3677
همه عالم تن است و ایران دل ❤️ این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی [ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
🎥 تبریز،
با همان بزرگواری همیشگی
@IranDel_Channel
💢
🔴 شاهنامه و آیندهٔ ایران
✍️ جواد رنجبر درخشیلر، دانشآموختهٔ علم سیاست و شاهنامهپژوه
مقدمه
نخست باید توضیح بدهم که بحث دربارهٔ شاهنامه و آیندهٔ ایران و مواردی مشابه به قول مرحوم استاد بدیعالزمان فروزانفر «مزلّه» است. کوچکترین بیاحتیاطی زبان را به دامِ ابتذال و مهملگویی و کلّیگویی میکشد. بنابراین این عنوانها را باید با نهایتِ «محافظهکاری» بحث کرد.
بحث را میتوان با این پرسش آغاز کرد: ادبیات و آیندهپژوهی چه ربطی به هم دارند؟ آیا این دو را میشود به هم مرتبط کرد؟ اصلاً مرتبط کردنی هستند یا نه؟
اگر آیندهپژوهی را به دقت و عمقِ فرهنگی آن بررسی کنیم به نظر میرسد تصویر یا تصوّر آینده بیش از آن که به علوم تجربی مربوط باشد به ادبیات مربوط است و به طور مشخص در رُمان میتوان آینده را ساخت و یا به بحث گذاشت. البته بدیهی است که این گزاره قابلیتِ بحثی مفصل دارد. دستکم میتوان به جرأت گفت که آیندهپژوهی علمی تجربی نیست، یا فقط علمی تجربی نیست و ادبیات در آن نقشی مهم و برجسته دارد. آیندهپژوهی برساختِ آینده هم است. یعنی زمانی که دربارهٔ آینده سخن میگوییم عملاً داریم آینده را میسازیم. به همین دلیل در آیندهپژوهی از عبارت «هنرِ گمان» استفاده میکنند. آینده پیشبینیهای اکنونِ ماست. هنر و خاطره و رؤیا در آن نقشی مهم دارد. آنچه انتظار داریم و آنچه برای آن آماده میشویم، آیندهٔ ماست. بنابراین آینده فقط محاسباتِ ریاضی نیست. آیندهپژوهی خود آیندهسازی است.
اگر این مفروض ما باشد پرسش بعدی این است: جای ادبیاتِ کهن در آن آیندهپژوهیِ آیندهساز کجاست؟
معمولاً تصور میشود که ادبیاتِ کهن متعلق به گذشتهای از دست رفته است و منطقاً نباید تعلّقی به آینده و حتی اکنون داشته باشد، این تصور درست نیست. اگر رؤیای آینده داریم، در گذشته هم شناخت اسطورهای داشتهایم. رؤیای آینده بیشناخت اسطورهای نمیتواند پایه و ریشهای داشته باشد. بنابراین هر آنچه برای آینده میاندیشیم بیربط به شناختِ اسطورهای ما نیست. خیال آینده در ناخودآگاه جمعی ماست که ادبیات مهمترین مؤلفهٔ أن است.
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 کتابخانهٔ مرکزی تبریز برگزار میکنند:
«کلاسهای شاهنامهخوانی»
آموزگار:
بهمن دمشقی خیابانی
زمان:
شنبهها ساعتِ ۱۷ تا ۱۹
(شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ برگزار خواهد شد.)
جایگاه:
تبریز، خیابان آزادی، پایینتر از چهارراه لاله، کتابخانهٔ مرکزی تبریز
حضور در این کلاس برای همگان آزاد و رایگان است.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 شاهنامه و نظریهٔ ایرانشناسی جدید
✍️ جواد رنجبر درخشیلر؛ دانشآموختهٔ علم سیاست و شاهنامهپژوه
منظور از ایرانشناسی در این عنوان دانشی است که غربیها از حدود قرن ۱۷ صورتبندی کردند. موضوع این دانش، ایران، فرهنگ، زبان، تاریخ و وجوه دیگرِ زندگی اجتماعی در ایران است. آنچه را که غربیها از ایران در این دوره صورتبندی کردند، خود ما به صورت علمی و صورتبندیشده نمیدانستیم و پیشینهٔ آن را نیز نداشتیم. اینجا پرسشی مهم مطرح میشود که آیا ایرانیان در آن روزگار از فرهنگ و تاریخِ خود هیچ آگاهی نداشتند؟ و آیا همانطور که دانشِ ایرانشناسی را غربیها صورتبندی کردند، روح و مفاهیمِ آن را نیز غربیها کشف و طرح و آغاز کردند؟
پاسخ بیتردید منفی است. ایرانشناسی در زندگیِ ایرانیان جاری بود. نیاکانِ ما به صورت روزمره در ایران با فرهنگ و مفاهیمِ ایرانی زندگی میکردند، اما نمیتوانستند دانستهها و حس و تعلّق خود را به صورتِ دانشی منسجم و مُدوّن از نوع علمِ غربی شکل بدهند. این کار را غربیها کردند و ایرانشناسی را به صورت علمی تدوین کردند.
بعد از مشروطه، ایرانشناسانِ ایرانی پدیدار شدند: از استادان علامه قزوینی و سید حسن تقیزاده تا استاد مجتبی مینوی و ایرج افشار. بزرگانِ ایرانشناسِ این دوره، مفرداتِ ایرانشناسی را در سطحی بسیار بالا یافتند و بیان کردند؛ از جمله مباحث تاریخی و جغرافیایی و زبانی و تصحیح متنهای کهن و وجوه دیگر زندگی اجتماعی ایرانیان را. آنچه را استادان این دوره به دقت انجام دادند، میتوان مفرداتِ ایرانشناسی نامید که اساسِ ایرانشناسی است. اما آنچه که فوقالعاده ضروری است «نظریهٔ ایرانشناسی» است. مفردات اساس و پایهٔ ایرانشناسی است، اما کافی نیست. ما امروز دربارهٔ تاریخ، جغرافیا و متونِ کهن در ایران، ریشهشناسیِ واژهها و به طور کلی مباحثِ زبانشناسی، استادان برجسته و آثار فوقالعاده مهمی داریم، ولی نظریهٔ ایرانشناسی بر مبنای این مفردات نداریم، به طوری که مسائل ما را منسجم و فلسفی و تاریخی و عمیق توضیح بدهد.
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 لسانالغیب؛ معنایی فراتر از عرفان
✍️ جواد طباطبایی؛ فیلسوف سیاسی ایران
بدینسان، تأمّل خردگرا در تقدیرِ تاریخیِ ایرانزمین که به دنبال چیرگی تُرکان و قشریّت دینی و پس از قتل شهابالدین سهروردی، نه در قلمرو اندیشهٔ فلسفی امکان داشت و نه در گسترهٔ شعر حماسی فارسی، در قلمرو دیگری از تجلیّات روحی ایرانیان ظاهر شد. این دورهٔ دوّم ادب فارسی که با مرگ فردوسی آغاز شد و با جامی به پایان رسید، سدههای سیطرهٔ تدریجی عرفان بر ادب فارسی بود که همزمان با یورشِ مغولان به کمال رسید. در این دوره نیز، از دیدگاه تأمّل فلسفی در تقدیر تاریخی ایرانزمین، تنها یک شاعر به مقامی بلند دست یافت. حافظ شیرازی در واقع شاعری بود که پیش از آنکه شعر قدیم فارسی در سراشیب انحطاط بیفتد، ادب فارسی را با دریافتی از اندیشهٔ ایرانشهری درآمیخت و آن را به تأمّلی در وجوهی از انحطاط ایران در دورهٔ اسلامی تبدیل کرد. نویسندگان تاریخ ادبی ایران و مفسّران دیوان حافظ دربارهٔ سرشت درونمایهٔ شعر این شاعر سخنان بسیاری گفتهاند و از آنجا که در این دوره از تاریخ ایران، صوفیان به متفکّران قوم تبدیل شده بودند، حافظ را بیشتر در شمار شاعران عارف آوردهاند. تردیدی نیست که زبان شعری حافظ در بخشهایی از دیوان او، زبان ادب عارفانه است؛ امّا این کاربرد زبان ادب عارفانه در دورهای که اندیشیدن ایرانی در زاویههای صوفیان پناهگاهی امن یافته بود، خلاف آمد عادت نبود. بلکه برعکس، اهمیّت حافظ در این است که در بخشهای مهمّی از دیوان خود، ظاهر ادب عرفانی را با باطن تأمّلی در تقدیر ایرانزمین جمع کرده است. مناقشههای بسیار دربارهٔ درونمایهٔ شعر حافظ و اینکه او تنها شاعری است که ـ مانند فردوسی امّا در صورتی متفاوت ـ در تاریخ ایران، در میان ایرانیان اجماعی دربارهٔ اهمیّت و مقام او به وجود آمده، مبین این است که درونمایهٔ شعر حافظ را نمیتوان به شمار نهچندان بسیار بیتها یا اندک غزلهای عارفانهٔ او فروکاست. او مانند بسیاری از شاعران پرآوازهٔ ایرانی به زبانی سخن میگوید که زبان عرفانی است، امّا مضمونی دیگری جز عرفان را در این زبان بیان میکند. شاید معنای «لسانالغیب بودن حافظ» نیز همین بوده است.
🔴 بُنمایه:
زوال اندیشهٔ سیاسی در ایران، سید جواد طباطبایی، تهران: مینوی خرد، ۱۳۹۶، صص ۵۰۷-۵۰۸.
@IranDel_Channel
💢
🎥 اندیشهٔ سیاسی در شاهنامه
ویژگیهای اندیشهٔ سیاسی برآمده از شاهنامه کداماند؟
جواد رنجبر درخشیلر، دانشآموختهٔ علم سیاست و شاهنامهپژوه تبریزی در گفتگو با تارنمای «اکوایران» (برنامهٔ سروستان) به این پرسش، پاسخ میدهد.
(زمانِ گفتگو: "۲۸:'۴۸)
🔴 این گفتگو را به طور کامل از تارنمای «اکوایران» تماشا کنید.
🔴 پوشهٔ شنیداری را از «اینجا» بشنوید
@IranDel_Channel
💢
⚫️ چراغهایی که در ۸۸ روز قطعی اینترنت خاموش شدند
ایرانشناسانِ نامدارِ رُخ در نقابِ خاککشیده در ۸۸ روز قطعی اینترنت
دریغا که شاید برخی نام آنان را نشنیده و یا آشنایی مختصر و کمی با ایشان داشته باشند. اما رفتن هر کدام برای ایران و فرهنگ ایرانی، زیانمندی بس سترگیست.
استادان ارجمند جلال خالقی مطلق، اصغر دادبه و جلیل دوستخواه، هر کدام قدمهای استوار و بزرگی برای شناخت ما از ایران برداشتند.
جلال خالقی مطلق با صرف بیشتر عمر خود بر روی شاهنامهٔ فردوسی، معتبرترین تصحیح را از حماسهٔ ملی ایرانیان به دست داد. اصغر دادبه نیز تأثیر بسیاری بر روی شناخت ما از فلسفه، عرفان و ادبیات فارسی بهویژه حافظ شیرازی داشته است. جلیل دوستخواه با برگردان و گزارش کهنترین سرودهای ایرانی یعنی اوستا راه کتابِ خود را به خانهٔ بسیاری از ایرانیان باز کرد و کمک شایانی به آشنایی عمومی ایرانیان از متنِ دینی باستانیشان کرد.
بزرگداشت و یادکرد آن بزرگواران شاید امید و انگیزهای شود برای ادامه دادن برای کشور ایران و فرهنگ ایران
(پردک (اسلاید) از نیمروز)
#یادها
@IranDel_Channel
💢
🎥 پیام تصویری سجاد آیدنلو، استاد زبان و ادبیات فارسی و شاهنامهشناس به مناسبتِ برگزاری شبِ «شاهنامه و جلال خالقیمطلق» از مجموعه «شبهای بخارا»
پنجشنبه دهم اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ خورشیدی؛
تهران، خانهٔ هنرمندان ایران، تالار استاد جلیل شهناز
● زندهیاد استاد جلال خالقیمطلق؛
ادیب، ایرانشناس و شاهنامهشناس شهیر ایرانی؛
۲۰ شهریور ۱۳۱۶ خورشیدی
۹ اسفند ۱۴۰۴ خورشیدی
#یادها
@IranDel_Channel
💢
⚫️ که ایران چو باغیست خرّمبهار...
بعد ۸۸ روز بازگشتیم تا باز از کشور و ملت ایران بگوییم و باز با صدای رسا بگوییم:
همه عالم تن است و ایران دل
نیست گوینده زین قیاس خجل
@IranDel_Channel
💢
🎥 گلنوشتهای ایرانی در مورد جایگاه زن و مادر به روایت زندهیاد استاد عبدالمجید ارفعی
@IranDel_Channel
💢
🔴 مؤسسهٔ پژوهشی میراث مکتوب
قابل توجه علاقمندان به تاریخ، فرهنگ و ادبیات ایران و زبان فارسی
● کانال تلگرامی مؤسسهٔ پژوهشی میراث مکتوب را برای اطلاع از برنامهها، کتابهای منتشره و ... از نشانی زیر پیگیری کنید:
/channel/mirasmaktoob
● کانال تلگرامی اکبر ایرانی، بنیانگذار و مدیرعاملِ مؤسسهٔ پژوهشی میراث مکتوب را از نشانی زیر پیگیری کنید:
/channel/Mirasmaktoob_Irani
● نشانی:
تهران؛ خیابانِ انقلاب؛ بین ابوریحان و دانشگاه؛ شمارهٔ ۱۱۸۲ (ساختمان فروردین)؛ طبقهٔ ۲؛ واحد ۸
● شمارهٔ تماس:
۰۲۱ - ۶۶۴۹۰۶۱۲
● رایانامه:
info@mirasmaktoob.ir
● تارنمای فروش آثار:
www.mirasmaktoob.net
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 کُردستان؛ قربانی اصلی تروریسمِ تجزیهطلب
✍️ بهروز حسینی
پس از خبر ائتلافِ احزاب تروریستی حدکا و پژاک و کومله و بحثهای جداییطلبانهای که مطرح کردند، نیروهایی ملی واکنشی درخور نشان دادند که باعث جری شدن تمام جبههٔ ارتجاع و حامیان این تروریستها شد. این گروهها در طی سالیان، خود را در پشت "مردم شریف و میهندوست کُرد" پنهان کردند، درحالی که بزرگترین دشمن کُردها همین تروریستها هستند. در مطلب فوق به بررسی پیشینه این گروهها و خطِّ مشی فکری و مرامنامه و عملکردشان پرداختم.
یادداشت را از طریقِ عکسنوشتهها به ترتیب از شمارهٔ ۱ تا ۸ مطالعه کنید.
🔴 بُنمایه:
صفحهٔ اینستاگرام نویسنده
🔴 پینوشت:
بازنشرِ یک یادداشت به معنای تأییدِ کلِّ محتوای آن نیست.
@IranDel_Channel
💢
⚫️ عبدالمجید ارفعی دانای زبانهای خاموش، به وادی خاموشان پیوست
● عبدالمجید ارفعی
پژوهشگر برجستهٔ مطالعات ایران باستان و متخصص زبانهای عیلامی و اکدی
۹ شهریور ۱۳۱۸
۶ اسفند ۱۴۰۴
عبدالمجید ارفعی، پژوهشگر برجستهٔ زبانهای باستانی و یکی از نخستین مترجمان ایرانی استوانهٔ کوروش بزرگ، چهارشنبه ششم اسفند ۱۴۰۴ در ۸۶ سالگی بر اثر بیماری ریوی درگذشت.
او از معدود متخصصان ایرانی در حوزهٔ زبانهای عیلامی و اکدی بهشمار میرفت و بخش مهمی از فعالیت حرفهای خود را به مطالعه و ترجمهٔ اسناد و کتیبههای دورههای باستانی اختصاص داد.
نام عبدالمجید ارفعی بیش از همه با ترجمهٔ فارسی استوانهٔ کوروش بزرگ گره خورده است که یکی از مهمترین اسناد دورهٔ هخامنشی محسوب میشود.
او تحصیلات خود را در مؤسسهٔ شرقشناسی دانشگاه شیکاگو گذراند و در ترجمهٔ لوحههای گلی تختجمشید نقشی مهم داشت.
آقای ارفعی همچنین در حوزهٔ میراث فرهنگی برندهٔ جایزهٔ «سرو ایرانی» و دریافتکنندهٔ نشان «خورشید» کمیسیون ملی یونسکو و نشان ایکوم ایران شده بود.
رُوانشان به مینو شاد و یادشان گرامی
#یادها
@IranDel_Channel
💢
🔴 ایراندل | IranDel
کانالِ تلگرامی ایراندل، سه ساله شد.
همه عالم تَن است و ایران دل
نیست گوینده، زین قیاس خجل
(نظامی گنجهای)
🔴 هدف از بنیانِ کانال ایراندل و تداومِ آن چیست؟
۱) استادان، متخصصان و کارشناسان در رشتهای از علوم انسانی که ایراندوست و ملّی هستند، با دغدغهی ایران، گاهگاه در روزنامههای کشور، کانالِ تلگرامی یا صفحاتِ مجازی شخصی خود و... یادداشتهایی در دفاع از کشور - ملت ایران، تبیین امرِ ملی، دفاع از ارکانِ هویت ملی و دفاع از منافعِ کلان ملی منتشر میکردند که کمتر به دستِ مخاطبِ ایرانی میرسید و در فضای مجازی و در میان انبوه مطالب و جنجالهای خبری، گم میشد و آنچنان که باید دیده نمیشد.
انسجامبخشی و تجمیع این مطالبِ با دغدغهی ملّی و ایرانخواهانه و بازنشر آنها با هدفِ بیشتر و بهتر دیده شدنشان، از اهدافِ اصلی کانال ایراندل است.
۲) شاید مشکلات بنیادین کشور، مشکلات فراوانِ اقتصادی و تلاطمهای سیاسی، توجه به فرهنگ، هنر، تاریخ، ادبیات و آیینهای ایرانی را به حاشیه بکشاند. لذا از اهدافِ کانالِ ایراندل است که ضمن بازنشر یادداشتهای سیاسی و اقتصادی و توجه به مشکلاتِ بنیادینِ کشور، از توجه به فرهنگ، هنر، تاریخ، ادبیات و آیینهای ایرانی هم غافل نشود که اینها ریشهها و داشتههای غنی کشور و ملّت ایران هستند و موجب قدرت و تقویت وحدت و انجسامِ ملّی میشوند.
۳) یادکردِ بزرگان و فرهیختگانِ ایرانزمین و اطلاعرسانی دربارهی نشستها و آیینهای ملی، معرفی کتاب و نشریات ملی و ایرانخواهانه و ... از دیگر اهدافِ کانال ایراندل است
با این سه هدف عمده، کانال تلگرامی ایراندل در دوم اسفند ۱۴۰۱ خورشیدی، گشایش یافت و کمکم تجربه آموخت، حتماً خطاها و کاستیها هم فراوان بوده و امید است با پندآموزی از خطاها و تقویتِ نقاطِ قوّتِ احتمالی، روز به روز پختهتر، تأثیرگذارتر و پرمخاطبتر و از همه مهمتر سودمندتر گردد و کانال در خدمتِ ایران و ایرانی باشد.
با شعارِ مهم "دغدغه ایران" و "پرداختن به مشکل ایران"، کانال ایراندل آغاز بکار کرد و امید است که در این مسیر، ثابتقدم و کامیاب گردد.
و اما موفقیت هر رسانهای وابسته به همراهی مخاطبان آن است و تمام شهروندانِ ایرانی که "دغدغه ایران" دارند به کانالِ تلگرامی ایراندل دعوتاند. ضمن سپاس فراوان از همراهی و مهرِ مخاطبان گرامی که به تدریج و کمکم به کانال ملحق شدند، خواهشمند است چنانچه کانال تلگرامی ایراندل را در راستای اهداف ذکر شده، مفید و سودمند ارزیابی میکنید، به دوستان و مخاطبانِ صفحاتِ مجازی خود، معرفی نمایید و آنها را به کانال خودشان - کانالِ هر ایرانی دغدغهمندِ ایران - دعوت کنید و این پیام را در گروههای مختلفِ تلگرامی و کانالهای تلگرامی شخصی خود به اشتراک بگذارید.
خواهشمند است، اعلانهای کانالِ ایراندل (notification) را فعّال نگه دارید و بعد مطالعهی فرستهها (پستها) چنانچه فرستهای را سودمند ارزیابی کردید، آن فرسته را به کانال تلگرامی خود، گروههای مختلف تلگرامی و دوستانِ علاقمندتان بطور مستقیم ارسال کنید.
همراهی، توجه و مهر شما مخاطبان گرامی و همکاریتان در بیشتر دیدهشدن مطالبِ کانال، موجبِ افتخار کانالِ تلگرامی ایراندل است.
توجه و مهرتان مستدام باد.
@IranDel_Channel
💢
⚫️ آیین ویژهٔ روز بزرگداشتِ حکیم نظامی گنجوی در تبریز
سخنرانان:
● باقر صدرینیا
(موضوع سخنرانی: نظامی گنجوی و نظامی قرامانلی)
● احمد گلی
(موضوع سخنرانی: نظامی و فرمگرایی)
● اسدالله واحد
(موضوع سخنرانی: عشق عذری در لیلی و مجنون)
زمان:
چهارشنبه، ۲۹ بهمن ماه ۱۴۰۴ خورشیدی؛ از ساعت ۱۶ تا ۱۸
جایگاه:
تبریز، خیابان ارتش جنوبی، چهارراه باغشمال، بنیاد پژوهشی شهریار
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 نامهٔ ایران و پرداخت در سنت
از فردوسی تا جلال خالقیمطلق
✍امید غیاثی؛ معاون پژوهشی و راهبردی اندیشکدهٔ ایراناندیشی آتوسا
۸ اسفند ۱۴۰۴ استاد جلال خالقی مطلق، شاهنامهشناس برجسته در آلمان از دنیا رفت و در میان اخبار جنگ و قطعی اینترنت مجالی برای پرداختن به جایگاه ایشان فراهم نشد و به ناچار به تعویق افتاد. بیشک کار بزرگ خالقیمطلق به تصحیح مرجع او از شاهنامه برمیگردد که سالهای زیادی از عمر خود را -همانند فردوسی- وقف این کار کرد.
سهروردی زمانی گفته بود من حکمت و فرزانگی ایرانیان باستان را زنده کردهام و تاکنون کسی در این کار بر من پیشی نجسته بود. امری که میتوان آن را نقطهٔ عزیمت این یادداشت قرار داد. تصحیحِ شاهنامه به عنوان مهمترین سند هویتی ایرانیان در طول تاریخ، کاری بود که تا پیش از این هیچ ایرانی بدان دست نیازیده بود و همواره غیرایرانیان انجام داده بودند. به این معنا میتوان با سخن ابوالفضل خطیبی فقید همراه بود که میتوان به یک اعتبار مطالعاتِ شاهنامه را به قبل و بعد از دکتر خالقی تقسیم نمود. این یادداشت میخواهد زاویهٔ دیدی به کارنامهٔ علمی استاد خالقی را برجسته کند که تلاش علمی او را به رویکرد فردوسی در پرداختن به سرگذشت ایرانیان پیوند میدهد. از این زاویه، مسئلهٔ هویت ایرانی تنها چشمانداز نسبت به اهمیت شاهنامه و شاهنامهپژوهی نیست، بلکه مواجهه فردوسی و شاهنامهپژوه را در افق خلق یا تکرار، تداوم یا تاسیس، مبنا قرار داده و به مسئله بدل می کند.
فردوسی در مواجههاش با سرگذشت ایرانیان در دورهٔ باستان، رویکردی نقادانه و خلاقانه در پیش گرفته بود. او ضمن به بیان در آوردنِ نامهٔ ایرانیان، با پرداختن به جنبههای خاصی از این نامه، مُهر خود را بر آن زده و تنها به تکرار بیتذکر و یا همانند نویسندهٔ یک داستان تماماً خیالی، به خلق از عدم نپرداخته بود. پژوهشهای خالقی را نیز میتوان بر همین مبنا قضاوت کرد. در این نوع مواجهه، سنت پیشین مبنا قرار گرفته است، اما پژوهشگر به طرح مسئله در آن سنت میپردازد. فردوسی در بخش «اندر فراهم آوردن کتاب» اشاره کرده بود که در مواجهه با نامهٔ ایرانیان باستان، چگونه نوری بر جان تاریکش تابید.
این نور تابیدن از یکسو، سبب شد که فردوسی خود از سوی دیگر نوری بر زوایای آن نامه بتاباند. نوری که تابشش در دورهٔ معاصر تاریخ ایران نیز همچنان پابرجاست و خالقی مطلق نیز همانند فردوسی، نوری که از این نامه ایران کهن بر او تابیده بود را درونی کرده و در طولِ سالهای پژوهشش دربارهٔ ایرانِ شاهنامه، تلاش کرد خود نیز نوری دیگر بر آن بتاباند. به این معنا، فردوسی و خالقیمطلق سوژگی خود را در مواجهه با سنت حفظ نموده، ضمن تکرار، به تأسیس هم دست یازیدهاند. براین اساس فعلِ پرداختن را میتوان در توضیح این مواجهه بکار برد. در این پرداختن است که نامهٔ ایرانیان دوباره همزمان هم تکرار و هم تأسیس میشود، هم تأثیر میگذارد و هم تأثیر میپذیرد.
آثار خالقی مطلق دربابِ شاهنامه و فرهنگِ ایران، با مرکزیتِ تصحیحِ او از شاهنامه، به زعم نگارنده اهمیت اصلی خود را در این رویکرد نشان میدهد. هرچند که بر تصحیح او برخی از ادیبان دیگر خُرده گرفته و نقد وارد کردهاند، چنانکه نگارنده نیز با برخی از این استادان مواجهه داشته و نقدهای گاه تیز و تند را نیز شنیده است. این نقدها از منظر علمی در تصحیح نسخ، چه وارد باشند و جه نباشند، در اهمیت آثار خالقی مطلق در شناخت ایران از منظر این یادداشت تأثیری نمیگذارد. آنچه میتوان آموخت این است که ایران را نه سنتمدارانه میتوان درک کرد و نه به شیوههای پست مدرن، بلکه مواجههای میطلبد که از سنخ مواجهههای پدیدارشناسانه و هرمنوتیکی خواهد بود. با وامگیری از فردوسی میتوان گفت که استاد خالقی مطلق نیز تخم سخن دربارهٔ ایران را پراکند، چنانکه ایران همچنان نقش بنیادینی در معنابخشی به زیستِ ساکنان این جغرافیا دارد.
@IranDel_Channel
💢
🔴 بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی و انجمن ایرانی تاریخ (شعبهٔ آذربایجان شرقی) برگزار میکنند:
«کلاسهای شاهنامهخوانی»
آموزگار:
لیلی خبّازی
خوانش و گزارشِ داستانِ «فریدون - گفتار اندر زادنِ منوچهر از مادر»
زمان:
دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی، ساعت ۱۸
جایگاه:
تبریز، خیابان ثقهالاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🎥 اشکان زارع، پژوهشگر تاریخ اندیشه، در گفتگو با «رادیو تاریخِ اقتصاد» توضیح میدهد:
محافظهکاری چیست؟
جنبش محافظهکاری در ایران در چه مرحلهای است؟
@IranDel_Channel
💢
🔴 «دبیرِ خائن»
«امیر گفت همچنین است، که بوالفتح بدان وقت که بهدیوان بونصر بود، هرچه در کارِ پدرِ ما رفتی به ما مینبشتی از بهر پدرش که بهدیوان خلیفت هرات بود.
من که بونصرم گفتم دریغا که من امروز این سخن میشنوم، امیر گفت اگر بدان وقت میشنودی چه میکردی؟
گفتم بگفتمی تا قفاش بدریدندی و از دیوان بیرون کردندی که دبیر خائن بهکار نیاید»
🔴 بُنمایه:
تاریخ بیهقی، تصحیح علی اکبر فیاض، ص.۳۱۰
@IranDel_Channel
💢
🎥 از اسطوره تا تاریخ در شاهنامه؛ دستمایهای برای پرورشِ اندیشهٔ سیاسی ایران
واکاوی چهرهٔ اسطورهای شاهنامه میتواند دستمایهٔ پرورشِ اندیشهٔ سیاسی ایرانیان باشد.
چرا که اسطورهها و حماسههای نهفته در داستان آفرینشِ شاهنامه در بردارندهٔ خویشکاری و رستگاری آدمیزادی است که به بوی زندگی شادکامانه از مینو به گیتی آمده است و درخت زندگی ایرانی را با فلسفهٔ سیاسیِ پیروزی بر اهریمن بالنده نگه میدارد.
جواد رنجبر درخشیلر، دانشآموختهٔ علم سیاست و شاهنامهپژوه تبریزی، در گفتگو با تارنمای «اکوایران» (برنامهٔ سروستان) به واکاویِ چهرهٔ اسطورهای شاهنامه میپردازد.
(زمانِ گفتگو: "۰۷:'۴۸)
🔴 این گفتگو را به طور کامل از تارنمای «اکوایران» تماشا کنید.
🔴 پوشهٔ شنیداری را از «اینجا» بشنوید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 جشننامهٔ چهلوپنج سالگی شاهنامهپژوه برجستهٔ اورمیهای، «سجاد آیدنلو»
رونمایی از کتاب «یکی اُرمویمردِ شهنامهدان» در شهرِ اورمیه
نشستِ رونمایی از کتاب «یکی اُرمویمردِ شهنامهدان؛ جشننامهٔ چهلوپنج سالگی دکتر سجاد آیدنلو» چهارم خرداد ماه ۱۴٠۵ خورشیدی از سوی ادارهٔ کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان آذربایجان غربی با همکاری دانشگاه آفاق در شهر اورمیه برگزار شد.
«یکی ارمویمرد شهنامهدان»، جشننامهٔ ۴۵ سالگی دکتر سجاد آیدنلو، شاهنامهشناس برجستهٔ اهل اورمیه است؛ که به کوشش «رضا غفوری» در ۱۱۱۸ صفحه، شامل ۷۰ مقاله و یادداشت در زمستان ۱۴٠۴ خورشیدی از سوی نشر ادبیات منتشر شده است.
🔴 گزارشِ این نشست را از «اینجا» بخوانید.
#اطلاع_رسانی | #گزارش
@IranDel_Channel
💢
🎥 واکنشِِ مردمِ ایران به فرشِ اصیلِ ایرانیِ پهنشده در کفِ بازار
@IranDel_Channel
💢
⚫️ I R A N
My heart beats for you…
@IranDel_Channel
💢
🎥 از تبریز برای ایرانَش..
بگو
بگو این وطن
اگر خستهتَن
از آنِ من است
بخوان
بخوان بیامان
که این نیمهجان،
ایرانِ من است...
@IranDel_Channel
💢
🔴 چرخش ایدئولوژیک حزبِ دموکراتِ کردستانِ ایران؟
✍️ احسان هوشمند
درست سه ماه پیش و ۳۴ سال پس از فروپاشی کشور سوسیالیستی اتحاد جماهیر شوروی سابق، رهبر پکک، عبدالله اوجالان اعلام کرد که سازمان کارگران کردستان ترکیه که بنیان خود را بر سوسیالیسمِ واقعگرا گذاشته بود، دچار بنبست نظری و تئوریک شده و بر این اساس انحلال و خلع سلاح سازمان مذکور را اعلام کرد. اوجالان گفت سازمان کارگران کردستان ترکیه که از نظر تئوری، برنامه، استراتژی و تاکتیک، به شدت تحت تأثیر تئوری واقعگرای سوسیالیستی قرار داشت، اینک دچار بحران معنا و تکرار مفرط شده است. به این ترتیب اوجالان با تأکید بر بنبست نظری و تئوریک سازمانی که رهبری آن را بر عهده داشت، خلع سلاح و انحلال سازمان پکک را اعلام کرد. این مهمترین چرخش نظری و سیاسی عبدالله اوجالان در پی چهار دهه شورشِ مسلحانه و پس از کشتهشدن دهها هزار نفر از نیروهای نظامی ترکیه و اعضای پکک و شهروندان عادی است. جدای از نتیجه احتمالی پیام اوجالان و اینکه آیا پکک در نهایت خلع سلاح و منحل میشود یا خیر، این نکته بسیار مهم است که اوجالان هرچند دیرهنگام، اما بالاخره بنبست نظری مبارزهٔ مسلحانه و سیاسی بر مبنای سوسیالیسم را پذیرفت.
این تنها سازمان کارگران کردستان ترکیه نبود که بنیان ایدئولوژیک خود را روی سوسیالیسم بنا کرده بود بلکه سازمانهای مشابه در عراق و حتی ایران نیز سوسیالیسم را اساس ایدئولوژیک سازمانی خود قرار داده بودند. اتحادیهٔ میهنی کردستان عراق به رهبری جلال طالبانی که خود متشکل از چند سازمان کوچکتر بود نیز اساس ساختار خود را بر ایدئولوژی مارکسیستی استوار کرده بود. حزب دموکرات کردستان ایران و سازمان کومله زحمتکشان نیز دو سازمان مسلح ایرانی هستند که بنیان مرام خود را بر اساس سوسیالیسم و مارکسیسم قرار دادند و هر یک به درجاتی تحت تأثیر سوسیالیسم قرار داشتند. هرچند این سازمانها با شعبههای مختلف در دورهٔ ۳۴ ساله پس از فروپاشی شوروی سوسیالیستی سابق هیچگاه به بازنگری و بازبینی تجارب نظامی و سیاسی و رویکرد ایدئولوژیک و نیز پیامدهای این تجارب خود نپرداختند و همچنان در چارچوب ایدئولوژی چپ به فعالیت خود ادامه دادند! حتی در دورهای که حزب مادر یعنی حزب کمونیست شوروی سابق از هم پاشید! اما در هفته گذشته در پی بالاگرفتن بحث دربارهٔ انحلال پکک، خالد عزیزی، سخنگوی حزب دموکرات کردستان ایران در یک گفتوگوی تلویزیونی اعلام کرد که حزب دموکرات کردستان ایران هویت ایدئولوژیک به خود نگرفته است. او در ادامه گفت تجربهٔ کمونیسم و سوسیالیسم و چپ در دنیا ضررهای زیادی در پی داشت و همه کشورهایی که آن را تجربه کردند، عقب افتادند.
او در ادامه با اشاره به نفوذ ایدئولوژی چپ در میان احزاب کردی در عراق، ترکیه، سوریه و ایران گفت نفوذ ایدئولوژی چپ ما را از دنیای دموکراسی دور کرد. هرچند خالد عزیزی دربارهٔ این بخش اخیر از سخنان خود و ابعاد آن توضیح زیادی ارائه نکرد. سخنان خالد عزیزی در مخالفت با نفوذ ایدئولوژی چپ و کمونیستی و سوسیالیستی در میان سازمانها و احزاب کُردی منطقه موجب واکنشهای تند تعداد زیادی از اعضای گروههای چپ و مارکسیست کُردی و دیگران شد. اما تمام این انتقادات علیه خالد عزیزی حاوی دفاع علنی یا در لفافه از ایدئولوژی مارکسیستی و سوسیالیستی در میان سازمانهای کردی بود.
۱- خالد عزیزی ضمن مخالفت با نفوذ ایدئولوژی چپ در میان احزاب رقیب در کردستان ایران، اشاره میکند که سازمان متبوع او یعنی حزب دموکرات کردستان ایران از ایراد مبراست و حزب دموکرات هویت ایدئولوژیک به خود نگرفته است. این ادعا با واقعیات تاریخی سازگار نیست. به عنوان نمونه حزب دموکرات کردستان تحت دبیرکلی عبدالرحمن قاسملو در نشریهٔ کردستان در سال ۱۳۵۴ با انتقاد از روش همین حزب در دورهٔ احمد توفیق، دبیرکل پیشین حزب دموکرات کردستان ایران که موجب اخراج قاسملو از حزب شده بود، ادعا کرد: حزب در دورهٔ احمد توفیق از خط مشی مترقیانه منحرف و رهبران اصلی حزب از راه اصلی و صحیح حزب منحرف شده و در منجلاب ناسیونالیسم غلتیده بودند و آرمان نهایی حزب تحت رهبری عبدالرحمن قاسملو را ساختن جامعهٔ عادلانه سوسیالیستی در کردستان اعلام کرد.
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🎥 دکتر جواد طباطبایی در درسگفتار منتسکیو، در مورد مفهومِ اصلیِ «اصلاحات» گفت:
«اصلاحات بدون فهم ریشهٔ اصلی تباهی و آنچه که باید اصلاح شود، ممکن نیست.»
@IranDel_Channel
💢
⚫️ اسفندگان
پنجمین روزِ ماه اسفند (اسفند روز از ماه اسفند) در فرهنگِ کهن ایران، جشن اسفندگان است که با زن، زمین، زایندگی و باروری سرشته است و سالهاست که با کمی مدارا با عشق هم پیوند داده شده است. شاید در این زمستان سرخ ایران، شایستهست اسفندگان با این طرح تلخ و ماندگار یاد شود.
(کارتون از هادی حیدری)
@IranDel_Channel
💢
🔴 به یاد ایرانشناسِ برجستهٔ گرجستانی، پرفسور نوماد بارتایا
✍️ احسان هوشمند
نوماد بارتایا یکی از ایرانشناسان نامی گرجستان و منطقهٔ قفقاز پس از چند دهه فعالیت علمی و ارتقای دانش ایرانشناسی در روسیه و قفقاز درگذشت. پرفسور نوماد بارتایا در شش دههٔ گذشته با تدریس و تحقیق دربارهٔ ایرانشناسی و زبان فارسی سهم مهمی در آموزش و گسترش ایرانشناسی و معرفی پیوندهای زبان فارسی با زبان گرجی در گرجستان ایفا کرد.
نوماد بارتایا در سال ۱۹۴۴ در غرب گرجستان متولد شد و در دههٔ شصت مسیحی به صورت رسمی آموزش و تحقیق در فضای دانشگاهی و دپارتمان شرقشناسی دربارهٔ زبان فارسی و نیز پیوندهای فرهنگی و ادبی میان ایران و گرجستان را آغاز کرد.
نوماد بارتایا در حدود شش دهه فعالیت و تحقیق و آموزش موفق به تربیت شاگردان ایرانشناس بسیاری شد. بارتایا در دانشگاه دولتی تفلیس و نیز دانشگاه کوتایسی عهدهدار منصب استادی شرقشناسی و ایرانشناسی بود. بارتایا در چند دانشگاه ایران نیز تحصیل کرده بود و چنین تجربهای که آمیختهای از تحصیل در دورههای عالی در ایران و مطالعات میدانی و اسنادی و کتابخانهای در گرجستان هم بود موجب شده بود تا وی با دانشی وسیع در حوزهٔ بسیار با اهمیت ایرانشناسی به تحقیق و مطالعه و آموزش بپردازد.
نوماد بارتایا افزون بر تدریس و تحقیق سردبیری چند نشریه را بر عهده داشت و به این ترتیب در حوزهٔ عمومی هم سهمی در تعمیق مناسبات فرهنگی ایران و گرجستان بر عهده داشت. اثر پژوهشی واژگان فارسی در زبان گرجی طبق «فرهنگ عامیانهٔ شهری» یوسب گریشاشویلی یکی از آثار پژوهشی نوماد بارتایا است که با همراهی رایزنی فرهنگی سفارت ایران در گرجستان منتشر شده است.
پیوندهای تاریخی و تمدنی بسیار عمیق و گستردهٔ ایران و گرجستان یکی از زمینههای مطالعاتی جالب توجه در حوزهٔ ایرانشناسی است. وجود میراث تاریخی و بناهای تاریخی و باستانی قابل توجه ایرانی در عصر باستان تا دورههای متأخر، کتیبهها و سنگنوشتهها، نسخ خطی، بناها و بقایایی از میراث تاریخی مشترک اعم از کاخها و قلعهها، جواهرات و سکهها و حتی گسترش نامهای شاهنامهای در میان شهروندان گرجستانی و نیز سهم نخبگان گرجستانی در میان نخبگان نظامی و لشکری و کشوری ایرانی در دورههای مختلف از جمله در عصر صفویه، مانند اللهوردیخان، از جمله زمینههای مطالعات حوزهٔ ایرانشناسی است.
اوستیای جنوبی یکی از مناطق کشور گرجستان است که در آن قوم آلان مستقر هستند که به یکی از زبانهای ایرانی تکلم میکنند. این ویژگی فرهنگی یعنی حضور آلانها و اوستها نیز فرصتی برای بسط دانش ایرانشناسی است. همچنین در گرجستان گروهی کمشمار از ایرانیان لاهیج و تات هم مستقر هستند.
مساجد ایرانی هم یکی دیگر از نشانههای ماندگار میراث مشترک ایرانی - گرجی است. تأثیر شاهنامه در شکلگیری داستانها و حماسههای گرجی بهویژه - پلنگینهپوش - برجستهترین اثر ادبی گرجی نیز موضوعی است که بسیار مورد توجه محققان گرجستانی قرار گرفته است. بد نیست اشاره شود که نخستین ترجمههای شاهنامه و بسیاری از آثار ادبی ایرانی در هشتصد سال گذشته در گرجستان صورت گرفته است و این نشان از پیوندهای فرهنگی عمیق دو کشور و دو ملت در فراز و فرودهای تاریخی است.
زمینههای مشترک تاریخی و تمدنی و فرهنگی میان ایران و گرجستان موجب شده تا در سده گذشته رشتهٔ ایرانشناسی در این کشور رشد و گسترش مناسبی داشته باشد، هر چند در دهههای اخیر حمایت ایران از این رشته و زبان فارسی در قفقاز و دیگر نقاط جهان با کمتوجهی مزمنی دست به گریبان بوده است. در سدهٔ گذشته رشتهٔ ایرانشناسی با تلاشهای دانشمندان بزرگی چون یوری نیکولایویچ مار، ای. جاواخیشویلی، گ. آخولدیانی، یو. آبولادز تا تئو چخهایدزه، همچنین محقق فقید و سفیر سابق گرجستان در ایران شادروان جِمشید گیوناشْویلی سهم به سزایی در گسترش ایرانشناسی و مناسباتِ فرهنگی ایران و گرجستان ایفا کرده و دانشمندان برجستهای چون استاد نوماد بارتایا در این مسیر تلاشی خستگیناپذیر داشتند.
🔴 دنبالهٔ یادداشت را «اینجا» بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
🎙 اجرای کمتر شنیده شدهای از تصنیفِ "از خون جوانان وطن"، ساختهٔ ماندگارِ عارف قزوینی توسط غلامحسین بیگجهخانی از موسیقیدانان و تارنوازانِ ایرانی در مکتبِ تبریز
@IranDel_Channel
💢