای اقدام نظامی علیه ایران تلقی کرد؛ بلکه منافع راهبردی ترکیه، به‌ویژه در حفظ موازنه قدرت منطقه‌ای، می‌تواند این کشور را به سمت مدیریت تنش با ایران سوق دهد.

🔻در جمع‌بندی، توافق مکه را باید بیش از آنکه تهدیدی مستقیم علیه ایران دانست، نشانه‌ای از حرکت منطقه به سمت ترتیبات امنیتی بومی ارزیابی کرد؛ روندی که در اصل با ایده امنیت منطقه‌ای بدون اتکای کامل به قدرت‌های خارجی همخوانی دارد. در شرایط کنونی، تهدید اصلی این سازوکار لزوماً ایران نیست و مجموعه‌ای از نگرانی‌های متفاوت، از هند و اسرائیل تا تحولات امنیتی منطقه، در شکل‌گیری آن نقش دارد. علاوه بر این، محدودیت‌های راهبردی و منافع متعارض پاکستان، عربستان و ترکیه، امکان تبدیل این پیمان به یک جبهه منسجم و عملیاتی علیه ایران را کاهش می‌دهد. از این منظر، کشور به جای مواجهه شتاب‌زده و تقابلی با این توافق، می‌تواند با شناخت دقیق‌تر منافع اعضا و شکاف‌های موجود میان آنها، از ظرفیت‌های این ترتیبات جدید برای حفظ و حتی افزایش نقش خود در معماری امنیتی منطقه استفاده کند.

🆔@Gozargah_1404

Читать полностью…

گـذرگـاه

🔰ژئواکونومیک و بازگشت سیاستمداری اقتصادی

◾️نشریه Finance & Development صندوق بین‌المللی پول در شماره ژوئن ۲۰۲۶ به موضوع ظهور عصر ژئواکونومیک و تغییر رابطه میان اقتصاد و سیاست در جهان امروز پرداخته است. پیام اصلی این شماره آن است که اقتصاد جهانی دیگر صرفاً بر پایه منطق بازار، کاهش هزینه‌ها و افزایش بهره‌وری حرکت نمی‌کند، بلکه ملاحظات ژئوپلیتیکی، امنیت ملی و رقابت میان قدرت‌ها به عوامل تعیین‌کننده در تصمیم‌های اقتصادی کشورها تبدیل شده‌اند. در این شرایط، دولت‌ها بیش از گذشته از ابزارهای اقتصادی مانند تعرفه‌ها، تحریم‌ها، کنترل صادرات، محدودیت‌های فناوری و مدیریت زنجیره‌های تأمین برای دستیابی به اهداف راهبردی خود استفاده می‌کنند.

◽️یکی از مباحث اصلی نشریه، تغییر رویکرد جهانی نسبت به مفهوم وابستگی اقتصادی است. در دهه‌های گذشته، جهانی‌شدن بر پایه افزایش تجارت و وابستگی متقابل کشورها شکل گرفت و این وابستگی به عنوان عاملی برای رشد و همکاری اقتصادی شناخته می‌شد. اما بحران‌هایی مانند همه‌گیری کرونا، جنگ اوکراین و اختلال در زنجیره‌های تأمین نشان داد که وابستگی بیش از حد می‌تواند به یک آسیب‌پذیری امنیتی تبدیل شود. به همین دلیل، کشورها اکنون تلاش می‌کنند ضمن حفظ مزایای تجارت جهانی، تاب‌آوری اقتصادی خود را افزایش داده و وابستگی‌های حساس را کاهش دهند.

◾️نشریه همچنین بر اهمیت کنترل منابع و فناوری‌های راهبردی در شکل‌دهی قدرت جهانی تأکید می‌کند. مواد معدنی حیاتی مانند لیتیوم، کبالت، مس و عناصر خاکی کمیاب، در کنار منابع انرژی، نقش مهمی در آینده اقتصاد جهانی خواهند داشت؛ زیرا توسعه انرژی‌های پاک، فناوری‌های دیجیتال، هوش مصنوعی و صنایع دفاعی به این منابع وابسته هستند. در نتیجه، کشورهایی که بر منابع، فناوری یا زیرساخت‌های کلیدی تسلط دارند، از قدرت چانه‌زنی بیشتری در نظام اقتصادی آینده برخوردار خواهند بود.

◽️یکی دیگر از موضوعات مطرح‌شده، چالش میان تجارت آزاد و الزامات امنیت ملی است. در حالی که تجارت آزاد همچنان موتور مهم رشد اقتصادی محسوب می‌شود، دولت‌ها به دنبال ایجاد تعادل میان کارایی اقتصادی و امنیت زنجیره‌های تأمین هستند. این روند باعث شده سیاست صنعتی، حمایت از صنایع داخلی و ایجاد همکاری‌های جدید میان کشورها اهمیت بیشتری پیدا کند.

◾️این شماره همچنین به نقش کشورهای درحال توسعه، به‌ویژه آفریقا و هند، در نظم اقتصادی جدید می‌پردازد. آفریقا با وجود چالش‌هایی مانند ضعف زیرساخت‌ها و مشکلات نهادی، به دلیل برخورداری از منابع معدنی مهم می‌تواند نقش مهمی در اقتصاد آینده ایفا کند. هند نیز به عنوان یک قدرت متوسط با رشد اقتصادی سریع و سرمایه‌گذاری در فناوری و انرژی‌های نو، نمونه‌ای از کشورهایی است که می‌توانند در میان رقابت قدرت‌های بزرگ، نقش مستقلی ایفا کنند.

🔻در نهایت، نشریه تأکید می‌کند که آینده اقتصاد جهانی نیازمند ایجاد تعادل میان سه عامل اصلی است: حفظ رشد و تجارت آزاد، افزایش امنیت و تاب‌آوری اقتصادی، و ادامه همکاری‌های بین‌المللی. جهان آینده نه بر پایه جدایی کامل کشورها از یکدیگر، بلکه بر اساس مدیریت هوشمندانه رقابت‌ها و وابستگی‌های اقتصادی شکل خواهد گرفت.

🆔@Gozargah_1404

Читать полностью…

گـذرگـاه

🔰نظام اقتصادی ازهم‌گسیخته

◾️هایدی کربو ردیکر، پژوهشگر ارشد شورای روابط خارجی آمریکا، در مقاله‌ای با عنوان «نظم اقتصادی ازهم‌گسیخته» استدلال می‌کند که نظام اقتصادی بین‌المللی که پس از جنگ سرد شکل گرفت، دیگر قابل احیا نیست و دولت بعدی آمریکا باید به‌جای تلاش برای بازگرداندن نظم گذشته، خود را با واقعیت‌های جدید اقتصاد و سیاست جهانی تطبیق دهد. به باور نویسنده، بسیاری از تحولاتی که پیش از بازگشت دونالد ترامپ آغاز شده بودند، با سیاست‌های دولت او شتاب گرفتند و اکنون جهان وارد مرحله‌ای شده که در آن اقتصاد، فناوری و امنیت ملی بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر گره خورده‌اند.

◽️به اعتقاد نویسنده، مهم‌ترین ویژگی نظم جدید، پایان وابستگی‌های اقتصادی یک‌جانبه است. تجربه وابستگی اروپا به انرژی روسیه، وابستگی آمریکا به چین در حوزه مواد معدنی حیاتی و وابستگی چین به فناوری‌های پیشرفته غرب نشان داده است که وابستگی متقابل می‌تواند به ابزاری برای اعمال فشار ژئوپلیتیکی تبدیل شود. از این رو، دولت‌ها به‌طور فزاینده‌ای به دنبال افزایش تاب‌آوری، تنوع‌بخشی به زنجیره‌های تأمین و کاهش وابستگی به رقبای راهبردی هستند. هم‌زمان، استفاده از ابزارهایی مانند تحریم، کنترل صادرات، محدودیت سرمایه‌گذاری و تعرفه‌های تجاری، اقتصاد را به عرصه‌ای برای رقابت قدرت‌های بزرگ تبدیل کرده است.

◾️در ادامه، کربو ردیکر توضیح می‌دهد که فناوری، به‌ویژه هوش مصنوعی، مرز میان اقتصاد و امنیت ملی را بیش از پیش از میان برده است. به باور او، دولت‌ها دیگر بازار را تنها تعیین‌کننده تخصیص منابع نمی‌دانند و نقش دولت در سرمایه‌گذاری، سیاست صنعتی، حمایت از صنایع راهبردی و هدایت فناوری‌های نوظهور به‌طور محسوسی افزایش یافته است. این تغییر، نتیجه بحران مالی جهانی، همه‌گیری کووید-۱۹، ظهور چین و شوک‌های زنجیره تأمین است که فرضیات اقتصاد جهانی دهه‌های گذشته را زیر سؤال برده‌اند.

◽️نویسنده همچنین معتقد است که سیاست‌های دولت ترامپ صرفاً به جنگ‌های تجاری محدود نمانده، بلکه مشروعیت رهبری آمریکا را نیز تضعیف کرده است. تردید نسبت به تعهد واشنگتن به ائتلاف‌ها، نهادهای بین‌المللی و قواعد مشترک، اعتماد متحدان را کاهش داده و بسیاری از کشورها را به سمت بازنگری در راهبردهای اقتصادی، امنیتی و مالی خود سوق داده است. از نگاه نویسنده، این کاهش اعتماد، حتی از آثار مستقیم تعرفه‌ها نیز مهم‌تر است؛ زیرا نظم بین‌المللی علاوه بر قدرت مادی، بر اعتماد و پیش‌بینی‌پذیری نیز استوار است.

🔻در نهایت، کربو ردیکر نتیجه می‌گیرد که راهبرد آینده آمریکا باید بر بازآفرینی، نه بازسازی نظم اقتصادی گذشته استوار باشد. او پیشنهاد می‌کند که واشنگتن اقتصاد دولتیِ هدفمند، تاب‌آوری زنجیره‌های تأمین، همکاری نزدیک‌تر با متحدان و استفاده انعطاف‌پذیر از نهادهای بین‌المللی را در مرکز سیاست اقتصادی خود قرار دهد. به باور نویسنده، آمریکا همچنان از مزیت‌هایی مانند نوآوری، بازارهای سرمایه، ظرفیت فناوری و شبکه گسترده متحدان برخوردار است، اما برای حفظ نقش رهبری خود باید این توانمندی‌ها را در جهانی به کار گیرد که دیگر به قابلیت اتکای واشنگتن مانند گذشته اعتماد ندارد.

📋 دریافت و مطالعه

🆔@Gozargah_1404

Читать полностью…

گـذرگـاه

🔰 جهان از پارادایم هژمونی عبور کرده است

🔹 تحولات سال‌های اخیر نشان می‌دهد که نظام بین‌الملل دیگر بر مبنای همان الگوی مسلط دهه‌های پس از جنگ سرد عمل نمی‌کند. با این حال، بخش قابل توجهی از تحلیل‌ها و تصمیم‌گیری‌ها همچنان بر این فرض استوار است که نظم پیشین پابرجاست و تنها با برخی اصلاحات می‌توان به شرایط گذشته بازگشت. این در حالی است که حتی در میان نظریه‌پردازان و اندیشکده‌های آمریکایی نیز اجماع فزاینده‌ای شکل گرفته است که جهان وارد مرحله‌ای جدید شده و نظم اقتصادی و سیاسی پیشین دیگر قابلیت احیا ندارد.

🔸 مقاله «The Broken Economic Order» که از سوی شورای روابط خارجی آمریکا منتشر شده، نمونه‌ای از همین رویکرد است. نویسندگان این مقاله بر این باورند که بنیان‌های نظم اقتصادی گذشته فرسوده شده و ایالات متحده نیز ناگزیر است خود را با واقعیت‌های جدید وفق دهد. این نگاه تنها به یک اندیشکده محدود نیست؛ مجموعه قابل توجهی از مراکز مطالعاتی آمریکایی و غیرآمریکایی نیز بر این نکته تأکید دارند که جهان به سمت نظمی چندقطبی‌تر و پیچیده‌تر در حرکت است؛ نظمی که در آن آمریکا دیگر قادر نیست به تنهایی اراده خود را بر نظام بین‌الملل تحمیل کند و برای پیشبرد اهداف راهبردی خود، بیش از گذشته به ائتلاف‌ها و همکاری سایر قدرت‌ها نیاز دارد.

🔹 در همین چارچوب، می‌توان درخواست دونالد ترامپ از کشورهای اروپایی برای مشارکت و همراهی بیشتر در تقابل با ایران را نیز تحلیل کرد. صرف‌نظر از ارزیابی سیاسی این رویکرد، اصل نیاز آمریکا به جلب حمایت متحدان خود، نشانه‌ای از تغییر در موازنه قدرت و فاصله گرفتن از الگوی هژمونیک گذشته است.

🔸 این تحول تنها به حوزه امنیت و سیاست محدود نیست، بلکه در عرصه اقتصاد نیز با سرعت در حال گسترش است. امروز رقابت اقتصادی، تحریم، کنترل فناوری، محدودیت زنجیره‌های تأمین و سیاست‌های تجاری، همگی به ابزارهای اعمال قدرت تبدیل شده‌اند. به بیان دیگر، جهان وارد مرحله‌ای از رقابت اقتصادی شده که اصل وجود آن دیگر محل تردید نیست؛ مسئله اصلی این است که کشورها چگونه در این رقابت حضور پیدا کنند تا بیشترین منفعت و کمترین هزینه را متحمل شوند.

🔻با این وجود، بخش مهمی از نگاه ما همچنان در چارچوب نظم پیشین باقی مانده است. تا زمانی که مهم‌ترین مسئله را رفع تحریم‌های اولیه و ثانویه و بازگشت به تجارت با آمریکا بدانیم، همچنان آمریکا را نه به عنوان یکی از بازیگران اقتصاد جهانی، بلکه به عنوان محور اصلی آن در نظر گرفته‌ایم. در حالی که حتی بسیاری از استراتژیست‌های آمریکایی نیز از ضرورت طراحی مدل‌های جدید تجارت و بازآرایی روابط اقتصادی سخن می‌گویند، ما همچنان تحت تأثیر برخی برداشت‌های راهبردی متعلق به پارادایمی هستیم که نشانه‌های افول آن سال‌هاست آشکار شده است. پذیرش این تغییر، پیش‌شرط طراحی راهبردی متناسب با واقعیت‌های نظم جدید جهانی خواهد بود.

🆔@Gozargah_1404

Читать полностью…

گـذرگـاه

📑 آیا نظم جدید جهانی ترمز تجارت جهانی را خواهد کشید؟
🖊 دیوید لوبین

◾️مقاله‌ای که اخیراً در اندیشکده چتم هاوس منتشر شده، به بررسی این موضوع می‌پردازد که با تضعیف نظم اقتصادی تحت رهبری آمریکا، تجارت جهانی وارد مرحله‌ای جدید شده است که در آن «امنیت اقتصادی» بیش از «آزادسازی تجارت» اهمیت پیدا کرده است. نویسنده معتقد است دولت‌ها دیگر مانند گذشته رشد اقتصادی را از مسیر گسترش تجارت آزاد دنبال نمی‌کنند، بلکه به دنبال کاهش وابستگی به خارج، تقویت تولید داخلی و افزایش تاب‌آوری اقتصادی هستند؛ روندی که می‌تواند سرعت جهانی‌شدن را کاهش دهد و بیشترین آسیب را به اقتصادهای نوظهور وارد کند.

◽️مهم‌ترین نکات مقاله شامل موارد زیر است:
1️⃣ اولویت دولت‌ها از تجارت آزاد به امنیت اقتصادی تغییر کرده است.
نویسنده توضیح می‌دهد که آمریکا، اروپا و حتی بسیاری از اقتصادهای توسعه‌یافته، به جای تمرکز بر افزایش تجارت، بر تقویت تولید داخلی، امنیت زنجیره‌های تأمین و کاهش وابستگی به رقبا تمرکز کرده‌اند. در چنین شرایطی، تجارت دیگر هدف اصلی سیاست اقتصادی نیست، بلکه در خدمت ملاحظات امنیتی قرار گرفته است.

2️⃣ دوران «پکس آمریکانا» و نظم تجاری مبتنی بر قواعد مشترک رو به پایان است.
مقاله استدلال می‌کند که عقب‌نشینی آمریکا از نقش سنتی خود در حمایت از نظام تجارت آزاد، یکی از مهم‌ترین عوامل تغییر قواعد بازی است. با کاهش تعهد واشنگتن به نظم مبتنی بر قوانین، کشورها بیش از گذشته به سیاست‌های حمایتی، تعرفه‌ها و محدودیت‌های تجاری روی آورده‌اند.

3️⃣ اقتصادهای نوظهور بیشترین بازنده این تحول خواهند بود.
بسیاری از کشورهای در حال توسعه رشد خود را بر پایه صادرات، جذب سرمایه خارجی و دسترسی آزاد به بازارهای جهانی بنا کرده‌اند. اگر تجارت جهانی محدودتر و منطقه‌ای‌تر شود، این کشورها با کاهش فرصت‌های صادراتی و سرمایه‌گذاری مواجه خواهند شد.

4️⃣ زنجیره‌های تأمین جهانی در حال بازآرایی هستند.
شرکت‌ها دیگر تنها به دنبال کاهش هزینه تولید نیستند، بلکه امنیت، تنوع تأمین‌کنندگان و کاهش ریسک‌های ژئوپلیتیکی را نیز در تصمیم‌گیری‌های خود لحاظ می‌کنند. این روند به انتقال بخشی از تولید به کشورهای هم‌پیمان یا داخل مرزهای ملی منجر شده است.

5️⃣ تجارت جهانی متوقف نخواهد شد، اما شکل آن تغییر می‌کند.
نویسنده معتقد است جهان به سمت پایان تجارت حرکت نمی‌کند، بلکه وارد دوره‌ای می‌شود که تجارت بیش از گذشته تحت تأثیر رقابت‌های ژئوپلیتیکی، بلوک‌بندی‌های اقتصادی و ملاحظات امنیتی قرار خواهد گرفت. در نتیجه، تجارت آزاد و جهانی جای خود را به تجارتی گزینشی‌تر و منطقه‌ای‌تر خواهد داد.

🔻نویسنده در پایان نتیجه می‌گیرد که جهان به‌تدریج از الگوی جهانی‌شدن سه دهه گذشته فاصله می‌گیرد. اگر در دوران پس از جنگ سرد، گسترش تجارت آزاد و وابستگی متقابل موتور اصلی رشد اقتصاد جهانی بود، اکنون دولت‌ها امنیت اقتصادی، کاهش آسیب‌پذیری و تاب‌آوری زنجیره‌های تأمین را در اولویت قرار داده‌اند. از این رو، تجارت جهانی از بین نخواهد رفت، اما قواعد آن به‌طور اساسی تغییر خواهد کرد و در نظم جدید، ملاحظات ژئوپلیتیکی، رقابت قدرت‌های بزرگ و امنیت زنجیره‌های تأمین بیش از مزیت‌های اقتصادی، جهت‌گیری تجارت بین‌الملل را تعیین خواهند کرد؛ تحولی که بیشترین فشار را بر اقتصادهای وابسته به صادرات وارد خواهد ساخت.

📋 دریافت و مطالعه

🆔@Gozargah_1404

Читать полностью…

گـذرگـاه

خبرنامه پاکستان
شماره نخست


با توجه به اهمیت روزافزون مسئله پاکستان برای کشور ما تیم جانمایی جدید مدتهاست که بر روی این حوزه متمرکز شده است، در این راستا در نظر داریم تا به صورت منظم خبرنامه پاکستان را منتشر کرده و خط اخبار را در این کشور با نگاهی مسئله محور پیگیری کنیم.

با ما همراه باشید

@EBTEKAREIRAN

Читать полностью…

گـذرگـاه

🔰 فهم منطق تصمیم‌گیری پاکستان؛ پیش‌نیاز توسعه روابط اقتصادی
🖊 تحلیل

🔹 برقراری روابط تجاری با هر کشوری، صرفاً تابع محاسبات هزینه، فایده و منافع اقتصادی نیست، بلکه مجموعه‌ای از ملاحظات سیاسی، امنیتی، ژئوپلیتیکی و حتی هویتی نیز در آن نقش تعیین‌کننده دارند. روابط اقتصادی میان کشورها معمولاً بازتابی از سطح اعتماد سیاسی، نگرانی‌های امنیتی و اولویت‌های راهبردی آنهاست. از این رو، روابط تجاری با پاکستان نیز از این قاعده مستثنی نیست و نمی‌توان انتظار داشت که صرف ارائه یک پیشنهاد اقتصادی سودآور، زمینه توسعه همکاری‌های دوجانبه فراهم شود.

🔸 این تصور که پاکستان صرفاً بر اساس میزان سود و منفعت اقتصادی درباره گسترش روابط با سایر کشورها تصمیم‌گیری می‌کند، با واقعیت‌های سیاست خارجی و ساختار تصمیم‌سازی این کشور همخوانی ندارد. پاکستان در اتخاذ هر تصمیم مهم، مجموعه‌ای از ملاحظات و لایه‌های مختلف را بررسی می‌کند و سپس به جمع‌بندی می‌رسد. در نتیجه، شناخت منطق تصمیم‌گیری اسلام‌آباد و درک مسائل محوری و دغدغه‌های اصلی این کشور، پیش‌شرط هرگونه موفقیت در توسعه روابط اقتصادی و تجاری است.

🔹 نمونه‌های متعددی این واقعیت را تأیید می‌کنند. برای مثال، چین به عنوان مهم‌ترین شریک اقتصادی پاکستان، سال‌هاست بر ضرورت تأمین امنیت پروژه‌های مرتبط با کریدور سیپک و به‌ویژه امنیت ایالت بلوچستان تأکید دارد. با وجود اهمیت این پروژه‌ها برای اقتصاد پاکستان و سرمایه‌گذاری‌های گسترده چین، اسلام‌آباد هنوز نتوانسته یا نخواسته امنیت کامل این منطقه را تضمین کند. همچنین، با وجود نیاز جدی پاکستان به انرژی، پروژه خط لوله صلح میان ایران و پاکستان همچنان به مرحله بهره‌برداری نرسیده است. این در حالی است که اجرای این پروژه می‌توانست بخش مهمی از نیاز انرژی پاکستان را برطرف کرده و منافع اقتصادی قابل توجهی برای این کشور به همراه داشته باشد.

🔸 این دو نمونه نشان می‌دهد که حتی در مواردی که یک اقدام از منظر اقتصادی به نفع پاکستان است، لزوماً به مرحله اجرا نمی‌رسد. دلیل این موضوع آن است که تصمیمات این کشور تحت تأثیر عوامل دیگری نیز قرار دارد؛ عواملی همچون ملاحظات مربوط به هند، تحولات افغانستان، روابط با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و همچنین مناسبات با ایالات متحده آمریکا. این متغیرها در بسیاری از موارد بر ملاحظات اقتصادی غلبه پیدا می‌کنند و جهت‌گیری سیاست خارجی و اقتصادی پاکستان را شکل می‌دهند.

🔻 بنابراین، هرگونه پیشنهاد برای گسترش روابط اقتصادی با پاکستان، اگر بدون در نظر گرفتن این ملاحظات امنیتی، سیاسی و ژئوپلیتیکی طراحی شود، احتمال موفقیت چندانی نخواهد داشت. توسعه همکاری با پاکستان مستلزم شناخت دقیق اولویت‌ها، حساسیت‌ها و محیط راهبردی این کشور است؛ زیرا تنها در این صورت می‌توان پیشنهادهایی ارائه کرد که علاوه بر تأمین منافع اقتصادی، با محاسبات کلان تصمیم‌گیران پاکستانی نیز همخوانی داشته باشد.


🆔@Gozargah_1404

Читать полностью…

گـذرگـاه

📑 اروپا از نو؛ چشم‌اندازهایی برای نظم جدید اروپایی
🖊 ویراستار: ریچارد یانگز

◾️گزارش منتشرشده در اندیشکده کارنگی اروپا بیان می‌کند که اتحادیه اروپا در شرایطی قرار گرفته که مدل کنونی آن دیگر پاسخگوی چالش‌های جدید جهانی نیست. نویسندگان با یک پرسش اساسی شروع می‌کنند: اگر اروپا امروز از صفر طراحی می‌شد، چه شکلی باید داشت؟ مقاله مجموعه‌ای از دیدگاه‌ها درباره اصلاح ساختار اتحادیه اروپا، افزایش توان راهبردی، تقویت دموکراسی و ایجاد نظم جدید اروپایی ارائه می‌دهد.

◽️مهم‌ترین نکات مقاله شامل:
1️⃣ مدل فعلی اتحادیه اروپا برای جهان جدید کافی نیست.
مقاله معتقد است اروپا با مجموعه‌ای از بحران‌های هم‌زمان روبه‌رو است: جنگ روسیه و اوکراین، رقابت قدرت‌های بزرگ، افزایش ملی‌گرایی، تضعیف نهادهای چندجانبه و کاهش اطمینان به حمایت آمریکا. این شرایط باعث شده بحث درباره بازطراحی ساختار سیاسی و امنیتی اروپا جدی‌تر شود.

2️⃣ اروپا باید از یک قدرت اقتصادی به یک بازیگر ژئوپلیتیکی تبدیل شود.
نویسندگان تأکید می‌کنند که اروپا برای حفظ جایگاه خود در جهان جدید باید توانایی تصمیم‌گیری مستقل‌تر در حوزه‌های امنیت، فناوری، انرژی و دفاع را افزایش دهد. وابستگی طولانی‌مدت به آمریکا در حوزه امنیتی، یکی از نقاط ضعف اصلی اروپا معرفی شده است.

3️⃣ آینده اروپا نیازمند انعطاف بیشتر در روند همگرایی است.
یکی از ایده‌های مطرح‌شده این است که همه کشورهای اروپایی الزاماً نباید با یک سرعت و در همه حوزه‌ها حرکت کنند. به جای حذف تفاوت‌ها، اتحادیه اروپا باید سازوکاری ایجاد کند که گروه‌هایی از کشورهای آماده‌تر بتوانند در حوزه‌هایی مانند دفاع، فناوری یا سیاست خارجی سریع‌تر همکاری کنند، بدون اینکه انسجام اتحادیه آسیب ببیند.

4️⃣ اعتماد شهروندان پایه نظم جدید اروپا خواهد بود.
مقاله تأکید می‌کند که مشکل اروپا فقط نهادی نیست، بلکه مسئله مشروعیت سیاسی و فاصله میان شهروندان و ساختارهای اروپایی نیز اهمیت دارد. نویسندگان معتقدند اروپا برای تبدیل شدن به یک قدرت جهانی، ابتدا باید مشارکت دموکراتیک و اعتماد داخلی را تقویت کند.

5️⃣ کشورهای شرق اروپا باید نقش مهم‌تری در آینده اروپا داشته باشند.
گزارش اشاره می‌کند که کشورهایی مانند اوکراین و مولداوی که در گذشته در حاشیه امنیتی اروپا قرار داشتند، اکنون به عناصر مهم معماری آینده اروپا تبدیل شده‌اند. تجربه جنگ اوکراین نشان داده که مرزهای شرقی اروپا دیگر یک مسئله جانبی نیست، بلکه بخش مرکزی امنیت قاره است.

🔻درنهایت این مقاله نتیجه می‌گیرد که اروپا برای بقا و حفظ نفوذ جهانی خود نیازمند بازتعریف اساسی است. اتحادیه اروپا دیگر نمی‌تواند تنها بر قدرت اقتصادی، بازار مشترک و حمایت امنیتی آمریکا تکیه کند؛ بلکه باید به سمت یک ساختار سیاسی منسجم‌تر، توان دفاعی مستقل‌تر و نقش فعال‌تر در رقابت جهانی حرکت کند.

📋 دریافت و مطالعه

🆔@Gozargah_1404

Читать полностью…

گـذرگـاه

📑 تجارت غیررسمی نفت در پاکستان و عوامل مؤثر بر تداوم آن
🖊 موسسه تحقیقات سیاست اسلام آباد

🔹گزارش پژوهشی IPRI با عنوان «عوامل تعیین‌کننده تجارت غیرمستند نفت در پاکستان» به بررسی دلایل استمرار تجارت غیررسمی نفت، به‌ویژه در مناطق مرزی پاکستان و ایران، پرداخته است. این گزارش نشان می‌دهد که تجارت غیرمستند نفت در پاکستان تنها یک پدیده اقتصادی نیست، بلکه نتیجه ترکیبی از عوامل جغرافیایی، اجتماعی، فرهنگی و توسعه‌ای است.

🔸بر اساس یافته‌های گزارش، با وجود اجرای سیاست‌های مختلف توسط دولت پاکستان برای کنترل این فعالیت‌ها، تجارت غیررسمی نفت همچنان یک چالش مهم باقی مانده است. تمرکز اصلی مطالعه بر مناطق مرزی پاکستان و ایران است؛ مناطقی که به دلیل فاصله از مراکز اقتصادی، کمبود فرصت‌های شغلی و وابستگی تاریخی به تجارت مرزی، زمینه رشد این نوع فعالیت را فراهم کرده‌اند.

🔹این گزارش اشاره می‌کند که حدود ۱ میلیون نفر در فاصله ۵۰ کیلومتری مرز پاکستان و ایران زندگی می‌کنند و حدود ۲ میلیون نفر از نظر اقتصادی به فعالیت‌های مرتبط با تجارت غیرمستند نفت وابسته هستند. بنابراین، این پدیده را نمی‌توان صرفاً قاچاق اقتصادی دانست، بلکه باید آن را بخشی از اقتصاد معیشتی مناطق مرزی در نظر گرفت.

🔸مطالعه با استفاده از مدل آماری لاجیت چندجمله‌ای (Multinomial Logit Model) و ترکیب داده‌های اولیه و ثانویه، عوامل مؤثر بر مشارکت افراد در تجارت غیررسمی نفت را بررسی کرده است. نتایج نشان می‌دهد که عواملی مانند توسعه‌نیافتگی مناطق مرزی، محدودیت دسترسی به فرصت‌های اقتصادی، کمبود مهارت‌های شغلی، جمعیت پراکنده، وابستگی اجتماعی به تجارت مرزی و ارتباط اقتصادی با شهرهای مرزی ایران، نقش مهمی در تداوم این فعالیت دارند.

🔹یکی از نکات مهم گزارش این است که سیاست‌های صرفاً امنیتی و محدودکننده نمی‌توانند مشکل را حل کنند، زیرا تجارت غیررسمی نفت برای بسیاری از ساکنان مناطق مرزی به یک منبع درآمد تبدیل شده است. بدون ایجاد فرصت‌های اقتصادی جایگزین، توسعه زیرساخت‌ها و افزایش اشتغال محلی، احتمال ادامه این فعالیت‌ها بالا خواهد بود.

🔻در مجموع، گزارش IPRI نتیجه می‌گیرد که تجارت غیرمستند نفت در پاکستان بیشتر از آنکه یک مشکل صرفاً قانونی باشد، ریشه در شرایط اقتصادی و اجتماعی مناطق مرزی دارد. برای کاهش این پدیده، دولت پاکستان باید علاوه بر کنترل مرزها، بر توسعه اقتصادی مناطق محروم، ایجاد فرصت‌های شغلی، افزایش مهارت‌های نیروی کار و تقویت همکاری‌های اقتصادی قانونی با کشورهای همسایه تمرکز کند.

📋 دریافت و مطالعه


🆔@Gozargah_1404

Читать полностью…

گـذرگـاه

📑 لایحه معادن در سال 2028 سررسید می‌شود
🖊 جاستین زو

◾️ این مقاله بررسی می‌کند که دولت ترامپ برای کاهش وابستگی آمریکا به مواد معدنی کمیاب چین، قراردادها و سرمایه‌گذاری‌های بزرگی را در داخل و خارج از کشور آغاز کرده است؛ اما این برنامه‌ها دست‌کم تا سال ۲۰۲۸ به نتیجه نخواهند رسید. نویسنده معتقد است آمریکا در کوتاه‌مدت همچنان به زنجیره تأمین چین وابسته خواهد ماند و هزینه این شکاف، در نهایت بر دوش صنایع و مصرف‌کنندگان آمریکایی خواهد بود.

◽️ مهم‌ترین نکات مقاله عبارت است از:
1️⃣ آمریکا هنوز توان جایگزینی چین در زنجیره تأمین عناصر نادر خاکی را ندارد. چین همچنان بخش عمده استخراج، فرآوری و تولید آهنرباهای صنعتی مورد استفاده در خودروهای برقی، صنایع دفاعی و تجهیزات الکترونیکی را در اختیار دارد. هرچند واشنگتن به دنبال تنوع‌بخشی به منابع تأمین است، اما این وابستگی در کوتاه‌مدت قابل رفع نیست.

2️⃣ سرمایه‌گذاری‌های جدید آمریکا تا سال ۲۰۲۸ به بهره‌برداری نمی‌رسند. پروژه‌های استخراج و فرآوری در ایالت تگزاس، کارخانه‌های تولید آهنربا و قراردادهای معدنی با کشورهایی مانند استرالیا و برزیل، همگی نیازمند چند سال زمان هستند. بنابراین، شکاف میان نیاز فعلی آمریکا و ظرفیت تولید داخلی تا سال ۲۰۲۸ پابرجا خواهد ماند.

3️⃣ حتی اگر استخراج مواد معدنی افزایش یابد، مشکل اصلی همچنان فرآوری است. مقاله تأکید می‌کند که برتری چین فقط در استخراج نیست، بلکه در فرآوری و تبدیل مواد خام به محصولات صنعتی نیز تقریباً انحصاری است. بنابراین، واردات مواد خام از کشورهای دیگر بدون ایجاد ظرفیت فرآوری، وابستگی آمریکا را به‌طور کامل از بین نمی‌برد.

4️⃣ جنگ تجاری با چین سریع‌تر از توان آمریکا برای جایگزینی زنجیره تأمین پیش رفته است. نویسنده معتقد است دولت ترامپ پیش از آنکه زیرساخت‌های لازم را ایجاد کند، سیاست کاهش وابستگی به چین را با شدت دنبال کرد. نتیجه این وضعیت، کمبود مواد اولیه، افزایش قیمت عناصر نادر خاکی و اختلال در تولید خودرو، لوازم خانگی و صنایع پیشرفته بوده است.

5️⃣ هزینه این رقابت ژئوپلیتیکی در نهایت به مصرف‌کنندگان منتقل می‌شود. مقاله پیش‌بینی می‌کند تا زمانی که پروژه‌های جدید به بهره‌برداری برسند، قیمت خودروهای برقی، تجهیزات الکترونیکی و بسیاری از کالاهای صنعتی افزایش خواهد یافت؛ زیرا تولیدکنندگان ناچارند مواد اولیه را با قیمت بالاتر و از منابع محدودتر تهیه کنند.

🔻 نویسنده نتیجه می‌گیرد که استقلال معدنی آمریکا از چین یک هدف بلندمدت است، نه دستاوردی فوری. چین در بازی مواد معدنی همچنان چند سال از آمریکا جلوتر است. به همین دلیل، واشنگتن ناچار است در این دوره گذار، همزمان با رقابت راهبردی با پکن، بخشی از نیاز صنایع خود را همچنان از زنجیره تأمین تحت سلطه چین تأمین کند. این واقعیت نشان می‌دهد که جداسازی کامل اقتصاد آمریکا از چین، دست‌کم در حوزه مواد معدنی حیاتی، فرآیندی زمان‌بر و پرهزینه خواهد بود.

📋 دریافت و مطالعه

🆔@Gozargah_1404

Читать полностью…

گـذرگـاه

📑 برنامه اقتصادی ترکیه برای بهره‌برداری از جنگ ایران
🖊 اکونومیست

◾️این مقاله بررسی می‌کند که دولت ترکیه تلاش دارد از پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی جنگ ایران برای تقویت جایگاه اقتصادی و ترانزیتی خود استفاده کند. نویسنده معتقد است که هرچند جنگ و بی‌ثباتی منطقه‌ای برای اقتصاد ترکیه نیز هزینه‌هایی به همراه دارد، اما آنکارا این بحران را فرصتی برای جذب سرمایه، توسعه مسیرهای تجاری و افزایش نقش خود در زنجیره‌های تأمین منطقه می‌داند.

◽️مهم‌ترین نکات مقاله عبارت است از:
1️⃣ ترکیه تلاش می‌کند خود را به عنوان مسیر جایگزین تجارت منطقه معرفی کند. با افزایش نااطمینانی در خلیج فارس و احتمال اختلال در مسیرهای سنتی حمل‌ونقل، آنکارا در تلاش است کریدورهای زمینی و ریلی خود را به گزینه‌ای مطمئن‌تر برای انتقال کالا میان آسیا، اروپا و خاورمیانه تبدیل کند.

2️⃣ دولت اردوغان امیدوار است بخشی از سرمایه‌گذاری‌هایی که پیش‌تر به کشورهای خلیج فارس یا ایران اختصاص می‌یافت، به سمت ترکیه هدایت شود. به اعتقاد مقاله، ثبات نسبی ترکیه در مقایسه با مناطق درگیر جنگ، می‌تواند برای سرمایه‌گذاران خارجی جذاب باشد؛ هرچند مشکلات اقتصادی داخلی همچنان پابرجاست.

3️⃣ ترکیه در تلاش است از تغییر مسیر تجارت انرژی نیز سود ببرد. آنکارا می‌خواهد با توسعه زیرساخت‌های انتقال نفت و گاز و گسترش همکاری با کشورهای تولیدکننده انرژی، نقش خود را به عنوان یک هاب انرژی میان شرق و غرب تقویت کند.

4️⃣ مقاله تأکید می‌کند که موفقیت این راهبرد به اصلاحات اقتصادی داخلی وابسته است. ترکیه همچنان با تورم بالا، کاهش ارزش لیر و بی‌اعتمادی برخی سرمایه‌گذاران خارجی روبه‌رو است و بدون تثبیت اقتصاد کلان، بهره‌برداری کامل از فرصت‌های ناشی از جنگ دشوار خواهد بود.

5️⃣ نویسنده معتقد است آنکارا تلاش می‌کند میان رقابت‌های ژئوپلیتیکی منطقه نیز توازن برقرار کند. ترکیه ضمن حفظ روابط اقتصادی با کشورهای عربی، آمریکا و اروپا، نمی‌خواهد وارد تقابل مستقیم با ایران شود و ترجیح می‌دهد از پیامدهای اقتصادی بحران، بدون گرفتار شدن در ابعاد نظامی آن، بهره‌مند شود.

🔻در نهایت نویسنده نتیجه می‌گیرد که ترکیه جنگ ایران را صرفاً یک بحران امنیتی نمی‌بیند، بلکه آن را فرصتی برای ارتقای جایگاه اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود تلقی می‌کند. از نگاه دولت اردوغان، اگر مسیرهای تجاری و انرژی منطقه دچار تغییر شوند، ترکیه می‌تواند به یکی از مهم‌ترین حلقه‌های اتصال میان آسیا، اروپا و خاورمیانه تبدیل شود. البته مقاله در پایان تأکید می‌کند که تحقق این هدف، بیش از هر چیز به توانایی دولت ترکیه در مهار مشکلات اقتصادی داخلی و حفظ ثبات سیاسی وابسته است.

📋 دریافت و مطالعه

🆔@Gozargah_1404

Читать полностью…

گـذرگـاه

📑 ترامپ چگونه آمریکای لاتین را دگرگون می‌کند؟
نتایج کوتاه‌مدت و ریسک‌های بلندمدت دکترین دونرو
🖊 برایان وینتر

◾️مقاله منتشر شده در نشریه فارن‌افیرز بررسی می‌کند که دولت دوم دونالد ترامپ در حال ایجاد تغییری اساسی در روابط آمریکا با آمریکای لاتین است. نویسنده معتقد است که برخلاف سال‌های گذشته که این منطقه در حاشیه سیاست خارجی واشنگتن قرار داشت، اکنون آمریکای لاتین به یکی از اولویت‌های اصلی دولت ترامپ تبدیل شده است. هدف اصلی این سیاست، کاهش نفوذ چین، مقابله با مهاجرت، مبارزه با کارتل‌های مواد مخدر و بازگرداندن برتری آمریکا در نیمکره غربی است.

◽️مهم‌ترین نکات این مقاله عبارت است از:
1️⃣ نویسنده می‌گوید ترامپ سیاستی را دنبال می‌کند که یادآور دکترین مونرو است؛ یعنی این دیدگاه که آمریکای لاتین حوزه نفوذ طبیعی ایالات متحده است و قدرت‌های رقیب، به‌ویژه چین، نباید در این منطقه نقش تعیین‌کننده داشته باشند. به همین دلیل، دولت ترامپ حضور سیاسی، اقتصادی و امنیتی خود را در منطقه به‌طور چشمگیری افزایش داده است.

2️⃣ مقاله تأکید می‌کند که چین طی دو دهه گذشته نفوذ اقتصادی گسترده‌ای در آمریکای لاتین به دست آورده است؛ از سرمایه‌گذاری در بنادر، معادن و زیرساخت‌ها گرفته تا تبدیل شدن به بزرگ‌ترین شریک تجاری بسیاری از کشورهای منطقه. از نگاه نویسنده، یکی از اهداف اصلی ترامپ، متوقف کردن این روند و محدود کردن حضور چین در حیاط خلوت آمریکا است.

3️⃣ نویسنده توضیح می‌دهد که دولت ترامپ برای تحقق این هدف، تنها به ابزارهای اقتصادی متکی نیست، بلکه از فشارهای سیاسی، تحریم‌ها، تهدیدهای نظامی، همکاری‌های امنیتی و توافق‌های جدید دفاعی نیز استفاده می‌کند. به اعتقاد او، سیاست خارجی ترامپ در آمریکای لاتین بسیار فعال‌تر و تهاجمی‌تر از دولت‌های پیشین است.

4️⃣ مقاله می‌گوید مبارزه با مهاجرت غیرقانونی و کارتل‌های مواد مخدر به یکی از محورهای اصلی روابط آمریکا با کشورهای منطقه تبدیل شده است. واشنگتن از دولت‌های آمریکای لاتین می‌خواهد همکاری امنیتی خود را افزایش دهند و در مقابل، از اهرم‌هایی مانند تعرفه‌های تجاری، کمک‌های مالی و توافق‌های امنیتی برای اعمال فشار استفاده می‌کند.

5️⃣ نویسنده معتقد است این رویکرد اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت نفوذ آمریکا را افزایش دهد، اما در بلندمدت می‌تواند واکنش منفی برخی دولت‌های منطقه را برانگیزد. بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین نمی‌خواهند میان آمریکا و چین یکی را انتخاب کنند و ترجیح می‌دهند هم‌زمان روابط اقتصادی خود را با هر دو قدرت حفظ کنند.

🔻در نهایت نویسنده نتیجه می‌گیرد که دولت ترامپ در حال بازتعریف سیاست آمریکا در قبال آمریکای لاتین است. برخلاف گذشته که تمرکز اصلی واشنگتن بر خاورمیانه، اروپا یا شرق آسیا بود، اکنون نیمکره غربی دوباره به یکی از مهم‌ترین اولویت‌های سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده است. از نگاه مقاله، انگیزه اصلی این تغییر، رقابت فزاینده با چین است. واشنگتن معتقد است گسترش نفوذ اقتصادی و سیاسی پکن در آمریکای لاتین می‌تواند موقعیت راهبردی آمریکا را تضعیف کند؛ بنابراین دولت ترامپ با استفاده از ابزارهای اقتصادی، امنیتی و دیپلماتیک در تلاش است نفوذ خود را در منطقه احیا کند.

📋 دریافت و مطالعه

🆔@Gozargah_1404

Читать полностью…

گـذرگـاه

🔰 میرجاوه، گلوگاه ریلی ایران و پاکستان

🔹 پس از آغاز محاصره دریایی و افزایش فشار بر مسیرهای سنتی تأمین کالا، یکی از کشورهایی که بیش از گذشته در کانون توجه ایران برای تأمین بخشی از نیازهای تجاری و ترانزیتی قرار گرفت، پاکستان بود. این توجه از جهات مختلف قابل دفاع است؛ چراکه پاکستان علاوه بر برخورداری از مرز زمینی طولانی با ایران، ظرفیت قابل‌توجهی در حوزه تجارت، ترانزیت و دسترسی به بازارهای مختلف دارد. در شرایط کنونی این توجه می‌تواند به فرصتی برای بازنگری در برخی از موانع ساختاری همکاری اقتصادی دو کشور تبدیل شود و زمینه افزایش حجم تجارت دوجانبه را فراهم آورد.

🔸 افزایش تجارت با پاکستان صرفاً به اراده سیاسی یا نیازهای مقطعی وابسته نیست، بلکه مستلزم رفع گلوگاه‌های زیرساختی است که طی سال‌های گذشته مانع بهره‌برداری کامل از ظرفیت‌های اقتصادی دو کشور شده‌اند. در واقع، اگر ایران به دنبال تبدیل پاکستان به یکی از شرکای پایدار تجاری خود باشد، ناگزیر است برخی از موانع حمل‌ونقلی و لجستیکی موجود در مرزهای مشترک را برطرف کند. در این میان، شبکه ریلی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ چراکه حمل‌ونقل ریلی در مقایسه با حمل‌ونقل جاده‌ای هزینه کمتری برای جابه‌جایی حجم بالای کالا دارد، مصرف سوخت آن پایین‌تر است، امنیت بیشتری فراهم می‌کند و ظرفیت بالاتری برای توسعه تجارت پایدار در اختیار دو کشور قرار می‌دهد. از همین رو، یکی از مهم‌ترین موانع توسعه تجارت ایران و پاکستان را باید در وضعیت اتصال ریلی دو کشور جست‌وجو کرد.

🔹 همان‌گونه که در نقشه مشاهده می‌شود، ارتباط ریلی ایران و پاکستان از طریق مرز میرجاوه برقرار است. با این حال، ساختار این مسیر با یک پیچیدگی فنی مهم روبه‌روست. خط ریلی میرجاوه تا زاهدان با عرض ۱۶۷۶ میلی‌متر احداث شده که همان استاندارد مورد استفاده در شبکه ریلی پاکستان است. اما از زاهدان به بعد، این خط به شبکه ریلی سراسری ایران با عرض استاندارد ۱۴۳۵ میلی‌متر متصل می‌شود. این تفاوت در عرض خطوط ریلی، یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های تجارت ریلی میان دو کشور را ایجاد کرده است.

🔸 از مهم‌ترین مشکلات این مسیر آن است که قطارها و لوکوموتیوهای پاکستانی ناچارند تا زاهدان حرکت کنند و پس از رسیدن به این شهر، فرآیند تعویض بوژی یا انتقال بار انجام شود. این مسئله در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که پاکستان خود با کمبود لوکوموتیو مواجه است. در نتیجه، الزام به تردد لوکوموتیوهای پاکستانی تا زاهدان موجب کاهش بهره‌وری ناوگان، افزایش زمان انتظار و کند شدن روند انتقال کالا می‌شود. در کنار این چالش، فرسودگی خط ریلی میرجاوه–زاهدان نیز بر مشکلات موجود افزوده است. وضعیت فنی این مسیر به گونه‌ای است که قطارها معمولاً با سرعتی در حدود ۲۰ تا ۳۰ کیلومتر بر ساعت حرکت می‌کنند؛ مسئله‌ای که زمان و هزینه انتقال کالا را افزایش داده و بخشی از مزیت‌های حمل‌ونقل ریلی را تضعیف کرده است.

🔻 در مجموع، بررسی وضعیت فعلی نشان می‌دهد که هرچند ظرفیت‌های قابل توجهی برای گسترش تجارت و ترانزیت میان ایران و پاکستان وجود دارد، اما بهره‌برداری از این ظرفیت‌ها با محدودیت‌های زیرساختی و به‌ویژه چالش‌های مرتبط با شبکه ریلی مواجه است. این چالش‌ها نه‌تنها کارایی حمل‌ونقل را کاهش داده‌اند، بلکه بخشی از مزیت‌های اقتصادی تجارت ریلی را نیز تضعیف کرده‌اند. از این رو، بهبود و بازطراحی برخی حلقه‌های کلیدی در مسیر ریلی، به‌ویژه در مسیر میرجاوه–زاهدان، می‌تواند به‌عنوان یکی از پیش‌شرط‌های اصلی توسعه تجارت پایدار میان دو کشور مطرح شود. در چنین چارچوبی، اقدامات زیرساختی نه یک انتخاب اختیاری، بلکه ضرورتی برای بالفعل‌سازی ظرفیت‌های اقتصادی موجود میان ایران و پاکستان به شمار می‌آیند.

🆔 تلگرام | بله

Читать полностью…

گـذرگـاه

🔰 انتظارات غیرواقعی در برابر واقعیت‌های راهبردی

🔹 در فضای کنونی کشور، انتظار توسعه بندر چابهار توسط هند را می‌توان یکی از مفروضات تأمل‌برانگیز و فاقد توجیه تحلیلی قلمداد کرد. این کشور با مشارکت فعال در پروژه آیمک، عملاً در مسیری گام برداشته که پیامد ناگزیر آن، دور زدن مسیرهای ترانزیتی ایران و به حاشیه راندن ظرفیت‌های ژئواکونومیک کشور است. از آنجا که پروژه آیمک ماهیتی رقابتی و مبتنی بر ایجاد مسیرهای جایگزین تجاری دارد، انتظار توسعه کلیدی‌ترین بندر اقیانوسی ایران توسط بازیگری که در کلان‌پروژه‌های رقیبِ ترانزیتی سرمایه‌گذاری می‌کند، با منطق واقع‌گرایی همخوان نیست. این تناقض آشکار، ضرورت بازبینی جدی در سطح انتظارات راهبردی از هند را ایجاب می‌کند.

🔸 البته در دفاع از رویکرد فعلی، گاه استدلال می‌شود که برای جلوگیری از دور شدن هند از ایران، باید این کشور را درگیر پروژه‌های داخلی نگه داشت. اگرچه حفظ و توسعه روابط دوجانبه اصلی منطقی است، اما واگذاری یک دارایی استراتژیک ملی به کشوری که در یک دهه گذشته کارنامه عملی و قابل‌قبولی در توسعه این بندر نداشته، فاقد توجیه راهبردی و اقتصادی است. هند پیش از فشار حداکثری آمریکا چه سرمایه‌گذاری مؤثری در چابهار انجام داده بود؟ غیر از چند دستگاه جرثقیل و تجهیزات محدود، هیچ زیرساخت جدی توسط هند ایجاد نشده است. در همین راستا منطق حکم می‌کند که سنجش تعهد هند ابتدا از طریق پروژه‌های ساده‌تر و پایه‌ای‌تر، نظیر ازسرگیری خرید نفت ایران صورت گیرد.

🔹 از سوی دیگر، مسئله متغیرهای مزاحم یا طرف ثالث در معادلات چابهار نیازمند شفاف‌سازی است. این طرف سوم کشوری مانند امارات یا عربستان (که اساساً در این مقیاس ژئوپلتیک فاقد چنین جایگاهی‌اند) نیست. بلکه کشوری است که در یک سال گذشته دو بار مستقیماً با ما درگیر جنگ شده و رئیس‌جمهورش آشکارا وعده بازگرداندن ما به عصر حجر را داده است. در چنین شرایطی، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که کشوری با این سطح از خصومت راهبردی و فشار حداکثری، چگونه می‌تواند اجازه دهد که هند در بنادر استراتژیک ما سرمایه‌گذاری کند؟

🔻 در نهایت، همان‌طور که در یادداشت «چابهار و پایان بلاتکلیفی ایران بین هند و چین» به تفصیل استدلال شد، جهت‌گیری کنونی، پیامدهای راهبردی خاصی به همراه دارد. تسهیل دسترسی هند به آسیای مرکزی از طریق چابهار، عملاً موقعیت ایران را در تقابل ژئواکونومیک با چین و پاکستان قرار می‌دهد. منظور از این هشدار، هم‌سو شدن کامل با چین نیست، بلکه پرسشی روشن است: چرا باید بی‌دلیل وارد رقابتی شویم که سودش هیچ و هزینه‌اش فقط تنش و ضرر برای ایران است؟ حفظ توازن در روابط خارجی مستلزم آن است که توسعه زیرساخت‌های کلیدی کشور، به جایگاهی برای تشدید رقابت‌های منطقه‌ایِ سایر قدرت‌ها تبدیل نشود.

🆔 تلگرام | بله

Читать полностью…

گـذرگـاه

📑 تغییر ژئوپلیتیکی در خاورمیانه
به قلم: زاهد حسین، تحلیلگر پاکستان

▫️ این مقاله بررسی می‌کند که جنگ و تنش فزاینده میان ایران، اسرائیل و آمریکا چگونه معادلات سیاسی و امنیتی خاورمیانه را وارد مرحله تازه‌ای کرده و باعث تغییر در روابط و ائتلاف‌های منطقه‌ای شده است. نویسنده معتقد است درگیری اخیر فقط یک بحران نظامی محدود نیست، بلکه نشانه شکل‌گیری یک نظم جدید در خاورمیانه است؛ نظمی که در آن کشورهای منطقه ناچارند دوباره جایگاه خود را میان ایران، آمریکا و اسرائیل تعریف کنند.

▪️مهم‌ترین محورهای مقاله:
1️⃣ نویسنده توضیح می‌دهد که اسرائیل تلاش می‌کند فضای تقابل با ایران را حفظ کند و مانع کاهش تنش شود، زیرا ادامه بحران به تل‌آویو اجازه می‌دهد حمایت سیاسی و نظامی آمریکا را حفظ کند و فشارهای بین‌المللی درباره جنگ غزه را کاهش دهد.
2️⃣ مقاله می‌گوید آمریکا اگرچه مستقیماً وارد جنگ گسترده نشده، اما حمایت سیاسی و امنیتی از اسرائیل باعث شده ایران و متحدانش، واشنگتن را بخشی از بحران بدانند.
3️⃣ کشورهای عربی خلیج فارس در برابر این وضعیت موضع یکسانی ندارند. عربستان، قطر و عمان بیشتر نگران گسترش جنگ و بی‌ثباتی منطقه هستند و به همین دلیل از مسیر دیپلماسی و مذاکره حمایت می‌کنند.
4️⃣ امارات رویکرد متفاوتی دارد و به دلیل نگرانی‌های امنیتی و اقتصادی، همکاری نزدیک‌تری با آمریکا و اسرائیل پیدا کرده است.
5️⃣ نویسنده تأکید می‌کند که ادامه درگیری می‌تواند امنیت انرژی و تجارت جهانی را تحت تأثیر قرار دهد؛ به‌ویژه اگر تنش‌ها به خلیج فارس و مسیرهای انتقال نفت کشیده شود.
6️⃣ مقاله همچنین به این موضوع اشاره می‌کند که ایران تلاش دارد از طریق شبکه متحدان منطقه‌ای خود، فشار متقابل بر اسرائیل و آمریکا ایجاد کند و نشان دهد که در برابر فشارها منزوی نشده است.
7️⃣ نویسنده معتقد است یکی از پیامدهای مهم این بحران، عمیق‌تر شدن شکاف‌های سیاسی در جهان عرب است؛ زیرا کشورهای منطقه دیگر نگاه و منافع مشترکی درباره ایران، اسرائیل و نقش آمریکا ندارند.

🔻 در پایان، مقاله نتیجه می‌گیرد که خاورمیانه وارد دوره‌ای از بازآرایی ژئوپلیتیکی شده است؛ دوره‌ای که در آن ائتلاف‌ها، دشمنی‌ها و موازنه‌های سنتی در حال تغییر هستند و آینده منطقه بیش از گذشته به رقابت ایران، اسرائیل و آمریکا گره خورده است.

📋 دریافت مقاله

🆔 تلگرام | بله

Читать полностью…
Subscribe to a channel