10044
🔷🔷 موسس و ادمین: مرتضی جوشقانی عضو هیات علمی دانشگاه- مشاور دکتری رشته مهندسی صنایع @joshaghany1 اینستا: Joshaghany_morteza 🔷🔷 آدرس سایت: www.Joshaghany.ir تبلیغات و درج آگهی 👇 @Elia121
■هِنری مینتزبرگ در کتاب خود به نام «قصههای شب برای مدیران» مینویسد: یكی از افسانههای دروغین درباره تفاوت مدیریت و رهبری این است که نقش رهبری از نقش مدیریت جدا و فراتر از آن است. به بیان دیگر، رهبر باید به مسائل کلان بپردازد و مدیر باید امور اجرایی را کنترل کند.
□اما واقعیت این است که رهبران قوی، پیش از آن که رهبر باشند و صرفا به امور کلان بپردازند، یک مدیر هستند و به جای خود در امور جزئی هم دخالت میکنند. برای مثال، نقل است که جان کلگرون، مدیرعامل بانک سلطنتی کانادا، هر روز در مسیر خود به سمت دفتر کارش، چندین دستگاه خودپرداز بانک را به طور اتفاقی بررسی و هر گونه خرابی آنها را شخصا گزارش و پیگیری میکرد.
●آیا او با این کار در حال مدیریت مجموعهای از کارهای کوچک و اجرایی است یا نقش الگو و رهبر سازمان را ایفا میکند؟ واقعیت آن است که این حرکت جان کلگرون نمونهای از یک رهبر عالی است زیرا گاهی اوقات بهترین نوع رهبری، نظارت شخصی بر همین کارهای ساده و کوچکی است که تاثیر بزرگی بر رضایت مشتریانمان دارد
○رهبران واقعی مثل جان کلگرون با این قبیل رفتارهایشان به کارمندان و مدیران شرکت گوشزد میکنند که توجه به مشتری، وظیفه همه است و در این بین حتی مدیرعامل هم باید در خدمت مشتری باشد نه این که صرفا در اتاقش بنشیند و به استراتژیها و برنامههای کلان بپردازد.
■رهبرانی که صرفا سرشان را به کارهای کلان گرم میکنند، هرگز رهبران خوبی نیستند. برای همین است که جیم مارچ، استاد دانشکده کسب و کار دانشگاه استنفورد میگوید: «وقتی رهبر باشی، هم باید لولهکشی کنی و هم استراتژی بنویسی». پس بیایید با صدای بلند بگوییم: «رهبریِ از راه دور دیگر بس است؛ تا کِی میخواهیم رهبرانی داشته باشیم که میخواهند در فضایی انتزاعی و دور از همه چیز و همه کس، هر چیزی را رهبری کنند و درباره هر چیزی نظر بدهند؟!»
#رهبری
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید 👇👇👇
@HRMCHANNEL
نشانههایی که ثابت میکند در مدیریت شکست خوردهاید!
1️⃣ دائما از کوره در میروید.
2️⃣ همیشه دستکم یک کارمند هست که در خطر اخراج شدن است.
3️⃣ وقتی مشکلی پیش میآید، اولین سوالی که به ذهنتان میرسد این است: «چه کسی خرابکاری کرده؟»
4️⃣ ایدههای خوبی از اعضای تیمتان میشنوید اما میترسید این ایدهها را با مدیریت مطرح کنید و او خوشش نیاید.
5️⃣ دائم درگیر این هستید که خوب به نظر بیایید.
6️⃣ اصطلاحا آمار همه مدیران را دارید و میدانید چه کسی با مدیران ارشد میانه خوبی دارد و چه کسی ندارد.
7️⃣ وقتی از کارتان خسته میشوید، معمولا دلیلش این است که یکی از کارکنان نتوانسته انتظاراتتان را برآورده کند. تکتک تخلفات و اشتباهات کارکنان را به دقت زیر نظر دارید.
8️⃣ دقیقا از نقاط قوت و نیازهای آموزشی اعضای تیمتان خبر دارید، اما هنوز نمیدانید خودتان چه کم و کاستیهایی دارید.
9️⃣ همیشه به کارکنانتان میگویید: «این تصمیم بر عهده من نیست. از دست من خارج است.»
🔟 به نظر شما، قدردانی از کارکنان لزومی ندارد. به هر حال آنها دارند بابت کارشان پول میگیرند.
منبع: Forbes
#فرآیند
#رهبری
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید 👇👇👇
@HRMCHANNEL
برنامه توسعه فردی idp چیست؟
برنامه توسعه فردی (individual development plan)، نقشه مسیر شغلی شماست. با استفاده از IDP شما جایگاه فعلی خود را ارزیابی میکنید؛ مشخص میکنید که در کجا هستید و میخواهید به کجا برسید. در برنامه توسعه فردی، افراد مسئولیت یادگیریهای خود را برعهده دارند و فعالیتهای کلیدی جهت توسعه مشخص میشود.
برنامه توسعه فردی (Individual development plan) یا IDP یک برنامه اجرایی است که برای ارتقا دانش و مهارتهای یک شخص طراحی و نوشته میشود. این برنامه اغلب با برنامهریزی شغلی و فعالیتهای مربوط به آن همراه است.
یک برنامه توسعه فردی چه تفاوتی با برنامه بهبود عملکرد دارد؟
برنامه بهبود عملکرد (performance improvement plan) یا PIP یک سند و مدرک رسمی است که نقاط نامطلوب و ضعیف عملکرد شغلی کارمندان را مشخص کرده و اقدامات لازم برای بهبود آنها را بیان میکند. برنامههای بهبود عملکرد معمولا به کارمندانی داده میشود که عملکرد خوبی از خود نشان نمیدهند. از سوی دیگر برنامه توسعه فردی سندی است که با شناسایی اهداف شغلی و اقداماتی که کارمند میتواند برای رسیدن به این اهداف انجام دهد، کارمندان را به رشد و توسعه تشویق میکند. برنامههای توسعه معمولا به همه افراد درون سازمان داده میشود.
در سازمانها یک برنامه توسعه فردی به کارمندان کمک میکند تا نقاط قوت و زمینههای پیشرفت خود را بهتر درک کنند.در واقع برنامه توسعه فردی به تمام افراد کمک میکند تا بهترینِ خودشان باشند.
#توسعه_فردی
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید👇👇👇
@HRMCHANNEL
ارزش هاي بنيادين ومهمتر از همه شخصيت يك فرددر زندگي ، زاييده استعدادهاي عاطفي نهفته است نه ضريب هوشي. آنچه كه مسلماً در مورد رهبران بزرگ وموفق سازمانها مي دانيم است اين است كه لزوماً آنها باهوش ترين فرد سازمان از لحاظ ضريب هوشي نيستند ، بلكه آنها شعور عاطفي بالاتري نسبت به سايرين دارند و به همين وسيله افراد را به سمتي كه در نظر دارند سوق مي دهند . بايد گفت رمز نفوذ آنها بر افراد همين نكته است . رهبران موفق مي دانند چگونه با نفوذ بر قلبهاي افراد افكار وعمال آنها را در جهت اهداف مورد نظر خودبه كار بگيرند . مي دانيم كه رهبر در سازمان لزوماً مشروعيت خود را از قانون نمي گيرد . قدرت رهبر و نفوذ او بر پرسنل بخش بيشتر به ويژگي هاي شخصيتي او بر مي گردد ، به همين دليل است كه مديراني كه نقش رهبري را در سازمان به عهده دارند در ايجاد تغييرات وتحولات در سازمانها موفق تر هستند . در دنياي امروز كه سرعت تغييرات بالاست وحتي ماهيت تغييرات نيز عوض شده است ،اهميت سازگاري و تشكيل يك محيط مناسب براي سازمان بيشتر شده است .مديران بايد بتوانند پرسنل بخش خود را با آهنگ تغييرات همگام كنند . اين موضوع اهميت رهبري را نشان مي دهد .يك رهبر با نفوذ بسيار ساده تر مي تواند سازمان را منعطف كند تا مديريتي كه مي خواهد با تكيه بر تكنيكها ي خاص و صرف زمان بيشتري به اين مهم دست يابد.
#رهبری
#هوش_هیجانی
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید👇👇👇
@HRMCHANNEL
🎁 پیشنهاد ویژه مدیران منابع انسانی
در آستانه شب یلدا،
گیفتکارت طلای زریالگُلد با تخفیف ویژه آماده ارائه به سازمانهاست؛
هدیهای ماندگار، ارزشمند و متفاوت برای قدردانی از کارکنان.
✔️ امکان شخصیسازی با هویت بصری سازمان
✔️ انتخاب مبلغ دلخواه
✔️ مناسب تولد، سالگرد همکاری، یلدا و سایر مناسبتها
✔️ تخفیف ویژه سفارشات یلدایی
جهت دریافت مشاوره و ثبت سفارش:
📞 09304066884
☎️ 90003999
🌐 لینک سفارش:
B2n.ir/zaryaal-giftcard
هدیهای متفاوت برای کارکنان، با شرایط ویژه شب یلدا.
یکی از اشتباهات مدیرات در ارزیابی عملکرد، استفاده صرف از ارزشيابي براي تعيين حقوق كاركنان است. بسياري از مديران تنها هنگاميكه بخواهند افزايش حقوق كاركنان را تأييد يا رد كنند، دست به ارزشيابي ميزنند. اما بايد به خاطر داشت كه ارزشيابي عملكرد براي «بهبود عملكرد» است نه فقط براي حقوق (گو اين كه برخي ميپندارند، تنها براي حقوق است) هر شخصي؛ صرف نظر از اين كه مسأله پول (حقوق) در ميان باشد يا خير، نياز به بازخورد در زمينه شغلي خود دارد.
#ارزیابی_عملکرد
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید👇👇👇
@HRMCHANNEL
در سال 1959، فرنچ و ریون ، پنج مبنای قدرت رهبری را تعریف کردند:
1️⃣ قدرت قانون: یعنی که فرد رسماً حق دارد که مطالبه داشته باشد و انتظار داشته باشد که دیگران از او پیروی و تبعیت کنند.
2️⃣قدرت پاداش: یعنی که فرد بتواند در ازای تبعیت دیگران، به آنها پاداش بدهد.
3️⃣قدرت تخصص: این بر اساس مهارت و دانش بالای فرد است.
4️⃣قدرت مرجعیت: یعنی از نظر دیگران، فرد جذابیت، لیاقت و حق احترام را در بین دیگران دارد.
5️⃣قدرت اجبار: یعنی که فرد میتواند دیگران را بابت سرپیچی مجازات کند.
شش سال بعد، ریون مبنای قدرت دیگری را به
لیست پنج مبنای قدرت فرنچ و ریون اضافه کرد:
6️⃣ قدرت اطلاعات: این به معنی توانایی فرد در کنترل اطلاعاتی است که دیگران برای دستاوردهایشان به آن نیاز دارند.
با شناخت این انواع متفاوت قدرت، میتوانید از انواع مثبت نهایت استفاده را ببرید و درعینحال، از انواع منفی قدرت دوری کنید. مدیران ممکن است به طور غریزی از انواع منفی استفاده کنند.
#رهبری
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید👇👇👇
@HRMCHANNEL
سخنان جف_بیزوس مدیرعامل شرکت آمازون در خصوص تغيير_سبك رهبري در سازمان
#رهبری
#نوآوری
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید 👇👇👇
@HRMCHANNEL
چند سال قبل 1500 نفراز کارکنان محیط های مختلف کاری مورد بررسی قرار گرفتند تا نظر خود را در مورد قدرتمند ترین عامل انگیزشی در محیط کار اعلام کنند.
پاسخ آنها چه بود ؟
💎قدرشناسی
💎قدرشناسی
💎قدرشناسی
مطابق یافته های یک پژوهشگر دیگر ، کارکنان از میان مجموعه ای از انگیزه های مطرح شده بیشترین امتیاز را به تشکر شخص مدیر مربوطه ار کارشان داده اندو 58 % از آنها اظهار داشته اند که مدیران آنها از انجام چنین تشکری خودداری می کنند.
✍️شواهد بسیار زیادی وجود دارد که نشان میدهد قدر شناسی فوری از یک رفتار خوب موجب تکرار آن رفتار می شود.
استیفن رابینز - کتاب کلیدهای طلایی در مدیریت منابع انسانی
#رهبری
#انگیزش
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید. 👇👇👇
@HRMCHANNEL
سالها پیش، ژان لیدلوف که با قبیله یکانا در جنگل های بارانی امریکای جنوبی زندگی کرده است از مشاهده کار ایتالیایی ها و سرخپوستان متوجه دیدگاه های متفاوت این دو گروه نسبت به کار شد؛
" اینجا جلوی چشمان من، دو گروه از افراد در حال انجام دادن کار یکسانی هستند. ایتالیاییها عصبی، اخمو و ناراحت بودند، با هرچیزی از کوره در می رفتند و یکریز فحش میدادند. اما سرخپوستان خوش میگذراندند. آنها به بدبار بودن قایق می خندیدند و اداهای مختلفی در می آوردند"
هیچ کس به سرخپوستها نگفته بود که آنچه آنها انجام میدادند اسمش "کار" است. در نتیجه، از انجام آن لذت می بردند. در زبان آنها کلمهای معادل کلمه "کار" وجود ندارد.
ژوزف کمبل میگوید کار واقعا زمانی شروع میشود که ما از انجام دادن آنچه لذت میبریم دست بکشیم.
بخشی از کتاب شنبههای شاد
#نگرش
#انگیزش
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید 👇👇👇
@HRMCHANNEL
عمدتا کارکنان تنبل نیستند!
لیکن اهدافی برای ایشان ترسیم شده است که انگیزه ای برای حرکت، بهبود و تغییر در آنها ایجاد نمیکند.
#انگیزش
#توافقنامه
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید 👇👇👇
@HRMCHANNEL
💡با کارکنان خود ارتباط خوب برقرار کنید.
🔹با کارکنانتان جلسه بگذارید و نگرانیها و مشکلات آنها را بشنوید. در طول جلسه به آنها خوب گوش کنید، سؤال بپرسید و چیزهایی را که شنیدهاید، تکرار کنید که نشان بدهید دغدغههای آنها را کاملا فهمیدهاید.
🔹روزهای خاص را جشن بگیرید.
روز تولد کارکنان و سالگرد وقایع مهم را یادداشت کنید و با یک کارت پستال یا نوشته شخصی نشان دهید که آنها را به یاد دارید.
🔹هر چند وقت یکبار کارکنانتان را به چای یا قهوه دعوت کنید.
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید 👇👇👇
@HRMCHANNEL
هدفگذاری مهمتر از انگیزه
فرض كنیم در یك شركت مدیری هست كه هر روز به كارمندانش انگیزه میدهد و میگوید انگیزه امروز این است و فردا چنین است و... بهنظر من این كلمه برای افراد مختلف خیلی كار نمیكند. به جای این موضوع بهتر است همكار و كارمند را به سمت اهداف مشخصی سوق دهیم. در واقع بهتر است اهداف كوتاهمدت، میانمدت و بلندمدتی تعریف كنیم كه به انگیزههای مدون و مشخصی تبدیل شوند، در غیر این صورت انگیزه مقطعی فایدهای ندارد و با این شیوه نمیتوان توقعات همكاران را مدیریت كرد. ممكن است ایجاد انگیزه، انتظارات همكاران را بالا ببرد.
#انگیزش
#مدیریت_عملکرد
#توافقنامه_عملکرد
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید👇👇👇
@HRMCHANNEL
🔥فقط یک قدم تا دریافت مدرک زبانِ شما باقی مانده!
آلمانی، آیلتس، تافل، فرانسه،پی ام پی،...
رهبرانی که قاتل انگیزه اند
👈تحقیقاتی که در دانشگاه کالیفرنیا انجام شده، نشان می دهد میزان بهرهوری کارمندانی که دارای انگیزه هستند، تا 31 درصد بیشتر است، فروش آنها نیز به میزان 37 درصد بیشتر بوده و خلاقیت آنها سه برابر بیشتر است. همچنین احتمال استعفای آنها از کار نیز تا 87 درصد کمتر از کارمندان دیگر است.
👈آمار اعجاب انگیز Gallup نشان می دهد که 70 درصد از تاثیر حفظ روحیه یا از بین رفتن آن، به مدیران بستگی دارد. به همین دلیل است که کارمندان، از شغل خود استعفا نمی دهند، بلکه از مدیران خود فاصله می گیرند.
👈مدیران قبل از اینکه هرگونه تلاش در زمینه ی ایجاد انگیزه و تعامل کارمندان با کار را آغاز کنند، باید از انجام دادن چندین کار خودداری کنند. در ادامه با نمونه ای از رفتارهایی آشنا می شوید که مدیران باید آنها را از محیط های کاری حذف کنند:
1️⃣ تعیین قانونهای غیر منطقی
قانون یکی از لازمه های هر شرکت به شمار می رود؛ اما این قانون ها نباید کوته نظرانه باشند و از روی تنبلی برای ایجاد نظم مورد استفاده قرار گیرد. فرقی نمی کند که این قانون ها دربارهی سیاستهای حضور متعصبانه و یا کم کردن وقت آزاد کارمندان باشد، در هر صورت، تعداد زیاد قانون های غیر ضروری می تواند کارمندان را کلافه کند.
2️⃣ نادیده گرفتن دستاوردهای کوچک و بزرگ
تجلیل و پاداش دادن به دستاوردهای شخصی افراد به این معناست که به آنها اهمیت می دهید. مدیران باید با کارمندان خود در ارتباط باشند تا بدانند که چه چیزهایی حال آنها را خوب می کند (برای برخی افزایش حقوق و برخی دیگر، شناخته شدن در عموم) و سپس به خاطر کار خوبشان به آنها پاداش بدهند.
3️⃣ استخدام افراد نامناسب یا ترفیع دادن به اینگونه از کارمندان
زمانی که مدیران افراد مناسب را استخدام نمی کنند، در واقع باعث از بین رفتن انگیزه ی افرادی می شوند که در حال حاضر در شرکت فعالیت می کنند. تاثیری که ترفیع افراد نامناسب دارد، از این نیز بدتر است. به همین دلیل است که افراد خوب شرکتها استعفا می دهند.
4️⃣ با همه به طور مساوی رفتار کردن
اگر با همه ی کارمندان به طور مساوی رفتار کنید، در واقع به بهترین کارمندان خود نشان می دهید که عملکرد بالای آنها، هیچ ارزشی ندارد؛ نشان می دهید که با کارمندان تنبلی که تنها به ساعت نگاه می کنند و برای تمام شدن ساعت کاری لحظه شماری می کنند، هیچ تفاوتی ندارند.
5️⃣ تحمل عملکرد ضعیف
زمانی که اجازه می دهید تا ضعیفترین حلقهی ارتباطی، بدون هیچ عواقبی به کار خود ادامه دهد، در واقع باعث می شوید که دیگران را نیز با خود به پایین ترین سطح بکشانند.
6️⃣ عدم وفاداری به تعهدات
وعده دادن به کارمندان، شما را در جایگاهی میان خوشحال کردن و استعفای آنها قرار می دهد. زمانی که به وعده و تعهدات خود وفادار میمانید، به دیگران ثابت کرده اید که قابل اعتماد و محترم هستید. علاوه بر این، اگر مدیران به وعده های خود پایبند نباشند، کارمندان نیز دلیلی برای این کار نمیبینند.
7️⃣ بیتفاوت بودن
مدیران در شرکت های هوشمند به خوبی میدانند که باید افرادی که در شرایط سخت هستند را درک کنند و کارمندان را به چالش بکشند. مدیرانی که به اینگونه از مسائل بی توجه هستند، تعداد زیادی از کارمندان خود را از دست می دهند. نمی توان بیش از هشت ساعت را برای افرادی کار کرد که هیچ اهمیتی قائل نمی شوند و تنها به کار کردن شما فکر می کنند.
منبع: Entrepreneur
#انگیزش
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید 👇👇👇
@HRMCHANNEL
خودتان را اخراج کنید‼️‼️
◾️شوکهای مدیریتی گاهی میتوانند برای شرکت مفید باشند. این شوکها سبب میشود که نگاهها و دیدگاههای جدیدی وارد شرکت شود و رهبران و مدیران سازمان را وادار بکند تا نگاه دقیقتری به عملکردشان داشته باشند.
◾️برای مثال وقتی تکنولوژیِ جدیدی ارائه میشود که میتواند منجر به تغییر در زنجیره تأمین شرکت شود، ممکن است شرکت دچار چنین شوکهایی شود. یا ممکن است بنا به دلایل محیطی و خارج از حدوده کنترل شرکت، وضعیت سهام شرکت در بورس دچار تحولات بنیادی شود. همچنین ممکن است شرکت شما دچار بحرانهای مالی و اقتصادی شود و این امر سبب شود که شرکت دست به تغییرات اساسی در حجم منابع انسانی خود بزند و کسانی که از شایستگیها و قابلیتهای کمتری برخوردار هستند را از شرکت اخراج کند.
به این فکر کنید اگر قرار بود در شغلی که اکنون در حال انجام وظایفتان هستید، دوباره استخدام شوید، چه میکردید⁉️ چه کار متفاوتی نسبت به روز نخستی که در این شغل استخدام شدید، میکردید؟ چه شایستگیها و قابلیتهای در خود ایجاد میکردید تا این شغل را با موفقیتآمیز انجام دهید⁉️
◾️این قدمِ رو به عقب، به شما کمک میکند تا به ارزیابیِ دوباره استراتژیها و رویکردهایی که اکنون در حال استفاده از آن هستید، بپردازید. این کار باعث میشود بتوانید چیزهایی را ببینید که گذشت زمان مانع از دیدن آن شده است و با این کار بتوانید با چالشهایی که پیشرو دارید، اثربخشتر روبرو شوید.
◾️بنابراین، پیش از آنکه توسط مدیر خود اخراج شوید، خودتان را با به چالش کشیدن استراتژیها، عملکرد، شایستگیها و مهارتهایتان، اخراج کنید و اگر به این نتیجه رسیدید که قابلیتهای فعلی شما با تقاضاها و چالش های فعلیِ شغلتان هم خوانی دارد، دوباره خود را با قدرت استخدام کنید.
◾️اما، شما نباید منتظر باشید تا شرکتتان گرفتار این قبیل شوکها شود. بهجای آن، خودتان را اخراج کنید‼️
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید 👇👇👇
@HRMCHANNEL
یک برنامه توسعه فردی مطلوب شامل چه مواردی است؟
برنامه توسعه فردی باید شامل همه وظایف، فعالیتها و دورههای آموزشی توسعه باشد و برای این منظور سازمان برای مشخص کردن آموزشها و صلاحیتهای مهم و اصلی نیازمند آنالیز اطلاعات و کمک گرفتن از مشاوره شغلی، کوچ و یا منتور است. علاوه بر موارد مذکور، هر فعالیتی که بهمنظور بهبود عملکرد در موقعیت فعلی کارمند یا موقعیت مطلوب او مهم باشد، جزء برنامه توسعه فردی قرار میگیرد. بازهٔ زمانی موردنظر برای اتمام آموزش نیز حائز اهمیت است.
روند شکلگیری برنامه توسعه فردی
نوشتن یک برنامه توسعه فردی به همراهی یک فرد متخصص شامل کوچ، منتور یا سرپرست نیازمند است اما بهطورکلی روند آن را میتوان به سه مرحله اصلی: موقعیت کنونی، موقعیت مطلوب و مسیر و چگونگی رسیدن به موقعیت مطلوب با توجه به اهداف فردی و سازمانی تقسیم کرد.
مرحله 1️⃣ آگاهی و شناخت از موقعیت کنونی: اکنون کجا هستم؟
در مرحله اول از برنامه توسعه فردی، مهارتها، علایق و ارزشهای فعلی خود را ارزیابی کنید. علاوه بر ارزیابی نقاط قوت شغلی و زمینههای توسعه،
سؤالاتی از این قبیل را بپرسید:
برای چه چیزی ارزش قائل هستم؟
چقدر از کار فعلی خود راضی هستم؟
شغل من چقدر پاسخگوی نیازهای من است؟
اگر میخواستم تغییری ایجاد کنم آن تغییر، چه خواهد بود؟
دیگران چگونه مرا میبینند؟ چگونه میخواهم دیده شوم؟ میخواهم چه جور آدمی باشم؟ چه چیزی باعث خوشحالی من میشود؟
مرحله 2️⃣ تعیین موقعیت مطلوب: میخواهم کجا باشم؟
پس از بررسی مهارتها، علایق و ارزشهای فعلی خود، بررسی گزینههای موجود را شروع کنید.
سؤالاتی از این قبیل بپرسید:
آیا میخواهم به یک سازمان جدید بروم؟ یا میخواهم بر کیفیت شغل فعلی بیفزایم؟ آیا میخواهم مهارتهای جدید ایجاد کنم؟ اگر آری، چرا و چه مهارتهایی؟
با مدیر یا سرپرست خود صحبت کنید و ببینید کدام گزینهها در دسترس هستند. مصاحبه کنید، اطلاعات لازم را گردآوری کنید و از دیگران درباره نگرشی که نسبت به شما دارند، سؤال کنید. واقعیت را بسنجید و نیازهای خود را با گزینهها تطبیق دهید. به نیازهای مشتریان هم فکر کنید. سازمان شما چه برنامهای برای رفع نیازهای مشتریان دارد و چه تقاضاها و خطراتی در این مسیر وجود دارد؟
مرحله 3️⃣ تعیین مسیر و چگونگی: چگونه به نقطه مطلوب برسم؟
پس از تصمیمگیری در مورد جایگاهی که میخواهید در آن باشید، بخشهایی را که میخواهید توسعه دهید، شناسایی کنید. سؤالاتی از این قبیل بپرسید:
کدام مهارت، دانش و توانایی خاص را دارم؟ چه چیزهایی را لازم است تقویت کنم تا به جایی که میخواهم برسم؟ چه مواردی را برای کارهای بعدی لازم است از نو یاد بگیرم و در خودم ایجاد کنم؟
موانع خود را مشخص کنید. برای غلبه بر موانع به چه چیزهایی نیاز دارم؟ چه چیزی در مسیر من است؟ کجا باید تغییر کنم؟ علت موانع را شناسایی کرده و نیازها و اقداماتی برای غلبه بر آنها تعیین کنید.
گام 4️⃣ : بحث با سرپرستان پیرامون اهداف توسعه
نقش سرپرستان و مدیران در فرآیند تدوین برنامهریزی توسعه فردی، به عنوان یک مربی و هدایت کننده ( coach ) است. این افراد امکانات و تسهیلات لازم را برای افزایش دانش و مهارت و توسعه جوانب مختلف کارکنان جهت دستیابی به اهداف توسعه فراهم میآورد.
پس از تعیین اهداف توسعه، جلسهای میان کارکنان و سرپرستان شکل میگیرد و فعالیتهایی که مورد حمایت و تایید سرپرست است، مشخص میشود.
گام 5️⃣: اجرای عمل و نظارت بر پیشرفت فرآیند
پس از ایجاد برنامه توسعه فردی با مشارکت کارکنان و سرپرستان، زمان آن فرا میرسد که هر یک از کارکنان آماده انجام و تکمیل این فعالیتها شوند. فرآیند نظارت بر پیشرفت کارکنان و همچنین اثربخشی انجام فعالیتهای توسعه نیز توسط سرپرستان آنها به صورت دورهای مورد ارزیابی قرار میگیرد.
گام6️⃣ : دریافت بازخورد مستمر از سرپرستان
پس از ارزیابی فعالیتهای کارکنان و سنجش کارایی و اثربخشی آنها، در صورت نیاز به تغییر و یا اصلاح برنامه، کارکنان از سرپرستان بازخورد دریافت نموده و به این ترتیب چرخه ای از برنامهریزی توسعه فردی در سازمان ایجاد میشود.
مراحل-توسعه-فردی-و-مزایای-آن-در-سازمان
#توسعه_فردی
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید 👇👇👇
@HRMCHANNEL
توسعه فردی از شما فردی توانمندتر و بهتر می سازد. وانگهی نباید تصور شود توسعه فردی یک شبه به دست میآید؛ توسعه فردی فرآیندی است مستمر و همیشگی که برای رسیدن به آن باید برنامهریزی کرد. اما پیش از آن که در این مسیر گام بگذارید باید موضوعات بالا را منظور کنید.
#توسعه_فردی
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید👇👇👇
@HRMCHANNEL
رهبر نماها چه کسانی هستند ؟
🔹سیاست های مدیریتی بسته ای علی رغم تظاهر به روش مدیریتی باز و مشارکتی دارند.
🔹اعتقادی به روش های مهندسی و راهبری فعالیتهای سازمان به شکل سیستماتیک ندارند.
🔹استراتژیهای شفاف و مدونی برای فضای کسب و کار خود ندارند و برنامه های و پروژه های بهبود را بصورت اقتضایی راهبری نموده و چندان به اثربخشی آنها توجه و دقت نمی گردد.
🔹ساز و کارهای مناسبی برای برنامه ریزی، تامین و تخصیص بهینه منابع وجود ندارد.
🔹تمام تصمیم گیریها وسیاست گذاریها به یک نفر ختم می گردد( اصطلاحا" عقل کل).
🔹متناسب با مسئولیتهای اعطاء شده،تفویض اختیار انجام نمی گیرد.
🔹ظرفیت پذیرش انتقاد وجود ندارد.
🔹در گذر زمان اعتماد کارکنان به این دسته از رهبرنماها روز به روز کم رنگ می گردد.
#رهبری
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید👇👇👇
@HRMCHANEL
ثبت وقایع حساس و هدف آن
روش ثبت وقایع حساس به عنوان یکی از تکنیکهای مورد استفاده در نظام مدیریت عملکرد اولین بار توسط فلنگان در سال 1954 معرفی شد.
این روش به منظور ایجاد تمایز بین کار موثر از غیرموثر مورد استفاده قرار میگیرد، و به عنوان روش جمعآوری اطلاعات در رابطه با عملکرد کارکنان در راستای بهبود عملکرد افراد و یا به عنوان روشی برای ثبت عملکرد و تصمیمگیریهای بسیار خوب و بد حین انجام وظایف تعریف میشود.
هدف از بهکارگیری وقایع حساس نهادینهسازی تعامل مستمر بین مدیران و کارکنان در طول دوره مدیریت عملکرد، فراهم کردن بازخورد برای همهی کارکنان، هدایت کارکنان در جهت بهبود عملکرد و همراستایی اهداف فردی با اهداف تیمی و سازمانی است.
وقایع حساس ثبت فعالیتهای روزانه و روتین کارکنان نبوده و به عنوان یک عملکرد فراتر از وظایف کاری که مشخصکننده عملکرد قوی یا ضعیف کارمند در برخی از قسمتهای شغل است، تعریف میشود
#ارزیابی_عملکرد
#مدیریت_عملکرد
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید 👇👇👇
@HRMCHANNEL
ادامه پست بالا:
قدرت مرجع، ( قدرت شماره 4 ) به شخصیت فرد رهبر باز می گردد. فرد میتواند توسط این قدرت، دیگران را جذب کند و در آنها احساس وفاداری ایجاد نماید. قدرت مرجع، قدرت احترام نیز هست. این قدرت در طول زمان، و وقتی که یک رهبر موفق است و سابقهی شناختهشدهای از موفقیت دارد، ایجاد میشود.
قدرت مرجع از طریق ارزشهای فرد نیز ایجاد میشود. اساس آن محبوبیت است که از برخی از ویژگیهای خاص شخصیتی و یا در اختیار داشتن منابعی خاص ناشی میشود. اگر من شما را دوست داشته باشم، به شما احترام بگذارم و شما را تحسین کنم، شما میتوانید بر من اعمال قدرت کنید. این قدرت میتواند از کاریزما بودن یک شخص نشات گیرد و یا ممکن است از شهرت فرد ناشی شود.
نمونه ای از رهبران بزرگ که با این قدرت شناخته شده اند می توان به گاندی و نلسون ماندلا اشاره کرد
#رهبری
#هوش_هیجانی
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید👇👇👇
@HRMCHANNEL
همه هنر یک رهبر میزان تغییرات مثبتی است که میتواند ایجاد کند.
استیو جابز:
آنچه بین یک رهبر و پیرو تفاوت ایجاد میکند میزان نوآوری و تغییری است که رهبر در خود و سیستم بوجود می آورد.
#رهبری
#تغییر
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید👇👇👇
@HRMCHANNEL
رهبران بد بدنبال کشف خطاهای کارکنان و رهبران خوب بدنبال کشف پتانسیل آنان هستند.
#رهبری
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید 👇👇👇
@HRMCHANNEL
مدیر : خدمتگزار یا سرور
در سازمانها و شرکتهای ژاپنی، معمولا کارمندان و مدیران در سالنهای وسیع به مانند ساردین کنار هم نشسته اند! اگر بخواهید مدیران واحدها را پیدا کنید، محال است که از روی امکانات، بزرگی میز و فضای کاری ، منشی و غیره بتوانید تشخیص بدهید که مدیر بخش کیست و باید حتما سوال کنید که مدیر چه کسی است و با تعجب خواهید دید که امکانات و فضای کاری مدیر، در حد بقیه و حتی کمتر از اعضای گروهی است که بر آنها مدیریت میکند. !!
حدود سه ماه قبل از ناگویا به یک دفتر شیک در مرکز توکیو منتقل شدیم و در ابتدا فضای کاری باز با کلی فضای خالی داشتیم که بتدریج و با انتقال و جذب نیروهای جدید، تکمیل شد. با ورود مستمر اعضای جدید، انتظار داشتم که فضای کاری من و سایر کارمندان کوچکتر شود ولی با کمال تعجب مشاهده میکنم که بجای فضای کاری کارمندان، این فضای کاری مدیر کل دفتر توکیو است که هر روز کوچک و کوچکتر میشود !! هر نفری جدیدی که می آید بخشی از فضای او را میگیرند با گذاشتن یک میز و کامپیوتر، به نیروی جدید اختصاص میدهند!!!
اینگونه است که مدیران ژاپنی خدمتگزار شرکت و کارمندان زیر دست خود هستند ( هرگاه شرکت مشکل مالی پیدا کند در ابتدا حقوق و پاداش مدیران کاهش می یابد و قطع میشود) و کارمند ژاپنی با دیدن این مدیران خدمتگزار، با جان و دل برای پیشرفت شرکت کار و تلاش میکند چون میبیند مدیر او جلوتر از او در صف اول فداکاری و تلاش قرار دارد و در هنگام مشکل و سختی، مدیر او پیشتاز و جلوتر از اوست.
یادم می آید در ایران مدیری داشتیم که طبق معمول مدیران ایرانی چند ده شغله بود و تقریبا هیچوقت در شرکت حضور نداشت!! با اینحال اتاق و فضای بسیار بزرگی را به خود اختصاص داده بود که بسیار هم به آن حساس بود. در مقطعی شرکت پروژه بزرگی را گرفت و تعداد زیادی نیروی جدید به شرکت وارد شدند. بتدریج فضای کاری ما کوچک و کوچکتر شد بطوریکه برخی مجبور شدند که در راهروها میز بگذارند و کارشان را انجام بدهند !!! با اینحال کسی جرات نداشت از آن مدیر مغرور درخواست کند که بخش کوچکی از آن فضای بلا استفاده خود را به نیروهای جدید تخصیص دهد و خودش هم با دیدن این شرایط، هیچ اقدامی انجام نداد!!!
من نمیدانم ریشه اینهمه غرور و نخوت و احساس سروری در مدیران ما از کجا نشات گرفته است!! آخر چه عرضه کرده اند و چه گلی بسر ما زده اند !!! حداقل کارایی و بهره وری هم نداشته و ندارند که به آن ببالند و شرایط اسفناک کنونی اقتصاد، نتیجه عملکرد همین مدیران نالایق مغرور و سرور پیشه است. کمی مدیران ژاپنی را ببینید که با اینهمه کارایی و زحمت و تلاش، بدون ادعا به مانند یک خدمتگزار در خدمت شرکت و کارمندان زیر دست خود هستند!!!
#رفتار_سازمانی
#رهبری
#انگیزش
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید 👇👇👇
@HRMCHANNEL
تا حالا شده به میز کار خود باز گردید و کاغذ یادداشت زرد رنگی روی میز خود ببینید؟ کاغذ یادداشتی که رئیس شما روی آن نوشته باشد «کار امروزت عالی بود!».
هر وقت که سخنرانی دارم این را از حاضرین میپرسم. در یک جمعیت ۱۰۰ نفری معمولا ۲ یا ۳ نفر دست خود را بلند میکنند. از آنها میپرسم «آن را چه کردید؟»، تنها یکبار شده که کسی بگوید آن را دور انداخته است. تمام افراد دیگر، آن را در محل کارشان در معرض دید نگاه داشتهاند. مثلا برای مدت زیادی روی صفحه نمایش رایانه خود چسپانده بودند.
شگفتآور است که اکثر ما توجه بسیار کمی از طرف رئیس خود دریافت میکنیم که در نتیجه، یک کاغذ یادداشت با چند کلمه روی آن اهمیت یک جایزه بزرگ را پیدا میکند. کاغذ یادداشت یادآوری است که نشان میدهد ما کاری انجام دادهایم که ارزش تقدیر و صرف ۳۰ ثانیه از وقت رئیس ما را داشته است.
کارکنان ممکن است برای حقوق سرکار حاضر شوند ولی کاغذهای یادداشت زرد رنگ بسیار با ارزشتر از حقوق هستند. این کاغذها هستند که تلاش آینده کارکنان را نتیجه میدهد.
برگرفته از کتاب «چماق و هویج دیگر کارایی ندارد»
نوشته پاول مارسیانو
#رهبری
#پاداش
#انگیزش
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید 👇👇👇
@HRMCHANNEL
🛑 سیستم خوب یا انسان خوب?
چرا بجای تمرکز بر گزینش انسان های خوب ؛ باید بر ایجاد سیستم های خوب همت گماشت ؟
نویسنده: غلامرضا مصدق
تحويلدار بانك از نظر سلسله مراتب سازمانی بانک در پایین ترین رتبه قرار دارد . تقریبا ً تمامی دریافت و پرداختهای بانک توسط تحویلدار انجام میشود ، به عبارتی پولهای بانک در اختیار تحویلدار است.
آیا تا بحال شنیده ايد تحویلداری پولهای بانک را اختلاس کرده باشد ؟ قطعاً خير . آيا هزاران هزار تحويلدار بانك شاغل و بازنشسته همگی انسانهای پرهیزکار و امانتداری بوده و هستند که حتی یک مورد خیانت در امانت از اینهمه آدم تا بحال مشاهده نشده ؟ خیر ، همگی انسانهای معمولی هستند ، نمازخوان ، نماز نخوان ، اخلاق مدار ، بي اخلاق ، انساندوست ، بي تفاوت ، ..... در این لشگر چند ده هزار نفری همه جور آدم وجود دارد . اما علیرغم اینهمه تفاوت همگی در یک ویژگی مشترک هستند ، هیچکدام حتی با وجود نیاز شدید به پول و تنگدستی هرگز به پول زیادی که همواره در اختیارشان خیانت نمی کنند .
بانکها و بسیاری از سازمانهای مشابه بجای اتکا به ویژگیهای اخلاقی پرسنل خود ، با طراحی و اجرای سیستم های کنترلی کارآمد ، عملی و کم هزینه ، از انسانهای معمولی کارمندانی درستکار و کارآمد می سازند . حال فرض كنيد بانکها بجای اتکا به سیستم کنترلی دریافت و پرداخت تحویلداران بر گزینش و بکارگیری انسانهای خوب تمرکز میکردند ، خدا میداند الان بانکها چند هزار پرونده تخلف و تعدی تحویلدار داشتند؟ .
در ايران بر اساس يك قانون نانوشته با لحاظ کردن ملاحظاتي ، نظام اداري عملاً نه بر طراحي و اجرای سيستم خوب بلكه برمبناي گزينش و بکارگیری انسانهای خوب شکل گرفته است . معیار خوب بودن هم عمل به مناسک دینی و مهمتر از آن وفاداری است . چون در هر دو معیار از کاربلدی خبر زیادی نیست ، افراد فرصت طلب و ناتوان با تظاهر به وفاداری و انجام مناسک دینی بدون دارا بودن توانایی خاصی میتوانند جواز قرار گرفتن در مناصب را بگیرند . افراد توانمند ، باسواد و مطمئن از توانایی خود نیازی به تظاهر نمی بینند و معمولاً از ابراز وفاداری چاپلوسانه به مقامات هم گریزان هستند ، در نتیجه در نظام اداري تقاضای زیادی برای آنها وجود ندارد ، معدود راه یافته گان آزاده و توانمند به بدنه مدیریتی هم بعد از مدتی دلسرد و سرخورده شده یا سازمان متبوع خود را ترک میکنند یا با منزوی شدن و گوشه گیری به گذران ایام مشغول میشوند .
اگر انتقادت از ناکارآمدی و فساد گسترده نظام اداری را در رسانه ها و خطابه ها دنبال کنیم اکثر منتقدین بکار نگرفتن انسانهای خوب( كه اين روزها جوانان انقلابي خطاب ميشوند ) و عدم نظارت کافی را دلیل اصلی ناکارآمدی و فساد نظام اداری میدانند . یعنی همان اشتباهی که مسئولین ما به سهو و عمد مرتکب میشوند ، اکثر منتقدین هم به سهو مرتکب اشتباه در تشخیص درد ميشوند .
اولاً در هيچ جاي دنيا نظام اداري كارآمد و عاري از فساد مبتنی بر انسانهای خوب مشاهده نشده که ما دومی آن باشیم . ثانیاً ، چرا به جای سیستم های خود کنترل به نظام های متکی بر انسانهای خوب اتکا کنیم که برای مانع شدن از لغزش آنها سیستم های عریض و طویل و پرهزینه نظارتی ایجاد کنیم ،
الان به همان اندازه که نظام اداری ما ناکارآمد و فاسد است ، سازمانهای نظارتی هم به درجاتی دچار این بلیه هستند ، بعيد است كشوری در دنیا وجود داشته باشد که به اندازه ایران تشکیلات نظارتی داشته باشد . ثالثاً ، در بين متهمان و محكومان فساد اداري هيچ غير خودی که خارج از چارچوب نظام گزينشي سفت و سخت نظام گزینش نشده باشد وجود ندارد و به ظاهر همه هم ظواهري متشرع دارند .
نظام اداری ما به دلیل ساختار از اساس غلط آن روز به روز ناکارآمد و فسادپذیرتر میشود ، با حفظ ساختار فعلی و اتکا محض به بگیر و ببند برای اصلاح آن قطعاً راه بجايي نخواهد برد .
سيستم هاي خوب انسانهاي بد را هم به درستكاري واميدارند و آدم هاي خوب در سيستم هاي بد دچار لغزش ميشوند . بي راه نيست اگر فاسدان نظام اداري را به نوعي قرباني سيستم هاي فساد پذير محسوب كنيم.
#سیستم
#تفکر_سیستمی
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید 👇👇👇
@HRMCHANNEL
یک مدیر باید بفهمد که عملکرد افراد در یک سیستم به طرز چشمگیری تحت تأثیر ساختار و قوانین و فرآیندهای آن سیستم است.
و مسئول همهٔ اینها شخص مدیر
ادوراد دمینگ
#سیستم
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید👇👇👇
@HRMCHANNEL
🔘 مدیران معمولا در انتخاب ابزارهای انگیزش راه را به اشتباه میروند. به بیان دیگر آنها از عواملی برای انگیزش استفاده میکنند که برای خودشان مهم است و توجهی به علاقه کارمندان ندارند.
🔘 تنها راه برای شناخت عامل انگیزش افراد، سوال پرسیدن از آنها است. برای این کار می توان نموداری دایرهای را در اختیار کارمندان گذاشت و از آنها خواست که به نسبت اهداف و علایق (مانند پیشرفت شخصی، کسب اعتبار، افزایش حقوق و غیره) دایره را درصدبندی کنند. سپس هر بخش را با رنگی مشخص کنند که نشاندهنده سطح کنونی رضایتشان از این موارد است.
🔘 نتایج عمومی تحقیقات نشان میدهد اهمیت حقوق و پاداش در زمانهایی که کارکنان احساس میکنند حقوق کافی دریافت نکردهاند بیشتر است. پس از تامین نیازهای مالی، مواردی همچون هدفمندی، رشد و افزایش ارتباطات بهعنوان عوامل انگیزش شناخته میشوند.
به بیان دیگر افراد کار کردن در موضوعی تاثیرگذار را دوست دارند. بعلاوه آنها دوست دارند با افرادی قابل اعتماد، محترم و دوست کار کنند. در نهایت تمایل به یادگیری، پیشرفت و چالشی بودن وظایف نیز در نظر آنها مهم است.
#انگیزش
#پاداش
#جبران_خدمت
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید👇👇👇
@HRMCHANNEL
⭕️ برای یافتن معنا در کارتان، نحوه تفکر در مورد آن را تغییر دهید
در تحقیقی که در سال ۲۰۰۷ روی کارگران تصفیه فاضلاب انجام شد، شرکتکنندگان برای نشان دادن مهارت در کارشان وارد رقابت شدند و اغلب با اشتیاق زیادی این کار را انجام میدادند.
امیلی لوید، عضو دپارتمان حفاظت از محیطزیست نیویورک در مورد کار آنها گفته است که «کار آنها قطعا کار دشواری است و بیشتر اوقات بسیار ناخوشایند است، اما آنها در این کار فوقالعاده هستند.»
چرا برخی افراد میتوانند حقوقهای عالی دریافت کنند، در محیطهای راحت کار کنند اما احساس تهی بودن کنند؛ درحالیکه سایرین در فاضلابهای نیویورک کار میکنند اما احساس کامل بودن دارند؟
برای اکثر افراد «هدف» پیدا کردنی نیست، بلکه ساختنی است. کار کردن توام با هدف، عملی ارادی است که نیازمند تفکر و عمل است. صرفنظر از حرفهای که دارید، توصیههای زیر را در مورد نحوه هدفبخشی به کارتان مدنظر قرار دهید:
🔸ارتباطی بین کارتان و افراد تحت خدمت خود ایجاد کنید:
هر کدام از ما با کارمان در حال خدمترسانی به فرد یا افرادی هستیم. مثلا معلمان میتوانند هر روز افراد جوانی که در حال تربیت آنها هستند را ببینند و شاهد اثر ماندگاری باشند که بر این افراد جوان می گذارند.
ارتباطات آگاهانه مشاغل روزمره ما با کسانی که به آنها خدمت میکنیم این کار را هدفمندتر میکند.
🔸کار را به یک مهارت تبدیل کنید:
امی رزسنیوسکی، استاد دانشگاه ییل، یک بار یک مطالعه دقیق روی کارمندان نظافتچی بیمارستان انجام داد. او فعالیتی را بین شادترین و موثرترین نظافتچیها پیدا کرد و آن را «بازآفرینی شغلی» نامید.
این کارمندان به شدت بر خدمت به بیماران متمرکز بودند. مثلا یکی از این کارمندان آثار هنری را در اتاقها میچیند تا مغز بیماران در کما را تحریک کند. آنها ارزش کار خود را بهبود میبخشند تا برای خودشان و کسانی که به آنها خدمت میکنند معنیدار باشد.
از طرفی، این بازآفرینی، دلیلی برای برخورد با شغل به عنوان یک مهارت است؛ تمرکز بر مهارت موردنیاز برای تکمیل کار و تخصیص خودشان برای تکمیل این مهارتها. به نظر میرسد این فضا باعث ایجاد اهداف بزرگتر میشود.
🔸در روابط مثبت سرمایهگذاری کنید:
اینکه با چه کسانی کار میکنیم، به اندازه آنچه انجام میدهیم مهم است. شادی و حتی موفقیت مالی به گرمای روابط فرد با سایرین گره خورده است. گرچه روابط ضرورتا در محیط کار نسبت به بیرون آن متفاوت به نظر میرسد؛ اما هنوز مساله بسیار مهمی است.
نگرش شما هر چه باشد، تلاشها برای پیشبرد روابط مثبتی که شما با دیگران در محیط کار دارید، میتواند بهکار معنای بهتری بدهد.
🔸دلیل کارتان را به خاطر بسپارید:
اکثر ما از نعمت کار کردن تنها برای سرگرمی محرومیم. ممکن است ما از کارمان لذت ببریم، اما برای کسب درآمد کار میکنیم. برای اکثر ما کار کردن به خودی خود یک خدمت معنیدار است. مثلا پدر و مادرها اغلب به سختی کار میکنند تا روی فرزندانشان سرمایهگذاری کنند؛ یا کسانی هم که خانوادهای ندارند اغلب از منابع خود برای حمایت از سازمانهایی که به آن علاقه دارند استفاده میکنند. به ندرت میتوان کسی را پیدا کرد که تنها برای نیازهای شخصیاش کار کند.
اگر وظایفتان چندان برایتان جذاب نیست، به یاد بیاورید که کار شما خدمت به کسانی است که در زندگی شخصی به آنها اهمیت میدهید. با نگرش درست، تقریبا همه مشاغل میتوانند معنادار باشند.
منبع: HBR - دنیای اقتصاد
#انگیزش
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید👇👇👇
@HRMCHANNEL
*آزمایش استنفورد: تاثیر نقش بر رفتار*
تحلیلی از رفتارهای رهبران دیکتاتور!
■آزمایش استنفورد یکی از معروفترین و خطرناکترین آزمایش های روانشناسی است که تاکنون با انجام رسیده است. در این آزمایش که به سرپرستی دکتر زیمباردو در دانشگاه استنفورد در سال ۱۹۷۱ انجام شد تعدادی دانشجوی کاملا سالم از نظر روانی و جسمی که یکدیگر را نمیشناختند پذیرفته بودند که برای این آزمایش نقش زندانی و زندانبان را بازی کنند.
□زیمباردو با ادارهٔ پلیس صحبت کرده بود تا در این آزمایش با وی همکاری کنند ... با انداختن شیر یا خط ۱۲ نفر از دانشجویان زندانبان و ۱۲ نفر زندانی شدند. روز قبل از آزمایش جلسه ای توجیهی برای زندانبانها گذاشته شد و به آنها گفتند که هر طور بخواهند میتوانند زندان را اداره کنند اما حق استفاده از تنبیه بدنی را به هیچ شکلی ندارند ...
●شروع آزمایش: مانند روال طبیعی، زندانی ها در خانه هـای خود در نقاط مختلف نشسته بودند که یک ماشین پلیس جلوی خانه پارک کرد و ماموران به آنها دستنبند زدند، بازرسی بدنی کردند، عکس گرفتند، انگشت نگاری شدند، لباس زندانی به آنها داده شد و یک زنجیر به پای هرکدام بستند تا یادشان نرود که زندانی هستند و آنها را داخل سلول انداختند!
○روز اول اتفاق خاصی نیفتاد، روز دوم زندانیها به کیفیت پایین غذا معترض شدند، آنها با تختخوابهای خود درب سلول را مسدود کردند و از بیرون آمدن امتناع کردند و کارهایی که نگهبانان به آنها میگفتند انجام نمیدادند. نگهبانان به این نتیجه رسیدند که برای برقراری نظم به تعداد بیشتری نگهبان نیاز دارند و تعدادی نگهبان که در شیفتهای دیگر کار میکردند خود داوطلب شدند برای مهار شورش کمک کنند. آنها بدون اجازۀ محققان با کپسولهای آتش نشانی به زندانیان حمله کردند و موفق به سرکوب شورش شدند و متوجه شدند که با خشونت بیشتر به راحتی میتوانند زندانیان و محیط زندان را کنترل کنند.
■نگهبانان زندانیها را با شمارههایی صدا میکردند که روی لباسشان دوخته شده بود و آنها را مجبور میکردند که شمارهٔ خود را تکرار کنند تا با این کار این ایده در زندانیان تقویت گردد که هـویـت جدیدشان یک عدد است. اما خیلی زود نگهبان ها از این شمارهها به عنوان روشی برای اذیت کردن زندانیان استفاده کردند و هنگامی که در شمردن اعداد دچار اشتباه میشدند آنها را با کلاغ پر و بشین و پاشو تنبیه میکردند.
●تشک کالایی بسیار ارزشمند برای زندانیها محسوب میشد. به همین دلیل نگهبانان برای تحقیر کردن آنها تشکهایشان را میگرفتند و زندانیها مجبور میشدند که روی کف سیمانی بخوابند. اوضاع بهداشتی هنگامی بد شد که نگهبانان به بعضی زندانی ها اجازه ندادند برای ادرار و دفع از دستشوییها استفاده کنند.
○با رسیدن آزمایش به روز ششم تمام نگهبانان به طرز فزایندهای خشن و بیرحم شده بودند طوری که محققان به این نتیجه رسیدند که آنها در حال نشان دادن تمایلات سادیسمی واقعی از خودشان هستند و کاملا از تخریب روحی زندانیان لذت میبرند و به همین دلیل آزمایش را متوقف کردند.
■زیمباردو میگوید: جالبترین نکته در این آزمایش آن بود که زندانیها نقش خود را «درونی سازی» کرده بودند یعنی با اینکه میتوانستند از آزمایش خارج شوند اما هیچکدام آزمایش را ترک نکردند. آنها برای ادامه دادن به آن شرایط جهنمی هیچ دلیلی نداشتند با این حال به آن ادامه دادند زیرا آنها از درون، هویت زندانی را پذیرفته بودند و خودشان را یک زندانی حقیقی میپنداشتند.
□آزمایش زندان استنفورد فقط برای رفتار شناسی زندانبانان نیست بلکه یک نهیب علمی و اخلاقی به همۀ انسانهاست، به همۀ ما ... در این آزمایش زندانبانان بجز کتک زدن هیچ منعی نداشتند و در حالی که واقعاً زندان بان نبودند اندک اندک در نقش فرو رفتند و رفتارهای مبتنی بر سادیسم از خود بروز دادند به طوری که زندانیانی که آنها هم زندانی واقعی نبودند دچار ناراحتی جدی شدند.
●اغلب ما هم در زندگی در جایی مثل محیط کار تحت امر یک رییس هستیم اما در جایی دیگر مثل محیط خانه در موضع قدرت قرار داریم پس نباید فراموش کنیم به هر اندازهای که در موضع قدرت قرار گرفتیم به همان اندازه هم باید مراقب باشیم تا مصداقی از زندانبانان استنفورد نباشیم!
#رفتار_سازمانی
در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی با ما همراه باشید 👇👇👇
@HRMCHANNEL