258
هاتف(هنر،ادب،تاریخ،فرهنگ) پژوهش های: لسان الحق طباطبایی. از شهرستان خوروبیابانک؛ و پیوستارهایی از ایران فرهنگی. #ناگفته_ها_نانوشته_ها " #ویژه_نامه_هفتگی_مناسبت_ها " @Tabaa24
🔴 دستمبو نوستالژی عاشقانه
#یادداشت
#حسن_احمدیفرد
⭕️ چیزی از #دستمبو میدانید یا نه؟ اگر این پرسش ساده را از ۱۰۰ نفر بپرسید ۹۹ نفرشان این شعر را میخوانند: «دوست دستمبو به دستم داد دستم بو گرفت» این مصرع که در باور عمومی از سرودههای #مولانا است، از آنجایی که سرمشق خوشنویسی در کتابهای هنر بوده، حالا انگار تنها چیزی است که از دستمبو به یادگار مانده است؛ میوهای فراموش شده با بوی خوشی که یادآور عطر طبیعت و روستا و جالیز است.
اما نه آن مصرع مشهور از حضرت مولاناست و نه دستمبو به تمامی به فراموشی سپرده شده است. این میوه نوستالژیک هنوز هم در جالیزها کشت میشود اما از آنجایی که زمینهای برای فروش آن در شهرها وجود ندارد در خانههای روستایی باقی میماند.
🔸دستمبو شکل متداول و صمیمانهتر #دستنبو است که این واژه هم احتمالاً شکلی دیگر از واژه #دستانبو بوده؛ هرچند در غزل مشهور «ای عاشقان ای عاشقان... » مولانا این کلمه را به شکل دستنبو در بیتی به کار برده؛
عشقش دل پردرد را بر کف نهد بو میکند
چون خوش نباشد آن دلی کو گشت دستنبوی او؟
در #فرهنگ_دهخدا هم این واژه به شکل «دستنبو» ثبت و ضبط شده است. علاوه بر اینها در شعر بسیاری از شاعران دیگر هم دستنبو به عنوان میوهای خوش بو به کار رفته است.
🔸دستمبو، میوه ای کوچک از خانواده #طالبی هاست؛ خانوادهای شلوغ که انواع ریز و درشتی از این میوه جالیزی را در خود جای داده است. دستمبو هم مثل #خربزه و طالبی یک میوه جالیزی است. بذر دستمبو همراه بذرهای خربزه در زمینهایی با خاکهایی نسبتاً شور کاشته میشود و درست همزمان با خربزه محصول میدهد.
کشاورزهای خربزهکار عادت دارند اگر خربزهای خوردند تخمهایش را به عنوان بذر کنار بگذارند. کنار خانهچههای گلی که محل استراحت #دشتبان هاست و نیز گوشه حیاطهای روستایی همیشه پلاستیکهایی پهن است که روی آن تخمهای خربزه در حال خشک شدن هستند. اگر دستمبویی هم چیده و به خانه برده شود، پس از مدتی تخمهایش به بذرهای خربزه اضافه میشود و این گونه است که هر سال کنار انبوه بوتههای خربزه، بوتههای دستمبو هم میروید و محصول میدهد.
🔸دستمبو بوی خوشی دارد. شبها که هوا خنکتر است، به گفته خربزهکارها، بوی دستمبوها در #هوای_ساکت_دشت میپیچد. کشاورزها دستمبوهای سفت و رسیده را میچینند و به خانه میبرند. دستمبوها در اتاقهای تر و تمیز #مهمان_خانه میمانند تا بوی خوشی به آنجا بدهند. حتی یک میوه دستمبو هم میتواند اتاق بزرگی را از بوی خودش(و بوی خوشش) آکنده کند. رسم بوده که در قدیم مردهای جوان به نامزدهایشان دستمبو هدیه بدهند؛ هدیهای عاشقانه که با اهدای دستمالهای زریبافی پاسخ داده میشده است.
🔸حالا اما نه از آن #عشقهای_محجوب خبری است و نه از دستمبوها که مهمانخانهها را خوشبو کنند؛ اما خربزهکارها هنوز هم دستمبو میکارند. عرضه این محصول در میوهفروشیها حتماً میتواند رونقی دوباره به کشت این میوه بدهد. حتماً همین امسال هروقت خربزهای خریدید، از فروشندهها این #نوستالژی_عاشقانه را هم سراغ بگیریم؛ تا کشاورزهای خربزهکار مطمئن شوند که اگر گوشهای از کشت و کارشان را هم به دست بوتههای دستمبو بسپارند، محصولشان بیمشتری نخواهد ماند.
.
@oshtorkhajou
نقل متن و عکس از کانال تلگرام اشترخجو
/channel/hatefTa
📕سیمای نایین، گوهر کویر
✍غلامرضا گلی زواره
🔸فصل هشتم، در بوستان سخنوران
وامق
《میرزا عبدالله ، که لقب لسان الحق داشته و تخلص وامق را برای خود برگزیده بود،ازسادات طباطبایی خور است.
اجدادش از علما و فضلا بوده اند و در تبلیغ دین مبین اسلام در منطقه نقش مهمی را عهده دار بوده اند.
🔹وامق انسانی وارسته و پرهیزگار، و زهد و قناعت وی زبانزد خاص و عام بوده است.
به منابع و متون اسلامی به ویژه احادیث و روایات منقول از اهل بیت مسلط بود.
درسال ۱۳۴۹ ه،ق. در خور از سرای فانی به دیار باقی شتافت و در امامزاده داود خور مدفون گردید. اشعارش غالباً در مدح و رثای خاندان عصمت و طهارت میباشد.》
/channel/XBY404
📚کتاب،۲۴
/channel/XBY404
📕سیمای نایین، گوهر کویر
ناشر: مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ ۱، قطع:رقعی، جلد:شومیز،
ص۲۱۷
/channel/XBY404
📕کتاب دارای هشت فصل است؛ عناوین فصل ها: ۱-کلیاتی در باره نایین، ۲-بر مرکب زمان در گذر تاریخ،۳-رویش تشیع در نایین، ۴-منظر معنویت، ۵-برکرانه اندیشه، ۶-بوستان سخنوران، ۷-پیوندهای اجتماعی و فرهنگ مردم، ۸-برکت و حرکت.
صفحه ۲۱۱-۲۱۷، منابع کتاب، و به شمار ۱۳۹ عنوان است. کتاب فاقد نمایه میباشد.
/channel/XBY404
🔹خور، بهشت کویر؛ عنوان مطالبی است از فصل اول در صفحات ۲۹-۳۲، در باره جغرافیا، جمعیت، فرهنگ، و میراث فرهنگی بخش خوروبیابانک، که در زمان تألیف کتاب یکی از دو بخش شهرستان نایین در تقسیمات کشوری بوده است.
🔸پسین، صفحات ۳۲-۳۳ مطالب در باره سیمای جندق و مکان های قدیم انجاست؛ باعنوان: جندق جزیره ای در ساحل کویر.
🔹در فصل ششم که عنوان در بوستان سخنوران دارد؛ مختصر حال چند تن از شاعران نایین، و پسان: ابوالحسن یغما، احمد صفایی، لطفعلی محترم، سید عبدالله الطباطبایی (ملقب به لسان الحق و متخلص به وامق )، سید اسدالله منتخب السادات آلداود، و حبیب یغمایی آمده است.
/channel/XBY404
#خوروبیابانک_کتاب_شناسی
#خورو_یابانک_تاریخ_جغرافیا_فرهنگ
#خوروبیابانک_سخنوران_مشاهیر
#نایین_خوربیابانک_جندق
#پدیدآورندگان
#غلامرضا_گلی_زواره
#کتاب_۲۴_10pdf 🔻
#بخوانیم_بیندیشیم_بدانیم
/channel/XBY404
رقص نور خورشید بر دماوند
عکس از حسین صدیقی
🆔 @akhbaar2030_ir
حافظ
گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
سلطانِ جهانم به چنین روز غلام است
گو شمع میارید در این جمع که امشب
در مجلسِ ما ماهِ رخِ دوست تمام است
در مذهبِ ما باده حلال است ولیکن
بیروی تو ای سروِ گُلاندام، حرام است
گوشَم همه بر قولِ نی و نغمهی چنگ است
چشمم همه بر لَعلِ لب و گردشِ جام است
در مجلسِ ما عطر میامیز که ما را
هر لحظه ز گیسوی تو خوشبوی مَشام است
از چاشنیِ قند مگو هیچ و ز شکَّر
زانرو که مرا از لبِ شیرینِ تو کام است
تا گنجِ غمت در دلِ ویرانه، مُقیم است
همواره مرا کویِ خرابات مُقام است
از ننگ چه گویی! که مرا نام ز ننگ است
وز نام چه پرسی! که مرا ننگ ز نام است
میخواره و سرگشته و رندیم و نظرباز
وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است؟!
با مُحتسبم عیب مگویید که او نیز،
پیوسته چو ما در طلبِ عیشِ مدام است
حافظ منشین بی می و معشوق زمانی
که ایّامِ گل و یاسمن و عیدِ صیام است.
☀️جشن شب زایش مهر فرخنده باد
/channel/hatefTa
گرمی آغوش زن با مرد باد
تن به هر آتشکده، بی درد باد
زندگی با آتش زن روشن است
خانه ای آتش ندارد سرد باد
بیستم آذر1404
#احمدیغمایی(امید)
T.me/khourzad
تقدیم به تمام شهربانوهای گیتی
روز زن فرخنده
/channel/hatefTa
#خواندنیها
/channel/XBY404
《...روزی خدمت حاج مشير الملك بودم که دفاتر مالیاتی را مستوفیهای هر بخشی آورده بودند و ضمناً مذاکره از مالیات املاك شخصی آقا نجفی به میان آمد گفته شد اصل مالیات املاك ايشان سوای تفاوت عمل و متفرعات آن شصت هزار تومان به پول آن روز بود، که تفاوت عمل و متفرعات آن هم تقریباً سی هزار تومان میشد.
اقتدار امام جمعه خیلی بیش از آقانجفی بود. تقریباً چهارصد نفر از اراذل و اوباش به نام نوکر امام جمعه در شهر گردش میکردند و برای اعاشه خود مردم شهر و رهگذر را به عناوین مختلف رو به قبله شاشیدن، به اسب آقا یا بو گفتن، با فلان زن حرف زدن، بافلان پسر راه رفتن و غیره لخت میکردند.
یکی از نزدیکان حاج مشير الملك میگفت: امام جمعه از حاج مشير الملك پولی به قرض خواست با اینکه نداشت از دیگری قرض کرد و به او داد. امام جمعه در موعد مطالبه پول گفته بود گویا حاج مشیرالملك از اقامت در اصفهان ملول شده و مایل است به نائین برود و عبابافی کند. حاج مشير الملك ديگر نامی از طلب خود نبرد!
مشهور است در آغاز حکومت ظل السلطان در اصفهان برسر قضیهای بین شاهزاده (ظل السلطان)و امام جمعه کدورتی حاصل میشود و شاهزاده به امام میگوید به شاه بابا(ناصرالدین شاه) شکایت کنید که مرا معزول کند. امام جمعه جواب میدهد به امپراطور میگویم شاه بابات را معزول کند.
باید امیدوار بود که روزگاری پیش آید که جامعه از شنیدن این سرگذشت ها تعجب کند...》
ماخد:📕جندق و قومس در اواخر دوره قاجار،
✍اسمعیل هنر یغمایی
نشر تاریخ ۱۳۶۳
🥀پژوهشهایاصفهانشناسی_تاریخ اصفهان
/channel/XBY404
🔸🔸🔸خوروبیابانک، ادبیات، شعر
🔸چشم آبی تو تا ورطه ی هایل دارد
کشتی گمشدگان حسرت ساحل دارد
🔹دل خود را به جگرگوشه ی مردم دادم
گفت:بیگانه بس اندیشه ی باطل دارد
🔸نام بیگانه عجب نیست به کافر بنهند
با مسلمانی ما شهر چه مشکل دارد
🔹همه ذرات بدن گر بشود عقل کبیر
آدمی در پی آن ست که در دل دارد
🔸گفت:تا نکته نگیری به دل گوشه نشین
او نخوانده ست کتابی که مسائل دارد
🔹با سلامی و علیکی که شناسد ما را
زنده آن است که صد کبکبه منزل دارد
🔸راستی باد زمان نیست، که در گوش نشست
طرفه فهمی ست که اندیشه ی عادل دارد
پنجم آذر۱۴۰۴
#احمدیغمایی(امید)
🔹برگرفته از کانال تلگرامی میشود گفت که من هم هستم
T.me/khourzad
🔸/channel/hatefTa
✍دکتر شفیعی کدکنی
بر این تارم لاجوردی به زر
نوشتهست روشنتر از آفتاب
نشانِ رهایی و راهِ خرَد
نیابی مگر در سطورِ کتاب
۲۴ آبان روز کتابدار، هفته کتاب و کتاب خوانی 📚
/channel/hatefTa
تصحیح: در مصراع اول بیت یکم کلمه نماز، پیش از صبح از قلم افتاده است.
/channel/hatefTa
📚تازه انتشارات بهین
📕بررسی الگوی مسکن در مناطق کویری، با مطالعه موردی شهر جندق
🔹تألیف: محمد علی حشمت، شهردار پیشین شهر جندق
🔸قطع:رقعی،جلد:شومیز،ص۷۳، مصور،تمام رنگی، قیمت: ۵۰۰۰۰۰تومان، تاریخ نشر: آبان ۱۴۰۴خورشیدی.
/channel/XBY404
✍مؤلف:《...مسکن حافظ کیان خانواده و روابط بین اعضای آن است؛(ارتباط افقی) و محیط مسکونی روابط بین همسایگی و ارتباط بین خانواده را در بر میگیرد؛(ارتباط عمودی)، محیط مسکونی جایی است که زمینه انطباق کودک ....》
/channel/XBY404
✍مقدمه نویس:
《...خوشبختانه پژوهنده جستار پیش روی که خود زاده شهر جندق است و روزگار در آنجا گذرانیده و میگذراند و سالیانی نیز در مقام شهردار جندق مسؤلیت اجرای عملیات طرح جامع شهر جندق را بر عهده داشته است و از چگونگی گسترش بافت شهری آنجا با توجه به نیازهای سبک زندگی امروز مردم و همچنین دگرگون شدن مصالح ساختمانی و ابزار پیشرفته آگاهی کامل دارد《بررسی الگوی مسکن در مناطق کویری را با تمرکز بر شهر جندق برگزیده و با تحقیقات میدانی و پیوست تصاویری مرتبط با موضوع گام نخست را در این زمینه برداشته و دستاوردی ارزشمند به دست دیگران رسانیده است.
با امید و آرزوی توفیق از خداوند تعالی برای پژوهنده این جستار .
لسانالحق طباطبایی
/channel/XBY404
🔹به فراخور شانزدهم مهرماه، صدمین زادروز زنده نام استاد #ایرج_افشار
ایران شناس، کتاب شناس، یزدشناس
/channel/hatefTa
🔸زنده یاد ایرج افشار در گذر از گستره بیابان و شهر و روستاهای شهرستان خوروبیابانک، دیده ها و شنیده های خود را نوشته و در کتاب و مجلات منتشر نموده است.
/channel/hatefTa
🔸این نوشته ها، در بردارنده نکات ارزشمند تاریخی، فرهنگی، اجتماعی، جغرافیایی،و مردم شناختی است. دانشیان را سودمند، و پژوهندگان را به کار میباشد.
🔹در سفرنامچه خود نوشته است:
《...در باره نام جندق در مجلسی که با برادران گرامی نشسته بودیم حدس های زیادی زده شد؛ از حرف های هوایی که معمولا زده میشود گفتیم: کندک بوده، ولی ستوده○ به حق گفت: یکی از کاف ها جیم شده و دیگری قاف.
🔸آقای حسن گرامی• گفت: نزدیک به اینجا دقی هست که به دَق جِن شهرت دارد، بنابراین نام جندق یعنی جن +دق》
/channel/hatefTa
🔹پ،ن: ○شادروان دکتر منوچهر ستوده، استاد پیشین دانشگاه تهران
•حاج حسن گرامی، از بازرگانان نامدار فرش
••دق daq, زمین سخت و بی گیاه.
_
#ایرج_افشار
#منوچهر_ستوده
#خور_و_بیابانک_سفرنامه_ها_جندق
#نگاهبان_هر_خشت_و_سنگ_بازمانده
#از_نیاکانمان_باشیم
#بخوانیم_بیندیشیم_همرسانی_کنیم
/channel/hatefTa
🔸🔹🔸به مناسبت بیست و هفتم شهریورماه، روز ملی شعر و ادب فارسی
🔹غزلی از زنده نام محمد معلم "و: پنجم بهمن ماه ۱۳۲۰ طبس-ف: ۲۱ بهمن ماه ۱۳۸۵ تهران" شاعر و نویسنده نامدار خوروبیابانک.
/channel/hatefTa
🔸شعری بگو به رنگ سرود نگفته ای
حرفی به عطر و بوی گل نا شکفته ای
🔸من هرچه گفته اند شنیدم ز می فروش
جامی بیار از سخن نا شنفته ای
🔸گاهی ز طرح پنجره ی نیم بسته ای
گاهی ز یاد آرزوی نیم خفته ای
🔸آویزه ای بساز که جانش کند پسند
در گوش هوش من بنما درّ سفته ای
🔸با من بگو به لطفِ لب بسته داستان
داری اگر حکایت راز نهفته ای
🔸گردی به خاطری ننشانید همچو آب
هر رهروی که رفت ره پاک رفته ای
🔸در رنگ و بوی گوهر فطرت شناور است
حرف نگفته است، گل نا شکفته ای
#خوربیابانک_ادبیات-شعر
/channel/hatefTa
🔹به مناسبت هفدهم ربیع الاول سالروز میلاد برگزیده خداوند، حضرت محمد صلی الله علیه، و حضرت امام جعفر صادق علیه السلام،
✍سعدی
دیباچه گلستان
🔹درخبر است از سَرور کائنات و مَفْخَرِ موجودات و رحمتِ عالَمیان و صَفوتِ آدمیان و تتمهٔ دورِ زمان، محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم،
شفیعٌ مطاعٌ نَبیٌ کریم
قسیمٌ جسیمٌ نسیمٌ وسیم
چه غم دیوارِ امّت را که دارد چون تو پشتیبان
چه باک از موجِ بحر آن را که باشد نوح، کشتیبان
بَلَغَ الْعُلیٰ بِکمالِهِ، کَشَفَ الدُّجیٰ بِجَمالِهِ
حَسُنتْ جَمیعُ خِصالِه، صَلُّوا علیه و آلِهِ
/channel/hatefTa
یاد باد ان زمان
یاد ان روز و روزگار به خیر
که قلم مفت و جوهر ارزان بود
سر میز معلم و شاگرد
جوهر مشکی پلیکان بود
جای خودکار "بیک" در بازار
قلم و سر قلم فراوان بود
زنگدینی پس از سلام و دعا
خواندن سوره های قران بود
در بخاری به جای نفت و زغال
کُنده ی تاغ در زمستان بود
یاد باد آن زمان که ظلم نبود
هر کجا هر که بود انسان بود
استاد ابراهیمی انارکی
/channel/hatefTa
🔶🔷🔶خوروبیابانک، ادبیات منظوم،شعر
🔹شوری نواخت، ساز نکیسای خوب شهر
شادی کجاست تا بشود پایکوب شهر
🔸با یاد دوست، پنجره را باز می کنم
نفحات لاله می وزد از خاکروب شهر
🔹بستم عطای پنجره را بر لقای آن
صد بار، بازکردم و دیدم غروب شهر
🔸تندیس بید، بر لب جو اهل شهر نیست
باشد ز چوب سرو سهی چارچوب شهر
🔹محصول جنگ زرگری شرق و غرب چیست؟
باد شمال و ریزش برگ جنوب شهر
🔸نبض حیات در رگ دیوار می زند
قاب سکوت می شکند چون قلوب شهر
🔹دود و دم تفرعن و شب کوری امید
پنهان کند به پیچه ی اغوا عیوب شهر
سی ام بهمن ۱۴۰۴
#احمدیغمایی(امید)
T.me/khourzad
🔸بر گرفته از کانال: میشود گفت که من هم هستم
/channel/hatefTa
📕سیمای نایین، گوهر کویر
✍غلامرضا گلی زواره
فرازی از مقدمه
《...نایین با نامهای قصبه طیبه، مدینة الصفا، شهر عرفا، دارالعرفان و شهر مساجد تعریف شده است. این اسامی بیانگر آن است که این شهر دارای اهمیت مذهبی بوده و فرهنگ و اندیشه در آن رونق بسزایی داشته است. نایین بر کرانه کویر مرکزی آرمیده است؛ اما در طول تاریخ مردمانش با نوشیدن جرعههایی از چشمه ناب معارف اسلامی توانستهاند خدمات فرهنگی و علمی ارزندهای به جامعه اسلامی ارائه نمایند و دانشوران، اندیشمندان و سخنورانی را تربیت کنند. این نوشتار در نگاهی اجمالی به مسائل تاریخی، جغرافیایی و فرهنگی این دیار اشارهای گذرا دارد...》
/channel/XBY404
📚کتاب، ۲۱
/channel/XBY404
📕خور، در آینه زمان، تاریخ مردم خوروبیابانک/گزیده یاداشت های ابوالقاسم طغرا یغمایی، به کوشش: سید مرتضی آلداود.
ناشر: انتشارات مگستان، چ ۱، ۱۳۸۱، قطع: رقعی، جلد: سخت، ص: ۳۵۵
/channel/XBY404
🔸پس از سخن ناشر، و نوشتار محمد شایگان، با عنوان: یاد یار و دیار، در باره مصاحبت و معاشرت با نویسنده کتاب، بخش های پنج گانه کتاب در:
۱-ادبیات و فرهنگ؛ ۲-مردم شناسی و فرهنگ عامه؛ ۳-مباحث جغرافیایی؛ ۴-اطلاعات پزشکی و گیاهان طبی؛ ۵-اداب، رسوم، و زندگی اجتماعی، سرگذشت نامه برخی افراد ، و انساب برخی خاندان ها، خاطرات، و سروده هایی از نویسنده به گویش خوری در بخش های کتاب درج شده است.
/channel/XBY404
🔸صفحه بندی کتاب نابرابر با شیوه استاندارد و ضوابط نشر، و دارای اغلاط حروف نگاری میباشد، نیز فاقد نمایه که لازمه هر کتاب است.
✍درباره این کتاب و دیگر آثار روانشاد استاد ابوالقاسم طغرا یغمایی، وقایع نگار، و. دانای انساب خاندان های خوروبیابانک، سخن یکجا خواهد، نوشتاری فراهم خواهم ساخت.
/channel/XBY404
#خور_و_بیابانک_کتاب_شناسی
#خور_و_بیابانک_تاریخ_جغرافیا_فرهنگ
#ابوالقاسم_طغرا_یغمایی
#بخوانیم_بیندیشیم_بدانیم
#کتاب_۲۱
/channel/XBY404
ایران-اصفهان-خوروبیابانک
دهکده مصر، ریگزار فرحزاد
از کانال تلگرامی: دکتر خدیجه گلین مقدم
/channel/hatefTa
🔸دانش فرزند فرایند اندیشیدن و پژوهیدن،است.
بیست و پنجم آذر، روز ملی پژوهش، بر پژوهشگران و اندیشمندان فرخنده باد.
/channel/XBY404 👈
✍محمد بهمن بیگی
مادر
/channel/hatefTa
💎به جز من، همه خواهرانم پسوند بس داشتند. ماه بس، گل بس، دختر بس، قز بس …
در چهره رنگ پریده مادر، بیم و امید را میشد دید! اضطراب و ترس را بیشتر…
و پدر که مهربان بود و صبوری داشت و کم طاقت می شد…
مادر نذر کرده بود و از درویش دوره گرد دعا گرفته بود! شاید این بار…
دیگر دلم نمی خواست به پدر بگویند «ریشت را آب برد»!
یا زن عمو با خنده معنی داری بگوید «نافش را روی پای حسنو ببرید»
دلم نمی خواست بیش از این مادر مقصر شود…
دلم برای همه مان می سوخت برای مادر بیشتر.
💠 به یاد دخترانی که خون بس شدند! ناز دخترانی که برای نجات پدر، برادر، عمو و بستگان و تیره و طایفه، به اجبار به عقد ناشناسی در آمدند! دخترانی که ابزار و وسیله صلح قبائل می شدند و در غربت چه حرف ها که نمی شنیدند و چه زجرها که نمی کشیدند و برخی از آنها چه مظلومانه که نمردند
به یاد دخترانی که به طوایف دیگر شوهر داده شدند و دیگر کسی آنها را ندید و از سرنوشت آنها اطلاعی نیافت
به یاد مادرانی که در ایل ودر بین راه و در هنگام کوچ زاییدند و مردند
به یاد مادران جوانی که تسلیم آل شدند
💠 به یاد مادرانی که سالی یکبار نوزادی را به دنیا می آوردند ، از مرخصی زایمان، از پزشک و ماما، از کارت بهداشت و مرکز بهداشت، از زایشگاه و پزشک خانوادگی، از قطره آهن و رژیم غذایی ویژه خبری نبود…
حتی در روز زایمان مشک می زدند و نان می پختند و در راه آب آوردن از چشمه با درد زایمان روبرو می شدند و یکه و تنها، قهرمانانه دوام می آوردند و با نوزاد به چادر بر می گشتند
💠 در شب های سرد و تاریک زمستان، مادر بزرگ های قهرمان با دست های پرچین و چروک خود معجزه ها می کردند! شجاعت، زرنگی، ایمان و توکل آنها کارآمدتر از بسیاری از داروها و امکانات این روزها بود! آوای گلوله و شیهه اسب، نویدی از حضور میهمان کوچولو در بُنکو می داد و پدر که در بیرون چادر منتظر بود، شادمانه گوسفندی را سر می برید.
اما امان از وقتی که آل می آمد و بسیاری از نوعروسان مادران جوان را می برد! پدربزرگ ها هرچه به آسمان تیر می انداختند فایده ای نداشت! هرچه مادربزرگ ها صورت و دست و پاهای زائو را با ذغال سیاه می کردند بی فایده بود! از قیچی و کارد و تیشه نیز کاری بر نمی آمد. به یاد مادران جوانی که تسلیم آل می شدند
به یاد مادرانی که سینه هایشان سرشار از مهر و عاطفه بود و به فرزندانشان شیر شهامت و صداقت می دادند. به یاد مادرانی که همزمان سه طفل همراهشان بود، یکی در دست و دیگری در کول و سومی در شکم.
💠 به یاد مادرانی که بدون حضور آنها بچه ها خوابشان نمی برد! به یاد مادرانی که اسب سواران و تیراندازان کم نظیری بودند! به یاد مادرانی که در مسیر کوچ با راهزن و گرگ درگیر می شدند و قهرمانانه از جان و مال خویش دفاع می کردند.
به یاد مادرانی که صبحگاهان زودتر از بانگ خروس بیدار می شدند… به یاد مادرانی که همواره مشغول بودند و وقت کم می آوردند… به یاد مادرانی که دست تنها، چادر را بار می کردند و چادر می زدند…
💠 به یاد مادرانی که همچنان صدای لالایی آنها از دره ها و کوه ها به گوش می رسد، به یاد مادرانی که صدای کِل های زیبایشان هنوز در گوشهایمان است…! به یاد مادرانی که صدای خواندن و مشک زدنهایشان هنوز از یوردها می آید، به یاد مادرانی که بوی نان داغ و آغوز و دوغ و کنگر ماست با آنها معنی داشت…! به یاد مادرانی که مرگ ناگهانی همسران آنها خللی در اراده شان ایجاد نکرد، سوختند و ساختند تا فرزندان خود را بزرگ کنند.
به یاد مادرانی که سیاه گیس رفتند و به یاد مادرانی که گیس سفید تیره و طایفه بودند، به یاد مادرانی که به قول خودشان فقط یک کلاه از مردان کمتر داشتند…
به یاد مادرانی که هم آشپز بودند و هم خیاط، هم بافنده و هم چوپان، هم پزشک و هم ماما…
💠 به یاد مادرانی که از شوهران خود فقط محبت می خواستند، به یاد مادرانی که به شوهر و فرزندان خود عشق می ورزیدند، با عشق به آنها زندگی می کردند و با عشق به آنها مردند، به یاد مادرانی که کم لطفی ها و بی انصافی های شوهرانشان را تحمل کردند و خم به ابرو نیاوردند…! به یاد مادرانی که سال ها از داشتن لباس نو محروم بودند تا شاید پسران و دختران جوانشان لباس نو داشته باشند
به یاد مادرانی که درو کردند و خوشه چیدند تا شاید بخشی از نان سال خانواده تهیه گردد، به یاد مادرانی که دستهایشان مانند دست های پدرها خشن و محکم بود، به یاد مادرانی که جاجیم ها و گلیم ها و قالیچه های رنگارنگ می بافتند.
📕 ایل من بخارای من
/channel/hatefTa
🔸🔸یکی از گونه های فرهنگ مردم ایران بررسی گورنوشته ها یا سنگ مزارهای مناطق مختلف است. فرهنگ نوشتاری، ادبیات و تصویرهای این بخش که همراه با سوگینه ها، هشدارها، پیام های ویژه از زبان درگذشتگان است، نوعی باور زندگان در باره ی پدیده مرگ و سوگواری است. جایگاه خانواده، اقوام، بستگان و پیوستگان سببی و نسبی در این بخش از فرهنگ عامه نمایان و خاص است. در آرامستان فولادشهر در استان اصفهان با این سنگ مزار مواجه شدم که از آن آموزگاری به نام شادروان پروین جورابچی است. کتاب فارسی اول دبستان و تصویری از تخته سیاه و الفبا، ابتکار بسیار زیبایی بود که توجه مرا به خود جلب کرد.
روحشان شاد باد.
✍عباس قنبری عدیوی
#تاریخ_فرهنگ_و_تمدن_ایران
#فرهنگ_مردم
#فرهنگ_و_ادبیات_عامه
/channel/hatefTa
🔘 یادداشت
🌀 ما شیوه زیست هزاران ساله در مناطق کویری را تغییر دادهایم
🌀 محمدابراهیم باستانی پاریزی: ما بدون اینکه توانسته باشیم مختصات کویر بیامان را تغییر داده باشیم و مثلاً یک قطره آب اضافی از آسمان بر آن بیاریم و یا یک شاخه گیاه بر آنچه سابق داشتهایم بیفزاییم – آمدهایم و داریم روال زندگی چندهزار ساله کناره کویر را – که قرنها و سالها با شرایط کویر سازگار بوده است – تبدیل میکنیم به زندگی کسانی که در شرایط کنارههای رودخانه سن و تایمس و میسی سی پی زندگی میکنند و این کار را آنهایی میخواهند به انجام برسانند که چند صباحی در دشتها و کوهستانهای پرباران (حدود یک متر و بیشتر) و پرجنگل اروپا و آمریکا به سر برده و در وانهای آب گرم هتلهایش تن شستهاند، اما فراموش نکنیم که هنوز دو ثلث از مملکت ما یعنی حدود یک میلیون کیلومتر مربع از کل یک میلیون و ششصد و چهل هزار کیلومتر مربع این فلات – بیابان لم یزرع یا کم باران است و سالی بیش از ۱۲ سانت باران ندارد.
📕حماسه کویر
🔸برگرفته از کانال تلگرامی جهان ایرانی
/channel/hatefTa
🎼نوای خوش ایرانی، فولکلوریک
ترانهٔ: "جوونای قلعه پیر"
خواننده: #نیلوفر_محبی
ارزش یک چیز، گاه در بهرهای نیست که از به دست آوردنش برمیآید، بلکه ارزشِ آن در گروِ بهایی است که برای به دست آوردنش پرداخت میشود؛ یعنی به اندازهٔ هزینهای که کردهایم.
فریدریش_نیچه
#نیلوفر_محبی
(۲۲ آبان ۱۳۶۶ تهران)
نوازنده ویولن، آهنگساز و بازیگر.
🔹برگرفته از کانال تلگرامی جهان ویران
/channel/hatefTa
🔹🔸🔹خوروبیابانک، ادبیات منظوم
🔹غزل، سروده: احمد یغمایی
🔸صبح را خواندم بر آن سمتی که می تابی
شنیدی در پی ترکی به ترکستان شد اعرابی
🔸طلوع مهر در گیسو،شهود و حس بیداری ست
شب تاریک گیسو را،خوراندی قرص بی خوابی
🔸میان آب چشمانت،نگاهم قصه می خواند
به دریای سفیدی می رود با قایقی آبی
🔸به جوی باغ لبخندت،روان خون دل ما باد
بر الماس دندانها، نشاندی یاس عنابی
🔸به جیحون دو چشمانت، کمانداری کمانگیری
و زیر ابروان داری هزاران تیر پرتابی
🔸بیا ای ترک شیرازی،اوستا تا بیاموزی
ز قرآن دو چشمان براه وقف بیتابی
🔸امیدم معجزی از گونههای سیب لبنانی ست
که لبها را بیاموزند درس و کیش شادابی
بیست ویکم آبان ۱۴۰۴
http://T.me/khourzad
🔹برگرفته از کانال تلگرامی میشود که من هم هستم
/channel/hatefTa
🔹خوروبیابانک--انساب
/channel/hatefTa
🕌بقعه معروف به سید داود/ امامزاده داود، در میدان مرکزی شهر خوربیابانک واقع و زیارتگاه عام است.
🔸گروهی از طائفه ها با واسطه او از حضرت امام موسی الکاظم علیه السلام نسب میبرند.
🔸از جمله خاندان معروف آیت اللهی های مقیم یزد، که از سادات جلیله وخوشنام آن شهر میباشند.
/channel/hatefTa
🔸برابر روایت مندرج در کتاب نسب نامه دودمان آیت الهی:《گروهی از سادات موسوی این دودمان، به مرحوم آیتالله یحیی رضوان الله علیه میپیوندند؛ و چنانکه آن مرحوم و دیگر معمران قوم گفته اند نسبت این گروه باچند واسطه به امامزاده سید داود(مدفون در جندق) ●
و از او با چند واسطه به احمدبن موسی (شاهچراغ) مدفون شیراز، و سرانجام به امام همام حضرت موسی بن جعفر علیه السلام میرسد...》🔻
/channel/hatefTa
🔸《آیت الله آقا سید یحیی بن آقا سید کاظم بن سید رضا بن آقا سید حسن بن سید محمد بن سید جعفربن سید ابراهیم؛ فقیه بزرگ و اعظم زمان، دوست و شاگرد و هم شهری دانشمند یگانه و فقیه بینه مرحوم آیتالله آقا سید محمدکاظم طباطبایی یزدی صاحب عروه الوثقی،(ف:۱۳۳۷ه،ق) سال ها در نجف اشرف از محضر افاضات علمی و فقهی آن سید جلیل و بزرگان دیگر کسب دانش و کمال نمود. سپس به یزد آمده و تا پایان عمر مرجع معتمد عموم و ملجأ طالبان علوم و صاحب مسند شرع و رئیس و مدرس حوزه علمی این شهر بوده است》
____
مأخذ: 📕 آیت اللهی، سید ابوالقاسم(۱۳۵۷): نسب نامه دودمان آیت اللهی یزدی؛ مقدمه،ص۲
●-تصحیح: خوربیابانک
/channel/hatefTa
#یزد_دودمان_آیت_اللهی_یزدی
#خوروبیابانک_تاریخ_انساب
#خوربیابانک_امامزادگان_سید_داود
#بخوانیم_بیندیشیم_همرسانی_کنیم
/channel/hatefTa
🔹حکایت
✍میرزا آقاخان کرمانی
《فاضل نراقی شعری چند گفته، بر یغمای جندقی عرضه داشت که هرگاه عاشق بر رخ معشوق خود نگاه کند در شرع گناهی نیست، و بوسه نیز گاهی؛ یغما همچنان با یک سکوت ادیبانه بر جای صابر بود.
/channel/hatefTa
فاضل گفت: چرا چیزی نمیگویی؟ یغما عرض کرد: منتظر فتوای سومین هستم 》
🔸و شعر این است:
عاشق ار بر رخ معشوقه نگاهی بکند
نه چنان است گمانم که گناهی بکند
ما به عاشق نه همین رخصت دیدار دهیم
بوسه را نیز دهیم اذن که گاهی بکند
🔸مأخذ 📕رضوان
#خوربیابانک_ادبیات_حکایات_لطایف
/channel/hatefTa
🔹🔸ملا احمد نراقی و ابوالحسن یغما
🔸روزی ملا احمد نراقی (مؤلف معراج السعاده) از اخلاق و رفتار مفتیان و ملایان معاصر خود سخت بر آشفته بود به یغما گفت: اگر اقتدار می داشتم این آخوندهای بی مذهب و بی ایمان فلان فلان را در یک روز میکشتم تنها یکی از انها را زنده می گذاشتم که اگر حضرت ظهور کند و از من مؤاخذه فرماید عرض کنم این یکی نمونه آنهاست.
یغما گفت: نه اقا همان یکی را هم بکشید.
نراقی با تغیر گفت: برای تبرئه خودم یکی از انها لازم است.
یغما با ملایمت گفت:
خیر قربان لازم نیست خودتان هستید.!
📕زندگی من، عبدالله مستوفی
🔸برگرفته از کانال تلگرامی تاریخ اصفهان
/channel/hatefTa
🌴انواع خرما و فرآورده های آن در طبس
🔸برگرفته از کانال تلگرامی دانشنامه طبس
/channel/hatefTa