insightgroup_ir | Unsorted

Telegram-канал insightgroup_ir - [گروه روان‌تحلیلی بینش]

7512

یونس اقتداری| روان‌درمانگر تحلیلی Admin: @InsightGroup_Admin

Subscribe to a channel

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

در مواجه با بیماران بردرلاین، بیماران خیلی زیاد به چارچوب تحلیل حمله می‌کنند، اما تحلیل‌گر نباید بطور متقابل به آن‌ها حمله کند.


در واقع؛ در برخورد با این بیماران، با اینکه همیشه پستان بد بودن، برای تحلیل گر خسته کننده است. اما بسیار مهم است که؛ تحلیل‌گری که پستان بد می‌شود، از حملات نوزادِ خشمگین (بیمار) جان سالم به در ببرد.

وینیکات


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

افسوس و حسرت خوردن، راحت تر از تلاش و احتمال شکست خوردن است، برای همین هم؛ ترجیح ما انسان ها گاهی این است که بنشینیم و از نشدن و ناتوانی ها بگوئیم تا اینکه حداقل تلاشی برای شدن و توانستن نشان دهیم.

کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

بیماران اغلب با دانسته های بسیار می آیند، اما نمی‌دانند که چگونه بدانند. آن‌ها در آنچه از تحلیل‌گر خود در درمان پیشین آموخته اند گرفتار شده‌اند و نمی‌توانند به رشد خود ادامه بدهند، به خصوص زمانی که ضرورت های زندگی، انواع متفاوتی از تشویش های پیشین را به همراه می آورد.


این می‌تواند منجر به باور، به نوعی دانستن شود که آن را «شهود فرمولی» می‌نامیم. بروز این پدیده را می‌توان در بیمارانی دید که پس از شنیدن یک تداعی غافلگیرکننده چیزی از این دست می‌گویند: «آه، این می‌بایست پدر انتقادی من باشد (مادر، خواهر، برادر و...) که ظاهر شده است» یا «این می باید منِ قطعه قطعه شده باشد» یا «بخش همجنس بازم».

این‌ها، بصیرت هایی است که بیشتر منجر به توقف تفکر می‌شود تا برانگیزاننده آن و می‌تواند تبدیل به بخشی از روایت شخصی خود_فریبنده شود تا از شخص در مقابل ترس های ناخودآگاه یا بازاجرای آرزوها حمایت کند.

فرد بوش


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

نمی‌دونم چطور بهت ثابت کنم روانی نیستم وقتی خودت از قبل این قضاوت را دربارم کردی


درباره DSM

مینی سریال پنگوئن

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

مراحل رشدی از دیدگاه روابط ابژه

در مقابل؛ کوهات از داده های افراد بزرگسال در درمان استفاده می‌کند تا اتکاء اولیه خود به ابژه های خود (سلف آبجکت) را ردیابی کند. کوهات رشد یک خود منسجم و وقفه رشدی خود را توصیف می کند. کرنبرگ این فرایند های تمایز یافتگی را از طریق اشاره به در هم آمیختگی بازنمایی خود با یک بازنمایی ابژه و استقرار تدریجی یک بازنمایی خود تمایز یافته توصیف می‌کند.

در طول دوره پیش ادیپی و دوره ادیپ، روابط ابژه کودک بیشتر از آن که بین اید و ابژه هایش یا بین ایگو و ابژه هایش باشد، بین خود (یا بازنمایی های ذهنی آن) و ابژه ها (یا بازنمایی های ذهنی آن‌ها در رابطه با خود است.

نظریه پردازان مختلف در مورد این توضیحات متفاوت به بحث می‌پردازند و پرسش های مهمی را مطرح می‌کنند. به طور مثال؛ اگر کارکردهای ادراکی، حتی ادراکات درونی درباره خود، با ایگو توصیف می‌شوند، چطور بازنمایی ابژه می‌تواند قبل از ظهور ایگو وجود داشته باشد؟! آیا ممکن است که یک ایگو اولیه ای در همزیستی با اید وجود داشته باشد؟! آیا ایگو نسبت به اندیشه هایی که فروید عنوان کرده بود اولیه تر است؟!

ملانی کلاین تایید می‌کند که ایگو از ابتدای تولد وجود دارد و بسیاری از فرآیندهای در حال شکل گیری را به آن نسبت می دهد، حتی موضوعات ادیپال را به دوره پس از تولد نسبت می‌دهد، دو وضعیت رشدی او در طول یک سال اول زندگی اتفاق می‌افتد. پاسخ فیربرن در رابطه با این پرسش این است که او رشد ایگو را مرتبط با رشد روابط ابژه ایگو می داند.

روابط موضوعی و روان‌شناسی خود
مایکل سنت کلر


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

استولر، پرسون و اوسی، رابطهٔ بین آسیب و اختلال در فرزند پروری اولیه را با استحکام هویت جنسی مورد بررسی قرار داده اند. از نظر آن‌ها؛ نارضایتی از هویت جنسی، وجود یک هویت جنسی مغایر با وضعیت زیستی فرد است که به عوامل ژنتیکی هورمونی و دستگاه جنسی مربوط نیست.


هرچند این تحقیق درمورد متغییرهای زیستی ظریف‌تر، به ویژه در زنان جوان وجود ناهنجاری هورمونی را تأیید می‌کند، ولی به طور جدی تر شواهد بر اهمیت روابط اولیه استوار هستند. در این مورد پژوهش‌های روان تحلیلانه بر روی کودکان دچار ناهنجاری های هویت جنسی و تاریخچۀ بزرگسالان ترنسکشوال داده های مناسبی را در تأیید نتایج استولر ارائه داده اند.

در مردان ترنسکشوال، اغلب مادری مقتدر وجود دارد که دارای صفات شخصیتی دو جنسیتی است و از شوهر منفعل خود دور است. او پسرش را به شکلی نمادین، بی چون و چرا در خود حل می‌کند. این همزیستی سعادتمندانه، چنان قوی است که نقش مردانگی پسر را کاملاً محو کرده و او را به سمت همانندسازی با مادر سوق می‌دهد، تا جایی که منجر به رد نقش مردانه در او شود.

اما در مورد زنان ناراضی از جنسیت خود، مادری که شوهر او را رد کرده است و یا در دسترس نیست، ویژگی‌های فرزند را به عنوان یک دختر بچه تقویت نمی کند. بدین ترتیب؛ دختر شروع به جایگزین کردن آن با رفتار مردانه می کند که این امر سبب کاهش احساس تنهایی و افسردگی مادر می شود. بدین ترتیب؛ رفتار مردانه دختر از اندوه مادر می کاهد و وحدت خانواده را باز می‌گرداند.
شیوۀ والدگری، مخصوصاً مادر می تواند هویت جنسی و به طور کلی کارکرد جنسی عمومی فرد را تحت تأثیر قرار دهد و این امر فقط مخصوص انسان نیست.

طبق پژوهش‌های هارلو در میمون‌ها نیز دلبستگی ایمن از طریق تماس فیزیکی بین مادر و نوزاد برای رشد جنسی عادی آنها ضروری است.

اوتو کرنبرگ


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

در باب نارسیسیزم | دکتر علیرضا طهماسب

کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

«خلق ابژه» و «وهم همه توانی»، پایه های «خوراک نخست خیالی» هستند. انباشتگی نیازهای کودکانه، در تلاقی با وضعیت دغدغه مادرانه نخستین مادر، منجر به مفهومی می‌شود که وینیکات «خوراک نخست خیالی» می‌نامد.


در آغازِ راه تفکر نمادین و تخیل، نیازها با پاسخ هایی که در پی آن‌ها می‌آید منطبق می‌شوند. برای مثال؛ وقتی نوزاد گرسنه است، هنوز نمی‌داند این احساس چیست، اما مادر تا حدودی به واسطهٔ شهود و «عقل سلیم» می‌داند.

این موجب می‌شود؛ نوزاد احساس کند مرتب به آنچه می‌خواهد میرسد و باعث می‌شود احساس کند خداست، اما این بهشت به پایان می‌رسد و چون اصل واقعیت به تدریج معرفی می‌شود، مادر به کودک کمک می‌کند که سرخورده شود یا از وهم خارج شود و به تدریج بینش پیدا کند که خدا نیست!

بستر تحلیلی، به واسطهٔ انتقال، فضای بازگشت بیمار به مراحل تحولی را که به خصوص به دلیل تروما دردناک بوده فراهم می‌کند. این مفهوم، مشابه «نقاط تثبیت» فروید است.


سرمشق های بالینی ملانی کلاین و دونالد وینیکات


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

ما شغل هایمان را همچون لباس بر تن خود شیفتگی خود می‌کنیم تا برهنه نباشیم با اختگی مان. لااقل؛ از تحلیلگر انتظار می‌رود این را بداند و خود را پیش خود باد نکند. بیمار، هر چه می‌خواهد می‌تواند در مورد تحلیلگر فکر کند، اما مهم است که تحلیلگر در مورد خود چه فکر می‌کند.

اصولاً، تحلیلگر هیچ ارزش مجزایی نسبت به بیمار ندارد و ارزشمندی او نتیجه انتقال دیگران به جایگاه اوست. وهمِ اینکه من چیزی هستم، گنجی هستم که دیگران باید به من ارجاع کنند و ایده های مرا در خود تکثیر کنند، او را از هر چه تحلیل در مورد وضعیت انتقالی خالی خواهد کرد.

▫️بازنشر از پیج اینستاگرام:
instagram.com/my.therapy1856


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

‏اگر درمانگر در پلتفرمی که درمانجوها حضور دارند فعاله و آگاه به این مسئله‌ست که محتوای منتشرشده (جزئیات سفر، روابط، عقاید سیاسی، درد دل، غر زدن، روزمره‌نویسي و…) توسط درمانجوها دیده میشه، احتمالاً در اتاق درمان هم توانایی خنثی ماندن پایینی داره و جلسه تماماً مختص درمانجو نیست.

‏چنین درمانگری ممکنه از تعامل دوطرفه یا دوستانه و توجه گرفتن از بیماران لذت نارسیستیک ببره اما مثل همیشه جنبه‌ی آسیب‌زای قضیه متوجه درمانجوهاست.
‏آگاهی از اتفاقات زندگی و ترجیحات شخصی درمانگر نوعی disillusionment محسوب میشه و انتقال‌های شدیدی رو ممکنه ایجاد کنه.

@analysand_7

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

📄 ازدواج و روابط زوجی از منظر روان‌تحلیلی

ارائه: یونس اقتداری
دبیر نشست: گوهر دائی کندی

جاهایی که مکث و سکوت هست، سوال پرسیده شده و متاسفانه ضبط نشده.

کانال تلگرام کلینیک مهرجان
🆔
@mehrejanbnd


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

مادر به اندازه کافی خوب، درست قبل از تولد نوزاد، معمولاً می‌تواند تسلیم این وضعیت خاص ذهنی شود؛ «که تا اندازه زیادی او نوزاد است و نوزاد اوست».


این وضعیت ذهن، تحت عنوان «دغدغه مادرانه نخستین»، معادل یک بیماری روانپزشکی در نظر گرفته می‌شود‌ وینیکات، تأکید کرد که این وضعیت، معمولاً چند هفته پس از تولد کودک به طول می انجامد و مادر معمولاً به دلیل سرکوبی حافظه، این تجربه را فراموش می‌کند.

این وضعیت ذهنی مادر، به بسیاری از فرایندها بخصوص اینکه؛ نوزاد در مورد خود پنداره و ظرفیت تحول تفکر نمادین از آن بهره‌مند خواهد شد کمک می‌کند. نوزادی که احساس می‌کند نیازهایش برآورده می‌شوند «ابژه را خلق می‌کند» و این موجب احساس همه توانی می‌شود.

چرا نوزاد احساس همه توانی می‌کند؟!
وینیکات می‌گوید؛ نوزاد به چیزی نیاز دارد اما در آغاز نمیداند که به آن نیاز دارد. به عنوان مثال؛ نوزاد تازه متولد شده که به دلیل گرسنگی گریه می‌کند، هنوز نمی‌داند این گرسنگی در بدنش، در واقع به چه معناست. وقتی پستان با مادری که کاملاً با وضعیت درماندگی نوزادش همانندسازی کرده همراه می‌شود و نوزاد تغذیه می‌کند، احساس می‌کند دقیقاً همان چیزی را که میخواسته دریافت کرده است.

اگر می‌توانست حرف بزند، می‌گفت؛ «این درست همان چیزی است که می‌خواستم». این تجربه موجب توهمِ خلق جهان و کنترل جهان می‌شود. از نظر وینیکات؛ این «وهم همه توانی» که «ابژه را خلق می‌کند»، تجربه ای ضروری و ریشۀ خودانگاره است. همچنین؛ ریشه اعتماد به محیط است، به این معنا که؛ نوزاد هر آنچه نیاز دارد به دست خواهد آورد‌. با این حال؛ این تجربه می‌تواند تنها تا زمانی معنادار باشد که؛ نوزاد به تدریج در می یابد این «بهشت» نمی‌تواند برای همیشه ادامه یابد و فرایند سرخوردگی باید ادامه پیدا کند.

سرمشق های بالینی ملانی کلاین و دونالد وینیکات


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

در عشق سالم؛ ابژه جنسی و ابژه عشق یک نفر است. و در عشق ناسالم؛ برای هر کدام یک ابژه مجزا در نظر گرفته می‌شود!

گویی مرد اینطور می‌پندارد که؛ برخی زنان لایق سکس اند و برخی زنان لایق عشق، هیچ زنی نمیتواند هر دو را با هم داشته باشد! و هر زنی که به او عشق می‌ورزم، نمی‌توانم با او بخوابم و با کسی که می‌خوابم نمی‌توانم به او عشق بورزم.‌ چنان کودکی که در کشاکش مرحله‌ ادیپال، دست از میل ورزی(میل جنسی) به محبوب خود یعنی؛ مادر می‌کشد و صرفاً اورا دوست خواهد داشت.

یونس اقتداری


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

«مادر بیش از اندازه خوب، نمی‌تواند کودک خود را به منزله یک ارگانیسم در حال تحول و متمایز بپذیرد. جفت مراقبت کننده از نوزاد، به طور نامحسوسی، با حفظ یک همانندسازی متقابل فراگیر که در واقع؛ مساوی با آمیختگی است به یک وضعیت همیشگی تبدیل می‌شود. مادر خودش را تنها تأمین کننده ارضای کودکانه می‌داند و قادر به پذیرش این باور نیست که کودکش می‌تواند ناکامی یا نفرت را تحمل کند».

شیلدز


گویی؛ مادر، فرزند ضعیف خود را بر دوش خود می‌گذارد و نمی‌خواهد بپذیرد که؛ فرزندش توان راه رفتن نیز دارد و نیازی نیست که با پاهای مادر از جایی به جایی دیگر برود! اما مادر می‌خواهد بیش از حد حضور داشته باشد، آنقدر زیاد که حتی توانایی دیگری نفی و بقای وی در گرو حضور مادر و دیگران مهم تصور و این تصویر ساخته شده درونی می‌شود.

حال؛ کودکی که ناکامی ابتدایی را تجربه و تحمل نکرده است، چطور ناکامی ناشی از زیست در ارتباطات اجتماعی دوره های بعدی زندگی را تاب می آورد؟!

این کودک، در بزرگسالی، احتمالاً با ایگوی بادکرده و خودمحوری خویش، فردی پرتوقع، با میل بیش از اندازه به خدمت کردن دیگران به وی و ارضای نیازهایش به هر طریق ممکن وارد ارتباط شود. فردی که ارتباط هایش را نه برای عشق، بلکه برای ارضای نیازهای خود می‌خواهد و هرجا که نیازهایش ارضا و برآورده نشود، آن رابطه را ترک می‌کند و هیچ تمایلی به ماندن در رابطه ای که لازم باشد خود مسولیتی را به دوش بکشد نخواهد داشت.

البته این تمایل به ارضای نیاز، یک تمایل افراطی ست و دیگری هم باید بصورت افراطی در خدمتش باشد، هرچند؛ هیچگاه رضایت خاطر کسب نمی‌شود، چونکه هیچکس چنان مادرش اورا ارضا نمی‌کند!


یونس اقتداری


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

ما بی آنکه بدانیم،دوست داریم که معشوق امروزمان همان ویژگی مشترک معشوق های دیروزمان را داشته باشد و اگر بیشتر پیش برویم می‌بینیم که؛ انتهای این موضوع در نهایت به همان ویژگی های پدر و مادرمان می رسد؛ من دیگری را برای آنچه که هست دوست ندارم، بلکه او را برای آن بخشی از خودم که در او هست دوست دارم.

خوان داوید نازیو


انتخاب معشوق، نه هشیار و آگاهانه بلکه ناهشیار و ناآگاهانه رخ می‌دهد. چیزی که ما در ابتدای آشنایی با دیگری،به عشق تعبیر می‌کنیم، صرفاً یادآوری هست که در سطح کلام نمی‌گنجد، بلکه در قالب احساسات بروز پیدا می‌کند، و برای همین هم میگوئیم؛ نمی‌دانم چه شد که خوشم آمد، او را دیدم و قبلم به لرزه افتاد و یک حس و حال عجیب را تجربه کردم که قابل وصف نیست.

و حس می‌کنیم شخصی غریبه احساس عجیبی را در ما برانگیخته است و حتی فراتر می‌رویم و میگوئیم؛هیچگاه چنین احساسی را تجربه نکرده ام، اما واقعیت این است که احساسات تجربه شده، تکراری هستند از آنچه که قبلا تجربه شده و چهره، رفتار و... طرف مقابل بازنمودی از افرادی ست که قبلاً چنین احساساتی را در ارتباط با آن‌ها تجربه کرده ایم.

کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

♦️آرش حیدری از جماعتِ تنهایان سخن می‌گوید🔺

@joreah_journal

کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

برای کودکی که بیش از حد منتظر مادرش مانده، تنها واقعیت؛ ازدست دادن است، یعنی؛ هراس از مرگ، نبودن و فراموشی!

وینیکات | آدام فیلیپس


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

یک گوش که مدام می‌شوند، اگر روزی شنوندگی خود را، به هر دلیلی، از دست بدهد بی ارزش می‌شود.


ارزشمندی و بی ارزشی افراد در رابطه هم می‌تواند چنین باشد. مادام که فرد حضور در هر لحظه را حفظ کند و به نیاز های طرف مقابل پاسخ دهد و از نیاز های خویش چشم بپوشد، انسانی ست امن و مورد اعتماد، اما همینکه نتواند یا نخواهد در خدمت امیال دیگری باشد، تبدیل به انسانی ناامن و غیرقابل اعتماد می‌شود که لایق بدترین هاست!

امنیت و اعتماد و نقطه مقابل آن، ساخته و پرداخته ذهن یکی از افراد است که از نیازهای ناهشیار به توجه طلبی و مراقبت و تایید شدن افراطی نشات می‌گیرد. فردی که دوست دارد دیگری صرفاً برایش حضور داشته باشد نه اینکه هر دو در رابطه باشند، یک نفر و نیازهایش ارجحیتی تمام ناشدنی دارد!

ناتوانی در دیدن دیگری و نیاز هایش، از تمایلات نارسیستیک نشأت می‌گیرد و فرد دیگر یا در خدمت وی می‌باشد و یا به شدت طرد و تحقیر خواهد شد.‌ این افراد حتی اگر نیازهای دیگری را بشناسند و بخواهند که به دیگری بها بدهند، این مطلب را می‌سنجد که آیا چیزی عایدشان می‌شود؟! البته، نه صرفاً مالی!

کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

این انتظاری نابجاست که روان‌کاوان، از بیمارانشان بخواهند با ترس‌ها، حسرت‌ها و اندوه خود روبه رو شوند، پیش از آن که ظرفیت و تخیل لازم برای چنین کاری را داشته باشند.

جوزف، 1989


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

مراحل رشدی از دیدگاه روابط ابژه

مدل رشدی فروید، بر ظهور انرژی غریزی در مناطق بدنی تمرکز دارد که شامل؛ مراحل دهانی، مقعدی و تناسلی می‌شود. از نظر او؛ مرحله ادیپال که تقریبا از سن ۳ تا ۵ سالگی اتفاق می‌افتد، یک دوره جدیدی برای کودک است، بطوریکه؛ او از یک رابطه دوتایی مادر و کودک به یک رابطه سه تایی حرکت می‌کند. از نظر فروید؛ درک بحران دوره ادیپ، برای فهم روابط ابژه (سرمایه گذاری لیبیدینال روی ابژه ها) و الگوهای نوروتیک بسیار اهمیت دارد.

نظریه‌های روابط ابژه، اساساً نظریه‌های رشدی هستند که به بررسی فرایندهای رشدی و روابط پیش از دوره ادیپ می‌پردازند. فیربرن، ماهلر، کلاین و کوهات، در مقایسه با فروید، برای بحران‌های رشدی اولیه تر اهمیت بیشتری قائل بودند. موضوع مهم رشدی برای آن‌ها؛ حرکت کودک از یک وضعیت در هم آمیخته و وابسته به مادر به سوی یک حالت پیشرونده عدم وابستگی و تمایز یافتگی است. «مخزن» عزت نفس کودک در طی دوره اولیه در هم آمیختگی و همزیستی پر می‌شود. و جدایی از ابژه در این دوره حسی از تهی و خالی بودن به کودک می‌دهد.

نظریه پردازان روابط ابژه، ظهور خود را مرتبط با رشد بالغانه روابط ابژه می‌دانند. نظریه های روابط ابژه، با نگاه به روابط و فرایندهای کودک در رابطه با مادر، به بحث در مورد زمانیکه ساختارهای روانی، مانند؛ ایگو شکل می‌گیرند و نیز کیفیت روابط این ساختارها با ابژه ها می‌پردازند.

خود در مراحل خاص رشد، کیفیات متفاوتی از رابطه را دارا می باشد، به این معنا که؛ خود در ابتدا در هم آمیخته و نامتمایز از مادر است و به مرور که به یک تمایز یافتگی می رسد و خودش را جدا از مادر تجربه می کند، به استقلال بیشتری دست می یابد. ماهلر، با استفاده از مدل تجربی مشاهده، به توصیف رشد کودک از همزیستی به سوی یک جدایی و فردیت می‌پردازد.

روابط موضوعی و روان‌شناسی خود
مایکل سنت کلر


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

بررسی مادران افسرده نشان می‌دهد که؛ وجود گسسـت بدون جبران، در دوآوایی مادر_نوزاد افسرده امری رایج است. اینجاست که تعادل میان خود تنظیمی و تنظیم متقابل متزلزل می‌شود. ثرندایک می‌گوید؛ وقتی خود تنظیمی برای نوزاد کاری طاقت فرسا می‌شود، احتمال آسیب شناسی روانی وجود دارد. ثرندایک در ادامه می‌گوید؛ الگوهای تنظیم نادرست، بستر همۀ روابط و تعاملات بعدی هستند.


در نوزاد، انتظار گسستِ بدون جبران شکل می‌گیرد. انتظاری که به نوبه خود تعاملات بعدی او را شکل می‌دهد. تحقیق ترونیک در مورد گسست و جبران در رابطه دوتایی (دوآوایی) مادر_نوزاد به ارائه پیش‌بینی‌هایی راجع به مسیر دلبستگی نوزاد به مادر در آینده منجر شده است.

یافته‌های ثرندایک نشان می‌دهند که؛ در دسترس بودن شخص مراقب اهمیت زیادی دارد. ثبات و قابل پیش بینی بودن ابژه، نوعی فرایند سازمان دهنده ایجاد می‌کند. مدل گسست و جبران علاوه بر اهمیت در درک و پیشبینی سبک های دلبستگی، تأثیر گسترده ای بر نظریه های روانکاوی در زمینه مفاهیم درونی سازی و شکل گیری ساختار داشته است.

به عقیده ثرندایک؛ در تنظیم متقابل، هر یک از طرفین رابطه بر «وضعیت آگاه» طرف مقابل خود اثر می‌گذارد. ثرندایک می‌گوید؛ هر شخص یک سیستم خود سازمان بخش است که حالت خودآگاه خود (وضعیت سازمان مغز) را می سازد و این حالت خودآگاه با همکاری یک سیستم خود سازمان بخش دیگر می‌تواند به حالاتی منسجم تر و پیچیده تر بسط پیدا کند.

مدلی که ثرندایک در مورد گست و جبران ابداع کرد، تأثیر چشم‌گیری بر تحول نظریه روان تحلیلی داشته است، مثلاً؛ تعدادی از نظریه پردازان برجسته چون فروید و كوهات، همگی از تأثیر گسست و عدم توازن به مثابه عوامل مهمی در انسجام ساختاری یاد می‌کنند. یافته‌های ثرندایک، مفاهیمی تکنیکی دارند، به طوری که دریافتیم؛ هم روانکاو و هم بیمار از طریق خود تنظیمی و تنظیم متقابل، حالاتی از خودآگاهی دوتایی منحصر به فردی را خلق کرده و تغییر می‌دهند.

تحلیلگر، با استفاده از مفاهیم ترونیک به بررسی رفتارهای خود_تنظیمی بیمار می پردازد. اگر روانکاو، درک درستی از این مفهوم نداشته باشد، ممکن است رفتارهای بیمار را به اشتباه نشانی از گریزان بودن و گسستگی روانی تشخیص دهد.

تحقیق ثرندایک در مورد خود_تنظیمی، تنظیم متقابل، گسست و جبران، در فهم آسیب روانی حاصل از رویارویی نوزاد با مادری که از افسردگی مزمن رنج می‌برد، مفاهیمی خارق العاده را مطرح می‌کند. تحقیق ثرندایک ما را به درک روانکاوانه بهتری از رابطه متقابل بیمار_تحلیلگر رسانده است و به درک بهتر ما از درمان نیز کمک کرده است.

مادر و کودکش| سلمان اختر


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

یک عزیزی این پیام را فرستاد و سریع بلاک کرد

✔️بیشتر از هر چیزی به قدرتی که به روانشناس ها داده تعجب کردم، که بلدند ولی برای سود بیشتر می‌خوان جامعه را بیمار نگه دارند

✔️نه داداش متاسفانه روانشناس‌ها و روانپزشک‌ها هنوز چیز زیادی از مغز و روان نمیدونند(در مقابل عظمت مغز و روان)، چه برسه به اینکه همه چیز را بدونند و کنترل کنند

✔️بحث هم فقط روانشناس جماعت نیست، جدا از نوابغ علوم انسانی هر چی مهندس و پزشک باهوش هم وارد این رشته‌ها شده کار عجیبی نتونسته بکنه(یعنی پیشرفت ها آروم آروم بوده ) دلیلش هم احتمالا ماهیت بسیار پیچیده سیستم اعصاب و روان هست نه فقط بیسوادی ما ها، اکثر ما روانشناس‌های ایرانی هم تهش بتونیم، رویکرد ها را خوب یاد بگیریم،تمرین کنیم، حرفه ای بشیم و از این تئوری‌های برای درمان اختلالات روانی و شخصیتی استفاده کنیم اونم تا حدی و با شرایطی(هدف بی ارزش کردن کار نیست، خواستم جنبه جادویی که به رواندرمانی داده میشه را رفع کنم)


🔥خلاصه اینکه خیلی خبری نیست، این نوع بدبینی‌ها هم برام قابل درک هست ولی فعلا رشته نوپای روان پزشکی و روانشناسی در این حد نیست، ولی قطعا با این سرعت پیشرفت در بیست سی سال آینده (اگر منقرض نشیم) پیشرفتهای عجیب غریبی در حیطه درمان اختلالات روانی خواهیم داشت

@NeoRavankavi

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

کودکان چگونه تلاش میکنند با غیبت مادر کنار بیایند؟!

غیبت مادر ممکن است ضمن حضور او با خلق افسرده یا هر نوع حالی که بر کیفیت توجه او اثر بگذارد اتفاق بیفتد. از نظر وینیکات کودکی که مادری به شدت افسرده دارد ممکن است «حس کند دائماً در حال رها شدن است».

او به روشنی از کودکانی میگوید که به دلیل نیاز به «مراقبت از خُلق مادر» از مسیر رشدی خود منحرف شده اند. ممکن است کودک نیاز مبرمی حس کند به اینکه مادر دست نیافتنی خود را به قیمت سرزندگی و خودجوشی خود زنده نگه دارد.

همان طور که شعر او نشان می‌دهد، چنین کودکی ممکن است از طریق زنده نگه داشتن مادرش برای خود زندگی بسازد.

وینیکات | آدام فیلیپس


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

اگر روانکاو، در برابر تکانه های پرخاشگرانه بیمار نابود نشود، یعنی؛ تاب بیاورد و مقابله به مثل نکند، بیمار می‌آموزد؛ که خود و احساساتش خطرناک و نابود کننده نیستند. می‌تواند به خود، دیگری و احساساتش اعتماد کند.

به تعبیر سلمان اختر؛ مادر، در رابطه نوزاد_مادر، فقط باید مادر باشد.


در تحلیل هم اینگونه است؛ روان‌کاو باید روانکاو باشد، نه چیز یا کس دیگر و نه حتی مشابه دیگرانی که بیمار با آن‌ها ارتباط داشته و دارد. اگر روانکاو، فقط روانکاو باشد، بیمارکه مادرش، فقط مادر نبوده است، فرصتی برای بیمار نبودن پیدا می‌کند.

کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

📌مروری بر روابط عاشقانه براساس دیدگاه اتو کرنبرگ

تسهیل‌گران:
سهیل بهزادی | یونس اقتداری

▫️زمان:‌ یکشنبه 25 آذرماه 1403
▫️ساعت: 20 الی 21:30

شرکت در این جلسه رایگان، بصورت آنلاین و در بستر گوگل میت برگذار می‌گردد.


ثبت نام از طریق یکی از آیدی های تلگرام زیر:
@Soheilbehzady |@youneseghtedari

کانال تلگرام روان گفت
🆔
@ravangoft



این وبینار با همکاری کلینیک تعادل شیراز و تحت نظارت دکتر حسن مختار پور برگزار خواهد شد.

کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

تجربه پیش از تولد کودک

زمانی که کودک در رحم مادر است، همانطور که مادر خود را برای استقبال از کودک آماده می‌کند، کودک نیز وجود مادر را تجربه می‌کند. جنین در حال تحول، با هستی مادر سهیم می‌شود. محیط درون رحمی، اشتراک ریتم های زیستی و ترکیب مزه ها و مواد مختلف را فراهم می‌کند.


نوزاد در حال تحول، صدای آواهای مادر را تجربه کرده و به آهنگ حرکات او خو می‌گیرد. این رابطه نزدیک پیش از تولد بین کودک و مادر سبب می شود بخشی از شوک حاصل از تولد تسکین یابد و کودک سریع تر به رفتارهای مادر پاسخ دهد و به آمادگی بیشتر کودک برای پاسخ به رفتارهای مادر کمک می کند (ورنی و کلی،1981).

در عین حال؛ حتی پیش از تولد، نوزادان، میزانی از آگاهی ادراکی از بدن خود، به عنوان موجودی مجزا دارند (روچت، 2001). بنابراین؛ پدیدایی خود پیش از شکل گیری پیوند و آشنایی با مادر آغاز شده است. مدت هاست می‌دانیم که افسردگی مادر می‌تواند تأثیری چشمگیر بر نوزاد تازه متولد شده داشته باشد. اما دانش به نسبت جدیدی وجود دارد که نشان می‌دهد افسردگی در دوران بارداری، بر کودک متولد نشده نیز تأثیری چشمگیر دارد (دایتر، اموری، جانسون و راينور، 2008).

جنین مادران افسرده داخل رحم، نسبت به جنین مادران غیر افسرده واکنش‌های متفاوتی از خود نشان می‌دهند. ماه پنجم تا هفتم، جنین مادران افسرده، فعال تر از جنین مادران غیر افسرده است. بعداً؛ این تفاوت با کاهش فعالیت و کاهش پاسخ دهی به تحریکات خارج رحمی در حدود ماه هشتم بارداری معکوس می‌شود، بنابراین؛ این ناتنظیمی زیستی رفتاری مشاهده شده در نوزادان تازه متولد شده مادران افسرده، احتمالاً در دوران بارداری ریشه دارد و ممکن است جریان تحول عصبی رفتاری اولیه کودک را تغییر دهد. که این تغییر نیز به نوبه خود می‌تواند بر پیوند مادر کودک تأثیر گذار باشد.

مادر و کودکش| سلمان اختر


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

📌علیرضا زالی رئیس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی: بیماری روان دومین بیماری شایع کشور است!

علیرضا زالی رئیس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی: بعد از اختلالات اسکلتی، بیماری روان یکی از شایع‌ترین بیماری‌ها در کشور است. برچسب‌زدن به افرادی که مبتلا به بیماری روان هستند، خیانتی به این افراد است، این بیماری‌ها نیز مثل یک سرما خوردگی نیاز به مداخله و درمان دارد.


کووید طولانی مسئله جدی و مبتلابه در عرصه سلامت جهانی است که بخش بزرگی از افسردگی‌ها، اضطراب، انزوا، اختلال تمرکز و در برخی موارد آسیب به قسمت‌هایی از مغز را شامل می‌شود.تکانه‌های ناشی از کووید ۱۹، سوگ‌های فروخفته و بدون برگزاری مراسم در خانواده‌ها خصوصا در میان خانواده‌های ایرانی یکی از دلایل افزایش بار بیماری‌های روان در کروناست.


مشاهده خبر

کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

مادر به اندازه کافی خوب، مادری است که؛ همراه با کم شدن دل‌مشغولی های اولیه مادرانه خودش، اجازه جدایی از خویش را به نوزاد بدهد.


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

📌 هفدهمین جلسه ژورنال کلاب مهرجان

«ازدواج و روابط زوجی از منظر روان تحلیلی»

ارائه دهنده: یونس اقتداری
دبیر نشست: گوهر دائی کندی

زمان: شنبه 12 آبان 1403
ساعت: 20 الی 21:30

شرکت در ژورنال کلاب مهرجان، رایگان و بصورت آنلاین در گوگل میت برگزار می‌گردد.


ثبت نام از طریق آیدی های تلگرام زیر:
@Gohar_dk | @youneseghtedari

کانال تلگرام کلینیک مهرجان
🆔 @mehrejanbnd


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

انرژی نیروگذاری شده ی عناصر سوپرایگو، نه از ادراکات شنیداری، دستورالعمل‌ها، خوانده ها و...، بلکه؛ از نهاد سرچشمه می‌گیرد. بنابراین؛ چگونه است که سوپرایگو، خود را اساساً به شکل یک احساس گناه متجلی می‌سازد؟! یا بهتر بگوئیم، به صورت نکوهش، زیرا احساس گناه، ادراک ایگو، متناظر با نکوهش است و در عین حال چنین خشونت فوق العاده و شدیدی نسبت به ایگو دارد؟!

در مالیخولیا، سوپرایگو بیش از حد قوی که زمام خودآگاه را به دست گرفته، خشم و غیظ بی رحمانه خود را نسبت به ایگو بروز می‌دهد، گویی تمام سادیسم موجود در این فرد را در چنگ خود دارد. در مورد سادیسم، باید بگوئیم که مؤلفه ویران‌گر در سوپرایگو سنگر گرفته و به ایگو حمله می‌کند.

آنچه اکنون در سوپرایگو حکمرانی می‌کند؛ کِشتِ خالص غریزه مرگ است و در واقع؛ اگر ایگو با پناه بردن به شیدایی به موقع، خود را در مقابل این دیکتاتور ستمگر محافظت نکند، معمولا به سوی مرگ رانده خواهد شد. جالب اینکه؛ افرادی که روان نژندی وسواسی دارند، بر خلاف کسانی که به مالیخولیا مبتلا هستند، هرگز به سوی خود تخریبی قدم بر نمیدارند. گویی؛ از خطر خودکشی مصون اند و به مراتب، بیش از شخص هیستریک از آن در امان هستند.

زیگموند فروید


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…
Subscribe to a channel