happy_private_life | Unsorted

Telegram-канал happy_private_life - یه مرد امیدوار 🍀

829

تداوم وبلاگ‌نویسی از سال ۱۳۸۳ در قالب تلگرام. تلاش برای تداوم سخت‌ترین و در عین حال لذتبخش‌ترین کار عالم: امیدوار بودن و امید دادن

Subscribe to a channel

یه مرد امیدوار 🍀

بوهایی از بهشت... 🍞☕️

#دلخوشکنک
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

👆🏻👆🏻

یکی این‌که جایی جی شتی می‌گه ما گاهی ۸ یا ۹ ساعت در محل کاری هستیم که خیلی دوستش نداریم. اما نمی‌آد بگه خب حالا که دوستش ندارید بیایید ازش بیرون. می‌گه تبدیلش کنین به پله بعدی... تبدیلش کنین به فضایی برای ساخت امنیت درونیتان.

یه جای دیگه‌ هم می‌گه ما در دنیای واقع، هدفهایمان‌را از راه نمونه‌برداری اتخاذ می کنیم؛ بعد هم یه جورایی جمع‌آوری و اتصال آن‌ها به همدیگر.

این دوتا نکته به نظرم خیلی ارزشمند بودند در این پادکست.
🍀 برای مورد اول، گاهی می‌شه با تغییر نگرش و شیوه دیدمان نسبت به آدم‌ها، کاری کنیم که محیط کار قابل تحمل‌تر شود. اگر نتوانیم این مدت حضور در محل کار و زمان رفت و برگشت را تبدیل به تجربه‌ای دلنشین (تا حد ممکن) کنیم، آن‌وقت آن آرامش و رضایت و امنیت درونی را ناچاریم در همان چند ساعت مانده تا خواب برای خودمان فراهم آوریم یا همیشه برنامه خاصی برای آخر هفته‌ها داشته باشیم تا احساس فرسودگی را کم کرده روح و جسممان را با انرژی نگاه داریم. این فرایند تحمل‌پذیرتر کردن محیط کار، شاید بخشی فیزیکی و مرتبط با لوازم و همراهان و همکاران و ... باشد اما در اصل، از نوعی نگرش متفاوت نسبت به آدم‌ها، پذیرش و درک آسیب‌پذیری‌ها و نقاط تاریک آن‌ها و ... نشات می‌گیرد. اگر بتوانیم امنیت درونیمان را به مرور تقویت کنیم، واقعا دیگر نیاز به خیلی از اتفاق‌ها و هیجانات بیرونی نداریم تا احساس پویایی به ما بدهد. از درون سرخوش و پر انرژی هستیم و منبع آن‌هم مرتبط با هیچ آدم یا اتفاق بیرونی نیست.

🍀 درخصوص نکته دوم، ما اغلب یاد گرفته‌ایم که هدفی را تعیین کنیم و به روش‌های مختلف برنامه‌ریزی کنیم تا به آن برسیم. اما جی شتی با نقل مضمون نمونه‌برداری، می‌گه گاهی ارتباط عاطفی، شغل، موقعیت زندگی، احوالات کشور یا جهان بگونه‌ای نیست که قابل انطباق با هدف ما باشد، اما این نباید ما را دلگیر کند. می‌توانیم همه این شرایط به‌ظاهر ناجور را امکاناتی برای نمونه‌برداری ببینیم. ظاهر آنست که من در موقعیتی گیر افتاده‌ام، اما در همان وضعیت، می‌توانم از کیفیت فلان ارتباطم بفهمم چه ضعف‌ها یا قوت‌هایی در شخصیتم دارم و آنرا جایی در ذهن یا دلم به‌عنوان درس ثبت کنم. بعد از محیطِ کارِ بد یا برعکس، دلپذیر خودم این درس را نمونه‌برداری می‌کنم که با چه کسانی خوب می‌توانم کار کنم و با چه اخلاق‌هایی مشکل دارم؛ با اتفاق‌ افتادن‌ها / نیفتادن‌های چیزهایی که آرزویشان را دارم می‌فهمم که توانم در تحمل شرایط سخت برای گذشتن از آن‌ها تا چه میزان است. نکته اینجاست که شاید هیچکدام از این یافته‌ها اگر در ظاهر همه‌چیز بر وفق مرادم بود خودشان را نشان نمی‌دادند. بعد بصورتی روان و طبیعی می‌بینم که با گذر زمان دارم این برداشت‌ها را بصورت نمونه‌های تجربه‌شده گرد هم می‌آورم و آنها را به هم متصل می‌کنم و بعد... آدمی را روبروی خودم می‌بینم که بسیار پخته‌تر و عمیق‌تر از خودِ چند سال قبلم است.

پیوست: گاهی در مسیر مشکل با شغل یا آدم‌های اطراف یا ...به خودمان که نگاه کنیم، می‌بینیم داریم با همه چیز و همه‌کس و همه‌جا و ... جنگ می‌کنیم. بیش از همه در ذهنمان و گاهی هم که خب، بیرون می‌‌زند از دهانمان و رفتارمان... اگر بتوانیم کل این فرایند را از بالا نگاه کنیم و به چشم نمونه‌برداری و هرچه پیش آمده برایم درسی دارد نگاهش کنیم، واقعا نیاز به این همه جنگیدن و فرسودن خود نیست...

#آنچه_می‌شنوم

@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

این یکی از عالی‌ترین سکانس‌های فیلم "ویل هانتینگ خوب (نابغه) Good will hunting است.

"شان" روان‌درمانگر است. پرونده "ویل" بارها توسط مشاوران مختلف رها شده. آن‌ها از پس او بر نمی‌آیند. در واقع ویل با هیچکس همراهی نمی‌کند، چون می‌فهمد که آنها حال او را نمی‌فهمند. در این سکانس شان ارتباط متفاوتی با ویل برقرار می‌کند و قدم به دنیای او می‌گذارد. در اینجاست که نکته‌ای حیاتی را به یاد او می‌اندازد.
تقصیر تو نبوده!

ویل فکر می‌کند می‌داند آزارهایی که در کودکی دیده تقصیر او نبوده. اما شان می‌داند که ویل در لایه‌های ناخودآگاه، همواره خود را ملامت کرده. بنابراین تکرار می‌کند: تقصیر تو نبوده و آن‌قدر تکرار می‌‌کند که آن لایه‌ها بشکند و این جمله به درون ویل نفوذ کند...

گاهی باید کسی باشد که بهمان بگوید تقصیر ما نبوده... آن‌هم برای خیلی از اتفاقات دوران کودکی...

#آنچه‌ـ‌می‌بینم
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

ابتکارهای جالبی که دیدنشون حس خوبی به آدم می‌ده ☘️🍀

#دلگرمکنک
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

بخش دوم
تکه‌های دیگری از کتاب:

♻️ اینطور خاطره‌ها مثل گرفتگی ذهنی بودند. زیرا نمی‌توانستند به شکلی بی‌طرفانه به ذهنم برسند. بلکه همیشه از میان عدسی شرمندگی و بیزاری از خودم رد می‌شدند. پس بله، آن‌ خانه و آن جزیره‌ای که به آن سفر کرده بودم متفاوت بود و من هم احساس متفاوتی داشتم. ولی کاملا اینطور نبودم. حتی حس تحسین نویافته‌ام از این خانه، با احساس گناه ناشی از اینکه همسرم فوت کرده و آنجا نبود، همراه بود.
مشکل من این بود: شادی با احساس گناه همراه بود یا احساس گناه از نزدیک دنبال آن می‌آمد.
به عکس کریستینا و فردی مرکوری که در هتل پایک گرفته شده بود نگاه کردم تا حسم را عوض کنم. می توانستم هیجانی که کریستینا آن شب احساس کرده بود را حس کنم و روز له‌کننده و تنهایی که بدنبال آن شب آمده بود... این اتفاق برای اغلب ما می‌افتد...

♻️ کتابی را برداشتم: راهنمای نهایی نیروهای نهانی: جلد هشتم. تصادفی یک صفحه‌اش را باز کردم، یا شاید هم تصادفی نبود، چون صفحه‌ای که باز کردم صفحه اول فصلی بود با عنوان احساس گناه و معارضه. یک جمله از آنرا خواندم: برای آن‌که توانایی‌هایتان را حقیقتا ارتقا دهید و به مرحله بعدی برسید، ذهنتان باید از آلودگی‌های ذهنی رها باشد. هیچ چیزی هم مثل احساس گناه نمی‌تواند ذهن را آلوده و سازوکار آن‌را مختل کند. این تنها چیزی بود که خواندم اما برایم همین کافی بود...

♻️ می دانی؟ من عاشق واژه اسپویلر (فاش شدن آخر یک داستان یا فیلم) هستم. اما اینکه بدانیم چه اتفاقی قرار است بیفتد، لذت داستان را از بین می‌برد. عجیب است که ما نمی‌خواهیم داستان‌هایمان اسپویلر داشته باشد ولی در زندگیمان بدنبال اسپویلر می‌گردیم:
دلمان می خواهد بدانیم آیا عاشق می شویم؟
یا بهبود پیدا می‌کنیم؟
به موقع مدرک می‌گیریم؟
شغل خوب با حقوق بازنشستگی مناسب پیدا می‌کنیم؟ یا نه!
می‌خواهیم راه حل توی جیبمان باشد. می‌خواهیم نقشه همه چیز را از قبل بدانیم. می‌خواهیم پایان همه چیز را بخوبی بدانیم. می‌خواهیم همه‌چیز اسپویل شود و تا جای ممکن می‌خواهیم که از رمز و راز خبر نباشد... ولی لذتش کجاست؟ هیچ اسپویلر واقعی وجود ندارد. همیشه اثر مشاهده‌گر هست. همیشه یک متغیر ناشناخته وجود دارد و آن متغیر ناشناخته معمولا خودِ تو هستی. پس توصیه من آن است که معما را در آغوش بگیری؛ ناممکن بودن آنرا تمام و کمال در آغوش بگیر و از ندانستن لذت ببر. برای ازدواج یا مرگ یا آمرزش شتاب نکن...

#آنچه_می‌خوانم
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

"و سنَحیا بعد کُرباتنا ربیعا، کاننا لم نذق بالأمس مُراً"

و پس از اندوه‌هایمان همچون بهار زنده خواهیم شد گویی که انگار هرگز مزه‌ تلخی را نچشیدیم ...

انشاالله این شعر خوب، مستجاب شود برای باقی عمرمان از امروز به بعد... آمین
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

برخی اوقات که دلت می‌گیرد و همدردی پیدا می‌کنی، انگار همان هم‌درد بودن کمی از بار را برمی‌دارد...
حال اگر آنی که دلش همانند تو و همان روز گرفته باشد، اینگونه نوشته باشد که انگار نور است...


از اینجا
سه‌شنبه دلم از غم داشت می‌ترکید. با خودم گفتم بروم جلسه دوشنبه‌های خوب که سه‌شنبه برگزار می‌شود! و در آن قران با ترجمه‌ی کشف الأسرار را به ترتیب نزول می‌خوانند. رسیده بودند سوره‌ی فجر. خواندند و خواندند و من ساکت بودم. کمی درباره‌ی «إن ربك لبالمرصاد (۸۹:۱۴)» و برگردان کهنش یعنی «بر راه‌گذر» و برگردان معاصرش یعنی «کمین‌گاه» صحبت کردند و من هم‌چنان ساکت بودم. پرسیدند چیزی نمی‌گویی؟ خندیدم گفتم مثل مراقبان امتحان شده‌ام. آیه‌ی ۱۹ درباره‌ی رابطه‌ی ریشه‌های ء-ر-ث و ء-ر-ض کمی صحبت کردم اما تنها از باب اظهار فضل بود که بگویم از نورین که زبان مادری‌اش عربی است به‌تر عربی می‌دانم! ولی دلم باز نشد که با این خودنمایی فشرده‌تر هم شد!

جلسه داشت تمام می‌شد که پرسیدم من اجازه دارم چیزی بگویم؟ گفتم تذکری کوچک اما ریشه‌ای دارم. من از آغاز جلسه هر چه گوش دواندم شما سوره را با استعاره‌ی بن‌یادین «نبرد و کش‌مکش» خواندید. «إن ربك لبالمرصاد» را “إن خصمك لبالمرصاد” خواندید. «مرصاد» را کمین‌گاه خواندید و «ربّ» را فراموش کردید. «رَبّ» حتی اگر تنها مربی و پرورش‌دهنده باشد، کمینش با کمین جنگی یکی نیست. مربی در کار رصد است تا تو را بپروراند و ببالاند نه آن‌که تباه کند و بمیراند. باز دلم آرام نگرفت. گفتم اما همه‌ی «ربّ»ها خنثی نیستند، برخی «ربّ»ها عاشق‌اند. اگر به معشوقی بگویند عاشقت دم در دانش‌گاه یا زیر پنجره‌ی خانه «بالمرصاد» است، یا به کسی که به آن سوی کره‌ی زمین کوچیده بگویند مادرت «بالمرصاد» است که چه می‌خوری و چه می‌پوشی یا بی‌هوا آمده به دیدنت، چه حالی پیدا می‌کند؟ چرا ما از «إن ربك لبالمرصاد» آن حال را پیدا نمی‌کنیم؟ چون استعاره‌ی بن‌یادین را از بن نادرست خوانده‌ایم. پس فرق است میان سه استعاره‌ی نبرد، پرورانندگی خنثی و پرورانندگی مهرآمیز.

این‌ها را که گفتم مادران و معلمان جوان جمع گل از گلشان شکفت! مادری که «ربّة البيت» شده باشد، اگر بخواهد هم نمی‌تواند قرآن را با استعاره‌ی نبرد بخواند! نبرد با که؟ با «مربوب» بی‌دفاع که جز دامن و سینه‌ی تو پناهی ندارد؟!
مردان جوان و جنگ‌جو اما شوخی‌شان گرفته بود. گفتند «جهنم» اولین بار است که به ترتیب نزول در این سوره به کار رفته. اگر راست می‌گویی، این را می‌خواهی چه کار کنی؟ این را چطور می‌خواهی با استعاره‌ی بن‌یادین عشق بخوانی؟ گفتم نخوانده‌اید که «پای بنه در آتشم، چند چنین منافقی»؟!

#نور
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

خدا به‌وسیله‌ مؤمن خلق می‌شود؛ اگر مؤمن از رفتار مؤمنانه (امنیت‌بخشی و آرام‌دهندگی) دست بکشد، دیگر روزنه‌ای برای تماشای خداوند در جهان وجود نخواهد داشت؛
هم برای دیگران و
از آن دردناک‌تر، برای خودش!


از کتاب ابن عربی: سفر بی‌بازگشت/ نوشته کلود عداس/ نشر نیلوفر / صفحه ۱۴۶


#نور
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

و بازهم این کار قشنگ...

ذوق می‌کنم عکس می‌گیرم.


پیوست: خواستید، داستانش را در این پست‌ها بخوانید

/channel/Happy_Private_life/1144
/channel/Happy_Private_life/1151

#نور
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

#کشکول

دیدگاه‌ها و دستورالعمل‌هایی از گوشه و کنار در باب زندگی روزمره

۱. سعادتمند زیستن، یعنی:
«با مصیبت کمتر زیستن»،
یعنی زندگی تحمل‌پذیر را فهمیدن.
کسی که می‌خواهد زندگی‌اش را از دیدگاه فلسفی جمع‌بندی کند، بهتر است صورت‌حساب را بر مبنای ‌بلایایی که از آنها گریخته است بنویسد، نه بر مبنای لذت‌هایی که از آنها بهره‌مند شده است.


۲. زین اختلاطها که مَآلش ندامت است
خوشدل همان کسی که دلش خوش نمی‌شود...
بیدل دهلوی


۳. ملال پدیده‌ای متعلق به دوران مدرنیته است، وقتی ساختارهای سنتی معنا را درهم شکستیم ملال را ساختیم. بعید نیست بی‌اینکه بدانیم گرفتار ملال باشیم و گاهی بی‌اینکه دلیلش را بدانیم این حال بر ما چیره شود. ملال «فرسایش ناب» است که تاثیری نامحسوس دارد و به تدریج فرد را به ویرانه‌ای تبدیل می‌کند که دیگران نمی‌فهمند و در واقع خود آن فرد هم نمی‌فهمد. ملال غیرانسانی نیز هست؛ چون معنا را از زندگی انسان می‌رباید...


۴. شادی پایدار لزوما بدلیل داشتن بهترین چیزها در زندگی بوجود نمی‌آید، بلکه بخاطر داشتن بهترین نگرش است که حاصل می‌شود.
از دولت عشق: کاترین پاندر


۵. الدَّهْرَ يَوْمٌ لَكَ وَ يَوْمٌ عَلَيْكَ، فَإِذَا كَانَ لَكَ فَلَا تَبْطَرْ ، وَ إِذَا كَانَ عَلَيْكَ فَاصْبِرْ، فَبِكِلَيْهِمَا تُمْتَحَن‏
روزگار یک روز بر تو است و یک روز برای تو، پس اگر بر وفق مرادِ تو بود خیلی شادی مکن و اگر علیه تو بود صبر کن، پس بدان که به هردوی آنها امتحان می شوی ...
حضرت علی (ع)


۶. ... این راهِ شکستگی است / و خاک‌باشی / و بیچارگی / و ترکِ حسد / و عداوت.»
مقالات شمس تبریزی...


۷. هر آینه تقوای الهی کلید رستگارى و درستکارى و اندوخته روز بازپسین است. هر که را نیازى باشد، نیازش بدان برآید. هر که گریزان است رهایى یابد. هر که را خواسته‌اى است به خواسته‌هاى خود برسد.
پس عمل کنید که عمل را به آسمان برند / توبه کنید که توبه سود دهد / و دعا کنید که دعا شنیده شود.
اکنون زمان آرامش است و قلمها به نوشتن اعمال روان‌اند. به اعمال و طاعات بشتابید. در برابر عمرى که از جوانى به پیرى مى‌گراید یا بیماریى که از کارت بیندازد یا مرگى که جان از تنت برباید.

#نور
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

Recognising the power of resilience and the human spirit, the United Nations General Assembly has designated July 12 as the International Day of Hope. It's a global reminder that even in the darkest times, a better tomorrow is worth holding on to...


امروز (۱۲ ژوئیه) از سوی سازمان ملل روز بین‌المللی امید نام گرفته است.

بر همه آدم‌هایی که سعی می‌کنند در سختی و ناملایمتی و بی‌محبتی و رنج و فشار، همواره تکیه‌گاه باقی بمانند و امیدشان را به بهبود و تغییر از دست نمی‌دهند، مبارک🍀

@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

کفاره شراب‌خوری‌های بی‌حساب

هشیار در میانه مستان نشستن است...



#از_نواهای_آسمانی
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

یه نکته تکمیلی درخصوص جستجوی دائم و لحظه به لحظه اخبار:

بخش عمده‌ای از ماهیت رسانه، تولید ترس و اضطراب است. سایت‌های خبری، بیشترین کلیک‌ها را در روزهای سخت و بحرانی دریافت می‌کنند و طبیعی است که نمی‌توانند از کنار خبرهایی که بار احساسی سنگین دارند، به سادگی عبور کنند.
ما انسانیم. با ظرفیتی محدود و مغزی که طی چند صد هزار سال اخیر، تکامل چندانی را تجربه نکرده است. مغز ما برای شکار و کشاورزی و روش‌های بقا و چالش‌های زنده‌ماندن طراحی شده و نه این حجم از تحولاتی که گاهی به دقیقه هم نمی‌کشد که تغییر می‌کنند.
رسانه‌ها می‌خواهند قدرت چشم و گوش ما را به اندازه‌ شنیدن و دیدن دورترین نقطه‌ جهان، افزایش دهند، بی‌آن‌که بتوانند به قدرت دستان و اختیار اقدام ما، چیزی بیفزایند. برای همین بعد از چند دقیقه خواندن خبر، چه درباره جنگ ۱۲ روزه باشد، چه درباره کودکان کشته شده در فلان درگیری، چه درخصوص خشک‌شدن فلان اکوسیستم در آن‌سوی دنیا، چه درخصوص آتش‌سوزی جنگل‌های آن طرف مرزها، چه سقوط قیمت فلان سرمایه در این‌سوی دنیا، چه انقراض نسل فلان حیوان و ... مغز ما درمانده می‌شود از این‌که هیچ نمی‌تواند برای این‌ها انجام دهد و بعد... زندگی و زنده‌بودن و نعمات و برکات کوچک و بزرگ اطرافمان هم دیگر به‌چشممان نمی‌آید.

برای ایجاد تعادل در خواندن و نخواندن خبر می‌توانیم ساعت خبر برای خودمان بگذاریم. مثلا نیم تا یک ساعت پیش از ظهر و همین اندازه هم بعد از ظهر. بعد دیگر بر تمایل اعتیادگونه‌مان برای اسکرول کردن اپلیکیشن‌های خبری غلبه کنیم و برویم سراغ زندگی. زندگی‌ای که می‌توانیم آنرا در جهت بهبود و شفای اوضاع خرابی که رسانه‌ها نشان می‌دهند، در حد کوچک اطراف خودمان، کودکمان، دوستمان، عزیزانمان، و خصوصا خودمان بکار بگیریم.

@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

این روزها شاید برای همه ما پررنگ‌ترین حس، حس تعلیق است.

هم شاکر اتمام روزهایی هستیم که پر بود از صدای پدافند و بمب و هم دلنگران آغاز مجدد همان روزها، چراکه می‌دانیم با توقف سرو کار داریم و نه آتش‌بس رسمی.
هم قدر معمولی‌ترین عادات و اتفاقات زندگی هفته‌های قبلمان را می‌دانیم و هم ته دلمان می‌دانیم مشکلاتی که آن زمان بودند، از آب و برق و کمبود و تورم و ... این روزها صرفا کنار رفته‌اند و از بین نرفته‌اند.
هم جلوه‌های زیبایی از همبستگی و میهن‌دوستی و ایثار و ازخودگذشتگی و اتحاد را دیده‌ایم که سالها بود دلمان تنگ بود برایشان، هم چیزهایی شنیده‌ایم از فلان کرایه نجومی ماشین و اتوبوس از فلان شهر به تهران...
و ذهن ما این میان آرام آرام و گاهی هم یکباره خسته می‌شود و یا دست می‌شوید از همه چیز، یا رادیکال می‌شود یا بی‌خیال یا ناامید یا گاهی هم از همه چیز و همه‌کس تنفر پیدا می‌کند...

همه این احساسات و ذهنیت‌ها و عواطف عادی و پذیرفتنی‌ هستند.
نگاهشان کنیم. نه به شکل واقعیت، بلکه به شکل فکر و ذهن و بگذاریم بیایند و بمانند و بگذرند...

یادمان باشد این‌ها نیز می‌گذرد... درست است که چگونه گذشتن مهم است، اما خیلی اوقات اتفاق‌ها به‌مراتب بهتر از آنی که ما فکر می‌کنیم خواهند افتاد... حداقل برای سلامت روح و روان خودمان فال خیر بزنیم...انشاالله که اتفاق می‌افتند...
تفالوا بالخیر، تجدوه...

#نور
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

اپلیکیشن کتابراه مجموعه کتاب هایی درباره "چگونه در روزهای سخت دوام بیاوریم!" را به صورت رایگان در اختیار کاربران قرار داد.

دانلود و نصب:
https://www.ketabrah.ir/apps

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

۱. این درخت‌چه را سالها می‌دیدم و حظ می‌کردم. از ناکجاآبادِ زیرِ دیوار یک خانه بسیار قدیمی بیرون آمده بود و می‌درخشید. حتی انجیر هم می‌داد.

چند هفته قبل دیدم کسی آنرا از انتها بریده. نمی‌دانم با خودشان چه فکر کرده بودند... شاید این‌که ریشه‌های درخت به مرور ثبات خانه را با خطر مواجه خواهد کرد. نمی‌دانم... اما واقعا درد داشت ندیدنش و سکوت آن بخش از پیاده‌رو... سکوتی متفاوت با خیلی از سکوت‌های دیگر.

چند روز قبل اینرا دیدم... انگار وجودی نورانی رد شده بود و باز به او امید داده‌بود و او هم تمام قوایش را جمع کرده بود و دوباره شروع کرده...

۲. خدایا توفیق بده هوای جوانه‌های دلمان را داشته باشیم...

۳. بعضی آدم‌ها هم هرجا می‌روند مثل مشرقند... طلوع دارند و نور می‌دهند و گرما...

#دلخوشکنک
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

این فایل نخستین بخش از پادکست مشترک مل رابینز و جی شتی است با عنوان:

A Process for Finding Purpose: Do THIS to Build the Life You Want

به معنی: «مسیر یافتن هدف زندگی؛ با این اقدام، زندگی مورد نظر خود را بسازید»

در این قسمت، این دو نفر دربارۀ اهمیت تأمل، رها کردن هویت‌ها و وابستگی‌های گذشته، و برداشتن نخستین گام—حتی بدون داشتن تصویر کامل از آینده—گفت‌وگو می‌کنند.
پادکست فوق‌العاده‌ای است و بارها ارزش شنیدن دارد. بخش دوم آن‌هم در کانال جلاکست تنظیم و بارگزاری شده.

برای من چندتا نکته از این بحث جذاب‌تر بود که پایین می‌نویسم. اگر توانستید کل مطلب و اگر فرصت نبود، از دقیقه ۳۰ به بعد را گوش دهید. نکات خوبی برای ابهام‌زدایی از مشکلاتی که خیلی از ما با آن در زندگی روزمره‌مان مواجهیم دارد.
👇🏻👇🏻
#آنچه_می‌شنوم

@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

لولا تکثیر فی کلامکم و تمریج فی قلوبکم... لرایتم ما اری و لسمعتم ما اسمع

اگر کمتر حرف میزدید و قلبهایتان محل آمد و شد کثرات نبود... شما هم می‌دیدید و می‌شنیدید همان چیزی که من می‌بینم و می‌شنوم


منسوب به پیامبر اکرم محمد خوش‌خوی (ص) 🍀

#از_نواهای_آسمانی
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

و نیسرک للیسری...
زودا که آسان‌ترین راه را برای او فراهم سازیم...
(سوره لیل)


می‌فرمود: این کشاندن آرام آرام به سمت یُسر و راحتی از سنت‌های خداوند برای هر کسی است که رو بسوی او کند و برای او تقوا ورزد..
و آمدن یُسر و راحتی یعنی:
سختی و فشار برطرف خواهد شد؛
خدا کسانی را برای نصرت خواهد فرستاد؛
سلامتی باز خواهد گشت؛
فراغت خواهد آمد؛
توفیق عبادت جریان خواهد یافت؛
رفیق از راه خواهد رسید؛
و از همه مهم‌تر: هیمنه سختی در وجود انسان در هم خواهد شکست...
چطور؟

یا با صبر جمیلی که خداوند نصیب او خواهد کرد؛
یا با رضایی که به او خواهد داد؛
یا با تسلیمی که در وجود او جاری خواهد کرد؛
یا با تفویض و توکلی که توفیقش را به او خواهد داد.


چون سختی‌ها بیشترش در بیرون نیستِ در تلقی خاصی است از آن‌چه در بیرون جریان دارد
در ورود و آمدن یُسر به زندگی، عوض شدن این دید اهمیت ویژه‌ای دارد.

#نور
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

#کشکول

۱. گاهی چیزی مد می‌شود. کتابی، موزیکی، مدل پوششی، صفحه اینستاگرامی‌ای، پادکستی، مقصد مسافرتی‌ای، همدلی و مهربانی‌ای، شیوه گذران اوقات فراغتی و ...
می‌توان این روش را در مواجهه با آن‌ها امتحان کرد. سر را داخل آب کرد، گذاشت آن موج از روی سرت رد شود، بعد بیرون آمد و تنها شنا کرد... به روش و سبک خودت. آن‌وقت روزی خواهد رسید که اگر هم سراغ هرکدام از آن‌مد‌ها رفتی، برای آنست که قرار است نقشی در برنامه‌ها و سبک خاص «تو» ایفا کنند. اینگونه می‌شود که کتابی می‌خری، چند وقت کناری مانده و بعد ناگهان در زمانی که قرار است پیغامی به تو دهد آنرا می‌خوانی؛ یا زمانی مسافرتی را می‌روی که قرار است تغییر در تو ایجاد کند. به نظر من این خیلی ارزشمندتر است.

۲. ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که این‌ها را می‌پرستد: محرک‌های مداوم، شلوغ‌ترین برنامه‌ها، بلندترین صداها و پر تراکم‌ترین تقویم‌ها. فرهنگی که حرکت را با معنا و سر و صدا را با ارتباط اشتباه می‌گیرد. با این حال، برخی از ما مسیر متفاوتی را انتخاب می‌کنیم، نه به این دلیل که جاه‌طلبی نداریم، بلکه به این دلیل که هنر کمیاب گوش دادن به خودمان را آموخته‌ایم.

۳. کسانی هستند که قرآن را آنگونه می‌خوانند که مرهمی باشد برای قلبشان. این دسته از «کبریت احمر» (اکسیر کمیاب) نیز کمیاب‌ترند.
امام محمد باقر (ع)

۴. برای رفع بسیاری از خستگی‌ها و دلشوره‌ها و تردیدهای روحمان، چاره‌ای نیست مگر آن‌که ذکری مخصوص خودمان را پیدا کنیم...
فکرهای پراکنده، فکرهای بسیار، اندیشه‌های پراکنده، اندیشه‌های بسیار، از نظر مولانا خانهٔ وجود ما را دودناک می‌کنند. شاید بیشترین صدمه و آسیب را از پراکندگی فکر می‌بینیم. می‌گوید دودی اگر در خانه هست، دود فکر است و آنچه عیش ما را ناگوار کرده نیز فکر است. از نگاه او،‌ آنچه فکرروبی می‌کند و صفای گمشده را به خانهٔ دل بازمی‌آورد و پنجره می‌گشاید ذکر است. یادکردن خداوند. هرکدام ما باید ذکر مخصوص خود داشته باشیم. ذکری که قدرت رفع پراکندگی و توجه دادنمان به آن آرامش و قدرت مطلق را داشته باشد و مهم‌تر از همه، هرچه تکرارش کنیم برایمان از تازگی‌اش کم نشود. یکی یا ارحم الراحمین می‌گوید/ یکی یا مالک الملک/ یکی سبحان الله/ یکی خدایا دوستت دارم/ یکی یا حبیب قلوب الطالبین/ یکی یا رزاق و ...

۵. تمام می شود و آفتاب می تابد
غمی نبوده به عالم که ماندنی باشد ...
آمین


@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

هنوز هیچ چیز از آرامش‌بخشی و عمق متن و تصویر و صدای این پست، بعد از چهارسال نشر در همین کانال کم نشده...

خودم بارها سراغ این پست رفته‌ام و در این قایق نشسته‌ام و در سکوت پارو زده‌ام...
/channel/Happy_Private_life/558

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

کتاب هفتم: ناممکنِ زندگی، نگارش مت هیگ
بخش اول


سایر کتابهای بررسی شده در این کانال
/channel/Happy_Private_life/1110
/channel/Happy_Private_life/1133
/channel/Happy_Private_life/1180
/channel/Happy_Private_life/1184
/channel/Happy_Private_life/1190
/channel/Happy_Private_life/1274

کتاب ناممکنِ زندگی یکی از زیباترین کتاب‌هایی است که این روزها گوش داده‌ام. نسخه صوتی آن در اپلیکیشن کتاب‌راه با گویش حرفه‌ای خانم افسانه نجاتی موجود است. همینکه آن‌را مت هیگ نوشته بود، امیدوارم کرد که در این کتاب هم نکات خوبی همانند کتاب معروفش یعنی کتابخانه نیمه‌شب داشته باشد و خوشبختانه داشت. بسیار هم داشت.
نوعی رئالیسم جادویی (مثل سفرهای نورا سید، کتابخانه نیمه شب در زندگی‌های مختلف و ممکن برایش) در این کتاب هم بکار رفته. یک بانوی بازنشسته و معلم ۷۲ ساله با یک زندگی بی‌روح و مملو از احساس گناه بدلیل مرگ پسر کوچکش و ده‌ها درد و غم دیگر، که یکباره به میان وضعیتی بسیار متفاوت، ماجراجویانه، خطرناک و ژرف پرت می‌شود. از شهری خاکستری در انگلستان به جزیره رویایی ایبیزا در اسپانیا. و تمام تجربیات و فکرها و احساساتش از این تحول غیرمنتظره را دارد برای یکی از شاگردانش که در آستانه فروپاشی قرار دارد می‌نویسد. تا به او کمک کرده باشد و می‌کند... هم به او و هم به ما یعنی خوانندگان کتاب.

بخش‌هایی از این کتاب صوتی را در دو سه پست همینجا خواهم نوشت. به مرور:

👵🏻هیچ برنامه‌ای برای رفتن به جزیره ایبیزا نداشتم. می‌دانی... هرچه پیرتر می‌شوی، سخت‌تر می‌توانی الگوها را بشکنی. الگوهایی که اصلا نمی‌خواهی بشکنی. الگوهای من در موقعیت‌های گوناگونی در گذشته شکسته بودند: موقعی‌که بازنشسته شدم؛ موقعی‌که شوهرم در گلخانه‌اش از پا درآمد؛ حتی از دست رفتن سگمان برنارد هم تعادل زندگی مرا به هم زده بود؛ و صد البته، وقتی پسرم دنیل هنگام دوچرخه سواری با کامیون رویال میل تصادف کرد.

👵🏻 این روزها وقتی در اشتیاق آن الگوی متاهلی قدیمی می‌سوختم که زمانی برایم غیرقابل تحمل بود، الگوی تازه‌ای شکل گرفته بود: هر روز صبح، غذا دادن به پرنده‌‌ها / تحویل گرفتن غذا در دوشنبه‌ها / کار داوطلبانه در خیریه بنیاد قلب بریتیش در جمعه‌ها / سرزدن به گورستان در یکشنبه‌ها / همین‌طور احساس گناه و اندوه و پوچی دائمی...
وارد الگویی شده بودم که افزایش سن نام داشت...

🧶 ولی تمام این‌ها در آستانه عوض شدن قرار داشت...

#آنچه_می‌خوانم
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

من همیشه وقتی میخواستم تاکید کنم که کارها باید داکیومنت بشه از این اصطلاح "ممکنه من فردا برم زیر اتوبوس!" استفاده میکردم.

یه روز یه همکاری برگشت تو جلسه گفت نگو. من یه نفر رو میشناختم واقعا رفت زیر اتوبوس. به جاش بگو "ممکنه من فردا لاتاری ببرم نیام سر کار"

آقا از اون روز من هر دفعه میگم "فلانی، کارهات رو داکیومنت کن که اگه فردا لاتاری بردی نیامدی سر کار ما گیر نیفتیم"....انقدر خوبه...بلا استثنا اکثر آدمها توی جلسه لبخند میزنند و برای لحظه کوتاهی ما همه میریم در رویای اینکه حالا واقعا شاید بردیم.

🍀🍀

پی‌نوشت: چقدر شکل و شیوه حرف زدن مهمه. گاهی مثل دو تا پست بالاتر، می‌توانیم با درشت نگویی و مهربان حرف زدن، خدا را حاضر کنیم و یک دیالوگ و صحبت دونفره را بدل کنیم به درک حضور شیرین پروردگار...

گاهی هم با هراندازه تندی و تلخی و کنایه و تیزی که می‌توانیم در کلماتمان بکار ببریم، به گمانمان طرف مقابل را آب بکشیم... اما در اصل، (طرف مقابلمان به کنار) چیزهایی را درون خودمان خراب کنیم که شاید دیگر برپا نشوند...

@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

سخن درشت مگوی، در طریق یاری کوش

که صحبت من و تو در جهان خداساز است
...

اقبال لاهوری

#نور
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

In the mystics of this world
the sacred teachings all remain as our guide
Every soul on this very planet is here for a reason the divine!
Keep your consciousness awake Observant as a snake and find your way · Follow all that leads to God to find your happiness nothing else.


در اسرار این جهان
آموزه‌های مقدس همه به‌عنوان راهنمای ما باقی می‌مانند

هر روحی که روی این سیاره است، به دلیلی الهی اینجا حضور دارد!
هوشیاری‌ات را بیدار نگه دار، مانند ماری هوشیار باش و راهت را پیدا کن.

هر آنچه که به سوی خدا می‌رود را دنبال کن تا شادی را بیابی، هیچ چیز دیگری نیست.

از متن آهنگ...

#از_نواهای_آسمانی
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

«اللَّهُمَّ أَنْتَ عُدَّتِی إِنْ حَزِنْتُ»
خدایا اگر غصه خوردم و ناراحت بودم، تو ذخیره من هستی.


عُدَّه:
چیزی که از مال و سلاح و پول و آذوقه برای حوادث دهر ذخیره شود.
خدایا «إِنْ حَزِنْتُ» اگر غصّه خوردم، تو ذخیره‌ من هستی.
آدم غصّه‌دار می‌شود، بالاخره بشر هستیم، در این دنیا نمی‌شود کسی بی‌غم نباشد.
هر زمان غصّه داری جدّاً خدا را باور کن، خدا قادر است برطرف کند.
غصّه که می‌خورید، به خدا پناه ببرید، در رحمت او باز است.

۱. از دعای مکارم الاخلاق امام سجاد (ع) است. یکی از زیباترین و کاملترین دعاهایی که تابحال دیده‌ام.

۲. ترجمه و تفسیر از آقای فاطمی‌نیای دوست‌داشتنی است. خدا رحمتشان کند.

۳. چشم‌های این پیرمرد... ترکیبی از رنج و رهایی و غصه و آرامش و دنیا همین است و رها کن و ... انگار همین جمله بالا را به خدا گفته و دارد پاسخ او را گوش می‌دهد...

#نور
@happy__private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

چونک قبضی آیدت ای راه‌رو
آن صلاح توست، آتش‌دل مشو

زآن‌که در خرجی در آن بسط و گشاد
خرج را دخلی بباید ز اعتداد

گر هماره فصل تابستان بُدی
سوزش خورشید در بُستان زدی

مَنبَتش را سوختی از بیخ و بُن
که دگر تازه نگشتی آن کهُن

گر تُرُش‌روی‌ است آن دَی، مشفق است
صیف خندان است، اما مُحرِق است

چون‌که قبض آید تو در وی بسط بین
تازه باش و چین مَیَفکن در جبین

مولانا
عکس: اطراف خانه
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

من ۳۴ سال است که روزمرگی‌های زندگیم را می‌نویسم و این‌را از روی تجربه می‌گویم که «نوشتن» یکی از موثرترین داروهای شفابخش روح خسته است.

شاید برخی با صحبت کردن در مورد نگرانی‌هایشان و برخی هم با جستجوی دائم و لحظه به لحظه اخبار، حس می‌کنند که اضطرابشان کم می‌شود، اما به‌نظر من، در شرایط بی‌اطمینانی و ناآگاهی و عدم قطعیت، هیچ‌کدام از این دو روش ما را آرام نمی‌کنند. اما نوشتن، چون برای دل خودمان است و می‌توانیم آن‌را بدون سانسور بنویسیم روش خوبی برای آغاز فرایند شفا است. هم در کل زندگی و به‌طور خاص هم در این روزها.

معجزه‌ نوشتن به منتشر شدن نوشته نیست (گاهی حتی نشر نوشته در تلگرام یا اینستاگرام تمام اثر شفابخشی خودش را هم از دست می‌دهد). معجزه نوشتن، به ذات نوشتن است. چون ذهن‌ وادار می‌شود به یک موضوع بهتر فکر کند. ضمن آن‌که گرچه می‌توانیم از دلهره‌ها، شک‌ها، دعاها، آرزوها و ... بنویسیم اما نمی‌توانیم در تمام نوشته‌ به آه و ناله بپردازیم. ناچاریم محکم و روشن بنویسیم و برای این‌کار هم چاره‌ای جز فاصله‌گرفتن از موضوع نداریم و همین سبب می‌شود که آنرا بهتر ببینیم و دقیق‌تر و کامل‌تر درکش کنیم.
اینگونه در بسیاری از موارد، بخش عمده‌ای از زوائد و اضافات آن موضوع که فقط ساخته و پرداخته فکر ما بوده از بین می‌رود. زوائدی که بدلیل التهاب و ترس القا شده از طرف اطرافیان یا کانال‌های خبری به آن اضافه شده و عملا واقعیتی تعیین‌کننده هم نبوده‌اند.

و یک نکته دیگر:
اگر می‌توانید گاهی خطاب به خداوند بنویسید. اینگونه نوشتن‌، مونولوگی می‌شود که ته دلتان می‌دانید قوی‌ترین، مهربان‌ترین و مالک ملک این و آن دنیا، دارد به شما گوش می‌دهد. بعد هم بوی دعا می‌گیرد و هیچ دعایی نیست که از صمیم دل باشد و برای ما شکلی از خیر همراه نیاورد...حال چه آن‌گونه که ما می‌خواسته‌ایم و چه آن‌گونه که تصورش را نمی‌کنیم.

#نور
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

#کشکول

۱. شده‌اند نزدیک به صدتا. از قبل پنج صبح اطراف ایوان کوچک خانه می‌نشینند. من تنها شاید ده بیست تایشان را ببینم، اما آن‌ها مرا می‌بینند. چطور؟ نمی‌دانم. اما تا در را باز می‌کنم برای دانه ریختن، می‌آیند سمت ایوان و من تازه تعدادشان را می‌بینم. دانه‌ها را که مخلوطی از گندم و ارزن هستند (تا گنجشک‌ها هم بتوانند استفاده کنند) سریع می‌ریزم و در را می‌بندم و پشت پرده بدون حتی صدای نفس‌کشیدن، نگاهشان می‌کنم و آن‌جاست که عظمتشان‌را نشان می‌دهند. حداقل صد تا کفترچاهی...تعدادیشان فرود آزاد می‌آیند و دقیقا بر پشت پرنده‌هایی که در ایوان مشغولند فمی‌افتند و بلبشویی می‌شود...اغلب کمتر از سی ثانیه طول می‌کشد که پنج مشت کامل دانه را تمام کنند و بروند روی درخت کنار و منتظر بمانند... می‌دانند نیم ساعت بعد قبل از رفتن به سر کار، بار دومی هم در کار هست...

۲. انگار نه انگار جنگ است و پدافند و آن صداهای دردناک بووووم لابلای پدافندها... زندگیشان را می‌کنند. برای اتفاق‌های نیفتاده هم از قبل دلشوره نمی‌گیرند... خوش بحالشان. اما خب، ما آدم‌ها اینگونه نیستیم. خیلی هم آرام باشیم اما گوشه‌ای از ذهن و دلمان همواره درگیر است... این‌که بالاخره چه می‌شود، کی تمام می‌شود و کی باز همان روزهای معمولی و به‌ظاهر یکنواخت می‌آیند؟ چقدر دلتنگ معمولی‌ها و روتین‌ها هستیم این روزها...

۳. این روزها بارها یاد آن داستان مثنوی می‌افتم که مولانا می‌گوید در زمان دولت حضورت سلیمان، حضرت عزرائیل روزی مردی را در بارگاه سلیمان نبی چپ چپ و با تعجب نگاه می‌کرده. حضرت سلیمان دلیلش را جویا می‌شود و او می‌گوید آخر من دستور دارم امشب جان او را در هند بگیرم اما او الان اینجاست، بسیار دورتر از هند... و حضرت سلیمان می‌گوید اتفاقا ازم خواست با تسلطی که بر باد دارم او را همین الان برسانم هند تا کاری تجاری انجام دهد...شاید نام کشور را درست نگفته باشم اما داستان همین تم را دارد. یادآوری‌اش کمکم می‌کند آرام شوم در این روزهایی که نمی‌دانی بیرون بروی باز برمی‌گردی خانه؟ آیا دوستان و خانواده را دوباره می‌بینی؟ باز هم اینجا را به‌روزرسانی می‌کنی؟ می‌سپری دست خودش و فقط از او خیر و عاقبت خیر در هر دو دنیا می‌خواهی و بعد رهایش می‌کنی... و این حس خیلی خوبی است. بی‌خیالی نیست اما شبیه آن ولی متمرکزتر، مبتنی بر اراده و اگر توفیق دهد، حدی لذتبخش از توکل و رضا است... و این حال آدم را خوب می‌کند.

۴. فکر کنم پدر و مادرش گمش کرده بودند یا از سر و صدای این روزها ترسیده بودند و رفته بودند. جوجه کلاغ‌ها ناموس کلاغ‌ها هستند و تقریبا ناممکن است رهایشان کنند. داشت از روی زمین چیزی می‌خورد و چسبیده بود به دهانش و درست باز نمی‌شد. نزدیکش رفتم و با تردید دستم را سمت منقارش بردم. مراقب بالای سرم هم بودم که یک‌دفعه پدر و مادرش حمله نکنند. ولی متاسفانه نبودند. منقارش را تمیز کردم و دهانش باز شد. نشست روی دستم! داشتم شاخ در می‌آوردم. خانم مهربانی که این صحنه را دید سریع از داخل کیسه خریدش یک تکه کوچک مرغ درآورد و به من داد. تکه تکه‌اش کردم و مثل مامان باباش می‌انداختم ته حلقش... معلوم بود هردویمان داریم کیف می‌کنیم. ظاهرا کمی جان گرفت. همان خانم گفت می‌بردش خانه و نگهداری می‌کند تا توان بال زدنش تقویت شود و بتواند خودش برود. تشکر کردم و بغلش کرد و برد با خودش.

۵. گاهی چقدر شنیدن این پیام احوالپرسی از عزیزی دور که متوجه شده اطراف خانه شما را موشک زده‌اند و نگران شده و پیامک می‌زند خوبین؟ دلگرم‌کننده است...

۶. اوایل بهار در پستی از همین کلمه کلیدی #کشکول نوشته بودم: این روزها فارغ از همه دردها و رنج‌ها و فقدان‌ها و کاستی‌های سال و سال‌های قبل، باید گریبان امید را گرفت... محکم، و رهایش هم نکرد... یادمه اون زمان نوعی دلداری احساسی برای خودم بود. اما الان که نگاه می‌کنم می‌بینم چقدر برای این روزهایمان معنا دارد و چقدر لازم است... نباید بگذاریم ذهن و روحمان فرو بپاشد... مثل روز روشن است که اطرافمان درد است و رنج و سیاهی و سختی و عدم اطمینان و دلواپسی... هیچ حرفی در آن نیست و حق هم داریم گاهی بشکنیم و به هم بریزیم و بیرونشان بریزیم... اما اگر می‌توانیم، هر اندازه که می‌توانیم ... گریبان امید را محکم بگیریم و رهایش هم نکنیم...

#نور
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

‏او ایران است
‏شرم بر متجاوزان به ایران
‏شرم بر حامیان آن
‏شرم بر توجیه‌گران آن
‏شرم بر بدخواهان ایران
‏ایران هرگز نمی‌میرد

Читать полностью…
Subscribe to a channel