1293
در رسانه تاریخی Historium مطالب تاریخی را با منبع بخوانید و از جدیدترین اخبار حوزه باستانشناسی ایران و جهان آگاهی یابید! راه ارتباطی (تبادل، تبلیغ، نظرات و انتقادات و پیشنهادات): @Historium_bot
✍در دورههای صفویه و افشاریه، افرادی از ملیتهای گوناگون در ایران به بردگی گرفته میشدند که در میان آنان، روسها نیز سهم قابلتوجهی داشتند. بسیاری از این افراد به دست اوزبکها اسیر میشدند و سپس به ایرانیان فروخته میشدند.
🔷آنتونی جنکینسون، جهانگرد و بازرگان انگلیسی، در جریان سفر خود به خیوه، ۲۵ تن از این بردگان را خریداری کرد و با خود به روسیه برد.
🔹در سال ۱۱۲۸ قمری، شمار زیادی از روسها بار دیگر به اسارت اوزبکها درآمدند. ماجرا از این قرار بود که پتر کبیر، برای مقابله با حملات مکرر اوزبکها به مرزهای روسیه و نمایش قدرت نظامی خود، سپاهی را به سوی خیوه روانه کرد.
🔶اما اوزبکها که توان رویارویی مستقیم با این سپاه را نداشتند، کاپیتان بکویچ، فرمانده جوان و کمتجربه آن، را فریب دادند. هنگامی که نیروهای روسی به دستههای کوچکتری تقسیم شدند، اوزبکها به آنان حمله کردند. گروهی از سربازان گریختند و به ایران پناه آوردند، اما بسیاری دیگر به اسارت درآمدند. اسیران نیز، مطابق رویهای که در آن منطقه رواج داشت، به بردگی فروخته شدند.
🔸نکته جالب آنکه جونس هنوی، جهانگرد و بازرگان انگلیسی، در سال ۱۱۵۶ قمری، در استرآباد با دو تن از بازماندگان این سپاه روبهرو شد که اکنون به بردگی درآمده و به سن پیری رسیده بودند. بااینحال، هنوی برخلاف جنکینسون، حاضر نشد آن دو را بخرد و آزاد کند. با این همه، سرنوشت او نیز چندان خوشایند نبود؛ اندکی بعد، اموالش به غارت رفت و خود او نیز تا آستانه اسارت و فروختهشدن به بردگی پیش رفت.
📚 منابع :
۱. آنتونی جنکینسون، (سفرنامههای انگلیسیها در ایران) ، انتشارات امیرکبیر، ص ۶۵.
۲.(سفرنامهٔ جان بل) ، انتشارات امیرکبیر، صص ۱۰۲–۱۰۵.
۳.(سفرنامه جونس هنوی) ، انتشارات امیرکبیر، صص ۴۰–۴۱.
*مترجم هر سه اثر: دکتر ساسان طهماسبی*
▪️ @HistoriumClub ▪️
#مقاله
▫️عنوان:
"An Inscribed Ostracon from the City of Sumhuram, Dhofar (Sultanate of Oman)" In Forty Years of Semitic Philology: Studies in Honour of Riccardo Contini, Vol. 1, pp. 49–58. 2026. Naples: UniorPress & ISMEO.
🖊نویسندگان:
"Silvia Lischi، Enrico Morano, Marco Moriggi"
▪️ @HistoriumClub ▪️
🎞 استقبالی کمنظیر از یک باستانشناس
دکتر یوسف مجیدزاده در میان مردم نظرآباد، همزمان با کاوشهای تپه ازبکی.
۲۰ شهریور، ۱۳۸۰
▪️ @HistoriumClub ▪️
✍بعد از نهار سوار کالسکه شده، به تماشای شهر رفتیم. از کوچه پارک مونسو که بسیار خوب کوچهای است و از باغ گلکاری خیلی خوبی گذشته، به آرک دوتریومف رسیده، رفتیم رو به باغ بولون.
🔷اول رفتیم به ژاردن دِ کلی ماتاسیون پیاده شده، داخل باغ شدیم. بعضی گلها داشت و جاهایی از سنگ ساخته بودند که به عینه کوه طبیعی بود. از آنجا درآمده، رفتیم به باغات وحوش و طیور. دور اتاقها را با سیم شبکه کرده و توی آنها آب و درخت برای طیور و حیوانات قرار داده بودند. اقسام مرغها و طوطیهای ینگی دنیا و افریقا و هند و استرالیا دیده شد. میمون و غیره هم بود. حیوانی است مسمی به کانگورو که در استرالیا پیدا میشود. خیلی شبیه است به موشده پا! چیز عجیبی است.
🔹تند میجهد، راه نمیتواند برود، دستهایش کوتاه است، پاها بلند، متصل باید بجهد. به قدر شغال بزرگ است. مادهاش هم در زیر شکم کیسه دارد که بعد از زاییدن بچههایش را توی آن کیسه گذاشته میجهد و میدود، بسیار پر دو میشود.
📚منبع : پاریس از دور نمایان شد (پاریس به روایت مسافران دورهٔ قاجار) ، علی اکبر شیروانی، ص40.
🌹@HistoriumClub🌹
💠 اندیشکدۀ باستانشناسی، میراث و جامعه با همکاری کتابخانۀ جندیشاپور ایرانمال برگزار میکنند:
نشست علمی، تخصصی و تحلیلی (نشست ۱)
"از آتن تا پارسه؛
واکاوی باستانشناختی و تاریخی سخنان وزیر خارجه آمريکا در آکروپولیس"
🎤 سخنرانان:
🔹دکتر کامیار عبدی: روابط ایران و یونان در سدههای پنجم و چهارم پ.م؛ فرای جنگ و ستیز
🔹دکتر مهرداد ملکزاده: اندیشههایی در باب «مادیمآبی»؛ پیوندهای فرهنگی و تاریخی میان ایران و یونان
🔹دکتر مصطفی دهپهلوان: پرسپولیس در آتش شایعه و واقعیت: تداوم انگارههای بربرسازی ایران از هلاس تا آمریکا
🔹دکتر فرزاد عابدی: آتش پارسی یا صلح پارسی؟ (بررسی رویداد تسخیر آتن توسط خشایارشا بر اساس شواهد نوشتاری و باستانشناختی)
🔹دبیر نشست:
نوروز رجبی
⏱ دوشنبه ۲۷ مهرماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۶ تا ۱۸
📍بزرگراه شهید خرازی، ایرانمال، کتابخانه جندیشاپور
🖥 پخش برخط:
▪️گوگلمیت:
meet.google.com/chp-haez-jxr
▪️صفحهٔ اینستاگرام:
@andishkadeh.ahs
به ما در اندیشکدۀ باستانشناسی، میراث و جامعه بپیوندید 👇
🔸 https://ble.ir/andishkadeh_ahs
🔸 /channel/andishkadeh_ahs
🔸 http://instagram.com/andishkadeh.ahs
▫️برای پیدا کردن پاسخ، به سراغ وبسایت رسمی مؤسسهٔ باستانشناسی آمریکا (Archaeological Institute of America) رفتم. همان نهادی که برگزارکنندهٔ این مناسبت است.
🔹ماجرا از سال ۲۰۱۱ آغاز شد، زمانی که این مؤسسه برنامهای با عنوان National Archaeology Day، یعنی «روز ملی باستانشناسی»، راهاندازی کرد. با گسترش مشارکت سازمانها و علاقهمندان خارج از ایالات متحده، نام این برنامه در سال ۲۰۱۳ به International Archaeology Day، یعنی «روز بینالمللی باستانشناسی»، تغییر یافت.
▫️این مناسبت اکنون هر سال در سومین شنبه اکتبر برگزار میشود و مؤسسات و سازمانهای مختلف در کشورهای گوناگون با برگزاری برنامههایی مانند بازدید از محوطههای باستانی، نمایشگاه، سخنرانی، کارگاه و فعالیتهای آموزشی در آن مشارکت میکنند.
🔹البته در فارسی «روز جهانی» معمولاً برابرنهادِ International Day به کار میرود (مثل روز جهانی زن) و کاربرد رایج آن اشتباه نیست. نکته این است که «بینالمللی» بودنِ یک مناسبت لزوماً به این معنا نیست که همهٔ کشورها آن را به رسمیت شناختهاند یا در تقویم رسمیشان ثبت شده است. این مناسبت برنامهای بینالمللی با پیشینه و برگزارکنندهای مشخص است، نه روزی جهانشمول که همهٔ کشورها بر سر آن توافق کرده باشند.
🔺پس شاید بهتر است در فارسی هم از عنوان دقیقترِ «روز بینالمللی باستانشناسی» استفاده کنیم.
▫️البته ما باستانشناسان و دانشجویان این رشته آنقدر مظلوم و مهجور هستیم که اگر یک روز هم برای تبریک گفتن به یکدیگر داشته باشیم، نباید بهسادگی از آن بگذریم! چه اشکالی دارد که به پیروی از قبلهٔ عالم علم و دانش (همان شیطان بزرگ)، روزی را بهانه کنیم تا کمی بیشتر درباره رشتهمان حرف بزنیم؟!
🔹ضمن اینکه قرار هم نیست همهٔ باستانشناسان جهان الزاماً در یک روز مشخص به یکدیگر تبریک بگویند. بسیاری از کشورها مناسبتهای مستقل خودشان را دارند. برای مثال، در روسیه و برخی کشورهای همسایه، ۱۵ اوت را بهصورت غیررسمی «روز باستانشناس» میدانند. روایتهای مختلفی دربارهٔ ریشهٔ آن هست، از شوخی دانشجویانِ یک اردوی کاوش گرفته تا اعلام این روز در یکی از کاوشهای دههٔ ۱۹۳۰ و تولد یک باستانشناس سرشناس. در اوکراین هم این روز از سال ۲۰۰۸ با فرمان رسمی به رسمیت شناخته شده است. یعنی بسیاری از این مناسبتها ریشه در سنت و فرهنگ و خاطرات خودِ باستانشناسان دارند، نه در مصوبهای جهانی.
🔺حال در این میان پرسش مهمتر این است که ما در ایران، در طول این سالها، برای معرفی باستانشناسی به جامعه چه کردهایم؟
▫️چند بار توانستهایم مردم را با فعالیتهای واقعی باستانشناسان و اهمیت پژوهشهایشان آشنا کنیم؟ چقدر از فعالیتهای ما از محدوده دانشگاهها و جمعهای تخصصی فراتر رفته است؟ اگرچه تلاشهای ارزشمند بسیاری در دانشگاهها، موزهها، انجمنهای علمی و میان پژوهشگران انجام شده؛ اما آیا مجموع این فعالیتها توانسته ارتباطی پایدار میان باستانشناسی و جامعه ایجاد کند؟
🔹شاید ما نیز بتوانیم این مناسبت را از یک پیام تبریک سالانه فراتر ببریم و بهانهای برای گفتوگو درباره باستانشناسی و جایگاه آن در جامعه قرار دهیم.
روز بینالمللی باستانشناسی مبارک👌
▪️ @HistoriumClub ▪️
✍سلطان سلیم عثمانی، با آگاهی از قدرت و شهرت شاه اسماعیل صفوی، درصدد رویارویی با او برآمد. سرانجام، دو طرف در آستانه نبردی سرنوشتساز قرار گرفتند؛ نبردی که در دشت چالدران رخ داد و به یکی از مهمترین رویاروییهای تاریخ صفوی و عثمانی تبدیل شد.
🔷قبل از جنگ چالدران ، شاه اسماعیل که احتمال میداد در جریان نبرد کشته یا اسیر شود، بنا بر روایت، شخصی هم نام خود را بهعنوان بدل خود معرفی کرد تا در صورت وقوع چنین حادثهای، حکومت ایران بیسرپرست نماند. این شخص بعد از شکست در چالدران و عقب نشینی فوری(بنا به قولی فرار) شاه اسماعیل به جنوب کشور، در ظاهر به جای شاه در صحنه سیاست در تبریز حاضر شد و سپاهیان عثمانی وقتی به تبریز وارد شدند او را با شاه اسماعیل اشتباه گرفتند.
🔹مردی که به گمان عثمانیان شاه اسماعیل بود، به اسارت آنان درآمد و او را نزد سلطان سلیم بردند. سلطان از او پرسید که آیا واقعاً شاه اسماعیل هستی و از نسل شیخ صفی و شیخ حیدر می باشی؟
اسیر پاسخ داد که اگرچه همنام شاه است، خود را فرمانبردار او میداند و در خدمت سرورش قرار دارد.
🔶سلیم از او خواست شاه و مردمش را انکار کند و به آنان توهین کند، تا جانش را ببخشد؛ اما اسیر از این کار نیز سر باز زد. او با لحنی تند به سلطان پاسخ داد و به جای انکار شاه خود، بر وفاداریاش به اسماعیل تأکید کرد. این سخنان خشم سلیم را برانگیخت و، بنا بر روایت، فرمان داد او را سنگسار کنند.
🔸اسیر پیش از مرگ نیز بر وفاداری خود پای فشرد و از اطرافیان خواست پیامش را به شاه اسماعیل برسانند و از او بخواهند انتقام خونش را بگیرد. سپس به فرمان سلطان کشته شد.
🔹مدتی بعد، گروهی از اسیران ایرانی که آزاد شده بودند، ماجرا را برای شاه اسماعیل بازگفتند. شاه با شنیدن خبر مرگ آن مرد، فرمان بسیج نیروها را صادر کرد و برای مقابله با عثمانیان به تدارک سپاه پرداخت. خبر این آمادگی به سلطان سلیم رسید، اما او با تمسخر از احتمال رویارویی دوباره با شاه اسماعیل سخن گفت و سپس راهی شام شد.
♦️اما به هرحال شاه اسماعیل، با سپاهیانش حرکت کرد و به سرزمین عثمانی ها رفت. مناطق بسیاری را ویران و خالی از سکنه کرد و مردم بسیاری را به اسارت گرفت. او جستجو کرد و ترکی به نام سلیم را یافت، فرمان داد که آن مرد به انتقام اسماعیل سنگسار شود و سپس با غنیمتی بزرگ به تبریز بازگشت.
🔺پ. ن : این روایتی است که از قول زکریا کاناکری نوشته شده است، تصویری از وفاداری به فرمانروا و فضای پرتنش روابط صفویان و عثمانیان در پی نبرد چالدران به دست ما میدهد.
📚 منبع: بازنویسی و خلاصه شده از کتاب ، وقایعنامه زکریا کاناکری شماس ، صص. ۳۱–۳۲، انتشارات طهوری، چاپ ۱۴۰۴.
🌹@HistoriumClub🌹
🔻«تأسیس گروه دانشگاهی، بدون فراهم کردن زیرساختهای علمی کافی، تضمینی برای توسعه باستانشناسی نیست.»
✍ایشیک تأکید میکند که شکلگیری یک نهاد دانشگاهی پایدار، فراتر از ایجاد یک گروه آموزشی و پذیرش دانشجوست. از نظر او، برخورداری از استادان متخصص، کتابخانههای جامع، تجهیزات پژوهشی و منابع لازم برای فعالیتهای میدانی، از الزامات آموزش مؤثر باستانشناسی به شمار میروند.
🔹او همچنین بر اهمیت تعامل نزدیک استادان و دانشجویان، آموزش عملی در محوطههای کاوش و فراهم بودن فرصتهایی برای گفتوگوی علمی تأکید میکند؛ عواملی که به باور او، در کیفیت تربیت باستانشناسان آینده نقش اساسی دارند.
▫️ایشیک برای توضیح دیدگاه خود، تجربه تحصیل نزد «اکرم آکورگال»، باستانشناس برجسته ترکیه، در دانشکده زبان، تاریخ و جغرافیای دانشگاه آنکارا را یادآوری میکند. او توضیح میدهد که حتی افزایش نسبتاً اندک شمار دانشجویان در کلاسهای درس آن دوره، نگرانیهایی را درباره کیفیت آموزش باستانشناسی ایجاد میکرد.
🔸او همچنین تجربه خود در آلمان را با گسترش نظام دانشگاهی ترکیه مقایسه میکند و بر اهمیت امکانات پژوهشی تخصصی، همکاری میان دانشگاهیان و دسترسی به کتابخانههای گسترده در آموزش باستانشناسی تأکید دارد.
🔻تجربه دانشگاه آتاتورک؛ توسعه یک گروه باستانشناسی چگونه امکانپذیر شد؟
▫️ایشیک در ادامه مقاله، تجربه خود از تأسیس گروه باستانشناسی دانشگاه آتاتورک را شرح میدهد. او در سال ۱۹۷۳، پس از پایان تحصیلاتش در آلمان، به ارزروم رفت و در کنار تومریس باقیر و گروهی از پژوهشگران، در شکلگیری زیرساختهای علمی این گروه مشارکت کرد.
🔹این فعالیتها شامل توسعه کتابخانه، فراهم کردن تجهیزات پژوهشی و ایجاد برنامههای آموزشی بود. گروه باستانشناسی دانشگاه آتاتورک در سال تحصیلی ۱۹۷۵–۱۹۷۶ پذیرش دانشجو را آغاز کرد و پس از گروههای باستانشناسی استانبول و آنکارا، به سومین گروه از این نوع در ترکیه تبدیل شد.
🔸بااینحال، خروج شماری از استادان بنیانگذار طی سالهای ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۰، گروه را با دشواریهایی روبهرو کرد. استادان باقیمانده ناچار شدند مسئولیتهای آموزشی بیشتری بر عهده بگیرند و همزمان برای حفظ بنیانهای علمی نهاد تازهتأسیس تلاش کنند.
▫️به گفته ایشیک، این گروه در ادامه نسلهایی از باستانشناسان را تربیت کرد که بعدها در دانشگاهها، موزهها و کاوشهای باستانشناختی سراسر ترکیه فعالیت کردند.
🔺پ.ن: در پایان باید خاطرنشان کرد که محور اصلی انتقاد ایشیک، صرفاً انتقاد به افزایش تعداد گروههای باستانشناسی نیست. او به ضرورت توجه به ظرفیت واقعی دانشگاهها برای آموزش متخصصان و فراهم کردن شرایطی است که دانشآموختگان بتوانند دانش و مهارت خود را در عرصه حرفهای به کار بگیرند.
منبع: Turkiye Today
تاریخ: 2026, 14 October
▪️ @HistoriumClub ▪️
✍سالهای واپسین حکومت نادرشاه یکی از بدترین مقاطع تاریخ ایران بود، زیرا کشور با جنگهای داخلی، آشوب، قحطی و بیماریهای واگیردار دسته و پنجه نرم میکرد و نادرشاه که محبوبیت خود را از دست داده بود، راهی جز توسل به خشونت نمیشناخت.
🔷یوهان یاکوب لِرش پزشک آلمانی که با سفیر روسیه به ایران سفرکرد، گزارشهای ارزشمندی بهویژه در مورد گیلان که در گرداب فقر و قحطی و بیماری فرورفته ارائه میدهد.
🔹وی در مورد آستارا مینویسد:
«مردم آستارا عمدتاً فقیر بودند و قحطیزده
به نظر میرسیدند. تعدادی از آنها برای گرفتن نان، نزد ما آمدند. پول، برنج و غله نزد آنها یافت نمیشد، زیرا شاه همه را تصاحب کرده بود.کودکانشان را به بهای ناچیزی میفروختند، اما سفیر به ما اجازه نداد که آنها را خریداری کنیم».
🔶رشت پایتخت گیلان نیز گرفتار قحطی و جنگ قدرت بود. لِرش که در رشت گرفتار شده بود، مینویسد:
«همهچیزگرفتار ناامنی و تزلزل بود، هیچ کالایی وارد شهر نمیشد و دکانها تعطیل بودند. نتیجه آن افزایش قیمتها و پدیدار شدن تعداد زیادی فقیر قحطیزده بود که راهی خیابانها شدند... در این اثناء، به خوردن آرد چاودار روسی، نان سوخاری کهنه و بلغور گندم سیاه رضایت دادیم».
♦️سرانجام، جادههای گیلان مملو از اجساد قربانیان قحطی و بیماری طاعون شد که بهسرعت شیوع پیدا کرده بود. کار به جایی رسید که بازرگانان روسی تعداد زیادی از کودکان ایرانی را با خود به روسیه بردند؛ کودکانی که به دلیل شیوع قحطی، به میل خود،با آنها روانه شدند.
📚منبع: سفرنامه لرش (ظهور و سقوط نادرشاه)، انتشارات امیرکبیر، ص 174، 202 و 212.
▪️ @HistoriumClub ▪️
🔺ایران و یونان، فراتر از نبرد و دشمنی🔺
قسمت دوم و پایانی
▫️متاسفانه در بسیاری از مطالب معاصر کمتر به اهمیت مصنوعات یونانی در ایران و دستساختههای ایرانی در یونان به عنوان مدرکی از روابط مستقیم فرهنگی یا سیاسی پرداخته شده است.
🔹یونانیان (مانند هرودوت)، که آزادانه در قلمرو امپراتوری ایران رفتوآمد میکردند، غیر از هنرها شیوه «چاپارهای سریعالسیر»، سبک ساتراپی و شبکههای راههای ایران را تحسین کردهاند. یونانیان همچنین به دنبال تصاحب موقعیتهای شغلی مختلف در ایران بودند.
🔸برای مثال افلاطون در بازگشت از سفر به قلمرو ایران، مغان را به آتن دعوت کرد. بهدنبال این دعوت، آناکساگوراس به آتن رفت و به ایراد خطابه در باب مبانی کیهانشناسی ایرانی پرداخت.
🔹حتی پس از سقوط هخامنشیان آنتیوخوس، شاه سلوکی (که در مکتب یونان آموزش دیده بود)، با افتخار خود را تحت حمایت داریوش و خشایارشا اعلام کرد. در اروپا نیز روابط ایران و یونان در ماورای جنگ و درگیری نمود یافت. مثلاً رافائل در مکتب یونان تصویری از زرتشت را کشید. هاندل نیز به همین شکل اپرای سیرسه (خشایارشا) را نگاشت که نه بر جنگ و دشمنی بلکه بر عشق و روابط انسانی مبتنی بود.
🔸متاسفانه در متون جدید علمی تا همین اواخر مجموع گفتمانهای فرهنگی میان ایران و یونان بهطور کامل نادیده گرفته میشد و فقط چند سوءبرداشت از این روابط توسط نویسندگان قدیم مبنا قرار میگرفت. حتی اصطلاح «بربر»، که یونانیان برای اشاره به غیریونانیها به کار میبردند، نیز از طریق معنی جدیدتر (رومی) آن مفهوم شد.
🔹این نگرش مغرضانه عمدتا در اروپای قرن نوزدهم به شکل بازخوردی از سیاستهای رایج و بهخصوص پس از تصرف یونان توسط ترکهای عثمانی و تلاش یونانیان برای رهایی شکل گرفت. بهمنظور پیروی از این دیدگاه، یافتههای باستانشناختی و متون را به میل خود تفسیر کردند، اما در عالم واقعیت، داستان چیز دیگری بود.
🔸اخیرا رهیافتی جامعنگر و نقادانهتر به دادهها نشان داده است که این دو تمدن پیوندهای فرهنگی نزدیکتری داشتهاند و در زمینههای هنر، معماری، زبان، مذهب، کیهانشناسی و فلسفه هرکدام بر دیگری تاثیر گذاشتهاند.
▫️نادیده گرفتن این تعامل هردو تمدن را از داشتن میراث واقعی خود، که از طریق ارتباطات فرهنگیشان مشهود است، محروم کرده است. از این رو، باید به بازنگری گستردهای در دیدگاه سنتی دست زد تا از آن طریق بتوان حاصل این تعامل فرهنگی که تا امروز نیز تداوم داشته است را به دست آورد.
📘منبع: شاهرخ رزمجو، «ایران و یونان: تاریخ گمشدهٔ روابط فرهنگی»، در: ایران قدیم و یونان قدیم: روابط بینافرهنگی، به ویراستاری سید محمدرضا دربندی و آنتیگونی زورناتزی، ترجمهٔ پوریا خدیش، صص. ۳۳۵–۳۳۶.
▪️ @HistoriumClub ▪️
🔺ایران و یونان، فراتر از نبرد و دشمنی🔺
▪️ @HistoriumClub ▪️
#کتاب
#معرفی_کتاب
📙کتاب "ایران ساسانی میان روم و استپهای اوراسیا"
"Sasanian Persia between Rome and the Steppes of Eurasia"
✍امپراتوری ساسانی یکی از بزرگترین قدرتهای جهان باستان بود. قلمرویی گسترده که از میانرودان تا بخشهایی از پاکستان امروزی و از آسیای مرکزی تا شبهجزیره عربستان امتداد داشت.
🔹این کتاب به روابط ساسانیان با همسایگانشان و عواملی میپردازد که به قدرت و ثروت این امپراتوری کمک کردند. از ارتش و زیرساختهای نظامی گرفته تا کشاورزی، تجارت، شهرنشینی و وضعیت جوامع اقلیت.
🔸یکی از بخشهای جالب کتاب، توجه به یافتههای باستانشناختی جدید، از جمله شهرهای بزرگ، استحکامات و سامانههای آبیاری است که تصویری متفاوت از ظرفیت اقتصادی و زیرساختی امپراتوری ساسانی ارائه میدهند.
🔹این کتاب میتواند برای علاقهمندان به تاریخ ساسانی، باستانشناسی ایران و روابط ایران و روم منبع جالبی باشد.
▪️ @HistoriumClub ▪️
👑👑👑👑👑👑👑👑👑
⭐️به مناسبت ۲ ساله شدن عمر چنلمون چنل های vip که قیمت یک میلیون هست به ۱۰ نفر اول رایگان میدیم و بعد از ۱۰ نفر به طور خودکار لینک باطل میشه جوین بدین⬇️⬇️⬇️🔔
/channel/addlist/IkhExTaCdgUzODU0
#تبلیغ_نیست
👑👑👑👑👑👑👑👑👑
💠فضای ترس و خرافه در سالهای پایانی حکومت نادرشاه💠
▪️ @HistoriumClub ▪️
💠مقاومت قزلباشان ایرانی در برابر حملات سلطان مراد چهارم به قلعه بغداد💠
▪️ @HistoriumClub ▪️
🔺بردگان روسی در ایران دورهٔ صفویه و افشاریه🔺
▪️ @HistoriumClub ▪️
#باستانشناسی
🔺از جهان اشکانی تا سواحل عمان؛ کتیبهای پارتی در شهر باستانی سُمهورام🔺
🔸قطعهای سفالی با نوشتهای به زبان پارتی، در شهر باستانی سُمهورام در منطقهٔ ظفار عمان کشف شده است. یافتهای که میتواند سرنخی برای بررسی حضور این زبان در ورای مراکز شناختهشدهٔ جهان اشکانی باشد.
▫️این قطعه در جریان فعالیتهای باستانشناختی سال ۲۰۱۹ به دست آمد. پژوهشگران، نوشتهٔ روی آن را که با خط آرامی ثبت شده، بررسی کردهاند؛ متنی کوتاه و آسیبدیده که خوانش بخشهایی از آن همچنان با ابهام همراه است. یکی از واژههای قابلتشخیص احتمالاً به معنای «تاکستان» است، هرچند تفسیر کامل متن بهسادگی ممکن نیست.
▫️سُمهورام شهری بندری در جنوب شبهجزیرهٔ عربستان بود و در شبکههای تجاری دنیای باستان جایگاه داشت. کشف این کتیبه بهتنهایی دلیلی بر حاکمیت سیاسی اشکانیان بر عمان نیست، اما اهمیت آن در فراهمکردن دادهای تازه برای مطالعهٔ زبان پارتی و ارتباطات دنیای باستان است.
📄منبع
Lischi, S., Morano, E., & Moriggi, M. (2026). “An Inscribed Ostracon from the City of Sumhuram, Dhofar (Sultanate of Oman).”
▪️ @HistoriumClub ▪️
#یادنامه
▪️یوسف مجیدزاده؛ از چهرههای اثرگذار باستانشناسی ایران▪️
✍درگذشت دکتر یوسف مجیدزاده، باستانشناس برجسته ایرانی، یادآور بخشی مهم از تاریخ باستانشناسی معاصر ایران است. پژوهشگری که کاوشهای او در محوطههایی چون تپه قبرستان، تپه ازبکی و جیرفت، نقش مهمی در گسترش شناخت ما از گذشته این سرزمین داشت.
▫️کاوشهای جیرفت و محوطه کنارصندل، نام مجیدزاده را فراتر از مرزهای ایران مطرح کرد و توجه پژوهشگران بسیاری را به ظرفیتهای باستانشناختی جنوبشرق ایران جلب کرد. اهمیت کارنامه او به کشفیات میدانی محدود نبود و پژوهشها و نوشتههایش نیز در شکلگیری بحثهای تازه درباره جوامع و تمدنهای باستانی ایران سهم داشتند.
▪️مجیدزاده از آن چهرههایی بود که دوست داشتم روزی فرصت دیدار و گفتوگو با او را پیدا کنم؛ فرصتی که متأسفانه هیچگاه فراهم نشد. اکنون با درگذشت او، آنچه باقی میماند میراثی پژوهشی است که ارزش آن را باید نهفقط در آثار کشفشده، بلکه در پرسشهایی جستوجو کرد که برای شناخت گذشته ایران پیش روی پژوهشگران قرار داده است.
یاد و نام دکتر یوسف مجیدزاده گرامی باد. 🖤
پ.ن: تصویر از کانال همسایه
▪️ @HistoriumClub ▪️
💠بازدید ناصرالدین شاه از باغ وحش بولوین فرانسه و تماشای کانگورو برای نخستین بار💠
🌹@HistoriumClub🌹
🔺اکنون نوبت شماست!🔺
✍به مناسبت روز بینالمللی باستانشناسی، اگر پرسشی درباره باستانشناسی، فعالیت باستانشناسان، وضعیت این رشته در ایران یا ارتباط آن با جامعه دارید، برایمان بنویسید.
🔺اگر دانشجوی باستانشناسی یا پژوهشگر این حوزه هستید، خوشحال میشویم از تجربهها و دیدگاههایتان بشنویم: به نظرتان برای شناساندن بهتر باستانشناسی به مردم چه باید کرد؟ دانشگاهها، موزهها، انجمنهای علمی و رسانهها چه نقشی میتوانند داشته باشند؟
🗣شاید همین گفتوگوهای ساده، قدمی کوچک برای نزدیکتر شدن باستانشناسی به جامعه باشد.
منتظر نظراتتان هستیم.
#باستانشناسی
🔺روز جهانی باستانشناسی یا روزی بینالمللی برای شناخت هرچه بیشتر باستانشناسی؟ مسئله این است!🔺
🖊نیما شیخ سعدی
✍چند سالی است که در کامیونیتی فارسیِ تاریخ و باستانشناسی تلگرام، ما هم به پیروی و اقتدا از قبلهٔ عالم علم و دانش، یعنی شیطان بزرگ (آمریکا)، روز «بینالمللی باستانشناسی» را که هر سال در سومین شنبهٔ اکتبر برگزار میشود، بهعنوان روز جهانی باستانشناسی به یکدیگر تبریک میگوییم!
🔸هیستوریوم هم از سال ۲۰۲۰ این رسم حسنه را آغاز کرده و هرساله پیام تبریکش را در کانال و گروههای مرتبط منتشر کرده است. امسال هم دیدیم که بعضی انجمنهای علمی دانشجویی باستانشناسی از یک روز جلوتر، پیامهای تبریکشان را منتشر کردهاند.
⁉️اما یک سؤال برای من پیش آمد: آیا ما واقعا با یک «روز جهانی» به معنای یک مناسبت رسمی و پذیرفتهشده در سراسر جهان طرف هستیم؟ یا ما هم مثل بسیاری از مواقع، یک عنوان را شنیدهایم، پسندیدهایم و سالها بدون بررسی دقیقتر تکرارش کردهایم؟
▪️ @HistoriumClub ▪️
💠شاه اسماعیل، بدل او و روایت انتقام از سلطان سلیم، روایتی از زکریا کاناکری💠
🌹@HistoriumClub🌹
#خبر
#باستانشناسی
🔺هشدار یک باستانشناس ترکیهای درباره افزایش تعداد گروههای باستانشناسی؛ آیا گسترش آموزش دانشگاهی به توسعه این رشته میانجامد؟
✍فخری ایشیک، استاد بازنشسته باستانشناسی ترکیه، نسبت به افزایش تعداد گروههای باستانشناسی در این کشور ابراز نگرانی کرده است. او معتقد است توسعه آموزش دانشگاهی، اگر بدون توجه به کیفیت آموزش، زیرساختهای پژوهشی و چشمانداز شغلی دانشآموختگان صورت بگیرد، لزوماً به تقویت این رشته منجر نخواهد شد.
▫️ایشیک در مقالهای با عنوان «بنیاد و ریشه» که در شماره سپتامبر ۲۰۲۶ مجله Anatolian Archaeology منتشر شده، با تکیه بر تجربه خود در تأسیس گروههای باستانشناسی دانشگاه آتاتورک در ارزروم و دانشگاه آکدنیز در آنتالیا، به بررسی چالشهای آموزش دانشگاهی باستانشناسی در ترکیه پرداخته است.
🔹به گفته ایشیک، ترکیه در حال حاضر ۴۵ گروه باستانشناسی دارد و سالانه بیش از هزار فارغالتحصیل جدید وارد این حوزه میشوند. او در عین حال به محدود بودن فرصتهای شغلی و دشواری تأمین و حفظ کادر علمی متخصص در دانشگاهها اشاره میکند.
ادامه مطلب...👇
▪️ @HistoriumClub ▪️
💠قحطی گیلان در آخرین سال حکومت نادرشاه💠
▪️ @HistoriumClub ▪️
#یک_صفحه_از_کتاب
🔺ایران و یونان، فراتر از نبرد و دشمنی🔺
قسمت نخست
✍دو تمدن کهن ایران و یونان به مدت حدود دویست سال با یکدیگر همزیستی داشتند. آنچه از این دوره طولانی در خاطرها باقی مانده عمدتاً مربوط به نبردهای بین آنهاست و روابط فرهنگیشان تقریبا بهطور کامل نادیده گرفته شده است.
🔹طبق دیدگاه سنتیای که از اواسط قرن نوزدهم پا گرفت، روابط این دو سراسر مبتنی بر جنگ و خصومت بوده است. با این حال، اکنون مشخص شده که ریشه اصلی این جنگها عامل اقتصادی بوده و در اغلب موارد دیگر، روابط مبتنی بر گفتوگو و تبادل فرهنگی استوار بوده است نه جنگ و دشمنی.
🔸منابع کهن نشان میدهند که عامل اصلی درگیری هخامنشیان با یونانیان تنبیه آنان به دلیل آتش زدن سارد و جلوگیری از ادعای قلمرویی آنان بود. به همین قیاس، لشکرکشی آتن به مصر بر سر مسائل قلمرویی نبود، بلکه دلایل قوی اقتصادی داشت. اندکی بعد، ایران و یونان به هم نزدیکتر و در پایان این دوره با هم متحد شدند.
🔹بهرغم منازعات سیاسی، ایران و یونان نهفقط پس از پایان یافتن جنگها بلکه حتی در طول آن نیز تبادلات فرهنگی گستردهای داشتند. شاهان ایرانی هیچگاه در برابر هنر و فرهنگ یونانی جبهه نگرفتند. آنها در سلک حامیان معابد یونانی درآمدند و در قلمرو خود، از پترا تا زانتوس، افسوس و هالیکارناسوس، به ساخت یا بازپیرایی بناهای یونانی پرداختند.
🔸این شاهان به آثار هنری یونانی علاقه داشتند و پس از به دست آوردنشان، آنها را در مکانی مطمئن در خزانه خود نگهداری میکردند. یونانیان نیز به هنر و فرهنگ ایرانی تمایل نشان دادند. یافتههایی از یونان نشانگر علاقه صنعتگران این کشور به عناصر هنری ایرانی است. برخی از این عناصر از طریق یونان به ایتالیا رسید و سپس نمود آنها در هنر دیگر کشورهای اروپایی تداوم یافت.
📘منبع: شاهرخ رزمجو، «ایران و یونان: تاریخ گمشدهٔ روابط فرهنگی»، در: ایران قدیم و یونان قدیم: روابط بینافرهنگی، به ویراستاری سید محمدرضا دربندی و آنتیگونی زورناتزی، ترجمهٔ پوریا خدیش، صص. ۳۳۵–۳۳۶.
▪️ @HistoriumClub ▪️
#کتاب
#معرفی_کتاب
📙"Sasanian Persia between Rome and the Steppes of Eurasia"
🖊Eberhard Sauer
▪️ @HistoriumClub ▪️
✍برای شناخت و بازآفرینی پوشاک ایرانیان در گذشته، نگارگریهای نسخههای مصور شاهنامه از منابع ارزشمند و قابلتوجه به شمار میآیند.
🔷بااینحال، در استفاده از این تصاویر باید به یک نکتهٔ مهم توجه داشت:
🔹 بسیاری از این نسخهها قرنها پس از دورهای که داستانهای شاهنامه در آن روایت میشوند، پدید آمدهاند و نگارگران، شخصیتهای داستان را با زبان هنری و پوشش رایج در روزگار خود به تصویر کشیدهاند.
🔶از نمونههای مهم میتوان به این نسخهها اشاره کرد:
📜 شاهنامهٔ بایسنقری — متعلق به دورهٔ تیموری، حدود ۸۳۳ق / ۱۴۳۰م؛ این نسخه در دربار شاهرخ تیموری و به سفارش بایسنقر میرزا تهیه شد.
📜 شاهنامهٔ طهماسبی — متعلق به دورهٔ صفوی و آغاز قرن دهم هجری / سدهٔ شانزدهم میلادی؛ یکی از برجستهترین آثار نگارگری مکتب تبریز در روزگار شاه طهماسب.
📜 شاهنامهٔ قوام — از جمله نسخههای مصور برجایمانده از دورهٔ صفوی که نگارههای آن نیز برای مطالعهٔ پوشش و شیوهٔ تصویرپردازی آن دوره اهمیت دارد.
...
منبع اصلی ویدیو (من فقط آهنگ ویدئو را تغییر داده ام، که به فضای کانال نزدیک باشد) :
https://www.instagram.com/p/DdvCcL0sPNU/
...
🌹@HistoriumClub🌹
🔺استبداد نادرشاهی و خرافهپرستی ایرانیان🔺
✍در سالهای پایانی حکومت نادرشاه، شورشهای پیاپی علیه حکومت سرکوب شده بود و خشونت و مجازاتهای سنگین، ترس زیادی در میان مردم و حتی برخی صاحبمنصبان ایجاد کرده بود.
🔷جونس هنوی که در همین دوره وارد ایران شد، در مسیر اردوی نادرشاه با چند افسر سپاه، از جمله یک افسر بلوچ، همراه شد که به حضور شاه احضار شده بودند.
🔹هنوی روایت میکند که هرچه به اردوی شاه نزدیکتر میشدند، نگرانی و خرافهپرستی همراهانش بیشتر میشد. یکی از افسران ورد و افسونی داشت و ادعا میکرد قدرت الهی دارد. قرار بود هنگام ورود به خیمه شاه، ده حرف خاص را تکرار کند، انگشتانش را در هم قفل نگه دارد و پس از رسیدن به تخت شاه، ناگهان دستهایش را باز کند تا «آتشبار جادویی» تخلیه شده و خشم شاه کاهش یابد.
🔶آنها حتی یک استخوان گوسفند پیدا کردند، آن را بهصورت قائم در زمین کاشتند و گفتند اگر به سمت اردوی شاه بیفتد، همگی به سلامت بازخواهند گشت و اگر به سمت دیگری بیفتد، باید خود را آماده سرنوشت کنند. البته استخوان به همان سمتی افتاد که از پیش به آن زاویه داده بودند. کمی بعد، دو گرگ بزرگ نیز از جاده عبور کردند که همراهان ایرانی هنوی آن را به فال نیک گرفتند.
🔸روز بعد، با چهرههایی غمگین و محنتزده، از هنوی خداحافظی کردند و به چاپاری که آنها را با خود میبرد، گفتند:
«چرا اینقدر عجله میکنی؟ مگر نمیدانی که برای محکومین، هر لحظه از زندگی چقدر مهم است؟»
🔺 پ.ن: نمیتوان این روایت را به همه جامعه ایران در دوره نادرشاه تعمیم داد، اما روایت هنوی تصویری جالب از فضای ترس حاکم بر بخشی از سپاه و اطرافیان نادرشاه به دست میدهد. تا آنجا که حتی افسران نظامی برای پیشبینی سرنوشت خود به ورد، فال و نشانههای طبیعی پناه میبردند.
📚 منبع: سفرنامه جونس هنوی، ترجمه ساسان طهماسبی، انتشارات امیرکبیر، ص ۸۹–۹۵.
▪️ @HistoriumClub ▪️
زیر آتش توپخانه؛ مقاومت قزلباشان ایرانی در قلعه بغداد
✍برای آنکه گوشهای از مقاومت سپاه قزلباش مستقر در قلعه بغداد در برابر حملات مکرر سپاه عثمانی روشن شود، میتوان به روایت واله قزوینی در گزارش خود از حمله سلطان مراد چهارم به بغداد اشاره کرد.
🔷پس از آنکه سلطان مراد چهارم وارد بغداد شد، سپاه عثمانی حمله به قلعه و استحکامات شهر را با شدت آغاز کرد. نیروهای عثمانی بهتدریج فشار خود را بر مدافعان افزایش دادند و سلطان مراد نیز شخصاً پیگیر عملیات محاصره بود. بنا بر روایت واله قزوینی، شدت تلاش او برای تصرف قلعه به اندازهای بود که از صبح تا شب و از آغاز روز تا پایان آن، آرام و قرار نداشت و تمام توجه خود را به گشودن قلعه معطوف کرده بود.
🔹در مقابل، مدافعان قزلباش قلعه نیز مقاومت سختی از خود نشان دادند. آنان با وجود شدت حملات، از دفاع دست نکشیدند و با جانفشانی به حفظ استحکامات پرداختند. آتش توپخانه مدافعان نیز خسارات سنگینی به نیروهای عثمانی وارد کرد؛ چنانکه در جریان این درگیریها، محمدپاشا، وزیر اعظم عثمانی، و شماری از پاشایان و فرماندهان سپاه عثمانی کشته شدند. قزلباشان همچنین چندین بار با نیروهای پرشمار عثمانی درگیر شدند و در این نبردها شمار زیادی از مهاجمان را از پای درآوردند.
🔶با وجود این مقاومت، سلطان مراد چهارم از ادامه محاصره و تلاش برای تصرف قلعه دست نکشید و بر شدت حملات افزود. در منابع آن دوره آمده است که شدت آتش توپخانه عثمانی در برخی روزها بسیار زیاد بود؛ بهگونهای که بنا بر گزارشی، تنها در یک روز حدود چهلوپنج هزار گلوله توپ به سوی قلعه شلیک شد. وزن هر یک از این گلولهها نیز حدود بیستوچهار من تبریز ذکر شده است. چنین گزارشی نشان میدهد که مدافعان قلعه بغداد در برابر یکی از سنگینترین فشارهای نظامی سپاه عثمانی قرار داشتند و با وجود بمباران مداوم و حملات پیدرپی، مقاومت آنان برای مدتی ادامه یافت.
اهمیت این روایت تاریخی از منبعی فارسی :
🔸این روایت نشان میدهد که مقاومت قزلباشان در بغداد تنها به رویارویی مستقیم با سپاه عثمانی محدود نبود، بلکه مجموعهای از دفاع مستمر، استفاده از توپخانه و استحکامات قلعه و پایداری در برابر محاصرهای طولانی و سنگین را دربرمیگرفت. از سوی دیگر، شدت و تداوم حملات عثمانیان و استفاده گسترده آنان از توپخانه، نشاندهنده اهمیت راهبردی بغداد و عزم سلطان مراد چهارم برای تصرف آن بود. بنابراین، مقاومت مدافعان قلعه بغداد را میتوان نمونهای از تلاش نیروهای ایرانی برای حفظ یک موضع نظامی مهم در برابر سپاهی بسیار پرشمار دانست؛ مقاومتی که بر پایه پایداری سربازان، بهرهگیری از استحکامات و توانایی وارد کردن تلفات به مهاجمان شکل گرفته بود، هرچند در آخر بغداد سقوط کرد و از خاک ایران جدا شد.
📚منبع: خلاصهای از متن کتاب خلد برین (ایران در زمان شاه صفی و شاه عباس دوم)، تألیف محمدیوسف واله قزوینی اصفهانی، صص. ۲۶۹–۶۹.
▪️ @HistoriumClub ▪️
از آنجا که ما در ایران فعلا چنین برنامهها و رویدادهایی را باید در خواب ببینیم، تماشای تصاویر و ویدئوهای بالا میتواند برای علاقهمندان تاریخ و باستانشناسی جالب باشد.
Читать полностью…